امید سیاه و امید سفید: بحثی تکراری اما ضروری

برخی دوستان گله مند هستند که برخی نوشته های من، ممکن است مروج ناامیدی باشد. شاید جواب ساده برای گریز از پاسخ این باشد که: قسمت اصلی سایت، بیانگر مواضع رسمی من است و روزنوشته ها، دلنوشته های شخصی من است و احساس را مینویسم. بدون ملاحظات سانسور و مصلحت.

اما من میخواهم حرف دیگری را اینجا بزنم که در نظر من، جواب درست این بحث است. من همیشه معتقد بوده ام که ما دو جور امید داریم امید سفید و امید سیاه.

امید سیاه، تفکر ساده اندیشانه است. تفکری که در آن هیچ مشکلی وجود ندارد و هیچ مشکلی وجود نخواهد آمد و هیچ مشکلی قرار نیست به وجود بیاید و همه چیز خوب خواهد بود. این شکل از امید، در کوتاه مدت بسیار لذت بخش است. پدر و مادر، عموماً تلاش میکنند بچه ها امید سیاه داشته باشند. نفهمند که قسط داریم. ندانند که اجاره زیاد است. سرطان پدر را فراموش کنند. اشک مادر را نبینند و …

امید سیاه شیرین ترین و بی دوام ترین شکل امید است. انسان ها به سراغ مستی و الکل میروند تا امید سیاه را تجربه کنند. اعتیاد امید سیاه است. رها شدن از دنیای اطراف و فراموش کردن آنچه در اطراف میگذرد. هنوز معتقدم که امید سیاه، بهترین و تنها راه حل برای مواجهه با کودکان است. اما پس از گذر از سن بلوغ، این روشها چندان کارآمد نیست.

بر خلاف عموم مردم، انتقادی که من از صدا و سیما دارم از جنس متفاوتی است. انتقاد من این است که صدا و سیما، «امید سیاه» را پرورش میدهد. معدودی مخاطب که به بلوغ فکری نرسیده اند، ممکن است تا دم مرگ، مخاطب صدا و سیما بمانند و از آن لذت می برند. اینها همانهایی هستند که الان خوشحالند که اروپا دچار بحران شده و در آمریکا هر روز جنازه‌ی بچه‌ها از زیر تیراندازی جمع می‌کنند و باور دارند که مشکلات  اقتصادی  و سازمانی در همه جای جهان وجود دارد. اما عموم مخاطبان روزی به بلوغ میرسند، ریموت را بر میدارند و کانال را عوض میکنند…

امید سفید اما واقع بینانه ترین شکل امید است. مشکلات را می بینیم. اما فرار نمیکنیم. محکم تر میشویم. می ایستیم. به جلو پیش میرویم و سختیها را سخاوتمندانه در آغوش میکشیم. امید سفید، به من می آموزد که درست است شاید آخر ماه، اجاره خانه ام را نتوانم پرداخت کنم، اما این مانع نمیشود که امروز از خوردن غذا لذت نبرم و یا اینکه برای تأمین مالی بهتر، بیشتر نکوشم. امید سفید به من میگوید که نرخ ارز معلوم نیست. مشکلات اقتصادی شدیدند. سختی ها غیرقابل تصورند. اما به من یادآوری میکند که ضمن گفتن تمام انتقادها، باید کنار ملت و دولتمان بایستیم و برای بهتر شدن اوضاع تلاش کنیم.

امید سیاه به کودک میگوید: «پدرت هرگز نخواهد مرد. همیشه زنده خواهد ماند».

امید سفید به انسان بالغ میگوید: «پدرت دیر یا زود خواهد مرد. پس بیشتر قدرش را بدان».

امید سیاه به کودک میگوید: «ما ثروتمندیم. هر چه می خواهی خرج کن و هر راهی که میخواهی انتخاب کن».

امید سفید به انسان بالغ میگوید: «ثروت ما محدود است. بنابراین، سعی کن بهترین انتخابها را انجام دهی».

امید سیاه میگوید: «چشمهایت را ببند. خواسته هایت را تصور کن. کائنات جذب تو خواهد شد…»

امید سفید میگوید: «چشمهایت را باز کن. خواسته هایت را بیان کن. کائنات را چنان بساز که میخواهی»

پی نوشت: به همین دلیل با وجودی که من سالهاست فریاد می زنم «نیاز امروز ما غرور ملی نیست، شرمندگی ملی است». همچنان در این کشور مانده ام. کار میکنم. تلاش میکنم. انتقاد میشنوم و آسیب می بینم. اما صحنه تلاش را ترک نمیکنم…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی
+72
  


39 نظر بر روی پست “امید سیاه و امید سفید: بحثی تکراری اما ضروری

  • نیما پورفرج می‌گه:

    عالی بود…
    با اجازتون تو فیسبوک شیر میکنم

    Thumb up 0

  • shahrzad می‌گه:

    واقعا ممنون از من تاثیر گذارتون

    Thumb up 0

  • سحر می‌گه:

    بله بله…

    Thumb up 0

  • شیوا می‌گه:

    نمیدونم شعر ” افق روشن ” شاملو رو میشه امید سفید دونست یا سیاه ولی سرانجام

    روزی ما دوباره کبوتر هامان را پیدا خواهیم کرد
    و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

    روزی که کمترین سرود بوسه است
    و هر انسان ، برای هر انسان برادری است
    روزی که دیگر درهای خانه هاشان را نمی بندند ..
    قفل افسانه یی ست و قلب برای زندگی بس است
    روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
    تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
    روزی که اهنگ هر حرف ، زندگی است
    تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم
    روزی که هر لب ترانه ایست تا کم ترین سرود ، بوسه باشد
    روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی ، و مهرابنی با زیبایی یکسان شود
    روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم

    و من
    آن روز را انتظار می کشم
    حتما روزی که دیگر نباشم

    Thumb up 0

  • مجتبی مهاجر می‌گه:

    .

    Thumb up 0

    • سهیلا می‌گه:

      سلام
      من شنیدم کسانی که از خودشون میگذرن تا به بهبود شرایط خانواده یا اجتماع کمک کنند-رابین هود ها- کسانی هستندکه در سنین کمتر نیاز به کمک داشتند و کسی به اونها کمک نکرده و خودشون مشکلاتشونو حل کردنو حالا که خودشون در جایگاهی هستند که میتونند کمک کنند به صورت اغراق آمیزی اینکارو انجام میدهند و بهتر است روی خودشان کار کنند که طبیعیتر زندگی کنند از طرفی اگر این سری انسانها در طول تاریخ نبودند و همه مردم فقط به فکر خودشان بودند حتما دنیا امروز وضع بدتری داشت.خوشحالم میکنید اگه نظرتونو بگید

      Thumb up 0

      • shabanali می‌گه:

        تا جایی که من مطالعه کرده ام شرایط سخت دوران کودکی منجر به over-reaction میشود. یعنی یا کمک رسانی بیش از حد و امداد دهنده بودن و یا اینکه به هیچ کس کمک نمیکند. میگوید: همانطور که کسی به داد من نرسید، من هم به داد تو نمیرسم

        Thumb up 7

  • hadis می‌گه:

    سلام
    یکی از استادام حین صحبتهاش که مارو تشویق به فکر کردن می کرد، می گفت ما فقط موقع پول دادن فکر می کنیم، اگه بخواهیم یک کفش بخریم که قیمتش ۱۰هزارتومنه خیلی سریع می خریمش بدون فکر ولی اگه بخواهیم یک کفش بخریم که قیمتش ۸۰هزاره اول فکر می کنیم بعد می خریم. ولی من و همکلاسیهام به این نتیجه رسیدیم که ما حتی موقع پول دادن هم فکر نمی کنیم.
    با خوندن این متن و جمله «ما ثروتمندیم. هر چه می خواهی خرج کن و هر راهی که میخواهی انتخاب کن» یاد صحبتهای استادم افتادم و دلیل نتیجه گیری های من و همکلاسیهام و فهمیدم. متأسفانه این فکر نکردن تو همه ابعاد تو جامعه ما رواج پیدا کرده!

    Thumb up 0

  • shirin می‌گه:

    ممنونم از شفافیت کلام و صراحت بیان شما

    Thumb up 0

  • مرجان می‌گه:

    شما واقعا کم نظیرید..

    Thumb up 0

  • الف می‌گه:

    شب بخیر

    من نمی فهم چقدر رفتن مشتاق داره.رفتن جای دیگه برای کسب تجربه بد نیست ولی برای فرار از مشکلات نه .
    تو شرایط سخت کار کردن ارزش داره و گرنه وقتی شرایط نسبتا مطلوب باشه هنری نیست.
    احساس مسئولیت و تلاش برای وطن ماندگارترین لذت هاست.

    Thumb up 0

  • معصومه می‌گه:

    تا یک سال پیش امیدهایم سفید بود و این شعر فریدون مشیری را به خاطر می آوردم
    اگر این کهکشان از هم نمی پاشد،
    وگر این آسمان درهم نمی ریزد ،
    بیا تا ما ((فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم))
    به شادی ((گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم !))
    اما الان امیدهایم را سیاه کردم و خودم را به حماقت می زنم واز خوردن ساندویچم بیشترین لذت را می برم ومی گویم برای فردا خدا کریم است …

    Thumb up 0

  • سارا_الف می‌گه:

    این پست عالی بود. لذت بردم.
    چقدر خوب نوشتید ” امید سفید ” داشتن تفکر بالغانه می خواهد .

    Thumb up 0

  • معصومه می‌گه:

    تا یک سال پیش امیدهایم سفید بود و این شعر فریدون مشیری را به خاطر می آوردم
    اگر این کهکشان از هم نمی پاشد،
    وگر این آسمان درهم نمی ریزد ،
    بیا تا ما ((فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم))
    به شادی :((گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم !))
    اما الان امیدهایم را سیاه کردم و خودم را به حماقت می زنم واز خوردن ساندویچم بیشترین لذت را می برم ومی گویم برای فردا خدا کریم است …

    Thumb up 0

  • مرضیه می‌گه:

    مثل همیشه. . . . عالی……

    Thumb up 0

  • صفورا می‌گه:

    ممنون خیلی عالی توضیح دادید
    آنچه که نابود کننده نا امیدیه
    با امید سفید به امید روزهای خوب و پر از سربلندی برای کشورمون هستیم
    انشالله

    Thumb up 0

  • sara می‌گه:

    استاد امروز چه روزیه شرط میبندم شمام یا یه روزی میری یا به شدت پشیمون خواهی شد بعد اون روز میگی اَ……..
    این دختره گف ها! :-) )
    nehmen Sie es einfach master….

    Thumb up 0

  • سارا.ر می‌گه:

    راستی فردا دارم میرم مشهد اگه قابل باشم نایب الزیاره شما و همه دوستان خوبم در shabanali.com هستم.
    دوستون دارم مراقب خوبیاتون باشید.

    Thumb up 0

    • Neda.sh می‌گه:

      سلام سارا جان مرسی که به فکر دوستانت هم هستی زیارت قبول عزیزم سفر خوشی داشته باشی مواظب خودت باش :)

      Thumb up 0

      • سارا.ر می‌گه:

        سلام ندا جون ممنون از لطفت، شاید مسخره به نظر برسه اما تو حرم میون همه کسایی که خواسته و ناخواسته به ذهنم میرسیدن به یاد دوستانی مثل شما و باقی بچه هاییکه فقط اسمشون و تو این سایت دیدم هم بودم.

        Thumb up 0

        • Neda.sh می‌گه:

          سلام سارای عزیز زیارت قبول مرسی
          به نظر من نه تنها مسخره به نظر نمیرسه بلکه اوج مهربونی یک آدم رو نشون میده چون شما به فکر کسانی بودید که نه دیدید و نه میشناسید پس این نوع به فکر بودن خیلی هنره :)

          Thumb up 0

  • سارا.ر می‌گه:

    سلام، عالی بود مثل همیشه، به نظر من هم با پاک کردن صورت مساله، مساله حل نمیشه. اما متاسفانه فضای این روزهای رسانه میلی به تعبیر شما داره امید سیاه و به مردم دیکته میکنه.
    از کاینات صحبت کردید اگر امکانش هست دوست دارم نظرتون و راجع به قانون جذب بدونم چیزی که این روزها در مجله… زیاد دربارش صحبت میشه.

    Thumb up 0

  • بهرنگ می‌گه:

    کارتون Rango رو پیشنهاد میکنم حتما ببینی (اگر ندیدی). یک کارتون به ظاهر کودکانه. در یک شهر وسترن با حضور حیوانات مختلف و لاکپشت شهردار که آب رو از مردم دریغ کرده تا مردم از زور خشکسالی، زمینهاشون رو مفت به لاکپشت بفروشن و برن…جایی لاکپشت به قهرمان داستان میگه: مردم علیرغم بدبختی و خشکسالی، باور دارند که روزی بهتر خواهند داشت: Mayor: You see them, Mr Rango? All my friends and neighbors. It’s a hard life here. Very hard. Do you know how they make it through each and everyday? They believe. They believe it’s going to be better. The believe that the water will come. They believe against all odds and evidence that tomorrow will be better than today.
    میدونی…باور داشتن مهمه…امید داشتن مهمه…”توانایی” باور داشتن و امید داشتن خیلی مهمه…گاه نیاز داره آدم بتونه به خودش خوب دروغ بگه.

    Thumb up 0

  • پرویز می‌گه:

    استاد این رو قبول دارم که نیاز امروز کشور غرور ملی نیست اما معتقدم شرمندگی ملی نیازمند چیزی به نام ارق ملی است…

    Thumb up 0

  • بیتا می‌گه:

    عالی بود.همیشه موفق باشید.
    امیدی را تجربه کنیم که مدیون صبوری است… صبوری در کنار تلاش …آنگاه ،امیدی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمیبیند!!!
    شاید دلخوشی تنها یک انتظار است …امید ،خواست هایی است که باعث میشود من خودم باشم،و نهراسم از اینکه بلند فکر کنم…!!!
    دلخوش و امیدوار برای روزها و لحظه ها….دلخوشیها و امیدهایم را تمام نمیکنم….
    همیشه پر امید باشید

    Thumb up 0

  • علي می‌گه:

    آفرین به غیرتت مرد ………..

    Thumb up 0

  • مسعود نصیری می‌گه:

    سلام …
    حقیقت همیشه تلخ است.اگر به کل آفرینش نگاه کنیم،میبینیم که همه چیز در یک چیز خلاصه شده:لذت بعد از رنج.
    برای داشتن امید سفید،باید با واقعیتها روبرو شد و تلخی حقیقت را چشید و لذت فرا روی آن را مزه مزه کرد.خیلی کار سختیه که از امید سیاه دست بکشیم.قبول واقعیت،کار هر کسی نیست. یونگ به این اصطلاح(امید سیاه)سایه گفته.و هر کسی بتونه واقعیتهای وجودی خود رو قبول کنه،آن وقت به امید سفید،دست پیدا میکنه که همون،رسیدن به تعادله.
    بمونید و سیاهی ها رو قبول کنید تا به سفیدی و نور برسید.

    Thumb up 0

  • امیر محمد می‌گه:

    استاد یعنی هرچی فشار هم رو کشور و مردم باشه شما فکر رفتن به سرتون نمیزنه؟

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      اگر سیستمی فکر کنی باید بمونی. اگر فشار زیاد شه، تو بری آمریکا. مردم احساس کنن حقشون خورده شده با هواپیما میان تو برجت میکشنت!
      پس امنیت و آرامش بیشتر در اینه که بمونی و به بهتر شدن اوضاع کمک کنی.

      Thumb up 3

  • یاسمن می‌گه:

    چجوری میشه امید سیاه یک فردی که سنی ازش گذشته رو به امید سفید تبدیل کرد؟کسی که فکر میکنه اخبار تلویزیون ایران همش صحیح هست و اخبار اون ور آب همش دروغ و تهمت و تفرقه اندازی!
    حتی تعادل رو هم در نظر نمیگیره!!!

    Thumb up 0

  • پگاه می‌گه:

    خب میدونید در مورد تعداد بالغین که گفتید که امید سیاه نمی تونه مجابشون کنه خب جای شک هست و سوال…ولی امیدوارم همونطور که گفتید اگر معدودی مخاطب نابالغ باشند و بقیه بالغ وقتی کنترل رو بدست میگیرن شبکه ای که انتخاب میکنن تو مایه های فارسی ۱ یا شبکه ای که حریم سلطان و نشون میده نباشن…نمی دونم به کدوم سمت میریم لپ تاپی که بهمن پارسال خریدم ۸۰۰ تومن الان شده ۱۹۰۰ و این این اضفه شدن قیمت و تغییر تو ذهنم چرخ میزنه تو این مدت حقوق یه بازنشسته آموزش پرورش چقدر تغییر کرده که قیمت یه لپ تاپ اینطور میشه…کلا که روزگار غریبیست…مهمه بعد از امید سفید چه راهکاری پیش بگیریم مهمتر از خود امید

    Thumb up 0

  • Neda.sh می‌گه:

    سلام استاد وقتتون به خیر
    تعبیر زیبایی از امید نوشتید

    امید سیاه:بر لب جوی نشین و گذر عمر رو ببین
    امید سفید : برلب جوی نه شین و گذر عمر رو ببین پاشو لحظه لحظه ی عمرت رو دریاب و در راه رسیدن به اهدافت تلاش کن
    استاد من تو زندگیم همیشه سیاه و سفید رو در کنار هم داشتم البته با این توصیفاتی که شما نوشتید بیشتر قسمت سیاهش رو حس کردم
    :(

    Thumb up 0

  • مهتاب می‌گه:

    سلام استاد خوبم
    واقعا روزهای سختی رو دارم میگذرونم.شاید به قول شما دارم سختیها رو سخاوتمندانه به آغوش میکشم.ولی دارم برای بهترشدن اوضاع تلاش میکنم…
    ممنون که بانوشته هاتون به من امیدسفید میدهید.بازم میگم خوندن نوشته هاتون منو آروم میکنه

    Thumb up 0

  • سمی می‌گه:

    استاد باور کنید نمی خوام تعریف الکی کنم اما واقعا محشر توصیف کردید بهتر از این نمی شد راجع به معقوله امید حرف زد مخصوصاً “«چشمهایت را باز کن. خواسته هایت را بیان کن. کائنات را چنان بساز که میخواهی»”. مرسی بابت تمام ایده هاتون برا فکر کردن بیشتر

    Thumb up 0

  • آتوسا می‌گه:

    عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی است

    Thumb up 0

  • برزو منوچهری می‌گه:

    استاد دست شما درد نکنه … واقعا عالی بود … مثل همیشه

    Thumb up 0

  • امیر موسوی می‌گه:

    امید سفید میگوید: «چشمهایت را باز کن. خواسته هایت را بیان کن. کائنات را چنان بساز که میخواهی»

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *