درسهایی در اتوبوس و تاکسی

ساعتی پیش از برنامه سفر از جهنم برگشتم. در مسیر برگشت، هر یک از شرکت کنندگان از احساس خود نسبت به دوره میگفت. پس از مدتها، حدود سی دقیقه، در تمام مدتی که بچه ها حرف میزدند اشک ریختم. اشک شوق. علیرضا صائبی حرفی میزند که هیچوقت فراموش نمیکنم.

او میگوید: گاهی در زندگی Success به دست می آوریم گاهی Satisfaction. این دومی صد پله ارزشمندتر از اولی است. موفقیت به خودی خود لذت ندارد. راست میگوید. آنچه من تجربه کردم رضایت بود نه موفقیت.

***

امشب ساعت ۱۲ پس از دو روز برنامه سوار تاکسی شدم تا به خانه برسم. سرحال و با انرژی. به راننده ماجرای سفر را توضیح دادم و در پایان گفتم: عجیب است که خسته نیستم. راننده گفت: پسرم. جسم خستگی ناپذیر است. این روح است که خسته میشود. روح زنده و باانرژی جسم را تا دورترین نقطه ها نیز همراه خود میکشد.

وقت پیاده شدن، پول را به راننده دادم و گفتم: این کرایه نیست. حق التدریس توست.



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+236
  


10 نظر بر روی پست “درسهایی در اتوبوس و تاکسی

  • معصومه می‌گه:

    هیچ جسمی نیست در مقابل آنچه روح اراده آن را می کند ناتوان باشد

    Thumb up 7

  • حسین صمدی می‌گه:

    دقیقا برعکس این جمله هست که معنا پیدا می کنه !
    “جسم خستگی پذیر است اما این روح هست که هیچگاه خسته نمی شود” البته اگر غذای مخصوص خودش را سرو کند.

    Thumb up 1

  • عليرضا داداشي می‌گه:

    سلام استاد عزیز
    خدا قوت.
    نمی دانم کامنت های «نوشته های کمتر خوانده شده» را هم می خوانید یا نه.
    اما امروز که این مطلب را می خوانم ،‌یک هفته ای است که پدرم را از دست داده ام.
    یک پدر نازنین مهربان دوست داشتنی که جای خالیش نه تنها در دل خانواده ی ما، که در دل بسیاری از آدم های دور و نزدیک هم دیده می شود.
    پدرم یک راننده تاکسی بود که هفته پیش در سرزمین مکه از میان ما رفت.
    او بی سوادی را با کوری ( نابینایی) یکی می دانست و همیشه این اصطلاحات را با هم به کار می برد: کور بیسواد.
    خودش را هم در صحبت هایش « من کور بیسواد » خطاب می کرد، اما واقعاً آنچه او می دانست و به ما یاد می داد خیلی سواد می خواست.
    من فوق لیسانس مدیریت اجرایی دارم و در حال حاضر تدریس و پژوهش هم می کنم،‌ اما در سن ۴۱ سالگی با این سوابق، هنوز برای مدیریت خودم و زندگی خودم به دست او نگاه می کردم.
    او یک راننده تاکسی بود و یک روشنفکر، یک دانشگاه ندیده و درس نخوانده اما صاحب نظر. یک مطلع. یک تحلیل گر که تنها اصطلاحات علمی و تخصصی را بلد نبود و برای مفاهیم مورد نظرش به کار نمی برد.
    من از این راننده تاکسی خیلی آموخته ام و الان جای خالی دستانش را بر روی شانه های بی حسم خیلی زیاد احساس می کنم.
    خدا همه درگذشتگان را قرین رحمت کند.
    ببخشید صاحبخانه ی عزیز و دوست داشتنی

    Thumb up 34

    • علیرضای عزیز.

      به دور از تعارفات رسمی و جملات غمگین متعارف، برایت «صبر و تحمل» آرزو می‌کنم.
      میدانی که پدر من هم یک راننده‌ی تاکسی است.
      بچه که بودم احساس خوبی نسبت به این شغل نداشتم.
      اما همانطور که بعداً در مورد پدر و مادرم نوشتم، امروز خوشحالم که از طبقات پایین جامعه بوده‌ایم تا بدانیم «روشنفکر بودن» و «بینا بودن» به تعبیر پدر تو و «طبقه‌ی فکری» به تعبیر من، تابع «طبقه‌ی اجتماعی» نیست و این همان چیزی است که روزی «حکمت» حاکم بر جامعه‌ی ما خواهد بود.
      پدران من و تو، برای ما فضایی ساختند که این «حکمت» را زودتر از روند متعارف توسعه‌ی جامعه،‌ تجربه کنیم.
      باید بر پدر تو و همه‌ی پدران خوبی درود فرستاد که دانش، نگرش و زندگیشان،‌ پله‌ای شد برای بالاتر رفتن نسل ما و نه وزنه‌ای سنگین به گردن مان.
      امید که روزی دانش و دانشگاه همراه و هم‌مسیر شوند و «کوری و بی‌سوادی» از این جامعه‌ی وهم زده، رخت بربندد…

      Thumb up 33

    • امید می‌گه:

      علیرضا جان.
      با آنچه از پدر گفتی، باور دارم آئینه ای از تجربه و مهربانی او هستی و چه یادگاری با ارزشتر از این.
      روحش شاد.

      Thumb up 5

  • ياسين اسفنديار می‌گه:

    پسرم. جسم خستگی ناپذیر است. این روح است که خسته میشود. روح زنده و باانرژی جسم را تا دورترین نقطه ها نیز همراه خود میکشد.

    خیلی خیلی زیبا بود .
    دم راننده تاکسی گرم و سرش خوش باد

    Thumb up 1

  • فاطمه می‌گه:

    من کاملا برعکس فکر می کنم! به نظرم این جسم هست که خسته و زخمی و مونده میشه. روح هست که اگر غذای مناسب بهش برسه جسم رو به دنبال خودش می کشونه حتی اگر خوابش بیاد، گرسنه و خسته و زخمی باشه. این روحه که انتهایی نداری.

    Thumb up 0

  • فرزانه می‌گه:

    تبریک میگم . بخاطر این نوع نگاه تون ، من دیروز در برنامه ما عسل با شما آشنا شدم ، واقعا خوشحالم،

    Thumb up 0

  • fafa می‌گه:

    be hese pako latifeton be moalemi va alaghaton be ijad taghir dar adamha ehterame ziadi migzaram.chon khaili bahash nazdikam.chon pedaram vaghti 35 sale pish pezeshkio raha kardo moalemio onam to manategh mahrom shoro kard o eteghad dasht ke ta farhang in jame o mardom dorost nashe hich enghelabi etefagh nemiofte ,faghat madaram hamrahesh shod.az inke sali 100 ta pesar jadid dasht koli eshgh mikard.va ye donya harf ke waghtetono nemigiram.

    Thumb up 0

  • حامد فردوس آرا می‌گه:

    آفرین. همه می تونن معلم باشن، معلم بودن نیازی به مدرسه و دانشگاه رفتن نداره…

    Thumb up 4

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *