کتابخوانی و اینکه چگونه کتابخوان شویم؟

این مطلب، توسعه یافته و تکمیل شده و به متمم منتقل شده است:

لینک محل جدید مطلب درباره کتابخوانی

ضمن اینکه ممکن است مطالب سری #مهارت یادگیری در متمم هم که از همین جنس است، برای شما مفید باشد.

 

 

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار


135 نظر بر روی پست “کتابخوانی و اینکه چگونه کتابخوان شویم؟

  • محمدرضا گفت:

    سلام.

    از اینکه با پست آخرتون توی اینستاگرام من رو با detox آشنا کردید و با این کارتون باعث شدید از فضای اینستاگرام دور بشم و به سایت های ارزشمندی مثل متمم و روزنوشته ها بیام تشکر کنم.
    هر چه اضافه کنم، خودتون می دونید و یا ممکنه تملق به حساب بیاد اما ناگفته زیاد است 🙂

  • زهرا گفت:

    سلام خدمت جناب آقاي مهندس شعبانعلي بزرگوار ،

    لذت مكيفي مي برم از سايت پرمحتوا ، آموزنده و جذاب شما كه همچون فانوسي پرنور مي تونه راه گشاي نسل من باشه . ابن تأثير عميق رو در مخاطبان گسترده و پيغام هاي بي پايان و هميشگي دوستدارانتون در فضاهاي مجازي مربوط به شما شاهدم .
    خواستم عرض كنم من مطالعات چنداني در حوزه هاي مديريتي و اصول و فنون مذاكره نداشته ام ( هر چند كه از قلم بي نظير شما هميشه و همه جا حض مي برم ) كه تخصص حضرت عالي هست . چون رشته تحصيلي ام علوم سياسي بوده بيشتر كتب تاريخي و سياسي مطالعه مي كنم و چون شيفته ادبيات و داستانم ، مطالعه ي آثار ادبي ايران و جهان جزء عادات روزانه ام هست . خواستم ببينم اگر وبلاگي در اين زمينه طراحي كنم و اين آثار رو بهمراه نقد و بررسي مطرح كنم آيا توسط شخص شما رؤيت ميشه و چنين توجهي هم براي ادبيات قائل خواهيد بود ؟ نظر و عقايد انسان فرهيخته و بشر دوستي چون شما برام بسيار بسيار مهمه . چرا كه قطعا”‌ثاثير شگرفي در ارتقاء طرز تفكر و نگارش من هم خواهد داشت. شكي ندارم.

  • زهرا گفت:

    سلام من واقعا در خواندن کتاب تنبل هستم کلی کتاب دارم یه کتابخونه قشنگ و بزرگ دارم شاید بیشتراز ۳۰۰جلد کتاب توش باشه ولی اعتراف میکنم شاید فقط ۱۰تاشو تا آخر خونده باشم خیلی هاشو اصلا هنوز نگاه نکردم واقعا از این موضوع زجر میکشم چرا کتاب میخرم ولی نمی تونم بخونم هرکی هم که کتابها رو می بینه تعریف میکنه که کتابهای خوبی داری تاریخی روانشناسی رومان شعر و… باید خودمو روانکاوی کنم که چرا اینقدر کتاب میخرم ولی اراده خوندش رو ندارم از جلوی کتابخونه که رد میشم واقعا شرمنده میشم از این کتابهای دست نخورده فقط هرچند وقت خاک خوردگیشو پاک میکنم.. پیش خودم میگم بلاخره یه روز وقت پیدا میکنم همه رو میخونم ولی هیچ وقت این وقته پیدا نمی شه تازه دلمم نمی یاد ببخشم به کسی.. در مورد سی دی های سخنرانی و آموزشی هم همینطور کلی سی دی دارم که فقط چندتاشو گوش کردم بقیه نصفه و نیمه مونده کل پکیج های آقای سهیل رضایی رو خرید که پول سنگینی هم بابتش پرداخت کردم ولی فقط حوصله کردم چند تا دونه از سی دی ها رو گوش کنم…. بنظرتون مشکل من چیه؟؟؟

  • سیامک گفت:

    سلام. از مطالب جالب و آموزنده ی شما بسیار لذت میبرم و یا میگیرم. سپاس.

  • سردار گفت:

    پی نوشت فوق العاده بود!:))

    شاید ایده شبکه اجتماعی کتاب، به این نیاز پاسخ بده.
    در مورد احداثش تحقیق می کنم. ممنون بابت ایده ( حداکثر ۱ دلار!:)) )

  • حسین گفت:

    کاش میتوانستم ساعت ها با تمرکز تمام روی کتابم مینشستم و آینده رو می ساختم…
    #کنکور

    • سردار گفت:

      دوست خوب من، اگر در این فکری که آینده ات رو صرفا با دانشگاه خوب قبول شدن بسازی، شاید بهتر باشه یه کم بیشتر تامل کنی. من بهت قول می دم آینده تو توسط خود درونت ساخته می شه.
      من تورو به چالشی دعوت می کنم: خودت رو بشناس، رویاهای خودتو بشناس. بعد بهترین مسیرو انتخاب کن. اگر چشم بسته با توصیه نزدیکان و اجبار جامعه مسیر کنکورو انتخاب کردی، یه بار دیگه راجع بهش فکر کن.
      به عنوان یه دوستی که این مسیرو رفته بهت پیشنهاد می کنم “کتاب پدر پولدار پدر بی پول – رابرت کیوساکی” و “کتاب مدیریت زمان – برایان تریسی” رو بخونی. حتی اگه وقتشو نداری، مقدمه کتاب اول و فصل ۲ کتاب دوم رو بخون.
      امیدوارم مسیر اشتباه منو نری،
      سردار،
      دانشجوی “پشیمان” دانشگاه شریف…

  • حسن گفت:

    ممنون از مطالب آموزنده شما . مطلب جالبي در مورد مثال و درك مفهوم مطالب فرموديد همانگونه كه در مثنوي هم مثال پشت مثال ميايد تا جان كلام در روح و جان آدمي جاي گيرد و لذت و شيريني مطالب كاملا مفهوم گردد.

  • مرجان گفت:

    سلام. ممنون از مطالب خوبتون. من همیشه دوست دارم کتاب بخونم اونم از روی کتاب کاغذی نه الکترونیکی. خیلی حس خوبی داره.

  • حمزه گرجیان گفت:

    با سلام مطالب بسیار ارزنده بود،دوستان خواهش میکنم مطالعه رو شروع کنید.

  • محبی گفت:

    با سلام
    متنی که نوشتین بسیار مفید و آموزنده بود . از خوندش لذت بردم
    تشکر میکنم

  • علی گفت:

    سلام به همه دوستان.
    پیشنهادمن به اونایی که میخوان کتاب بخون اینکه حتماتوی یکی دوتاکتابخونه عضوبشن،اگه کتابخونه مرکزیم عضوبشن خیلی بهترمیشه چون راحتترمیتونن کتاب موردعلاقه خودشونو پیداکنن.
    باتشکر.

  • نگار غلامي گفت:

    بسيار متن مفيد و آموزنده اي بود. كتاب بازمانده روز نوشته ايشي گورو ترجمه نجف دريابندري نشر كارنامه از رمان هاي بسيار قشنگي بود كه اين اواخر خوندم. اگه دوست داشتين بخونين

  • نگار غلامي گفت:

    اين يك وبسايت خوب براي شعر و داستان آنلاين هست. من معمولا وسط روز يه سري به اين سايت ميزنم و يكي دو تا داستان كوتاه ميخونم. اميدوارم كه شما هم خوشتون بياد و بتونين ازش استفاده كنين.
    http://naamomken.org

    ممنون،
    نگار،

  • meysam گفت:

    لذت بردم از نکاتتون منم میخام شروع کنم ب کتاب خونی
    ممنونم

  • فرشته كاظمي گفت:

    سلام استاد

    ممنون از مطالب بسيار مفيد و آموزندتون واقعاً جذاب بود
    راستش من نميدونم براي اينكه يك كتابخوان حرفه اي بشم بايد از چجور كتابهايي شروع كنم و واقعاً سليقه خودم در زمينه كتاب خواندن رو نميدونم از طرفي هزينه تهيه كتاب هم خيلي ارزان نيست اگر ممكنه لطفاً راهنماييم كنيد.

  • منصوری گفت:

    مطالب ارزشمندی رو بیان میکنید. واقعا استفاده کردم. متشکرم

  • محمد باقر گفت:

    دیدگاههی خوبی دارین اولین لار اشنا میشم امید وارم کمکهای خوبی از شما بگیرم

  • پویامهر گفت:

    درود بر شما …از چند نوشتار شما برای پرتال وانجمن در بخش کتاب وکتابخوانی سود جستم(با درج منبع) …تشکر برای این نوشتار شما …جامعه نیازمند پیوند خوردن با کتاب وکتابخوانی میباشد …پایدار باشید وبالنده…پویا

  • محسن گفت:

    من از دوران دبیرستان تا اواسط دانشگاه کتابخوان قهاری بودم حتا بوی کتاب و قدم زدن لابلای قفسه های کتاب منو کیفور می کرد اما نمیدو نم چی شد کم کم از کتاب فاصله گرفتم و در حال حاضر تقریبا غیر از کتب دانشگاهی که تازه اونم شب امتحان کتاب دیگه ای نمیخونم. ان شاالله این نوشته شما راهگشا باشه!

  • صادق گفت:

    سلام
    به نظرم این استراتژی جذاب و کاربردی خواهد بود . … من که از همین حالا شروع کردم .

  • داوود گفت:

    بسیار عالی و خوب بود

  • خسرو گفت:

    سلام استاد

    مگر میشود متنهای شما رو نصفه و نیمه خواند؟ خواننده ی حرفه ای و غیر حرفه ای همه و همه کامل متنهای شما رو میخونند.

  • فروزان گفت:

    با سلام خدمت شما خیلی مطالب مفیدی بود و من اصلا از خوندش خسته نشدم خیلی هم رغبت داشتم تا آخر ادامه دهم
    ممنون از زحمات شما

  • سیما گفت:

    به تازگی داشتم از محل کار تا خونه پیاده می‌رفتم و یکی از برنامه‌های شما رو در رادیو اقتصاد گوش می‌دادم. در مورد بازدهی کتاب‌خوانی بود. من مشکل خودم رو تو حرف‌های شما پیدا کردم. این که زیاد می‌خونم اما اطلاعات خوبی ندارم همیشه ناراحتم می‌کرد. الان فهمیدم باید هدفمند بخونم و وسواس تموم کردن نداشته باشم. سپاس از شما

  • اکبری گفت:

    بچه باهوشی هستی جانم….خوشم آمد …..سکوت ت هم حرف داره …….حرف زدن باهات سخته …..کم کم دارم می شناسم ت ………….کار کردن باهات سخت تر ……….یک کتاب واسه خودت ….

  • اکبری گفت:

    محمدرضا نظرت رو نگفتی در مورد رنگ سایت …. و در مورد فیلمنامه ….بالاخره موافقی یا مخالف جانم ؟

  • اکبری گفت:

    می گم اگه ناراحت شدید ، فراموش ش کنید ، آسوده باش محمدرضا……خیالت رو مکدر نکن ………..
    راستی نظر من در مورد رنگ ، نارنجی – زرد ، یک رنگی مثل رنگ پرتقال که نماد شادی خلاقیت و ثروت باشه

  • اکبری گفت:

    دمت گرم ……….سرعت عمل
    داشتم فکر می کردم از شوک خستگی امتحان که اومدم بیرون ، اول فیلنامه رو بنویسم فقط داستان رو از کجا شروع کنم آخرش یا اول ش ؟ باید یک جور نقطه اوج باشه تا همون اول خواننده رو بگیره .

  • اکبری گفت:

    سلام

    محمدرضا دنبال یه موضوع خوب می گشتم برای کلاس فیلم نامه نویسی ………گمون کنم پیدا کردم ……زندگی شما از لابلای کامنت هاتون آشکاره . میشه یک فیلم خوب ازش ساخت………

  • سیمین-الف گفت:

    استاد عزیز سلام
    ایده های خوبی در اختیارمون قرار داده اید.
    در حال حاضر حدود ده ،پونزده تا کتاب دارم که باید بخونم.من هم کتابامو می یارم ، ورقی می زنم ،اگه در اون زمان جذابیتی برای خوندنشون احساس نکردم ،کتاب دیگری رو می خونم و اگه در میانه کتاب احساس خوبی نداشتم ،یه کتاب دیگه رو شروع می کنم. البته شده ، کتابی اونقدر برام جذاب بوده که یکی دو روزه تمومش کردمو ،چندین بار هم خوندمش.

    گاهی چکیده مطالب یه کتابو برای دوستان کلاسی که می رم و یا والدینی که باهاشون در ارتباطم ،می نویسم و اونها رو هم در لذتی که از اون کتاب بردم ، شریک می کنم.
    از کتاب صوتی هیچ لذتی نمی برم. اصلا نمی دونم چرا اسمشو کتاب گذاشتن!!
    کتاب باید لمس بشه ، حس بشه ، توی دستات لحظه لحظه هایی که نویسنده براش زمان گذاشته رو بچشی…
    پایدار و برقرار باشید.

  • شهرزاد گفت:

    خیلی عااالی بود، محمد رضای عزیز. اصلا کدوم مطلبت عاالی نیست؟! و کدومش رو میشه تا پایان نخوند؟!
    درضمن … چقدر خوشحالم که من هم از کودکی تا به حال، عاشق کتاب و کتاب خوندنم … اون هم بیشتر از نوع کاغذیش … واقعا یکی از بزرگترین تفریحات زندگیم همینه … با تمام وجودم، جمله جمله ی کتابهای مورد علاقه م رو میــجَــــوَم!! 🙂
    ( … فکر می کنم باید از مادر نازنینم هم یک تشکر ویژه بکنم که عادت و عشق کتابخوانی رو از ابتدا در من ایجاد کرد …):)

  • اکبری گفت:

    آقا …… به ما امضاء بده ……..واقعا دمت گرم

  • اکبری گفت:

    سلام

    گرچه که محمدرضا ما رو نمی بینه خب دوستان قدیمی در اولویت ند دیگه ولی خب …..من امروز امتحان دکترا دادم و خداروشکر خوب بود…..امیدوارم یک نظریه پرداز خوب دردآشنا در حدواندازه های شاید بالاتر از محمدرضا بشم.

  • مهدی گفت:

    با درود بر شما آقای شعبانعلی
    یک پرسش دیرگاهی است که ذهن مرا به خود مشغول کرده است: چه کتاب هایی را برای مدیران ایرانی پیشنهاد می کنید تا بخوانند؟ به عنوان نمونه کتاب “نفحات نفت” که در گفتگو با امیر تقوی بدان اشاره شد مثال مناسبی در این زمینه است. منظور من از “کتاب خوب برای مدیران ایرانی” کتاب هایی است که از یک طرف ایشان را با فرهنگ ایرانی و تفکر غالب آشنا می کند و از طرف دیگر به حیطه تخصصی مدیریت کمک می کند
    این پرسش برای من واقعا مهم است.
    پیشاپیش از لطف شما سپاسگزارم.

  • اکبری گفت:

    یک چند روز دیگه امتحان دکترا دارم رشته مدیریت ….ولی همزمان درس می خوندم و شاغلی و مقاله نوشتن ، سخت ه ولی لذت بخش ه…..یه یک سالی هست روی کتابهام خیمه زدم ….امیدوارم نتیجه خوبی بگیرم و بیام همین جا اعلام کنم…….

  • مژگان گفت:

    استاد عزیز ،
    مثل همیشه عالی ، سرشار از دلگرمی ، شما اعتماد به نفس من را از چیزی که هست ( که البته کم هم نیست ) خیلی بالاتر میبرید … خوشحالم که هستید ، رد پای شما توی زندگی کسانی که باهاتون در ارتباط هستند چنان عمیق است که حیف ما ، اگر روزی چون شمایی را نداشته باشیم … ممنون به خاطر بینش قشنگی که دارید …

  • محمد مجتبی کامل منش گفت:

    انسان وارسته، دوست عزیز، شعبانعلی نازنین هنگامی که وقت صرف خواندن مطالب شما می کنم احساس خوبی دارم.
    ((آدمیان به لبخندی که بر لبها می نشانند، به احساس خوبی که برجای می نهند و به دردی که از یکدیگر می کاهند می ارزند)) ممنون از همه ی احساس های خوبی که برای ما می آفرینی.
    اگر تونستی یه سری به ما بزن خوشحالترمون میکنی…..
    ارادتمند: مجتبی

    • محمدعلی ملامهدی گفت:

      سلام،
      در مورد بحث تندخوانی می خواستم نکته ای را با شما درمیان بگذارم.
      اگر منظور از تندخوانی صرفا speed reading باشد فرقی بین یک متن آموزشی و روزنامه ای نیست. به هر حال باز سریعتر جذب اطلاعات اتفاق می افتد. آن چه سرعت را کم می کند تراکم و چگالی و نیز پیچیدگی مطالب موجود در یک قسمت از متن آموزشی و درسی نسبت به مقالات معمولی و روزنامه ای است. یعنی ما با ایده های بیشتر و پیچیده تری مواجه هستیم که خوب پردازش آنها بیشتر وقت می برد ولی برای پردازش هر تک ایده باز یک تندخوان خیلی سریعتر از یک فرد معمولی عمل می کند.
      اگر هم منظور از تندخوانی بحث accelerated learning است (همان چیزی که در ایران مطرح است و این دوره به صورت یک پکیج شامل همه موارد مطالعه می شود) باز هم بحث قبلی صادق است. ما در فاز خواندن (reading) سریعتر عمل می کنیم ولی در فاز تفکرکردن و پختن متن (reflect) باید زمان بیشتری بذاریم یعنی همان بحث که آقای شعبانعلی می فرمایند: جرعه جرعه نوشید. این جرعه جرعه همان مرحله تفکر و سازماندهی و درونی کردن مطلب است که به خاطر حجم و سنگین تر بودن مطلب، بیشتر طول می کشد.
      در وب http://zoodamoozi.ir/ در مورد بحث زودآموزی مطالبی نوشته ام که امیدوارم مفید باشد.

  • بهار گفت:

    سلام ممنون از نوشته های خوبتون،من کتاب خوندن رو خیلی دوست داشتم و خوب می خوندم ولی مطالبی رو که می خوندم زود فراموش می کردم انگار نه انگار که آن را خواندم! بازده و فایده ای برام نداشت ،همین باعث شد که انگیزه ام خیلی کم بشه و دیگه رغبتی برای خوندن نداشته باشم. لطفا راهنماییم کنید.

    • آریا گفت:

      چرا برای خودتون یه خلاصه‌ای ازشون نمی‌نویسید؟ حتی می‌تونید یه وبلاگ راه بندازید و خلاصه‌هاتون را توش منتشر کنید.

  • نیلوفر گفت:

    استاد شما فوق العاده اید

  • آرمین گفت:

    سلام
    چند وقتی بود آدرس سایت شما تو مرورگرم بود… با این که خیلی دلم می خواست اما فرصت نمیشد چک کنم ببینم این سایت در مورد چیه! و نویسنده ی مطالبش کیه!
    امروز بالاخره این سعادت نصیبم شد… و چندین مطلبتون رو خوندم…
    افسوس…
    ای کاش زودتر از این ها با شما آشنا شده بودم…

    راستش خسته و درمونده بودم که باید این چند ماه رو واسه کنکور ارشد این قدر شبانه روزی درس بخونم…
    اما الان نمی دونم چرا با خوندن این مطلب شما سراسر پر از شور و شوق مطالعه شدم!
    خیلی حالم بهتر شد… یک دنیا ممنونم ازتون…
    امیدوارم همیشه حال دلتون خوب باشه… خوب نه؛ عالی باشه…

    راستی!
    فکر کنم چندین ماهی طول بکشه تا همه ی مطالب سایتتون رو از آغاز تا کنون بخونم…

    • آرمین جان. ممنونم از لطفت.
      امیدوارم کنکور ارشد برات موفقیت آمیز باشه.
      اما به عنوان یک رتبه یکی ارشد پیشنهادم اینه که همین طور که الان داری این کار رو انجام می‌دی بخشی از وقت شبانه‌روزی رو برای استراحت و لذت بگذار. واقعاً روی Performance و Efficiency تاثیر می‌گذاره.

      یک بار یک پست راجع به کنکور (البته لیسانس) نوشتم. می‌دونم برات مطلب مفیدی نداره اما دوست دارم بخونیش اگه ممکنه.

      مواظب خودت باش. من هم همینجا می‌نشینم تا خبر قبولیت رو بشنوم 🙂

      http://www.shabanali.com/ms/?p=1747

      • سمانه عبدلی گفت:

        من این پست شما رو به صورت یه فایل آماده کردم و به دانش آموزای کنکوری خودم دادم.
        میدونم که تاثیرخوبی روشون داره .چون تاثیرش رو در خودم هم دارم میبینم.
        این سایت واین نوشته ها هم یکی از لذت بخش ترین کارهایی هستن که درطول روز یا در هفته بهش سرمیزنم و از مطالب استفاده میکنم.
        نمیدونم بگم یادش بخیر یانه!
        سال گذشته همین موقع ها بود که تو مهمونی های مجازی شبانه قول دادم اتفاق های خوبی رقم بزنم .تا باعث مباهات محمدرضا باشم .تلاشمم کردم .امیدوارم به اندازه خودم .به اندازه ی یه دختر شهرستانی با کمترین امکانات و یا شاید هیچی(همون چیزی که تو اولین کامنتی که برای شما تو این سایت نوشتم )بتونم روی اطرافیان خودم تاثیر بگذارم .تا شاهد اتفاقات بهتری باشم .
        بازهم ممنونم ازبودنت …

      • آرمین گفت:

        خیلی بزرگوارین جناب شعبانعلی… چقدر خوبین شما!
        اون پست شما رو به تمام و کمال خوندم… عالی بود… اتفاقا خیلی هم مطالب مفید و تازه ای برام داشت در مورد چند موضوع…
        مهم ترین مشکل من هم دقیقا همین ناتوانی در ایجاد تناسب بین درس خوندن و استراحت هست… چند روز خیلی خوب درس می خونم ولی بعدش می بُرم و چند روزی استراحت! به عبارتی تمام تلاش های اضافه ی من برای خوب درس خوندن طی اون روزها با این وقت تلف کردن های شبیه به استراحت پودر میشه میره هوا!
        ای کاش منم می تونستم مثل شما آدم متعادلی باشم… هر چیزی رو به اندازه ی خودش حفظ کنم… از امروز تمام تلاشم رو می کنم که این گونه بشم… 🙂

        هر چند به نظر میاد شما هم خیلی متعادل نیستید! چون انسان تا این حد موفق و پرجنب و جوشی مثل شما بعید می دونم وقتی واسه تفریح و استراحت هم داشته باشه… فکر کنم شما کارهاتون تفریح هم محسوب میشه! نمی دونم… ان شالله که خدا نیرو و قوتی بیش از این ها بهتون عطا کنه… و همیشه سالم و تندرست ادامه دهنده ی راهتون باشید…

        ان شالله اگه نتیجه ی قابل عرضی بعد کنکور گرفتم، همین جا نتیجه رو با افتخار به شما تقدیم می کنم…
        واقعا ممنونم ازتون…

        • آرمین جان. من از همه‌ی لطف‌هات ممنونم.
          و راستش آره. متعادل به معنایی که مردم میگن نیستم.
          حتی باهاش مشکل دارم.
          به نظرم آدم متعادل به درد داماد شدن می‌خوره نه به درد بزرگ کردن دنیا و تاثیر روی اون.
          البته، برای ادامه‌ی زندگی به هر حال شکلی از تعادل ذهنی لازمه. تعادل بین میزان انرژی که برای دنیا می‌گذاریم و انرژی و حمایتی که دنیا و اطرافیان به ما هدیه می‌کنند…

          همچنان منتظر نتیجه‌ی کنکورت هستم 🙂

          • آرمین گفت:

            راستش یکم که طول کشید تا پاسخم تایید بشه، ترسیدم… گفتم نکنه این که به جناب شعبانعلی گفتم شما به نظر میاد متعادل نیستید، خدایی نکرده ناراحت شده باشن… در حالی که خداشاهده اصلا چنین منظوری نداشتم….

            راستش پدرم اعتقاد داره کسایی موفق میشن و به چیزا و جاهای خوبی میرسن که عمیقا زحمت و رنج و سختی بکشن… و رو همین حساب حتی ساده ترین کارهای ممکن رو خودش به سخت ترین شکل ممکن انجام میده…
            مثلا پنیری رو که سوپرمارکت سر کوچمون هم داره، از دورترین مغازه ی ممکن می خره…
            تعمیرگاه ماشین ما کیلومترها فاصله داره از خونمون…
            ۵ جا تو کوچمون نذری میدن… ولی از شهر دیگه ای نذری برامون میگیره!
            و امثال این…
            هر چند به نظرم کارهایی که ایشون انجام میده باعث نمیشه آدم به جایگاه رفیعی برسه! اما ناخودآگاه این طرز تفکر همیشه تو ذهنم هست که کسی که موفق میشه، حتما خیلی زحمت کشیده و از خیلی تفریح ها و استراحت هاش گذشته…
            رو همین حساب اون صحبت رو کردم… فقط همین…

            اما جناب شعبانعلی نوع تعادلی که شما دارید رو شخصا عمیقا دوست دارم…
            و آرزو دارم بشم یکی مثل شما…
            اگه منم می تونستم مثلا شبی ۳ ساعت بخوابم و روز بعدش هم سردرد نداشته باشم، با جون و دل راضی بودم ساعات اضافی خوابم رو برای خدمت به مردم تلاش کنم…
            همین که بتونم یه برنامه ی رادیویی یک ساعته در هفته تولید کنم که میلیون ها نفر بهش گوش بدن… و به شنونده هام بگم چطور مهارت های فردیشون رو شناسایی کنن… اینکه خودشونو کشف کنن که آیا «رقابت گرا» هستن یا «مهارت گرا» یا با «بیش اعتماد نفس»؟ و بشم راهنمای زندگی کلی انسان و هم نوع مثل خودم… اون قدر حس لذت بخشی داره که با دنیایی قابل معاوضه نیست…
            واقعا خوش به سعادتتون…
            کاش همه ی آدم های متعادل مثل شما بودن… حالا دیگه بگذریم از آدم های غیرمتعادلی چون من…

          • اکبری گفت:

            در عوض ،محل کار ، تقریبا دارم می خوابم ، یک چیزهایی جواب ارباب رجوع رو دادم ، حالا چی؟ خدا می دونه.جدا یه مدل دیوانه شدن نیست؟

        • اکبری گفت:

          من برعکس م . از بس هم آغوش کتابها بودم… بعد امتحان خوابم نمی بره ، نه روز نه شب.این چه بدبختی ه ؟ شما می دونید ؟ یک مدل دیوانه شدن نیست؟

  • محبوبه کریمیان جزی گفت:

    باسلام
    یکی از آرزوهای من اینکه به جای تلوزیون وقتم راصرف کتاب خواندن کنم از زمانی که طرح متم شروع شده تا امروز سعی کردم در روز مطالعه داشته باشم حتی یک صفحه در روز و خوشبختانه موفق هم بودم .از امروز ۸ موردی را که توصیه کردید در زمان مطالعه در نظر می گیرم.
    موفق باشید

  • کاظمی گفت:

    سلام آقای شعبانعلی. در مورد ضروت خواندن رمان مطلبی را در سایت تازه تاسیس http://kkazemi.ir/
    ملاحظه بفرمایید. خواهشمند است در ضرورت خواندن رمان در جلسات برای لایه های مختلف اجتماع توصیه موثر بفرمایید.
    با تشکر دکتر کاظمی دانشگاه کرمان

  • اناهیتا گفت:

    یه جا در مورد یه نویسنده حرفه ای خوندم که هر متنی چه کوچیک چه بزرگ هر متنی رو میخونده هر نوشته ای رو که یک جا میدیده میخونده و این کلی به کار نویسندگیش کمک کرده.من ادم کتاب خونی نبودم الانم نیستم ولی از وقتی اون متن درباره اون نویسنده رو خوندم خیلی بهتر شدم خودم ملزم کردم که به هر متنی رسیدم حتی اگر طولانی بود اون رو بخونم و این خیلی کمکم کرده باعث شده حوصلم زیاد شده و از اون به بعد تا حالا چندین کتاب خوندم که خودمم باورم نمیشه

  • ثمینه گفت:

    واقعا خوشحالم نمیدونم چی بگم چقدر خوبه که سایت شما رو پیدا کردم اصلا یادم نمیاد از کجا و چجوری فقط یکی از پست هاتون که چرا دکترا نمیخوانی؟رو خوندم و بقیه و کنجکاو شدم بقیه پست هاتونو بخونم.واقعا وجود شما خیلی با ارزشه دید متفاوت نسبت به هر چیزی دارین و این دید متفاوت با توضیحات کاملی که توی پست هاتون قرار دادین باعث تاثیر توی روند زندگی بقیه میشه و من شخصا بعد از خوندن پست های شما نسبت به قبل واقعا تغییر کردم و میخوام همیشه پیگیر باشم و اینقدر جذابه که دلم نمیخواد حتی صفحه اتونو ببندم.از صمیم قلبم ازتون تشکر میکنم.

  • رویا گفت:

    کاش سایتتون بخش معرفی کتاب داشت.

  • ناشناس گفت:

    خیلی خوب بود مستر محمد رضا

  • ناهید گفت:

    خیلی عالی…
    تقریبا همه ی اونچه که باهاشون مشکل دارم رو مطرح کردین و راهکارهایی که ارائه کردین میتونه خیلی برام مفید باشه… خیلی خیلی ممنون ازتون 🙂

  • زینب .ع گفت:

    واقعا عالی و روحیه افزا و انگیزه بخش بود. از شما ممنونم.

  • علي گفت:

    خييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييلي ممنون

  • احمد رضا گفت:

    سلام
    مانند هميشه نوشته‌هاي شما همچون گفتارتان خواننده را چذب ميكند و اين علت مطالعه متن هاي شما تا انتها توسط خواننده است نه حوصله خواننده. از اينكه ميبينم بچه‌هات روز به روز زيادتر ميشن خوشحالم.

  • mehrabeh گفت:

    خیلی خیلی مفید بود
    ممنونم

  • حسین گفت:

    بسیار سپاسگذارم از مطالب تون در مورد مذاکره , عالی بود ممنون

  • لیلی گفت:

    سلام به همه
    مدتها بود که یکی از دوستام این سایتو بهم معرفی کرده بود ولی هیچوقت به سراغش نرفتم با خودم فکر میکردم اینم یه سایتی ای مثله بقیه که چند تا جوون روی چیزای الکی ب هم بحث میکنند در واقع با کل میندازن امروز گفتم بیام سراغش فوقش خوشم نمیاد دیگه الان واقعا خوشحالم احساس میکنم خیلی چیزا میشه اینجا یاد گرفت اصلا احساس نمیکنی عمرت حروم شده
    منم با این مشکل کتابخونی مواجه ام فقط دوست دارم جملات کوتاه بخونم حتی اسمسهای طولانیم حوصلم نمیکشه بخونم این موضوع رو درسخوندنمم تاثیر بد گذاشته معمولا مطالب طولانی درسیمو نمیخونم که از شانسمم اکثرا سوال امتحانیم هستن ولی بازم نمیتونم این اخلاق بدمو کنار بذارم
    ولی ایده کتاب خوندنو و فیلم دیدن و بعد روش باهم نقد کنیم خیلی جالب اینکه فک کنی کلی آدم دارن با هم روی یه کتاب وقت میذارن بهت انگیزه میده

  • فرزان حسینی پور گفت:

    استاد هر چند بار ازت تشکر کنم کم کردم بخاطر آموزش های رایگان بخاطر مطالبی که میلیون ها تومن ارزش دارند بخاطر حسن نیت
    سعی میکنم همه جا شا رو معرفی کنم
    دوستت دارم استاد

  • محمد گفت:

    با سلام
    الان كه وبلاگ شما رو ميخونم بي خوابي زده به سرم و از ساعت ٤ صبح بيدارم و از طريق يك پزشك به وبلاگ شما رسيدم براي اولين بار .
    مطالبى كه مينويسيد فوق العده خوب هستن و اي كاش زود تر با وبلاگ شما اشنا ميشدم … براتون ارزوى موفقيت ميكنم و اميدوارم هيچ وقت نوشتن در اينجا رو رها نكنيد …
    نكته اي هم كه به نظرم ميرسه در باره اين مطلب اينه كه خواندن كتاب يك بحث مهم هست و عمل كردن به مطالب كتاب بحثى مهمتر كه اميدوارم در اين مورد هم به ما چيزهايي اموزش بديد …
    به هر حال از اين كه هستيد ممنونم .

  • ماسك گفت:

    من از خوندن كتابهاي الكترونيكي اصلا خوشم نمياد ولي در عوض وقتي كتاب و كاغذهارو دستم ميگيرم كيف ميكنم

  • سیما گفت:

    سلام محمدرضا!
    وبلاگت فوق العاده است.
    واقعا مطالبش مفیده!!!جدی خیلی خوبه!!!
    ممنونم ازت.
    بخاطرکنکور خیلی استرس دارم.
    سدکنکور رو خوندم کمی آروم شدم.
    ممنونم.
    من تو وبم لینکتون کردم.
    بازهم ممنونم.

  • پریسا گفت:

    ممنون استاد از نوشته تون. دقیقا یکی از دغدغه های من هم همینه که دیگه مثل قبل نمیتونم پای کتاب بشینم و این قضیه منو خیلی ناراحت میکنه.البته دلیلشم تا حدودی میدونم و اونم اینکه تمرکز فکری ندارم و اینکه اکثران چون نگران هستم، نمیتونم رو کتاب خوندن تمرکز کنم.

  • بهرنگ رجبی گفت:

    جناب استاد من اولین بار بود که از سایت شما بازدید کردم ، و می دانم با این همه مشغله کاری و فکری با چه عشقی این مطالب آموزنده را برای ما تهیه می فرمائید و ازخداوند می خواهم به شما انرژی کافی جهت ادامه راه با صلابت کامل بده و ما هم از تجربیات شما استفاده کنیم .

  • Anonymous گفت:

    بابا کتابخوااااااااااااااااااااااااان 😉 من هم به شما تبریک میگم

  • زینب گفت:

    سلام!
    تمام امروز من با این سایت و نام شما سپری شد. اولین پستی هم که خوندم همین پست بود و بعد از اونجایی که خودم در مرحله استارت تز دکتری هستم جذب پست چرا دکتری نمیخونی شدم! و تا شب مطالب زیادی از سایت یا توشته های قدیمی شما در وبلاگهای دیگه خوندم. من حال بدی داشتم و اتفاقی با این سایت مواجه شدم. و بعد از سیر و سلوک نه چندان کمی در این مطالب احساس نشاط و امید پیدا کردم. و الان چند ساعته دارم سعی میکنم خودم رو جای شما بذارم … شما انسان قدرتمند و الهام بخشی هستید و این واقعا میتونه رهاورد خوبی از یک زندگی باشه…
    احتمالا من نیز به خیل مخاطبان دائمی شما افزوده بشم..

    • mijtaba گفت:

      ممنون از مطلب جالبتان .ولی چرا در اخر مطلب باز ایرانی بودن شما گل کردو شکست نفسی م فرمایید .به امید موفقیت شما

  • عجب آمار بازدید خیره کننده ای داشته این پست
    wow

  • چ گفت:

    من معمولا همزمان خوندن چندتا کتاب رو شروع میکنم. معمولا هم بینشون یک کتاب با قطر کم و حجم کمتر انتخاب میکنم که فقط توی کیف دستیمه و اصلا توی خونه نمیخونمش. فقط در راه و اینا…

  • علی گفت:

    سلام
    چند وقتیه میخوام کتابخون شم ولی بخاطر همین دلایل بالا و بهانه تراشی های خودم شروع نکردم با اینکه حدود یک ماهه پیش کتاب مزرعه حیوانات رو خوندم و واقعا لذت بردم طوری که کتاب ۱۳۰ ای رو یکروزه خوندم.
    اون لیست ۱۰۰۱ کتابی که قبل از مرگ رو که باید خودن پیذا کردم ولی باز نمیتونم گروهی تشکیل دهید که منم به اون گروه کتابخونا بپیوندم که از اون لیست خوباشو بدرد بخوراشو بگید بخونیم

  • shirin گفت:

    خیلی خیلی ممنون از این طرح خوب … خیلی خوبه که راجع به کتابها باهم بحث کنیم خیلی کمک کنندس 🙂

  • حسن گفت:

    در ضمن من موارد ۶ و ۸ را تجربه کردم و واقعا تجربه ای لذتبخش و موثر است! از آنجایی که ممکن است دوستانتان به مطالبی از کتاب اشاره کنند که از دید شما پنهان مانده باشد!!

  • حسن گفت:

    ممنون بابت این مطالب ارزنده و به قولی خوراک های شعوری که به مخاطبتان می دهید! ممنون به تازگی به خوانندگان وبلاگتون ‍‍پیوستم، و تا حالا خیلی برام مفید بوده! در پناه خداوند می بینمتان

  • سارا گفت:

    اختیار دارید استاد 🙂

  • سلام بزرگوار؛
    یک. نمی‌دانم با تکنیک‌های مطالعه و نقشه‌های حافظه «تونی بوزان» آشنا هستید یا خیر! اگر آری که هیچ، اما اگر آشنا نیستید توصیه می‌کنم تحقیق مختصری در این‌باره انجام دهید. خلاصه‌اش این است که خواندن، بخش کوچکی از فرایند مطالعه است و فرایند مطالعه خود داستان مستقل و جذابی دارد!
    دو. اگر داستان مطالعه را از منظر شیوه‌های یادگیری (Learning Style) که توسط جناب D.Kolb معرفی شده بنگریم، شرایط و قضاوت‌مان درباره علاقه به کتاب و کتاب‌خوانی تغییر می‌کند.
    سه. از آنجا که تحصیلات و تجربه‌تان در حوزه مهندسی بوده، به گمانم ذهن‌تان مدل‌ساز و الگویاب است. شاید شیوه جالبی که برخی آیین‌ها سرخ‌پوستی درباره دیدن استفاده می‌کنند به طور غیرمستقیم درباره کتاب‌خوانی هم صدق کند.

    زیاده جسارت بود و به مسیری که گذرش را بی‌پیرایه توصیه‌ می‌کنید علاقمندم و اساسی دعاگوی‌تان هستم.

    توفیق یارتان بزرگوار

    • جواد جان.
      خیلی یادآوری به جایی بود. ممنونم. اتفاقاً من هم برای خلاصه نویسی، در ذهنم بود که اشاره ای به تکنیک تونی بوزان داشته باشم. به نظر خیلی ساده میرسه ولی واقعاً کاربردیه.
      نرم افزارهایی مثل MindManager و MindMapper هم کمک میکنند که این کار راحت تر انجام بشه. من خودم یک درخت بزرگ به اسم My Life در کامپیوترم تعریف کرده ام که اگر پرینت بگیریم شاید بیشتر از یک صفحه A0 بشه. و خیلی بهم در نظم بخشیدن به فکرم کمک میکنه.
      مورد دو را هم جداگانه به آن می پردازیم.
      اما مورد سه رو نمیفهمم و نمیدونم. خیلی خوشحال میشم برام بیشتر توضیح بدی اگر امکان داره البته.

      • هیوا گفت:

        اسم برنامه ای که تونی بازان ریلیز میکنه iMindMap هست.
        اشاره به تکنیک هایی که از سمت چپ حافظه برای به خاطر سپاری، نگهداری و یادآوری اطلاعات استفاده میکنن هم جالبه که احتمالا بهشون اشاره میکنید. همچنین روشهایی برای خلاصه نویسی ، نت برداری، مرور صحیح ..
        راستی نظرتون در مورد کتابخون دیجیتالی مثلاَ کیندلِ آمازون چیه ؟

        • هیوا من توی پست هم نوشتم.
          من خودم زیاد دیجیتال میخونم (خصوصاً با توجه به اینکه آمازون تحویل کتاب به ایران نداره، برام خرید کتاب دیجیتال راحت تر و سریع تره). اما هنوز احساس من اینه که برای شروع کتابخوانی و افزایش حوصله، کتابخوانی کاغذی میتونه موثر باشه.
          مطالعه روی صفحه لپ تاپ یا کیندل و …، که با فشار انگشت بر یک نقطه، میشه به سادگی یک متن رو رها کرد- احساس میکنم – میتونه از بی حوصلگی ما حمایت کنه…

      • جواد گفت:

        سلام دوباره؛
        کتابی هست با نام «آموزش‌های دون‌خوان» که توسط یک محقق آلمانی به نام «لوتار. ا. لوتگه» نوشته شده و عصاره نظامی آموزشی است که «کارلوس کاستاندا» و «فلوریندا دانر» تجربه‌شون کرده‌اند. تو این کتاب درباره دنیای این حضرات صحبت کرده و به طور ویژه درباره چند تکنیک ویژه صحبت کرده که «دیدن» یکی از اونهاست که صرف‌نظر از مباحث آیینی یا به قول برخی دوستان، شبه‌عرفانی که ارائه می‌کند، برای ارتقای کیفیت زندگی فوق‌العاده است. کتاب مذبور رو به گمانم انشتارات میترا منتشر کرده.

        ارادت بسیار!

  • رها گفت:

    بابا محمدرضا .من یه اعتراف بکنم.(با در نظر گرفتن نقل قول اشتباه واعتراف 😉
    بابا من مغزم هنگ کرده
    باور نمیکنی ؟!!!
    مجبوری که باور کنی .الان دلیلش رو میگم

    قدیم تر ها ، اعضای قبیله نق میزدن که ،محمدرضا کجایی چیز ی نمینویسی و ازاین حرفها
    اما به نظرم همین روزاست که همگی اهل قبیله بیان و«اعتراف» کنن که یه کم روند رو کند کنید .یا اینکه بگن آقا معلم درسا زیاد شده ؛ما دستامون درد گرفته از بس مشق نوشتیم 🙂

    من که حوصله ام خیلی سر رفت با خوندن این مطلب کم خاصیت «چگونه کتاب خوان شویم» واین نوشته هایی که هر روز هر روز عین « بائوباب » اینجا رشد میکنن ! اما شما باور نکن!

  • مهدی (M) گفت:

    سلام معلم
    نظرتون در مورد های لایت کردن در هنگام مطلعه چیست؟

  • مرتضی گفت:

    بهترین راه اینه که افراد زبان انگلیسی خودشون رو تقویت کنند و از دنیای کتاب های مزخرف ترجمه شده بیان بیرون.
    کسی که کتاب زبان اصلی Management نوشته Stephen P. Robbins رو با اون صفحه آرایی جذاب و فونت های زیبا و
    گرافیک سرشار از انرژی رو خونده باشه،روح خودشو با کتب ترجمه شده سیاه و سفید با فونت تکراری و ملال آور و صحافی
    نامرغوب فرسوده میکنه؟
    لذتی که از خوندن کتاب زبان اصلی کاتلر بدست میاد، از کدوم ترجمه بدست اومده؟
    کتابهای سال ۱۹۴۰ رو هم بذاریم کنار کتاب های فعلی ما، بازهم جذابتر بنظر میان.
    کتاب علمی رو با همون ادبیات مینویسیم که روزنامه همشهری رو مینویسیم، کتاب پزشکی رو همونطور مینویسیم که کتاب داستان رو. فونت مجله خانواده ما با فونت کتاب رفتار مصرف کننده ما یکسانه.
    بچه که بودیم تو خیابون طلق های رنگی میفروختن که مردم میچسبوندن به صفحه تلویزیون سیاه و سفید تا تصویر رنگی بشه! فکر کنم باید روی کتاب های خودمون هم طلق بچسبونیم تا شاید قابل تحمل بشه!
    متاسفانه اختلاف کتاب های ما با کتب روز دنیا، مثل اختلاف فیلم ممل آمریکایی با گلادیاتوره.
    بنظرم مهم تر از اینکه چقدر بخونیم و چطور بخونیم، اینه که چه کتابی بخونیم.
    یک خوبی دیگه کتاب زبان اصلی اینه که چون زبان مادری نیست، برای فهمیدنش ناخودآگاه میزان تمرکز روی محتوا افزایش پیدا میکنه. من خودم پاراگرافی رو که انگلیسی باشه با یکبار خوندن یاد میگیرم، ولی فارسی اون رو باید چندبار بگردم و تکرار کنم تا بتونم روش متمرکز بشم.

  • هدا گفت:

    خیلی خوبه که محلی برای خوندن کتابها وبحث در مورد اونها قرار میدین این کارو خیلی خیلی خوبه !!!

  • الناز گفت:

    ممنون استاد به خاطر بودنتون!
    تو شركتم يه مديري داشتم كه عاشورا تاسوعا يا مناسبتهاي اينچنيني كتاب مي خريد و خيرات مي داد و يا بعضي كنابهاشو كه مي خوند روي صفحه اولش مي نوشت كه من اين كتابو خوندم و مي خوام تو هم بخوني و به نفر بعدي هديه بدي! بعد توي پاركي،اتوبوسي، تاكسي مي ذاشت تا يكي برداره و بخونه! و شايد اين كتاب دست به دست بين يه عالمه آدم بگرده! كارش برام جالب بود.

  • saeed گفت:

    با عرض سلام به همه دوستان و ممنون از نظرات ارزنده همه عزیزان
    به نظر من مهم ترین بحث تو کتابخونی علاقه هست یعنی اگه به موضوع و محتوای کتاب علاقه داشته باشیم اولین قدم رو برداشتیم …حال فرض می کنیم از یک کتاب خوشمان امده و آن را می خریم و حال میریم سر وقت خوندن این کتاب…بعضی ها همه کتاب رو میخونند و بعضی ها هم نه!
    اونایی که نمیتونند همه کتاب رو بخونند یه جورایی حق دارن یه جورایی هم نه!مثلا ممکنه متن کتاب اینقدر خشک باشه که مخاطب نتونه ارتباط برقرار کنه(خودم بالای بیست کتاب رو با علاقه و عشق خریدم اما بعد از خوندن چندین صفحه نیمه کاره رها کردم)
    خیلی ها ممکنه به دلیل کمبود وقت و حوصله اون رو نیمه کاره رها کنند ولی کسی که واقعا کتاب رو دوست داشته باشه کمبود وقت و این جور چیزا واسش معنی نمیده و هر طور شده میخونه کتاب رو!
    دوست عزیزمون پگاه فرمودند که هدف از خوندن کتاب چی هست که اینم میتونه تو خوندن کتاب تاثیر داشته باشه
    یه نفر واسه سرگرمی میخونه یه نفر واسه کسب تجربه و …
    و نکته اخر که به نظر من خیلی مهمه سطخپح توقع هست!
    شما یه کتاب رو میبینید و می خرید به امید اینکه اون چیزی که دوست داشتید و مد نظرتون بوده رو مطالعه کنید اما بعد که وارد کتاب می شید می بینید نه واقعا اون چیزی که می خواستید نبودهه و همونجاست که کتاب رو رها می کنید…
    به امید جامعه سرشار از کتاب خوان البته از نوع مفیدش!

  • حمید رضا گفت:

    سلام
    یه پیشنهاد داشتم ، امیدوارم مفید باشه .
    قبلا با تعدادی از دوستان قرار گذاشته بودیم که یک کتاب رو با هم شروع کنیم و تقریبا با هم تموم کنیم . آخرش هم می تونستیم خوب با هم بحث کنیم و توی پیشرفت مطالعاتی یه جورایی کل کل می شد!
    فکر می کنم دوستانی که اینجا میان اکثرا دنبال بحث های مدیریتی ، مذاکره و تا حدودی رفتار شناسی هستند و میشه با معرفی شما کتابهای خوبی رو برای مطالعه داشته باشیم
    ضمنا اگر فضای چت هم توی سایت باشه می تونه بحث های خوبی بین دوستان شکل بگیره

  • حامد گلچین گفت:

    سلام استاد
    اختیار دارید این چه حرفیه ؟؟؟
    متن بی خاصیت !!!
    من یه کتابخونه حرفه ایم وقتی داشتم متنو میخوندم همش به این فکر میکردم که محمد رضا چه قددددددددددددددددر فکر کرده و از همه جوانب دیده قضیه رو و واقعا لذت بردم از این وسعت فکر
    عالی بود آقا عاااااااااااااااالی

  • مریم گفت:

    عالی بود
    منم همیشه یه کتاب همراهمه. تو اتبوس مخصوصا خیلی استفاده میکنم
    من یه نظری دارم
    عضو کتابخونه عمومی بشید
    کتاب ها رو بخونید
    بعد اگه خوشتون اومد اونا رو بخرید
    چون بعضی از کتابا هستن ک واقعا ارزش خوندن ندارن. یا اینکه یه بار خوندنشون کفایت میکنه. ولی بعضی دیگه واقعا نیاز دارن ک چندین بار خونده بشن. و نیاز هست ک تو کتابخونه خونه مون اونارو داشته باشیم.
    یه امکان خوبی ک توی کتابخونه های عمومی برای اعضا هست اینه ک میشه کتاب مورد نظرتونو سافرش بدید تا بصورت کاملا رایگان براتون بیاد کتابخونه. بعد تصمیم ب خرید یا نخریدن اون بکنید.

  • امير قرباني گفت:

    سلام محمد رضا
    چجوري بايد مطالب به خاطر بسپاريم ؟ شايد جواب سوالم كليشه هايي از قبيل خلاصه برداري، حاشيه نووسي، و مرور مطالب به صورت ۱- حفظ كردن مطلب ۲- مرور آن بعد از ۳۰ دقيقه ۳- مرور در روز بعد ۴- مرور ۳روز بعد ۵- مرور يك هفته بعد ۶- مرور يك ماه بعد باشه درصورتي كه حجم مطالعه بره بالا با حجم زيادي از اطلاعات درگير مي شي كه نمي دوني چجوري مرتبش كني براي درك بهتر شرايطي رو تصور كنيد كه شما تنها به دنبال يك جمله جالب از نيچه مي گرديد و بايد خلاصه هاي ۵ كتاب رو بخونيد تا يك جمله پيدا كنيد. حالا با اين تفاسير واقعا چجوري بايد مطالب به خاطر بسپاريم

  • مفتش گفت:

    ممنونم برای مطلب خوب و مفیدتون. باز هم مطالب جدید یاد گرفتم 🙂

    من هم به همراه چند تن از دوستانم صفحه ای داریم توی فیسبوک که درباره «کتاب» و کتابخوانی حرف میزنیم. این مطلب رو هم به صورت خلاصه همراه با لینک در اونجا قرار میدم.

    https://www.facebook.com/moarefiketab

  • الهام گفت:

    سلام . به خودم امیدوار شدم چون تا آخر متن را با دقت خوندم. واقعا یکی از معضلات من کتابهای نیمه تمام هستند.دوست دارم کتابخون بشم.

  • امیر محمد گفت:

    محمدرضا جان، لطفا بفرمایید اگه وقت کنید کدوم ایمیلتون رو چک میکنید.آدرسش رو بفرمایید.ممنون

  • بهرام گفت:

    من در طول روز خیلی خوب از فرصت ها برای مطالعه استفاده میکنم و کتابهای مختلفی میخونم.

    اما اصلا حال مطالعه کتابهای درسی ندارم و موقع خوندنشون واقعا بهم فشار میاد

    مهندس میشه راهنایی کنیید؟

  • محسن گفت:

    بسیار عالی بود، به امید اینکه فرهنگ کتاب در کشورمان بیش از پیش رونق پیدا کند.

  • ص.شویکلو گفت:

    عالی بود محمدرضا. دقیقا این همین کارهاییه که منو کتابخون کردش. به دوستان هم توصیه می کنم حتما یک دفتر چه ی کوچک برای لیست کردن کتاب ها به صورت موضوعی ایجاد کنن که واقعا به درد می خوره . این لیست توی پیدا کردن تاب ها حتی توی نمایشگاه ها و نت و کتابخانه خیلی موجب صرفه جویی میشه.تجربه خودم اینه که من خودم عضو کتابخانه هستم و کتاب هایی رو که می خونم در یک سر رسید کوچک در حد ۱-۲ صفحه خلاصه می کنم و چند جمله زیباشونو می نویسم. این کار خیلی ذهن منو اماده کرده . خلاصه برداریم و فوکوسم روی مطالب مهم کتابها رو بیتر کرده،
    راستی من توی وبلاگم هم خلاصه ای کتاب هایی رو که می خونم می ذارم.

  • الهام گفت:

    من کتابهای غیردرسی رو راحت تر می خونم،اگه کتاب واسم جذابیت هم داشته باشه مثل کتابهای شریعتی و جبران خلیل و… که تا تمامش نکنم کتاب رو کنار نمیذارم،گاهی ۴-۵ساعت متوالی مطالعه میکنم. اما در مورد کتابهای درسی اینجوری نیست بخصوص که رشتم سنگینه و یادگیری مطالب سخته، البته آخرش می خونم ولی مطالعه دیگه برام لذت بخش نیست و در نتیجه حداقل کتابهایی که لازمه رو می خونم. یه مشکل دیگه که مطالعه رو برام سخت می کنه اینه که ترجمه واسم سخته و کند پیش میرم و خسته میشم که فکر کنم باید اول زبان انگلیسیم رو تقویت کنم بخصوص که تمام کتابهای درسیم زبان اصلی هست!!

  • پگاه گفت:

    سلاممم…خب من متن و تا آخر خوندم..به یک دلیل چون جز موضوعات مورد علاقه منه…در مورد بحث کتابخونی هم فکر میکنم مهمترین موضوع همینه اصلا چرا می خوایم کتاب بخونیم به قول نیچه کسی که چرایی هر قضیه ای را بیابد با هر چگونه ای خواهد ساخت…با مورد ۵ موافقم علاوه بر اون صفات که داریم کم حوصلگی هم داریم و همین باعث میشه بریم سمت هدینگ خونی حتی تو همین وبلاگها هم یه سرچی کنیم متوجه میشیم چه وبلاگهایی پر خواننده هستن اکثرا وبلاگهایی که مینیمال مینویسن و اکثرا روزمره نویسی دارن…اینا عادتهای ملی ماست…به نظر من وقتی بدونیم چرا کتاب می خونیم اونوقت واقعا از کتابخوندن لذت میبریم و دیگه مواردی مثل زنگ موبایل و ایمیل و دیجیتال و غیر دیجیتال زیاد مهم نیست شاید در سرعت و درک عمیقتر مهم باشه ولی عامل اصلی همون انگیزه و خواستنس در واقع زمانی که کتابخونی بشه جز هابی ما ….پس اون چرایی خیلی خیلی مهمتر تره که هرکس باید به خودش جواب بده…چرا کتاب می خونم و چرا این کتاب رو می خونم…در مورد مواردی که عنوان کردید
    تندخوانی تا حدی می تونه موثر باشه با توجه به اینکه من تجربش و داشتم ولی زمانی می تونه تاثیر گذار باشه که تکنیکها رو تمرین کنیم یعنی کتاب بخونیم …با مورد دو موافقم کاملا د رمورد مورد سوم زیاد تاثیر گذار نمیدونم این قضیه رو مخصوصا وقتی واقعا کتاب مورد علاقه رو میخونی..مورد چهارم هم مهمه که یک مکان خوب داشته باشیم برای این خلوت خودمون با کتابهای مورد علاقمون..مورد ۵ رو ۱۰۰ درصد قبول دارم..موارد ۶ و ۷ و ۸ و ۹ هم پیشنهادهای ارزنده ای بود که گفتید…ولی به نظرم جای یک چیز اینجا خالیه…
    کتابخوندن در واقع یک جور غذا رسوندن به مغز و روح و روانمون هست زمانی این کتاب خوندن موثر واقع میشه و انگیزه برای خوندن بیشتر وبیشتر تر که همراه باشه با فعالیت فیزیکی مناسب…به فرض که آدمی هزار کتاب هم بخونه وقتی سلامت و جسم و فیزیک خوبی برای عملی کردن اون نظریه ها و ایده هایی که یاد گرفته نداشته باشه در عمل صفر چنین شخصی یا به بدن خودش زور میگه و خودش و دچار تحلیل زودرس میکنه یا اینکه به دلیل جسم و روان خسته و فرسوده نمی تونه چیزهایی روکه خونده درست درک کنه و به کار بگیره…جسم و روان و ذهن یک مجموعن که باید با هم تقویت بشن و به همه اونها اهمیت داده بشه…این نوشته اصلا بی ربط به کتاب خونی نیست اگر شما هردورو با هم تجربه کنید فعالیت جسمی مناسب به همراه تغذیه روحی مناسب ربطش رو کامل درک میکنید…در کل که می خوام بگم اگر روزی ۱یک ساعت وقت میذارید برای کتاب خوندن بیست دقیقه وقت بزارید برای ورزش…این دو در کنار هم هم افزایی زیادی داره…

  • رها(اسفند) گفت:

    من هم از کتابخوانی خیلی لذت می برم (البته کتابهای تاریخی و ادبی و گاهی فلسفی برایم ارجح تره).
    و همیشه سعی بر این داشتم که ورانی کردن (زود خواندن بی دانستن ) را نداشته باشم.
    (از این رو، ورانی بخواند تا زود به پایان برسد،سودی نخواهد برد…)
    ممنون از راهنمایی های همیشه مفیدتان…
    و در ضمن مگر می شود گنج نوشته هایتان را با بی حوصلگی خواند؟؟؟!!!!

  • مسعود گفت:

    محمد رضای عزیز
    سلام
    یادمه یه تصویری از دستنوشته ات از کلاس TAرو که چیدمان متفاوت و جالبی داشت رو به نمایش گذاشته بودی ، حتما حین مطالعه شخصی ات هم این کار را انجام میدهی.
    همه تکنیک های مطالعاتی رو به خوبی گفتی ، استراتزی خلاصه بردای هم مسئله ی در خور تاملی ایست !
    خلاصه برداری در کلاس ، سمینار ، حین مطالععه دروس تخصصی و یا حتی کتاب های عمومی .
    اینکه حین مطالعه باشد یا بعد از اتمام کتاب؟
    واژه محور باشد یا جمله محور ؟
    چگونه دستوشته ای فراهم کنیم که ۲سال بعد هم رجوع کردیم بتونیم ۷۰ درصد محتوا رو بازیادآوری کنیم؟
    اصول و فنون خلاصه نویسی؟
    مرسی

  • مهناز گفت:

    بسیار مشتاق تولد لینک “کتاب-فیلم و سایت “هستم
    این همون چیزیه که وقتی کسی که حس میکنم عقایدش ،افکارش هم سنخ با من هست ازش میپرسم که بهترین کتاب یا فیلم یا اثر هنری ..که دیدی و به نظرت بیشترین تغییر زاویه رو به سمت خوبی در زندگیت داشته چیه؟
    قطعا یکی از بهترین کتابهای من” استاد عشق” شرحی از زندگی دکتر حسابی هست که ارادتمندشون بوده وهستم.روحش قرین شادی باد

  • ریحانه گفت:

    سلام
    “بسیاری از ما، مطالعه را نه با هدف افزایش اطلاعات و دانسته ها و باز شدن افق دید، بلکه برای فرار از مشکلات و مسائل روزمره انتخاب میکنیم.”
    این جمله مشمول حال من میشه.در چنین وقتهایی سرعت مطالعه ام به حدی بالا میره که یک کتاب ۸۰۰ صفحه ای البته از نوع رمان را در عرض دو روز تمام میکنم.و شایدم زودتر.طوری در کتاب غرق میشم که گذشت روز برام بی معناست با کتاب میخوابم و بیدار میشم.
    اما وقتیکه قراره یک کتاب ۲۰۰ صفحه مربوط به رشته ام را بخوانم ۱ ماه پشت گوش میندازم.

  • محمود گفت:

    سلام
    اگر يك مدرسه ميساختى نميتونست به اندازه نوشتن اين متن مفيد باشه
    من باور دارم كه تو يك نعمتى محمدرضا
    خدا رو شكر كه ميشناسمت

  • امید گفت:

    سلام
    خیلی ممنون .

  • hossein گفت:

    مطالب بسیار خوبی بود .من یه مشکل دارم ،وقتی خواندن یک کتاب را شروع میکنم بفاصله چند صفحه خواندن خوابم میگیره.!
    نظری دارید؟

  • مسعود گفت:

    یادگیری، اساساً برقراری ارتباط بین آموخته های جدید و دانسته های قبلی است و کسی که شتابزده کتاب میخواند، ممکن است کتاب را به شکل کامل بخواند و بفهمد، اما الزاماً کتاب را «یاد» نمیگیرد.

    عالی… برای تقویت مطالعه ، از این نسخه شروع میکنم. سپاس

  • گیشار گفت:

    یه تیکه ی شراب رو خوب اومدی که باید بعضی کتابا رو جرعه جرعه نوشید و یه تیکه ی آخرش که گفتی که می تونیم هر متن کم خاصیتی رو بخونیم. خلاصه حال کردم با این. البته ما همچنان به کتاب خوانی ادامه می دهیم..

  • ارزو گفت:

    شما انقدر زیبا مینویسید که هر فرد بی ذوقی رو هم ترغیب به خوندن می کنید،می تونم خواهش کنم بخشی رو هم به معرفی کتاب اختصاص هید؟

  • علی گفت:

    سلام
    خوب بود دوست داشتم .می خواستم یه چیزی اضافه کنم در مورد اون کتاب هایی که گفتی نصفه نیمه ول می کنیم …یه پیشنهاد داشتم …بعضی اوقات ارزش داره کمی صبور باشیم تو کتاب خوندن ..اشکالی نداره یه رمان یا کتاب خوندنش طول بکشه و در کنارش می تونید کتاب های دیگه هم بخونید یادم می یاد وقتی جنایت و مکافات شاهکاره داستایوسکی رو می خوندم اویل خیلی سخت بود . چیزی حدود ۸۰۰ صفحه بود.به قطرش که نگاه می کردم خوابم می گرفت:) …. ۶ ماه طول کشید بی اغراق بگم با اینکه اوایلش خیلی سخت بود من در پایان منو دیوانه خودش کرد …من یعد از دو سال خواندن این کتاب هنوز گاهی اوقات با شخصیت هاش حرف می زنم …

  • مهرداد گفت:

    سلام
    بسیار ایده خوبیست که بستری مانند سایت مفید شما ، بهانه ای برای دور هم خوانی کتاب ها و بحث پیرامون آن ها باشد.
    و با مورد پنجم هم بسیار موافق و نگران هستم !

  • masoud گفت:

    سلام…
    اگرکتابهایی که مطالعه کردین وازنظرشمامیتونه برای مامفیدوجذاب باشه لطفادریه پستی معرفی کنین….

  • سحر گفت:

    دوره راهنمایی که بودم . یه معلم داشتم ، دکترایه ادبیات داشت. استاد دانشگاه تهران بود. برای عشقش ، به بچه های شهرستانی درس میداد. با هواپیما میومد و برمیگشت. اون باعث شد من کتابخون بشم . کار قشنگی می کنی .

  • rezaA گفت:

    خیلی دوس دارم نظرتونو در مورد فیلم گذشته بدونم؟..

  • Abolfazl گفت:

    محمدرضای عزیز سلام
    نوشته های شما به قدری جذاب هستن که من با اشتیاق همه ی اونها را تا انتها می خونم
    از راه کارهات ممنونم
    و با پیشنهادی که در بند ۶ دادید را خیلی موافقم
    با تشکر

  • آرام گفت:

    سلام

    کتابی که برام جذاب باشه معمولا یکشبه تموم میشه. اما همونطور که گفتین این رو درباره کتابهای علمی که یادگیری و دقت لازم داره نمیشه قابل استفاده دونست. مشکل من معمولا با همین بخشه که کتابی رو اجبارا لازم باشه بخونم ولی موضوع یا سبک متن اون جالب نباشه. از حاشیه نویسی و خط کشیدن توی کتابای علمی و مطالب سنگین تر لذت فوق العاده ای میبرم. انگار اگر خط خطیش نکنم چیزی یاد نگرفتم.
    ممنون از مطلب خوبتون

  • حمیده گفت:

    سلام
    با حرفات موافقم
    من همیشه مورد ۹ رو رعایت میکنم
    ضمنا متن های شمارو همیشه تا آخر میخونیم،دلیل نمیشه با حوصله باشیم!