در حسرت یک کلاه قدیمی

پیش نوشت: مطلبی که اینجا می‌نویسم مربوط به ماه قبل است.

در یادداشت‌هایم نوشته بودم که به آن اشاره کنم و متاسفانه طی هفته‌های اخیر، چنان درگیر فعالیت‌های شغلی و شخصی بودم که فرصتی برای مطرح کردن آن نشد.

اما به هر حال، به دلیل اینکه ریشه‌ی مطلب، آشناست و می‌تواند محرکی برای گفتگو کردن و اندیشیدن باشد، به نظرم ارزش دارد که مرور کوتاهی به آن داشته باشیم.

مقدمه: ماجرا مربوط به یک کلاه است. کافی است نگاهی به عدد ۶ روی صفحه کلید خود بیندازید و علامت ^ را ببینید. کلاهی که بر سر عدد شش قرار گرفته است.

در فارسی کهن (منظورم حدود ۱۰ سال پیش است) به این علامت، هشتک (با کاف و نه با گاف) می‌گفتند.

نام بسیار زیبایی هم بود. در آن زمان به # هم می‌گفتند: Number Sign یا علامت مربوط به اعداد.

با آمدن شبکه های اجتماعی، به تدریج نام هشتگ (هش به معنای هاشور و تگ به معنای برچسب) رایج شد و کم کم کلمه‌ی هشتک از رواج افتاد.

چون وقتی می‌گفتی هشتک (^)، فکر می‌کردند گفته‌ای هشتگ (#)!

بگذریم. کسانی که اهل برنامه نویسی هستند و یا نمادهای ریاضی را می‌شناسند، معمولاً در گذشته و حال، این کلاه را Caret (کرت به فتح ک و کسر ر) می‌نامند.

در زبان انگلیسی هم، عنوان Circumflex برای آن به کار می‌رود.

از همه‌ی اینها بگذریم. اگر فرانسه هم بلد نباشید (که من هم نیستم) احتمالاً این علامت را در نگارش کلمات زیادی مشاهده کرده‌اید: S’entraîner و Coût و …

اصل ماجرا: دولت فرانسه قانونی را در سال ۱۹۹۰ میلادی مصوب کرده بود که مهجور مانده بود و از اوخر سال جاری،‌ تصمیم گرفت آن را به صورت جدی اعمال کند.

قرار شد برای ساده‌تر شدن نگارش و یادگیری راحت‌تر دیکته و کاهش پیچیدگی زبانی، این کلاه قدیمی، از سر بعضی از کلمات بیفتد.

البته فقط ماجرای کلاه نبود. بعضی از کلمات هم، به هم متصل می‌شوند. مثلاً Mille-pattes را می‌توان از این به بعد به صورت millepattes هم نوشت.

این تغییرات مجموعاً در مورد حدود ۲۴۰۰ کلمه اعمال خواهند شد.

دولت فرانسه در کتاب‌های درسی، دیکته‌ی جدید را به کار خواهد گرفت و همین دیکته را به دانش آموزان خواهد آموخت.

اما دانش آموزان اگر دیکته‌ی قبلی را هم استفاده کنند، از آنها نمره‌ای کسر نخواهد شد و دیکته‌ی قدیمی هم، درست در نظر گرفته خواهد شد.

به ناشران واژه نامه‌ها هم توصیه شده که علاوه بر نگارش قدیمی، مدخلی نیز برای نگارش جدید در نظر بگیرند.

این بحث، مدتی است به چالش جدی در فرانسه تبدیل شده و دولت فرانسه، متهم شده است که با این کار، ادبیات فرانسه تخریب خواهد شد.

کافی است JeSuisCirconflexe# را در شبکه های اجتماعی جستجو کنید تا کمی بیشتر با این فضا آشنا شوید.

پی نوشت ۱: خیلی خوشحالم که می‌توانم چنین مطلبی را بنویسم. راستش را بخواهید اول متن صادقانه حرف نزدم. این مطلب را می‌شد یک ماه پیش هم نوشت. اما حوصله نداشتم که گفتگوهایی بدون پایه و اساس تحلیلی و اصول و قواعد استدلال و استنباط،‌ در زیر آن مطرح شود.

پی نوشت ۲: فکر می‌کنم این مسئله برای ما هم همیشه مطرح بوده است و این چالش‌ها برایمان چندان غریبه نیست. ضمناً چون خودم هم کد دارم و می‌توانم کامنت بگذارم، نظرات و توضیحات خودم را مثل بقیه در کامنت‌ها مطرح خواهم کرد.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+129
  


14 نظر بر روی پست “در حسرت یک کلاه قدیمی

  • باران می‌گه:

    عجب مطلب خوبی بود!! و بهتر از آن کامنتها. خیلی چیز یاد گرفتم. ممنون.

    Thumb up 0

  • یاور مشیرفر می‌گه:

    این نوشته مرا به یاد خاطره ای از دوران دانشگاه (سال ۸۵) می اندازد. در کلاس ادبیات فارسی عمومی، یکی از دانشجویان پرسید: استاد ما در زبان فارسی علامت هایی از «الفبای عربی» قرض گرفته ایم که هرگز به همان شکل هم استفاده نمی کنیم. برای مثال ما سه نوع حرف S در فارسی داریم که اتفاقا هر چهارتایشان هم یک صدا می دهند، یا چهار نوع حرف Z داریم که باز هم صدایشان با هم در فارسی تفاوت نمی کند. آیا بهتر نیست همه این علایم را یکجا «بنا به نیاز زبانی فارسی» تبدیل به یک صدا و یک علامت کنیم؟

    آن روز البته پاسخ چندان دقیقی به این سؤال داده نشد، اما تقریبا برایمان روشن است که با این کار پیوند زبانی و فرهنگی با سال های قبل را از دست میدهیم. نه برایمان ادبیات کهن و نه ادبیات معاصر هیچ کدام مفهوم نخواهند داشت؛ کما این که آن نوشته ها در طول زمان اشکال و معانی مختلفی «بنا به اقتضای زمان» و «فرهنگ روزگار» داشته اند و هم اکنون آن مفهومی که در اشعار رودکی از «زیبایی» ارائه می شود، برای ما دور از دسترس و فهم است.

    در زبان فرانسه اگر این اکسون ها را بخواهیم حذف کنیم، باید با زبان فرانسه خداحافظی کنیم. مشکل اینجاست که زبان فرانسه هزاران و میلیون نسخه چاپ شده از آثاری دارد که نه تنها در فرانسه که در جهان شناخته شده اند؛ از les misérables هوگو تا Genèse et structure دریدا همگی مملو و محشون از این آکسون ها هستند و عملا آنانی که از این به بعد «فرانسه» می آموزند، هیچ منبعی برای مطالعه فرانسه هم نخواهند داشت.
    فکر نمیکنم که بشود همه آن آثار را دوباره به «فرانسه فاقد آکسون» ها ترجمه کرد و در این میان به «ساختار» زبانی فرانسه هیچ لطمه ای وارد نکرد.

    Thumb up 43

  • ابراهیم صیادی می‌گه:

    این چیزی که می گم تجربه سر و کار داشتن با مردمی که به زبانی به جز فارسی صحبت می کنند. امتیازی که فارسی نسبت به زبانهای دیگه داره نداشتن تلفظ های خاص و منحصر به فرد. و با حداقل فضای دهان و زبان حروف رو می شه ادا کرد. مثلا در روسی تلفظ ر مخصوص دارند. در آلمانی یه ایلسش دارند که فقط خودشون می تونند تشخیص بدن. در کردی دو جور ل و ر وجود داره. یا در عربی که ز ظ ذ ض و اگر رمضان رو رمزان تلفظ کنی متوجه نمی شن. یا زبان گرجی که با ترکیب چند حرف یه حروف و صداهای دیگه درست شده. مثلا یه جور ج دارند که اولش با د شروع می شه. یا حرف چ ای که با ت آمیخته شده. و اما مشکل اونجایی که در فارسی حروف صدا دار نوشته نشده. و بایستی پوستت کنده شه که بفهمی این لغت روند یا روند (rond , ravand) و آنچه رو که را می گیم با آنجوری که می نویسیم زمین تا آسمان فرق داره. زبانی که نمی شه با خود آموز یاد گرفت. مثلا در کتاب نوشته شده من گرسنه ام . ولی در هیچ نقطه ای از ابران نمی بینی این تلفظ رو. مبینی همه می گن من گشنه ام.

    Thumb up 18

    • معصومه شیخ مرادی می‌گه:

      البته در مورد من گرسنه ام خیلی از ایرانیها که زبان مادریشون فارسی نیست این عبارت رو به کار میبرن مثل خود من بعضی وقتها، یا در فضاهای رسمی هم همینطور

      Thumb up 1

  • جواد زاهدی می‌گه:

    سلام محمد رضای عزیز
    یه مقاله ی نسبتا قدیمی راجع به زبان میخوندم ، که حدود ۶۰۰۰ زبان تو دنیا هست. که از این تعداد ۲۰۰۰ تاش رو تعدادی کمتر از ۱۰۰۰ نفر صحبت میکنندو حدود ۴۰۰۰ تای از این زبان ها تا ۲۰۵۰ کلن از بین میره و فقط میشه توی کتاب ها نمونه هاش رو پیدا کرد.
    آخرش هم به اینجا میرسه مه در آینده نه چندان دور تمام مردم دنیا به چند زبان انگلیسی ، اسپانیایی ، چینی ، عربی و چند زبان دیگر صحبت خواهند کرد.
    اینجور رفتار ها شاید تو همین مسیر باشه ، دولت فرانسه زبانش رو آسون می کنه که افراد راجت بتونن یاد بگیرن تا از کم شدن میزان افرادی که این زبان رو قراره یاد بگیرن کم نشه…
    البته شاید…
    در عوض ما روز به روز داریم یه مسائلی رو به زبانمون آویزون می کنیم که خیلی هم دلچسب نیستن
    دوست دارم اگه بشه برامون توضیح بدین که شما چه دلیلی برای این کار های دولت فرانسه میبینید ؟
    ممنون

    Thumb up 21

  • صدرا می‌گه:

    امیدوارم از کد دار بودنمان شما رو نا امید نکنیم، اگر ضعفی در مطالب مطرح شده توسط من میبینید به سن کمترم عفو کنید.

    یکم:
    یادم است چند سال پیش که در سطح کلان مدیریت کشور، بحث آینده زبان فارسی مطرح شد و عنوان شد که باید به جایی برسیم که زبان اول دنیا در علم، زبان فارسی باشد،همانجا با خودم فکر کردم که احتمالا طی یک فرایند تکاملی چند صد ساله نوه نبیره های من و همه ی هم عصرانشان با یک زبان معیار در دنیا صحبت میکنند و زبان های فرعی در موزه های تاریخ، چیزی قدیمی و برای سر زدن خواهد شد. امروز میدانم که احتمالا هوش مصنوعی و پیشرفت ها در تکنولوژی نخواهند گذاشت این فرایند به دستِ کندیِ تکامل و طبیعت بیفتد و سایبورگ هایِ نهایتا پنجاه سال بعد، از همان ابتدای بدنیا آمدنشان میدانند باید به چه زبانی صحبت کنند که بازدهی بهتر و مطلوب تری داشته باشد.

    دوم:
    زبان فارسی در حال احتضار است، شما سابقا درباره ی این موضوع گفته اید و هر کسی که دغدغه ای دارد در این زمینه میتواند این مرگ تدریجی را حس کند.رضا امیرخانی عزیز(در غذای بچه های مکانیک شریف چه میریزند؟) ، جایی در توضیح برای سبک نگارش خاص و جدانویسی اش میگفت(نقل به مضمون) : که زبان فارسی نیاز به واژه سازی دارد، چشم مخاطب باید به نگارش واژه های جدید عادت بکند، باید واج ها را ببیند تا بتواند واژه بسازد، وگرنه تا پایان فاصله ی زیادی ندارد.
    ( من خودم هم به اندازه خودم در وبلاگم سعی میکنم واژه های انگلیسی را ابتدا با حروف فارسی بنویسم بعد در پرانتز به املای انگلیسی آن اشاره کنم تا مخاطب هم ترسش از انگلیسی خواندن بریزد هم واج های ناآشنا را در زبان ببیند) فارغ از این که آیا چنین تلاش هایی نتیجه ای دارد یا خیر، چیزی که پر واضح است این است که زبان فارسی یکی از بزرگترین مشکلاتش واژه سازی است. با توجه به حجم خیلی خیلی کم مطالعه ام به زبان انگلیسی بازهم تقریبا روزی نمیشود، که واژه ای را در زبان انگلیسی ببینم که در دیکشنری فارسی برای معادلش یک جمله توضیحی نوشته باشند، به جای کلمه. حال آقایان بنشیند در فرهنگستان از بالا به پایین واژه صادر کنند نمیدانم چقدر میتواند دوای دردمان باشد.

    سوم:
    از این که زبان( و حتا رسم الخط) چقدر میتواند در سرنوشت افراد و ملت ها تغییر ایجاد کند، زیاد نوشته شده است و نمیخواهم دوباره اینجا مطرحش کنم، اما میخواهم از تاثیرش در زندگی خودم بنویسم.
    فلوی (flow) من هم خواندن و نوشتن است.در دوران دبیرستان که درگیر مباحثی مثل هدف زندگی بودم، زیاد درگیر انتخاب مسیر زندگی ام بودم. ساده لوحانه فکر میکردم میشود نقشه ای کشید برای زندگی و طبق آن پیش رفت. شدیدا بین دوراهی ادبیات و کسب و کار مانده بودم. از طرفی حس میکردم در خواندن و نوشتن علاقه و استعداد دارم از طرف دیگر تمایل باطنی ام به نوآوری و کسب و کار و صادقانه بگویم حتا پول مرا فریب میداد. قشنگ یادم است روزی نشستم و روی کاغذ برای هرکدام مزایا و معایب نوشتم. بخشی از آن که مرتبط به بحث است را مطرح میکنم.

    جلوی ادبیات نوشتم: “زبان تو فارسی است. خواه ناخواه بهترین بازدهی را در این زبان داری. مخاطب زبان فارسی چند نفر است؟ خیلی خیلی دست بالا بگیریم میشود ۲۰۰ ملیون نفر. تو هر چه که بنویسی خفن ترین نویسندگان هم که بشوی نهایت محصولت به دست یک سوم این جمعیت میرسد. حالا کسب و کار چند نفر مخاطب دارد؟ به فیس بوک و گوگل نگاه کن ۷ میلیارد نفر. کدام کفه سنگین تر است؟”
    امروز زمانی از آن موقع گذشته و بالغ تر شده ام و فهمیده ام که معیار تاثیر گذاری بر دنیا بیشتر از آن که به کمیت وابسته باشد به کیفیت وابسته است و تازه این را هم فهمیده ام که بعد از قهر با پدرومادر نمیشود فیس بوک تاسیس کرد و اگر آنجا زاکربرگ و بیل گیتسی دارد، چندین دهه تلاش تکنولوژیک ملتی پشت آن است. حال آن که ما اینجا علم و تکنولوژی پیشکشمان، در طول صد سال فقط دوبار زیروبم نظام سیاسی مان را عوض کرده ایم.

    به جرات میتوانم بگویم ضعف های زبان فارسی جدا از تاثیر منفی ای که میتواند بر نحوه فکر کردن و استدلال های ما داشته باشد، به شکل واضحی بر انتخاب مسیر زندگی ام تاثیر جدی گذاشته است.

    ببخشید بابت پرگویی. دردودل بود بیشتر تا بحث.

    Thumb up 47

    • فواد انصاری می‌گه:

      ممنونم از شما . من هم باهات موافقم صدراو ودغدغه زبان دارم … وضعیت کسانی که زبان مادریشان فارسی نیست مشکل تر است به نظرم برای نمونه زبان مادری من کردی هست و برای فارسی یاد گرفتن در مدرسه مجبور بودم حرفام رو به فارسی ترجمه کنم و چون انگلیسی را در مدرسه و دانشگاه بهمون میگفتن اول به فارسی و بعد به کردی ترجمه میکردم که برام طاقت فرسا بود مثل سایر افراد دیگر.
      حالا من مسلط به زبان فارسی هستم و املا و انشام بد نیست ولی باز هم دلم میخواد داستان یا سعری اگر مینویسم به زبان مادری باشه به علت همین مشکلاتی که شما گفتید که سر زبان کردی هم اومده اینکار برام امکان پذیر نیست چون اگر بخواهم حجم زیاد کردها را به عنوان مخاطب در نظر بگیرم و بنویسم باید کوردی ناوه راست یا سورانی بنویسم که مثل زبان کردستان عراق است چون یک زبان میانی است و همه متوجه میشوند ولی در سنندج کسی زبان ما متفاوت است و لهجه ی خاص خودش را دارد و نمیشود سنندجی هم نوشت از اونطرف هم اونقدر مسلط نیستم تا اون چیزی رو که تو دلمه سورانی بنویسم . پس دو کار میشه کرد یا سورانی یاد بگیرم یا به سنندجی بنویسم (مخاطب زیادی رو از دست بدم) ولی به هر حال دغدغه زبان دغدغه همه زبان ها به غیر از زبان های پر مخاطب می باشد و البته زبان زمانی از بین نخواهد رفت که وارد محیط آکادمیک شده و تبدیل به زبان یادگیری شود و متون علمی هم با آن نوشته بشود که به نظرم زبان فارسی خطر زیادی تهدیدش نمیکنه . اگر وقت کنم و توان داشته باشم دوست دارم در زمینه نرم افزار و مثلا نوشتن فونتهای کوردی برای لینوکس و وب و …. یا کوردی کردن سیستمهای نرم افزاری و یا محتوای اون کار کنم که البته خرده کارهایی کردم. کار آقای شعبانعلی و تولید محتوا برای متمم کار خیلی ارزنده ای برای زبان فارسی است و حتما هم نتیجه بخشه.

      Thumb up 24

      • انصار رضايي می‌گه:

        @فواد: جانا سخن از زبان ما میگویی…
        البته یه مزیت تو املا داشتیم که اونم بحث نامطابقت های املایی بود که برای ما خیلی تفاوتی نداشت، چون معلمامون با لهجه کوردی فارسی رو میخوندن، مثلا غالب و قالب ☺️
        در کنار اینکه دوس دارم روزی برسه همه مردم دنیا بتونن با یه زبان مشترک صحبت کنن، یکی دیگه از ارزوهام اینه که زبان بین کوردها هم مشترک بشه، و به نظر من لزوما قرار نیس زبان مادری حذف بشه، حداقلش اینه که زبان مادری رو برای ادبیات و موسیقی نیاز داریم، برای من که فاخرترین آثار موسیقی جهان رو هم بیارن که تو لیست های Top10 هستند، نمیتونه اون حسی رو که از “آتش در نیستان” یا “خوم کرماشانی فارسی نیزانم” شهرام ناظری میگرم، بهم بده.

        راستی برای اون فعالیت های نرم افزاریت هم اگه همراه خواستی بهم بگو، اطلاعات تماسم هم تو متممه هم تو گوگل راحت پیدا میشه.

        Thumb up 11

      • مصطفی هادیان می‌گه:

        فواد جان،
        در مورد تاثیر متمم در پویایی و زنده بودن زبان فارسی خیلی با شما موافقم.
        من تا یه سال و نیم پیش که هنوز با متمم و محمدرضای عزیز آشنا نشده بودم، تقریبا هیچ ارزشی برای فارسی و ادبیات فارسی قائل نبودم. چون همیشه توی مدرسه طوری آموزش داده بودن و رفتار کرده بودن که انگار فارسی یه موجود ضعیفه که داره میمیره و ما وظیفه مون اینه که نجاتش بدیم.
        من از جملاتی مثل:
        “پارسی را پاس بداریم”
        یا
        “بسی رنج بردم در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی”
        این رو برداشت میکنم که: “فارسی قرار نیست سودی برای ما داشته باشه. پس بذار حداقل ما براش سود داشته باشیم و تلاش کنیم که زبان مادری مون رو زنده نگه داریم!”
        به خاطر همین، من همیشه مطالعه ی خیلی کمی داشتم. و اگر هم مطالعه میکردم انگلیسی مطالعه میکردم چون به این نتیجه رسیده بودم که محتوای به درد بخور توی فارسی (حداقل توی وب) پیدا نمیشه. اهل نوشتن هم نبودم اصلا. ولی اگه گاهی مینوشتم به انگلیسی مینوشتم!
        اما با خوندن مطالب محمدرضای عزیز و متمم، یهو انگار برای من روح توی فارسی دمیده شد و کلی از زبان فارسی خوشم اومد و فهمیدم که میشه با خوندن فارسی، هم “لذت برد” و هم “یاد گرفت” (و این باعث شد تبدیل بشم به یه کتابخون که همیشه چند تا کتاب رو داره موازی میخونه!)

        Thumb up 12

  • زهرا حسینی می‌گه:

    سلام
    به نظر من این از آن نمونه های خوب کلاهبرداریست، البته به شرط آن که اجرایی شود. یاد حذف همزه از حروف الفبای زبان فارسی افتادم. به ما هم می گفتند باید به جای آن از (ی) استفاده کنید اما باز اگر کلمه را به صورت قدیمی آن هم بنویسید ایرادی ندارد. البته هنوز هم در بعضی از کتاب های چاپی همزه به شکل قدیمی آن استفاده میشود و با اینکه از کتاب های درسی حذف شد از زبان فارسی حذف نشد و حالا کلماتی داریم که دو جور فرم نوشتاری برای آنها قابل قبول است. و بسیار صلیقه ای شده است.

    پی نوشت: ازاینکه اجازه دارم برای شما کامنت بگذارم خیلی خوشحالم.
    با سپاس فراوان :)

    Thumb up 6

  • حامد می‌گه:

    چند وقت پیش یه گروه از ترکیه مهمان ما بودند؛ اتفاقن یکی از بحث های حاشیه ای که مطرح شد همین رسم الخط فارسی بود که براشون خیلی عجیب بود که چرا هنوز به الفبای انگلیسی تغییر نکرده
    اینکه چندین حرف ز و س و ت و … داریم و برای فارسی زبانان که هیچ فرقی در نحوه بیان نمیکنن چرا هنوز منقضی نشده و چرا از فینگلیش استفاده نمیشه؟
    البته نظر من موافق یا مخالف نیست و فقط نگاه موجود دیگران رو به نحوه نوشتن فارسی از دید کسانی که بیرون کشور هستند و خودشون تجربه مشابه داشتند با دوستان در میون گذاشتم

    Thumb up 12

  • علی کریمی می‌گه:

    چند وقت پیش که سر مزار آشنایان رفته بودیم، بعضی از تاریخ های وفات، به خاطر تغییر تاریخ در زمان قبل از انقلاب، به هجری شمسی نبود و قابل تشخیص نبود. باید یک convertor داشته باشی تا دو تاریخ را به هم تبدیل کنی. همین اتفاق ممکن است برای کلمات فرانسوی اتفاق بیافتد. چند دهه بعد، برای مردمان آن روز، کلمات قدیمی، قابل درک نخواهند بود. (اصلا اگر زبانی وجود داشته باشد!) ممکن است بعضی کلمات تاریخچه ای غنی داشته باشند که استفاده نکردن از آن، باعث مرگ آن کلمه بشود. مثل اینکه یک مدت از دستمان هیچ استفاده ای نکنیم، سیستم بدن آن عضو را کنار می گذارد. کلمات اگر استفاده نشوند می میرند.
    پی نوشت: هشتک یعنی هشت کوچک، چه جالب!

    Thumb up 24

  • مهدی خانی می‌گه:

    این مخالفت با ساده سازی من رو یاد سایت فرهنگستان زبان وادب فارسی http://persianacademy.ir انداخت که که آدرس خودش را پرشین آکادمی گذاشته ولی توی لیست ۲۲۱ فقره لغات مصوب برای جلوگیری از تخریب زبان فارسی ! ” فرهنگستان” معنی کرده .
    راستی با این کد فعال کامنتهای دوستا در اینجا مثل کامنتهای متمم دوست داشتنی شده (بجز مال خودم که اونهم به دلیل کد داشتنه !)
    قبلا خیلی کامنتهای مفید رونمی خوندم.

    Thumb up 15

  • محمد حسین هاشمی می‌گه:

    آنطور که تاریخ نویسان می گویند زبان مردم کشور ترکیه، ترکی است اما رسم الخطی که می­نوشتند رسم الخط عربی بود، مانند رسم الخط فارسی که خودمان داریم، رسم الخط عربی است , جدا از اینکه این تغییر رسم الخط توسط آتاترک چه مزایا و چه معایب ی داشته ,همواره مورد مخالفت توسط مردم قرار می گرفته ,همانطور که در ایران گرفت ,هم اکنون هم کیبوردهای بهتر و استاندارد تری نسبت به QWERTY ساخته شده ولی همه گیری استفاده از یک ابزار وعادت کردن مردم همیشه مانع توسعه و رفع اشکلات موجود می شود وهمه گیر شدن آن خیلی وقتگیر است.
    پی نوشت: من خودم با تایپ QWERTY عاذت کرده ام حتی اگر گزینه ی بهتری وجود داشته باشد همان قبلی را انتخاب می کنم,حداقل پلاسیتی مغزم در این مورد جوابگوی نیازم نمی شود

    Thumb up 15

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *