یک موسیقی زیبا

امروز یکی از دوستان توسط ایمیل، موسیقی “ای خاک مهر آیین” کار زیبای وحید تاج را شنیدم. احتمالاً خیلی از شما زودتر از من این موسیقی زیبا را شنیده اید. دو ویژگی، این ترانه زیبا را شنیدنی میسازد:

نخست اینکه، در اجرای آن از هیچ سازی استفاده نشده و دوم اینکه متن آن، در ستایش وطن ما ایران است. جایی که دیگران بپسندند یا نه، ما به آن تعلق خاطر داریم.

لازم به ذکر است که اثر مزبور سروده ی اسماعیل فرزانه با آهنگسازی علی اکبر قربانی و تنظیم میلاد عمرانلو با اجرای گروه آوازی وکاپلا ومی باشد.

ترانه «ای خاک مهر آیین» کار وحید تاج


 

 

+30
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


33 نظر بر روی پست “یک موسیقی زیبا

  • امیرمحمد قربانی گفت:

    محمدرضای عزیز
    سلیقه‌ی موسیقی ات را نمی‌دانم ولی می‌خواهم برایت در این‌جا قطعه‌ای قرار دهم. شاید که بتوانم با این قطعه دقایق خاصی را برایت فراهم کنم.
    قطعه از شوپن هست. شوپن از آهنگسازان مورد علاقه‌ی خودم هست.
    از شبانه‌هایش (nocturne) برایت انتخاب کردم.
    Nocturne in C minor, op. 48, no. 1
    این اجرا از آقای Sandro Bisotti است.
    قطعه را مدیافایر آپلود کردم.
    http://www.mediafire.com/listen/1l7ueqcjc17gk62/chopin-48-1-bisotti.mp3
    شبانه‌های شوپن را نمی‌دانم چگونه برایت توصیف کنم. پیشنهاد می‌کنم قبل از گوش دادن، اگر تا کنون زندگی‌اش را نخوانده‌ای، کمی در مورد زندگی او بخوانی. فکر می کنم احساس واقعی‌اش را بیشتر از هر چیزی در شبانه‌هایش می‌توان حس کرد.
    خوشحال می‌شوم اگر حس و تصویری که از این قطعه به دست میاوری را برایم بنویسی.

  • احسان.ح گفت:

    سلام. جناب شعبانعلی موسیقی های متن مورد استفاده ی شما در فایل های صوتی خودتون، بسیار عالی هستند.
    چطور میتونم اونها رو تهیه کنم یا اینکه از کجا باید تهیه کنم. البته دقیقا همون آهنگ ها رو میخوام

  • زهره گفت:

    مثل همیشه عالی بود.ممنون.

  • رادین گفت:

    با سلام واحترام
    بی شک همانگونه که در کامنت قبلی ام از زحمات بی دریغ شما و دوستانتان تشکر کردم مجددا ضمن تشکر امیدوارم دیگر مطالبی که موجب آزرده شدن شما می شود در این سایت مطرح نگردد و شما همچنان قدرتمند و امیدوار موجب ارتقاء علمی هموطنان شوید .
    ضمنا در کامنتی نیز فرمودید “کتابهایی که ترجمه کردم” ، مسلما کتابهایی که شما ترجمه کرده باشید را حتما باید خواند می شود اسامی آنها را بفرمایید.
    از همه چیز ممنونم.

    • shabanali گفت:

      رادین جان.
      من متن کامنت خودم رو دوباره خوندم.
      امیدوارم از اون ذهنیت «آزرده شدن» ایجاد نشده باشه.
      اتفاقاً کامنت قبلی، من رو به یاد این پدیده جهانشمول انداخت که عموم ما بازیگران را می بینیم و نه بازیگردان را.

  • حسین گفت:

    بخشی از جذابیت نوشته های غیر رسمی اشخاص مختلف به همین تنوع گاه و بیگاه هستش که اتفاقا همین تنوع کمک میکنه به آگاهی ما از حس اونها، تکمیل پازل ذهنی ما و البته تجربه دنیا از دید دیگران…
    اینکه چرا این تنوع باید اینقدر باعث ناراحتی بعضی بشه، غیر قابل درکه…

  • کربلایی گفت:

    lمرسی خیلی زیبا بود.

  • حامد گلچین گفت:

    سلام استاد
    شاید یه روز اسمه شما رو هم زدن این جا !
    کی میدونه ؟

    http://1pezeshk.com/archives/2013/04/famous-insomniacs.html

  • اشكان گفت:

    ممنون محمد رضا جان
    ولی یه توضیح
    متاسفانه در ایران و خیلی جاهای دیگه “خواننده سالاریه “.
    یعنی کل اثر هنری به اسم خواننده عرضه میشه و دیگر عوامل نادیده گرفته میشن.

    شعر اثر مزبور سروده ی اسماعیل فرزانه با آهنگسازی علی اکبر قربانی و تنظیم میلاد عمرانلو با اجرای گروه آوازی وکاپلا و آواز وحید تاج می باشد.

    حذف نام هنرمندان دیگر و ارایه ی اثر صرفا به نام خواننده
    جفا کاری در حق سایر پدیدآورندگانه.

    • shabanali گفت:

      سلام اشکان جان.
      ممنون از توضیحت و من توضیحات رو به نوشته اضافه کردم.
      البته موضوع Front office و Back office مشکل ایران یا کشور خاص نیست.
      یک مسئله جهانی و کاملاً قابل درکه.
      چنانکه من و تو اپل رو به اسم استیو جابز (و در بهترین حالت جابز و ووزنیاک) میشناسیم و اسم دیگری از هیچ کس نمیدانیم.
      چنانکه مایکروسافت رو به اسم بیل گیتس میشناسیم و حتی اسم CEO رو به ندرت میدونیم.
      چنانکه کتاب مذاکره من رو به اسم من میشناسیم و اسم ناشر و ویراستار و … رو نمی دونیم.
      چنانکه میگیم «فیزیک هالیدی» و «رزنیک» رو فراموش میکنیم.
      چنانکه میگیم: «بازاریابی کاتلر» و «کلر» رو فراموش میکنیم.
      این پدیده در مورد فیلم و موسیقی طبیعتاً عام تره و عموم باهاش درگیر هستند. اما واقعیت اینه که در دقیق ترین حوزه های علمی و برای طبقه الیت هم وجود داره.
      من کتابهای متعددی رو ترجمه کرده ام و همه فقط اسم نویسنده را میدانند.
      به نظر میرسد که چنین پدیده ای به سادگی قابل حل نیست و نمیتوان انتظار زیادی داشت چنانکه کشوری را نمیشناسم که فرهنگش در این حوزه تغییر کرده باشد.
      ولی به هر حال، کامنت تو بهانه ای شد تا من نوشته ام را تکمیل کنم.
      ممنون.

      • اشكان گفت:

        آره عزبز موافقم
        ولی اول اینکه “محمد رضا شعبانعلی”سطح انتظارات رو برده بالا.پس انتظار میره اینجا با اینگونه مقولات به گونه ای برخورد شه که جاهای دیگه نمیشه 😉

        بعدش هم در حوزه هایی مثل موسیقی عمدتا این آهنگسازه که از خواننده دعوت میکنه که اثر ساخته شده اش رو اجرا کنه.چون صاحب اثر آهنگسازه و نه خواننده.کما اینکه همین ترانه رو ممکن بود هر خواننده ی دیگری هم اجرا کنه.
        در مثالهایی که آوردی صرفا اسم یک فرد به مثابه ی کل مجموعه معرفی شده.
        صحبت اینه که اگر هم بنا باشه به شکلی ناروا یک اثر موسیقایی تنها با یک نام عرضه بشه شاید نام آهنگساز سزاوار تر باشه.

        • shabanali گفت:

          خوب اشکان جان.
          از این به بعد تو رو به عنوان Backoffice Manager سایت معرفی میکنیم.
          هر وقت دیدی من جایی، اسم بچه های Backoffice رو فراموش کردم یا نمیدونم، تو بیا بگو که من بنویسم و پست رو کامل کنم. باشه؟ 😉

      • میرناصر جعفری گفت:

        البته لازم بذکر است که این اتفاق در کشورهایی مثل ژاپن و کره کمتر اتفاق میفته.
        تویوتا با نام کی شناخته شده؟
        ال جی ؟
        هیوندا ؟
        کانن؟
        سامسونک؟
        مزدا؟
        میتسوبیشی؟
        و غیره
        که در واقع این به خاطر تفکر روندگرا و اهمیت دادن به (کایزن) در شرق است و تفکر نتیجه گرا در آمریکا باعث شده شرکت هاشون رو با یک شخص بشناسیم .

  • حمید گفت:

    ممنون، کلا هر سرودی در مورد ایران آدم رو از خود بی خود می کنه. امیدوارم شما و تمام کسانی که در راستای تعالی این کشور قدم بر می دارند مورد عنایت حق تعالی قرار گیرد.

  • داود گفت:

    پدر بزرگی داشتم که روحش جاودان باد………

    ایشان زمانی که شاهنامه فردوسی عزیز را میخواندند سیل اشک از چشمانشان جاری میشد……
    من بعد از این موسیقی زیبا بیاد ایشان افتادم………………………………………………

  • امیرحسین گفت:

    ممنون، زیبا بود

  • ayda گفت:

    …این خیییلی خوووبه… :)!

  • نیلوفر گفت:

    قشنگ بود. ممنون. هر شعر و موسیقی‏ای رو که راجع به ایران باشه دوست دارم.

  • سلام. چند روزیه که با وبلاگ و سایت شما آشنا شدم و از این موضوع خوشحالم. اجرای (نه ایده‏ی!) تراست زون هم واقعاً محشر و ستودنیه

    راستی این موسیقی به قدری زیبا بود که حیفیم اومد کامنت نگذارم 😀

  • ا.ع گفت:

    خیلی عالی بود، ممنون

  • پیام گفت:

    عالی بود ، ای ره بنمای ی ی ی ی بهترین ها

    ممنون از خدا که هستی

    بمانی ی ی ی ی ی ی د جاودان

    ایران و محمدرضا عزیز

  • Elham گفت:

    برای چندمین بار که گوش میدادمش ..
    وباز هم همون حس خوب همیشگی رو بهم داد 🙂

  • مجتبی گفت:

    ترانه رو نمیدونم ولی خوانندش که سالار عقیلی هست

  • سارا.ر گفت:

    سلام واقعا قشنگ بود، ممنون

  • Amir Ghorbani گفت:

    حال کردم دم فرستنده دو برابر محمد رضا گرم

  • ص.شویکلو گفت:

    قشنگ بود….

  • سارا گفت:

    از نشانه های ایمان میهن دوستی است…

  • حامد گفت:

    وحید تاج از شاگردان به نام محمد رضا شجریان هستش…
    این آهنگ هم مثل بقیه کاراش عالیه…
    ممنون استاد… نمی دونستم شما هم سنتی باز هستید 😉

  • پگاه گفت:

    همین چند روز پیش یه پستی گذاشتید شخصی اینکه از خیلی چیزهای شخصی گذشتی به خاطر آرمانها و خواسته هایی که هیچکدام شخصی نیست!!! هرکسی اون رو خوند فراخور آگاهی و درونیاتش به دریافتی رسید و نظری داد همچنین من….دیروز نا خودآگاه یه نوشته از یه خانوم فکر کنم نویسنده به ذهنم اومد مطمینم اون و از تو یه کتابی خوندم و جایی یادداشت کردم هرچی فکر کردم یادم نیومد کجا چون دوست داشتم عین همون جمله ها رو اینجا بنویسم….ولی مفهومش این بود که آدمی که فکرها و آرمانهای بزرگی داره نمی تونه روزمرگیهایی مثل انسانهای عادی داشته باشه….سعی میکنم حتما جمله رو پیدا کنم و درستش رو بنویسم از دیروز تو ذهنمه …

  • میلاد گفت:

    سلام
    فوق العاده بود ۳>

  • رادین گفت:

    با سلام ترانه را گوش دادم حس خوب و انرژی مثبت گرفتم .
    کتابی که چندی قبل ( ازخوب به عالی جیم کالینز ) خونده بودم به یادم افتاد که سایت شما هم از مرزهای خوب بودن رده شده و در مسیر تعالی قرار گرفته و هر مطلب و یا آیتمی که درج می شود قابل تامل و تفکر می باشد .

  • چنارانه گفت:

    بله داریم… یکی از مباحث قبلی کافه انلاین این بود که اگر دست خودمان بود دوست داشتیم کجا متولد شویم؟ در کدام کشور؟… من خیلی فکر کردم… دیدم هرکجایی بخواهم بروم باید این کوهستان نزدیک خانه مان را هم بردارم و ببرم… :)… همین کوهستان البرز را!

  • rezaA گفت:

    سرزمین و وطنمان،همان جا که به قول شاعر چراغمان انجا میسوزد…

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *