به نام نامی خداوند…

به نام نامی خداوند آغاز میکنم…

 

چه کنم که در همیشه تاریخ، نام خدا را بیش از خداپرستان، شیطان صفتان فریاد کرده اند،

تا هجمه های شیطانیشان در نغمه های آسمانی، گم شود…

 

با سکوت به پایان می برم. بی نام نامی خداوند.

همانا که او، از هر نام و نام گذاری، بی نیاز است…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+41
  


26 نظر بر روی پست “به نام نامی خداوند…

  • مهتاب می‌گه:

    این نوشته شما انقدر تاثیر گذار بود که ضربان قلبم رفت بالا و به قدرت نوشتار و کلامتون کلی غبته خوردم.

    Thumb up 1

  • امید می‌گه:

    شاید بهتر بود این پست رو نمی گذاشتید.
    یکی میگفت ادیسون میره جهنم !!!؟! نمیدونم شاید کسانی که به خلق خدا کمک میکنند میرند جهنم !؟!
    یه جای دیگه هم خوندم که : خدا از حق خودش میگذره ولی از حق الناس نه.

    Thumb up 1

  • nahal می‌گه:

    سلام
    مطلبتون رو که خوندم یاد نوشته ای از دکتر علی شریعتی افتادم که با اجازتون برای شما میزارم
    “هر کس دوتاست
    و خدا یکی بود
    و یکی چگونه می توانست باشد؟
    هر کس یه اندازه ای که احساسش می کنند ،هست
    و خدا کسی که احساسش کند،نداشت
    عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببینند
    خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمند
    و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق بورزد
    و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
    و غرور در جستجوی غروری است که آن را بشکند
    و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور ،اما کسی را نداشت…
    و خدا آفریدگار بود…و چگونه می توانست نیافریند؟
    زمین را گسترد و آسمان ها را بر کشید…
    و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود و با نبودن چگونه توانستن بود؟
    و خدا بود و با او عدم بود و عدم گوش نداشت
    *حرف هایی هست برای گفتن اگر گوشی نبود،نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن…
    *حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند
    *و سرمایه ی هرکس به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد…
    و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت
    درونش از آن ها سرشار بود
    و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟؟
    و خدا عدم بود و عدم جز خدا هیچ نبود.
    در نبودن ،نتوانستن بود.
    با نبودن نتوان بود
    و خدا تنها بود
    هر کس گمشده ای دارد
    و خدا گمشده ای داشت…”
    باز هم حق با شماست
    کاش از روی آگاهی اسم خدا رو ببریم نه از روی عادت به اصطلاح مسلمونی
    به نظر هم من حتی شیطان صفتان هم از روی آگاهی اسم خدا را میبرند ،چون می دانند که با اسم خداوند است که می توانند به قلب اعتقاد آدم ها رسوخ کنند.تا هجمه های شیطانیشان را در نغمه های آسمانی، گم کنند…
    کاش بردن نام خداوند فرصتی برای آپدیت و رفرش کردن اعتقادمون به خداوند باشه
    و در آخر :خداوندا شرمنده ام از اینکه با تو سخن می گویم ،با زبانی که با آن با دیگران سخن گفته ام.(حضرت موسی (ع))

    Thumb up 1

  • nahal می‌گه:

    سلام
    مطلبتون رو که خوندم یاد نوشته ای از دکتر علی شریعتی افتادم که با اجازتون برای شما میزارم
    “هر کس دوتاست
    و خدا یکی بود
    و یکی چگونه می توانست باشد؟
    هر کس یه اندازه ای که احساسش می کنند ،هست
    و خدا کسی که احساسش کند،نداشت
    عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببینند
    خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمند
    و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق بورزد
    و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
    و غرور در جستجوی غروری است که آن را بشکند
    و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور ،اما کسی را نداشت…
    و خدا آفریدگار بود…و چگونه می توانست نیافریند؟
    زمین را گسترد و آسمان ها را بر کشید…
    و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود و با نبودن چگونه توانستن بود؟
    و خدا بود و با او عدم بود و عدم گوش نداشت
    *حرف هایی هست برای گفتن اگر گوشی نبود،نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن…
    *حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند
    *و سرمایه ی هرکس به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد…
    و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت
    درونش از آن ها سرشار بود
    و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟؟
    و خدا عدم بود و عدم جز خدا هیچ نبود.
    در نبودن ،نتوانستن بود.
    با نبودن نتوان بود
    و خدا تنها بود
    هر کس گمشده ای دارد
    و خدا گمشده ای داشت…”
    باز هم حق با شماست
    کاش از روی آگاهی اسم خدا رو ببریم نه از روی عادت به اصطلاح مسلمونی
    به نظر من حتی شیطان صفتان هم از روی آگاهی اسم خدا را میبرند ،چون می دانند که با اسم خداوند است که می توانند به قلب اعتقاد آدم ها رسوخ کنند.تا هجمه های شیطانیشان را در نغمه های آسمانی، گم کنند…
    کاش بردن نام خداوند فرصتی برای آپدیت و رفرش کردن اعتقادمون به خداوند باشه
    و در آخر :خداوندا شرمنده ام از اینکه با تو سخن می گویم ،با زبانی که با آن با دیگران سخن گفته ام.(حضرت موسی (ع))

    Thumb up 1

  • fereshteh می‌گه:

    khoda ye hesse daroone adam

    Thumb up 1

  • نسیم می‌گه:

    اقای شعبانعلی دوباره سلام این دومین کامنتی است که امروز می گذارم نمی دانم چه شد اما به طور اتفاقی چیزی در سایتتان دیدم که کلا نظرم راجع به شما عوض شد می دانم باز هم برایتان مهم نیست اما من به شما یک معذرت خواهی بدهکارم.لطفا مرا ببخشید .

    Thumb up 0

    • Neda.sh می‌گه:

      سلام نسیم جان
      خوشحالم دوباره اسمت رو میبینم :) باور کن میخواستم برات بنویسم بعد از یه مدت نظرت راجع به سایت و محمد رضا عوض میشه تو پاسخ کامنت قبلی هم برات توضیح داده بودم خوشحالم که این اتفاق به سرعت هر چه تمامتر تر رخ دادبا اجازه محمد رضا جان به نسیم گل خوش آمد میگم

      Thumb up 0

  • الناز می‌گه:

    وای بر ما که تظاهر به خداپرستی رو اصل میبینیم و میان اینهمه نوشته که هرکدام پرمعنا هستند رو حاشیه.
    چی میشه گفت؟؟؟؟افسوس

    Thumb up 0

  • نسیم می‌گه:

    می دانم حرف هایی را که می خواهم بزنم نه برای من فایده ای دارد و نه برای شما . می دانید دلم می خواهد این هارا به کسی بگویم که نه مرا ببیند و نه مرا بشناسد.اگر می خواهید اصلا نخوانید.نمی دانم شما تا حالا از کسی متنفر شدید یا نه اما می دانم از ان جمله های زیبا برای نفرت هم دارید.و می توانید توجیه کنید که نفرت در وجود انسان عاقلی مثل شما نیست.اما من که عاقل نیستم من ادمی کاملا معمولی ام .من متنفر ام از ادم هایی که دورو هستند از ادم هایی که ظاهر و باطنشان یکی نیست.ادم هایی که فقط چسبیده اند به دنیا .ادم هایی که جز درس و ثروت چیزی نمی فهمدند .وقتی هر چه گفتم را در پدرم می بینم بیزار می شوم .قبلا به دلیل افکار نا درستش خیلی عصبانی می شدم و دعوا می کردم.حالا با خودم می گو یم شاید تقصیر اونیست شاید هر کس که کمی درس می خواند خودش را در این دنیا گم می کند.شاید من هم مثل او شوم .نمی دانم اقای شعبانعلی شما چی شما تا به حال برایتان پیش امده وقتی به جایی رسیده باشید دیگر یادتان باشد از کجا امده اید وبه کجا خواهید رفت؟

    Thumb up 0

  • Elham.B می‌گه:

    خدا تنها حقیقت غیر قابل تغییر

    Thumb up 0

  • hadi می‌گه:

    من هادی حسینی ام . از ۱۶ سالگی شما رو میشناسم . البته الان ۱۷ سالمه . از وقتی با شما آشنا شدم سعی کردم که پول در بیارم . دوش دارم سایتی رو افتتاح بکنم و شروع کنم به پول در آوردم . حدودا ۳ ایده بسیار خوب دارم که می تونه هر کدومشون درآمد زایی بسیار زیادی رو داشته باشه و این درآمد مدت ها هم ادامه داشته باشه . من مشکلم زیاده مثلا این که شریک ندارم یا اینکه سرمایه اولیه خیلی کمی دارم یا کسی رو نمیشناسم واسم سایت بزنه یا سایتم چجوری اشه یشتر مشتری جذب بشه ؟ من به قول شما فقط پی ساختمون رو که همون ایده است رو دارم لطفا کمکم کنید تا بتونم ایده هام رو عملی کنم . ممنونم .

    Thumb up 0

  • معصومه می‌گه:

    به نام خدایی که وقتی او را دارم به کسی نیازی ندارم

    وقتی حرفهایم را به او می گویم به هیچ شنونده ای نیازی ندارم

    هنگامی که از او کمک می خواهم به هیچ کمک کننده ای نیاز ندارم…

    یکبار هم براتون نوشته بودم شنیدن نام خدا از زبان انسان هایی مانند شما شیرین است، اما از زبان شیطان صفتان آنقدر تلخ که هیچ تلخی مانند آن نیست.

    Thumb up 1

  • Neda.sh می‌گه:

    سلام استاد امیدوارم حالتون خوب باشه
    دیشب مورد نقد منصفانه یا غیر منصفانه یکی از دوستان قرار گرفتم خیلی ناراحت شدم :( تو اون حالت تصمیم گرفتم دیگه از این خونه برمو اسمم رو بردارم و کامنتی هم نزارم که سوء تفاهم پیش نیاد نه که فکر کنید تحمل شنیدن نقد رو ندارم بلکه بلعکس در حد توان ظرفیت و تجربه شو دارم اما برداشت ها و تصورات اشتباهی که دیگران نسبت به من داشته باشند برام آزار دهنده است و دوست ندارم باعث رنجش خاطر کسی بشم محمد رضا جان من خیلی چیزها از شما و نوشته هاتون و از خیلی از دوستان این خونه یاد گرفتم و به خاطرش خودم رو مدیون شما میدونم و مهمتر از همه ی اینها دلبستگی من به این خونه است امروز که به سایت سر زدم دیدم کار از نقد مخلوقات گذشته و رسیدیم به …
    این شد که نظرم عوض شد و صراحتا اعلام میکنم :)اگر عمری باقی باشه متأسفانه یا خوشبختانه میخواییم لنگرمون رو با اجازه صابخونه دوباره بندازیم

    Thumb up 0

  • آناهیتا می‌گه:

    این نوشته رو در فیسبوک هم دیدم راستش خوشحال نشدم چون اونجا هم گفتم احساس کردم این پاسخی به یکی از کامنت های شماست.
    بازهم میگم کسی که اعتقادات دیگران را نشانه میگیرد انسان ضعیفی است اما محمدرضا جان حس میکنم تو از روی ناراحتی این واکنش رو نشون دادی بنظرمن شاید در کوتاه مدت این قبیل واکنشها افرادی ازاین دست رو ساکت کنه اما در بلند مدت اجازه دادی تا دوباره تندتر از قبل عقاید شخصی تورو از دیدگاه خودشون نشونه برند.
    متاسفم که احترام به اعتقادات شخصی انسانها وجود نداره.

    Thumb up 1

  • سهیلا می‌گه:

    سلام
    چرا باید بردن یا نبردن نام خدا ارزش یا ضد ارزش باشه این یه مساله کاملا شخصیه .اینکه من به خدایی اعتقاد داشته باشم به هیچ عنوان نشانه برتری یا بهتر بون من نیست صرفا یه انتخابه . اگر این دید رو نداشته باشیم فکر میکنیم با صرف اعتقاد به خدا برتری رو داریم و اینجاست که به خودمون اجازه میدیم در مورد بردن یا نبردن نام خدا به دیگران تذکر بدیم

    Thumb up 0

  • سمی می‌گه:

    به نام بی نام او

    Thumb up 1

  • ثنا می‌گه:

    آقا یه پیشنهاد، من “به نام خدا” ها شو کنتراتی ورمیدارم،تمام حقوق مادی و معنویشم محفوظ واسه خودم، نقداً یه ۲۰ تا پست بنویس، بقیه شم خدا کریمه 😉
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    به نام خدا
    صلوات بلند ختم کنید.

    Thumb up 0

  • مرتضی می‌گه:

    سلام

    خدا واسه ما مسلمونای ایرانی

    ۲ تا کاربرد داره؛
    اولیش ؛وسیله ای که هر وقت دقیقه ۹۰ گیر میکنیم میریم
    سراغش و از خدا عاجزانه کمک میخایم.
    دومیش؛ هر وقت میخایم به طرف روبروییمون بفهمونیم ما ادم
    خوبی هستیم؛ اسم خدا رو میارم وسط. { فلانی مسجد کجاست” فلانی من هر ۳ شنبه میرم جمکران شما رو اونجا میبینم }
    در سابقه ۱۰ سال بازار به روش سنتی که داشتم؛ اونی که
    نماز اول وقتش ترک نشد و همش به هم میرسیدییم از خدا واسه ما داستان تعریف میکردپولمونو نداد……

    ای کاش میشد؛ خدا رو فقط بخاطر خود خودش میخواستیم

    Thumb up 0

  • نیلوفر می‌گه:

    بعضی اوقات کسانی که دل خدارا بیشتر می شکنند

    در ظاهر هم بیشترهم نام اورابرزبان می اورند

    ولی خدای خوب من دلهای شکسته را بیشتر دوست دارد

    نه دل شکنندگان را

    Thumb up 0

  • فائزه می‌گه:

    به نام خدا
    به نام اویی که پناهگاه همه بی پناهان هست
    استاد چند وقته خیلی حساس شدین
    هر کس هر حرفی میزنه به اون سمت میرید
    چی شده؟؟چه خبر شده؟؟؟
    چرا دیگه قاطعانه روبروی این ادم ها نمیایستید
    چرا….
    چرا….

    Thumb up 0

  • مهسا می‌گه:

    اره همین طوره نمی خوام مطلق حرف بزنم اما حداقل در مورد ادمایی که من باهاشون برخورد داشتم اونایی که زیادی طبل دین و ایمان میزنن تو عمل یه شخصیت دیگه دارن.نمیدونم چقدر درسته ولی ادمایی که از لحاظ مذهبی زیاد سخت گیر نیستن اما اصول و چهارچوبای خودشونو دارن برام جذاب ترن شاید چون همون چیزایی که رعایت میکنن با ایمانه نه از سر عادت یا ترس

    Thumb up 0

  • aseman می‌گه:

    متن شما خیلی عجیبه انگار در اوج کفر پر از ایمان است.در یکی از جملات شما اعتقاد شما را به قران کم رنگ دیدم شاید اشتباه کردم!!
    برام قران در عین سادگی شگفت انگیزه واقعا آرامش دهنده است. میشه شما هم عمیقتر به قران نگاه کنید خیلی عمیقتر
    .راستش من از اینکه به شما چیزیرا اراءه دهم میترسم.شما …

    Thumb up 0

  • الهام می‌گه:

    خدا برای من بیشتر شبیه یه نگاهه ..
    و رابطه باهاش شبیه یجور تله پاتی ..

    باید دلت بهش گرم باشه ،
    وگرنه که اینا همه ش خرف و ادعاس …

    Thumb up 0

    • بهنام می‌گه:

      دقیقا الهام جان.
      هر کس واسه خودش یه خدایی داره.اونو باید حس کنه.با ویژگیهای خودش.
      خدا همون حس آرامشیه که باهات میحرفه.سفیده سفید-سبک-آرام-سکوت-
      شاید اکثر انسانها هنوز یبارم خدا رو حس نکردن.
      البنه این نظر شخصیه منه ها

      Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *