شگفت ترین قمار…

قمارخانه را بسته اند. همه رفته اند.

فضا نیمه تاریک است و جام ها نیم نوشیذه.

میز گرد بازی، در آن میانه، ساکت و آرام. چه آنکه، هزاران بازی به خود دیده است.

خسته از تکرار بردها و باختها.

خسته از اشک های شوق برندگان و لبخندهای تصنعی بازندگان.

ورق ها پراکنده روی میز ریخته اند.

پسرک، به نوبت جای هر یک از قماربازها می نشیند،

میکوشد به جای هر یک از آنها فکر کند، به جای هر یک از آنها شرط ببندد، به جای هر یک از آنها بازی کند…

پسرک ساعت هاست پشت میز قمار نشسته،

نه بازی در کار است و نه بازیگری.

قمار او، هر گونه که پیش رود، میز یک بازنده میخواهد و او تنها بازیگر میز است…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+45
  


12 نظر بر روی پست “شگفت ترین قمار…

  • نیما می‌گه:

    زندگی بدون رعایت اصول مذاکره قمار محضه!!!( تجربه شخصی )
    اولین خطا توی دنیای واقعی با آدمای واقعی عملا آخرین خطاست.. . .

    Thumb up 2

  • ﻣﺤﻤﻮﺩ می‌گه:

    ﺧﻨﮏ ﺍﻥ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﺒﺎﺧﺖ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩﺵ
    ﻭ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻫﯿﭽﺶ ﺍﻻ ﻫﻮﺱ ﻗﻤﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ

    Thumb up 5

  • Neda.sh می‌گه:

    تمام زندگی یک قماره که توی خیلی از لحظاتش تنها بازیگر خودتی برد و باختت هم بستگی به ورق هایی داره که در اختیار داری حالا ورقهای زندگی میتونه فکر ، تصمیم ، انتخاب ،تعادل و…..
    در قمار زندگی به خود باختن دردناکتر از به دیگری باختنه
    مهندس جان بابت خبرهایی خوبی که بهمون دادی خیلی ممنون منتظر شنیدن صداتون از رادیو مذاکره هستیم

    Thumb up 0

  • الف می‌گه:

    شب بخیر

    قمار تکرار بردن و باختن ! میشه برنده یا بازنده نهایی را مشخص کرد ؟

    Thumb up 0

  • رها می‌گه:

    خطر کن پای میز قمار بنشین چیزی برای از دست دادن وجود ندارد فقط کمی وقت برای بازیگوشی برای زمزمه آوازی دل انگیز باقیست ….

    Thumb up 0

  • شیما می‌گه:

    کاش پسرک چن دیقه هم که شده فضای نیمه تاریک قمار خونه رو به حال خودش رها می کرد، میزد بیرون و… به آسمون چشم می دوخت! فقط واسه چن دیقه
    شاید اگه یکم ساده لوحی پیشه کنه بتونه صدای ستاره رو بشنوه که میگه: بخند :) منم دارم میخندم

    البته امشب هوا ابریه و شنیدن صدای ستاره سخت تره و آسونتر 😉

    Thumb up 2

  • سارا.ر می‌گه:

    قمارخانه عادت داره به برد و باخت، اما پسرک قصه ما میتونه برنده هم باشه چون تنها بازیگر میزه!

    Thumb up 1

  • شیوا می‌گه:

    چه تلخ، چه غمگین!!!!
    اما کازینو اینقدر خستگی نداره.
    میشه اینجوری بهش نگاه کرد که :
    میز گرد بازی، در آن میان، ساکت و آرام، هزاران بازی به خود دیده.
    پر از تجربه خنده های مستانه برندگان و شور بازندگان برای بازی دوباره.
    هنوز هم با تکرار بردها و باختها مشغول است و آرام،چه چیزی بهتر از آرامش در میان آن غوغا!!!!!
    پسرک، به نوبت جای هر یک از قماربازها می نشیند،
    میکوشد به جای هر یک از آنها فکر کند، به جای هر یک از آنها شرط ببندد، به جای هر یک از آنها بازی کند…
    و این خودش دنیای لذت است، لذت اندیشیدن، حدس زدن اندیشه های مجازی و لذت رویای بازی
    پسرک ساعت هاست پشت میز قمار نشسته،در تردید بازی با DEALER
    قمار ، بازنده و برنده می خواهد و او تنها بازیگر میز است…
    چه چالش پر هیجانی است این ۵۰% شانس برنده بودن، هر چند قرار است به تنهایی بازی کند!

    Thumb up 1

  • رها(اسفند) می‌گه:

    «زندگی مانند آونگی میان رنج و کسالت در حرکت است. پس از آن که انسان تمام رنجها و شکنجه های خود را در توهم دوزخ خلاصه کرد، برای بهشت چیزی جز کسالت باقی نمی ماند.»
    شپنهاور
    چقدر خوب با او همذات پنداری می کنم، بازیگر تنهای میز قمار بازان…

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *