آخرین نوشته انتخاباتی من…

انتخابات تمام شد و این آخرین نوشته انتخاباتی من خواهد بود.
دلم میخواست آرزوهایم را – به عنوان یک ایرانی و نه به عنوان کسی که به رئیس جمهور منتخب رأی دادم – بیان کنم. ده ها جمله نوشتم اما دیدم که میتوان همه را در یک جمله خلاصه کرد:

آرزو میکنم، رئیس جمهور ایران، به خاطر داشته باشد که ارزش هر دستاوردی، نه فقط به «ارزش بالا»ی آن، بلکه به «هزینه ی پایین» آن نیز هست.

و آرزو میکنم به خاطر داشته باشد که سنگین ترین هزینه، نه از «کیسه دلارهای شوم نفتی»، بلکه از «کیسه ایمان و امید و انگیزه یک ملت» صرف میشود.

ذخیره ی زیادی در کیسه نمانده، آن را به تو میدهیم به امید آنکه پر تر از قبل، تحویل بگیریم…



رادیو مذاکره مذاکره تجاری یادگیری زبان انگلیسی
افزایش عزت نفس دوره MBA پاراگراف انگلیسی
افعال پرکابرد انگلیسی مدیریت زمان رادیو متمم
استراتژی محتوا زبان بدن صفات پرکاربرد انگلیسی

+257
  


52 نظر بر روی پست “آخرین نوشته انتخاباتی من…

  • کایندباس می‌گه:

    عجب وب سایت خالی بندی داری ها من اومدم نظرمو بزارم میگه تکراری شناسایی شد شما قبلا همچین چیزی رو گفته بودی ولیمن که نگفته بودم. رادیو گفتگو به تاریخ پیوست! بازم محمدرضا خان ممنون که تا همین حد هم من رو با مفاهیم مذاکره آشنا کردی!

    Thumb up 0

  • سلینجر می‌گه:

    شاید بهترین تصمیم احساسی که باید گرفته میشد اکنون بود و باید به خودمان به عنوان مردمی باهوش تبریک بگوییم , بی شک من ازدکتر روحانی به عنوان رییس جمهور هیچ انتظار عامه پسندی ندارم فقط امیدوارم او حداقل قواعد بازی را خوب فرا گرفته باشد,چرا که میدان نبرد با اندیشه های وارفته بسی طاقت فرساست.

    Thumb up 0

  • علی اکبر غلامی ازعلی آباد کتول می‌گه:

    باسلام, فرمایش حضرت علی (ع) بود که باآمدن فقر ,ایمان از در دیگر خواهد رفت !پس آرزومندم اوضاع معیشت واقتصاد مردم اونقد خوب شه که همیشه بیاد خدا باشن {بشرط اونکه باافزایش رفاه وثروت خدا از یادمون نره}منم آرزو دارم ک با حضور دکترروحانی اوضاع بهتر شه وزمینه ازدواج ورفاه وکار جوانان فراهم شه ایشالا

    Thumb up 1

  • سارا می‌گه:

    سلام اقای مهندس شعبانعلی

    خیلی جمله نغزی بود

    مخصوصا قسمت اخرش چه زیبا اشاره کردین به دخیره ناچیز ایمان ملت
    من اینو عملا تو انتخابات امسال دیدم و حتی خودمم همین حس رو داشتم نمی دونستم چرا اومدم ودارم رای میدم …فقط یک بارقه امید بود که امیدوارم نا امید نشیم

    Thumb up 0

  • نوید می‌گه:

    از انتخاب موضوعات و شیوه ی طرح محمدرضا هم میشه درس گرفت…اینکه به صراحت اعلام کردی آخرین نوشته ی انتخاباتی من … ممکنه دلایل دیگه ای داشته باشه اما من اینطور برداشت میکنم که ندایی برای مخاطبان و حتی خودت داره که این موضوع در جای خودش بحث شد در جای خودش موضوعیت داشت که بهش پرداخته بشه اما الان دیگه بهتره پرونده شو ببندیم. مگر اینکه بخوایم با نگاه تحلیلگر انتخاباتی دوره های مختلف و رفتارشناسی انتخابات رو بررسی کنیم. این از نقطه ضعفهای من به شخصه هست و نمیتونم انکار کنم که تو موضوعات گیر میکنم و ذهنم رو برای رو به جلو رفتن و رفتار متناسب با حال آزاد نمیکنم.

    Thumb up 0

  • آرام می‌گه:

    امیدوارم ایشان تمام توان و تلاش خود را در اصلاح نابسامانیها به کار برند و همه دیگرانی که موثر هستند نیز با تعامل سازنده ایشان را یاری کنند.همه از مسئولان و ملت حق انصاف را به جای بیاورند. بیشتر و بهتر با هم سخن بگویند تا شفافیت راه بر تکرار خطاها در آینده ببندد. باید درست ترین راهی را که میتوانیم با کمترین هزینه طی کنیم. مسلما شرایطی پیش میاید که فکر کنیم آیا باید هزینه ای را پرداخت و این راه را ادامه داد یا نه..اما یادمان هست که گاهی امروز هزینه ای هست که اگر نپردازیم فردا هزینه ای سنگینتر ایجاد خواهد شد…اینها را باید خوب شناسایی کرد و مردم را در جریان گذاشت. مردم هم با اعتماد و دور از نگاه سیاست زده حرفهای منطقی را بپذیرند امروز نیاز ما فراتر از برچسبهای رایج در عالم سیاست است
    زیاد دیده ام که این برچسبها با غلبه بر ذهن افراد راه بر خرد آنان بسته است…

    Thumb up 0

  • چ می‌گه:

    کار دولت آقای روحانی بسیار سخت است… همه انتظار راضی شدن دارند… خواهش میکنم کسی ناامید نشود کسی دلسرد نشود… به اوضاع و شرایط منطقی نگاه کنیم.
    اگر هرکسی به اندازه توانش تلاش کند حتی اگر اقای روحانی سر ان کیسه را فقط نگه دارد و … ما خودمان پرش می کنیم… فقط درش را تخته نکند…:) از الان بیایید به چهار سال اینده نگاه کنیم…

    Thumb up 0

  • nayyer می‌گه:

    با سلام
    من یکسالی هست که از مطالب سایت شما بازدید میکنم و درس میگیرم و شما رو استاد خودم می دونم( گرچه هنوز نتونستم در کلاسهای حضوری شرکت کنم )اگه جز دوستان گذری محسوب شم یکم بهم برمیخوره چون تو این مدت همیشه بودم ولی ساکت
    با خوندن این کامنت انگار دلم خواست دیگه ساکت نباشم
    اول باید ازتون تشکر کنم بابت همه چیزهایی که یادگرفتم و میخوام یادبگیرم
    دوم امیدوارم آقای روحانی امانتدار خوبی برای مردم باشن و این امید هر روز بیشتر و بیشتر شه
    کاش تک تک ما هم همگام با شروع کار دولت قول بدیم که در هر لباسی که هستیم مهربونتر باشیم و با تمام وجود تلاش کنیم برای بهتر شدن خودمون و کشورمون و قدر آدمهایی که با همه سختیها موندن و دارن تلاش می کنن و بیشتر بدونیم

    Thumb up 0

  • علی می‌گه:

    محمد رضا جان
    شما چرا !!؟

    عدد ثابت ۵۰ الی ۵۱ درصد در ده ساعت پایانی شمارش این پیغام را به من می دهد که آیا جامعه ی کل کشور ما اینقدر یک دست و یک نواخت است که حتی ۵ درصد هم بالا پایین نمی شود ؟
    یا وقتی نتیجه در عدد ۵۰ ممیز ۸ بسته می شود و نه مثلا ۴۸ یا ۴۹ درصد و یا ۵۳ درصد این سوال به ذهن من می آید که واقعـــا ما این قدر خوش شانس هستیم و تمام دست های پشت پرده حتی نمی توانستند ۱ درصد تخلف کنند !!؟
    یا مهندسی در کار است ,اما اینبار مهندسی معکوس …
    نمی دانم اما اطمینان دارم که این انتخاب یک رابطه برد – برد بود

    اما
    محمد رضا جان شما چرا !
    “ذخیره ی زیادی در کیسه نمانده، آن را به تو میدهیم به امید آنکه پر تر از قبل، تحویل بگیریم…”

    توی که همیشه به من گفتی جامعه از پایین ساخته میشود نه از بالا و دولت نمونه ی ملت است
    حالا می گویی تحویل می دهیم و تحویل میگریم !!؟
    محمد رضا جان من فکر می کردم الان بگی: “مردم ما گاندی و نلسون ماندلا را بر سرکار نگذاشته ایم که بگوییم ما رفتیم و اعتماد ۱۰۰% داریم”
    و باز به خواب ۴ ساله برویم
    آنهایی که ۸۴ باور داشتند که : “درست است احمدی نژاد تند رو است ولی حداقل اقتصاد را سر و سامان میدهد” همین اشتباه را کردند به کار های شهرداریش نگاه کردند و گفتند “انشالله خیر است”

    من گمان می کنم اینبار باید هـــــمه در صحنه بمانیم

    “”اقتصاد , سیاست , آزادی و تمامی ارزش های ما واجب کفایی نیستند که اگر یک نفر ادعا کرد که به دنبال آن است ؛ وظیفه از دیگران ساقط شود””

    دوباره می گوییم :
    “”اقتصاد , سیاست , آزادی و تمامی ارزش های ما واجب کفایی نیستند که اگر یک نفر ادعا کرد که به دنبال آن است ؛ وظیفه از دیگران ساقط شود””

    Thumb up 1

    • shabanali می‌گه:

      علی جان.
      من وظیفه را از خودم ساقط نکردم. فقط از نظر خودم وظیفه رئیس جمهور رو یادآور شدم.

      در دنیای کسب و کار که دوستان مواضع جدید من رو شنیده اند.
      در فضای مجازی هم فکر کنم برنامه های جدیدی که برای سایت اعلام کردم نشون میده که نگاه من چیه

      Thumb up 1

      • علی می‌گه:

        محمد رضا جان
        من سعادت با تو بودن رو نداشتم (که امیدوارم زمانی باهات بیشتر آشنابشم) ولی سختی نیست که بعد از حداقل ۶ ماه مجازی که با تو هستم دیدگاهت رو بشناسم؛ حتی قبل از اعلام خودت
        شاید همین کمی انتظارم رو هم بالا می بره
        محمد رضا جان , قبل از دولت , ملت نوشته های تو را می خواند
        این نوشته رو میز ریاست آقای روحانی نرفته ؛ آمده به مانیتور های کسانی که تو رو شون تاثیر مستقیم داری
        وقتی تو میگی تحویل میدهیم و تحویل میگیریم متاسفانه خیلی ها رفتار های فعال مدنی تو را (مثلا تراست زون) نمی بینند و فقط کلام تورا می شنوند

        محمد رضا جان
        آیا بلوغ فکری ی شروع فعالیت مدنی گسترده ی فرا تر از اصناف (چون مستقیم به پول برمیگردد) در این کشور بوجود آمده ؟
        آیا این انتخابات بستر مناسبی برای شروع فراهم کرده ؟

        اگر جواب این دو سوال بله است
        حق بده که انتظار متنی انگیزشی داشته باشم نه آرامشی

        Thumb up 0

  • البرت می‌گه:

    من فکر میکنم پول نفت چیز خوبیه یه ثروت که برای بدست اوردنش زحمت نکشیدیم
    اما باید این ثروت رایگان صرف تحقیقاق و پروژه های علمی و ساخت ابزار بشه تا ما هم مثل کشورایی که دارن از فکرشون پول در میارن قوی بشیم ونسلهای بعد ما برای رسیدن به جایگاه قوی و تاثیر گذار در جامعه بین الملل تربیت بشه
    و گرنه همان قصه شوم عزت و قدرت تکرار میشه

    Thumb up 0

  • آزاد می‌گه:

    میخواهم اگه بحثی است، من هم چیزی بگم. چیزی را که نه دوست داشتم بگم و نه تا الان جایی گفتم. به خاطر موقیعت خانواده‌ام، جزو افرادی هستم که شناخت کافی نسبت به آقای هاشمی و دوستان ایشان دارم. آخرین باری که آقای هاشمی را دیدم، در حدود ۷ یا ۸ سال پیش بود. در آن جلسه به ما گفتند که امروز قرار بود خبرگان باشم که به خاطر شما نرفتم! در آن روزهای کودکی، کتاب قطوری با مضمون نماز به من هدیه دادند. آقای هاشمی، فوق‌العاده باهوش هستند و حتا گاهی سیاست مداری ایشان باعث تعجب دیگران میشود.

    Thumb up 0

  • پویا می‌گه:

    با سلام بنده در این دوره در انتخابات شرکت نکردم چون نا امید و خسته بودم از دورویی از خیانت از دروغ و ریا از حیله و فریب از زخم باتوم های ۴ سال پیش از صدای زجه مادران و دختران ایران رو به مثابه یک بیمار رو به موت می دیدم و فکر میکردم نجات این مریض جز با اتانازی میسر نیست ولی حالا وقتی خوشحالی را در بین مردم دیدم امیدوار شدم. آه که چقدر دلم تنگ بود برای دیدن خوشحالی مردم. چه قدر این روزها شنیدن نوای ایران ای سرای امید آدم رو دگرگون می کنه
    ایران ای سرای امید بـــر بـامـت سپیـــده دمــیـــــد
    بنگـر کـــزین ره پـــــــر خـــــون خـورشیــدی خجستــــه رسیــد
    اگر چـه دلهـا پـر خــون اســـت شکـــوه شــــادی افــزون است
    سپیده ی ما گلـگـــون اســــت که دست دشمن در خون است
    ای ایــــران ! غمــت مـرســاد ! شــادی نصیــــب تــــو بـــــاد !
    راه ما، راه حق، راه بهروزیست اتحــــاد اتحــاد رمــز پیروزیسـت
    صلح و آزادی جاودانه بر همه جهان ، خوش باد
    یادگار خون عاشقان ! ای بهار !
    ای بهــــار تــــازه ی جــاودان ! در ایــن چمــــن شکفـتـــه بـاش

    Thumb up 0

  • حميد می‌گه:

    “ذخیره ی زیادی در کیسه نمانده، آن را به تو میدهیم به امید آنکه پر تر از قبل، تحویل بگیریم…”

    خیلی موافقم. امیدوارم اوضاع و زندگی مردمی که با این همه سختی و فشار باز هم امید داشتن و روحانی که واقعاً بهترین گزینه به نظر می رسید رو انتخاب کردن امید و روزگاری بهتر رو تحویل بگیرن.
    ممنون از نوشته ی زیبای شما محمدرضای عزیز

    Thumb up 0

  • علیرضا می‌گه:

    محمدرضا منظورم پول در اوردن نبود
    این روزهای آخر تلخ شده بودی
    خیلی خسته بودی
    چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود این بود که محمد رضا شعبانعلی به خاطر علاقه شخصی نه از سر ناامیدی همچین تصمیمی بکیره
    هرچند درک میکنم شاید اصلا ارتباطی به من نداشته باشه

    Thumb up 0

  • zahra mohamadi می‌گه:

    سلام می خواستم یک پیام بی ربط بگذارم اگر خواستید نمایش ندید ،من ۶ یا ۷ سال پیش مبتلا به سینوزیت بودم و همون موقع یک دوره داروی همیوپاتی مصرف کردم و از همون موقع فکر کنم فقط ۵ درصد بیماری مونده باشه، من یکی از بهترین شاگرد های دکتر ناصری را می شناسم اگر خواستید بفرمایید به نظرم به امتحانش می ارزد.(در مورد خود همیوپاتی هم کتاب یک نوشته دکتر ناصری موجود است)

    Thumb up 0

  • mona می‌گه:

    سلام
    از شما ممنونم
    من با مطالعه ی پستهای اخیر شما شک و دودلیم برای رای دادن یا ندادن رفع شد و رای دادم و فکر می کنم و خوشحالم

    Thumb up 0

  • رها(اسفند) می‌گه:

    من هم ا میدوارم زنجیره امیدمان محکم ترو محکم تر شود
    دیشب خوشحالی مردم در خیابان ها حس قشنگ و زیبایی بود
    حسی که سالها ازدستش داده بودم زیبایی که باید ۴ سال پیش میداشتیم…

    Thumb up 0

  • گیتی می‌گه:

    خیلی خوب و زیبا بود من چیزی به نوشته اضافه نمی کنم. همین آرزوی شما رو دارم!

    Thumb up 0

  • علی وصالی می‌گه:

    امیدوارم روحانی بداند و درک کند که این رای را اقای خاتمی و اصلاح طلبان و جنبش سبزی ها به او داده اند و باید در دوران ریاست جمهوریش پیگیر مطالبات آنها باشد.

    Thumb up 0

  • فهیمه می‌گه:

    ۸ سال پیش وقتی که خاتمی میرفت اکثرمون نسبت به انتخابات ریاست جمهوری بعدی بی تفاوت بودیم و به نظر من چوب همون بی تفاوتی ۸ سال پیش رو خوردیم باید حواسمون باشه دوباره همون اشتباه رو در هیچ زمان دیگه ای تکرار نکنیم.

    Thumb up 0

  • le petit prince می‌گه:

    از دیروز صیح که از خونه زدم بیرون با اینکه دوستان خست به خرج داده بودن و فقط یکی دو میلیون رای اعلام کرده بودن،شادی رو تو چشم مردم میدیدم.برام خوشایند بود چون فکر میکردم فقط خودمم که عین بچه های کوچیک که تازه عیدی گرفتن،چشمام برق میزنه.وقتی تو تاکسی نشستم پیرمرد راننده که صورتش حسابی سوخته و چروکیده بود گفت:الان یه میلیون چهارصد رای داره.رای میاره مطمئنم.
    از ذوقی که تو صداش بود اشکم در اومد.
    دیشب که تو شهر بودیم بیشتر از اینکه خودم خوشحال باشم از خوشحالی بقیه هیجان زده بودم.چه حس خوبیه وقتی مردمت شادن.و ما که همیشه با چهره های عبوس و اعصاب خورد سروکار داریم خوب اینو میفهمیم.مسلمن بزرگترین وظیفه ی آقای روحانی عزیز اینه که مردمو نا امید نکنه.من اما یه خواسته ی مهم دیگه م دارم.
    اگه به نفس کار توجه کنیم من درواقع به خاتمی محبوبم رای دادم نه به آقای روحانی.میخوام اینو هیچوقت هیچوقت فراومش نکنه.
    هیچ وقت.

    Thumb up 0

  • ابوالفضل سردهنه می‌گه:

    سلام محمد رضا جان
    امیدوارم خوب و خوش باشید
    و سلام به همه دوستان امیدوارم آقای روحانی جواب اعتماد این مردم رو بدن و کاری نکنند این مردم نا امید شوند به امید ایرانی سرافزار و شاد

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      منم همین آرزو رو دارم ابوالفضل جان.

      اول این آرزو که به وعده ها عمل بشه و دوم اینکه در عمل نیز خودشون را نماینده تمام مردم ایران، از همه شهرها، همه طبقات اجتماعی و همه مذاهب و عقاید بدونن.

      Thumb up 1

  • مجید می‌گه:

    ۱۶ سال پیش وقتی خاتمی اومد، همینی رو می گفتیم که الان میگیم. امیدوارم چیزی دیگه ای بشه غیر از اونی که تا الان شده. (یعنی روحانی مثل خاتمی و احمدی نژاد حرف نزنه و فقط عمل کنه) که لازمه اقتصاد امروز ما، فقط عملگرا بودنه.
    به سیاست کاری ندارم و اصلا علاقه ای بهش ندارم. ولی به اقتصاد علاقه مندم و می خوام نتیجه اقتصادی این داستان خوب باشه.
    راستی من مشتری جدید وبلاگ شما هستم. خیلی آرزوی خوب و کاملی نوشتی. ممنونم که کم گفتی و در گفتی

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      سلام مجید جان.
      راستش من به اندازه تو بدبین نیستم. هشت سال مدیریت خاتمی با نفتی که گاه تا ۹ دلار پایین اومد و در عین حال ایجاد اشتغال و کاهش تورم و حفظ ارزش ریا ل کار ساده ا نبوده.
      این رو بهتر از همه آقای احمدی نژاد ثابت کرد که با نفت ۱۵۰ دلاری هیچ کدام از اون کارها رو انجام نداد.

      Thumb up 1

      • صادق انصافي می‌گه:

        ای استاد مذاکره ! دوست دارم بدانم که آیا دادن اطلاعات غلط و دروغ هم یکی از اصول و یا حد اقل یکی از فنون مذاکره است؟؟؟ اگر باشد که من جسارتی به ساحت استادی شما نمیکنم، اما اگر ارائه اطلاعات درست حق مخاطبان باشد که هست، لازم میدانم اطلاعات غلط فوق الذکر را که احتمال میدهم سهوی بوده اصلاح بفرمایید.
        – اینکه مطرح شده حفظ ارزش ریال در زمان مدیریت خاتمی اتفاق افتاده نشانه اینست که احتمالا شما در سال ۸۱ در ایران نبودید و یا فراموش کردید که با طرح یکسان سازی نرخ ارز در سال۸۱ توسط خاتمی، قیمت دلار یک شبه از ۳۰۰ تومان به ۸۰۰ تومان(یعنی نزدیک به دو و نیم برابر ) در یک اقدام شوک درمانی جهش کرد و این یعنی کاهش ارزش ریال به حدود یک سوم در یک شب ، آیا اینست معنی حفظ ارزش ریال ؟؟؟!!! ای استاد آیا خرج کردن از کیسه ایمان ما هم موضوعیت دارد یا نه فقط کسانی که مثل بز اخفش هر چیزی را از هر کسی قبول میکنند محبوب هستند .لطفا شفاف پاسخ دهید چرا که ما به شما علاقمندیم چون مطالب مفیدی از شما فراگرفته ایم و اگر این اشکالات بی پاسخ بماند ذهن ما بلا وجه نسبت به شما مکدر میشود و ما خواهان آن نیستیم (یکی از بزرگان دینی میفرماید:من احبک نهاک یعنی کسی که تو را دوست دارد از بدی نهیت میکند) ای استاد ما شما را دوست داریم لطفا از کیسه ایمان ما هم خرج نکنید.

        Thumb up 0

        • shabanali می‌گه:

          صادق جان.
          فکر نکنم انتظار داشته باشد تمام آنچه را که سالها در حوزه اقتصاد در دانشگاه پای بحث اساتید آموخته ام، اینجا به معجزه ای در چند جمله تعریف و منتقل کنم.
          به هر حال، اگر ارزش پول ملی بدون تورم و با رشد تولید کاهش پیدا کند رونق صادرت است و اگر با تورم و رکود تولید همراه شود ناکارآمدی اقتصاد.اقتصاد سخت نیست. نباید از کینز تا فریدمن را بشناسی.
          پیشنهاد میکنم با بقال محله تان بیشتر صحبت کنی و از کیفیت زندگی با نفت ۹ دلاری آن سالها و کیفیت زندگی با نفت ۱۵۰ دلاری سالهای بعد بپرسی.

          فقط کافی است به یاد داشته باشی که در دوران خاتمی گربه سر کوچه تو، گوشتی را میخورد که امروز خودت نمیتوانی بخوری!
          ضمناً دغدغه من خاطر مکدر شما نیست. به دانشجویی با تفکرات شما چندان افتخار نمیتوانم کرد. شاید شما باید معلم دیگری را جستجو کنید. من هم دانشجویان دیگری را…

          Thumb up 3

          • مهدی بهرامی می‌گه:

            سلام محمدرضاجان کینز فریدمن وغیره مساوی با ۶۰ترلیون دلاربدهی آقای روحانی هم مدلشون کینزی هست

            Thumb up 0

            • shabanali می‌گه:

              آقای مهدی بهرامی.
              چند بار تا حالا به این عدد کذایی اشاره کرده اید.
              به نظر میرسه که شما و بقیه دوستانتون در اون «کلبه کرامت» و …، بیشتر کارمندی کردید و کار مدیریتی و اقتصادی نکرده اید.
              من سالها کار صنعتی وتولیدی کرده ام و افتخار میکنم که صدها نفر از کنارم نان خورده اند. اجازه بدهید یک چیزی رو بگم:

              اساساً در اقتصاد، «بدهی» به تنهایی و بدون توجه به سایر شاخص ها هیچ معنایی ندارد.
              من همین الان حدود یک میلیارد بدهی دارم. شما ممکن است ۱۰ میلیون بدهی داشته باشید. آیا شما خوشبخت ترید؟
              نه! چون من این بدهی را در یکی دو ماه میتوانم بدهم اما شما ممکن است ده سال در همین وضعیت بمانید.
              ضمناً در اقتصاد، اساساً «تولید» به کمک «منابع بدهی» یک ارزش است.
              این که شما از ارث پدری خود (نفت) خرج میکنید هنر نیست.
              اینکه من اینقدر اعتبار دارم که صدها میلیارد از دیگران قرض بگیرم و با آن پول خلق ثروت کنم، این یعنی اعتبار و قدرت افتصاد غرب.
              پیشنهاد میکنم دو یا سه ماه در یک سوپر مارکت کار کنید. همین برای شکل گیری دیدگاه های اقتصادی صحیح کافی است.

              Thumb up 2

              • مهدی بهرامی می‌گه:

                سلام محمدرضاجان جلسات کلبه کرامت بررسی کردید؟

                Thumb up 0

                • مهدی بهرامی می‌گه:

                  سلام محمدرضاجان وقت بخیرحدودا ۱۰ – ۱۵سال پیش سرمایه گذارانی با مشاوره های دکتر عباسی ۵۰میلیارددلار سرمایه خودشون رو از آمریکا خارج کردند وبا هدایت دکتر به نقاط دیگر دنیا بردندوراضی هم بودند چیزی در حدود یک نهم کسری بودجه آمریکا البته شما به نرخ روز خودت حسابش کن .دوستان که در رشته مقدس mba درس خوندن به ازای هرساعت مشاوره ضبط صوتی چقدر میگیرند . دکتر عباسی مشاوره رایگان سخنرانی رایگان کلاس درس هم رایگان محمدرضا خودت چقدر میگیری ؟ضمنا ارگانهای دولتی هم التماس میکنن که دکتر سیستمهاشون طراحی کنه اما دکتر بدلیل اینکه کسی برای اجرای این سیستم وجود نداره قبول نمیکنند البته این سیستهمارودارن خودشون طراحی میکنن به اضافه نیرهای اجرای این سیستم نه برای دولت تنها کسی که کرسیه های ازاد نظریه پردازی رو که راه انداخت دکتر بود تعجب میکنم بدون مطالعه درباره دکتر صحبت کردی اندیشکده یقین به ریاست دکتر وکلاسهای کلبه کرامت بدون یک ریال بودجه دولت کار میکنه محمدرضا کافیه

                  Thumb up 0

                  • عبدالکریمی می‌گه:

                    سلام آقای بهرامی.
                    پیشنهاد من به شما مطالعه بیشتر در مورد مواضع اقتصادی دکتر روحانی است.

                    آقای حسن روحانی ،رییس جمهور منتخب ما، که نویسندگی شان مانند سخنوری شان جذاب ودلنشین است، سالها پیش کتابی تقریبا باعنوان امنیت ملی واقتصاد ایران نوشتند و در آن بهترین مدل پیشنهادی ایشون برای اقتصاد ایران مدل نءو کینزی معرفی کردند، شبیه اقتصاد بعضی کشور های اروپایی مثل یونان،ایتالیا، پرتقال و اسپانیا

                    نمیدونم چرا بعضی ها با این موضوع که ایران مانند کشورهای اروپایی پیشرفت کنه مخالفن و میخوان ایران عقب افتاده باشه!!!

                    Thumb up 0

                    • شروین می‌گه:

                      این کشورهایی که اسم بردی ، الان وضعیت اقتصادی شون داغونه!!!!!!!!!!!!!!
                      با مدلی که گفتی توکتاب نوشته (نیو کینزی) و رکود اقتصادی ، نتیجه می گیریم تا چهار سال دیگه اقتصاد ایران له له میشه.

                      Thumb up 0

              • مهدی بهرامی می‌گه:

                سلام محمد رضا جان یک شوخی . فکرنمیکنی خیلی زیاد شکست نفسی میکنی؟

                Thumb up 0

          • اقتصاد می‌گه:

            اقتصاد سخت نیست؟؟!! عجب!

            Thumb up 0

            • shabanali می‌گه:

              دوست من، فکر کنم لحن و جمله و عبارات من کاملاً مفهوم رو نشون میداد. چرا وقتی با انگشت جایی رو نشون میدیم، شما به همون انگشت خیره میمونی؟
              ضمناً فکر کردی خیلی حرف رادیکال زدی که اسمت رو ننوشتی!!

              Thumb up 2

  • امید می‌گه:

    دیشب بعد از چهار سال شادی و امید را در چشم مردمان سرزمینم، کوچک و بزرگ، پیر و جوان دیدم. جای همه آنهایی که چهار سال قبل در این روزها بودند و الان دیگر در این دنیا نیستند، خالی و یادشان گرامی باد. ما انسانها به امید آینده ای بهتر زنده ایم…پس ای منتخب ملت! این امید آخرین و مهمترین فرصت تو برای مبارزه با مشکلات و اعتلای ایران است..یا حق

    Thumb up 0

  • علیرضا می‌گه:

    محمدرضا ۱ سوال؟

    هنوز برای ۴ سال آینده تصمیم به بازنشستگی دارید؟

    امید بازنگشت؟

    Thumb up 0

  • س - شادی می‌گه:

    سلام و تبریک
    مثل همیشه ممنون و سپاسگزار که انتخاب کلمات شما برای بیان حرفها به بهترین شکل ممکنه

    Thumb up 0

  • هیوا می‌گه:

    چرا دلارهای شوم نفتی ؟ چرا شوم ؟
    میتونم یه حدس هایی بزنم ، اما دوست دارم نظرتون رو در این مورد بدونم

    Thumb up 0

    • shabanali می‌گه:

      هیوا فکر میکنم نامه چهارم به «رها» کمی این قصه رو توضیح بده.
      اگر هم فرصت کردی در اینترنت Resource Curse یا شومی منابع رو جستجو کن.
      مطالعات اقتصاد توسعه در یک دهه اخیر، ثابت کرده که منابع زیرزمینی، هرگز برای کشورها توسعه نیاوردن. فقط نظامهای بسته، دیکتاتوری، فقر، تبعیض، اختلاف طبقاتی، استعمار و … از جمله دستاوردهای منابع خدادادی محسوب میشه!

      Thumb up 2

  • mojibe می‌گه:

    بخاطر خوشحالی ملتم و انتخابمون خوشحالم، به امید روزهای روشن، شاد و باانگیزه تر! :)
    آرزو میکنم، رئیس جمهور ایران، رای پیرمرد روستایی، جوان دانشجو، کارخانه دار ورشکسته و تک تک دلهایی رو که به ایشون امید بسته اند به یاد داشته باشن! آرزوی موفقیت هر چه بیشتر رو برای ایشون دارم و امیدوارم انتظارات معقولی از ایشون داشته باشیم وصبور باشیم

    Thumb up 0

  • rezaA می‌گه:

    انصافا همه از ته دل خوشحالند..بوی بهبود می شنویم..

    Thumb up 0

  • معین می‌گه:

    به اندازه ی زیبایی جملاتت،بازم ایول

    قبل از اینکه بیام اینجا،داشتم پیام تبریک بقیه نامزدها به آقای روحانی رو داشتم میخوندم…یه لحظه فک کردم کاندیداها میومدن تو سایت http://www.shabanali.com !!
    امیدوارم ک همدلیای روی کاغذ تبدیل به همدلیای واقعی و باعث پیشرفت کشورمون بشه،ک از آرزوهای این قبیله هم هست.

    Thumb up 0

  • شیما می‌گه:

    «کیسه ایمان و امید و انگیزه یک ملت»
    امروز ظهر داشتم به همین قضیه فک میکردم

    “به امید آنکه پر تر از قبل، تحویل بگیریم”

    Thumb up 0

  • ماهساقی می‌گه:

    نوشته ات فوق العاده بود :)

    آرزو میکنم به خاطر داشته باشد که سنگین ترین هزینه، نه از «کیسه دلارهای شوم نفتی»، بلکه از «کیسه ایمان و امید و انگیزه یک ملت» صرف میشود

    ذخیره ی زیادی در کیسه نمانده، آن را به تو میدهیم به امید آنکه پر تر از قبل، تحویل بگیریم…

    Thumb up 0

  • Abolfazl می‌گه:

    سلام محمدرضای عزیز
    امیدوارم آقای روحانی جواب اعتماد مردم را به خوبی بدهند. مردم همه خوشحالن تو کوچه و خیابون و حتی تو فضای مجازی و من هم خوشحالم .

    Thumb up 0

  • رها می‌گه:

    دو احساس«خوشحالی» و «نگرانی» ،سالهاست که در زندگیم،نقش دو یار جدای ناپذیر را ایفا میکنند.
    به گونه ای که_ از این دو ، وفادار تر به هم _به عمرم ندیده ام!
    هرگاه که یکی از این دو ،به سراغم می آید ،آماده ی از راه رسیدن دیگری هم هستم .
    نه از این رو که منفی نگر باشم ها.نه .بل از این رو، که در یاد داشته باشم،نه نگرانی ها پایدار وجاویدند
    ونه خوشی ها…
    این است که امروز هم، به خاطر «خوشحالی ام » بعد از ساعت ها تحلیل وبررسی، به زور سواد بی سوادی !در این چند وقت، «نگرانم»، برای ۴سال آینده .که مبادا بگویم :ای کاش، انتخاب دیگری داشتم…
    هرچند منطق بی منطقی ام !که خودم هم از دستش هاج و واج مانده ام ،کاری از پیش نراند وآخر سر هم به حکم «دل»تصمیم گرفتم.
    چرا که هرچه ،حرف ها وشیوه ها وعملکردها وبرنامه های گزینه های انتخابی را میدیدم .لحظه ای موجب تایید ولحظه ای دیگر ،موجب نفی شخص مذکور میشد.
    هرکدام از این گزینه ها ،در عین اینکه نکات مثبت وقابل توجهی در پیشه داشت .کوچکترین نکته عملکردی وباوری خلاف باور و پذیرشم در کلامش _ که نشان دهنده سنگ بنای چهار سال آینده من بود ،تردید را در روح وجانم چندین برابر میکرد.
    با این حال ،تصمیمم را گرفتم و انتخابم را انجام دادم .تا شاید ،بلکه این بار شاهد اتفاق های خوبی باشم .
    انتخابی انجام دادم ،تا به ظن خودم ،در ۴سال آینده ،تشکرهایم از باب توزیع عادلانه فقر نباشد .
    بلکه بگویم ،ممنونم ازاین جهت که فکرم را آزاد کردید .تا با فکری آزاد ،واندیشه ای درست ،گام بردارم .لا اقل در جهت تعالی خودم ،به عنوان عضوی از این جامعه .

    Thumb up 0

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *