رادیو مذاکره: گفتگو با دهاتی!

فایل جدید رادیو مذاکره، برای من با همه فایلهای قبل از آن فرق دارد. بدون برنامه ریزی ضبط شد. در مسیر حرکت از تهران به سمت شمال، در جاده چالوس، مثل همیشه روبروی فروشگاه دهاتی متوقف شدیم تا بستنی و ماست و … بخریم. سالها بود که این نوع خریدها را همیشه از «دهاتی» انجام می‌دادم. چون آنجا را بیشتر یک مجموعه فرهنگی می‌دیدم. در سالهای گذشته، بارها در کنار خریدهایمان، در کیسه‌ی ماست و بستنی، کتاب انداخته بودند و رفتارهای پخته و هوشمندانه این مجموعه را در تلاطم‌های سالهای اخیر کشور دیده بودم.

محمدرضا پوراکبر (سمت راست تصویر)، یکی از دوستان و دانشجویانم را آنجا دیدم و متوجه شدم که پنج سال است مدیریت پروژه توسعه مجموعه دهاتی را به عهده گرفته. از او تقاضا کردم که با هم یک فایل رادیو مذاکره ضبط کنیم و او پیشنهاد داد که این کار را با حضور ایزد پلخوابی، مالک و بنیان‌گذار فروشگاه دهاتی (در میانه تصویر) انجام دهیم.

کاش می‌شد تمام آن چند ساعت حرف آنجا را ضبط کنیم. کاش می‌شد اگر حرفها را ضبط کردیم، می توانستیم منتشر کنیم. اما به هر حال، یک ساعت از آن گفتگو را برای شما به عنوان سوغات سفر آورده‌ام.

این فایل رادیو مذاکره، اولین فایلی است که من به دلیل اینکه گریه‌ام گرفت نتوانستم آن را درست به پایان برسانم. امیدوارم در آینده فرصتی دست دهد و آن را تکمیل کنم. این فایل را نمی‌توان در زمان‌های بی‌حوصلگی گوش داد. بگذارید شبی،‌ نیمه شبی، زمان خلوتی، وقتی از شلوغی دود و آهن شهر خسته شدید، به سراغش بیایید. شاید آرامشی که ما آن روز در آن محیط تجربه کردیم،‌ برای شما هم تجربه شود.

قبلاً همیشه دهاتی، برای خریدهای میانه راه در جاده چالوس، یکی از انتخاب‌های من بود. اما اکنون که دست‌اندرکاران آن مجموعه را می‌شناسم، قطعاً «تنها انتخاب من» است. امیدوارم، روزی فرهنگ دهاتی و دهاتی‌ها آنقدر فراوان شود که دوباره، فروشگاه ایزد پلخوابی، یکی از انتخاب‌های ما باشد!

برای دانلود این شماره از فایل صوتی رادیو مذاکره می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید:

رادیو مذاکره – گفتگوی محمدرضا شعبانعلی با ایزد پلخوابی و محمدرضا پوراکبر درباره فروشگاه دهاتی

صفحه فروشگاه دهاتی در فیس بوک هم اطلاعات و تصاویر خوبی دارد.

رادیو مذاکره گفتگو با ایزد پلخوابی و محمدرضا پوراکبر مجموعه دهاتی جاده چالوس



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+171
  


116 نظر بر روی پست “رادیو مذاکره: گفتگو با دهاتی!

  • ابراهیم صیادی می‌گه:

    یاد فیلم آقای هالو داریوش مهرجویی به خیر.

    Thumb up 0

  • محمدرضا عابدی می‌گه:

    وافعا چه فدر عالی بود این فایل و چه فدر حس خوبی به من داد.

    امیدوارم باز هم از این فایلها را ایجاد کنی.

    خیلی ممنونم محمدرضا ی عزیز

    Thumb up 0

  • حسین می‌گه:

    شاید بار علمی آنچنانی مثل فایل های منتشر شده قبلی نداشته باشه اما بار معنوی خوبی داشت.
    و اینکه این باور رو بیشتر بهم قبولوند که یه شخص احساسی و معنوی هم میتونه یه کارآفرین خوب باشه نه فقط اشخاص زئوسی و بی احساس.

    Thumb up 0

  • kahtmayan می‌گه:

    خیلی فایل خوبی بود محمدرضا
    خیلی نیاز داشتم بهش
    نمیتونم اشکامو کنترل کنم
    واقعا انتخابت برای آهنگ آخرش فوق العاده بود

    Thumb up 1

  • zoorba.booda می‌گه:

    محمد رضا نمیدونی چقدر دلم برای سادگی زیبای آدمهایی مثل نورمحمد تنگ شده
    دلم گرفت وقتی یه نگاهی به زندگی خودم و آدمهای دور وبرم انداختم و دیدم چقدر از این سادگی ها فاصله گرقتیم …
    و چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم هنوز آدمهایی مثل آقای پلخوابی هستن که نذارن نگاه ساده و زیبای نورمحمد پیر به زندگی و سایر آدمها تبدیل به نگاه پیچیده ی … ما یشه
    وافعاً رندگی یه کم قابل تحمل تر میشه برام وفتی میبینم که آدمهایی مثل نور محمد هنوز هستن که انقدر ساده و بی آلایش زندگی میکنن
    بابت این فایل فوق العاده ازت خیلی ممنونم

    Thumb up 2

  • علیرضا ن می‌گه:

    سلام محمدرضا خوبی؟
    ببین یه پیشنهاد دارم، نظرت چیه که تو سایتت از میون کتاب هایی که تا حالا خوندی بسته به حالی که لحظهی نوشتن مطلب داری یا صلاحدید خودت یه کتاب معرفی کنی؟
    من یادمه یه بار میگفتی که چون کتاب زیاد خوندی میتونی کتاب خوب معرفی کنی.

    Thumb up 2

  • حسینیان می‌گه:

    دست مریزاد
    توفیقاتتون روز افرون

    Thumb up 1

  • سیامک‏ ‏کاظم‏ ‏زاده می‌گه:

    جنس‏ ‏تو‏ ‏از‏ ‏عشق‏ ‏از‏ ‏ابریشم‏ ‏است‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏مثل‏ ‏تو‏ ‏اینگونه‏ ‏ظرافت‏ ‏کم‏ ‏است

    Thumb up 2

  • سیامک‏ ‏کاظم‏ ‏زاده می‌گه:

    با‏ ‏انکه‏ ‏از‏ ‏وی‏ ‏غایبم‏ ‏وز‏ ‏می‏ ‏چو‏ ‏حافظ‏ ‏تایبم
    در‏ ‏مجلس‏ ‏روحانیان‏ ‏گه‏ ‏گاه‏ ‏جامی‏ ‏‏ ‏‏ ‏می‏ ‏زنم

    Thumb up 0

  • سیامک‏ ‏کاظم‏ ‏زاده می‌گه:

    به‏ ‏حرمت‏ ‏اینچنین‏ ‏بزرگانی‏ ‏است‏ ‏که‏ ‏زمین‏ ‏زیر‏ ‏بار‏ ‏خسران‏ ‏متلاشی‏ ‏نمی‏ ‏شود.‏ ‏من‏ ‏که‏ ‏لال‏ ‏شدم‏ ‏شاید‏ ‏جناب‏ ‏حافظ‏ ‏‏ ‏کمکم‏ ‏کنه‏ ‏‏ ‏حرف‏ ‏دلم‏ ‏و‏ ‏بزنم.‏ ‏‏ ‏برین‏ ‏رواق‏ ‏زبرجد‏ ‏نوشته‏ ‏اند‏ ‏به‏ ‏زر‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏که‏ ‏جز‏ ‏نکویی‏ ‏اهل‏ ‏کرم‏ ‏نخواهد‏ ‏ماند.‏ ‏
    زمهربانی‏ ‏جانان‏ ‏طمع‏ ‏مبر‏ ‏حافظ‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏‏ ‏که‏ ‏نقش‏ ‏جور‏ ‏و‏ ‏نشان‏ ‏ستم‏ ‏نخواهدماند

    Thumb up 1

  • محمدحسن می‌گه:

    فوق ده بود.اشکم درومد.چقدر این آقای پلخابی باهوش و شجاع و خوش قلبه.این ۳ صفت همگی باید باشه در یه کار خیر تا به نتیجه برسه.بارها شده آدم نیت خیری داشته اما فکرش به جایی قد نمیده.هنوزم دارم اشک میریزم.از عظمت این آدم و خدا هم به جا به کسب و کارش رونق داده.

    Thumb up 0

  • ریحانه می‌گه:

    خیلی خوب بود ، چند روزی بود که دانودش کرده بودم و الان برای دومین بار بهسش گوش دادم ! و چقدر بزرگ منشی هستن اقای پلخوابی و چه قلب بزرگی دارن خوش به حالشون . مرسی

    Thumb up 2

  • کیهان می‌گه:

    فایل رو گوش دادم.
    گویا آقای پلوخوابی و پوراکبر کاملا مکمل هم هستند.
    نکته سنجی و ریزبینی آقای پوراکبر در مورد کسب و کار تو جاده برام واقعا آموزنده بود
    ای کاش این امکان وجود داشت که مطلب بیشتری رو در مورد کسب وکار تو جاده میگفتید و زمان بیشتری رو به این بخش از گفتگو اختصاص میدادید.
    اگر امکان دارد ،دوست دارم از آقای پوراکبر در مورد نحوه برخورد با مشتری و مشتری مداری تو کسب وکارهای جاده بدونم.
    چون طبیعتا مشترهای تو جاده،مشتری هر روز نیستند و مطمئنا نحوه مشتری مداری و نحوه برخورد با مشتری در جاده هم سبک و سیاق خودش رو داره،ازگه در این زمینه هم تجربیاتتون رو به ما بگید.خوشحال میشیم.
    قصه نور محمد هم حس و حال و فضای عجیبی داشت.

    Thumb up 1

  • مهتاب می‌گه:

    فایل خوب و خاصی بود.دست شما و آقای پوراکبر و آقای پلوخوابی درد نکنه.
    سوالی از آقای پوراکبر داشتم که به عنوان مدیریت پروژه توسعه دهاتی فعالیت دارند.
    میخواستم ببینم که درسهای مدیریتی که خوندند ،چقدر در این کارعملی به دردشون خورده؟ اگه برگردند به عقب و بدونند که روزی مدیر پروژه توسعه دهاتی و یا مجموعه های بزرگ دیگه میشند،به کدوم درس با دقت بیشتری توجه مینمایند؟

    Thumb up 3

  • اعظم صالحی می‌گه:

    خیلی جالب بود واقعا دوست داشتم بدونم دهاتی چه جوری دهاتی شده ممنون آقای شعبانعلی به خاطر انتخاب خوبتون

    Thumb up 0

  • شاهین می‌گه:

    با تشکر از مهندس شعبانعلی بابت این فایل.
    واقعا لذت بردم. و تشکر میکنم از آقای پور اکبر عزیز که موجب گسترش این مجموعه شدند و نقطه نظراتشان در رابطه با اجرای این پروژه و بستر سازی آن بسیار برایم جالب بود . حقیقتا ایشان و آقای پلخابی عزیز مکمل هم بوده و در کنار هم چنین مجموعه ای پابرجاست..

    Thumb up 0

  • شاهین می‌گه:

    با تشکر از مهندس شعبانعلی بابت این فایل.
    واقعا لذت بردم. و تشکر میکنم از آقای پور اکبر عزیز که موجب گسترش این مجموعه شدند و نقطه نظراتشان در رابطه با اجرای این پروژه و بستر سازی آن بسیار برایم جالب بود . حقیقتا ایشان و آقای پلخابی عزیز مکمل هم بوده و در کنار هم چنین مجموعه ای پابرجاست..

    Thumb up 1

  • محمد محلاتی می‌گه:

    سلام برجناب محمدرضای عزیز
    این کتابی که نام بردید در مصاحبه «دهاتی» نام دقیق و انتشاراتش را می‌فرمایید؟
    (کتاب خاطرات کودکی و نوجوانی آلبرت شوارتزر؟ درست فهمیدم؟)

    Thumb up 0

  • مریم می‌گه:

    این فایل دقیقا مصداق عبارت ” هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند ” بود ، چون به قدری آقای پلخوابی ساده و آرام حرف میزدن که کاملا این حس را منتقل می کردند و من چقدر امروز حسادت کردم به نورمحمد…کاش میشد من هم مثل نور محمد هیچوقت باور نکنم که دروغگو و ظالمی هم وجود داره……
    ضمنا از آقای شعبانعلی هم تشکر ویژه میکنم که با سکوتشون و صبوریشون اجازه دادن این فایل ساخته نشه بلکه به صورت واقعی شنیده بشه ..

    Thumb up 6

  • Pegah می‌گه:

    اقای ایزد بلخوابی خودش یه کتابه ….واقعا لذت بردم مخصوصا از اون بخشی که میشل جان عکس نکیر من ایتجا رو تمیز میکنم…. درود به شرفت مرد

    محمدرضای صاحابخونه اون هوش هیجانی کاملا تو حرف زدنت اشکاره خیلی تند حرف میزنی و کاها کلمه ها خورده میشه….شاد باشی و سلامت تا همیشه

    Thumb up 1

  • elham می‌گه:

    از خودم خجالت کشیدم

    Thumb up 0

  • احسان می‌گه:

    تلاش و اعتقاد به هدف و رعایت اخلاق
    وجه مشترک سه فایل اخیر رادیو مذاکره .
    همین…

    Thumb up 0

  • مهناز می‌گه:

    خیلی زیبا بود خیلی.
    روزم ساخته شد وقتی شنیدم فرشته ها زنده هم هستند.
    متشکر از شما

    Thumb up 0

  • بهاربهار می‌گه:

    سلام استاد
    چند روزی میشه که حال خوبی ندارم. کلی با خودم کلنجار رفتم که تودار باشم و چیزی نگم که آخر سر اینجا مطرح کردم زیر همین متن دهاتی در قالب کمک با دوستام مشکلم رو مطرح کردم . قبل از اون به فایل دهاتی گوش نداده بودم اصلا نمیدونستم که جریان دهاتی از چه قراره ساده بگم فقط چون مطلب جدید بود اومدم اینجا عنوان کردم که رفت و آمد دوستان زیاده که بهتر درخواست کمکم رو ببینن.
    بگذریم از اینکه بعدا پشیمونم شدم.
    امروز بعد از سحر خوابم نبرد بعد از نماز صبح اومدم سراغ دهاتی و فارغ از تمام مشکلاتی که داشتم خواستم تو این سکوت که همه خوابن ببینم این دهاتی که شما ازش صحبت کردید چه کرده با دل شما .
    به فایل دهاتی گوش دادم . عاللللللللللللللللللی بود استاد.
    بهترین هدیه برای حال بد من بود. کلی باهاش اشک ریختم و سبک شدم. “سپاس بابت این هدیه با ارزش”
    امروز با تمام وجودم از خدا خواستم که هرچه که خیره نصیبم بکنه و هیچ آرزویی ندارم جز یک چیز و اونم اینه که بهم قدرت بده که حال دیگران رو خوب بکنم و هر آنچه که در توانم هست به دیگران کمک بکنم و هیچ وقت هیچ وقت به خاطر منافع خودم دل هیچ بنده ایی را به درد نیارم . یه آدم خوب باشم صاف و زلال مثل نورمحمد.

    Thumb up 7

    • هومن کلبادی می‌گه:

      بهار جان
      خوشحالم که کمی آرامش گرفتید و امیدوارم مشکلتم حل بشه به زودی . واقعا بعد از ورود به این خونه فکر میکنم آرزوی خیلی از ما این باشه که حال دیگران رو خوب بکنیم . من همیشۀ زندگیم معتقد بودم که همه چیز به خصوص خوبی و بدی یه جورایی تابع فرمول E=mc2 هستند یعنی به هیچ وجه از بین نمیرن و از صورتی به صورت دیگه تبدیل میشن . ممکنه ما متوجه نشیم که این خوبی و زیبایی که امروز از محیط پیرامونمون دریافت کردیم بابت چه چیزی بوده و یا عکس اون بدی و ناملایماتی که تجربه میکنیم . . . و چه زیباست انسانیت و محبت و صفا .
      به نظر من خدا باید خیلی بندۀ خودش رو دوست داشته باشه که بهش سعادت و سخاوت کمک به همنوعانش رو بده . این رو قلباٌ میگم و معتقدم لذتی که در کمکک کردن ( بی منت و چشمداشت ) به بقیه هست ، خیلی جاها در کمک گرفتن از بقیه نیست . سلامت ، شاد و آرام باشید دوست ما

      Thumb up 1

  • آزاده سادات فیاض می‌گه:

    با سلام و امتنان از تلاشی که در جهت خودباور کردن جوانهای این مرز و بوم میکنید
    مصاحبه بسیار عالی بود.
    خیلی خوبه که تمام تجربیات موفقیت فردی و اجتماعی که بدون هیچ پشتوانه ای غیر از تلاش انسان ها بدست اومدن نتیجه رسیدن به یه باور درسته و اون هم محبت ورزیدن و تعهد داشتن به انسان های دیگره، هر وقت انسان شان و کرامت و عزت خودش رو نه در بچنگ آوردن پول از دیگران بلکه در ارائه حداکثری آنچه در توانش هست به اونها میبینه، ثروت هم خودش به دنبالش میاد بدون اینکه اینهمه زحمت بخاطر قاپیدن پول مردم متحمل بشه
    داستان هایی که روایت شد داستان هایی است که در طول تاریخ تکرار و تکرار شدند و در نهایت شادمانی و زندگی آرام ازان کسانی است که همین رو برای انسان های دیگر هم آرزو دارند
    موفق و پیروز باشید

    Thumb up 0

  • محسن نوری می‌گه:

    چه داستان دردناک و زیبایی بود نورمحمد…
    چه زیبا بود درسهایی که از دهاتی گرفتیم. محمدرضا متشکرم

    Thumb up 2

  • امید می‌گه:

    ساعت ۲٫۵ نیمه شب گرم تابستان است.به لطف آهن و دود سالهاست که پرستوها از این شهر رفته اند.
    مردم شهر خسته از فراز و فرود روزی که گذشت و دل نگران فردا، خواب آرامی ندارند!
    در هیاهوی این شهر پر تنش، از کنار هم می گذریم، سر در گریبان . یکدیگر را نمی بینیم و نمی شنویم، دست یکدیگر را نه برای کمک حتی به نشان مهر در دست نمی فشاریم، زمان می گذرد و در این تکاپوی بی امان برای هیچ، روزها را همچون صفحات تقویم گنگ و کور بر دیوار زندگی چوب خط می کشیم .
    نورمحمدها در این شهر جائی ندارند!!!
    قلب های پاک که مامن عشق و شور وصداقت است از زشتی زر و زور زنگار گرفته…
    باید رفت! دل به جاده سپرد و شهر تیره را با مردانی که در کیف های خود حیله و مکر را جای داده اند، پشت سر گذاشت.
    از مردان کیف به دست که در پشت شیشه سیاه ، چشمان پر فریب خود را پنهان کرده اند بیزارم
    آیا هنوز فرصتی برای دیدن شکوفه ها هست ؟
    آیا کسی پذیرای گوسفندانی که از کوه برگشته اند هست؟
    آیا کسی تو را در میانه راه با شیر و شکر به مهمانی شعور می برد؟
    آیا کسی هست که پلشتی شهر را از چهره سبز طبیعت پاک کند؟
    آیا کسی هست که در سکوتی شیرین و عمیق، گرد غم از دل زلالی بگیرد؟
    آری هنوز می توان یافت به شرط آنکه ترک زشتیها کنی و بر خواب های طلائی خود پلی بسازی به مقصد عشق…
    بیایید مراقب نورمحمدها باشیم و صفای دل آنها را ارج نهیم،
    بیایید مردان مکر و حیله و نیرنگ، دروغ و پول و قدرت را رسوا کنیم،
    اما من، تو ، ما…. کجا ایستاده ایم؟
    آیا در سفر از نورمحمد نیک سرشت در جاده پر فریب زندگی ، خود با کیفی به دست سرمشق فریب نمی دهیم؟
    باید دل به جاده سپرد و هر از گاهی در هوایی تازه نفس کشید…

    Thumb up 14

  • sina می‌گه:

    درود و سلام محمد رضای عزیز
    الان دارم فایلو دانلود می کنم دهاتی فروشگاه زنجیره ای هس؟اولین باره دارم می شنوم انصافا جرکت باحالی دارن کتاب میدن بارکلا بهشون
    آهان بزار یه چیزیو لو بدم همین عصر رفتم مجله موفقیت خریدم فهرستشو باز کردم عجب! محمد رضا شعبانعلی صفحه ۱۴ باز کردم و خوندم انصافا باحال مرسی که انتقال اطلاعات کردی عکستم ۲۰ افتاده خندتم بهم انرژی داد ممنون
    تو شماره های بعدی هم هستی؟

    Thumb up 0

  • said می‌گه:

    ((وقتی دهاتی طعمی دیگر گرفت))
    در کویرخشک و سوزان…
    مردی متین ،به آبادی کویر همت گمارد…
    او سالها با نهالی که کاشته بود سخن گفت تا احساس تنهایی نکند، درختی مقاوم شود و تاب تحمل سختی کویر را داشته باشد .
    هنگامی که اولین کلنگ را بر زمین خشک نشاند همه پنداشتند در جستجوی گنجی پنهان است .
    چنان با سخاوت است که ماری را در باغ خود مهمان می نامد
    او مانند شازده کوچولو در پی آدمی برای دوستی نرفت بلکه در کویر ماند تا ما در پی دیدارش ، شنونده ی قصه ها و غصه هایش باشیم…
    آنسوتر در دل کوه ها و دره های چشم نواز البرز، انسانی شریف کام مسافران را شیرین می کند…
    او متفاوت است …
    مردی مهربان که یادآور عمو نوروز است
    انسانی هوشمند، راوی شیرین سخنی که از گذشته دیارش برایمان می گوید…
    و برای حفظ شکوه و زیبائی البرز از تمامی میهماناش یاری می گیرد …
    او را پشت سر می گذارم، در پیچ و خم راه پیش رو
    پیامش و صدای آرام و دلنشینش
    و قصه هایی که برایمان گفت ،
    کنده ای است در کوره ی افسرده جان ما که شعله هایش بالا می رود پرسوز…
    در دامان البرز سخت وسترگ…
    با مردمی پاک تر از آب زلال…
    ممنون از محمد رضای عزیز که با پشتکار، امکان شنیدن تجربه های چنین ناب را برایمان ایجاد کرد
    ممنون از شادی عزیز که با تدوین زیبا احساسمان را دوچندان کرد
    پی نوشت : عمو نوروز نام شخصیتی است در شعر آرش کمانگیر(( سیاوش کسرایی))

    Thumb up 9

  • مرتضی می‌گه:

    خیلی زیبا بود
    فقط فایل صوتی که توی سایت منتشر شده یکم صداش کمه و ممکنه بعضی دوستا باش مشکل داشته باشن
    من صدای فایل رو بیشتر کردم و شما میتونید فایل اصلاح شده رو با همون حجم اولیه از این لینک دریافت کنید

    http://www.mediafire.com/listen/46glaf5zajlxayy/dehati.mp3

    Thumb up 5

  • هومن کلبادی می‌گه:

    محمدرضای عزیز
    با سپاس مجدد از تمام عشق و سخاوتی که با ما سهیم میشید می خوام اعتراف کنم به نوعی اعتیاد مبتلا شدم که بسیار زیباست . اعتیاد به روزنوشته ها ، متمم ، آپارات و خلاصۀ کلام ، محمدرضا شعبانعلی . بعضی اوقات یک ترس عجیبی وجودم رو فرا میگیره چون یاد خاطرۀ آقای هویدا (مرحوم) در زندان اوین میافتم زمانی که آقای مطهری (شهید) به دیدارشون رفت و گفت : دیدید رافت اسلامی رو ، دیدید که در زندان های جمهوری اسلامی کسی رو شکنجه نمیکنند ! آقای هویدا پاسخ داد : شما بدترین شکنجه رو نسبت به من کردید . آقای مطهری با تعجب پرسید : ما !!!!! آقای هویدا پاسخ داد : بله . من به مطالعه اعتیاد دارم و شما من رو از خوندن و مطالعه محروم کردید و این بدترین شکنجه برای من بوده . حاضرم حتی کتابهای شما رو بخونم ولی بخونم . و آقای مطهری هم خواستۀ ایشون رو اجابت کرد و تعدادی از کتابهای خودشون رو برای مطالعه به ایشون داد . امیدوارم من که به جای چرخیدن بی هدف در فضای بی حاصل facebook و . . . به خواندن مطالب زیبای شما و شنیدن رادیو مذاکره و . . . معتاد شدم ، روزی نرسه که به دلایل غیرموجه موجود ، به درد آقای هویدا مبتلا بشم . همیشه سلامت ، آرام ، پایدار و پیروز باشید . ارادتمند شما ، هومن

    Thumb up 8

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *