در جستجوی زخمها…

همیشه بر این باور بوده ام که برای شناختن انسانها، نباید در داراییها و پیروزی ها  و سکه ها و مدالها و خانه ها و ماشینها و مدارک تحصیلی و مدارج علمی و … غرق شویم. برای شناختن انسانها و نزدیک شدن به آنها باید زخمهایشان را شناخت.

انسانها زخمهایشان را فریاد میزنند: در حرفهایشان، در رفتارشان، در انتقاداتی که از شما میکنند، در پیشنهادهایی که برای شما دارند، در رویاهایشان و حتی در شکل نگاهشان.

wound



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+225
  


83 نظر بر روی پست “در جستجوی زخمها…

  • یاسمن می‌گه:

    سلام
    خیلی زیبا بود چندین بار خوندم وبهش فکر کردم ، بارها به این موضوع دقت کردم و در دیگران دیدم مخصوصا” در شکل نگاهشون.
    چند وقتی بود به سایتتون سر نزده بودم چقدر عالیه که میشه به نظر دیگران رای داد ،جذابیت سایت بیشتر شده.

    Thumb up 1

  • دانشجو می‌گه:

    سلام به همه
    امیدوارم بهترین روز زندگیتون رو در حال سپری کردن باشید
    امیدوارم روزی برسه که زخمی نباشه …. دردی نباشه………….
    اما خصلت دنیا همون طور که توی قران اومده با درد و رنج همراهه…
    پس وظیفه ما چیه ؟

    Thumb up 0

  • نهال می‌گه:

    سلام
    مرسی استاد عزیز که باز هم یکی از حقیقت ها رو اثبات کردید؛؛
    “ز” مثل زلزله؛؛
    “ز”مثل زخم؛؛
    می دانی زلزله با آمدن تو روستای ما را شناختند!!می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد؛؛ درست ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ثواب ندارد؟؟
    چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به شش ریشتر لرزه احتیاج دارند؟؟
    می دانی به چه فکر میکنم؟؟
    به زلزله بعدی…به روستای بعدی…لودر بعدی…درمانگاه بعدی و به زنده های لودر و کمپوت ندیده
    به پدر هایی که با تنگدستی آوار های بعدی را تکه تکه بر سقف خراب خود می چینند تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند
    می دانی زلزله ما که رفتیم ولی خدا کند روزی بنویسند.
    “ز”مثل زندگی

    Thumb up 9

  • علی می‌گه:

    من انسانم؛
    زخم عمیق زمین
    آهوی تیرخورده‌ای بر شانه‌های خداوند
    : احمد عزیزی

    Thumb up 4

  • بهنود می‌گه:

    آنچه مرا نکشد قوی ترم می سازد ” نیچه”

    Thumb up 14

  • ناشناس می‌گه:

    آنکه زخمی را ناخواسته به کسی که بیشتر از هر کسی در دنیا او را دوست دارد وارد میکند ، خود از کسی که زخم خورده بیشتر زخمی میشود. آنقدر این زخم عمیق و چرکین هست که تا ابد امکان التیام اون وجود نداره.

    Thumb up 15

    • شهرزاد می‌گه:

      دوست عزیز ناشناس
      چقدر این کامنت شما توجهم رو جلب کرد.
      بخش اول این داستان خیلی به نظرم آشناست … ولی باور کردن بخش دومش خیلی سخت! و …”ناخواسته” واژه ای عجیب… !
      در هرصورت، ای کاش هیچیک از آدمیان ، مشمول هیچ بخشی از این داستان تلخ نمی شدن…

      Thumb up 1

    • امید می‌گه:

      زخم خواسته یا ناخواسته! بر خاسته از یک روح بیمار است.کاملاً با این ناشناس!!! موافقم.کسی که نتوانسته با زخم خودش درست کنار بیاید به هر دلیل، نداشتن عزت نفس، ضعف عقلانی، جسمی، اخلاقی، روحی و…..سعی می کند با آزار دیگران به آرامش برسه. حالا او خودش تبدیل شده به یک زخم مجسم بر پیکر جامعه…

      Thumb up 5

      • شهرزاد می‌گه:

        امید جان …. باهات موافقم … ولی تعجب من از واژه ی “ناخواسته” بود که دوستمون در این شرح حال، به کار بردن و به نظرم این کلمه، فقط توجیهی برای زخمهایی است که به دیگران می زنیم! … و باز هم این “ناخواسته ها” و این زخمها، تکرار خواهند شد و تکرار و تکرار… اگه نخواهیم مسئولیت رفتارمون رو در هر لحظه بعهده بگیریم …

        Thumb up 1

  • shirin می‌گه:

    چرا دیدگاه من هنوز در حال بررسی است این روزها :( شاید سوالم کلی بوده

    Thumb up 3

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *