کتابخوانی و اینکه چگونه کتابخوان شویم؟

این مطلب، توسعه یافته و تکمیل شده و به متمم منتقل شده است:

لینک محل جدید مطلب درباره کتابخوانی

ضمن اینکه ممکن است مطالب سری #مهارت یادگیری در متمم هم که از همین جنس است، برای شما مفید باشد.

 

 

+395
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


135 نظر بر روی پست “کتابخوانی و اینکه چگونه کتابخوان شویم؟

  • چ گفت:

    من معمولا همزمان خوندن چندتا کتاب رو شروع میکنم. معمولا هم بینشون یک کتاب با قطر کم و حجم کمتر انتخاب میکنم که فقط توی کیف دستیمه و اصلا توی خونه نمیخونمش. فقط در راه و اینا…

  • علی گفت:

    سلام
    چند وقتیه میخوام کتابخون شم ولی بخاطر همین دلایل بالا و بهانه تراشی های خودم شروع نکردم با اینکه حدود یک ماهه پیش کتاب مزرعه حیوانات رو خوندم و واقعا لذت بردم طوری که کتاب ۱۳۰ ای رو یکروزه خوندم.
    اون لیست ۱۰۰۱ کتابی که قبل از مرگ رو که باید خودن پیذا کردم ولی باز نمیتونم گروهی تشکیل دهید که منم به اون گروه کتابخونا بپیوندم که از اون لیست خوباشو بدرد بخوراشو بگید بخونیم

  • shirin گفت:

    خیلی خیلی ممنون از این طرح خوب … خیلی خوبه که راجع به کتابها باهم بحث کنیم خیلی کمک کنندس 🙂

  • حسن گفت:

    در ضمن من موارد ۶ و ۸ را تجربه کردم و واقعا تجربه ای لذتبخش و موثر است! از آنجایی که ممکن است دوستانتان به مطالبی از کتاب اشاره کنند که از دید شما پنهان مانده باشد!!

  • حسن گفت:

    ممنون بابت این مطالب ارزنده و به قولی خوراک های شعوری که به مخاطبتان می دهید! ممنون به تازگی به خوانندگان وبلاگتون ‍‍پیوستم، و تا حالا خیلی برام مفید بوده! در پناه خداوند می بینمتان

  • سارا گفت:

    اختیار دارید استاد 🙂

  • سلام بزرگوار؛
    یک. نمی‌دانم با تکنیک‌های مطالعه و نقشه‌های حافظه «تونی بوزان» آشنا هستید یا خیر! اگر آری که هیچ، اما اگر آشنا نیستید توصیه می‌کنم تحقیق مختصری در این‌باره انجام دهید. خلاصه‌اش این است که خواندن، بخش کوچکی از فرایند مطالعه است و فرایند مطالعه خود داستان مستقل و جذابی دارد!
    دو. اگر داستان مطالعه را از منظر شیوه‌های یادگیری (Learning Style) که توسط جناب D.Kolb معرفی شده بنگریم، شرایط و قضاوت‌مان درباره علاقه به کتاب و کتاب‌خوانی تغییر می‌کند.
    سه. از آنجا که تحصیلات و تجربه‌تان در حوزه مهندسی بوده، به گمانم ذهن‌تان مدل‌ساز و الگویاب است. شاید شیوه جالبی که برخی آیین‌ها سرخ‌پوستی درباره دیدن استفاده می‌کنند به طور غیرمستقیم درباره کتاب‌خوانی هم صدق کند.

    زیاده جسارت بود و به مسیری که گذرش را بی‌پیرایه توصیه‌ می‌کنید علاقمندم و اساسی دعاگوی‌تان هستم.

    توفیق یارتان بزرگوار

    • جواد جان.
      خیلی یادآوری به جایی بود. ممنونم. اتفاقاً من هم برای خلاصه نویسی، در ذهنم بود که اشاره ای به تکنیک تونی بوزان داشته باشم. به نظر خیلی ساده میرسه ولی واقعاً کاربردیه.
      نرم افزارهایی مثل MindManager و MindMapper هم کمک میکنند که این کار راحت تر انجام بشه. من خودم یک درخت بزرگ به اسم My Life در کامپیوترم تعریف کرده ام که اگر پرینت بگیریم شاید بیشتر از یک صفحه A0 بشه. و خیلی بهم در نظم بخشیدن به فکرم کمک میکنه.
      مورد دو را هم جداگانه به آن می پردازیم.
      اما مورد سه رو نمیفهمم و نمیدونم. خیلی خوشحال میشم برام بیشتر توضیح بدی اگر امکان داره البته.

      • هیوا گفت:

        اسم برنامه ای که تونی بازان ریلیز میکنه iMindMap هست.
        اشاره به تکنیک هایی که از سمت چپ حافظه برای به خاطر سپاری، نگهداری و یادآوری اطلاعات استفاده میکنن هم جالبه که احتمالا بهشون اشاره میکنید. همچنین روشهایی برای خلاصه نویسی ، نت برداری، مرور صحیح ..
        راستی نظرتون در مورد کتابخون دیجیتالی مثلاَ کیندلِ آمازون چیه ؟

        • هیوا من توی پست هم نوشتم.
          من خودم زیاد دیجیتال میخونم (خصوصاً با توجه به اینکه آمازون تحویل کتاب به ایران نداره، برام خرید کتاب دیجیتال راحت تر و سریع تره). اما هنوز احساس من اینه که برای شروع کتابخوانی و افزایش حوصله، کتابخوانی کاغذی میتونه موثر باشه.
          مطالعه روی صفحه لپ تاپ یا کیندل و …، که با فشار انگشت بر یک نقطه، میشه به سادگی یک متن رو رها کرد- احساس میکنم – میتونه از بی حوصلگی ما حمایت کنه…

      • جواد گفت:

        سلام دوباره؛
        کتابی هست با نام «آموزش‌های دون‌خوان» که توسط یک محقق آلمانی به نام «لوتار. ا. لوتگه» نوشته شده و عصاره نظامی آموزشی است که «کارلوس کاستاندا» و «فلوریندا دانر» تجربه‌شون کرده‌اند. تو این کتاب درباره دنیای این حضرات صحبت کرده و به طور ویژه درباره چند تکنیک ویژه صحبت کرده که «دیدن» یکی از اونهاست که صرف‌نظر از مباحث آیینی یا به قول برخی دوستان، شبه‌عرفانی که ارائه می‌کند، برای ارتقای کیفیت زندگی فوق‌العاده است. کتاب مذبور رو به گمانم انشتارات میترا منتشر کرده.

        ارادت بسیار!

  • رها گفت:

    بابا محمدرضا .من یه اعتراف بکنم.(با در نظر گرفتن نقل قول اشتباه واعتراف 😉
    بابا من مغزم هنگ کرده
    باور نمیکنی ؟!!!
    مجبوری که باور کنی .الان دلیلش رو میگم

    قدیم تر ها ، اعضای قبیله نق میزدن که ،محمدرضا کجایی چیز ی نمینویسی و ازاین حرفها
    اما به نظرم همین روزاست که همگی اهل قبیله بیان و«اعتراف» کنن که یه کم روند رو کند کنید .یا اینکه بگن آقا معلم درسا زیاد شده ؛ما دستامون درد گرفته از بس مشق نوشتیم 🙂

    من که حوصله ام خیلی سر رفت با خوندن این مطلب کم خاصیت «چگونه کتاب خوان شویم» واین نوشته هایی که هر روز هر روز عین « بائوباب » اینجا رشد میکنن ! اما شما باور نکن!

  • مهدی (M) گفت:

    سلام معلم
    نظرتون در مورد های لایت کردن در هنگام مطلعه چیست؟

  • مرتضی گفت:

    بهترین راه اینه که افراد زبان انگلیسی خودشون رو تقویت کنند و از دنیای کتاب های مزخرف ترجمه شده بیان بیرون.
    کسی که کتاب زبان اصلی Management نوشته Stephen P. Robbins رو با اون صفحه آرایی جذاب و فونت های زیبا و
    گرافیک سرشار از انرژی رو خونده باشه،روح خودشو با کتب ترجمه شده سیاه و سفید با فونت تکراری و ملال آور و صحافی
    نامرغوب فرسوده میکنه؟
    لذتی که از خوندن کتاب زبان اصلی کاتلر بدست میاد، از کدوم ترجمه بدست اومده؟
    کتابهای سال ۱۹۴۰ رو هم بذاریم کنار کتاب های فعلی ما، بازهم جذابتر بنظر میان.
    کتاب علمی رو با همون ادبیات مینویسیم که روزنامه همشهری رو مینویسیم، کتاب پزشکی رو همونطور مینویسیم که کتاب داستان رو. فونت مجله خانواده ما با فونت کتاب رفتار مصرف کننده ما یکسانه.
    بچه که بودیم تو خیابون طلق های رنگی میفروختن که مردم میچسبوندن به صفحه تلویزیون سیاه و سفید تا تصویر رنگی بشه! فکر کنم باید روی کتاب های خودمون هم طلق بچسبونیم تا شاید قابل تحمل بشه!
    متاسفانه اختلاف کتاب های ما با کتب روز دنیا، مثل اختلاف فیلم ممل آمریکایی با گلادیاتوره.
    بنظرم مهم تر از اینکه چقدر بخونیم و چطور بخونیم، اینه که چه کتابی بخونیم.
    یک خوبی دیگه کتاب زبان اصلی اینه که چون زبان مادری نیست، برای فهمیدنش ناخودآگاه میزان تمرکز روی محتوا افزایش پیدا میکنه. من خودم پاراگرافی رو که انگلیسی باشه با یکبار خوندن یاد میگیرم، ولی فارسی اون رو باید چندبار بگردم و تکرار کنم تا بتونم روش متمرکز بشم.

  • هدا گفت:

    خیلی خوبه که محلی برای خوندن کتابها وبحث در مورد اونها قرار میدین این کارو خیلی خیلی خوبه !!!

  • الناز گفت:

    ممنون استاد به خاطر بودنتون!
    تو شرکتم یه مدیری داشتم که عاشورا تاسوعا یا مناسبتهای اینچنینی کتاب می خرید و خیرات می داد و یا بعضی کنابهاشو که می خوند روی صفحه اولش می نوشت که من این کتابو خوندم و می خوام تو هم بخونی و به نفر بعدی هدیه بدی! بعد توی پارکی،اتوبوسی، تاکسی می ذاشت تا یکی برداره و بخونه! و شاید این کتاب دست به دست بین یه عالمه آدم بگرده! کارش برام جالب بود.

  • saeed گفت:

    با عرض سلام به همه دوستان و ممنون از نظرات ارزنده همه عزیزان
    به نظر من مهم ترین بحث تو کتابخونی علاقه هست یعنی اگه به موضوع و محتوای کتاب علاقه داشته باشیم اولین قدم رو برداشتیم …حال فرض می کنیم از یک کتاب خوشمان امده و آن را می خریم و حال میریم سر وقت خوندن این کتاب…بعضی ها همه کتاب رو میخونند و بعضی ها هم نه!
    اونایی که نمیتونند همه کتاب رو بخونند یه جورایی حق دارن یه جورایی هم نه!مثلا ممکنه متن کتاب اینقدر خشک باشه که مخاطب نتونه ارتباط برقرار کنه(خودم بالای بیست کتاب رو با علاقه و عشق خریدم اما بعد از خوندن چندین صفحه نیمه کاره رها کردم)
    خیلی ها ممکنه به دلیل کمبود وقت و حوصله اون رو نیمه کاره رها کنند ولی کسی که واقعا کتاب رو دوست داشته باشه کمبود وقت و این جور چیزا واسش معنی نمیده و هر طور شده میخونه کتاب رو!
    دوست عزیزمون پگاه فرمودند که هدف از خوندن کتاب چی هست که اینم میتونه تو خوندن کتاب تاثیر داشته باشه
    یه نفر واسه سرگرمی میخونه یه نفر واسه کسب تجربه و …
    و نکته اخر که به نظر من خیلی مهمه سطخپح توقع هست!
    شما یه کتاب رو میبینید و می خرید به امید اینکه اون چیزی که دوست داشتید و مد نظرتون بوده رو مطالعه کنید اما بعد که وارد کتاب می شید می بینید نه واقعا اون چیزی که می خواستید نبودهه و همونجاست که کتاب رو رها می کنید…
    به امید جامعه سرشار از کتاب خوان البته از نوع مفیدش!

  • حمید رضا گفت:

    سلام
    یه پیشنهاد داشتم ، امیدوارم مفید باشه .
    قبلا با تعدادی از دوستان قرار گذاشته بودیم که یک کتاب رو با هم شروع کنیم و تقریبا با هم تموم کنیم . آخرش هم می تونستیم خوب با هم بحث کنیم و توی پیشرفت مطالعاتی یه جورایی کل کل می شد!
    فکر می کنم دوستانی که اینجا میان اکثرا دنبال بحث های مدیریتی ، مذاکره و تا حدودی رفتار شناسی هستند و میشه با معرفی شما کتابهای خوبی رو برای مطالعه داشته باشیم
    ضمنا اگر فضای چت هم توی سایت باشه می تونه بحث های خوبی بین دوستان شکل بگیره

  • حامد گلچین گفت:

    سلام استاد
    اختیار دارید این چه حرفیه ؟؟؟
    متن بی خاصیت !!!
    من یه کتابخونه حرفه ایم وقتی داشتم متنو میخوندم همش به این فکر میکردم که محمد رضا چه قددددددددددددددددر فکر کرده و از همه جوانب دیده قضیه رو و واقعا لذت بردم از این وسعت فکر
    عالی بود آقا عاااااااااااااااالی

  • مریم گفت:

    عالی بود
    منم همیشه یه کتاب همراهمه. تو اتبوس مخصوصا خیلی استفاده میکنم
    من یه نظری دارم
    عضو کتابخونه عمومی بشید
    کتاب ها رو بخونید
    بعد اگه خوشتون اومد اونا رو بخرید
    چون بعضی از کتابا هستن ک واقعا ارزش خوندن ندارن. یا اینکه یه بار خوندنشون کفایت میکنه. ولی بعضی دیگه واقعا نیاز دارن ک چندین بار خونده بشن. و نیاز هست ک تو کتابخونه خونه مون اونارو داشته باشیم.
    یه امکان خوبی ک توی کتابخونه های عمومی برای اعضا هست اینه ک میشه کتاب مورد نظرتونو سافرش بدید تا بصورت کاملا رایگان براتون بیاد کتابخونه. بعد تصمیم ب خرید یا نخریدن اون بکنید.

  • امير قرباني گفت:

    سلام محمد رضا
    چجوری باید مطالب به خاطر بسپاریم ؟ شاید جواب سوالم کلیشه هایی از قبیل خلاصه برداری، حاشیه نووسی، و مرور مطالب به صورت ۱- حفظ کردن مطلب ۲- مرور آن بعد از ۳۰ دقیقه ۳- مرور در روز بعد ۴- مرور ۳روز بعد ۵- مرور یک هفته بعد ۶- مرور یک ماه بعد باشه درصورتی که حجم مطالعه بره بالا با حجم زیادی از اطلاعات درگیر می شی که نمی دونی چجوری مرتبش کنی برای درک بهتر شرایطی رو تصور کنید که شما تنها به دنبال یک جمله جالب از نیچه می گردید و باید خلاصه های ۵ کتاب رو بخونید تا یک جمله پیدا کنید. حالا با این تفاسیر واقعا چجوری باید مطالب به خاطر بسپاریم

  • مفتش گفت:

    ممنونم برای مطلب خوب و مفیدتون. باز هم مطالب جدید یاد گرفتم 🙂

    من هم به همراه چند تن از دوستانم صفحه ای داریم توی فیسبوک که درباره «کتاب» و کتابخوانی حرف میزنیم. این مطلب رو هم به صورت خلاصه همراه با لینک در اونجا قرار میدم.

    https://www.facebook.com/moarefiketab

  • الهام گفت:

    سلام . به خودم امیدوار شدم چون تا آخر متن را با دقت خوندم. واقعا یکی از معضلات من کتابهای نیمه تمام هستند.دوست دارم کتابخون بشم.

  • امیر محمد گفت:

    محمدرضا جان، لطفا بفرمایید اگه وقت کنید کدوم ایمیلتون رو چک میکنید.آدرسش رو بفرمایید.ممنون

  • بهرام گفت:

    من در طول روز خیلی خوب از فرصت ها برای مطالعه استفاده میکنم و کتابهای مختلفی میخونم.

    اما اصلا حال مطالعه کتابهای درسی ندارم و موقع خوندنشون واقعا بهم فشار میاد

    مهندس میشه راهنایی کنیید؟

  • محسن گفت:

    بسیار عالی بود، به امید اینکه فرهنگ کتاب در کشورمان بیش از پیش رونق پیدا کند.

  • ص.شویکلو گفت:

    عالی بود محمدرضا. دقیقا این همین کارهاییه که منو کتابخون کردش. به دوستان هم توصیه می کنم حتما یک دفتر چه ی کوچک برای لیست کردن کتاب ها به صورت موضوعی ایجاد کنن که واقعا به درد می خوره . این لیست توی پیدا کردن تاب ها حتی توی نمایشگاه ها و نت و کتابخانه خیلی موجب صرفه جویی میشه.تجربه خودم اینه که من خودم عضو کتابخانه هستم و کتاب هایی رو که می خونم در یک سر رسید کوچک در حد ۱-۲ صفحه خلاصه می کنم و چند جمله زیباشونو می نویسم. این کار خیلی ذهن منو اماده کرده . خلاصه برداریم و فوکوسم روی مطالب مهم کتابها رو بیتر کرده،
    راستی من توی وبلاگم هم خلاصه ای کتاب هایی رو که می خونم می ذارم.

  • الهام گفت:

    من کتابهای غیردرسی رو راحت تر می خونم،اگه کتاب واسم جذابیت هم داشته باشه مثل کتابهای شریعتی و جبران خلیل و… که تا تمامش نکنم کتاب رو کنار نمیذارم،گاهی ۴-۵ساعت متوالی مطالعه میکنم. اما در مورد کتابهای درسی اینجوری نیست بخصوص که رشتم سنگینه و یادگیری مطالب سخته، البته آخرش می خونم ولی مطالعه دیگه برام لذت بخش نیست و در نتیجه حداقل کتابهایی که لازمه رو می خونم. یه مشکل دیگه که مطالعه رو برام سخت می کنه اینه که ترجمه واسم سخته و کند پیش میرم و خسته میشم که فکر کنم باید اول زبان انگلیسیم رو تقویت کنم بخصوص که تمام کتابهای درسیم زبان اصلی هست!!

  • پگاه گفت:

    سلاممم…خب من متن و تا آخر خوندم..به یک دلیل چون جز موضوعات مورد علاقه منه…در مورد بحث کتابخونی هم فکر میکنم مهمترین موضوع همینه اصلا چرا می خوایم کتاب بخونیم به قول نیچه کسی که چرایی هر قضیه ای را بیابد با هر چگونه ای خواهد ساخت…با مورد ۵ موافقم علاوه بر اون صفات که داریم کم حوصلگی هم داریم و همین باعث میشه بریم سمت هدینگ خونی حتی تو همین وبلاگها هم یه سرچی کنیم متوجه میشیم چه وبلاگهایی پر خواننده هستن اکثرا وبلاگهایی که مینیمال مینویسن و اکثرا روزمره نویسی دارن…اینا عادتهای ملی ماست…به نظر من وقتی بدونیم چرا کتاب می خونیم اونوقت واقعا از کتابخوندن لذت میبریم و دیگه مواردی مثل زنگ موبایل و ایمیل و دیجیتال و غیر دیجیتال زیاد مهم نیست شاید در سرعت و درک عمیقتر مهم باشه ولی عامل اصلی همون انگیزه و خواستنس در واقع زمانی که کتابخونی بشه جز هابی ما ….پس اون چرایی خیلی خیلی مهمتر تره که هرکس باید به خودش جواب بده…چرا کتاب می خونم و چرا این کتاب رو می خونم…در مورد مواردی که عنوان کردید
    تندخوانی تا حدی می تونه موثر باشه با توجه به اینکه من تجربش و داشتم ولی زمانی می تونه تاثیر گذار باشه که تکنیکها رو تمرین کنیم یعنی کتاب بخونیم …با مورد دو موافقم کاملا د رمورد مورد سوم زیاد تاثیر گذار نمیدونم این قضیه رو مخصوصا وقتی واقعا کتاب مورد علاقه رو میخونی..مورد چهارم هم مهمه که یک مکان خوب داشته باشیم برای این خلوت خودمون با کتابهای مورد علاقمون..مورد ۵ رو ۱۰۰ درصد قبول دارم..موارد ۶ و ۷ و ۸ و ۹ هم پیشنهادهای ارزنده ای بود که گفتید…ولی به نظرم جای یک چیز اینجا خالیه…
    کتابخوندن در واقع یک جور غذا رسوندن به مغز و روح و روانمون هست زمانی این کتاب خوندن موثر واقع میشه و انگیزه برای خوندن بیشتر وبیشتر تر که همراه باشه با فعالیت فیزیکی مناسب…به فرض که آدمی هزار کتاب هم بخونه وقتی سلامت و جسم و فیزیک خوبی برای عملی کردن اون نظریه ها و ایده هایی که یاد گرفته نداشته باشه در عمل صفر چنین شخصی یا به بدن خودش زور میگه و خودش و دچار تحلیل زودرس میکنه یا اینکه به دلیل جسم و روان خسته و فرسوده نمی تونه چیزهایی روکه خونده درست درک کنه و به کار بگیره…جسم و روان و ذهن یک مجموعن که باید با هم تقویت بشن و به همه اونها اهمیت داده بشه…این نوشته اصلا بی ربط به کتاب خونی نیست اگر شما هردورو با هم تجربه کنید فعالیت جسمی مناسب به همراه تغذیه روحی مناسب ربطش رو کامل درک میکنید…در کل که می خوام بگم اگر روزی ۱یک ساعت وقت میذارید برای کتاب خوندن بیست دقیقه وقت بزارید برای ورزش…این دو در کنار هم هم افزایی زیادی داره…

  • رها(اسفند) گفت:

    من هم از کتابخوانی خیلی لذت می برم (البته کتابهای تاریخی و ادبی و گاهی فلسفی برایم ارجح تره).
    و همیشه سعی بر این داشتم که ورانی کردن (زود خواندن بی دانستن ) را نداشته باشم.
    (از این رو، ورانی بخواند تا زود به پایان برسد،سودی نخواهد برد…)
    ممنون از راهنمایی های همیشه مفیدتان…
    و در ضمن مگر می شود گنج نوشته هایتان را با بی حوصلگی خواند؟؟؟!!!!

  • مسعود گفت:

    محمد رضای عزیز
    سلام
    یادمه یه تصویری از دستنوشته ات از کلاس TAرو که چیدمان متفاوت و جالبی داشت رو به نمایش گذاشته بودی ، حتما حین مطالعه شخصی ات هم این کار را انجام میدهی.
    همه تکنیک های مطالعاتی رو به خوبی گفتی ، استراتزی خلاصه بردای هم مسئله ی در خور تاملی ایست !
    خلاصه برداری در کلاس ، سمینار ، حین مطالععه دروس تخصصی و یا حتی کتاب های عمومی .
    اینکه حین مطالعه باشد یا بعد از اتمام کتاب؟
    واژه محور باشد یا جمله محور ؟
    چگونه دستوشته ای فراهم کنیم که ۲سال بعد هم رجوع کردیم بتونیم ۷۰ درصد محتوا رو بازیادآوری کنیم؟
    اصول و فنون خلاصه نویسی؟
    مرسی

  • مهناز گفت:

    بسیار مشتاق تولد لینک “کتاب-فیلم و سایت “هستم
    این همون چیزیه که وقتی کسی که حس میکنم عقایدش ،افکارش هم سنخ با من هست ازش میپرسم که بهترین کتاب یا فیلم یا اثر هنری ..که دیدی و به نظرت بیشترین تغییر زاویه رو به سمت خوبی در زندگیت داشته چیه؟
    قطعا یکی از بهترین کتابهای من” استاد عشق” شرحی از زندگی دکتر حسابی هست که ارادتمندشون بوده وهستم.روحش قرین شادی باد

  • ریحانه گفت:

    سلام
    “بسیاری از ما، مطالعه را نه با هدف افزایش اطلاعات و دانسته ها و باز شدن افق دید، بلکه برای فرار از مشکلات و مسائل روزمره انتخاب میکنیم.”
    این جمله مشمول حال من میشه.در چنین وقتهایی سرعت مطالعه ام به حدی بالا میره که یک کتاب ۸۰۰ صفحه ای البته از نوع رمان را در عرض دو روز تمام میکنم.و شایدم زودتر.طوری در کتاب غرق میشم که گذشت روز برام بی معناست با کتاب میخوابم و بیدار میشم.
    اما وقتیکه قراره یک کتاب ۲۰۰ صفحه مربوط به رشته ام را بخوانم ۱ ماه پشت گوش میندازم.

  • محمود گفت:

    سلام
    اگر یک مدرسه میساختى نمیتونست به اندازه نوشتن این متن مفید باشه
    من باور دارم که تو یک نعمتى محمدرضا
    خدا رو شکر که میشناسمت

  • امید گفت:

    سلام
    خیلی ممنون .

  • hossein گفت:

    مطالب بسیار خوبی بود .من یه مشکل دارم ،وقتی خواندن یک کتاب را شروع میکنم بفاصله چند صفحه خواندن خوابم میگیره.!
    نظری دارید؟

  • مسعود گفت:

    یادگیری، اساساً برقراری ارتباط بین آموخته های جدید و دانسته های قبلی است و کسی که شتابزده کتاب میخواند، ممکن است کتاب را به شکل کامل بخواند و بفهمد، اما الزاماً کتاب را «یاد» نمیگیرد.

    عالی… برای تقویت مطالعه ، از این نسخه شروع میکنم. سپاس

  • گیشار گفت:

    یه تیکه ی شراب رو خوب اومدی که باید بعضی کتابا رو جرعه جرعه نوشید و یه تیکه ی آخرش که گفتی که می تونیم هر متن کم خاصیتی رو بخونیم. خلاصه حال کردم با این. البته ما همچنان به کتاب خوانی ادامه می دهیم..

  • ارزو گفت:

    شما انقدر زیبا مینویسید که هر فرد بی ذوقی رو هم ترغیب به خوندن می کنید،می تونم خواهش کنم بخشی رو هم به معرفی کتاب اختصاص هید؟

  • علی گفت:

    سلام
    خوب بود دوست داشتم .می خواستم یه چیزی اضافه کنم در مورد اون کتاب هایی که گفتی نصفه نیمه ول می کنیم …یه پیشنهاد داشتم …بعضی اوقات ارزش داره کمی صبور باشیم تو کتاب خوندن ..اشکالی نداره یه رمان یا کتاب خوندنش طول بکشه و در کنارش می تونید کتاب های دیگه هم بخونید یادم می یاد وقتی جنایت و مکافات شاهکاره داستایوسکی رو می خوندم اویل خیلی سخت بود . چیزی حدود ۸۰۰ صفحه بود.به قطرش که نگاه می کردم خوابم می گرفت:) …. ۶ ماه طول کشید بی اغراق بگم با اینکه اوایلش خیلی سخت بود من در پایان منو دیوانه خودش کرد …من یعد از دو سال خواندن این کتاب هنوز گاهی اوقات با شخصیت هاش حرف می زنم …

  • مهرداد گفت:

    سلام
    بسیار ایده خوبیست که بستری مانند سایت مفید شما ، بهانه ای برای دور هم خوانی کتاب ها و بحث پیرامون آن ها باشد.
    و با مورد پنجم هم بسیار موافق و نگران هستم !

  • masoud گفت:

    سلام…
    اگرکتابهایی که مطالعه کردین وازنظرشمامیتونه برای مامفیدوجذاب باشه لطفادریه پستی معرفی کنین….

  • سحر گفت:

    دوره راهنمایی که بودم . یه معلم داشتم ، دکترایه ادبیات داشت. استاد دانشگاه تهران بود. برای عشقش ، به بچه های شهرستانی درس میداد. با هواپیما میومد و برمیگشت. اون باعث شد من کتابخون بشم . کار قشنگی می کنی .

  • rezaA گفت:

    خیلی دوس دارم نظرتونو در مورد فیلم گذشته بدونم؟..

  • Abolfazl گفت:

    محمدرضای عزیز سلام
    نوشته های شما به قدری جذاب هستن که من با اشتیاق همه ی اونها را تا انتها می خونم
    از راه کارهات ممنونم
    و با پیشنهادی که در بند ۶ دادید را خیلی موافقم
    با تشکر

  • آرام گفت:

    سلام

    کتابی که برام جذاب باشه معمولا یکشبه تموم میشه. اما همونطور که گفتین این رو درباره کتابهای علمی که یادگیری و دقت لازم داره نمیشه قابل استفاده دونست. مشکل من معمولا با همین بخشه که کتابی رو اجبارا لازم باشه بخونم ولی موضوع یا سبک متن اون جالب نباشه. از حاشیه نویسی و خط کشیدن توی کتابای علمی و مطالب سنگین تر لذت فوق العاده ای میبرم. انگار اگر خط خطیش نکنم چیزی یاد نگرفتم.
    ممنون از مطلب خوبتون

  • حمیده گفت:

    سلام
    با حرفات موافقم
    من همیشه مورد ۹ رو رعایت میکنم
    ضمنا متن های شمارو همیشه تا آخر میخونیم،دلیل نمیشه با حوصله باشیم!

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *