شوخی با نزدیک ترین کسی که دارم (خدا)

شوخی

یکی نوشته: اگر اول سخنرانی «به نام خدا» میگفتی، آخر کار وقت کم نمی آوردی. اما من هر چه فکر میکنم اینطوری ۱۵ ثانیه بیشتر وقت کم می آوردم!

جدی

مهم نیست که در دل بگویی به نام خدا یا بر زبان. مهم نیست نام خدا را صدا کنی یا نه. مهم این است که راه خدا را درست طی کنی. من آن روزی که معلمی را اولویت اول زندگیم قرار دادم و همه چیزم را به پای آن گذاشتم، راه خدا را انتخاب کردم و میدانم که روز قیامت چگونه پاسخگوی پروردگارم باشم. دوست من. تو اما اگر در راه شیطان میروی، نام خدا را از زبانت حذف نکن تا لااقل چهره منافقانه ات را حفظ کرده باشی…

منطقی

در روزگاری که «نام» خدا، برای برخی «نان»  میآورد، ترجیح میدهم سکوت کنم و نامش را در دلم به صدای بلند فریاد بزنم…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+82
  


23 نظر بر روی پست “شوخی با نزدیک ترین کسی که دارم (خدا)

  • هومن کلبادی می‌گه:

    بزرگترین درسی که این روزگار به افراد نان به نرخ روز خور داد ، تظاهر بود

    Thumb up 1

  • M.H.B می‌گه:

    می دوندید مشکل کجاست؟! من هم مثل شما خیلی از کارهام رو دلی انجام می دادم و حس می کردم که اصلا لزومی نداره که بخوام حرف‌های دلم رو بلند بیان کنم . اما یه سری اتفاق برام پیش اومد که خیلی به من درس داود اون هم این بود که تو این هیاهوی روزگار یه سری اتفاق داره می افته (نمی دونم آدم ها دیگه حوصله فکر کردن و کشفیات رو ندارن یا اینکه اینقدر احتمالات ممکن وجود داره که احتمال نیت من خیلی کمه -اینو به این دلیل می گم که حتی آدم هایی که منو خیلی خوب می شناسن بعضی موقع ها یه حرفی می زنن که خودم هم شوک می شم) که لازم می شه تو بعضی شرایط آدم دقیقا اون موضعش رو مشخص کنه. بعضی موقع ها واقعا به این روشن سازی ها نیازه.

    Thumb up 1

  • فرشته می‌گه:

    واقعا عالی بود! از ادمای ریا کار متنفرم…

    Thumb up 2

  • بهرنگ می‌گه:

    سال ۷۲، دانشگاه پلی تکنیک کلاس معارف اسلامی نمیدونم یک یا دو،یک سخنرانی کوتاه در مورد یونگ آماده کرده بودم و سر کلاس ارائه کردم. کلی مطلب جمع کرده بودم و طوری تنظیم کرده بودم که همکلاسی ها به چالش کشیده بشن و بحث کنن..آخر مطلب منتظر شدم. همه ساکت نگاه می کردن و فقط یک برادر ارزشی با کمی عصبانیت و خشونت پرسید: چرا مطلب رو با نام خدا شروع نکردی؟؟؟
    گفتم: اگر از کل مطلب من فقط همین سوال رو دارید من متاسفم.
    درس رو حذف کردم تا ترم های دیگر…

    Thumb up 2

  • میلاد می‌گه:

    “نبین که می گوید، ببین چه می گوید”

    من شخصا، همیشه در معلمانم به دنبال چیزی میگشتم که به بهترین شکل آن را میدانستند ، همه انسانها اخلاقیات خود را دارند، چه اهمیت دارد که محمدرضا با خدا باشد یا نه مسلمان باشد یا نه ! مهم اینست که من از او چه می خواهم و آیا او تواناییش را دارد یا خیر

    Thumb up 0

  • پویا می‌گه:

    یه سوالی سالها ذهن فلاسفه رو به خودش مشغول کرد:
    وقتی داشتم دیدگاه هارو می خوندم یاد این پرسش افتادم
    ” آیا خدا انسان را آفرید یا انسان ها خدا را؟ ”
    پاسخ قسمت اول قطعا بله است…
    اما در مورد قسمت دوم، منظور از آفرینش خدا توسط انسان یک امر صرفا ذهنی است نه یک امر مادی. هگل میگه: اگر انسان نباشد خدایی هم وجود نخواهد داشت. خداوند مخلوق تصور انسان است.انسان خودرا در قالب خدای فرضی خود قرار میدهد و سپس بدینوسیله خود را کامل و تواناتر احساس میکند…

    Thumb up 0

  • aseman می‌گه:

    چه جالب! شنیده بودم کتاب مثنوی معنوی مولانا برای این ناتمام ماند که مولانا با بسم الله کنابش آغاز نکرد.

    Thumb up 1

  • خدای بزرگم تو را هزاران بار سپاس که تمام مشکلات این مملکت بزرگ حل و فصل شده و همه چیز بر وفق مراد است فقط مشکل اینجاست که آقای شعبانعلی در آغاز نام تو را ذکر نکرده.
    چه خوب گفت موسا به شُبان:
    هر کسی را سیرتی بنهاده ام هرکسی را اصطلاحی داده ام
    استاد بسیار تاسف میخورم که نتونستم در این همایش که دوستان بسیاری ازش تعریف می کنند و چیز ها یاد گرفتند شرکت کنم.

    Thumb up 0

  • سارا.ر می‌گه:

    به نام خدا
    آقا معلم یه دونه ای :)

    Thumb up 3

  • امیر می‌گه:

    سلام.
    فکر میکنم محمدرضا اینکه به حتی یک نفر توی همایش یاد داده باشی که اصلا انتخاب چی هست بهترین یاد خدا را بجا آوردی.یادم اومد به جمله ای از قران:به هر طرف که رو کنید روی او همان سو است.ایمان و نیکی اصل است نه به این سو و آن سو رو کردن.
    همیشه به نام خدا گفتن به این معنی نیست که به یاد خدا هستیم:نه هر که کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داتد

    Thumb up 1

  • معصومه می‌گه:

    من دوست داشتم به نام خدا بگید چون شیندن نام خدا از زبان کسانی که نانش را می خورند شیرین نیست اما از زیان شما شیرین می شد
    در ضمن من برای اولین بار در همایش شما شرکت می کردم و
    شما را از نزدیک می دیدم در کل مفید بود اما یک مقدار گیج شدم در پست های بعدی سوالاتم را مطرح می کنم

    Thumb up 7

  • پرویز می‌گه:

    دوستان عزیز
    به خدایی که در این نزدیکی است لای این شببوها پای آن کاج بلند ….
    خدا را شکر می‌کنم که خداوند خودش به دلهای ما آگاه است…

    Thumb up 0

  • Farzaneh.p می‌گه:

    اون دوست عزیزی که این انتقادو کرده دقیقا کنار من نشسته بود، خیلی سعی میکرد که دوستش رو مجاب کنه که حرفش درسته و محمدرضا به عنوان یه اندیشمند یا حتی یه معلم باید با نام خدا شروع میکرد، اول تصمیم گرفتم که من قانعش کنم که شاید این آقا، این استاد دلایل خاص خودشو برای کارش داره و بهتره به جای انتقاد ازش دلیل بخوای اما بعد منصرف شدم، با خودم گفتم شاید کارم از نظر ایشون دخالت محسوب بشه!
    به هر حال خوشحالم که حداقل حرفشو زد و مثل خیلی ها اجتناب نکرد از انتقادش و خوشحالم که جوابش رو هم گرفت…
    گپ خوبی بود، به شما گفتم اما دوست دارم که بقیه هم بدونن که من از اولین و آخرین مجلس خواستگاری تنها برادرم گذشتم فقط و فقط واسه اینکه جزئی از این گروه باشم، برای من ارزششو داشت…
    تصمیم گرفتم بمونم و میمونم، اگه عمری باشه…
    واسه گفتن خیلی دیره ولی واقعا “خسته نباشی”، هم شما و هم خانم الناز و سمیرا و بقیه همکارات…

    Thumb up 0

  • زیبا می‌گه:

    با سلام
    به نظرم یه خرده تند با این موضوع برخورد کردید.

    Thumb up 0

  • صفورا می‌گه:

    در هر کاری باید با نام خدا باشیم اما جایی نگفتن حتما بلند گفته بشه اما اگه ذکرش رو اقرار به زبان هم داشته باشیم چه بسا که بهتر و نیکوتره
    اما در خصوص منطقی این قضیه ” برخی ها ” رو کاری نداشته باشید قرار نیست بخاطر یه عده ما از راه راست دور بشیم پس نمازهم نخونیم وروزه هم نگیریم چون بعضی ها از اینا برای مقاصدشون استفاده میکنن
    خدا هم ما و هم اونا رو به راست هدایت کنه

    Thumb up 0

  • رها(اسفند) می‌گه:

    مهم اینه که تو با خداوند راه بروی یعنی مثل نسیمی خنک درمسیرخدا بوزی و دیگران نوازش خنک نسیمت را حس کنند این یعنی یاد خدا.
    و استاد محمدرضا شبانعلی،این چنین نام خداوند را بلند فریاد میزنند.
    آیا تو میتوانی؟!!!

    Thumb up 0

  • عليرضا می‌گه:

    بردن نام خدا باید با پیمودن راه او همراه باشد که فکر نمیکنم برچسب‌زدن آنهم به این فوریت و آن هم به معلم (که مقام و جایگاه ویژه و مرتفعی را در راه خدا برای او قائل هستیم) در این راه مقبول باشد.

    وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ.
    و از خدا پروا دارید که خدا به راز دلها آگاه است
    (سوره مائده، آیه ۷)

    Thumb up 0

  • ed می‌گه:

    آره شما درس میگین اصن به کسی ربطی نداره اعتقادا و کارای شما
    این سایتم مال شماس و نظرات شما اصن اگه کسی نمیپسنده نیاد
    اصن تو دلتون گفتین یا نگفتین
    ولی شمام مغرورینا
    قبول کنین در کل راه خدا با نام خدا همراه باشه بهتره
    اگرچه اونقد… این مثلا دین داران و دین مداران عزیز با سطحی نگری و افراطی کاریاشون همه رو دین زده کردن که دیگه “نوزا” و “ومیتینگ” داریم از هرچی….
    ولی چی بگم آخه
    اصن شما درس میگی

    Thumb up 0

  • ماری می‌گه:

    فقط محض اطلاع شما باید عرض کنم که بنده هم معلم هستم ،اولویت اول زندگی ام هست نام خدا را هم حذف نمیکنم چه در دل چه زبان .

    Thumb up 2

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *