رادیو مذاکره: ترفندهای مذاکره (قسمت سوم)

امیدوارم فرصت کرده باشید و قسمت اول و قسمت دوم فایل‌های صوتی ترفندهای مذاکره از مجموعه رادیو مذاکره را گوش داده باشید. در اینجا قسمت سوم این مجموعه را خدمت شما تقدیم می‌کنم.

از این به بعد در هر فایل صوتی، یک ترفند مشخص را بررسی و تحلیل خواهیم کرد و به این شیوه، پس از مدتی بیش از پنجاه فایل صوتی در اختیار شما خواهد بود که می‌تواند برای مرور ترفندهای مذاکره مورد استفاده قرار گیرد.

سومین فایل از مجموعه فایلهای ترفندهای مذاکره را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

لینک دانلود رادیو قسمت سوم رادیو مذاکره



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+88
  


16 نظر بر روی پست “رادیو مذاکره: ترفندهای مذاکره (قسمت سوم)

  • محمد می‌گه:

    محمدرضای دوست داشتنی من
    سلام
    “حرف حقی می‌زنند که از آن اراده باطل شده است.”
    متوجه معنای این جمله نشدم، البته توی جمله ای که نوشتی کاما نیست و خوندن و فهمیدنشو برام سخت تر هم میکنه! اینم از شگفتیای مغزه (مغز من) که با اینکه فکر میکنم خیلی میفهمم بخاطر یه کاما به گل نشستم!

    Thumb up 1

  • شایان می‌گه:

    درود

    این سری آموزش‌ها برای من خیلی جذاب است و تا اسم ترفند به میان می‌آید یاد شخصیت Kevin Spacy در فیلم Usual Suspects میوفتم.

    دوست داشتم اعتراف کنم که چقدر طی سال‌های اخیر قربانی مطلق حرف زدن شدم و البته چقدر زننده است که طرف مقابل تمایلی افراطی برای استفاده از انعطاف کلامی نشان می‌دهد.

    استفاده‌ی بیش از حد نتیجه‌ای جز ریختن قبح و بی اعبتار شدن جنس کلام و قدرت نفوذ آن ندارد.
    فکر می‌کنم یکی از بزرگترین تله‌های ارتباطی ما هم همین مطلق صحبت کردن‌ها می‌باشد.

    مشتاقانه منتظر آموزش‌های آتی هستم

    Thumb up 1

  • حامد می‌گه:

    سلام و عرض تشکر بسیار بابت زحمات و رحمات بی دریغ

    دو سوال در مورد فایل سوم برای من پیش اومده

    اول اینکه آیا انعطاف کلامی واقعا جزو ترفند محسوب می شه و یا به نوعی یک اصل در مذاکره محسوب می شه؟ به این معنا که در عموم موارد ما باید منعطف صحبت کنیم مگر در زمانی که بخواهیم به دلیلی چارچوب ها رو تنگتر و محکم تر کنیم؛ در نتیجه شاید بیشتر از جنس یک اصل باشه.

    دوم اینکه در برخی از حوزه ها مثل حوزه اخلاق، منطعف بودن در کلام (نسبی صحبت کردن) هر چند به صورت تئوریک محتوا رو علمی تر می کنه اما در عمل باعث میشه که برای هر اصل اخلاقی راه های گریزی باشه که ریشه اون امر رو متزلزل می کنه! “دروغ بسیار ناپسند هست مگر اینکه مصلحتی باشه”. شاید یکی از دلایل انحطاط اخلاقی که در جامعه مسلمان ها مشاهده می شه همین نسبی گرایی هست .با این حساب، آیا بحث نسبی گرایی در مذاکره باید در حوزه های خاصی مدنظر قرار بگیره و یا یک فرض عمومی برای همه ی مباحث هست؟

    Thumb up 4

    • حامد عزیز.
      ممنون از لطف و محبتت.
      در مورد دو نکته‌ای که مطرح کردی، فکر می‌کنم خیلی سوالات سختی هستند و احتمالاً هر کسی بر اساس برداشتش (و همینطور منافع‌اش) پاسخ متفاوتی برای اونها داره.

      اجازه بده اول در مورد این حرف بزنیم که انعطاف کلامی اصل است یا ترفند؟

      فکر می‌کنم خیلی به معنایی که ما از این دو لغت مد نظر داریم برگرده. اگر اصل رو یک قانون تخطی ناپذیر بگیریم، انعطاف پذیری کلامی قطعاً اصل نیست. چنانکه ما در بعضی‌ جاها در مذاکره وادار بشیم صریحاً برگردیم و بگیم: من حاضر نیستم از این خط قرمز عبور کنم.
      اما من هم ذهنیتی شبیه تو دارم. دیدم نوشته که: اصل یعنی مسئله‌ای که در عموم موارد رعایت می‌شود مگر موارد خاص.
      اگر با این تعریف نگاه کنیم به نظر من انعطاف پذیری کلامی یک اصل محسوب می‌شه.

      اما از سوی دیگه هر اصلی هم ممکنه جایی به عنوان ترفند استفاده بشه و این هم تضاد و تعارضی نداره.

      به تعبیر زیبای امام علی که این روزها که این متن را می‌نویسم سالگرد شهادتشان هم هست، زمانی که خوارج برگشتند و گفتند: لا حکم الا لله. امام فرمودند (اول خطبه چهلم): کلمه حق یراد به الباطل.
      حرف حقی می‌زنند که از آن اراده باطل شده است.

      وقتی در مذاکره می‌گوییم انعطاف پذیری کلامی یک اصل است. معنای مشخص آن این است که دست و پای خودمان را بیهوده و بی دلیل نبندیم یا با جملات مطلق، فضای مذاکره را متشنج نکنیم.

      وقتی در مذاکره می‌گوییم انعطاف پذیری کلامی یک ترفند است، معنای آن این است که اگر چه منطقی است و توصیه شده است و حق است که یک نفر، از انعطاف پذیری استفاده کند، اما هدف این فرد حفظ فضای مذاکره یا جلوگیری از تشنج و یا شکل گیری فضای تهاجمی نیست، بلکه او از این اصل به نفع خودش و برای شانه خالی کردن از زیر یک تعهد استفاده می‌کند.

      بنابراین به نظرم انعطاف پذیری کلامی بسته به شرایط، ممکن است مصداق اجرای یک اصل یا مصداق پناه بردن به یک ترفند باشد.

      در مورد نکته دوم، من واقعاً سواد اظهار نظر ندارم. صرفاً چند نکته پراکنده به ذهنم می‌رسد:

      یکی اینکه اگر چه اصول اخلاقی مطلق هستند اما مصداق‌های آنها به تفسیر انسانی آلوده‌اند و نمی‌توانند به سادگی مطلق فرض شوند (حداقل در مورد ما که علم ناقص داریم).
      من همیشه یاد داستان موسی و خضر می‌افتم و حتی قتلی که می‌تواند اخلاقی باشد.

      در مورد دروغ هم همین است. دروغ بد است.
      اما یک سوال: آیا پدری که به فرزند خود می‌گوید وضع مالی ما خوب است و نگران نباش اما در آستانه زندان رفتن به خاطر مسائل مالی است، دروغ گفته است یا در حال ایفای وظیفه پدری است؟
      شاید فیلم زندگی زیباست یا La vita è bella مثال خوبی از این چالش باشد.

      البته ممکن است بگوییم که خود دروغ مفهومی است که نیازمند مفهوم پردازی است. من لااقل در طی شش هفت سال اخیر که به خاطر مذاکره در این زمینه مطالعات نسبتاً‌ زیادی داشته‌ام به نظرم ‌می‌رسد که واژه دروغ تعریف شفاف مشخصی ندارد. البته تلاش‌های زیادی در راستای مفهوم پردازی برای این واژه شده (اگر به خاطر داشته باشید من هم یکبار بحث دروغ سیاه و دروغ سفید را مطرح کردم) و مطالعات گسترده‌ای شده، اما هنوز اتفاق نظر جدی در این زمینه وجود ندارد.

      به همین دلیل اگر چه اخلاق به معنای داشتن افق بزرگتر (زمانی، مکانی، تاریخی، تخصصی، منافع، حوزه اثر و …) قطعاً مورد قبول هر عقل سلیمی هست اما تعریف مطلقی مانند اینکه «دروغ بد است» وقتی خود این واژه تعریف مشخصی ندارد و در هاله ای از ابهام است، به هر حال مطلق نخواهد بود. به عبارتی به نظر من اصل جمله چنان مبهم است که با اضافه کردن اما و اگر موضوع بدتر نمی‌شود!

      البته اگر دروغ را به معنای ترسیم تصویری نادرست از واقعیت با هدف تضییع حق دیگران به نفع خودمان در نظر بگیریم که به نظر چنان مطلق است که شکل مصلحتی نخواهد داشت! اما به خاطر داشته باشیم که این جمله هم یک «جمله» است و یک جمله همیشه به تعدادی جمله برای تفسیر و تبیین نیاز خواهد داشت.

      البته از سبک نگارش و دقت نظر شما مطمئن هستم که توجه دارید که آنچه من می‌گویم به معنای نسبی بودن اخلاق نیست بلکه به معنای خطر آلوده شدن تفسیر ما به عنوان کسانی است که نهایتاً باید تصمیم اخلاقی اتخاذ کنیم.

      خلاصه اینکه در نگاه من «دروغگویی همیشه بد است» یک جمله مطلق نیست و انعطاف پذیری بالایی در آن وجود دارد. چون تعریف و متر دقیق و مشخص از اینکه چه چیزی دروغ است و چه چیزی دروغ نیست وجود ندارد و اگر سهم وجدان پاک انسانی را در این میانه کنار بگذاریم، تشخیص راه درست چندان ساده نخواهد بود.

      ارادتمند
      محمدرضا

      Thumb up 22

      • حامد می‌گه:

        خیلی ممنون بابت پاسخ مبسوط و روشن.
        هر چند باز هم در مورد مطلب دوم سوال دارم و دوست دارم که کمی شفاف تر در موردش با شما صحبت کنم، اما شاید اگه موکول بشه به فضای مناسب تر، لطف بیشتری داشته باشه.

        بهترین ها رو برای شما آرزو دارم

        Thumb up 2

  • شهرزاد می‌گه:

    محمدرضای عزیز.
    می خوام باز هم بخاطر این فایل ها و بخاطر تمام حرفهای خوبی که توی این فایلها می زنی ازت تشکر کنم.
    راستش رو بخواهی کلمه کلمه ی حرفهات رو نه با گوش، که با تک تک سلولهام گوش کردم و سعی کردم به خاطر بسپارم.
    ممنون که توی این فایل گفتی: “وقتی از مذاکره حرف می زنیم وظیفه تلاش برای درک درست جملات من، توسط شنونده، بر عهده ی منه که گوینده هستم. من باید تمام انرژی و تمام وقتم رو بگذارم که جمله ام رو به شکلی بنویسم که ترجیحا با همون حسی که مد نظر منه خونده بشه و به شکل دیگری قابل خوندن نباشه.” …
    ممنون که گفتی: ” ما باید سعی کنیم کلمات را جابجا کنیم و نهایتا یک جمله صریح، شفاف، حاوی پیام مورد نظر من به طرف مقابل رو برای اون ارسال کنیم.”…
    من خیلی وقتها سعی می کنم این موارد رو رعایت کنم؛ اما بعضی وقتها، احساسات، بر خلاف میل واقعی ام، روی این موضوع سایه می اندازن و با توجه نکردن و رعایت نکردن و انرژی و وقت لازم نگذاشتن برای ارسال جمله ای روشن و صریح که حاوی پیام واقعی مورد نظر من باشه، نه تنها به خواسته ام که شاید چیز بد و زیادی هم نبوده نمی رسم، بلکه حتی هزینه ی سنگینی رو بابتش متحمل میشم و باعث میشه گاهاً کسی یا کسانی رو که برام عزیزترین هستند، به این وسیله برنجونم و از خودم دور کنم.
    بازم ازت ممنونم که با این حرفها و توصیه ها و یادآوریهای خوب و باارزش، کمک می کنی تا بیش از پیش متوجه این موضوع باشم… (و البته می دونم که سری «مهارتهای ارتباطی و زبان زندگی» در متمم رو هم باید جدی تر دنبال کنم…)

    Thumb up 2

  • محمد د می‌گه:

    سلام

    محمد رضای عزیز

    زمان بندی ارایه فایهای ترفندهای مذاکره به چه صورت است ؟

    امیدوارم کسالت هم برطرف شده باشه…

    Thumb up 1

  • غلامرضا قياسي می‌گه:

    سلام علیکم
    استاد بزرگوار جناب آقای مهندس شعبانعلی از اینکه سرعت تهیه فایل های ترفندهای مذاکره را زیاد کردید کمال تشکر را دارم.

    Thumb up 4

  • مائده می‌گه:

    تو فایل اول انقدر مقدمه چینی کردین که قراره همچین مبحثی رو شروع کنین با خودم گفتم مگه قراره چه چیزای “بدی” بهمون یاد بده :) تا اینجا که همش خوب بودن منتظر اون بداش هستیم 😉

    Thumb up 1

  • رضا سبحاني می‌گه:

    سلام محمدرضا جان..
    ممنون که این بحث کاربردی رو میخوای ادامه بدی..امیدوارم شاگردای خوبی باشیم واست و فریب این ترفندهارو نخوریم ..
    خوش باشی و سلامت

    Thumb up 1

  • وحید می‌گه:

    بیش از ۵۰ فایل در زمینه ی ترفندهای مذاکره،گنج بی نظیری است از یک انسان بی نظیر،که با صرف وقت بسیاری، آماده و به راحتی در اختیار ما قرار می گیرد.امیدوارم قدرش را بدانیم و نهایت استفاده را از آن ببریم.
    خیلی خیلی خیلی ممنون.

    Thumb up 8

  • الهام می‌گه:

    خسته نباشی معلم باصفا.. و همینطور عزیزانی که به شما کمک میکنند..

    Thumb up 1

  • فواد می‌گه:

    سلام استاد
    بحث به کار نبردن جملات مطلق در نوشتن هم همین کاربرد رو داره؟ و آیا شما در مورد نوع نامه نگاری و ادبیات نوشتاری در مذاکره تصمیم دارید که آموزشی در این بخش یا بخش های دیگر متمم آموزشی قرار دهید ؟

    Thumb up 1

  • zoorba.booda می‌گه:

    ممنونم محمدرضا که لطف کردی و برای ادامه این فایل ها وقت گذاشتی.
    این تصمیمت که توی هر فایل یکی از موارد رو برامون میگی و به شش تا سوال اصلی در موردش جواب میدی، خیلی عالیه.(والا !)

    Thumb up 3

  • مهری می‌گه:

    زکات علم در نشر آن است .همیشه موفق باشید

    Thumb up 1

  • حمید طهماسبی نژاد می‌گه:

    خوشم میاد همیشه اکتیو و در رشد هستید.
    امیداورم همیشه موفق باقی بمانید، که امید ما به امثال شماست.

    Thumb up 2

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *