گیاهخواری با دستهای خونی

اینجا از همه چیز حرف زده میشود. امروز (۱۰ آبان) روز جهانی گیاهخواری است. نمیخواهید متنی کوچک، در دفاع از خام خواری – غیر از گوشت – و حقوق حیوانات بنویسید؟گیاهخواری هم جنایت به حیوان هاست

 اندر مزایای گیاه خواری، بحثهای مختلفی مطرح میشود. از مواردی مثل کمک به سلامت بدن و افزایش طول عمر تا حفظ حقوق حیوانات. من متخصص سلامت نیستم اما از آنجا که تفکر سیستمی را دوست دارم، نگاه ساده انگارانه ی انسانها در خصوص کمک به حیوانات از طریق گیاه خواری، آزارم میدهد…

اجازه دهید قبل از هر چیز بگویم که من با گیاه خواران موافقم که: «تغذیه ی ما انسانها باید ترجیحاً به شکلی باشد که حداقل آسیب را به حیوانات برساند یا اساساً آسیب نرساند».

اما پرسش اینجاست که آیا واقعاً نخوردن گوشت حیوانات، بهترین روش حمایت از حیوانات است؟

بسته به نوع حیوان و گیاه، حدود ۲ تا ۱۰ کیلوگرم گیاه لازم است تا یک کیلوگرم گوشت حیوانی تولید شود. تحقیقات مختلف – تحقیق مورد استفاده من در استرالیا انجام شده – نشان میدهد که کسی که گیاه خواری میکند به ازاء هر کیلوگرم پروتئین حیوانی که «نمیخورد»، ۲۵ برابر یک انسان که گوشت «میخورد»، حیوانات مختلف را به قتل می رساند!

متوسط آمارهای جهانی نشان میدهد که کشتن یک گاو به ۲۸۸ کیلوگرم گوشت و استخوان تبدیل میشود که اگر ۳۲% استخوان – متوسط آماری – آن را حذف کنیم، و به خاطر داشته باشیم که سهم متوسط پروتئین در گوشت ۲۳% است، قتل هر حیوان به ۴۵ کیلوگرم پروتئین منجر میشود. به عبارت دیگر، انسانها برای مصرف هزار کیلوگرم پروتئین، ۲۲ حیوان را به قتل می رسانند.

گیاه خواران این واقعیت تلخ را میدانند و برای اجتناب از این قتلهای بی رحمانه، تصمیم به گیاه خواری میگیرند. برنج و گندم میتواند دو نمونه از این نوع گیاهان باشد. مهمترین پیش نیاز زراعت، داشتن زمین های زراعی است و داشتن زمین های زراعی یعنی نابود کردن بخشی از اکوسیستم طبیعی به دلیل از بین رفتن مارها و موش ها و سایر حیواناتی که در طبیعت حضور دارند و زندگی می کنند.

اجازه بدهید موش ها را به صورت جدی تر بررسی کنیم. به طور متوسط هر چهار سال یکبار در یک زمین زراعی باید موش ها و سایر حیوانات مضر از بین بروند. با در نظر گرفتن تعداد ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ موش در هر هکتار میتوان حساب کرد که برای هر هکتار محصول هر سال باید ۱۰۰ موش کشته شوند. اگر محصول گندم هر هکتار را در هر هکتار حدود ۱٫۴ تن در نظر بگیریم و با در نظر گرفتن ۱۳% پروتئینی که از این طریق حاصل می شود میتوان محاسبه کرد که برای هر هزار کیلوگرم پروتئین گیاهی، ۵۵۰ قتل انجام میشود.

اگر یک گوشتخوار حاضر است برای خوردن غذا و کسب پروتئین، یک حیوان بی گناه به قتل برسد، یک گیاه خوار حاضر است ۲۵ حیوان را برای همین منظور و با هدف حمایت از حیوانات به قتل برساند! ضمن اینکه اگر یک گاو در یک لحظه کوتاه کشته میشود، قتل گروهی موشها علاوه بر قتل از طریق مسمومیت، منجر به از دست دادن والدین و مرگ تدریجی تعداد بسیار زیادی از موشهاست که در اثر نداشتن غذا و حمایت والدین، به تدریج شکنجه میشوند و می میرند…

این نوشته تنها از دیدگاه قتل یک موجود صاحب احساس – که کشته شدن را می فهمد – نوشته شده، اما اثرات منفی دیگر را نیز باید لحاظ کرد. سم های شیمیایی که برای دفع موش ها استفاده میشوند تا گیاهخواران از قتل سایر جانداران اجتناب کنند، باعث میشود که جدای از آنها که می میرند، باقیمانده موشها جهش ژنتیکی پیدا کنند و به موجودات غول پیکری تبدیل شوند که زمین های اطراف شهرها را ترک میکنند و به شهرها هجوم می آورند. سمپاشی ها کمک کرده که موشها طی مدتی کوتاه از ۶۰ گرم به ۵ کیلوگرم تبدیل شوند و در خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ آزادانه بگردند. تغییری که طبیعت بدون کمک گیاه خواران و سایر قاتلان موشها، طی میلیونها سال ممکن بود آن را ایجاد کند!

امیدوارم گیاهخوارانی که این متن را میخوانند نگویند که موشها هر چه باشد از گاو ها کمتر می فهمند یا کشتن موش حس بد کمتری دارد. چون در آن صورت باید راجع به تبعیض نژادی در حیوانات هم بنویسم…

——-

پی نوشت۱: اعداد و ارقام این متن اقتباسی از نظرات مایک آرکر استاد دانشگاه نیو ساوث ولز است. از علیرضا نخجوانی که متن نوشته های مایک آرکر را برای استنادهای عددی در اختیار من قرار داد ممنونم.

پی نوشت ۲: موشها تنها یکی از حیواناتی هستند که در این بازی آسیب می بینند. میتوان راجع به باقی حیوانات هم فکر کرد و نوشت.

مطلب مرتبط در متمم: گوشت خواری یا گیاه خواری؟ (با نگاهی انتقادی به گوشت خواری)

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی

آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار



92 نظر بر روی پست “گیاهخواری با دستهای خونی

  • Zohre گفت:

    همونطور که میدونیم خوراک دام از انسان بیشتره و برای پرورش دام چند برابر مصرف روزانه انسان از محصولات گیاهی استفاده میشه و مقدار زیادی سویا و خوراک گیاهی برای دام ها کشت میشه و به گفته ی خودتون چند برابر اون تعدادی که گفتین برای زراعت بخاطر پرورش دام، حیوانات دیگه کشته میشن که علاوه بر اون خود دام ها هم کشته میشن.
    غیر از اون از نظر آسیب به طبیعت و اکوسیستم، پرورش دام آسیب زیادی به اکوسیستم و لایه اوزون میزنه و باعث بر هم خوردن چرخه طبیعت و مرگ آبزیان میشه. فضولات دامی از اون مقداری که برای کشاورزی به عنوان کود بخواد استفاده بشه، به خاطر تقاضای بالای گوشت، اونقدر بیشتره که جذب طبیعت یا تجزیه بشه و به همین دلیل مقدار خیلی زیادی نیترات کود های دامی وارد آب دریاها و اقیانوس ها میشه و میلیون ها ماهی و موجود آبزی بخاطر وجود نیترات در آب کشته میشن.
    موضوعی که این وسط قابل تامله عمل کشاورزیه که باید فقط توی تولید نحوه ی تولید محصولات گیاهی تجدید نظر بشه و تاکید تنها روی محصولات ارگانیک هستش.
    به هر حال گیاهخوارا روی کمترین آسیب به حیوانات و اکوسیستم تاکید دارن.
    امیدوارم به جوابتون رسیده باشین و گوشت خوردنتون رو با دلایل غیرمنطقی توجیه نکنید.

  • پریا گفت:

    به نظر من هرحیوانی را که میخواهند بکشند باید بدون درد کشت با شوک الکتریکی که سربریدن رامتوجه نشوند این باید قانون بشه توسراسر دنیا. درمورد موش هم خیلی حیوان چندشیه ولی اگه سمی اختراع بشه که اوناهم بدون درد بمیرند عالی میشه حتی قانون اعدام هم برداشته بشه و حبس ابد گذاشته بشه بجاش. هیچ موجودی نباید درد بکشه

  • سید حسین خراشادیزاده گفت:

    سلام به جناب شعبانعلی
    ضمن تشکر از زحمات شما برای سایت مفیدتان ، ای کاش کمی بیشتر در این زمینه مطالعه می نمودید . بسیار از بیمارانی که از دارو ها جواب نگرفتن با خام گیاه خواری کاملا خوب شدند و با سلامتی کامل به زندگی برگشته اند . آیا جای تامل ندارد ؟!!!

  • فرشيده احمدى گفت:

    سلام
    به عقيده من وظيفه ما حفظ تعادل اكوسيستم محيط زيستمون هستش مقايسه گياه خوارى يا گوشتخوارى يك بررسى همه جانبه ميخاد كه من در اون رابطه اطلاعات كاملي ندارم . فقط. ميتونم بگويم اعتدال خيلي چيز خوبي هستش مطمئنا بدنمون به هر دو منبع غذائي نياز دارد .
    از جنبه ديگرش هم ميشه گفت وجودتك تك موجودات أعم از نبات و حيوان براي حفظ تعادل چرخه طبيعت ضرورى هست ، و وظيفه اصلي إنسان به عنوان موجودى كه اجازه دخل و تصرف در محيط زيست رو به خودش ميده توجه به حفظ اين تعادل هستش

  • فرشيده احمدى گفت:

    سلام
    به عقيده من دلائل مطرح شده در بالا به عنوان عواقب حاصل از گياه خوارى بر نميگردد اگرچه كه بهم خوردن اكوسيستم طبيعي محيط زيستمون يه واقعيت هستش ، ،ولي اون بر ميگردد به عدم توجه كافي ما ادما به محيط زيستمون و عدم تفكر جامع و كلي به محيط زيست و غفلت از اينكه هر موجود أعم از حيوان و گياه نقش خودش را بازى ميكند و خلقتش دليل بر لزوم هستي اون داره ، بنابر اين نميشه أولويتي قائل شد بين اونا اگرچه كه ظاهرا بعضي از گونه ها ميتونن براى ما آزار رسان باشند اما وجودشون براي كل سيستم لازم و ضرورى هستش.

  • مظفر گفت:

    سلام، من الان از طریق سرچ توی اینترنت به این مقاله برخورد کردم و از اونجا که دیدم آقای شعبان علی نویسنده مطلب هستن خیلی دوست داشتم نظر ایشون رو بدونم، متاسفانه بعد خوندن متن متوجه شدم ایشون اینبار اصلا منصفانه و همه جانبه موضوع رو بررسی نکردن، چندین اشکال اساسی به نظر ایشون وارد هست که خواستم بهشون بگم، بعدش که توی نظرات خوندم دیدم خیلیا اشکالات رو بیان کردن و خیالم راحت شد، فقط چرا جناب شعبانعلی جواب ندادن؟!!!!!! لطفا بگین اون گاوها چی میخورن که گاو بشن؟ چند نفر همینو پرسیدن و جواب ندادین، من نمیخوام بگم گیاه خوار بشید اما خب چرا دیگه برای اثبات روش خودتون مغالطه میکنید؟!!! گیاهخواری دلایل زیادی داره که با شناختی که نسبت به جناب شعبانعلی و منطق قوی ایشون دارم فکر میکنم ایشون تا حالا درست و حسابی این موضوع رو تحلیل نکردن، نمیدونم چطور بگم که چقدر ناراحت شدم وقتی این متن رو خوندم، لطفا اگر در مورد این موضوع مطالعات و وقت کمی گذاشتین حتما کمی روش وقت بذارید و اگه مطلبتون رو درست دیدید ……..

  • معین قهرمانی گفت:

    البته یک نکته ی دیگه رو هم ذکر کنم، اونم اینکه واضحه که این معضل فقط مربوط به گیاهخواران نیست، چون غیر گیاهخواران هم اینطور نیست که فقط گوشت بخورن! مثلاً تو همین ایران خودمون، تمام غذاهای گوشتی مثل چلوکباب همراه با غلاتی مثل گندم (نون) و برنج مصرف میشه، که در واقع مشکل رو چند برابر می کنه.
    اینجاست که اهمیت راهکارهای زیست پایدار بیشتر مشخص میشه…

  • معین قهرمانی گفت:

    من از مهرماه ۱۳۹۰ گیاهخوار شدم و بیشتر به سمت خام گیاهخواری و میوه خواری رفتم که نتایج خیلی خوبی هم برام حاصل شد. در این چند سال هم به طور پیوسته مشغول تحقیق و فعالیت های مختلف در زمینه ی گیاهخواری بودم و تا حدی از تجربیات همه ی گیاهخواران در سراسر جهان استفاده کردم…
    اتفاقاً دیروز من داشتم با یکی از دوستان فعال گیاهخوار راجع به همین قضیه کشتار حیوانات مختلف در کشاورزی شیمیایی و غیرارگانیک صحبت می کردم که قبلاً دیده بودم چند تا سایت خارجی راجع بهش نوشته بودن و الآن خیلی جالب بود برام که دیدم آقای شعبانعلی هم اینقدر ریزبینانه راجع به این موضوع نوشتن.
    ببینید گیاهخواری تنها یک گام هست، و برای رسیدن به تعادل و حداکثر بی آزاری، لازمه گام های دیگه ای هم برداشته بشه، از جمله کشاورزی ارگانیک به شیوه های علمی، مدرن و کارآمد که هم تعادل اکوسیستم رو بر هم نزنه، هم در اون از سموم شیمیایی استفاده نشه. به این شکل، آسیب به محیط زیست و موجودات به حداقل ممکن می رسه.
    البته این موضوع یک مشارکت همگانی می طلبه و زمانبر هست. ضمن اینکه علاوه بر اون، بهترین خوراک برای انسان غلات و حبوبات نیست بلکه میوه ها هستن، به خصوص میوه های درختی، که کاشت اونها به مراتب فشار کمتری به اکوسیستم وارد می کنه نسبت به غلات و حبوبات.

  • همایون گفت:

    با درود بر دوستان

    خود نویسنده در این مطلب نوشته که برای یک کیلو گوشت حیوانی نیاز به ۲ تا ۱۰ کیلو محصول گیاهی مانند علوفه میباشد پس برای آماده سازی یک حیوان برای کشتار حداقل نیاز به زمینی به اندازه زمین فوتبال است تا برای این حیوان تولید علوفه نماید و این همان به هم زدن اکوسیستم و کشته شدن مارها و موشها و هزار تخریب دیگر است که شما به گردن گیاه خواران انداخته ایید

    عزیز، حیوان که نمیتواند با آب بزرگ شود!

  • هیوا گفت:

    احمد باطبی در زمینه وگان هستن و به نظر میرسه مطالعاتی هم در این زمینه داشتن. لینک این نوشته رو بهشون دادم و نظرشون رو خواستم. گفتن که :
    ” این مطلب را پیشتر دیده بودم . اساس این مقاله یک تحقیق ساده دانشگاهی است که مبنای علمی نداشته و تنها در قالب تئوری آماری را در یک فضای آزمایشی فرضی تولید کرده است . این مقاله مبنای علمی ندارد.”

    محمدرضا، پایه علمی این تحقیقی که بهش اشاره کردی چقدره ؟ اعتبارش رو سنجیدی ؟

    • هیوا گفت:

      اصلاح:
      احمد باطبی وگان هستن و در این زمینه خیلی فعال هستن…

    • واقعیت اینه که بحث گیاه خواری و خام خواری و گوشت خواری و پخته خواری یک بحث خیلی پیچیده‌ی چند وجهی است و به همین دلیله که دنیا هنوز روی اون به توافق نرسیده و بعیده به این زودی برسه.

      بنابراین فیلی شده که هر کسی یک جای اون رو لمس می‌کنه و حرف می‌زنه. منم فقط خواستم این فیل رو از یک زاویه ببینم.

      من با عبارت «مبنای علمی ندارد» مخالفم. احساس می‌کنم بسیاری از چیزهایی که در رد و تایید گیاهخواری وجود دارند علمی هستند. اما هنوز – لااقل من – گروه یا فردی رو ندیدم که بتونه اینها رو جمع‌بندی کنه و نتیجه‌گیری کلی بکنه.

      من ترجیح می‌دهم گیاه خواری یا گوشتخواری رو – امروز و با دانش امروز – بیشتر یک سلیقه بدونم تا یک تصمیم علمی.

  • بهرام گفت:

    یک سوال من را هنوز گیاهخوارها جواب ندادن!
    گیاه هم یک موجود زنده اس و حتی تحقیقات نشون داده که گاهی احساس داره و نسبت به محرکهای احساسی بازخورد نشون میده!پس چرا اون را میخورن؟؟
    چرا نمیخوان گوشه ای از واقعیت هستی را بپذیرن؟؟؟
    انسانها سعی کنند همنوعشون را نابود نکنن.
    همون انسان باشیم کافیه
    شاید یک ببر یا پلنگ هم با شکار کردن حیوانات اونقدرها راحت نباشه اما دیگه برنامه هستی در مورد خودش می پذیره!!

  • فاران واقف گفت:

    مطلب جالبی بود. من خودم یکی دوسالی هست که به این موضوع فکر می کنم. گاهی کفهء ترازو به سمت گیاهخواری بوده و گاه رژیم غذایی همراه با گوشت. با تمام مطالعاتی که انجام دادم و بحث هایی که در آن شرکت داشتم،هیچوقت نتونستم بین حمایت از نخوردن گوشت حیوانات و دندانهای انسان رابطه ای برقرار کنم. همونطور که همه میدونیم فک انسان شامل ۳نوع دندان پیش-نیش و آسیاب است. به نظر بنده فلسفه این خلقت استفاده از گوشت را نیز همراه دارد. ممنونم میشوم نظرتان را بیان بفرمایید.

  • بهنام گفت:

    سلام
    به نظر من نبايد براي غذا خوردن اينقدر فلسفه بافي كنيم. غذا خوردن ساده تر از اين صحبتهاست. مهم اينه كه رژيم غذايي متعادلي داشته باشيم به نحويكه سلامتي ما رو تضمين كنه. همچنين از پرخوري و اسراف دوري كنيم كه به نوعي احترام به طبيعت و تشكر از خداست. ضمناً از غذا خوردن لذت ببريم.
    موفق باشيد

  • فیروزه گفت:

    مگر گوشت خوارها برنج و نان نمی خورند؟!
    شما خیلی مطمئن گفتیدگاوها در یک آن کشته میشوند!در حالیکه در جلوی دیگان آنها هم نوعان آنها را می کنشد و این خود تولید استرس وسم در وجودشان میکنند .
    آیا نحوه نگهداری دام در دامپروری ها درست و انسانی است؟!
    من گیاهخوارم اما اگر دامداری ها به روش سابق بود و دام در مزرع زندگی میکرد شایدگوشت می خوردم . اما با این خشونتی که با نحوه نگهداری و کشتار آنها به آنها اعمال میشه هرگز شکمم رو با آنها سیر نمی کنم.
    فیلم حقیقت گوش را ببینید لطفا

  • اشكان گفت:

    ادامه ي متن قبل :
    توي بحث آب مجازي در اين مورد بحث ميشه

  • اشكان گفت:

    سلام
    متن جالبيه
    ولي يه سئوال : در اين تحقيق آيا ميزان كشتار موشها براي توليد غذاي دام هم لحاظ شده يا نه؟
    يعني اگه قرار باشه براي تامين غذاي يك گاو يك زمين مزروعي از موشها پاكسازي شه ……صورت و مخرج چجوري با هم ساده ميشن؟

  • رضا گفت:

    راستش بنظرم چندان هم سیستماتیک نیست روند اسندلالتون. البته من هم موافق گیاهخواری نیستم و مشکلی با خوردن گوشت و بقیه غذاهای با ریشه حیوانی ندارم. ولی شما خیلی راحت فرض کردین گاو خودش گاو شده. برای اینکه یه گاو به مرحله کشته شدن برای گوشتش برسه چقد غذا باید بخوره؟ مطمئنن موافقین که با این سطح کنونی نیاز به غذای انسان‌ها، نمی‌ره تو دامنه‌های کوه علف بخوره، یه سیستم کشاورزی گسترده می‌خواد که برای گاو علوفه تهیه کنه و با اینکه آمار ندارم، با نوجه به دید ساده‌ی اینکه ۲ بار ضریب بازدهی بدن یه موجود زنده برای تبدیل غذا توش درگیر می‌شه، منطقیه که فکر کنیم در نهایت گاو علوفه بیشتری می‌خوره که آخرش همون مقدار ثابت پروتئیتن به ما برسه. و این نتیجش کشته شدن موش‌های بیشتره! حتی اگر بیشتر هم نباشه، چندان هم کمتر نیست. خلاصه همون ایراد ساده‌انگارانه بودنی که به استدلال گیاهخوارها وارد کردین، به استدلال خودتون هم وارده، نه؟

    • آره استدلالم سیستماتیک نیست. سیستمیه. به معنای توجه به معلول بعید.

      اما ساختارش قطعا مشکل داره. چون خیلی فاکتورها لحاظ نشده

      • معین گفت:

        خیلی وقته کامنت نگذاشتم پس بهت میگم:
        سلام،
        خیلی وقته واژه های سیستماتیک و سیستمی رو تو سایتتون دیدم اما نمیفهممشون و نتونستم بپرسم که چی هستن!
        یه توضیح هرچند مختصر بدی باعث میشه کامنتات و پست هات رو بهتر بفهم(ی)م.!
        .
        دوستت دارم از اینجا تا اونجا!!!

  • احمد گفت:

    گوشت اساسا باید جزیی از رژیم غذایی انسان باشه و گیاه خواری صرف به بدن انسان آسیب می رساند . دیگه بحث چرا میکنید ؟ حالا دیگه برای بقا چقدر حیوان یا گیاه می کشیم ؛ گناه کسی نیست اگر ما در راس هرم غذایی قرار گرفته ایم . گناه ما در بی دانشی و نبود برنامه ریزی در تولید و نبود بهره برداری مهندسی شده از طبیعت است که عمر طبیعت را از آنچه که امروز به شماره افتاده ؛ بیشتر کنیم تا در تنازع بقا ؛ نسل انسان در کره خاکی بماند . فکر کنید اگر زمین همین حال به جای هفت میلیارد فقط ۴۰۰ یا ۵۰۰ میلیون جمعیت داشت چی می شد ؟ با همین تکنولوژی .

  • شیوا گفت:

    سلام
    ۱- خام گیاهخواری با گیاهخواری کاملا متفاوته ولی شما درتیتر اونهارو بهم ارتباط دادید
    ۲- هدف گیاهخواران آزار نرسوندن به محیط زیست هست توجه داشته باشید که تحیلیل شما از اساس اشتباه است
    ((گیاهخوارانی که مقلد نیستند و فلسفه گیاهخواری را درک کرده اند هرگز هرگز هرگز استفاده از سموم گیاهی یا … را قابل قبول نمیدانند و هدفشان حفظ محیط زیست و موجودات درون آن است نه فقط نکشتن گاو!!!
    ))

    • شیوا جان.

      بعد از خام خواری یک توضیح کوتاه داده شده.

      در مورد گیاه خواری هم من به سوال جواب داده ام و دغدغه ی سوال حفظ جان حیوانات بود نه طبیعت

      ضمنا هنوز حرفی را در زندگیم نشنیده ام که از اساس غلط باشد. تو شنیده ای؟

      حتی شیطان که در بدو خلقت انسان حرفهای خیلی غلطی زد، این روزها مصداقهای خوبی برای ادعاهایش پیدا کرده.

  • Maryam گفت:

    سلام بر شما جناب آقای شعبان علی
    امیدوار هستم خوب باشید
    من در سایت دکتر شیری دیدم که از دوستای ایشون هستید.
    در مورد کارآفرینی و صنعت من هم فعالیتهایی داشتم. می خواستم ببینم شما با آقای دکتر نیلی، مشایخی، بنیاد نخبگان و … چقدر همکاری نزدیک دارید؟ من اسمتون رو اونجاها نشنیدم.

    خیلی ممنون هستم از اینکه نظرم رو خوندید
    با احترام

    • سلام. دوستانی که نام بردید از اساتید و دوستان بنده هستند. ولی واقعیت این است که من بیشتر فعال در حوزه ی مذاکره های بین المللی هستم و اساتید من در حوزه نزدیک کردن ارتباط بین صنعت و دانشگاه فعالیت میکنند. رابطه من با دانشگاه و دانشگاهیان، این روزها در حد سخنرانی های محدود برای دانشجویان خلاصه میشود.

      • Maryam گفت:

        سلام بر شما
        ممنون هستم که پاسخ دادید
        بله همونطوری که فرمودید رابطه بین science و technology از اهم موارد این عزیزان هست و ما نیز در عملی کردن ایده های علمی اسکیل کوچک به start up های بزرگ فعالیت میکنیم.
        اما خود من به خاطر تعاملات و تسلطی که به زبان انگلیسی دارم در همه موراد فعالیتم به زوایای بهینه سازی و رساندن برندهای داخلی به آنچه که در بازارهای دنیا به عنوان کالای با کیفیت عرضه میشه توجه دارم. ولی همونطوری که حتما شما بهتر می دونید کمپانی های خارجی اصلا تمایلی به مراوده های تخصصی با متخصصین در اینور ( باالاخص ایرانی) ندارن. خیلی عالی هست که شما در این حوزه فعالیت دارید. آیا امکانی برای من هست برای مبادله اطلاعات با شما عزیز در این حوزه؟
        با احترام
        مریم

  • رضا گفت:

    محمد رضای عزیز،
    از یک زاویه دید، مهم این نیست که چه چیزی را میخوریم یا چه کاری را انجام میدهیم. مهم این است که با نیازهای طبیعی مان سازگاری داشته باشد. به عبارت دیگر، اگر خوردن به قصد لذت بردن باشد، یعنی اینکه به خاطر حظ روحی، حاضر به از بین بردن موجود دیگری (چه گیاه باشد و چه حیوان) شده ایم. و اینجای کار است که اشکال دارد.

    بطور کلی، این در مورد هر کار دیگری هم که انجام میدهیم صدق میکند. ما آنقدر موقعیت خودمان را در طبیعت گم کرده ایم که حاضریم به دلیل لذت شخصی یا گروهی مان، هر کاری را انجام دهیم. کشتن حیوانات و از بین بردن جنگلها و تخریب رودخانه ها و آلوده کردن دریا ها و … و حتی انسانهای دیگر. هر کاری هم بکنیم هزاران فکر و منطق و فلسفه را به پشتیبانی خود می طلبیم که فقط ما کار درست انجام میدهیم و لاغیر.

    اگر موقع انجام دادن هر کاری، به دلیل آن فکر کنیم، متوجه میشویم که خیلی از کارهایی که انجام میدهیم واقعاً لازم نیست. با اینکه حداقلی از آن، برای ما کفایت میکند. پس اضافه تر از آن برای چیست؟
    اگر فقط جلوی این اضافه ها گرفته شود، خیلی به طبیعت کمک کرده ایم. یعنی در واقع، به زنده بودن خودمان کمک کرده ایم. چون اینطور که بشر روی کره زمین زندگی میکند، هر روز و هر ساعت، زندگی بر روی آنرا هم برای خودش و هم برای بقیه موجودات سخت تر میکند (البته با خودخواهی تمام).

    در مورد رژیم غذایی گیاهخواری یا گوشتخواری هم بهتر است به طبیعت خودمان رجوع کنیم و بدون اینکه پارادایمها را فراموش کنیم، ببینیم که با کدام رژیم غذایی از نظر فیزیکی سازگار هستیم؟ به هر حال دانشی به نام زیست شناسی هم وجود دارد که به ما کم میکند بدانیم واقعاً اندامهای گوارشی آدمها برای هضم چه نوع غذاهایی درست شده اند. خیلی لازم نیست در این مورد فکر کنیم. قبلا دانشمندان بررسی ها را انجام داده اند.

    بعد هم میتوانیم ببینیم که آیا رفتار غذایی ما مطابق فیزیولوژی طبیعی مان است یا اینکه نه، عادتمان داده اند که مدل خاصی از خوراکی ها را بخوریم یا نه. اغلب هم بدون هیچ فکری ما راهی را که جامعه برایمان انتخاب کرده، ادامه داده ایم و لذت جویی را هم به آن اضافه کرده ایم و این شده است که میبینیم.
    برای توجیه رفتار خودمان و در اشتباه بودن بقیه، همه رقم دلیل هم می آوریم که فقط راه درست راه ماست.

    در این مورد نوشته شما هم با موضوع “گیاهخواری با دستهای خونین” لازم نیست برای هم فلسفه ببافیم در مورد رفتارهای خودمان یا رفتارهای دیگران. هیچ وقت فکر کرده ای که آیا گاو هم اینقدر فکر میکند که چه چیزی بخورد یا چه چیزی نخورد؟ ما از نظر طبیعت و در مورد رفتارهای غریزی مثل خوردن و خوابیدن و س.ک.س و غیره با گاو هیچ فرقی نمیکنیم. چرا خود و دیگران را آزار میدهیم؟ جامعه و پارادایم های آن را اگر کنار بگذاریم، بدن ما خودش میتواند بفهمد که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد؟ این همه عدد و رقم و فلسفه بافی هم بر له یا علیه چیزی لازم نیست.
    به قول بزرگی از اهل خرد، عقل و منطق و ریاضیات همه در خدمت راضی نگه داشتن احساسات ما هستند.

    ارادتمند و شاگرد شما – رضا

  • کیمیا امیری گفت:

    سلام ممنون که جواب دادید.. پس من سوال قبلیم رو دوباره ارسال کنم ؟ آخه گفتین اگه سوال مهمی باشه میذارید بعدا جواب بدید و بعدا فرصت نمیشه ، اگه لازمه دوباره ارسال کنم بگین البته این دفعه خلاصه میکنم تا زیاد وقتتون رو نگیره!
    ببخشید که انقد اصرار دارم آخه خیلی منتظرم و خیلی برام مهمه طوری که هر یه ساعت به اینجا سر میزنم و چک میکنم و منتظر پاسخ ام ، اگه براتون مقدور بود …. بی نهایت ممنون..

  • فرين گفت:

    سلام، خسته نباشيد.
    لطفا ميشه منبع يا منابعى در رابطه با مفهوم تفكر سيستمى معرفى كنيد.
    سپاسگزارم

  • فرين گفت:

    سلام خسته نباشيد. ميشه لطفا منبع يا منابعى در رابطه با مفهوم تفكر سيستميك معرفى كنيد.
    سپاسگزارم

  • حمیده گفت:

    سلام محمدرضا
    مبنامدیران اعلام کرده بود که توکنفرانس ملی شماهستید
    خیلی ها به هوای شمااومدن اما نبودید،چرا؟

  • روزبه گفت:

    کشتن کار خوبی نیست اما اگر قراربشه عده ای کشته بشن برای اینکه عده ی بیشتری زنده بمونن چی؟! اینجا صحبت از دام و گیاه هست اما راجع به انسانها هم این قضیه صدق میکنه! کی میدونه اگر فجایع هیروشیما و ناکازاکی پیش نمیومدن تا کجا جنگ و فجایع وحشتناکترش ادامه میافت؟!
    علاوه بر کشتن در مورد شکنجه هم الان بحث هست که اگه بمب گزاری رو برای لو دادن محل و مشخصات بمب کارگذاشته اش شکنجه کنن آیا این یک کار غیر انسانیه ؟در حالیکه منجر به نجات جان هزاران نفر بشه؟!

  • نوشين تاسا گفت:

    جالب بود .

  • کیمیا امیری گفت:

    سلام ، ۷ آبان کامنتی در قسمت “چرا دکترا نمی خوانی” گذاشتم و خیلی هم منتظر راهنمائیتونم اما نمی دونم چرا پاسخی ندادید راستش اینکه دیدم نظرات بقیه دوستان در پست های دیگه مثل همین پست رو پاسخ میدید که تاریخ نظرات اونها ۱۰ و ۱۱ آبان هست !!!! گفتم شاید نظرات پست های گذشته رو دیگه نمی خونید یا اینکه فقط پاسخ دوستان و دانشجویان خودتون رو میدید به هر حال من خیلی به راهنمائیتون نیاز دارم و خواهش میکنم اگه براتون مقدور هست پاسخ اون کامنتم رو بدید.. ممنون از لطف تون

  • آرام گفت:

    وقتی ببینم برای زنده موندن خودم چاره ای نیست که گوشت مصرف کنم دیگه جایی برای فکرکردن به گیاهخواری نیست. من که خودم قبل از اون گاو یا گوسفند بیگناه قربانی میشم حالا من بیشتر طفلکیم یا اون؟ تازه من گوسفند رو ترجیح میدم. البته که پرخوری اونهم در فراورده های گوشتی درست نیست

    با این وضع نامناسب تولیدات زراعی و باغی که بدرستی گفته شد اونقدر مصرف سموم و ترکیبات شیمیایی برای حفظ بازار فروش بالاست که گاهی آدم احساس میکنه داره خودشو با خوردن این گیاهان و لبنیات حاصل مسموم میکنه
    محصولات ارگانیک اگر بدرستی و میران کافی در دسترس باشه باز خوبه اما …
    کلا نه چندان بیربط به بحث میبینم ازچیزهایی که میخوریم بدن بدرستی استفاده نمیکنه یا مشکل از غیرطبیعی شدن محصولاته یا از آلودگیهای محیط زیست. محصولات باغی بی مزه و کیفیت و بدتر از همه بی آب..لبنیات که واویلاست تخم مرغها جز دوسه برند بقیه بازار همه بی مزه و زرده های بیرنگ
    گوشت سفید مرغ گاهی با خوردن کاغذ فرق زیادی نداره به لطف نیاز بازار به تولید به هر قیمت

    آخرین موردش خرمالو با طعم فراورده های نفتی اتیلنی بود طوریکه کاملا بوی شبیه نفت و تیونر در دهان نفس آدمو میگیره . اونوقت با اینا توی بدن چه اتفاقی میخاد بیفته نمیدونم.

    گاهی دلم برای کوکب خانم تنگ میشود…فکر کنم ماست و تخم مرغهایش که نیمرو میکرد برای مهمانان با آن نان روستایی خیلی انرژی زاتر از قوت روزگار ما بوده ست حتی از کباب و شیشلیک و استیک امروزه.

  • آناهیتا گفت:

    محمدرضای عزیز، استدلالهایی که شما آوردید همه اش با این فرضه که هدف مینیمم کردن کشتار حیواناته. اما من اساسا یک چیز رو در منطق گیاهخوارها نمیفهمم: چرا کشتن یک حیوان چیز بدیه اما کشتن یک گیاه چیز بدی نیست؟ اگه به جاندار بودنه که گیاهان هم جان دارند!! اگه به احساس داشتنه که تحقیقاتی هست در این باره که گیاهان هم احساس دارند (مثلا صدای موسیقی به رشدشون کمک میکنه یا حتی توصیه میکنند با گیاهانتون حرف بزنید!!) شاید این تحقیقات هنوز کامل اثبات نشده اند اما لااقل هنوز مطمئن نیستیم که گیاهان احساس ندارند.
    من فکر میکنم چون واکنشهای حیوانات واضحتر و ملموستره و به انسان شبیه ترند، حس ترحم به حیوانات بیشتره. آیا اشتباه میکنم؟

    • آناهیتای عزیز.
      منم همیشه این دغدغه ی تو رو دارم.
      اینکه اگر موجودی قراره صاحب شعور و احساس باشه آیا حتما باید مکانیزمهای نشون دادنش هم شبیه ما انسانها باشه؟

      در مورد گیاهان که حتی مکانیزمهای مشابه انسان هم گاهی دیده میشه (من چند هفته پیش خونه ی یکی از دوستام گلی رو دیدم به اسم «گل قهر». که به محض اینکه به یک برگش دست میزدی خودش رو جمع میکرد!)

      خود من. هنوز خیلی قانع نیستم که حتی سنگ ها کمتر از ماانسانها می فهمند…

      • رضا گفت:

        آقای شعبانعلی یادداشت شما را خواندم و پسندیدم. البته پاسختان به “آناهیتا” به نظرم نیندیشیده است. اگر کسی سنگی به سمت شما پرتاب کند و دوستتان به همان اندازه که نگران صدمه دیدن و مجروح شدن سنگ است نگران شما باشد آیا شما اعتراضی به او نمی کنید؟
        درست است که تحقیقاتی در زمینه ی وجود احساس در گیاهان انجام شده و میدانید نتیجه اش چیزی نیست که بشود گفت گیاهان احساس دارند ولی باید قبول کرد در اینکه حیوانات احساس دارند و نه تنها حس گر هایی عصبی وجود دارد که از طریق آنها سیستم عصبی احساس درد را به مغز منتقل می کند بلکه حیوانات احساس ترس را نیز می توانند تجربه کنند. و ازین حیث کاملا متفاوتند

        • فکر میکنم بحث شعور خیلی پیچیده‌تر از این باشد که من و شما بتوانیم در حد یک کامنت حل کنیم. یادم می آید زمانی دغدغه ی این موضوع را داشتم و یکی دو سال مسیر فلسفه را در این خصوص تعقیب کردم. آن زمان شبکه های عصبی مصنوعی طراحی میکردم و دغدغه ام این بود که مخلوقات من شعور دارند یا نه.

          پس از آن یکی دو سال شعور را به گونه ی دیگری می فهمم.
          دوستان من اگر نگران من هستند به دلیل این نیست که من شعور بیشتر از سنگ دارم. بلکه به خاطر این است که من دوست و همنوع آنها هستم.

          البته همیشه یک واقعیت وجود دارد و آن اینکه همه ی گونه های موجودات خود را اشرف مخلوقات می‌دانند.
          من مطمین هستم یک سوسک هم به من و شما به عنوان موجودات ناقص الخلقه ی ناتوان از پرواز به دیده ی تحقیر می نگرد. و من آن سوسک را کاملا درک میکنم.

          • سمانه عبدلی گفت:

            آقا رضا ی عزیز
            تازه این بخش از صحبت محمدرضا«دوستان من اگر نگران من هستند به دلیل این نیست که من شعور بیشتر از سنگ دارم. بلکه به خاطر این است که من دوست و همنوع آنها هستم.»هم چیز ساده ای نیست
            بین انسانها هم درک و سطح فهم ها متفاوته ،و بستگی به همدلی -توانایی حس کردن احساس دیگران- داره. مغز ما بین اتفاقات رخ داده برای کسی که از نظرهیجانی به ما نزدیکه و اتفاقات رخ داده برای خودمون تفاوتی قائل نمی­شه . ازطرفی هم توانایی اینکه با افراد غریبه همدلی نزدیکی داشته باشیم رو نداریم ،چه برسه به یک موجود بیجان!

            بحث جالبی رو میتونید اینجا بخونید:
            http://www.forbes.com/sites/daviddisalvo/2013/08/22/study-to-the-human-brain-me-is-we/

      • مهدی گفت:

        به نظرم اگر مبنای شعور و احساس رو بر حسب شباهت با مکانیسم انسانها قرار ندیم اون وقت “کشتن” رو هم باید دوباره تعریف کرد.چون “کشتن” دقیقا بر حسب مکانیسم انسانی تو ذهن ما شکل گرفته.همچنین شما وقتی می گید “گل قهر”دقیقا از مناسبات انسانی بهره گرفتید.اصلا شک دارم بشه شعور و احساس رو طوری تعریف کرد که مکانیزم نشون دادنش شبیه انسانها نباشه و باز ما بتونیم اونو در موجودی تشخیص بدیم.
        نکته دیگه اینکه من فکر می کنم کشتن، چیزیه که در ذات طبیعت وجود داره .آهو شکار شیر میشه و علف شکار آهو!

  • مهدی گفت:

    به نظرم بهتر بود اثرات تولید علوفه برای تولید گوشت رو روی حیوانات دیگه مثل موش ها هم لحاظ کنید. یه نکته دیگه اینکه بعضی از گیاهخواران در اعتراض به شیوه تولید فرآورده های دامی، که با آزار بعضا وحشیانه حیوانات همراه هست، به گیاهخواری روی آورده اند.

  • مهدی گفت:

    چه خوب میشد اگه این مطلب رو به انگلیسی هم می نوشتید تو سایت انگلیسیتون.

  • مرتضی گفت:

    گیرم که میزنید، گیرم میبرید،گیرم که میکشید.
    با رویش زرت زرت موش ها تو فاضلاب و انباری و شیروانی چه میکنید؟
    یکی به من بگه واقعاً چه میکنید آخه؟ تا کی؟ این رسمشه؟ اینم شد زندگی؟
    یه مزرعه توی دارغوز آباد داریم، شونصدتا موش رو تارومار میکنیم که هندونه بکاریم، آخرشم مشتری میخره میره خونه، هندونه رو قاچ میکنه میبینه سفیده، آبروشم جلوی مهمون میره.
    قتل عمد، هندونه سفید، آبروی ریخته،لبخند معنی دار کشاورز…
    این بود تهش؟ آخه یه لبخند ارزش این همه مصیبت داشت؟ خب داداش من چه کاریه؟ خنده میخواستی میگفتی میومدیم قلقلکت میدادیم از خنده غش کنی.
    والا بخدا.

  • milad گفت:

    من فکر می کنم اگر انسان ها اصولا کمتر بخورند بهتر هست مگر نه؟البته خوب بعضی ها هستن خیلی کمتر میخورن و بعضی ها هم خیلی خیلی بیش تر می خورن .ولی من فکر می کنم خدا طبیعت رو داده به ما استفاده کنیم اما خب ظلم نکنیم .
    من به شخصه با کشتن گاو برای خورده شدن مخالف نیستم .چرا مخالف باشم؟مگر اون گاو جزو طبیعت نیست؟و خود خدا در قرآن گفته است که از طبیعت استفاده کنید حالا مصرف بی رویه چیز دیگری هست.
    من بیش تر نگران انسان هایی هستم که بی رحمانه در دنیا کشته میشن .البته مردن همیشه به معنی نتپیدن قلب نیست .

    • مردن همیشه به معنای نتپیدن قلب نیست…

      • سمانه عبدلی گفت:

        تعبیرجالبی بود«مردن به معنای نتپیدن قلب نیست…»
        اما کشتن چه؟
        گمان میکنم کشتن ؛ همیشه و همه جا به معنای زیر پا گذاشتن و نادیده گرفتن «احساس» است .

        • milad گفت:

          فکر نکنم.بعضی ها انقدر از آدم بودن خارج می شوند که باید کشته شوند.مثلا یک قاتل حرفه ای .چه احساسی برایش مانده؟اگر هم مانده به درد خودش می خورد.

          • سمانه عبدلی گفت:

            آقا میلاد
            یک نفر هرچقدر هم از حیطه ی آدم بودن خودش دور شده باشه ،بازهم ما نمیتونیم درخصوص بودن ونبودن ،یا کشتن اون آدم تصمیم بگیریم.اگرهم تصمیم بگیریم، تصمیم ما با زیر پا گذاشتن احساسمون شکل گرفته .آیا غیر ازاینه؟
            دلیل فکر نکردن شمارو هم متوجه نشدم! گمان میکنم یه قاتل حرفه ای هم در لیست کسانی که احساس رو زیر پا قرار دادن قرار میگیره.من اون رو جدا در نظر نگرفتم که شما جداش کردین!
            درنگاه من_ کسی که احساسی رو زیر سوال میبره و نادیده میگیره و باعث مرگی میشه (مرگ لزوما کشتن به معنای عام وریختن خون کسی نیست) _ با یه قاتل حرفه ای هیچ فرقی نداره .
            اگه بنا به مجازات هم باشه ،حکم هر دو میتونه یکی باشه.

      • مهران. گفت:

        آره محمدرضا جان…این حرف رو من یه زمانی کاملاً تجربه کردم..

  • آرش شارقی گفت:

    محمدرضا جان
    متن بالا بعنوان یک نمونه از تحلیل سیستمی جالب بود و ای کاش در همان ابتدا بیشتر در خصوص برداشت سیستمی و ساختار تحلیل توضیح می دادی یا روی قسمت “نگاه ساده انگارانه ی انسانها در خصوص کمک به حیوانات از طریق گیاه خواری، آزارم میدهد…” به عنوان زاویه شخصی ات تاکید می کردی.
    از تنوع پاسخها اینطور به نظر می رسد که بیشتر دوستان اینجا مطلب را با ایده های شخصی خودشان سنجیده اما نوشته تو را نه از نگاه تحلیلگر یک معلم تفکر سیستمی که افراط و تفریط را به چالش کشیده بلکه متنی در رد یا قبول گیاهخواری یا گوشتخواری یا نظایر آن، می بینند.
    از آنجا که موضوع گیاهخواری، گوشتخواری یا همه چیزخواری انسان، سالها مورد بحث پزشکان و خصوصاً متخصصین گوارش بوده (و من به شخصه دلیلی نمی بینم که عقاید شخصی سایرین را در این مورد مبنای تصمیم گیری قرار دهم) و هنوز طرفداران هیچکدام از این نظریات دیگری را قانع نکرده اند، فکر نمی کنم هدف این نوشته هم غیر از بیان نظر شخصی در خصوص “نگاه سطحی” به این موضوع و تحلیل آن از دیدگاه تفکر سیستمی چیز دیگری باشد- اگر برداشت من درست بوده باشد- شاید عنوان مطلب را کمی پررنگ انتخاب کرده ای و این موجب تحریک برخی از دوستان شده است.

  • milad گفت:

    من فکر می کنم اگر انسان ها اصولا کمتر بخورند بهتر هست مگر نه؟

  • محمد نجفی گفت:

    حاصل گفت‌وگوی من با تعدادی از دوستان درباره این یادداشت را در ادامه می‌آورم:

    م.ن: جدای اینکه گوشتخوارید یا گیاهخوار، تا چه حد گوشتخوارید یا در چه سطحی از گیاهخواری روزگار می‌گذرانید، گیاهخوار دائمید یا گیاهخوار هفتگی، به نظر می‌رسد این یادداشت کمابیش مصداقی است برای مغالطه آدمک پوشالی.

    ب.ع: یکی از دوستان نظر داده اند که استدلال نویسنده این یادداشت دچار مغالطه آدمک پوشالی (همان پهلوان پنبه خودمان!) است. یعنی از استدلال گیاهخواران یک پهلوان پنبه ای ساخته تا راحت تر بتواند پنبه اش را بزند! من هنوز مغالطه اش را کشف نکرده ام. دارم فکر می کنم.

    م.ن: این‌که همه چیز گیاهخواری، به کشتن یا نکشتن حیوانات یا آسیب به حیوانات تقلیل یافته است…

    ب.ع: خب اگر این باشد، مغالطه ای در میان نیست. چون برای خیلی ها – از جمله خود من- مهمترین توجیه گیاهخواری، توجیهی اخلاقی است. و اگر کسی نشان دهد که گیاهخواری مستلزم آزار بیشتری است، من با وجدانی آسوده به گوشتخواری ادامه می دهم! (الان هم گوشتخوارم اما با شرمندگی).

    ب.س: گیاهخواری محدود به ممانعت از کشته شدن حیوانها نیست. مولفۀ مهمتر این است که حیوانات کشته شده را به زیر دندان نکِشیم. فراموش نکنیم که گیاهخواری لزوما معادل اصل اهیمسای هندی نیست که مستلزم از بین نبردن هیچ جانوری ولو جانوران موذی باشد.

    ش.ش: نویسنده ی محترم یا خودشان را به کوچه ی علی چپ زده اند یا فراموش کرده اند بگویند که برای سیر کردن این میزان دام که روزانه در دامپروری های صنعتی پرورانده می شوند و روانه ی سلاخ خانه های سیستماتیک، از چه منبع غذایی استفاده می شود.آیا به آنها هوا می خورانند؟بی شک برای تامین این میزان غذای دام،جنگل ها و مراتعی به مراتب بیشتر به زیر کشت می روند.

    آ.ن: ب.ع جان، این استدلال یک اشکال اصلی دارد: در حال حاضر بخش عمده غلات تولید شده در آمریکا (اگر حافظه ام یاری کند حدود هفتاد درصد) خوراک دام و طیور است (و آمریکا به نظرم بزرگترین یا دست کم یکی از بزرگترین تولید کنندگان غلات در دنیا باشد). اگر مصرف گوشت کاهش یابد، تولید انبوه دام و طیور و به تبع کشت غلات و فرسایش زمین های کشاورزی هم به نحو چشمگیری کاهش می یابد، و غلات تولید شده به مراتب بیشتر از نیاز انسانهاست. یعنی با کاهش مصرف گوشت این امکان فراهم می شود که از میزان کشت غلات و به تبع شدّت فرسایش بی رویه زمین های کشاورزی هم تاحدّی کاسته شود.

    ب.ع: آ.ن و ش.ش عزیز از مشارکتتان در بحث ممنونم. استدلالهایتان کاملا ذیربط و ،در نظر اول، مقبول است. اما به گمانم نویسنده این یادداشت هم دست روی نکته مهمی گذاشته ( اینکه گیاهخواری هم مستلزم کشتار سیستماتیک حیوانات است). دانستن این نکته فهم ما را از فضیلت گیاهخواری پیچیده تر می کند.

    م.ن: ب.ع عزیز به نظرم مسأله همین یک دلیل نیست، تقلیل دلایل به یک دلیل و ساده انگاری است. از طرفی این‌که گیاهخواری موجب رنج بیشتر برای حیوانات یا کشته شدن حیوانات بیشتر می‌شود (رژیم غذایی گیاهخواری صرفاً با تبدیل مراتع به مزارع برای کشت گندم و جو تأمین نمی‌شود)، به تنهایی کفایت نمی‌کند تا گوشتخواری توجیه شود. از طرفی نکات آ.ن . ش.ش قابل تأمل جدی است، یعنی پاسخ به این سؤال که برای دامداری صنعتی چه میزان جنگل و مرتع به زمین زراعی تبدیل می‌شود، چه میزان آب خوراکی مصرف می‌شود، چه میزان گاز گلخانه‌ای تولید می‌شود و…

    م.ن: ب.ع عزیز، برای تأمین گوشت موردنیاز، نیازمند زراعت سیستماتیک هستیم اما می‌توان به الگوهایی مانند کشت در آپارتمان یا پشت‌بام و تراس هم فکر کرد که می‌تواند بخشی از رژیم غذایی گیاهخواران را تأمین کند. البته برای گوشتخواران هم گزینه‌هایی هست تا پروتئین گوشتی موردنیازشان را در آپارتمان تأمین کنند تا حیوانات کمتری – احتمالاً – رنج بکشند. چیزی در حدود و مایه‌های رژیم‌های غذایی معمول در آسیای جنوب شرقی!

    آ.ن: ب.ع جان، ادعای مؤلف این است که گیاهخواری مستلزم افزایش سطح زیر کشت زمین های کشاورزی است، و این امر است که “به کشتار سیستماتیک حیوانات” می انجامد. اما مقدمه این استدلال نادرست است. گسترش گیاهخواری اگر به کاهش سطح زیر کشت زمین های کشاورزی نینجامد به افزایش آن نخواهد انجامید. نویسنده مطلقاً به این واقعیت اشاره نمی کند که حجم عظیم غلات تولید شده در دنیا (که بخش عمده ای زمین های کشاورزی را به خود اختصاص داده) برای تغذیه دام و طیور مصرف می شود. یک گاو به طور متوسط روزانه ظاهراً فقط حدود سی کیلوگرم غلّه مصرف می کند (علاوه بر گیاهان دیگر، مثل یونجه). اگر نویسنده نتواند از آن مقدمه اش دفاع کند، نتیجه گیری اش بی مبناست. شما هم بهتر است به جای اینکه به این دستاویزها وجدان تان را خواب کنید، فکر اساسی تری بکنید! 🙂

    ب.ع: دوستان گرامی ام ب.س و م.ن، به نظرم باید زورمان را بگذاریم روی محل نزاعی که آ.ن و ش.ش تقریر کردند. به نظرم موافق و مخالف، بتوانند بر سر این تقریر توافق کنند.

    ع.ص: د.م کجایی؟ متخصص کشف مغالطات استدلالهای ضد گیاهخواری. البته استاد سید حسن اسلامی اردکانی هم استاد کم بدیل این کارند.

    م.ن: م.خ، گیاهخوار نیستی اما مغالطه‌شناس که هستی؟ بی‌خیال صندلی ذخیره شو بیا تو بازی

    ب.ع: آ.ن جان، خودت می دانی گوشتخواری برای من در حکم “اکل میته” است! (در مدتی که گیاهخوار بودم سلامتی ام را از دست دادم). امشب هم برای شام کاهو خورده ام اما از جنبه شخصی قضیه که بگذریم، به نظرم نویسنده بیش از آنکه خواسته باشد از گوشتخواری دفاع کند کوشیده گیاهخواران را به زحمت بیندازد. یعنی اگر فردا روزی همه گیاهخوار شدیم باز هم کشتار سیستماتیک حیوانات در کار خواهد بود.

    آ.آ: تنها ۸۰ درصد غلات مصرفی در دامداری های صنعتی، می تواند غذای کل مردم جهان را تامین کند. برای بدست آوردن یک کالری حیوانی به هفت کالری گیاهی احتیاج است یعنی اگر فراورده های حیوانی مصرف نشود، هفت برابر آن کالری گیاهی وجود خواهد داشت …..

    م.ن: م.ر.ش جهت اطلاع!

    آ.ن: به نظرم از منظر اخلاقي شايد بتوان بر مبناي صورتي از آموزه پيامد ثانوي يا double effect هم عليه استدلال نويسنده موضع گرفت (البته به شرطي كه صورتي از اين آموزه را قابل دفاع بدانيم). در رژيم غذايي تماما گوشتخوارانه قتل حيوانات پيامد مستقيم و مراد عمل ماست، اما در سناريوي مورد بحث نويسنده مرگ حيوانات پيامد ناخواسته و نامطلوب عمل ماست. اگر تمايز اخلاقي مندرج در آموزه يادشده را بپذيريم، اين دو عمل از منظر اخلاقي همسنگ نيست.

    ع.ص: سید حسن اسلامی اخیرا مقاله خوبی منتشر کردند در مجله پژوهشهای اخلاقی دانشگاه قم. با عنوان: دو استدلال اخلاقی بر ضد مصرف گوشت صنعتی. در سایتشون این مقاله قابل دانلوده. جهت اطلاع دوستان:
    http://hassaneslami.com/1392/04/05/two-moral-arguments-against-industrial-meat-consumption-fa

    • رویا گفت:

      چقدر جالب ! چه نظرات هوشمندانه ای ، ممنون
      همچنین ممنون محمد رضای عزیز که فرصت شنیدن نظرات مختلفو فراهم میکنی .. حتی اگه با دیدگاه خودت هم زاویه داشته باشه

  • هاشم گفت:

    يك چيز واون اين كه خب مى گين دو تا ده كيلو گياه خوب اينها رو حيوان مى خوره پس در نتيجه حيوان (موش ومار و…) مى ميره پس يك گوشت خوار از اين لحاظ هم دو تا ١٠برابر +١ يك فرد گياه خوار است با همه اين ها انسان فقط بايد همراه باطبيعت باشد نه مبارزه با اون اين مثال ها از ليتيوم گرفته تا لباس هايمان شامل مى شود ،من به خاطر اين كه خودم رو تحت امتحان قرار بدم چهل روز هيچ گوشتى نخوردم (قبل از اون هر روز دو يا سه وعده گوشت مصرف مى كردم) حس جالبى داشت ولى اين مهم هستش كه انسان ابزار طبيعت نباشد و تحت تاسير هوا و هوس نباشد

  • مرتضی گفت:

    سلام؛
    محمدرضا جان؛
    اواسط متن، احساس میکنم یه چیزی جا افتاده. به صورت کشیده نوشته شده : ــــــــــــــــــــــتخوان
    جمله قبل و بعدش مرتبط نیست.

  • محمد علی هشیار گفت:

    محمد رضا
    نطنز امیز اما اگه سیاسی تلقی بشه حتما نشان داده نخواهد شد
    اما محمد رضا
    نطنز همون بایگاه هسته ای رو منظورم هست
    این نوشته از اون جا درز بیدا کرد
    به جای p به گذاشتم ببخشید

    بس این تحریم های علیه ما صرفا به خاطر این بوده که از دست موش های شهر تهران راحتمون کنن
    میگفتن اگه زبونم لال زلزله بیاد موش ها بیشتر از اوار ها خسارت میزنن
    مرگ بر امریکا

    اخ اخ اخ
    محمد رضا چه قدر درد داره

    در این راستا بنده ی حقیر هم هم گیاه میخورم تا موش ها بمیرند
    و هم میگویم مرگ بر امریکا

  • بابک گفت:

    جناب شعبانعلی، اگر مایل بودید می توانید به بحثی که یادداشت شما در پست زیر برانگیخته هم نگاهی بیندازید:
    https://www.facebook.com/babbaasi/posts/3541038861583?comment_id=2777916&ref=notif&notif_t=like

  • ﻣﺤﻤﻮﺩ گفت:

    ﺳﻼﻡ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ
    ﺳﺆﺍﻝ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻬ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺫﺍﺗﺎ ﮔﯿﺎﻫﺨﻮﺍﺭﻩ ﯾﺎ ﮔﻮﺷﺘﺨﻮﺍﺭ
    وقتﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﮔﻮﺷﺘﺨﻮﺍﺭ ﺭﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ﭼﻨﮓ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻣﯿﺪﺭﻧﺪ ﻭ
    ﻣﻌﺪﻩ ﺍﻧﻬﺎ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻫﺿﻢ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﺎﻡ! ﺍﺳﺖ
    ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺰﺩ ﻭ ﺍﻥ ﻫﻢ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﺍﺩﻭﯾﻪ  ﻭ ﺳﺲ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ
    ﺭﻭﺷﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺫﻫﻦ ﺁﺩﻣﯽ ﺍﺳﺖ
    ﭘﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﺎ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ
    “ﮔﻮﺷﺖ ﭘﺨﺘﻪ ﺧﻮﺍﺭ ” ﺩﺍﺭﯾﻢ ؟!؟!

    • ناشناس گفت:

      سلام
      خوب همين كه انسان امروزي گوشت رو بصورت پخته مصرف ميكنه يعني در طبيعتﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ
      “ﮔﻮﺷﺖ ﭘﺨﺘﻪ ﺧﻮﺍﺭ ” ﺩﺍﺭﯾﻢ !!! طبيعت كه صرفا مربوط به جانواران و گياهان نيست !
      بعدش هم تاثير تغذيه از گوشت رو در روند تكامل انسان هوموساپين نبايد ناديده گرفت.
      از نظر علمي مصرف ۵۰ الي ۱۰۰گرم گوشت در هفته تمام نيازهاي انسان به گوشت رو پوشش ميده.

    • دکتر گفت:

      در معده و سیستم گوارش انسان آنزیم شکستن سلولز یا معده ۴ بخشی وجود نداره و تحقیقات ثابت کرده گیاهخواری منجر به کند ذهنی و سوتعذیه در کودکان میشود که همین اثبات کننده همه چیز خواری انسان هست.

  • سما گفت:

    متن جالبی بود.. تا حالا با این دقت به این موضوع نگاه نکرده بودم..اما کلا” طرز تفکره من اینجوریه: دوروزه دنیا هرچی میخوای بخور بابا.. بیخیاله پرهیز و گیاه خواری و خام خواری 🙂 🙂

  • مهدی گ گفت:

    محمد رضا جان من هم موافق گیاه خواری نیستم
    اما با این وجود تا زمانی می توانم گوشت حیوانات را مصرف کنم که کشتن انها را به چشمم نبینم
    سالهاست اینگونه هستم که اگر یک مرغ جلوی من کشته شود دیگر به هیچ عنوان نمی توانم گوشت ان مرغ را مصرف کنم
    سالهاست که اینگونه ام…..
    موفق باشی

  • مرتضی گفت:

    سلام؛
    یه موضوع رو که شاید یکم بی ربط باشه میخوام اینجا بنویسم.
    همیشه برام سوال بود که چرا در این سالهای اخیر در سطح شهر تعداد گربه هایی که دم یا دست و پای اونها آسیب دیده رو به افزایشه؟
    اولش حس میکردم مردم عمداً با سنگ و چوب گربه ها رو میزنن، و اونا آسیب میبینن.
    تا اینکه یک روز داشتم از کوچه ای عبور میکردم، ناگهان صدایی شبیه این شنیدم: «شلپ!»
    برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم، اونجا علت آسیب دیدن گربه ها رو پیدا کردم.
    سبدهای طوری درب دار یا به قول خودمون سطل آشغال های توری! جلوی ساختمان ها که به منظور قرار دادن آشغال استفاده میشه، علت این امره.
    درب بسیاری از این سبد ها زاویه ۹۰ درجه داره، یه اگر ۹۰ درجه هم نباشه، مستعد اینه که به ناگاه با تکانه ای بسته بشه.
    گربه هایی که برای جستجوی غذا بالای این سبد ها میرن، بعضاً پیش میاد که به این درب ها برخورد میکنن یا به علت لق لق خوردن سبد یا هر علت مسخره دیگه ای، باعث میشن درب این سبد که آهنی هست و سنگین، با شدت بسته بشه.
    این بسته شدن های ناگهانی درب، در اصل گیونی هستش که باعث میشه دم، دست، یا پای گربه های محلتون لای درب گیر کنه و قطع بشه حتی ممکنه اونها رو بکشه یا قطع نخاع بکنه 🙁
    بنظرم واقعاً اگر سبدهای زباله ی جلوی ساختمان ما مستعد آسیب زدن به گربه ای هست ( به سگ های خیابانی هم میتونه آسیب بزنه)، خیلی خوبه تعمیرش کنیم تا این اتفاق نیوفته.
    یا اگر در کوچه ای، خیابانی، پارکی یا هرجای دیگه دیدیم که درب این سبد ها بازه و زاویه درب بصورتی هستش( اکثراً ۹۰ درجه) که احتمال بسته شدن ناگهانی داره، ۱۰ ثانیه وقت بگذاریم و اون درب رو ببندیم.
    یا اگر در به هرنوعی در صنعت ساختمان سازی فعالیت داریم، برای ساختن این سبدها، اونا رو طوری بسازیم که متسعد آسیب زدن به حیوانات نباشه.
    همین 🙂

  • افشینـ . فـ گفت:

    مطلب جالبی بود و میشه بیشتر روش فکر کرد.
    واقعا هیچ وقت از این دیدگاه به گیاهخواری نگاه نکرده بودم.
    احساس میکنم بهتره تمام جوانب گوشت خواری و گیاهخواری رو با هم بسنجیم.
    مثلا برا تولید یک کیلو برنج ۳۰۰ لیتر آب مصرف میشه اما برا تولید یک کیلو گوشت ۱۳۰۰۰ لیتر آب .
    از بین بردن پوشش گیاهی توسط حیوانات از طرف دیگه اشغال زمین های زراعی بیشتر برا کاشت گیاهان.
    و الخ…

  • مژده کریمی گفت:

    خیلی جالب بود واقعاً باید به همه چیز با تفکر سیستمی نگاه کرد. راه رشد همینه. ممنونم معلم عزیز. من ازت یاد میگیریم.

  • سارا نعمتی گفت:

    سلام داداش محمد رضا.من برام یه سوال پیش اومده ، مگر این نیست که ما وقتی دانه ها وحبوبان به صورت بهینه مورد استفاده قرار بگیرن،خاک سطحی به طور اتومات کارامدتر وباارزش تر میشه وما از منابع کمتر استفاده میکنیم تا برای همان تعداد افراد غذا تهیه کنیم. پس ایا گیاهخواری به حفاظت خاک کمک نمیکنه؟ ویا اینکه روزانه جنگل های زیادی اگه اشتباه نکنم درجنگل های استوایی برزیل وسایر مناطق گرمسیری درحال نابود شدن هستن و چون دامداری ها برای پرورش دام زمین بیشتری نیاز دارن و جنگل ها رو نابود میکنن ، جنگل هایی که ذخایر هوای ما رو تصفیه میکنن وشامل منابع گیاهی برای ساخت دارو های جدید است این تخریب غیر قابل جبران است.واینکه مگر جایی خیلی وقت پیش جایی خوندم درست عددش یادم نیست ولی فکر کنم این بود که ۱۶ پوند دانه سویا وجبوبات برای تولید ۱پوند گوشت گاو مصرف میشه ایا با خوردن مستقیم حبوبات و سویا مابه محیط زیست کمک بیشتری نمیکنیم؟؟؟
    ولی خدایش من یکی نمیتونم گیاهخوار بشم. ولی به نظر میرسه گیاهخواری مفیدتر برای بدن و محیط زیست باشه.
    یه سوال دیگه ایا گیاهخواری در صرفه جویی سوخت فسیلی تاثیر داره؟

  • مريم .ر گفت:

    افراط و تفريط هردو مضره. همونطور كه خوردن بيش از حد گوشت براي بدن ضرر داره حذف كردن همه ي فرآورده هاي حيواني هم به بدن آسيب ميرسونه.

  • پگاه گفت:

    البته کسی که م یخواد گیاهخوار بشه باید خیلی خیلی نسبت به برنامه تغذیش دقیق باشه چون فقط گوشت قرمزه که کل پروتیینهای مورد نیاز بدن رو داره….این افراد اگر واقعا هیچ گوشتی نمی خورن خوردن تحم مرغ حتما باید تو برنامه غذایی هرروزشون باشه….و از اونجا که میگن ما همونی هستمی که میخوریم این اقراد روحیه خیلی آروم و لطیفی پیدا میکنن و تا حد زیادی اون حس رقابت و خشم درونشون از بین میره که شاید این خصوصیات برای آدمی که میخواد تو این جامعه زندگی کنه زیاد جالب نباشه مخصوصا اگر مرد هم باشه….به نظرم کسایی که گیاهخوار ی رو دوره ای تجربه میکنن بهتر هستن تا کسایی که برای طولانی مدت این کار رو میکنن من هردو مدلش رو دیدم گروه دوم خیلی بیحال و وسواسی هستن الیته شایداونایی که من دیدم اینطور بودن…یه نکته دیگه اینکه بهتره گوشت قرمز رو کم مصرف کنیم مثلا هفته ای یک بار یا حتی کمتر و تا اونجا که میشه گوشت سفید رو جایگزین کرد..آقای الیاس هم درست میگن گیاهخواری همراه هست با یک حس سبکی چه روحی چه جسمی…در آخر که افراط و تفریط تو هرچیزی بده خوبه از تمام نعمتها لذت ببریم و بخوریم و بیاشامیم که دنیا دو روزه… 🙂

    • سارا نعمتی گفت:

      سلام پگاه جان. خواستم بگم من واقعا یه حس خوبی بهت دارم. نمیدونم چرا؟ اما دوست داشتم اینو بگم. شاید خیلی بیربط به نظر بیاد. اما این حس الان منه یعنی جمعه ۱۰/۸/۹۲ ساعت ۳ بعد از ظهر. من کاری کردم که هیچ وقت نمیکنم اونم اقرار احساسم به بقیه و فکر کنم به لطف رادیو مذاکره های داداش محمد رضا و T.A تونستم از قید وبند های والد سرکوب گرم لحظه ای بیرون بیام واز این بابت خوشحالم. ودلیل احساس خوبم به تو شاید این باشه که من دختر عمه ای به اسم پگاه داشتم ودیگه اون امروز بین ما نیست ومن عجیب با دیدن اسم تو یاد اون افتادم. یه جورایی احساس میکنم با این اقرار اونو دارم خوشحال میکنم.

      • پگاه گفت:

        سلام سارای عزیزم چه اقرار زیبایی 🙂 .البته مسلمه خیلی هم برات سخت بوده …من که خوشم اومد از این اقرار مخصوصا از اون بخش استدلالت و دنبال دلیل بودنت ولی دو تا نکته دوستم……….
        این کارو تمرین کن خیلی خیلی زیاد از مجازی تا واقعی نمی دونم الان با مردی توی رابطه هستی یا نه ولی این ابراز احساسات کلامی خیلی خیلی مهمه تو یک رابطه احساسی با مرد همراهت یکی دیگه هم اینکه جالب بود برام چرا اینقدر دنبال دلیل میگشتی برای این حست البته خودت هم گفتی یک حسه که الان بروزش دادی ولی خیلی وقتا نیازی به تفسیر حسهامون نداریم چه تفسیری بهتر از اینکه این حسه منه و از قلبم ریشه میگیره…….اول صبحی کامنتت خنده رو به لبم آورد ممنونم از این اقرار زیبا شاد باشی و سلامت

  • مریم1992 گفت:

    واقعا عالی بود! کاملا باهات موافقم محمدرضا…
    به همین دلایل هیچوقت طرفدار رژیم گیاهخواری نبودم چون این موضوع خیلی بدیهی که چنین فعالیت هایی نظم کل اکوسیستم رو بهم میزنه و تعادل در چرخه های زندگی بهم میخوره ، و از اون گدشته اساسا بدن انسان به رژیم متعادلی از گیاه و گوشت احتیاج داره…
    بنظرم ترویج صرف هر کدوم از رژیم گیاهخواری و یا گوشت خواری افراط و تفریط… و نظر تو که گفتی حداقل آسیب به جانوران برسه رو خیلی دوس داشتم. اما امیدوارم راهکارهای بهتری برای این مسئله اندیشیده بشه.
    و یه نکته راجب رژیم های گیاهی اینه که :
    سلولز بیشترین ترکیب آلی طبیعت رو تشکیل میده و به صورت رشته هایی محکم در ساختار دیواره سلولی گیاهان شرکت داره . و نکته قابل تامل :
    انسان آنزیمی که بتونه پیوند بین مولکولهای گلوکز رو در مولکول سلولز هیدرولیز کنه نمی سازه، بنابراین سلولزی که در مواد غذایی وجود داره ، بدون گوارش یافتن از بدن دفع میشه! .( البته همین الیاف سلولزی برای کار منظم روده ها و جلوگیری از بعضی بیماریهای گوارشی مفیده ).
    بنابراین غلضت مواد غذایی قابل جذب در غذاهای گیاهی بسیار کمتر از غذاهای جانوریه… و به تنهایی انرژی و مواد مورد نیاز برای نیاز بدن رو تامین نمیکنه.

  • الیاس گفت:

    با سلام
    از جنبه دیگری هم می توان ترویج گیاه خواری را دید
    این که اساسا بدن انسان طوری طراحی شده است که فقط می تواند غلات -گیاهان میوه جات و سبزیجات را مصرف کند آن ها را به راحتی هضم کند
    در غیر این صورت به بدن فشار اضافه تحمیل خواهد شد
    گوشت توصیه شده است ماهی یکبار آن هم برای تنوع و لذت

    • شاید هم بشه گفت که بدن طراحی نمیشه بلکه در مسیر تکامل به یک وضعیتی میرسه. طراحی بدن طی میلیونها سال در حال تغییر و شکل گرفتنه.
      دندانهای جلوی ما امروز به نظر نمیرسه برای گیاهخواری باشه

      • سجاد گفت:

        پدر های ژنتیگی ما (بوزینه ها)۳۰% رژیم غذاییشون گوشتی هست. بعید میدم ما گوشت خوار نباشیم. اگه خودمون رو با طبیعت وفق ندیم راهی جز نابودی نداریم.

        نکته اساسی که خیلی از دوستان هم اشاره کردن عدم افراط در مصرف گوشت هستش که معمولا تو رژیم غذایی ما ایرانی ها مصرف گوشت اصرافی نیست.

        • الیاس گفت:

          این که اجداد ما انسان ها حیوانات بودند ، باور کردنش برای من خیلی سخته
          به نظر من یه جورایی توهین به خودمونه و خالق خودمون

          • من فکر میکنم حیوانات هم احساس توهین میکنند اگر ما خودمون رو برتر از اونها بدونیم.

            داستان موسی و آن سگ یادت هست الیاس جان؟

          • الیاس گفت:

            با نوشته جدیدتون موافقم
            به نظر من ما انسان ها قابلیت برتر بودن را داریم اما ممکن است پست تر هم بشویم
            حق با شماست
            زیاد مهم نیست که اجداد ما میمون بودند یا نه
            فکر می کنم
            مهم اینه که بتونیم از قابلیت مون استفاده کنیم
            امیدوارم
            سپاسگزارم از شما

      • الیاس گفت:

        فکر می کنم این بلا رو خودمون سر بدنمون آوردیم
        به بهترین وجه ممکن بدن انسان خودش رو با بلاهایی که سرش میاریم تطبیق میده
        مثلا این که بیشتر از نیاز بدنمون مواد غذایی مصرف کنیم – بهترین مکانیزم رو از خودش نشون میده و غذا ها رو به صورت چربی ذخیره می کنه ( می تونم بگم چاقی یه جور نعمته )
        اجدادمون گوشت زیاد می خوردند و دندون ها خودش رو به این حالت در آورده
        و به نظر من یه تغییر کوچیکه در مقابل کل بدن انسان
        و اگر تکاملی هم در کار باشد ۸۰ تا ۱۰۰ است نه صفر تا صد
        حداقلش اینه که بدن ما یک طراحی اولیه ای داشته

    • سعیده (آذر) گفت:

      «این که اساسا بدن انسان طوری طراحی شده است که فقط می تواند غلات -گیاهان میوه جات و سبزیجات را مصرف کند آن ها را به راحتی هضم کند»

      این مطلب رو از چه منبعی استفاده کردید؟؟؟