تفاوت در کجاست؟

اینجا اربیل است. در کردستان و شمال عراق. شهری که به تازگی سر از ویرانی جنگ و اشغال در آورده و روز به روز رشد میکند. جایی که زمانی احساس «عدم امنیت» ما را از آن دور میکرد، امروز محل کنسرت خوانندگان ایرانی و وعده گاه تفریح مردم ماست…

وقتی که از نزدیک رشد و آرامش اربیل را دیدم، همزمان دو حس مختلف در من بیدار شد. یک احساس پر رنگ، ناشی از دیدن آرامش و امنیت در میان شهروندان کُرد که بسیار دوستشان دارم و تجربه سالهای مختلف من نشان داده که میانگین دانش و شعور در میان این قوم بسیار بالاست و هر چه داشته باشند برازنده آنهاست.

اما حس دومی که کم رنگ تر است اما قابل انکار نیست، حس «غبطه خوردن» است. اربیل به سرعت رشد میکند، همه میگویند یک دوبی جدید است. همزمان با شرایطی که ارزش خاک ایران نصف شد (با دو برابر شدن ارزش دلار)، ارزش خاک کردستان چند برابر شد.

روزگاری بود که ارزش زمین، در همه جا کمابیش یکسان بود و پادشاهان در آن روزها، «کشورگشایی» میکردند. قدرت هر کشور را گستره جغرافیایی آن روی نقشه نشان میداد. اما امروز ارزش پول هر کشور، به نوعی گستردگی قلمرو آن را تعیین میکند. حس من این است که ایران در حال کوچک شدن است و کردستان و سایر همسایگان به سرعت بزرگ میشوند. این برای یک ایرانی، درد کمی نیست…

مردم هم بهانه جو شده اند. تا حرف میزنی از حکومت گله میکنند و نظام و …

نمیگویم حکومت از همه نظر خوب است اما دیدن ریشه مشکلات در حکومت، نوعی سطحی نگری و نزدیک بینی است.

اگر در کردستان باشید می بینید، که آنجا هم پارتی بازی هست. آنجا هم همه شرکتها مدعی اند که از بستگان صاحب منصبان هستند. آنجا هم کسانی هستند که فراتر از قانونند و بسیاری شباهت های دیگر به اینجا.

در این چند روز، فقط به این فکر میکردم که اگر ویژگیها تا این حد شبیه است، پس تفاوت در کجاست؟

امروز کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» را ورق میزدم. جمله ای از چرچیل دیدم. از او پرسیده بودند: شما در کنار خود ایرلند را دارید که همزبان شما هستند. چرا برای گسترش قلمرو خود به سمت هند رفتید؟ چرچیل گفته بود: در هند خائن زیاد بود، در ایرلند نبود…

فکر میکنم در کشور ما خائن زیاد است. اشتباه نکنید. من از دولت و حکومت نمیگویم. دولت و حکومت در بهترین حالت کمتر از ۱% جمعیت کشور را تشکیل میدهند. خودم را میگویم و شما را و اطرافیانمان را.

ما که اگر فرصتی دست دهد، منافع کشور خود را می فروشیم تا منافع خود را تضمین کنیم…

دوباره به اربیل نگاه میکنم، اتحاد مردم کُرد ستودنی است. آنها عقب مانده اند و توسعه نیافته اند. اما خائن نیستند…

لااقل به اندازه ما…

پی نوشت: همه عادت دارند مشکلات را گردن نظام بیندازند، اما اگر در خیابان راه بروید، برخوردها را ببینید، رانندگی ها را ببینید، ملت طلبکار قدرنشناس را ببینید، کم سوادی و بی سوادی و نخواندن ها و نکردن ها را ببینید، تنبلی و سستی و فرومایگی را ببینید، خودخواهی و منفعت طلبی را ببینید، باید بپذیریم که مشکل ریشه ای تر است. از چنین ریشه ای، درخت سالمی نخواهد رست…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+54
  


47 نظر بر روی پست “تفاوت در کجاست؟

  • javad می‌گه:

    با سلام

    فقط یک سوال دارم و آن این‎ست که

    تا نخواهند نمی شود ! تا نخواهند فرهنگ سازی کنند نمی شود ! تا نخواهند سدهای امروزی ساخته نمی شود …می شود ؟

    امیدوارم جوابم را بدهید تا روشن شوم..تشکر

    Thumb up 1

    • جواد جان. به نظرم قضیه کمی شبیه ماجرای «مرغ» و «تخم مرغ» است. تا نخواهند نمیشود و خواستیم که چنین شده…
      حالا هم باید بخواهیم که چنان شود که نخواهند که چنین شود…

      Thumb up 4

      • javad می‌گه:

        تشکر
        شاید نظری که الان می‎دهم تناقض داشته باشد با نظر اولم. اما و اما [من] در حقیقت تناقضی نمی‎بینم

        در قدیم به ما وحشی می‎گفتند و آن‎ها متمدن
        بعد ها شدیم عقب مانده و آن‎ها پیشرفته
        و در حال حاظر در حال توسعه و آن‎ها توسعه یافته

        شاید این لقب، در حال توسعه را به ما می خورانند که تلاشی نکنیم وگرنه کدام یک از معیاری های در حال توسعه را داریم ؟

        امید ب اینکه هر کدام قدمی در پیشرفت کشورمان برداریم.

        Thumb up 2

  • فرخنده می‌گه:

    با سلام و تشکر فراوان به خاطر رادیو مذاکره که انگار گمشده درونی من بود.
    با این دل نوشته خیلی موافقم اینکه بسیاری از مشکلات ما از فرهنگ ماست واقعا درسته. من همیشه می گم ما یه حکومتی رو سرنگون کردیم و یه حکومت دیگه آوردیم که از خودمون باشه چون اون موقع ریشه مشکلاتمون و عقب موندگیون رو تو وابستگی به بیگانه و این مسائل می دیدیم. اما الان چی شد؟ حالا که سرعت رشدمون خیلی کمتره. به نظرم ریشه مشکلات فرهنگی هم توی مسائلی است که با تلاش مسئولین کشور قابل حله. وقتی دو نفر ماشینشون بهم می خوره و به هم بد و بیراه می گن نشون می ده که چقدر داره فشار روحی و نارضایتی تحمل می کنه. این فشار روی بقیه مردم دنیا هست به شکلهای دیگه ولی چون اجازه دارن راحت حرف بزنن و هیجانشون رو تخلیه کنن با شادی های دسته جمعی و مسائلی از این دست روانشون آسوده تر از ماست. فرهنگ از بالا راحت تر ساخته می شه ابزارهای تشویقی هم کم کم در آدمها موارد رو درونی می کنه .یه نمونه براتون بگم: رفتم تو مهد دخترم، بچه ها ریختن با تفنگ آب پاش منو خیس کردن. با هم خندیدیم گفتم اینجا چه خبره گفتن جشن تیرگانه و تموم شد و رفت. بعد مقایسه کنید با آب بازی مردم تو یکی از پارکا که تهش چی شد !

    Thumb up 1

  • سینا می‌گه:

    ۳ بار اربیل رفتم
    ۴سال قبل
    ۹ماه قبل
    ۱۰ روز قبل
    هر بار که بر میگشتم بیشتر شاد بودم و بیشتر غمگین.
    اه که چه حس غریبیست، غربتی که آرامتر از خانه باشد.
    حقا که لیاقت داریم اما آیا طاقتش رو هم داریم.

    Thumb up 0

  • سلام
    من مطمئن هستم کارهای شما ثمر شیرین هم برای خود وبرای ملت ایران خواهد داشت
    من پیشنهاد میکنم کاری که شما در حاله انجام آن هستید نهایتا ۱۵ساله به نتیجه مطلوبه خودتون میرسید
    پس خواهش میکنم که طوری زندگی کنید از درخت خود و نهالهایش استفاده کنید.

    Thumb up 0

  • س.الف می‌گه:

    سلام اقای دکتر
    با ذیدگاه شما موافق نیستم وقتی این روز نوشته ی شما رو خوندم احساس کردم نفس شما از جای گرم بلند میشه من انسانن پرتلاشی هستم از ۱۸ سالگی کار کردم و درس خوندم از خیلی از تفریحاتم گذشتم وتا اونجا که تونستم به اطرافیانم کمک کردم و خودخواه نبودم اما بعد از ۲۶ سال به این نتیجه رسیدم که تلاش من حریف تورم و عدم مدیریت اون ۱%نمی شه پس از ایران میرم و با جون و دل برای کسانی کار میکنم که نتیجه تلاشم رو با پوزخند ندن و وطنم جایی هست که من در اونجا به اندازه یک انسان ارزش داشته باشم وشما هم موفقیتتون رو مدیون عطش اموختن و پیشرفت ایرانی های عزیزی هستید که دارن تو این شرایط له می شن پس ی کم مهربونتر قضاوت کنید
    مرسی و موفق باشید

    Thumb up 1

    • shabanali می‌گه:

      ۱ – من دکتر نیستم.
      ۲- من تجربه زندگی در خارج ایران رو هم دارم. اما ترجیح میدم مهره بزرگ در اقتصادی کوچک باشم تا مهره ای کوچک در اقتصاد بزرگ.
      ۳- نوشته شما نشان میدهد کار خاصی نکرده اید. ظاهراً کمی درس خوانده اید و کمی تفریح نکرده اید و به شما فشار آمده.
      من از ۱۴ سالگی کار کرده ام و خرج خانواده داده ام و شبی ۲ ساعت خوابیده ام و روزی ۱۰۰ صفحه کتاب خوانده ام که بعید میدانم شما حتی یک شب امتحان هم این کار را کرده باشید.
      غرب امروز نیز حاصل زحمت بزرگانی است که در زمان جنگ های جهانی، شبانه روزی کوشیده اند و ساخته اند و با ناملایمات ساخته اند.
      شما اهل ساختن نیستید. اهل خوردن میوه درخت دیگرانید.
      مهاجرت را حتماً به شما توصیه میکنم…

      Thumb up 18

      • نیما می‌گه:

        محمد رضا باور نمیکردم همچین جوابی بدی ممنون از این جوابت
        راست میگی این روز ها همه میخواند هر چی کمبود و کاستس هست رو گردن نظام بندازند ولی از این غافل شدند که این نظام هم از همین مردم تشکیل پیدا کرده
        ما باید قبل هر چیز خودمون رو عوض کنیم و از خود برتر بینی کاذب بیرون بیاییم
        از وقتی اومدم تو شهر میانه چند وقتی ست دارم تو یه سایت اینترنتی میانالی در باره فرهنگ و مشکلات مردم فعالیت میکنم.
        مشکل اینه که ما نمیخواهیم قبول کنیم بیشتر مشکلات ناشی از فرهنگ خودمونه و از کمبودهای خودمونه
        سوار تاکسی شده بودم و راننده داشت از عالم و ادم گلایه میکرد که ای نظام دزده و… بعد به جای ۳۰۰ تومان کرایه از من۵۰۰ گرفت و ادعا میکرد حق با اونه . انگار یادش رفته بود که داره از حق من دزدی میکنه بهش گفتم تو که داری دزدی میکنی و فکر میکنی حق با توست پس احتمال داره خیلیا که دارن تو این مملکت دزدی میکنند فکر کنند حق دارند دزدی کنند

        Thumb up 4

  • صفورا می‌گه:

    اگه من یکی تغییر کنم چقدر خوب میشه

    Thumb up 0

  • م - رضا می‌گه:

    یک حکایت از عبید زاکانی، همان حکایت امروز ماست:

    خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان
    خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم
    “عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏ اند؟”
    گفت
    “می‌دانند که به خود چنان مشغولیم که ندانیم در چاهیم یا چاله.”
    خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند…»
    نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند، خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم
    و به تهِ چاله باز گردانیمش

    Thumb up 2

  • مهتاب.ص می‌گه:

    محمدرضا جان سلام
    من این موضوع روقبول دارم که مردم کشور ما درواقع خودمون کلی ضعف شخصیتی وفرهنگی داریم وریشه ی بسیاری ازمشکلاتمون خودمون هستیم ولی نبایدازحق گذشت که مخصوصا تواین چندسال اخیر اون یک درصدازجامعه هم درعقب ماندگی ما کم تقصیرنبودند…
    اون یک درصد داره طوری رفتار میکنه که بقیه جامعه تبدیل به شخصیت هایی عقده ای بشن…

    Thumb up 0

  • الف می‌گه:

    سلام

    همیشه باید دنبال تفاوت ها بود؟

    Thumb up 0

  • افشین می‌گه:

    آقای شعبانعلی
    همه ی کسانی که برای مدتی بیرون از ایران بوده اند همچین احساسی داشته و دارند.
    من اغلب از خودم می پرسم: ایا باید به حرف دوستان و اطرافیانم که همچین تجربه ای داشته اند باید اعتنا کنم یا نه.
    جوابم نه است.
    چون
    با مقایسه دو چیزِ کاملا متقاوت، زیاد موافق نیستم مخصوصا اگر وقتی با “کلماتی کلی” مورد بررسی قرار بگیرن. لااقل فکر میکنم که اگر نیت مان تخریب نیست و از سرِ دلسوزی است، باید با دقت و ریز بینی بیشتری رفتار کرد.
    و اما دومین دلیل ام برای مخالفت با تحلیل شما اینه که به نظرم اگر قصدمون تحلیل یک جامعه و یا مسائلی ایه که یک جامعه بهش دچاره، باید با روش جامعه شناختی عمل کرد. و نه با احساسات ..
    البته من جامعه شناس نیستم. اما می تونه پیشنهادم برای خودم و شما این باشه که در مورد جامعه و مردم بیشتر بدونیم تا بهتر و علمی تر بتونیم مسائل مونو مطرح کنیم.

    ممنون

    Thumb up 1

  • سعیده می‌گه:

    این موضوع خیلی برام جالبه، همیشه فکر میکنم ای کاش یک کسی مثل ابن خلدون الان وجود داشت و کتابی مثل کتاب ابن خلدون مینوشت و این مساله رو ریشه ای بهش میپرداخت، این که این مشکل هست واضحه، اون چیزی که خیلی مهمه و راهگشا میتونه باشه، پیدا کردن زمان آغازین این رفتارهاست، که حدودا از چه زمانی یک ایرانی اینچنین شد، و چه مسائلی اون رو داره روزبروز تشدید میکنه…
    یه کتابی هم هست به اسم ما چگونه ما شدیم، البته من نخوندمش ولی یه خلاصه ای ازش شنیدم که از یه دیدگاههایی یه بررسی هایی کرده..

    Thumb up 0

  • اسماء می‌گه:

    من چکار کنم؟
    راه حل این مسئله ها کجاست؟

    Thumb up 0

  • می خواهید بدانید که تفاوت کجاست ؟ تفاوت در خود ماست ما دنبال قهرمان می گردیم و قهرمانان ما نیز اغلب ÷فکی هستند و ادعای روشنفکری دارند والا انانی که دلشان برای وطن می تپد در طول تاریخ جز غل و زنجیر و مرگ عایدی دیگری نداشتند همین جنگ تحمیلی را ببینید !! همه آنهایی که امروز ادعای وطن پرستی دارند در پشت قهرمانانی سنگر گرفته بودند که شب و روز آرامش خود را فدای آرامش دیگران نمودند و قص الاهذا…

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      محمدعلی جان.مشکل در این است که ما فقط به قهرمانان پفکی اجازه رشد میدهیم.
      قهرمان های واقعی را چه کسی در زنجیر کرد؟ کسی جز من و تو
      جز اینکه برای کشته هزار سال پیش پاسخ لبیک به هل من ناصر میگوییم و برای امروز خویش، جز به لق لقه زبان تلاشی نمیکنیم؟

      Thumb up 5

  • فهیمی می‌گه:

    به قول مرحوم دکتر حسابی در ایران اگر برای کشورت کار کنی خانه ات خراب می شود و اگر برای خانه ات کار کنی کشورت خراب می شود .

    Thumb up 0

  • محمدعلی مرامی می‌گه:

    سلامی دوباره به استاد :
    روز نوشته های شما جالب است چراکه از درون و از وجودتان بر می خیزد و انبوه کامنت ها نیز نشان می دهد که آنان نیز در جستجوی خود هستند و… می توانم دو پیشنهاد بدهم ؟
    ۱ – به نظر م ایجاد و راه اندازی یک شبکه اجتماعی از قشر دانش آموختگان می تواند برای همه ما که به دنبال قهرمان هستیم جالب باشد شاید قهرمان بعدی یکی از خودمان باشد!
    ۲ – می خواستم یک تایپیک و موضوع جدید برای گفتگوی بعدی فی مابین دوستان پیشنهاد کنم و آن موضوع این است که :
    ما در طول عمر خود برای پاسخ به این پرسشها چکار کرده ایم ؟ نه اینکه چکار می خواهیم بکنیم . توجه داشته باشید که چه کار کرده ایم این سه سئوال عبارتند از:
    الف – برای خود چکار کرده ایم ؟
    ب – برای خانواده و دوستان خود چه کرده ایم ؟
    ج – برای کشور مان چه کرده ایم ؟
    فکر کنم که پاسخ به این پرسش ها می تواند تفاوت های ما و سایر ملل و عقب ماندگی ما را توجیه کند. شما اینطور فکر نمی کنید ؟؟؟؟؟؟؟
    منتظر نظرات ارزشمند شما و سایر دوستان هستم
    درضمن در سایت موسسه بهار نیز در بخش ستون بحث آزاد مطلبی نوشته ام که نظر تمامی دانش پژوهان را به آن جلب می نمایم
    با تقدیم احترام
    محمدعلی مرامی
    دانش پژوه کد ۴۲ موسسه بهار

    Thumb up 0

  • علیرضا کاشانی ثابت می‌گه:

    محمد رضا عزیز این مهم نیست که حکومت یک درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهد،کارآمدی این ۱ درصد در پدید آوردن مشکلات بیشمار در جامعه ایران و ناکارآمدی همین یک درصد در حل مشکلات جامعه امروز ایران از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار است.
    حکایت امروز جامعه ایران در شعر فریاد زنده یاد فریدون مشیری عیان است که…
    مشت می کوبم بر در
    پنجه می سایم بر پنجره ها
    من دچار خفقانم خفقان
    من به تنگ آمده ام از همه چیز
    بگذارید هواری بزنم.

    Thumb up 1

    • شیما می‌گه:

      آقای کاشانی شما کاملا درست میگید، کاملا. اما به این نکته توجه کنین که مخاطبای این سایت من و شما هستیم، مردم عادی و نه حکومت، و هر سخن جایی دارد و هر نکته مکانی! محمدرضا هم تمرکزش روی همین مطلب بوده

      Thumb up 0

  • افشین می‌گه:

    آقای شعبانعلی
    شما امروز را می بینید. البته امروزه ما هم لااقل برازنده ی این همه کلماتِ مایوس کننده نیست.
    اربیل اگر مانند دوبی شده. یا دارد مانند آن می شود. به نظر باید گفت: چه بد. ضمن اینکه مقایسه اربیل با ایران مقایسه مع الفارقیه.

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      افشین جان. من ده ها کشور دنیا را گشته ام.
      افتخار کن که هنوز میتوان ایران امروز را با اربیل مقایسه کرد.
      که اگر روند این باشد و تغییر نکنیم، نسل آینده ما را با «بربر ها» هم مقایسه نخواهد کرد.

      Thumb up 3

  • احمد می‌گه:

    این یک فریب رسوا نشده ای هست که حالا حالاها خریدار دارد {همه مقصر این اشتباه من هستن جز خودم} همه مقصر عدم رشد من هستن جز خودم, چه دروغ باور پذیر و شیرینی شده در میان ما وپذیرش این حرف هم بالاست . جالبه در قران امده ما تو قیامت هم همه چیز رو تقصیر شیطان می اندازیم!!!!

    Thumb up 0

  • آناهیتا می‌گه:

    تا حدودی میتوان پذیرفت که در بسیاری موارد مشکل از حکومت نیست اما بحث برسر تقصیرات حکومت را باید در حکومت های چند صد سال اخیر ایران دید.
    شیوه زمامداری در ایران همیشه براین پایه بوده که به جهل مردم دامن بزنند نه قدم در راه روشنگری بردارند ولی در زمان حاضر و دهکده کوچک جهانی ما خود وظیفه فرهنگ سازی داریم و در این خصوص حق با شماست اما اگر کمی مسئله را از دور ببینیم در حال حاضر غم مردم غم نان شده است ما نباید به اقلیت خاصی که در اطرفمان میبینیم برای قضاوت بسنده کنیم
    در کشوری که ارضا نیازهای مردم در سطح نیازهای اولیه باقی مانده است تا حدودی این قابل قبول است که میل به کمال گرایی کاهش یابد مگر آنکه در این راه رسانه های عمومی این مرز وبوم تلاش بیشتری کنند
    الگوسازی مناسب تاثیر بسزایی برروی خواست ها و رفتارهای مردم خواهد داشت.

    Thumb up 0

  • فرشاد می‌گه:

    سلام با فرض اینکه تمام این حرفها درست باشه , حالا باید چکار کرد
    مگه وظیفه دولت و حکومت نیست که سطح شعور و فرهنگ جامعه رو بالا ببرن ، متولی فرهنگ کیه؟ به نظرت اگه یکی مثل ماندلا رییس حکومت بود، راحتر نبود درباره عشق به میهن و خاک و دموکراسی و… حرف زد

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      به نظر شما اینکه دو تا ماشین در خیابان به هم میزنند و به خواهر و مادر و پدر هم بد و بیراه میگویند نیاز دارد نظام کاری بکند؟
      باید مجلس قانون تصویب بکند؟

      اینکه یک فیلم شخصی از فلان بازیگر یا فرد مشهور دست به دست میگردد و با بلوتوث از یک موبایل به موبایل دیگر میرود، مقصرش دولت است؟
      من فکر میکنم هنوز دولت ما خیلی جلوتر از ملت است. مشکل در تربیت و فرهنگی است که ما نداریم و من ترجیح میدهم فریب دروغ های تاریخ را هم نخورم.
      اگر ایرانی، روزی مرزهایش را بر روی عرب غیرمتمدن باز کرده، نشان میدهد از همانجا باید ضعف ها و شکننده بودن ساختار فرهنگی حکومتی ایران را جستجو کرد…

      Thumb up 7

      • فرشاد می‌گه:

        سلام
        من فکر میکنم وظیفه دولت است که سطح فرهنگ جامعه را بالا ببرد. چرا وقتی مجلس تبدیل به تریبون فحاشی شده انتظار دارید مردم به اصطلاح عوام به هم بد و بیراه نگند,یه سوال دارم فکر می کنی سالها قبل توی دبی یا اطریش که شما خیلی بهش علاقه داری مردم منظم تر از ایرانیها شتر و اسب سواری می کردند؟ نمیدونم استاد شایدم شما درست می گین. ولی من هنوزم معتقدم ما جمعیتی داریم که هیچ کسی مسوولیت اموزش اونها رو بر عهده نگرفته. 

        Thumb up 1

  • sanam می‌گه:

    از کامنت ندا خوشم اومدو من هم وقتی تو محیط کارم دلم میشکنه از تنگ نظری همکارام میگم:
    من دوست دارم وقتی من ۶۰ هستم دوستم ۶۵ باشه تا یه انگیزه باشه برام برا ۷۰ شدن و دوست دارم دیگران هم همینطوری باشن تا هی بریم بالا. اما دلم میگیره وقتی میبینم دوست ۶۰ ام به جای تکون دادن به خودش محکم پاهای منو گرفته که بکندم ۵۵٫ البته حرف من خریدار نداره به خاطر غلطهای رایج فراوانی که ریشه های چندصدساله دارن تو فرهنگ ما.

    یه مطلب جالب شنیدم از استادی که فکر میکنم مناسب این پست باشه. ایشون میگفتن که تو فرهنگ پهلوونی ما یه باور غلط هست. اینکه استاد ۹۹فن رو به شاگردش یاد میده و صدمی رو برا خودش نگه میداره. این غلطه چون با این روش مرتب از فنون ما کم میشه و به اصطلاح فنونمون آب میره. درستش اینه که استاد هر ۱۰۰ تا فن رو به شاگردش یاد بده و سعی کنه فن صدویکم رو برا خودش ابداع کنه. اینجوری روند ما رو به رشد هست و مرتب به تعداد فنونمون اضافه میشه.

    پ ن۱: اردبیل(سرزمین چشمه های بهشتی) فقط تو یه حرف(دال) با اربیل تفاوت داره و شما میتونستین این مطلب رو در مورد اون بنویسین اگه تنها وتنهااز مواهب خدادادی این استان استفادۀ درستی میشد. سرعینش معروفه اما سرعین فقط یه بخش کوچولو از چشمه های شفابخش و آبگرمها رو داره. فقط فکرشو بکنید اگه این همه آب گرم طبیعی و درمانی تو یه جای خوب و نعمت فهم دنیا بود چه موقعیت و روزگاری داشت.

    پ ن۲:مسئولینمون مگه کی هستن. یکی از خودمونن که با همین فرهنگ خرچنگی و ۹۹فن و… بزرگ میشن و روزی هم میشن مسئول. شاید فردا خودمون هم یکی از اونا باشیم.

    Thumb up 0

  • آرزو می‌گه:

    دارم روی خودم کار می کنم که زاویه دیدم رو تغییر بدم یعنی اگه کاری از دستم بر میاد انجام بدم بنظرم باید این اتفاقا از یه جایی شر.ع بشه ما هم باید نگرش هامون رو به روز کنیم تا از مردم ممالک دیگه عقب نمونیم
    ما هم میتونیم شرایط بهتری رو ایجاد کنیم
    ما هم میتونیم برای فرزندان آیندمون داستانهای زیبایی از تغییر تعریف کنیم
    تغییر عالی فقط همت بلندی می خواد که به جای اعتراض به دست به انجام دادن زد…

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      من هم به عنوان یک معلم، تلاش کردم حوزه کاری خودم رو که ارتباطات هست و به نظرم درد امروز ماست به رایگان و با هزینه ای که تحملش برام ساده نیست (هاست و …) در اختیار بقیه قرار بدم. اما چه کنم که ضعف فرهنگ بیشتر از این حرفهاست و آنقدر هستند که دندان این پیشکش ها را می شمارند و حرص من را در می آورند که…

      Thumb up 7

  • حمید رضا می‌گه:

    سلام
    همیشه این موض.ع فکرم را مشغول کرده که چرا و علت چیست؟ فرهنگی؟، تاریخی؟ اقلیمی؟ ای کاش به این خودشناسی برسیم تا خود فروشی(انسانی و شخصیتی) نکنیم با تشکر

    Thumb up 0

  • آرام می‌گه:

    سلام. بازم دیر اومدم
    حقیقتی رو گفتین که واقعا جریان داره و من سالها بخاطرش حرص خوردم و با آدمایی هم بناچار سرش بحث کردم. همیشه توان تحلیل منصفانه از روی عقل و اندیشه لازمه که این ی ساختار فکری منسجم و حقیقت جو میخاد که با تربیت آدما خیلی مرتبطه. فکر کنم ی مشکل اساسی بیشتر ما اینه که خودمونو دانای کل میدونیم و معمولا اون ی کمی ازچیزی که میدونیم مارو میبره به جایی که خیلی از حقیقت اون چیز دوره، یعنی همان نگاه و قضاوت سطحی.

    Thumb up 0

  • عليرضا می‌گه:

    به نظرم تفاوت در شناخت توانایی‌های فردی خود ماست.
    همانطور که شما اشاره کردی، اتحاد، خواست واحد و از همه مهم‌تر عمل واحد به سادگی ایران عزیز را به مراتب پیشرفته‌تر از اربیل خواهد نمود.
    مثال اربیل مثالی است بسیار واقعی از مردمی که خواستند حتی مثل دیگر هموطنان خود نباشند، مثل اهالی برخی از شهرهای دیگر عراق که …
    تاسف نمی‌خورم و سعی میکنم عزمم را جزم کنم برای خواستن و عمل کردن انشاءالله
    محمدرضای عزیز، استاد گرامی و دوست عزیزم، از دوستانی مثل شما انتظار کمک دارم که توان علم و عمل خود و دوستانم را ارتقاء دهیم و اسیر بازی‌های حاشیه‌ای نشویم انشاءالله

    Thumb up 0

  • زیبا می‌گه:

    از آدمهایی که این جمله رو میگن متنفر میشم…
    ” تو این زمونه باید هر کی به فکر خودش باشه”
    با شنیدن این جمله احساس ناامنی میکنم.
    جالب اینجاست مدتیه که این جمله رو خیلی زیاد از مردم میشنوم.

    Thumb up 0

  • 66 می‌گه:

    فقر اینه که، از تمیزی خیابان های اروپا و …حرف بزنیم در حالی که زباله مون رو زمین میریزبم…
    (فکر کنم گوهری ایست از زنده یاد دکتر شریعتی)

    Thumb up 0

  • چرنديات يك ذهن آشفته .... می‌گه:

    دیدگاه چندخائن!!!
    یه ناموس پرست غیرتی:
    من دوست دارم با خونواد م که بیرون میریم چی داداش آرامش داشته باشم .کسی نیگا بد به ناموسم نداشته باشه
    _د- لا مذهب اگه میخوای کسی به ناموست نگاه چپ نندازه خودتوحداقل با دیدن ناموس دیگران سیر نکن !تو که انقد دم از ناموس و غیرت ورگ باد کرده میزنی .خودت بپا برادر !بپا که ناموس یکی دیگه نشه…وناموس خودت باشه …
    این جوری میشه که یه وقتایی آدم مجبوره واسه آرامش خودش چادر سر کنه تا از گرسنگی گرگای بیرون در امان بمونه دیگه!_اینجوریه که باید کلی پول بابت چند متر پارچه بدیم که ییهو گربه ه شاخمون نزنه!!! خب اینا ارزه که داره از کشورخارج میشه!(فکریک بچه…)
    یه وطن پرست غیرتی:
    گند این نظام وحکومت وریاست جمهوری ووکیل ووزیر وبزنن. این زندگییه واسه ما ساختن ؟!نه این زندگیه ؟!!یعنی چی آخه !؟ازصب تا شب جون بکن واسه یه لقمه نون !(جون کندنش چیه ؟قاچاق سوخت !.جون کندنش چیه ؟دوروبرتون زیاده !)
    _چند تا خاله خان باجی:خداوند در قرآن میفرماید ……رسول گرامی اسلام فرمودن ….
    همون چیزی که خودشون دوست دارن وبه نفعشونه !(قندحرام است!!!)جلل الخالق!!
    داشتن ماهواره مساوی است با گناه کبیره ! فیس بوکو گوگل ویه سری سایتا اصلا باید فیلتربشه آقاااااااا.اصلا یعنی چی این قرتی بازیا؟!!
    _د- لاکردار اگه نفهمیم توجهان چه خبره ؟اونوقت کیه که چندتا حساب تو چندتا کشور ….داشته باشه؟اصلا داریم چنین چیزی ؟نه شما بگو .اصلا داریم؟!!!
    افکار یه عابر پیاده:……
    افکار یه سواره :……
    بخوام همشونو بنویسم تیمارستان قبولم نمیکنه با این ذهن آشفته !!!!!!!!!!!۱فاکتورمیگیرم .شما که داری اینارو میخونی خودت میتونی ادامه بدی.البته مراقب خودت باش وارد لایه های زیرینش نشی که بری به عمق فاجعه پی ببری برگشتت دست خودت نیس.
    قشنگترین ضرب المثل:دیگ به دیگ میگه ….وسلام

    من اعتراف میکنم که خیانت کردم .
    به خودم
    به کشورم .
    به مردمم .
    تو هم خیانت کردی آره .شمایی که داری میخونی این نوشته رو .آره دقیقا خودشما.قیافه ی حق به جانب به خودت نگیر
    میگی نه!
    یه چرخی تو خونه ت بزن
    یه برگ کاغذویه قلمم بگیر دستت
    چندتا جنس خارجی تو خونه ت هست که میتونستی از تولیدات داخلش استفاده کنی ؟
    نق نزن !نگو کالای ایرانی کیفیت نداره
    اصلا یه بار خریدی واستفاده کردی ببینی کیفیت داره یانه ؟!!
    دیگه دار م سردرد میگیرم
    شمام دیگه خسته شدی
    پوزش !!
    ما خائن نیستیم.به دل نگیر
    بقییه خائنن!!!!!!!!!!!!

    Thumb up 1

    • اسماء می‌گه:

      وقتی میرم بازار رو بر میگردم می بینم هر چی هر وقت گرفتم
      اگه جنس خوب بوده ترک بوده
      اگه بد بوده چینی بوده
      این کالای ایرانی کجاست که من پیداش نمی کنم
      ذهن آشفته چرند نگو
      همه جا نوشته made in chin
      منم خائنم

      Thumb up 0

  • Neda.sh می‌گه:

    ببخشید جواب سوالی که پرسیدید یادم رفت بگم
    تفاوت در بینش و فرهنگ انسانهاست

    Thumb up 0

  • Neda.sh می‌گه:

    سلام محمد رضا جان
    به عنوان یک کرد از کردستان ایران بر خودم لازم میدونم ازتون تشکر کنم به خاطر لطفی که نسبت به این قوم دارید ابراز دوستی و علاقه انسان بزرگی چون شما باعث افتخار بنده است حرفتون رو کاملأ قبول دارم امنیت، اتحاد، آرامش، شادزیستی کردهای عراق همیشه برای خود ما هم مثال زدنی بوده و هست
    نمیدونم کردستان تشریف آوردید یا نه اگه دیده یا شنیده باشید در میان کردهای ایران نیز این ویژگیها تا حدودی وجود داره اما نه به اون مقیاس دوست ندارم وارد خیلی بحثها بشم اما زندگی کردهای ایران همیشه درگیر یک سری بازیهای(اسمشو نبر!!) و کم لطفی ها و نامهربانی ها بوده که اگر اینها نبود فرهنگ کردهای ایران چه بسا از فرهنگ سایر کردها پیشی میگرفت
    زندگی در جامعه ی
    ما شبیه زندگی خرچنگی در جامعه ی خرچنگی است در جامعه ایی که به جای گرفتن دستهای یکدیگر و با هم بالا رفتن پاهای همدیگر رو میگیریم مبادا کسی بالا بره برای هیچ انسانی(خرچنگی) امید رهایی وجود ندارد
    پ.ن ۱: خرچنگها برخلاف میگوها و ماهی هاو… زنده به فروش میرسند چون نگهداری آنها به صورت زنده دشوارنیست خرچنگها به صورت منظم روی هم در یک ظرف آب که سر آن باز است قرار داده میشوند و هیچکدام نمیتوانند از ظرف بیرون بیایند حتی تلاشی هم نمیکنند! آیا میدانید چرا؟ دلیلش رادر پ. ن ۲ توضیح داده ام
    پ.ن ۲– زیرا وقتی یک خرچنگ کوچکترین تکانی میخورد و دیگران آن را به معنی تلاشی برای بهبود وضعیت و فرار میبینند بلافاصله سایر خرچنگها دست و پای او را میگیرند و زمین اش میزنند تا در جای سابق خود قرار بگیرد
    پ.ن۳ — این نوشته برگرفته از مجموعه “برای فراموش کردن” به نویسندگی محمد رضا شعبانعلی است

    Thumb up 2

  • بهنام می‌گه:

    واقعا اینطوره.
    با این عکس و پیامت تاسف خوردنم بیشتر شد!!
    یعنی درست میشه ؟؟

    Thumb up 0

  • ocean می‌گه:

    نظر شما رو رد نمیکنم اما جامعه سالم فکر سالم می پرورد.

    Thumb up 0

  • پرویز می‌گه:

    روزت بخیر البته دیگه داره شب می شه شبت بخیر…
    راست می گی ما خودمون به کشورمون خیانت می کنیم و در واقع اون کمتر از یک درصد هم جزئی از ماهستند همیشه میگم توی جهان سوم مردم فکرمی کنند دولتها از اونها دور هستند اما در واقع در جهان سوم (یعنی ما) مردم به دلائل مختلف خودشون رو از هم دور می بینند…
    کلیپ پایین رو دانلود کن فکر کنم به دیدنش می ارزه….
    https://www.box.com/s/ydyp6dtjzhldf7w7njp5

    Thumb up 0

    • ثنا می‌گه:

      کلیپ جالبی بود و تاثیر گذار
      تازه من فکر میکنم ما اگه به اصل خودمون برگریم خودمون رو همیشه متولی همچین اتفاقاتی دونستیم ولی این روزا انگار داریم مثل دو ضلع یه زاویه، از اون چیزی که هستیم بیشتر از پیش فاصله میگیریم تا برای خودمون امنیت و آرامش و پیشرفت رقم بزنیم که نمیشه، نمیرسیم، درجا میزنیم
      آرمانهای کوچک و تحملهای طولانی . . .

      Thumb up 0

  • جواد می‌گه:

    سلام محمدرضا
    آری آری این چنین است …
    کاش از خودمان شروع می کردیم
    کاش ….
    تحلیل عالی ای داشتید استاد جان.
    ممنووووووووووووون

    Thumb up 0

  • somaye می‌گه:

    چقدر به وضوح همه چیز رو میبینی!
    چه طور می شه آدم به این هنر دست پیدا کنه؟
    شما تحسین برانگیز هستید…

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *