فریبایی یا فریبندگی؟

در سنین جوانی و نوجوانی، در مهمانی‌های خانوادگی، زیاد می‌شنیدم که پس از جدایی یک زوج می‌گفتند: فلانی زیبارو بود و راست می‌گویند که بخت خوش کمتر در زندگی به زیبارویان رو می‌کند! یا می‌شنیدم که وقتی یکی از دختران خویشاوند، با شکلی سخت و دردناک از همسرش جدا شد، مادربزرگم می‌گفت: انگار هیچوقت زندگی همه‌ی نعمت‌ها را بر یک نفر تمام نمی‌کند. لاله زیبا بود، اما زندگی برایش زیبا نشد.

حرف‌هایی که در دوران کودکی می‌شنویم، در پیچ و خم ذهن ما و در میان انبوه خاطرات، کمرنگ می‌شوند، اما فراموش نمی‌شوند. دیر یا زود،‌ به بهایی یا به بهانه‌ای، از جای دیگری در ذهن، سر بر می‌آورند و پیش چشمت مجسم می‌شوند.

سالها بعد، در محیط کار، می‌دیدم که زیبارویان ساده‌تر از دیگران رشد و ارتقا پیدا می‌کنند. در زندگی و ازدواج می‌دیدم که آنها، گزینه‌ی مطلوب‌تری برای قدرتمندان و ثروتمندان هستند. آنچه اینجا می‌دیدم با شنیده‌های دوران کودکی متفاوت و یا بهتر بگویم متعارض بود.

سالها گذشت و دوستان دور و نزدیک زیادی را دیدم که به قول مادربزرگم، انگار زندگی همه چیز را بر آنها تمام نکرده بود. زیبایی را داده بود و رضایت را گرفته بود. مشکلات متعدد در رابطه‌ و شغل و زندگی.

آنچه اینجا می‌گویم یک تحقیق آماری نیست. احتمالاً من هم مانند هر فرد دیگری، می‌کوشم شواهد بیشتری برای آموخته‌های قدیمی خود بیابم تا با تقویت و تایید آنها، احساس امنیت کنم. اما یک چیز را به تجربه‌ی تمام این سالها، به اتکای شنیده‌ها و خوانده‌های این سالها، خوب فهمیده‌ام. زیبایی و جذابیت،‌ به همان اندازه که فرصت است، می‌تواند تهدید باشد.

وقتی که فرد زیبایی را می‌بینیم و جذب او می‌شویم، هنگام شکل گیری رابطه، تفاوت‌ها را کمرنگ‌تر می‌بینیم. زیبایی، مخاطب بخش احساسی مغز است و تفاهم، دغدغه‌ی بخش منطقی. و از آنجا که ظاهراً در مسیر تکامل، احساس صدها هزار سال زودتر از منطق، رشد و تکامل و توسعه را تجربه کرده است و ترس  و ناراحتی و شوق و برانگیختگی – بر خلاف اندیشیدن و تحلیل – قدمتی به اندازه‌ی قدمت موجودات زنده روی این کره‌ی خاکی دارد، نهایتاً در این نبرد، عموماً پیروزی از آن احساس است.

چنین می‌شود که منطق هم رام احساس می‌گردد: «تفاوت‌ها زیاد نیست. اختلاف نظر‌ها جزیی است. سلیقه‌ها تغییر می‌کند. در آینده بیشتر به هم شبیه می‌شویم. اصلاً همین تفاوت‌هاست که زندگی را جذاب می‌کند! حتی می‌گویند قطب‌های مخالف جذب هم می‌شوند و …».

من برای اینکه شانس خودم را در رابطه با تو افزایش دهم، از مواضعم عقب نشینی می‌کنم. سلیقه‌ام را پنهان می‌کنم. مخالفتم را در لباسی از ترس و تردید پنهان می‌کنم و بسیار نرم و آرام، شاید در حد شوخی یا لطیفه، برای تو بیان می‌کنم. و چنین است که رابطه آغاز می‌شود.

چه کنیم که به قول آن دوست نازنینم – در پاسخ به من که می‌گفتم زیبایی در ازدواج خیلی هم مهم نیست می‌گفت – واقعیت این است که: «درست می‌گویی. زیبایی عادی می‌شود. اما زشتی، هرگز عادی نمی‌شود!»، اگر چه زشتی عادی نمی‌شود، اما زیبایی به سرعت عادی می‌شود و در نگاه ما رنگ می‌بازد.

چنین می‌شود که تفاوت‌ها به تدریج پررنگ و پررنگ‌تر می‌شوند. خشونت کلامی و رفتاری در رابطه جدی‌تر می‌شود. تنش‌ها هر روز یکی از پس دیگری پدیدار می‌شوند و فرسایش شکل می‌گیرد و در نهایت، دو طرف یا رسماً از رابطه بیرون می‌روند، یا به کمک ابزارها و تکنولوژی یا به مدد دنیای شگفت انگیز خیال، هر یک زندگی دومی را – در پس رابطه و زندگی رسمی – آغاز می‌کنند.

دوستانی که دانشجویان قدیم من در کلاس مذاکره با شیطان بودند، به خاطر دارند که همیشه تاکید داشتم: «دروغ با فریب فرق دارد. دروغ را می‌گویند. فریب را می‌خورند. به عبارتی، در دروغ نقش خطیب پررنگ‌تر است و در فریب، نقش مخاطب». من همانروز که تو را می‌بینم و می‌کوشم خودم را برای پذیرش تمام تعارض‌ها و تفاوت‌ها ترغیب کنم، فریب خورده‌ام. بله. تو فریبا بودی اما فریبنده نبودی. فریبا بودی چون زیبایی و جذابیت تو، این فرصت را فراهم می‌کرد که من، به فریفتن خودم ترغیب شوم!

در محیط کار هم شبیه همین را می‌شود دید. زیبارویان کمتر مورد انتقاد قرار می‌گیرند. به شوخی‌های بی‌مزه‌ی آنها در جلسات کاری، می‌خندند و اشتباهات آنها، سهوی فرض می‌شود. کم نیستند کسانی که وقتی به توسعه توانمندی‌های اطرافیان فکر می‌کنند، زیبارویان را در اولویت قرار می‌دهند تا هم خیر دنیا در آن باشد و هم آخرت!

این نوع رشد، رشد شکننده است. دیر یا زود، جایی می‌شکند و آنجاست که هزینه‌ها آغاز می‌شود.

این موضوع به شکل‌های مختلف همیشه در ذهنم بوده. حتی وقتی مقاله Business Insider را راجع به مزیت های زیبایی می‌خواندم و یا می‌دیدم که گاهی خنگ بودن را هم در ادبیات خیابانی انگلیسی با ‌بلوند بودن (که برای موهای طلایی زیبا هم به کار می‌ٰرود) بیان می‌کنند. مستقل از اینکه خنگ بودن یا خنگ جلوه کردن را شیوه‌ای برای جلب توجه بدانیم یا واقعیتی از توانایی پایین سیستم شناختی مغز، یک واقعیت مشخص است آنها که از زیبایی و جذابیت بهره برده‌اند، بیشتر در خطر «بازخورد نگرفتن و یادنگرفتن» قرار می‌گیرند. چون اطرافیان آنها را آنچنانکه هستند، تحمل می‌کنند و می‌پذیرند و به این شیوه، اگر چه در کوتاه مدت رضایت و شادی را به آنها هدیه می‌دهند اما در بلندمدت، فرصت رشد و توسعه را از آنها می‌گیرند.

مثل همه‌ی بحث‌های دیگری که می‌گویم،‌ اینجا هم باید «قوانین یادگیری» را لحاظ کرد. خود من هم هنگام نوشتن این متن، مثالهای نقض در ذهن داشتم. البته امیدوارم خواننده‌ی متن، آنقدر ساده‌اندیش نباشد که با خواندنش، صرفاً دختر کارمند شرکت همسایه را به خاطر بیاورد که لندکرویزرش را نمی‌تواند در محل کامیون‌های شرکت هم پارک کند!

ماجرای فریبایی و فریبندگی، فراتر از جنسیت و حتی فراتر از زیبایی فیزیکی است. شرکت‌های فریبا هم زیاد هستند. آنها که برندهای بزرگ دارند و همین زیبایی و جذابیت، ضمن ایجاد فرصت‌های جدید، دردسرهای جدی را هم برای آنها ایجاد می‌کند. صنایع فریبا هم زیاد هستند. همینطور رشته‌های دانشگاهی فریبا. همچون دوست من که به سراغ پزشکی رفت و می‌گفت ترس از خون، مسئله‌ی مهمی نیست و به سرعت درمان می‌شود و امروز، در یک آژانس مسافرتی، مشغول کار است…

زیبایی، فریبا است اما فریبنده نیست. فریبی اگر هست، من و تو «خودمان» خورده‌ایم…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+367
  


56 نظر بر روی پست “فریبایی یا فریبندگی؟

  • علی انصاری می‌گه:

    من یه اعتقادی دارم و اونم اینه که میگم هر چی چهره یا قیافه یه فرد عادی تر و معمولی تر باشه زندگیش راحت تره و حتی هرچی که ما خودمون هم در زندگی عادی تر و معمولی تر باشیم عزت نفس بیشتری داریم و راحت تر زندگی میکنیم.اونهایی که خیلی خوشکل زیبا هستن شاید به همون میزان اعتماد به نفس بیشتر دارن و حتی موقعیتهای بهتری دارن اما واقعیت اینه که به همون میزان نگاههای دیگران به آنها و این معیار زیبا بودنشون در نظر طرف مقابل میتونه گهگاهی از درون اونها رو دچار بهم ریختگی کنه………

    Thumb up 0

  • روح اله می‌گه:

    سلام به استاد گرام و عزیز

    بنطرم زیبایی یه موضوع مفهومی است تا یه چیز مصداقی، چرا که در مورد های مصداقی موضوع از فرد به فرد از جامعه به جامعه دیگر از دین و مذهب به دین و مذهب دیگر از کشور به کشور دیگر از فرهنگ به فرهنگ دیگر می تواند نظرها و سلایق و انجام فعلها در خصوص مصداق زیبا بودن متفاوت باشد.البته ذات انسات زیبا دوست است و این یک صفت خدادادی است که در وجود انسانها نهفته است ، شرط منطق و احساس هم چیزی است که باز در واقعیت وجود دارد ولی اگر آگاهانه بسمت زیبایی در مفهوم کل نقشها و مسولیتهای زندگی چه انفرادی چه اجتماعی و … برویم میبینم که باید پلی بین این دو ایجاد کرد تا به انسان کامل رسید. اما معنی اینکه زیبایی یه موضوع مفهومی است یعنی چه ؟ استاد بسیار عزیزی داشتم در سال ۷۶ درس معارف میداد بنام آقای بیک محمدی ایشان این بحث را در کلاس مطرح کرد ، نظر دانشجویان را در باره زیبایی جویا شد و کل کلاس در خصوص مصداقها مطلب مطرح میکردند و هیچکس از مفهوم حرفی نزد و در آخر خودشان اینطور توضیح دادند زیبایی میتونه طی راه یک مسیر موفقیت آمیز در جهت یک هدف و یک برنامه خوب باشه و همه چیزهای زیبای دیگه میتونه در آن وجود داشته باشه ، زیبایی رسیدن به تکامل و …….

    Thumb up 0 Thumb down

    Thumb up 1

  • نگاه می‌گه:

    باز هم سپاس از اینکه با نگاه عمیقت یک موضوع به ظاهر ساده را به این زیبایی مطرح کردین. بخصوص اشاره به اینکه این درمورد شرکتها و مسایل دیگرهم مطرح است، نکته جالبی بود.
    بنظر من انسان ذاتا زیبایی را دوست دارد و ازش لذت می بره ولی نکته مهم اینه که شما گفتین: باید مواظب باشه خودشو فریب نده.
    مثلا در مثال خانمهای زیبایی که به راحتی مزایای کاری و غیره می گیرند و یکجایی با مشکل مواجه می شوند، بنظر من خود اون خانم هم خودشو فریب داده که فکر کرده لیاقتشو داشته یا اینکه همیشه میتونه با زیباییش کار را جلو ببره. اگر فریب نده حتی اگه موقعیت خاصی نصیبش شود سعی می کند با کسب مهارت و دانش لازم خودش را به حد مطلوب برساند.
    همونی که گفتین: ما خودمون فریب را میخوریم.

    Thumb up 0

  • مريم هاشمي طبا می‌گه:

    خیلی خوب بود وبسیار ظریف. حیفم اومد تنها با یک لایک تشکر کنم.
    البته دیدن این نکته هم خالی از لطف نیست که مقبولیت اولیه برای فرد و یا شرکت زیبا، سبب حس موفقیت(چه واقعی و چه کاذب) او می شود. و این حس منجر به افزایش اعتماد به نفس او می شود و اعتماد به نفس بیشتر و بهتر انگیزه ی موفقیت های بعدی رو به دنبال داره

    Thumb up 0

  • روح اله می‌گه:

    سلام روح اله هستم فکر کنم کامنت من ناقص گذاشته شده چون من نظر استادم در رابطه با تعریف مفهومی زیبایی را در داخل گیومه شرح داده بودم و چاپ نشده است می خواستم بدانم من در ارسال اشتباه کردم و مطلب بدست شما نرسیده و یا شما آن را حذف کردید که چنانچه اینطور است مایلم علت را جویا شوم. با تشکر

    Thumb up 0

    • شادی قلی پور می‌گه:

      سلام
      آقای روح اله
      کامنت شما همانطور که بدست ما رسیده است تایید شده و ویرایشی از سوی ما انجام نگرفته است.
      لطفا مجددا کامنتتان را ارسال نمایید تا تایید شود.

      Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *