سرزمینی که قهرمان میخواهد…

نمایشنامه زندگی گالیله، کار برشت را میخواندم. برخی جملات آن شاهکار است.

وقتی گالیله تحت فشار دادگاه، به مسطح بودن زمین اعتراف میکند، یکی از شاگردانش میگوید:

«وای به این سرزمین، که قهرمان ندارد»

گالیله پاسخ میدهد: «وای به این سرزمین، که قهرمان میخواهد…»



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+45
  


19 نظر بر روی پست “سرزمینی که قهرمان میخواهد…

  • سارا نعمتی می‌گه:

    منم ،کارهای اقای برشت رو دوست دارم . واینجا دوست دارم ،اگر کوسه ها ادم بودن رو بنویسم ،مطمئنا شما خوندیدش. ولی حال منو خیلی خوب میکنه این نوشته.
    اگر کوسه ها آدم بودند

    دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای ” کی” پرسید:
    اگر کوسه ها آدم بودند، با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟
    آقای کی گفت : البته ! اگر کوسه ها آدم بودند،
    توی دریا برای ماهیها جعبه های محکمی میساختند،
    همه جور خوراکی توی آن میگذاشتند،
    مواظب بودند که همیشه پر آب باشد.
    هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند.
    برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد،
    گاهگاه مهمانی های بزرگ بر پا میکردند،
    چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است !
    برای ماهی ها مدرسه میساختند وبه آنها یاد میدادند
    که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند
    درس اصلی ماهیها اخلاق بود
    به آنها می قبولاندند
    که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است
    که خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک کوسه کند
    به ماهی کوچولو یاد میدادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند
    و چه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند
    آینده یی که فقط از راه اطاعت به دست میآیید
    اگر کوسه ها ادم بودند،
    در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:
    از دندان کوسه تصاویر زیبا و رنگارنگی می کشیدند،
    ته دریا نمایشنامه به روی صحنه میآوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان شاد و شنگول به دهان کوسه ها شیرجه میرفتند.
    همراه نمایش، آهنگهای مسحور کننده یی هم مینواختند که بی اختیار
    ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها میکشاند.
    در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت که به ماهیها می آموخت
    “زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز میشود”

    Thumb up 3

  • ali می‌گه:

    با سلام
    مهندس نمی دونم که این پست فقط نقل قول از منبع بوده یا خلاصه نویسی توسط شما . اگه نقل قول بوده که هیچ اما اگه حالت خلاصه نویسی و انتقال مفهوم رو داشته باید بگم من واقعا از شما انتظار نداشتم که با اینهمه مطالعه این مطلب رو بگید.
    مشکل گالیله با کلیسا تخت بودن زمین نبود چون گرد بودن زمین قرنها قبل اثبات شده بود و بطلمیوس هم در مدل خودش از جهان زمین رو گرد تصویر کرده بود . مشکل اصلی گالیله و کلیسا این بود که آیا زمین مرکز جهانه یا نه .

    Thumb up 0

    • نه این پست نقل قول از منبع بوده علی جان. ممنونم از توضیحت.
      ضمناً منبع هم، منبع علمی نیست همونطور که اونجا نوشتم یک نمایشنامه است که طبیعتاً باالهام از یک رویداد تاریخی، نویسنده تلاش کرده ارزشهای ذهنی خودش رو منعکس کنه.
      بنابراین بیشتر از پس زمینه ی تاریخی، برای من ایده «قهرمان خواهی» و «قهرمان جویی» به عنوان یک ضعف فرهنگی اونجا مطرح بوده.
      شبیه این نوع نگرش رو در مورد ژوردانو برونو هم میشه دید که نقل قول های ادبی و نمایشنامه هایی که راجع بهش نوشته شده به دور از فضای واقعی سالهای ۱۶۰۰ تا ۱۶۰۴ هست. اما حداقل احساس من اینه که چیزی از ارزش الهام بخش اون نوشته ها کم نمیکنه.

      Thumb up 7

  • Abazar می‌گه:

    چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم باشد
    من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

    Thumb up 0

  • کامیار می‌گه:

    وای به سرزمینی که اصلا دیگه هیچی نمی خواهد!

    بزرگترین مشکل بعضی ملتها ، نه قهرمان است ، نه قدرت ، نه اراده و نه هیچ چیز دیگه . بزرگترین مشکل آنها “بی تفاوتی” است…

    Thumb up 1

  • Helen می‌گه:

    دکتر شریعتی گفتن
    “هنگامی که یک انسان بزرگ را میشناسیم، که در زندگی موفق زیسته؛ روح او را در کالبد خویش می دمیم و با او زندگی میکنیم. و این ما را حیاتی دوباره می بخشد!”
    به نظر من داشتن قهرمان تو زندگی بد نیست یه جور نیروی محرکه اس به شرطی که قهرمانت رو به طور مطلق قبول نداشته باشی بلکه با همه ی جنبه های خوب و بدش قبولش کنی. هیچ کس کامل نیست.
    ولی قهرمان اصلی در درون ماست هر کدوم از ما میتونه یه قهرمان باشه حداقل برای خودش کافیه یکم تلاش کنیم.

    Thumb up 0

  • سحر می‌گه:

    وای به سرزمینی که حتی این جمله رو هم نفمن…

    Thumb up 2

  • Amir Ghorbani می‌گه:

    منظور گالیله اینه که همه منتظرن یکی بیاد اما هیچ کس تلاشی برای درست شدن کارا نمی کنه و…

    Thumb up 1

  • پگاه می‌گه:

    حالا این قهرمان داشتنه یه طرف …زمانی رو در نظر بگیرید که اون قهرمان یک اشتباهی بکنه اونوقت همونا که اون بیچاره رو قهرمانش کردن میزنن داغونش میکنن که چرا خبط کردی…همیشه این برام سوال بوده چرا این قهرمان پروری و بزرگ کردن افراد اینقدر تو این مملکت رواج داره…هرکسی رو در حد خدا بالا میبریم بالا میبریم و یهویی می کوبونیمش زمین در صورتی که تو جاهای دیگه اینطورنیست..برخوردها وروابط حتی با همون غولهای علمی و سیاسی و دینی و غیره خیلی عادی و انسانیه…ما مردوم با قهرمان ساختن از بقیه تنها و تنها خودمون روناامید میکنیم…منم می گم وای به این سرزمین که قهرمان می خواد…که در انتظاره یه تغییره ناگهانیه…که در انتظاره تغییر از بیرونه… چنگ انداخته به امید….و توجیه….دنبال الگویه دنباله تقلیده دنبال کپی کردن از زندگیه بقیس تا با خیال راحت دکمه shout down مخش و بزنه تا مسیولیت قبول نکنه…همیشه ترسیدم از کسایی که ۱۰۰ درصد وجود یکنفرو باور میکنن و مثبت میبینن اینا همونان که با کوچکترین خبطی نقد که هیچی طرف مقابل رو از زندگی محروم میکنن…..فک کنم فهمیدین من چقدر با این مسیله مشکل دارم

    Thumb up 0

  • mahdi می‌گه:

    سلام. شنیدم که آقای خاتمی هم در جواب اصرار دوستان به کاندیداتوری مجدد اولا گفتن که توکلتون به خدا باشه و بعد هم گفتن که دنبال قهرمان نباشید.
    نمیدونم چرا این اومد تو ذهنم بعد خوندن مطلبتون محمد رضا جان.

    Thumb up 0

  • shabanali می‌گه:

    آزمایش زمان کامنت گذاری

    Thumb up 1

  • سمانه می‌گه:

    سلام دوباره
    لطفا ساعت کامنت ها رو هم تنظیم کنید
    قبلا گفته بودید مشکل از ورد پرسه ، یاد آوری کنیم جهت اصلاح شدن زمان

    Thumb up 0

  • سمانه می‌گه:

    سلام
    محمدرضا؟
    وقتی آدم از همه چیز ناامیده،وقتی نه کنار آدم کسی هست که امیدوار بشه برای ادامه دادن ،ونه حتی آدم دری رو به روی خودش بازه میبینه،با همه ی تلاشی هم که برای باز کردن در های بسته میکنه وپیدا کردن کسی ،که دستش رو بگیره برای ادامه دادن،اما باز انگار این اتفاق نمی افته!
    مگه میشه به غیر از امید بستن به یک قهرمان والگو قرار دادن کسی ،ادامه داد ؟(دوست دارم یک جمله ،یک حرف که کمکم کنه از این دوره ی ناامیدیم بگذرم ،زیر این این کامنت برای من بنویسید)
    من قبلا هم زیر یکی از پستها کامنت گذاشتم ونوشتم ،که در زندگیم همیشه تلاش کردم کسی رو قهرمان نکنم ،چرا که یک قهرمان بی عیب وبی نقص نیست واگر من بخوام کسی رو قهرمان والگو قرار بدم ،اگر خطایی در اون قهرمان ببینم ،ممکنه باعث بیزاری من بشه ودیگه به هیچ کس اعتماد نکنم ویا اینکه اگه بخوام کاملا شبیه الگوی خودم برخورد کنم ،ممکنه فرصت خود بودنم رو از دنیا دریغ کنم.
    اما همیشه سعی کردم از دیگران یاد بگیرم
    یادتونه درمورد راز موفقیت چی نوشتید؟
    اینکه :
    اولین گام موفقیت ،این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحمل کنی .
    دومین گام موفقیت ،این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحسین کنی.
    سومین گام موفقیت ،این است که بتوانی موفقیت دیگران را تقلید کنی.
    وآخرین گام موفقیت، این است که بتوانی به روش خودت موفق شوی…
    سومین گام به نظرم همین الگوها وقهرمان هاهستند ،که ما میتونیم ازشون تقلید کنیم ،اما بهترین کار اینه که برای خودمون یک approach درست داشته باشیم.
    من هم مثل شاگرد گالیله ،میگم وای به حال این سرزمین،که قهرمان ندارد.
    نمیتونیم ادعاکنیم که در زندگی بدون الگو وقهرمان میشه ادامه داد .بلاخره همه ی ما ویا بهتره بگم همه ی آدم های موفق کسانی رو الگوی خودشون قرار دادن ،اما در راه ومسیر خودشون دارن ادامه میدن.
    شما وهمه ی آدمهایی که از نظر ما شاید انسان های موفقی هستین .یک سری الگو برای خودتون دارین ،یک سری قهرمان ،که کارها وحتی نوشته هاتون بر گرفته ویا تاثیر گرفته از سخنان وکارهای اون هاست.نمیخوام مثال بزنم ،فکر میکنم خود شما بهتر از من کمترین، میدونید که منظورم چیه.

    اصلا شاید بشه این برداشت رو از حرف گالیله داشت که :
    وای به این سرزمین ،که قهرمان میخواهد…(ابراز یک نیاز،وتاکید بر داشتن )
    نه اینکه :وای به این سرزمین که ،قهرمان میخواهد!!!(نیازی به قهرمان نیست)
    عین اون جمله معروف که :بخشش لازم نیست ,اعدامش کنید و بخشش،لازم نیست اعدامش کنید.

    Thumb up 0

    • معین می‌گه:

      من مخالف اینم ک یک نفر رو الگو قرار داد، و نیز مخالف تقلید از دیگران هستم.
      چون: یک فرد قهرمان ویژگی هایی داره که مسلما بعضی از اون ویژگی ها رو خیلی از ماها نداریم(مثه ویژگی های محمدرضا).

      اما موافق اینم که از “چندین” فرد موفق “الگوبرداری” کنیم، و با استفاده از ویژگی هایی که هم اونها دارن هم ما، روشی سازگار با شخصیت خودمون بسازیم.

      Thumb up 0

      • سمانه می‌گه:

        آقا معین تمام هدف من از نوشتن این کامنت این بود که بگم نمیشه ونباید یک نفر رو الگو قرار داد .بلکه از ویژگی ها وروش های درست افراد برای پیشرفت وپیدا کردن یک مسیر درست ،استفاده کرد .
        من در وبلاگ خودم یک بار یه پست درمورد ماکیاولی نوشتم .دوستی برای من کامنت گذاشت که شما چطور ماکیاولی رو معرفی میکنی به عنوان یک الگو.من اونجا هم توضیح دادم که هیچ شخصی رو نمیشه تمام وکمال الگو قرار داد ،چون هر شخصی ضعف هایی داره که برای دیگران پسندیده نیست .اما به نظر من میشه از هیتلر ،ماکیاولی وتمام کسانی این چنین هم یه ویژگی رفتاری رو به عنوان الگو پذیرفت ،باز هم تاکید میکنم که یک رفتار نه یک شخص.
        در مورد تقلید هم .منظورم تقلیدی که به صورت عام همیشه ازش یاد میکنیم نیست .بازهم اینجا منظورم دیدن ویژگی های خوب دیگران وجستوجو در خود برای پیدا کردن این ویژگی هاست

        Thumb up 1

  • آرزو می‌گه:

    از ماست که بر ماست….

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *