تنهایی…

تنهایی همچنان که واژه اش نشان میدهد،

یک «تن» بودن نیست.

بلکه حضور «تن ها» در کنار هم است اما بی هم.

بیایید به جای «تنها» بنویسیم «تن ها»



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+39
  


51 نظر بر روی پست “تنهایی…

  • یاسمن احمدیان می‌گه:

    عالی بود تا بحال به معنی این کلمه به این شکل نگاه نکرده بودم ، چون دیگر نه تنها معنی اش حس غمگینی ندارد بلکه پر از شوق و مهربانی ست ، آفرین به آقا محمدرضا

    Thumb up 1

  • ش می‌گه:

    …دیگه حرف دل ندارید استاد؟
    دلم براتون تنگ شده.
    دل که آروم میشه؛حرفاش شنیدنی تر میشه…

    Thumb up 0

  • rasool می‌گه:

    tanhaiy ro doos daram
    chon to tan ham gozashti

    Thumb up 0

  • شیما می‌گه:

    سلام
    من برگشتم!
    :)

    Thumb up 1

  • آرامیس می‌گه:

    این” تن ها” یی رو خوب حس می کنم اما با وجود اینکه
    می دونم قراره تا آخر تنها ادامه بدم چرا بهش عادت
    نمی کنم؟!

    Thumb up 0

  • مرجان می‌گه:

    استاد دلمون تنگ شده براتون
    سراغی هم که نمی گیرید از شاگرداتون…
    قبلنا یه کافه ای بود ما آخر وقت میومدیم ملت رو بیرون میکردیم و چراغارو خاموش میکردیم
    اونم که بسته شده انگار…

    Thumb up 0

  • فاطمه می‌گه:

    تنهایی راترجیح میدهم به تن هایی که روحشان با دیگران است .

    Thumb up 0

  • fatemeh&fahimeh می‌گه:

    من تو را دوست دارم و تو دیگری را…
    و در این میان همه تنهاییم…

    Thumb up 0

  • بهنام می‌گه:

    من که فایلهای استاد رو زدم رو فلشم تو ماشینم بجای آهنگ اونارو گوش میکنم.
    کاش در این تنهایی تن ها تنی بود تا تن ها را از تنهایی ها تنها تر کند

    Thumb up 1

  • فایزه می‌گه:

    حالم ک خوب نیس زیاد فلسفی فکر میکنم
    تنها
    یا
    تن ها
    بنظرم تن ها خیلی بدتره

    Thumb up 0

  • الناز می‌گه:

    بعضی وقتها آخر نوشته هام اسم خودم رو اینجوری مینویسم:
    ا ل ن ا ز.

    Thumb up 0

  • اسماء می‌گه:

    تن هایی…
    زینب جان …
    شرمنده ام…
    که بهای حسینی شدن ما
    بی حسین شدن تو بود
    و شرمنده تر آنکه
    تو بی حسین شدی،
    و ما حسینی نشدیم…
    محرم چقدر اندوهناک است…

    Thumb up 0

  • گیتی می‌گه:

    از همه به خاطر متن های زیباشون ممنونم.
    اول از صاحب خونه که زیبا نوشت و بعد از بقیه ی دوستان خوبم خانم الهام، ساحل و بقیه…

    Thumb up 0

  • Neda.sh می‌گه:

    سلام اسماء جان
    میدونم محمد رضا جواب سوالت رو میده
    منم یه پیشنهادهای دارم (البته با اجازه استاد)
    برای مذاکره با جاریت:
    ۱-از استراتژی کالباسی استفاده کن (خورد خورد بده بخوره درسته ندی بهش خفه اش کنی :))
    ۲- الگو های رفتاریتو تغییر بده بیشتر مواقع الگوی اجتناب رو به کار ببر خانمها بیشتر از این الگو استفاده میکنند (اینطوری اعصاب خودت هم آرومتره و در ضمن الگوی اجتناب مال مواقعی است که مورد مذاکره پایین تر از کفه اهمیت ماست یعنی کلأ ریز ببینش :) )
    الگوی تسلیم هم بد نیست و الگوی رقابتی و تهاجمی هم
    شدید کارسازه(مواظب باش تهاجمش زیاد نشه)
    ۳-ببین اهل معامله نیست؟!(بگو چند میگیری بی خیال من بشی)
    ۴-رو ترفندهای مذاکره هم کار کن(باید فایلها رو کامل گوش بدی)
    ۵-منطق رو بی خیال شو فکر نکنم جواب بده :)
    مورد پنجم رو شوخی کردم عزیزم ودر آخر به این جمله استاد خوب فکر کن
    “بازی مذاکره باید برنده–برنده باشد
    این نوع مذاکره رؤیایی و ایده آل است به شرطی که طرف مقابلت هم بازی برنده–برنده رو بلد باشد
    برو ببینم چه کار میکنی
    بعد یادت نره نتیجه بازی رو بگی

    Thumb up 0

    • اسماء می‌گه:

      ممنونم عزیز
      به خاطر مهربونیت

      Thumb up 0

    • اسماء می‌گه:

      فکر میکنم مذاکره ایده آل برنده برنده زمانی ایجاد بشه که دو طرف همدیگرو دوست داشته باشن
      از اجتناب استفاده کردم و جواب داد یه خورده هم از رقابت
      اما من نمیدونم میتونم دوسش داشته باشم !
      هر چند که ما باید تو زندگیمون سعی کنیم همه رو دوست داشته باشیم
      تا هم خودمون موفق بشیم هم جامعه…

      Thumb up 0

      • Neda.sh می‌گه:

        ((سلام محمد رضا جان ببخشید بعضی از کامنتها ربطی به پست شما نداره فقط مذاکره بین دو تا دوسته که تنها راه ارتباطیشون همین سایت شماست))
        اسماء دوست خوبم من رابطه بین دو تا جاری رو تجربه نکردم پس در موردش نمیتونم با قاطعیت نظر بدم چون راههای نرفته زیادی پیش روته اما دوست دارم یه مطلبی رو در مورد برقراری رابطه بهت بگم چون تجربه ش کردم هر چند برای یک بار:
        از بین تمام اصولی که در برقراری یک رابطه نقش داره عشق و دوستی پررنگترین نقشه اما در صورتی که عشق خوانده و خواهان داشته باشه یعنی منی که در دوستی با تو قدم اول رو برمیدارم از تو انتظار قدم دوم رو دارم که این شاید شبیه بحث امتیاز دادن و امتیاز گرفتن در مذاکره است که استاد ازش صحبت کرد
        به معجزه عشق و دوستی شک نکن و سعی کن قدم اول برای دوست داشتن رو تو برداری اگه نمیتونی و زیاد ازش بدی دیدی چشمت رو به روی بدیاش ببند و خالصانه محبت کن شاید در کوتاه مدت آزارت بده و کم بیاری یا پشیمون بشی اما اثر بسیار عمیقی در دل ایجاد میکنه چرا که دیدیم و شنیدیم عمیق ترین دوستیها از دل یک دشمنی متولد شدن
        حالا برای برداشتن اولین قدم دوستی هم راه ورود به قلبشو پیدا کن(خالصانه) چون هر انسانی یک قلب داره و هر قلبی هم یک راه ورود همینکه از خودت پرسیدی آیا میتونم دوستش داشته باشم یعنی دوستی رو شروع کردی
        خانمی به رفتارهای خودت هم میتونی فکر کنی و احیانأ تغییرشون بدی (پرحرفیم رو ببخش هدفم نصیحت نبود به اشتراک گذاشتن تجربه بود)

        Thumb up 0

  • فرهاد می‌گه:

    دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
    سعادت آن دلی دارد که از تن ها بپرهیزد

    مولانا

    Thumb up 1

  • hadis می‌گه:

    سلام
    توصیف خیلی قشنگی کردین

    Thumb up 1

  • سارا.ر می‌گه:

    سلام این کامنتم هیچ ارتباطی به این پست نداره فقط چیزیه که ۲روزی ذهنم و بیشتر از همیشه درگیر کرده، مگه نمیگن خدا این جهان و برپایه عدل آفرید، پس چرا یه عده از همون اول زندگی اسیر مشکلاتن و یه عده تو نازو نعمت؟ زندگی یه عده بهشته و زندگی یه عده جهنم؟ به خدا نمیخوام شعار بدم اما گاهی که مشکل زندگی دیگرون و میبینم خجالت میکشم واسه آرزوهام دعا کنم
    یه خواهش، اینکه در کنار همه خواستنهامون دیگران وفراموش نکنیم
    از ته دلم تو این شبا آرزو میکنم هیچ بچه ای غصه دار نباشه و گره مشکلات همه باز بشه
    محمدرضا ببخش اگه کامنتم و بی ربط با موضوعت گذاشتم، دلم طاقت نیاورد

    Thumb up 1

  • الهام می‌گه:

    اگه صلاح دونستی کانفرم کن :

    پاسخ طوفانی سیمین بهبهانی به محمود احمدی نژاد

    احمدی نژاد در بیرجند با انتقاد از روشنفکران ایرانی و منتقدان خود گفته بود “ اینها شیطان پرستان مدرن اند….برخی
    قیافه روشنفکری می گیرند، به اندازه یک بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.”

    پاسخ
    سیمین بهبهانی به احمدی نژاد :

    شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی
    که روشنـــفکر را بزغاله خواندی

    ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
    در این خط جمله را بیـجا نشـاندی

    سخن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
    به نان و آب مجــانی کشــاندی

    از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
    هیاهــو شد عجب توتـــی تکانــدی

    سخن هایت ز حکمت دفتری بود
    چه کفتر ها از این دفتر پراندی

    ولیـکن پول نفـت و سفره خلــــق
    ز یادت رفت و زان پس لال ماندی

    سخن از آسمان و ریسمان بود
    دریــغا حرفـی از جنــگل نراندی

    چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
    سلامـی هم به میــمون میرساندی

    Thumb up 2

  • مهتاب.ص می‌گه:

    واقعا تن هام ….

    Thumb up 0

  • صفورا می‌گه:

    تن ها
    تن ها
    تن ها

    Thumb up 0

  • اسماء می‌گه:

    من میخواهم صفحه فیس بوک شما را ببینم اما باز نمیشه
    چرا فیس بوک فیلتره؟
    ۴تا داداش دارم اما هیچکدومشون طریقه استفاده از فیس بوکو به من نمیگن! چطور باید استفاده کرد؟
    نظر شما در مورد رابطه ها در فیس بوک چیه؟
    من رابطه استاد و شاگرد را خیلی دوست دارم
    اینکه هر بار وارد سایت شما بشم سوالی بپرسم
    و از مطلبی آگاهی پیدا کنم،چیز جدیدی یاد بگیرم.
    از مطالب معنوی و عرفانی و دل نوشته لذت می برم
    اما رابطه عاطفی زن و مرد-دختر و پسر را نمی پسندم چون یه مسئله پنهانی در این رابطه ها هست که مشکل سازه… ونا محسوسه
    چون این وسط دختر است که احساساتی است و نابود می شود.
    آقای شعبانعلی شما استاتید و نشان دهنده راه
    و از همه مهمتر الگو
    رابطه دختر و پسر یه رابطه است که وجود داره ولی غیر قانونیه.
    مطلب بعدی اینکه
    همسر من راننده اتوبوس در مشهد است
    قصد دارم تمام فایل های صوتی شما را به همسرم دهم که در اتوبوس برای مسافران پخش کند تا همه از مطالب شما استفاده کنند از نظر شما اشکالی ندارد؟
    با سپاس فراوان از شما.

    Thumb up 1

  • حامد احمدی می‌گه:

    من به آمار زمین مشکوکم/ اگر این سطح پر از آدمهاست
    پس چرا این همه دلها تنهاست
    بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست
    چه کسی تنها نیست، همه از هم دورند…
    همه در جمع ولی تنهایند
    من که در تردیدم، تو چطور؟
    “سهراب سپهری”

    Thumb up 0

  • اسماء می‌گه:

    ببخشید من مزاحم میشم
    ولی درخواست دیگری هم دارم و اون اینکه
    ضمن تشکر از فایل های صوتی شما بزرگوار
    من نیاز دارم به اینکه بدونم چه جوری باید با جاریم مذاکره کنم که به من کاری نداشته باشه.
    به دلایل بی شماری نمی تونم تحملش کنم
    چون من در ارتباط با دیگران
    یا سکوت میکنم یا میخندم و از درون داغون میشم

    Thumb up 0

  • کوچ بنفشه های مهاجر می‌گه:

    تنهایی گاهی وقت ها تقدیر ما نیست.
    ترجیح ماست…
    تن هایی تنها اتفاق این روزهای من است!!!

    Thumb up 0

  • اسماء می‌گه:

    ترس تنهایی زمانی است که داریم جان میدهیم و می میریم
    تازه آن وقت می فهمیم که چقدر تنهاییمم
    تازه آنجا می یابیم که فقط خدا را داریم
    آن هم در صورتی است که …
    من مرگ را دیدم و از شدت ترس به او خندیدم.
    لحظاتی مرگ را تجربه کردم…

    Thumb up 0

  • اسماء می‌گه:

    بنویسید از ترس
    ترس از گذشته-آینده
    ترس از گناه و اشتباه
    ترس از تاریکی و تن هایی
    ترس از دست دادن عزیزان
    ترس از مرگ

    Thumb up 0

  • anahita.s می‌گه:

    اگر علاوه بر تن ها دلها هم کنار هم باشند دیگر تنها نیستی… اما اگر فقط تن ها (جسمها) باشند و روح ها در جای دیگر کنار دیگری آنوقت تنهایی…

    Thumb up 0

  • عارفه می‌گه:

    یه موقعی این تنهایی رو با تمام وجودم حس میکردم اما الان باتنهایی کناراومدم یعنی بهش فکر نمیکنم .

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    یه بار یه جا خوندم از فواید داشتن یک آغوش و قضیه از این قرار بود که آغوش از بدو تولد و جدا شدن بدن بچه از بدن مادر نقش مهمی رو ایفا میکنهه در زنده موندن اون اون بچه و همینطور تا سالها که ادمی رشد میکنه….شاید تن ها هم به معنی یک تن بی اغوش باشه…ادم باید اول یاد بگیره چطوری خودش خودش و در آغوش بکشه تا بعد بتونه آغوش گرمی باشه واسه دیگری که بعد بتونه پذیرای آغوش گرم دیگری باشه.. اون موقع دیگه اون تنه تن ها نیست ….البته بازم به نظر من ذات ادمی تن هاییه …

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    ذات انسان تن هایی…انسان در دو تجربه بزرگ زندگیش تن هاس تجربه تولد و مرگ این وسطم خودش و الکی سرگرم میکنه ….نمی دونم شاید… ولی خیلی وقتها تو خیلی مسایل و مشکلات فقط تن هایی و سکوت که می تونه مشکل گشا باشه …با تمام سنگینی و سختیش…و آدمی که می دونه چطوری این تنهایی رو تاب بیاره به عمقش بره خفه بشه بمیره دیگر روز دوباره متولد می شود انسانی والاتر برتر….عمق تن هایی هر فرد به عمق درونیات اون آدمه… هرچه عمیق تر تن هاتر….تلخه خیلی تلخ ….من می ترسم ازش….:(

    Thumb up 0

  • زیبا می‌گه:

    روزی یکی از دوستان خوبم بهم گفت: منو دوست داری؟
    با تعجب نگاش کردم و گفتم: معلومه که دوست دارم، بعد آروم شد و گفت : ممنونم. دلم گرفت … از اینکه یه دوست خوب دارم ولی اون کنارم احساس تنهایی کرده.

    Thumb up 0

  • سارا.ر می‌گه:

    الهام تو کامنتی که تو fb واسه نوشتتون گذاشت خیلی خوب نوشت اینکه هرچیزی و با ها جمع میکنی از تنهایی در میاد مثل درخت ها و… اما تن رو وقتی با ها جمع میکنی تنهاتر میشه.
    معنای غریبی داره تنهایی

    Thumb up 0

  • ساحل می‌گه:

    حتی اگر خودت هم نباشی , باز هم انگار چیزی توی هوا برق میزند…
    انگار خرده های نفست را تگانده باشی…
    و بعد , کسی بی هوا فوت کرده باشد….
    یا فوت….
    دیگر چه فرقی میکند
    حالا که خودت نیستی…
    مهم بودنمان در کنار هم بود که به حضورمان معنا میداد
    دیگر چه فرقی میکند…
    تن ها باشیم یا تنها.
    ( وقتی کلمه تنهایی رو دیدم وسوسه شدم یکی از نوشته هامو که یه جورایی خیلی دوستش دارم اینجا بنویسم)

    Thumb up 0

  • زهرا می‌گه:

    جانا سخن از زبان ما میگویی!

    Thumb up 0

  • fahimeh می‌گه:

    این روزها خیلی احساسش میکنم

    Thumb up 0

  • Neda.sh می‌گه:

    بعضی مواقع از “تن ها” به “تنهایی” پناه میبریم
    تنهایی حسی است
    زهر آلود و بسیار تلخ
    قبل از اینکه زهر تمام بدن رو فرا بگیره و بخواد از پا درت بیاره باید دنبال پادزهر بود
    اما چه پادزهری؟؟؟!!

    Thumb up 0

  • سمانه می‌گه:

    از من یک” تن” وتو یک” تن ”
    آغاز شد این تنها
    بامن تو وتو من ها
    نه “تنها”یی ما باشد نه “تن ها”یی تو جانا!(محمدرضا)
    ای کاش چنین باشد
    آن وقت همه “ماییم” آن روز که عیاری با ما عجین باشد.

    Thumb up 0

  • پرویز می‌گه:

    محمد رضا تنهایی در ذهن و قلب انسان است نه در دنیایی بیرونی اش…..

    Thumb up 1

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *