توقف اضطراری: فایل صوتی دعوتنامه

وقتی جهت درست نیست، تندتر رفتن، ما را به مقصد نمیرساند.

گاهی باید ایستاد. اطراف را نگاه کرد.

جهت ها را شناخت و دوباره شتافت.

در زندگی گاهی، باید توقف کرد: توقف اضطراری.

یک فایل صوتی برای دعوت دوستان به همایش توقف اضطراری تهیه کرده ایم. میتوانید این فایل را از طریق لینک زیر دانلود کرده و در اختیار دوستانتان نیز قرار دهید:

فایل صوتی دعوتنامه به همایش توقف اضطراری: کشتی های بی مقصد…

———————————————————————————-

پی نوشت: سمینار توقف اضطراری  روز جمعه همین هفته (۱۳ بهمن ماه) ساعت ۵ تا ۸ عصر در تالار الغدیر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار میشود.

 



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+16
  


19 نظر بر روی پست “توقف اضطراری: فایل صوتی دعوتنامه

  • رضا می‌گه:

    سلام به همه
    من همیشه وقتی می بینم همایش ها و سمینار هایی برای شما تهرانی ها برگزار می کنن افسوس می خورم و میگم آخه چرا هرچی امکاناته فقط برا تهرانی هاست.

    Thumb up 0

  • ناهید می‌گه:

    منم هستماااا
    اگه کاری از دست من برمیاد من یا میتونم کمکی بکنم با همه ی وجودم در خدمتم استاد!

    Thumb up 0

  • آقای مهندس رادیو مذاکره فایل ۱۹ عجیب به دلم نشست. عالی بود و بارها گوش کردم. راستی کتاب فنون مذاکره تونو خریدم. ممنون از اینکه هستید.

    Thumb up 0

  • رها(اسفند) می‌گه:

    میان ماندن و رفتن مکث کردم به اندازه ی تمام عمر……………………………………………………….

    Thumb up 0

  • سمانه می‌گه:

    با شور وشعوری قدم در راه گذاشتم به امید رضایت وآرامشی برای خود ودیگری ….
    وحال در میانه ی راه نمیدانم چرا خیال میکنم دیگری خیال میکند که اشتباه آمده ام!
    من از این راه آمده ام وباز نمیگردم ،حتی اگر دیگری خیال بد کند .من به نیت خودم ادامه میدهم .دلم گواهی خوبی میدهد.اما از دل دیگری بی خبرم .
    گمان میکنم درست آمده ام .
    اما تو ، تویی که میانه راه ایستاده ای،اگر میشناسی ام دستانم را بگیر تا شانه به شانه ی هم برویم.
    اگرنه ؛
    آنقدر فاصله بگیر که مبادا به امید بودنت حتی نشانه هایم را نبینم و…
    میدانی که من دیوانه ام وکاری به کار دیگران ندارم ،اما توچرا!
    مسیر آمدن ورفتن تنها یکی است .تفاوتی اگر هست، درجهت ها نیست .دربودن های مسیر مقصد است .بودن هایی که گاه برای داشتنشان نابود میشوند!
    حال که به اظطرار ایستاده ایم؛
    چیزی بگوکه نهراسم از ادامه ی راه
    حرفی بزن که نشکند دلم در میانه ی راه
    توکه میدانی «هر رفتنی رسیدن نیست ،اما برای رسیدن هم راهی به جز رفتن نیست.»مخواه بعدازرسیدن گریان شوی به نبودنم وبخندم به رسیدنت (به هردو معنی خندیدن !)
    برای من که آتش با تو بودن را به سراب بخشیده ام.

    Thumb up 0

  • سینا ثابتی می‌گه:

    عاااااالیه،منم میام،منم فکر کنم جهتم درست نیست،باید جهت هارو دوباره بشناسم…

    Thumb up 0

  • حمیده می‌گه:

    سلام
    کاش بین دوترم نبود

    Thumb up 0

  • حسين می‌گه:

    سلام استاد ، وقتتون بخیر
    یه سوال بی ربط ، موشهای داستانی شما در مورد نوسان قیمت جهانی “بلوط” نظری ندارن ، خیلی وقته جاشون خالیه ها :)

    Thumb up 0

  • فرشاد می‌گه:

    من توقف کردم ، احساس میکنم کار درستی کردم، از طرف خانواده خیلی زیر فشارم.

    Thumb up 0

  • مهسا می‌گه:

    جانا سخن از زبان ما می گویی
    مدتهاست به خیلی اتفاقات زندگیم و راهم شک کردم اما هچوقت جرات تغییر یا حتی به قول شما توقف برای بیرون اومدن از این سردرگمی رو نداشتم نتیجش این شد که راهمو ادامه دادم اما بدون انگیزه و با کیفیت خیلی بد. اگه درسام خوب پیش بره و امتحانا اجازه بدن حتما میام.ممنون

    Thumb up 0

  • one می‌گه:

    سلام.

    نگاه هایی که فقط به سمت پاها و قدمهای شتابزده است، از کجا میتوانند بفهمند جهت درست نیست؟

    Thumb up 0

  • alireza می‌گه:

    لازم دارم ….

    Thumb up 0

  • مجتبي می‌گه:

    بازهم سلام
    زندگی پر است از نقطه های شروع و نقطه های پایان،پر است از تغییر مسیر،تصحیح مسیر و چیزهایی از این دست.
    استاد آدرسو همراه زمان مینوشتید.

    Thumb up 0

  • س - شادی می‌گه:

    واقعاً باید ایستاد
    اگر یاد بگیریم به توصیه یکدیگر اهمیت دهیم و خودمان هر چیزی را تجربه نکنیم.

    Thumb up 0

  • الهام می‌گه:

    گاه می‌رویم تا برسیم.
    کجایش را نمی‌دانیم.
    فقط می‌‌رویم تا برسیم…

    بی‌خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
    گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
    باید دید، شاید رسیده‌ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
    باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده…

    Thumb up 0

  • علی می‌گه:

    آقای شعبانعلی چرا اینقدر یکدفعه ای؟

    من اونموقع آلمانم

    ان شاالله ی وقت دیگه

    متشکرم

    Thumb up 0

  • پرویز می‌گه:

    چشم محمد رضا من تلاشم رو می‌کنم دعا کن بشه…

    Thumb up 0

  • معصومه1 می‌گه:

    سلام استاد میشه لطفن یک هفته سمینارو عقب بندازید تا امتحان ما دانشجوها تموم بشه؟

    Thumb up 0

    • احمد می‌گه:

      سلام محمدرضا

      من اون روزم رو خالی کردم که هم شرکت کنم و هم مثل قبلها اگه کمکی از عهدم برمیاد، من هستم.
      باهات تماس میگیرم
      ارادت

      Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *