در جستجوی حقیقت…

سالهای سال است که انسانها در جستجوی حقیقت می گردند.

زمانی به جستجوی حقیقت، بر دیواره غارها نقش می زدند و در برابرش به زانو می نشستند.

زمانی بر فراز کوه ها دست به نیایش بر می داشتند،

زمانی درون معابد سر بر زمین می نهادند.

و تا این زمان، این داستان همچنان ادامه دارد…

نمی دانم حقیقت چیست.

حتی نمی دانم حقیقتی وجود دارد یا ندارد.

حتی نمی دانم معنایی در پس این واژه نهفته است یا نه.

اما به «سازگاری الگوی ذهنی» باور دارم و به اینکه

الگوی ذهنی درست، با خودش تعارضی ندارد.

کسانی که یک الگوی ذهنی را با تمام ملزومات آن می پذیرند، آرام و آسوده زندگی می کنند

اما چه بسیار کسانی که کوشیده اند با «التقاط»، یک الگوی ذهنی برتر، خلق کنند،

و جز به تعارض و بی راهه، رانده نشده اند…

روزی در این خصوص بیشتر خواهم نوشت…

 



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+32
  


29 نظر بر روی پست “در جستجوی حقیقت…

  • هیوا می‌گه:

    خیلی کنجکاوم بدونم «سازگاری الگوی ذهنی» چی هست. فارسی و انگلیسی سرچ کردم اما مطلب مرتبطی پیدا نکردم.

    Thumb up 1

    • محسن رضایی می‌گه:

      “کسانی که یک الگوی ذهنی را با تمام ملزومات آن می پذیرند ”

      اگه توضیح بیشتری میخوای :”روزی در این خصوص بیشتر خواهم نوشت”

      Thumb up 0

  • محسن فلاح می‌گه:

    محمدرضای عزیز…
    نمیتونم ازت به شکل درستی تشکرکنم.هم ابزارش دردسترسم نیست وهم واژه هام ناتوان ازین کارن.فقط همین قدبدون این پستت، جوابی بودبه یه سری سوالاتی که مدتهاست تاریکیشون مثه سایه روهرتفکریم افتاده بود.الآن حس یه خلاص شده رودارم…ازصمیمانه ترین گوشه ی قلبم بهترین هاروواسه توبنده ی خوب خداآرزومندم.

    Thumb up 0

    • علیرضا می‌گه:

      چرا ؟مگه محمدرضا چی گفت که اینقدر تشکر میکنی؟چه سوالی مدتها تو سرت بود که با یه سوال دگ جواب داده شد؟ مگی از دست این جور سوالا میشه خلاص شد؟
      اگه جواب دادن به یه سوال با سوال پرسیدن جواب داده میشه لطفا جواب سوال منو بده تا شاید سوالم کاملتر بشه…

      Thumb up 0

  • جلوه دهر می‌گه:

    هر گسی حقیقت را جوری بر داشت می کنه،
    اونم بستگی داره به خوراک و ورودی به “انسان” به عنوان یک راکتور
    خوراک های : دانش، اعتقادات، محیط، احساسات، ارث شخصیتی
    حالا اگر یک نفر تحت خوراک های مختلف قرار بگیره میشه ار اون نفر هزاران نفر خلق کرد که هریک حقیقت را چیزی می دونن…
    نمی گم حقیقت نسبیِ ولی می گم این وسط یه خراک کم تا بقیه خوراک ها تحت تاثیر قرار بده چیزی که با قاعده زمین دنیا متفاوت باشه!

    Thumb up 0

  • fahimeh می‌گه:

    شب خوش , کاملا با کامنت شما هم عقیده هستم و این را خوب درک کردم که کسی که جویای حقیقت باشه به آن خواهد رسید.

    Thumb up 0

  • مرتضی می‌گه:

    حقیقت که خود بخود وجود داره، دروغه که دائم در حال زاد و ولده.

    Thumb up 0

  • شیوا می‌گه:

    روشن بنگر که آفتاب است آن نور که خوانیش مهتاب

    Thumb up 0

  • سعیده ( ) می‌گه:

    سلام به شما و همه دوستان عزیزی که نوشته منو میخونن.

    سال ۹۱ برای من هم مثل خیلی از عزیزانی که پیغام گذاشتن، به واسطه آشنایی با شما و دکتر شیری از بهترین و تحول آفرین ترین سالهای زندگیم بوده.

    از خدا میخوام کمک کنه که در سال آینده افتخار شاگردی و آموختن در محضر شما رو نصیبم کنه.

    به تمام دوستان خوبم سال نو رو تبریک میگم.

    امیدوارم استجابت دعای حول حالنا الی احسن الحال شامل همه ی ما بشه.

    Thumb up 0

  • سمانه می‌گه:

    من هم روزی در این خصوص خواهم نوشت..
    اما قبل از نوشتن چیزهایی هست که باید در من حل شوند.
    اما
    میدانم که اگر حقیقتی هم نباشد باید تصوری از آن داشته باشم تا امیدوار شوم به ادامه مسیر.
    پس اگر،معنایی هم در پس این واژه نباشد ،معنایی خواهم آفرید…

    پگاه جان ممنون بابت معرفی وبلاگ مراقبه

    Thumb up 1

  • مجتبي می‌گه:

    در قلمرو دانش، یقین و اعتقادهای بی چون و چرا جایی ندارند.(نیچه)

    Thumb up 0

  • fatemeh&fahimeh می‌گه:

    “حقیقت”عبارتی است به یادگار مانده از گذشته که در تعریف آن گفته اند: تنها کلمه همراه انسان بوده که بعد از آمدن انسان بر روی زمین در ناکجا آباد گم شد.

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    شنیدن آموختن است، چون آن دم که در سکوت می شنوی، ‌تمام هستی با تو سخن می گوید. هنگامیکه به تمامی سکوت پیشه می کنی،‌ مهم ترین لحظه آموختن آغاز می گردد. آنگاه که در سکوتی‌، زندگی رازهای خود را آشکار می کند.
    (از وبلاگ مراقبه.. قوق العادس که هروزمون رو با یک اندیشه ناب شروع کنیم
    http://observer3.blogfa.com/

    Thumb up 0

  • elham می‌گه:

    انگار حقیقت را نه با عقل نه استدلال نه منطق نمی توان دریافت. گویی تنها راه دیدنش چشم دل است و فقط می توان با احساس درکش کرد. با عقل و منطق میشود انکارش کرد اما اثبات نه.
    شاید جز با چشم دل نمی توان دیدش
    شاید…

    Thumb up 0

  • one می‌گه:

    سلام
    میتونم با اطمینان بگم حقیقتی وجود داره. مثل ۲ضربدر۲ که یه جواب منحصربفرد داره. که حتی اگر کسی بگه جوابش ۵ هست، یا کسی بگه اصلاً جوابی نداره، یا به هر زبونی بنویسیمش در ذات جواب تغییری حاصل نمیشه. فقط اون چیزی که درسته اینه که ما درونمون رو به این جواب برسونیم، نه اینکه اینو حفظش کنیم.
    ولی مسئله اینجاست که شاید مسئله ی حقیقت رو اونطوری که باید تو ذهنمون جا ندادیم. فقط داریم چیزی به اسم سرگرمی حل میکنیم، نه خود مسئله رو.
    امیدوارم وقتی در این خصوص بیشتر نوشتین، من زنده باشم. واقعاً تنها چیزیه که برای من مهمه.

    Thumb up 0

  • امیر.ق می‌گه:

    سلام
    در ایران سه تا خط فکری وجود داره شرع عرف و مد به عنوان مثال مردم ما میخواهند عروسی شان طبق عرف مهریه شان طبق عرف و اخلاق شوهرشان با آنها طبق شرع باشد.
    معلومه که نمی شه.
    داداش من و خواهر من خواهشا نگذارید خانواده ها و حرف مردم کمرتان را بشکند

    Thumb up 0

  • رادمهر می‌گه:

    تو پرانتز بخاطر ترس از اون فوضوله که گفتن رفت زیر زمین….
    ر سالهاى اخیر (دهه قبل از انقلاب اسلامى ایران) گروهى به مکتبى التقاطى گراییدند که بخشى از اصول کمونیسم را با برخى از مبانى اگزیستانسیالیسم ترکیب کرده و حاصل آن را با مفاهیم و ارزشها و اصطلاحات خاص فرهنگ اسلامى درآمیخته بود. آنان مکتب اصیل و ناب اسلام را تنها آن مى‌دانستند

    Thumb up 0

  • فایزه می‌گه:

    ابی اسمان را باور کرده ایم هرچند خوب میدانیم واقعا آبی ای در کارنیست اما به هرحال آبی دیده میشه و خدارا بااینکه دیده نمیشه باور کرده ایم!
    انچه از نوشته ی استادشریعتی درخاطرم مانده

    Thumb up 0

  • عباد کیانفر می‌گه:

    به نظرم نیازی نیست در جستجوی حقیقت باشیم .همین که واقعیت را زندگی کنیم و ارائه دهیم خوشبختیم.

    Thumb up 0

  • امید می‌گه:

    حقیقت چیزی نیست جز من وتو که الان هستیم ولی ممکن است سال بعد یا سالهای بعد از آن نباشیم، ولی یقینا یکصد سال دیگر نیستیم…پس حقیقت، بودن با هم در این دوره کوتاه است که باید نهایت لذت را از آن ببریم…

    Thumb up 0

  • عادل می‌گه:

    سلام!
    استاد ملکیان جملات کم نظیر بسیاری دارند. اما به گمانم یک جمله ایشان بی نظیر است.ایشان گوهر تمام ادیان و آموزه های پیامبران و حکیمان را فارغ از پوسته ها و پیوستها در سه چیز میدانند:
    ١- قانون طلایی(هر چه بر خود میپسندی بر دیگران هم بپسند و به عکس)
    ٢- شاد باش
    ٣- در جستجوی حقیقت باش.
    [ حقیقت مقصد نیست که رسیدنی باشد؛ راه است و رفتنی. لذا هر که به دستش بیاورد از دستش داده است]

    Thumb up 0

  • آرام می‌گه:

    سلام ،

    فقط میگم خیلی خوشحالم…
    موجی قوی از نیروی مثبت رو در این دوتا پست اخیر احساس کردم …
    سلامت و برقرار باشید…

    Thumb up 0

  • مهناز می‌گه:

    باسلام و با تشکر از مطالب خوب و آموزنده شما
    اکثرنوشته های شما در سایتتان مطالعه کردم
    واقعا نگاه من به اهمیت فن مذاکره در تمامی فصل های یک زندگی بیش تر و واقع گرایانه تر ار پیش شد
    به دوستانم سایت شما رو معرفی کردم و می کنم
    از شما به خاطر هدف والاتون که سعی در ارتقا فرهنگ عمومی مذاکره دارید سپاسگزاری می کنم

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    در جستجوی حقیقت ……تمام مسیر می شود تمرین راه…:)

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    الگوی ذهنی درست تعارضی نداره و هیچ چیز هم نمی تونه در اون ایجاد تعارض کنه…در مورد حقیقت بودا عقیده داشت هیچ نیست ولی در این هیچ همه چیز هست…آگاهی به بودن یا نبودن این حیقیقت است که آدمی را رها میکنید….آگاهی آدمی را رها میکند…و آگاهی با سکوت درون است که بوجود می آید….
    تمام کسانی که به آگاهی رسیدند هیچ کدام ننوشتن انها رقص درون راسرودند فی البداهه و بقیه نوشتند …

    Thumb up 0

  • اشكان می‌گه:

    موافقم
    همیشه به این فکر میکردم که
    یه دستگاه فکری در صورتی کارآمده که
    وقتی مابه ازای متغیر هاش رو در معادله قرار بدی
    تناقضی نداشته باشه و به اصطلاح
    در معادله صدق کنه.
    حالا میخواد تفکر کمونیستی باشه
    میخواد توحیدی باشه

    Thumb up 0

  • ش می‌گه:

    قرن هاست که انسانها در جستجوی حقیقت می دوند.پریشان حال و آشفته…
    غافل از آنکه حقیقت،در وجودشان نهفته ست.حقیقت،انسان است با تمام تضادها،خواسته ها،آرزوها،نیازها،احساسات و…
    و این وصال همان معرفت نفس است.
    واژه آشنایی که بارها و بارها در گوشمان خوانده شد و ما تنها شنیدیم.
    بارها و بارها…
    و این داستان همچنان ادامه دارد…

    Thumb up 0

  • faeze می‌گه:

    چقدرشادم .خوشحالم که بادستنوشته هات آشناشدم،خوشحالم که بودنترشاهدبودم!راستی من مخاطب ثابت۷۲یی اینجام.قابل توجه آمارای نسبیی که دررادیومذاکره واینترویو منتشرشد.

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *