فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده

مسیرِ تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته چیست و در این راه، باید به چه نکاتی دقت کنیم؟


چند نکته برای هدف گذاری و برنامه ریزی برای سال جدید

یک سال دیگر هم تمام شد. اگر چه به قول امیر تقوی در کارت تبریکی که برایم فرستاده بود:‌ «می‌دانم که تو معتقدی تبریک سال نو، مربوط به دوران کشاورزی است و این روزها، تبریک یا تسلیت را باید در هر روز و هر لحظه گفت»، تبریک گفتن لااقل در ذهن من، چندان جای و جایگاهی ندارد.

دلم می‌خواست  این غزل زیبا را بنویسم که: «نوروز بمانید که ایام شمایید، آغاز شمایید و سرانجام شمایید…گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است، در کوچه‌ی خاموش زمان، گام شمایید…»

متاسفانه امروز دیدم در وایبر همین غزل را برایم فرستادند و من هم از بحث کردن و نوشتن در موردش صرف نظر کردم. چیزی که در شبکه‌های اجتماعی رایج شود، از قله‌ی رفیع فاخر خود، فرو می‌آید و برای بارور کردن روح و جان، عقیم می‌شود. چشم به دیدنش عادت می‌کند و عادت کردن، فرصت شگفت زده شدن و فرو رفتن در خلسه‌ی حاصل از اندیشیدن به یک مفهوم زیبا و شگفت‌انگیز را از ما می‌گیرد.

این بود که گفتم صرفاً چند نکته درباره‌ی برنامه ریزی برای سال جدید بگویم. البته من حرف‌های رسمی‌ام را در مورد برنامه ریزی، در متمم تحت عنوان فایل صوتی نقطه شروع گفته‌ام و شنیده‌اید. اما نکاتی هست که کمی شخصی‌تر است. منظورم از شخصی بودن، این است که الزاماً در دفاع از آنها، نمی‌توانم مقاله و تحقیق و … ارائه کنم. اما از جمله‌ چیزهایی است که طی سالهای اخیر، به تجربه آموخته‌ام.

حدود هجده سال پیش بود که در یک کتاب انگیزشی خواندم تحقیقی در هاروارد (و تحقیق مشابهی در ییل) نشان داده است که نوشتن اهداف، می‌تواند شانس موفقیت در آنها را بالا ببرد. آن زمان هنوز نمی‌دانستم که این تحقیق هم (که هنوز هم در کتابهای انگیزشی و حتی در نشریاتی مانند فوربس نقل می‌شود) صرفاً یک روایت دروغین اینترنتی است. اما به هر حال، از آن سال تا کنون، همیشه هدف‌هایم را نوشته‌ام و از این کار، ناراحت و پشیمان نیستم و همچنان آن عادت مفید را ادامه می‌دهم.

چند هفته پیش، فرصتی دست داد تا سررسید کهنه‌ی قدیمی‌ام را هم پیدا کنم و با قرار دادن آن در کنار سند‌های برنامه‌ریزی که در سالهای اخیر برای خود تنظیم می‌کنم، هدف‌گذاری‌ها و برنامه ریزیهای پانزده سال اخیر را مرور کنم و در کنار دستاوردهایم بگذارم تا ببینم در کجاها موفق بوده‌ام و در کجاها به خواسته‌هایم نرسیده‌ام.

ادامه‌ی آنچه می‌خوانید، صرفاً حاصل مرور این دفترچه‌ها است. ممکن است کسان دیگری هم باشند که به شیوه‌هایی مشابه و یا حتی معکوس، نتایج ارزشمندی کسب کرده باشند و طبیعی است که در این چنین بحث‌هایی، راهکار قطعی وجود ندارد.

در اولین سالهایی که هدف گذاری را به صورت جدی و مکتوب انجام دادم، هدف‌هایم بیشتر از جنس دستاوردهای عددی بود. مثلاً آخرین سال دبیرستان، رتبه‌ی کنکور زیر صد می‌خواستم. ماهی دویست هزارتومان درآمد از محل کار پاره وقت. یک سفر یک هفته ای به خارج از ایران هم، جزو اهداف آن سال من بود که البته این آخری در آن سال برآورده نشد. آن موقع آموخته بودم که همه چیز باید عددی شود. عددها باید قابل دستیابی باشند. اما ساده هم نباشند و کمی چالش ایجاد کنند.

شیوه‌ی خوبی بود. اما عملی شدن و عملی نشدن گاه و بیگاه هدف‌ها، گاهی خوشحال و گاهی ناراحتم می‌کرد. الان که فهرست آن زمان را می‌خوانم، فکر می‌کنم شاید از فهرست سی موردی دو سال اول دانشگاه، حدود شانزده یا هفده مورد آن عملی نشدند.

به تدریج احساس کردم که این شیوه‌ی هدف گذاری و برنامه ریزی، به آن اندازه که من انتظار دارم اثربخش نیست. به هر حال بودنش بهتر از نبودنش است. اما همیشه فهرستی درست می‌کنم و نیمی از آن عملی می‌شود و نیمی دیگر هم نمی‌شود و بعد هم هزار دلیل و بهانه دارم که چرا بعضی هدفهایم عملی نشدند و به هر حال همه چیز در دست من نیست و عوامل محیطی هم در کار هستند و خلاصه… سالی دیگر می‌آمد و فهرستی دیگر که من از همان ابتدا، ایمانم را به آن از دست داده بودم و می‌دانستم که بدون نوشتن هم، نیمی از فهرست عملی شده و نیمی دیگر شکست خواهد خورد!

خوب یادم هست که هدف گذاشته بودم که دومین کتابم را طی شش ماه نخست سال منتشر کنم و به خاطر کندی فرایند صدور مجوز و مشکلاتی از این دست، یک سال گذشت و هنوز این هدف عملی نشده بود. این بود که هدف گذاری بر مبنای فعالیت ها را شروع کردم. من نمی‌توانم برای انتشار شش ماهه‌ی کتابم برنامه ریزی کنم. چون بخشی از این هدف، در اختیار وزارت ارشاد و بخشی در اختیار مدیر انتشارات و بخشی در اختیار مدیر چاپخانه است. حتی بخشی در اختیار جعفر، کارگر افغانی چاپخانه بود که دو تا از زینک‌ها داخل وانت او جا مانده بود و او هم به کابل رفته بود!

منظورم از برنامه ریزی و هدف گذاری بر مبنای فعالیت، این است که: من هدف می‌گذارم که امسال، یک کتاب دویست صفحه‌ای تالیف کنم. تالیف بیشتر از انتشار، در اختیار من است و دخالت دستان بیرونی در آن کمتر. قطعاً پس از تالیف برای انتشار سریع و به موقع، تلاش خواهم کرد. اما چیزی که در فهرست اهدافم می‌نویسم «فعالیت» است و نه «دستاورد نهایی».

یادم است به همین شیوه با خودم قرار گذاشتم که کتاب استاتیک مریام را در دو هفته بخوانم و از هر فصل، نیمی از تمرین‌ها را حل کنم. دیگر برای نمره ی درس استاتیک هدف نگذاشتم (چقدر هم خوب شد که نگذاشتم. آقای امیدوار استاد درس، با همه‌ی لطف و محبتی که به من داشت، حسابی ناامیدم کرد!).

هدف گذاری و برنامه ریزی بر مبنای فعالیت خوب بود. اما احساس خوبی به من نمی‌داد. احساس می‌کردم تصویر کلان را از دست داده‌ام. شبیه کارگری که به او می‌گویند تو باید امروز دو هزار آجر جابجا کنی و وقتی می‌پرسد خانه‌ی نهایی چه شکلی خواهد بود؟ به او می‌گویند: این را نمی‌دانیم. به ده‌ها عامل دیگر بستگی دارد. تو آجر را جابجا کن. این تنها کاری است که در حوزه‌ی اختیار و توانمندی توست.

این تجربه‌ها همزمان با نخستین سالهای کار کردن رسمی سازمانی من بود (البته خود کار به اندازه‌ی عنوان شیک و تمیزی که من گفتم، تمیز نبود!). کم کم دیدم که هدف‌های سالهای گذشته، چقدر مسخره و بی معنی بوده‌اند.

رتبه‌ی کنکور، درست در لحظه‌ی ورود به دانشگاه بی معنی شد. معدل کارشناسی پس از فارغ التحصیلی بی خاصیت شد. یکی دو سال بعد، دیگر هیچ کس رشته‌ی کارشناسی‌ام را هم نمی‌پرسید. من هم بیشتر به خاطر تعمیر و عیب یابی سیستم‌های الکترونیک و تجهیزات اتوماسیون شناخته شده بودم و کسی سوال مکانیکی از من نداشت!

کم کم دیدم که جامعه به مهارت، کار دارد و اگر مهارت داشته باشی، عملاً بدون اینکه آگاهانه تلاش کنی، هدف‌هایی که قبلاً داشتی یکی پس از دیگری برآورده می‌شود. کم کم ماشین‌ اول و دوم را خریدم و حقوق خوب را گرفتم و مسافرت‌های خارجی‌ام را یکی پس از دیگری رفتم و همه چیز خوب بود.

پول و موقعیت آن سالها، تقریباً ربط زیادی به هدف‌ گذاریها و برنامه ریزیهای قبلی‌ام نداشت. ناشی از این بود که ایراد یک سیستم پی ال سی را، شاید به جای دو روز، در دو ساعت پیدا می‌کردم و می‌توانستم در جلسات کاری، به هر ضرب و زوری بود، ترجمه همزمان انجام دهم و رابطه‌ام با کارگرها خوب بود و می‌دانستم که اگر نیمی از حقوق امروزم را به عنوان هدیه و کادو،‌ به صورت غیررسمی به آنها و فرزندانشان بدهم، آنها بیشتر کمک می‌کنند و چند ماه بعد، می‌توانم حقوق بیشتر و موقعیت بهتری داشته باشم تا دوباره بتوانم بخش بیشتری از حقوقم را به آنها و فرزندانشان بدهم…

خلاصه. کم کم، دیدم هر آن چیزی که از جنس موفقیت است، نه «عدد» است و نه «عنوان». بلکه از جنس مهارت است. الان فهرست هدف گذاری سال ۸۴ پیش چشمم است. در آن مهارت مذاکره را نوشته‌ام (اولین سالی بود که این را به عنوان مهارتی رسمی نوشتم). مهارت ارتباط با طبقه‌ی کارگر! (به معنای مارکسیستی آن نخوانید. در فضای فرهنگی کارگاه‌های ایرانی بخوانید). مهارت برنامه نویسی سیستم PLC ساخت Selectron. مهارت خواندن LC و …

برگه‌ای که در تحویل سال ۸۴ نوشته‌ام، هیچ شباهتی به این «مقلب القلوب‌های نستعلیق» و «ماهی قرمزهای اینستاگرام» و «سفره‌های هفت سین» این روزها ندارد. اگر نگویم که برنامه‌ِی آغاز سال من است، آن را با کاغذی که از جیب یک مهندس در کارگاه، بیرون افتاده یا شاید چرکنویسی که روی میز دفتری مانده و هر کس جمله‌ای یادگاری روی آن نوشته است،‌ اشتباه بگیرید!

این ماجرا هم چند سالی ادامه داشته. صادقانه بگویم، حتی امسال هم، هنوز دو سه عنوان از این جنس، در برنامه‌‌ی سالیانه‌ام دارم. اما دیگر مثل آن سالها، تم کلی برنامه‌ ریزی‌ام مهارتی نیست.

برنامه ریزی مهارتی، بیشتر برای دورانی مفید است که هنوز در شغل و موقعیت خودت تثبیت نشده‌ای. هنوز باید به فکر این باشی که رزومه‌ی پربار‌تری داشته باشی. هنوز در فضای رقابتی هستی و احساس می‌کنی که افراد دیگر، اگر چند مهارت بیشتر از تو داشته باشند، جایگاه محکم‌تری نسبت به تو خواهند داشت.

کم کم، وقتی در جای خود تثبیت شدی و مطمئن شدی که در ادامه‌‌ی زندگی، هرگز مجبور نمی‌شوی برای کسی رزومه پرکنی و تقاضا برای تو به اندازه‌ی کافی هست (که من فکر می‌کنم اگر کسی درست و حرفه‌ای برخورد کند باید در چهارمین دهه‌ی زندگی به چنین نقطه‌ای برسد و دیگر خودش رزومه‌ی افراد دیگر و سازمان‌های دیگر را بررسی کند).

در این وضعیت، کم کم بحث سبک زندگی پیش می‌آید. حالا دیگر آنچه از هدف گذاری عددی و هدف گذاری مهارتی مهم‌تر است، برنامه ریزی برای سبک زندگی است.

آیا مطالعه و کتابخوانی بخشی از زندگی من است؟

خانواده قرار است چه سهمی در زندگی من داشته باشد؟ آیا کار قرار است حساب بانکی‌ام را پر کند و عصرها، آن پول را برای زندگی خرج کنم؟ یا کارم خود، نوعی زندگی است. آیا قرار است پیرو دیگران باشم یا پیشروتر از دیگران؟ آیا از بیدار شدن زودهنگام صبحگاهی لذت می‌برم یا اینکه رویایم، روزگاری است که بتوانم تا ظهر،‌ در رختخواب بمانم؟ آیا پیاده روی، بخشی از برنامه‌های من است؟ نقش ابزارها در زندگی‌ام کجاست؟ لپ تاپ من چه نقش‌هایی برای من دارد؟ مرا به اینترنت وصل می‌کند یا وایبر؟ به کتابهای الکترونیک یا پاورپوینت؟ موبایل در زندگی من چه نقشی ایفا می‌کند؟ آیا برای یادگیری، برنامه ‌ی منظمی دارم؟

همه‌ی این سوالات را، می‌توان زیر یک عنوان جمع کرد: برنامه ریزی و هدف گذاری برای عادتهای زندگی. عادتهای درست،‌ مهارتهای درست را هم پرورش می‌دهند و دستاوردهای درست را هم به همراه می‌آورند.

یکی دو سال است، بعد از برنامه ریزی برای عادت، به برنامه ریزی برای تغییر مدل ذهنی فکر می‌کنم.

امسال در برگه‌ی هدف گذاری‌ام نوشتم:

نمی‌دانم می‌خواهم چه کسی باشم؛ اما می‌دانم می‌خواهم چه کسی نباشم.

نمی‌دانم می‌خواهم کجا باشم؛ اما می‌دانم می‌خواهم کجا نباشم.

نمی‌دانم می‌خواهم چه بنویسم؛ اما می‌دانم می‌خواهم چه ننویسم.

میخواهم ذهنم فارغ از هدفها و هدف گذاری‌ها باشد. می‌خواهم دیوارها و مرزها و دره‌ها را بداند و در زمین باز زندگی، به هر سوی دیگری که می‌خواهد بدود.

فکر می‌کنم در این سالها، مدل ذهنی بزرگان می‌تواند تا حد زیادی راهگشا باشد. اگر بود، سال بعد برای شما گزارشش را می‌نویسم.

به همه‌ی عزیزانم گفته‌ام، به شما هم که عزیزترین‌های من – و اگر صادقانه بگویم تنها دوستان نزدیک من و تنها کسانی هستید که با آنها در ارتباط هستم – می‌گویم:

برایتان آرامش و امید آرزو می‌کنم و می‌دانم که سلامت و ثروت، چیزی بیش از دستاورد فرعی این دو نیست.

مطلب مرتبط در روزنوشته‌ها:

سالی که گذشت (راهنمای برنامه ریزی برای سال جدید)

چند مطلب مرتبط در متمم:

در هدف گذاری به نتیجه فکر کنید و نه اقدام

برنامه ریزی روزانه

پنج جزء اصلی یک برنامه

مهارت شما در برنامه ریزی چقدر است؟ (چک لیست)

جدول برنامه ریزی هفتگی

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار


140 نظر بر روی پست “چند نکته برای هدف گذاری و برنامه ریزی برای سال جدید

  • کیان گفت:

    از هدیه نوروزی تون سپاس.
    براتون آرامش و امید و خوشبختی آرزو میکنم
    و انقدر برای من و اطرافیان و جامعه مفید بودین که اطمینان دارم آرزوهام برای شما برآورده میشه.
    محمدرضای عزیز چون میدونم خیلی منبع براتون مهمه ، اون شعری که ننوشتین غزل زیبایی از شاعر معاصر پیرایه یغمایی هست.
    ولی مبارک شمایید ، ایام میآیند تا به شما مبارک شوند.

    • نیکی جان متوجه نشدم. اون چیزی که من نوشتم همونیه که وسطش میگه: «حوصله‌ی دام شمایید». تو میگی این ادبیات معاصره؟

      • كيان گفت:

        محمدرضا جان
        به نظر من هم خيلي شبيه مولاناست و اصلاً شبيه شعرهاي معاصر نيست
        ولي تو گنجور مولانا اين شعر نيست و البته سايت هايي هم كه نوشتند پيرايه يغمايي
        خيلي زيادند و البته خيلي هم قابل استناد نيستند .
        و البته به نظر من ؛ اين شعر اگر از مولانا بود فكر كنم در سالهاي گذشته هم همينطور تو وايبر دست به دست مي شد .
        نميذاشتيم كه تا امسال تازه و دست نخورده و بديع بمونه .
        باز هم ” مبارك شماييد ، ايام مي آيد تا به شما مبارك شود “

        • امید گفت:

          نوروز بمانید که ایّام شمایید!
          آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
          آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
          می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
          آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
          آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
          خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
          خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
          نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
          اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!
          عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
          افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!
          هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
          هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
          امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
          در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
          گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
          در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید!
          ایّام ز دیدار شمایند مبارک
          نوروز بمانید که ایّام شمایید!

          مولانا

  • مهیا گفت:

    سلام استاد خسته نباشید. ورود به وبسایت شما یکی از بهترین رویدادهای سال ۹۳ برای من بود. ایشالا که سال خوبی داشته باشید همچنان پر از خاصیت و خاص بودن و صد البته پر از مهارت.

  • مصطفی هادیان گفت:

    سلام خدمت استاد عزیز.
    هر بار که مطلبی از این خانه میخوانم دری جدید به رویم باز میشود.
    یک سوال: به نظر شما، این روند تکاملی هدفگذاری را هر فردی باید خودش طی کند تا در این زمینه به بلوغ برسد، یا اینکه میشود فردی از اول جوانی، هدفگذاری هایش را از نوع سبک زندگی و مدل ذهنی انتخاب کند؟ اگر باید خودش طی کند راهی وجود دارد تا بتواند زودتر به بلوغ برسد؟
    خیلی خیلی ممنون برای مطلب بسیار ارزشمندتان.
    سال نو را که نمیتوانم تبریک بگویم ولی امیدوار مثل همیشه لحظه هایتان پر برکت و پروجود باشد.

  • هومن کلبادی گفت:

    سلام محمدرضای عزیز
    الان نه سال ۹۳ هست و نه سال ۹۴ چون ساعت ۱:۱۰ بامداد هست و از نیمه شب تا ساعت ۲:۱۵ ، عملاً تاریخ نداریم !
    از خوندن این پست خیلی درس گرفتم . امیدوارم افتخار شاگردیتون رو سالهای سال داشته باشم . از همۀ زحماتی که برامون میکشید بی نهایت ممنونم و قدرتون رو میدونم . سالی سرشار از سلامتی ، آرامش ، شادی و سربلندی برای خودتون و عزیزانتون به خصوص شادی جان و سمیه جان آرزو می کنم
    ارادتمند و دوستدار همیشگی شما – هومن

    • هومن کلبادی گفت:

      محمدرضای عزیز
      این قسمت از پستتون بی نهایت به دلم نشست :
      “به شما هم که عزیزترین‌های من – و اگر صادقانه بگویم تنها دوستان نزدیک من و تنها کسانی هستید که با آنها در ارتباط هستم – می‌گویم:

      برایتان آرامش و امید آرزو می‌کنم و می‌دانم که سلامت و ثروت، چیزی بیش از دستاورد فرعی این دو نیست!”
      یه جورایی احساس غرور و متمایز بودن کردم به عنوان دوست محمدرضا شعبانعلی عزیز
      به جرات میگم «بی نظیری» محمدرضا جان
      خیلی مخلصم

      • سیمین ابراهیمی گفت:

        سلام دوستان عزیزم
        سلام دوست مهربونی که به رنگ قرمز علاقه داری.
        وای مسافرت نرفتی؟ تو شهر ما بهترین کاری که می شه کرد اینه که بمونی و از طبیعت خوبش و آسمونِ آبیش و آرامشی که بقیه رفتن مسافرت و بی سرو صداییش لذت ببریم.
        الهی که هر جا هستی خوش و شاد و سلامت باشی.
        خوشحالم که شما هم پیش مایید.

    • ضیاء گفت:

      هومن جان، عیدت مبارک 🙂

      • هومن کلبادی گفت:

        مخلصم ضیا جان
        سال نو مبارک . انشاالله امسال سالِ سلامتی ، آرامش ، دیدارها و خوبی ها و محبت باشه
        به امید دیدار به زودیِ زود

  • شقايق گفت:

    سلام
    براتون آرامش و اميد رو آرزو ميكنم .

  • آرزو گفت:

    سلام
    امید
    آرامش

  • milad گفت:

    سلام. اقای شعبانعلی یه درخواست شاید مسخره و بی ربط داشتم. میخواستم نظر شما رو در مورد IQ بدونم!

  • رویا گفت:

    سال نو مبارک.

  • مهدي خاني گفت:

    سلام دوستان توي اين خونه عيدتوم مبارك

  • رضا گفت:

    محمدرضا سال خوبی داشته باشی
    وقتی اتفاقات سال گذشته را مرور میکنم، می بینم آشنایی با تو یکی از مبارک ترین اتفاقات زندگی من بوده
    بسیار بسیار از تو آموختم
    همیشه شاد و آرام و پاینده باشی

  • min90 گفت:

    استاد عزیز و هم خونه ای های عزیزم…
    سلام و سال نوتون مبارک، انشاله که همونطور که استاد گفتن سال پر آرامش و امیدی رو با هم آغاز کنیم.

  • شاهین گفت:

    بالاخره این ۹۳ عجیب غریب هم به در شد.
    هم سال خوبی بود و هم سال بد.
    بد از این نظر که یه دوست نسبتا صمیمی رو از دست دادم که متأسفانه بعد از فوتش متوجه شدم که حتی فوت یه شخص کاملا معمولی چقدر می تونه تعادل زندگی رو به هم بزنه.
    به یه سری حقایق کثیف راجع یه سری از افراد مثلا دوست پی بردم که باعث شد جامعه محدود دوستای صمیمیم محدودتر بشه.
    و اما خوب از این نظر که بالاخره تونستم از سد مصاحبه ناجوانمردانه دانشگاه مورد علاقه ـم بگذرم و رسما و به صورت جدی، سینما رو به صورت آکادمیک یاد بگیرم.
    کسب و کار کوچیک خودم رو راه انداختم، از نظر مالی کاملا مستقل شدم و تمام تلاشم رو کردم که روی پای خودم وایسم و در راستای دست یابی به این هدف، محل زندگیم رو از خانواده جدا و به یه شهر دیگه نقل مکان کردم.
    با افراد جدیدی آشنا شدم که قطعا نقش مهمی توی آینده ـم ایفا می کنن و مطمئنم که می تونم همه جوره روشون حساب باز کنم. (از نظر کاری البته)

    برای ۹۴ خیلی برنامه دارم. از شروع ساخت یه سریال کوتاه گرفته تا انجام چند تا پروژه سینمایی بزرگ با آدمای سینمایی بزرگ. با اینکه عملی شدنشون قطعی نیست اما همین امید و آرزوهاست که بهم انرژی می دن تا همین الان (ساعت ۳:۵۰ بامداد روز ۱ ام فروردین سال ۱۳۹۴) استارت یکی از پروژه های مذکور رو بزنم.

    با اینکه به نظرم نوروز، باقی اعیاد و سایر روزهای عادی یکسان هستن، اما می تونن اون شنبه ای باشن که همه ما منتظرش بودیم تا ماتحت مبارک از جای گرم و نرمش تکون بدیم و استارت یه کار رو بزنیم. بنابراین امیدوارم که امسال، سالی باشه پر از اتفاق های خوب و همچنین پر از ایده های نو… .

    سال جدید رو به مدیر و کاربران عزیز “روزنوشته‌های محمدرضا شعبانعلی” دوست داشتنی تبریک می گم.

    • هومن کلبادی گفت:

      سلام شاهین جان
      سال نوتون مبارک
      البته به غیر از ازدست دادن دوستتون ، بقیۀ اتفاق ها به نظرم خوب بوده . شناختنِ به ظاهر رفیق ها ، اتفاقی بسیار مبارک و میمون هست و باعث میشه از اونروز به بعد ، عمر و وقت و انرژیتون رو صرفِ اونها نکنید . باقیِ اتفاقات هم که بویِ رشد و استقلال و پیشرفت میدن . براتون لهترین ها رو در سال ۹۴ آرزو می کنم دوست من
      پی نوشت : اگه دوست داشتین ، فیلمتون رو با ما هم به اشتراک بذارید تا لذتشو ببریم

  • مهدی گفت:

    با سلام خدمت معلم عزیز
    از نوشته زیبا و پر محتوایتان لذت بردم من خودم پارسال یک سری اهداف برای سال ۹۳ روی کاغذ نوشتم که بعضی از اونها از جنس عدد بعضی از جنس ترک عادات و برخی از جنس مهارت و سبک زندگی بود اونایی که مربوط به عدد بود که تقریبا قسمت عمده اش محقق نشدو سایر اهداف هم کما بیش همین وضعیت رو داشتند ولی فکر میکنم(احساس میکنم) در ارتباط با تغیر مدل ذهنی و سبک زندگی از زمانیکه با سایت شما و شخص شما آشنا شدم (تقریبا ۴ ماه) تغییرات خوبی رو شروع کردم و سعی خواهم کرد در روزهای جدید همین رویکرد رو دنبال کنم ودر این مسیر در ابتدای راه هستم .از شما معلم عزیز به خاطر این حس خوب تشکر میکنم وبرای تمام دوستان در این ساعات اولیه سال جدید آرامش و امید آرزو میکنم

  • محسن رضایی گفت:

    سلام بر محمدرضای عزیز امیدوارم در آرامش در به ترین مسیرت نفس بکشی.

    سوالی دارم.به نظرت الان که این روندو طی کردی (عدد،فعالیت،مهارت…) برداشتش برای من نوعی چطور باشه خوبه؟

    یعنی با توجه به اینکه فکر میکنم گاهی مسیرها رو باید رفت نه اینکه میانبر رو طی کرد ،این یک.دو اینکه از تجربه دیگران استفاده کرد ومثلا مسیر آخری که گفتیو انتخاب کرد.

    سوال من کلی تر از بحثیه که کردی.کلا چه شاخصی (هایی) برای تشخیص اینکه در چه حوزه هایی میان بر باید رفت در چه جایی نه و…

    ممنون از حضور صمیمی ات.

    • محسن جان. راستش احساس می‌کنم نمیشه اینها رو مرحله مرحله کرد. اما شاید بتونیم به لیست هدفها و برنامه‌هامون نگاه کنیم ببینیم شاید جای یک نوع از این نگرش‌ها، توی اون فهرست، خالی باشه.
      لااقل من احساس کردم کاربرد این حرفها، چنین چیزی میتونه باشه

  • بهرام گفت:

    سلام
    برای تغییر عادات کتاب قدرت عادت چارلز دوهینگ رو بهت پیشنهاد می کنم دوست خوبم. موفق باشی

  • فواد گفت:

    ممنون استاد . این که هر برنامه ریزی و هر نوع نگاه کردن به آینده مربوط به یک دوره یا عصر از زندگیه خیلی باهاتون موافقم
    مثلا من سال ۸۱ آرزو داشتم . به دانشگاه برم . یه شغل پیدا بکنم با هر درآمدی و کسی که دوست داشتم بهم جواب مثبت بده . تا آخر ۸۱ همه اینها برآورده شد ولی بعد فهمیدم که نه واقعا زیاد هم ارزش نداشته . وقتی رسیدم دانشگاه دیدم اصلا اومدم که چی بشه بعدش چی باید برم سربازی ؟ شغل پیدا کردم ولی بیشتر حمالی بود تا شغل . اون مخاطب خاص هم اون چیزی نبود که از دور نشون میداد و ۱۸۰ درجه در تضاد با من بود . سالهای بعدش عددها رو نوشتم مثلا اینقدر پوول داشته باشم یا ماشین بخرم یا تا فلان تاریخ گواهینامه بگیرم و شنا یاد بگیرم و بعدا تا اون تاریخ IELTS بگیرم و …. نمیگم بی ارزش بوده ولی نوع نگرش به آینده همونطور که شما گفتید به مرور زمان تغییر کرده . آرزوها تغییر میکنه و ترتیب ثروت و عشق و سلامتی معکوس میشه . من هم برای شما و سایر دوستان همخونه خودم اول سلامتی بعد عشق و بعد ثروت آرزو میکنم .
    نه و روزتان پیروز بیت

  • آزاده م گفت:

    سلام به استاد عزیزم، سمیه جان شادی جان و هم خونه ای های خوب و مهربونم
    همگی عیدتون مبارک.. امیدوارم دلتون شاد باشه و تنتون سلامت..
    خیلی دوستتون دارم.
    به امید دیدار در سال زیبای ۹۴

  • faeze گفت:

    سلام محمدرضای عزیز
    منم به شما که یکی از نزدیک ترین دوستام هستین و از عزیزترین هام به شمار میایید_همه اهالی این قبیله به خصوص محمدرضا_ میگویم:
    برایتان آرامش و امید آرزو می‌کنم . ارامش و امید واقعا بهترین و مهمترین خواسته منه.ممنون که ارزوی به این مهمی داری.

  • نسيم... گفت:

    آقا معلم هميشه تو فايل هاى صوتى خنده هاتون خيلى پر انرژى و دوست داشتنيه!
    نميدونم چقدر از اين خنده هارو عرف و اصول روابط براتون ساخته
    اما اميدوارم سال جديد براتون پر از لبخندهاى شفاف و سرمستانه باشه
    همخونه اى هاى عزيز
    سرتون سلامت

  • علیرضا داداشی گفت:

    سلام.
    – من سال گذشته برایم سال پر کار و پر مشغله ای بود. تجربیات جدیدی هم داشتم.
    – بعد از سالها، دوستانی پیدا کردم که انگار همه ی سالهای گذشته ی عمرم را با آنها گذرانده ام.
    – حجم آموخته های سال ۹۳ من خیلی زیاد بودند. به یمن حضور گسترده تر در فضاهای مجازی و به طور مشخص اینجا و متمم، هیچ روزی نبود که آموخته ی متفاوتی نداشته باشم. همه ی ساعت های روز و شب که به هر کار دیگری مشغول بودم هم بخش مهمی از ذهنم درگیر این آموخته ها بود. قبل از بسیاری تصمیم ها به این فکر می کردم و – می کنم- که به عنوان یک عضو متمم، این کار همانی است که از خودت انتظار داری؟
    – سال ۹۳ به میزانی بیش از یکی دوسال قبل از آن، کتاب خواندم. در حوزه هایی متفاوت تر و تا حدی طبقه بندی شده، – امسال بیشتر طبقه بندی در مطالعه را عملی خواهم کرد. پراکنده خوانی یک ایراد دارد: تمرکز و تعمق را از من می گیرد.
    – تصمیم گرفته ام دست کم تعدادی از درس های گذشته ی متمم را هم با طبقه بندی جدیدتر مرور کنم.
    *من برای شما عزیزترین دوستانم، آرامش منتهی به رضایتمندی آرزو می کنم.
    برقرار باشید.

  • roza گفت:

    محمد رضای گرامی

    سلام
    چشم شما به خاطر رسیدن بهار روشن باشه.
    من هم در یک وبلاگ مطالبی دیدم که حرف کیان
    رو تایید میکنه
    https://www.youtube.com/watch?v=zCUdEqo-px0

  • یاور مشیرفر گفت:

    ارغوان، خوشه خون
    بامدادان که کبوترها
    بر لب پنجره باز سَحَر غلغله می آغازند
    جانِ گل رنگ مرا
    بر سر دست بگیر
    به تماشاگه پرواز ببر
    آه بشتاب که هم پروازان
    نگران ِ غم همپروازند

    برایم اس ام اس ها و ایمیل های زیادی میرسد، از پیام های تبریک نوروزی دوستان.
    هیچ کدام را «باور» نمی کنم و البته بی پاسخ می گذارم.
    برایم پیام های زیادی فرستاده اند و نوروز را تبریک گفته اند؛ هیچ کدام را «باور» نکرده ام و نمی کنم و مطمئنم آرزوی موفقیت و بهروزی پیام زنندگان واقعی نیست و از جنس بازی با کلمات وایبری و لاینی و فیس بوکی است.

    برایم پیام های زیادی فرستاده اند و عید را تبریک گفته اند. لازم است بدانید من هیچ پیامی را پاسخ نمی دهم؛ چون اساسا مخاطب پیامشان من نبوده ام. در واقع این پیام آنها از سر تنبلی و تنها حاصل کپی/پیست از دیگران و نوشتن نامشان در انتهای آن و بالطبع «ارسال انبوه» بوده است.

    تنها زمانی پاسخ پیام هایشان را می دهم که مخاطبش «من» باشم. تنها زمانی پاسخ میدهم که بدانم واقعا به یادم بوده اند و به اسم خودم نوشته اند و برایم آرزوی بهروزی کرده اند. من پیام های انبوهی را همانند گل های مصنوعی میبینم که اگر چه رنگ گل دارند، اما نه عمرشان عمر گل است و نه رایحه خوششان فضا را پر می کند؛ بلکه فقط و فقط ظاهرا گُل هستند.
    پیام های نوروزیشان را باور نکرده و نمی کنم و پاسخ نمی دهم. تنها زمانی پاسخ دریافت می کنند که مخاطبشان مشخص باشد.

    پیام هایی را باور نمی کنم که فرستنده حتی نام اشخاصی را که برایتان پیام فرستاده است را هم نگاه نکرده است و کل عملیات ارسال پیام را با یک کلیک و انتخاب Mark all انجام داده است.

  • علی بزرگی گفت:

    سلام به محمدرضای عزیزم و تیم محترم متمم
    سال نو رو خدمت شما و بقیه اعضای اینجا تبریک عرض میکنم
    میخواستم در مورد آرزوی محمدرضا بگم سلامت شاید منافاتی با آرامش و امید نداشته باشه
    اما ثروت به نظرم بعیده با آرامش یه جا جمع بشه اما در هر صورت امیدوارم همه اینا اتفاق بیفته

  • vahid گفت:

    این غزل که فرمودید از مولا نیست این غزل از خانم پیراهه یغمایی فرزند حبیب یغمایی و از نوادگان یغمای جندقی هست و در فضای مجازی به اسم مولانا انتشار یافته….در ضمن در شعر از کلماتی استفاده شده که در فرهنگ لغات مولانا نمی گنجد…
    موفق باشید

  • آمیتیس گفت:

    من در دهه چهارم زندگیم هستم ولی هنوز ثبات نداره وضعیت کاری و تحصیلیم، هنوز خیلی کار دارم که باید انجام بدم…یعنی هنوز تو دوره ای هستم که باید هدف گذاریم از جنس مهارتی باشه، که این بهم استرس وارد میکنه! یه مقدار خودم مقصر بودم و یه مقدار هم شرایطی پیش اومد که خارج از کنترل من بود…حالا نمیدونم باید از کجا شروع کنم؟! و چه کاری انجام بدم بهتره…نمی دونم….

  • لیلا گفت:

    سلام
    محمدرضا از این تفاوت خوش فکرانه شما لذت خاصی را می برم و نوشته هات تلنگرهای شیرینی رو به آدم می زنه

  • کربلایی گفت:

    سلام محمد رضای عزیز
    ممنون از راهنمایی تون مدل برنامه ریزی که بیان کردیدواقعا زیر بنایی وفراگیره.سالی پراز امید وآرامش وشادی برای شما وهمه دوستان آرزو می کنم.
    بازهم متشکرم

  • باران گفت:

    سلام استاد گرامی….ممنون بابت مطلب بسیار عالی..امیدوارم با راهنمایی شما و استفاده از این مطلب بتونم سال خوب و موفقی داشته باشم….من چند سالی هست نمیدونم چرا ایست کردم و نمیتونم کاری انجام بدم…با اینکه اهداف زیادی در سر دارم ولی نمیتونم عملی کنم….هربار با خوندن نوشته هاتون انرزی میگیرم و امیدوار…دیشب هم مجددا فیلم حضورتون در برنامه ماه عسل رو دیدم….پر از انرژی….ان شاالله همیشه باشین…همیشه سالم باشین و سلامت….
    *************************
    به تقویم ها اعتمادی نیست ، اگر تحولی در دل و زندگیت روی داد مبارک است
    راز نو شدن را باید دانست وگرنه بهار یک فصل تکراریست!
    گذشت عمر تبریک ندارد…. صافی دلها و نو شدن ها مبارک…..سال نومبارک

  • میترا شربیانی گفت:

    با سلام و احترام
    به نوبه خودم از زحماتی که در مسیر توسعه مهارتهای فردی که در هر موقعیتی مهمترین پارامتر موفقیت می تونه محسوب بشه ،سپاسگزارم
    واقعا همین طور که شما در این متن به زیبایی مطرح کردین، اونهایی که عادت به نوشتن اهداف و برنامه هاشون دارن به تدریج به سمت تمرکز بر آنچه که می تونن تحت کنترل خودشون داشته باشن، متمایل میشن و اونها عمدتا توانایی ها و مهارتهامون هستن.
    سالی پر از آرامش و امید ( و عشق که من باور دارم زیربنای دو مورد قبلی هست، همون طور که اون دو تای دیگه زیربنای یک زندگی موفق محسوب میشن) براتون آرزو دارم…
    پایدار باشید

  • محمد معارفی گفت:

    سلام محمدرضا جان.منم مثل هومن از این که ما رو دوست خودت دونستی احساس خیلی خوبی دارم.تو هم تاثیرگذاری فرد زندگی من بودی…تمام احساس خوب این روزها مو بدون هیچ اغراقی مدیون تو و روزنوشته هات هستم.امیدوارم روزی در جایی بتونیم ، شاگرد خوبی برای تو باشیم و سربلندت کنیم

    • هومن کلبادی گفت:

      سلام محمد جان
      یه نکتۀ جالب برای من ، تداومِ منفی دادنِ منفی بازهای عزیزه 🙂 خوشحالم که این دوستانِ عزیز همراهِ همیشگیِ ما هستن . سال نوشون مبارک 🙂

  • شهرزاد گفت:

    محمدرضای عزیز.
    ممنون که اجازه دادی در یکسال گذشته تو این خونه باشیم و با تو و با دوستان خوبی – که این خونه به گنجینه ی دوستان خوبمون اضافه کرد – حرف بزنیم.
    و ممنون بخاطر همه ی نوشته های خوبی که توی این یکسال گذشته توی این خونه خوندیم و شنیدیم. باهاشون به فکر فرو رفتیم، باهاشون بغض کردیم، باهاشون اشک ریختیم، باهاشون خندیدیم و باهاشون جور دیگری به دنیا نگاه کردیم…
    برای تو و تمام دوستان و یاران این خونه آرزوی تنی سالم و قلبی شاد و آروم دارم و آرزو میکنم همه ی فصل ها، برامون فصل رویش و رشد باشه…
    امیدوارم همیشه و همیشه، شاهد شادمانی و رضایت قلبی و موفقیتهای روزافزونت باشیم…

  • سعيد گفت:

    سلام محمدرضا
    يكي از بهترين برنامه ريزي هايي كه توو ٩٣ كردم و تا حد قابل قبولي پيش رفت اين بوده كه با تو و تيم خوب متمم پيش اومدم
    خيلي ممنونم از اينكه تو بهم ياد دادي
    خوب باشيد

  • مهدی رمانی گفت:

    سلام استاد عزیز سال نو مبارک

  • امین نوبخت گفت:

    سلام،
    چند وقتی بود که زیاد به همه گیر میدادم و از حدود ۴ روز قبل به لطف یک بیمازی مجبور شدم که ۲۰ روز رو خونه نشین باشم، توی شروع این مدت ۲۰ روزه، مطالعات خودم رو راحع به منظق، انواع استدلال و … شروع کردم و هنوز هیچی نمیدونم ازشون، ولی یه چیزی رو فهمیدم، خوب هم فهمیدم…
    یبار اینستاگرام بدون تفکر راجع به حرفای محمدرضا شعبانعلی تند شدم(پیش داوری کردم)
    یبار زیر یکی از پست ها کامنتی نوشتم(انتظار تایید نداشتم و تایید هم نشد) که از نظر خودم میتونست تجاوز به حریم باشه.
    الان اینجا کامنت میگذارم تا بگم دارم درس میگیرم و برنامه ریزی آیندم رو دارم انجام میدم.
    هدفم ار گذاشتن این کامنت، نوشتن اهدافم بود اما قبل از اون خواستم اعتراف کنم.

    اهداف خودم برای این مدت خونه نشینی خودم رو اینجوری نوشتم.

    الان که به اجبار خونه نشین شدم، محتوای آموزشی لین استارتاپ شیراز رو میخوام آماده کنم تا بتونم یه ارائه قوی اونجا داشته باشم، به عنوان اولین کارگاه رسمی و بین المللی که نقش مربی رو داخل اون به عهده دارم.

    برای بار دوم اتیکت رو گوش خواهم کرد و نکات جدید رو یاد خواهم گرفت.

    گفتگوهای دشوار رو تازه دانلود کردم و احتمالاً به زودی تمام خواهد شد.

  • shirin گفت:

    آقای شعبانعلی عزیز ممنون از تمام تجربیات خوبی که در اختیار ما می گذارید محبت شما به ما قابل جبران نیست . به خاطر همه چیز که در این ۳ سالی که با شما آشنا شدم , بدست آوردم سپاسگزارتان هستم براتون بهترین هارو آرزو می کنم .

  • هدی جعفری گفت:

    سلام
    مدتهاست وبلاگتون را میخوانم، ولی تقریبا اولین بار است که کامنت میذارم
    فقط میخواستم ازتون تشکر کنم که در آرامش و امید من نقش به سزایی داشتید
    برایتان سالی پر از خیر و برکت آرزو ميکنم

  • وحید گفت:

    سلام
    خوندن این متن خیلی خیلیی برام جالب بود… دسته بندی دهه های زندگی بر اساس هدفی که در هر دوره دنبال میکنیم
    واقعا نوشته ارزشمندیست مخصوصا انجا که به مهارت به عنوان هدف اشاره کردید
    سال خوبی رو براتون ارزومندم

  • مرتضی گفت:

    سلام،
    اولا دوست دارم به رسم و سنتی که رایج هست،سال ۹۴ رو به شما تبریک بگم و دعا کنم همیشه آرامش و رضایت از زندگی و لحظات زندگیتون داشته باشید و به قول خودتون روزای عادی زندگیتون در این سال بیشتر باشه.

    مثل همیشه، خوندن مطالب شما منو به فکر کردن و صادقانه بگم انگیزه و امید برای رسیدن به هدف هام ترقیب میکنه. سال پیش، فایل صوتی نقطه شروع رو تهیه کردم و به هرکی میشناختم معرفی کردم و شاید بارها، هر روز صبح بعد از اخبار رادیو اقتصاد و قبل اخبار رادیو، بهشون گوش میدم. حتی شنیدن تکراریش، باعث میشد کارهایی که توی اون روز میخاستم انجام بدم رو تحت تاثیر بزاره، نوع فکر کردنم رو!

    خیلی خیلی مشتاقم گزارشتون رو در مورد تغییر مدل ذهنی بدونم. خیلی وقت پیشتر در این مورد فکر میکردم، برام جالب بود که دلایل اینکه مدل ذهنی هومن دوستم یا شما یا آدمایی که حرفشون ارزش شنیده شدن داره چه جوری شکل گرفته. پارامترهاش و عوامل موثر چی بوده. کتاب بوده؟ برخورد خونواده بوده؟ منظورم نوع تربیت خونواده بوده؟ اگه بوده، چه جوری بوده؟ و و هزاران دلیل دیگه، … به هرحال مشتاقم بدونم.

    فکر میکنم، تجربه ای که اینجا به اشتراک میگذارید خیلی خیلی برای جوون هایی مثل من میتونه مفید باشه.
    قطعا شما برا من یه بت نیستین و نمیخام این حالت پیش بیاد، چون باعث میشه افکار، حرفها و مطالب دیگر رو که گرایششون مخالف حرفهای شماست رو با تعصب رد کنم و عملا بدون فکر عمل کنم!، اما حرفاتون مخ منو به فکر وا میداره. به تحلیل به فکر کردن عمیق. از اینش واقعا لذت می برم.
    من حرفی ندارم که بتونه در جبران آموزش های شما باشه، جز اینکه بابت این اطلاعات ازتون تشکر کنم.
    ممنونم که هستید و همیشه اینجا حرف جدید با ارزش برای ارائه دارید.
    ممنون.

  • الهام گفت:

    من همیشه نوشته هاتو میخونم دلم میگیره! همیییشه…

  • علی گفت:

    سلام محمدرضا جان، برات سالی پر از حس خوب آرزو میکنم.

  • مریم ز گفت:

    سلام
    خب واقعیت اینه که شغل آبا و اجدادی ما کشاورزی هست و این فصل دقیقا جشن شروع کار ماست
    و طبعا برای ما تبریک داره و آرزوی سال پر ازخیر و برکت. بنابراین به شما هم سال ۹۴ رو تبریک میگم.:)
    ممنون که تجربه های نابتون رو صادقانه و بدون روتوش با ما در میون میگذارید.
    بخشی از چیزهایی که گفتین رو تجربه کردم. اما هنوز سوالات بی پاسخ زیادی تو ذهنم هست
    که از سال گذشته باهام هستن. زمان فکر کردن به سوالات زندگی فقط بهار و … نیست. اما شاید این بهانه خوبی باشه که به سوالاتمون، راهکارهامون برای پیدا کردن جوابش یا احیانا تصمیم گرفتن به اینکه مبهم باقی شون بزاریم فکر کنیم. به اشتباهاتمون فکر کنیم و سعی کنیم دیگه تکرارشون نکنیم ووووو.
    براتون آرزوی بهترین ها رو دارم آقا معلم نازنینم. 🙂

  • امیر گفت:

    بهتره بگیم کارگر افغان
    نه کارگر افغانی

  • احسان م گفت:

    سلام محمدرضا
    فایلهای صوتی زیادی در موضوعات مختلف در این مدت در سایت‌ات منتشر کرده‌ایی که مفید و جالب و کاربردی‌اند
    اگر امکانش هست یک پست یا فایل را هم به اینکه چطور از یک محصول و محتوای صوتی استفاده کنیم اختصاص بده
    خودت چه روشی را برای بهربردن بیشتر از آنها پیشنهاد و توصیه میکنی؟

  • آرام گفت:

    سلام … خجسته باد.
    آرزوی آرامش و برکت و نیکی براتون دارم …
    امیدوارم همه سالهای خوبتری بسازیم…
    و بیشتر خودمان را دوست بداریم…

  • احمد گفت:

    سلام
    اول اجازه می خوام با اسم کوچیک شمارو صدا کنم.! چون حداقل بیش از یک سال می شه که من شمارو می شناسم و برخی مطالب و گفتگو های شمارو دنبال می کنم. بنابراین …
    محمد رضای عزیزم
    باید بگم خوشحالم که طی این مدت یک سال که با سایت متمم و نظرات شما آشنا شدم از بسیاری دیدگاه های بدیع و تیزبینانه شما لذت بردم. اغلب تمایل زیادی به اظهار نظر در شبکه های اجتماعی و اینترنت ندارم . ترجیح می دم برای اظهار نظر آدمها رو رودر رو ببینم. تا اینکه بر اساس تصویر ذهنی افراد مقابلم رو تجسم کنم. اما ….
    یک چیزی در دیدگاه های شما هست که نتونستم مقاومت کنم و باید برای یادآوری خودم بنویسم. چیزی که من اونو خیلی دوست دارم و در این متن شما هم به روشنی قابل تشخیصه..
    اینکه شما براحتی تمامی تصمیمات گذشته خودتون رو نقد میکنین و اینکه شما از به چالش کشیدن خودتون و نظراتتون واهمه ندارین. اینکه با شجاعت به پیشواز تغییرات شتاب می کنین و بر موج تغییرات سوار میشین.
    موفق باشین و سربلند.

  • رضا اسحاقی گفت:

    سلام استاد
    شاید شما تنها کسی هستید که خودتون و زندگیتون رو وقف هموطنهاتون و دوستاتون کردید
    خدا قوت

  • مائده گفت:

    سال ۹۳ سال خوبی برام بود چون با شما و تیم متمم آشنا شدم و خیلی از این بابت خوشحالم.
    سال خوبی براتون آرزو میکنم.

  • برديا گفت:

    خوشحالم از آشنايي

  • nasrin nm گفت:

    با عرض سلام و تبریک سال نو خدمت شما و همه ی کسانی که در این سایت فعالیت می کنند و در تلاشند ،
    امیدوارم سلامت و موفق باشید..
    خیلی مفید و کاربردی بود .ممنون

  • رضا گفت:

    قسمتی از صحبت های محمدرضا در جمع بندی فایل صوتی نقطه شروع:
    “به خاطر داشته باشیم امسال دقیق تر حرف بزنیم، کلمات را دقیق تر انتخاب کنیم تا مغزمون دقیق تر فکر کنه و رفتارمون دقیق تر و سنجیده تر باشه، یادمون باشه نگرش و رفتارمون رو تغییر بدیم، یادمون باشه هدف بذاریم، یادمون باشه رویا داشته باشیم، یادمون باشه آرزو کنیم و یادمون باشه قرار نیست به اینها برسیم، قراره جهت زندگیمون رو این رویاها و هدف ها و آرزوها تعیین کنند، یادمون باشه همه چیز عدد نیست، یادمون باشه نهایتا زندگی یک بازیه، بازیگران زیادی در این صحنه بازی کردند بردند باختند و امروز اثری از آنها نیست ما هم بازیگرانی هستیم که زمانی از سر این میز بلند خواهیم شد و اون روز کسی نگاه نمیکنه دستاورد نهایی ما چه بوده، نگاه میکنند ببینند درست بازی کردیم یا غلط، هر چقدر هم در این بازی زندگی هم برده باشیم اگر بعد از ما آیندگان بگویند این غلط بازی کرد و تقلب کرد اعتباری برای ما نیست و هر چقدر باخته باشیم و ضرر داده باشیم اگر درست بازی کرده باشیم آیندگان خواهند گفت که او قواعد بازی رو میدونست و رعایت کرد اگر چه زمین بازی به نفع او نبود. شاد باشید موفق باشید راضی باشید و سالی پر از روزهای عادی و باشکوه برای شما آرزو میکنم”

  • سبا گفت:

    عالي بود ممنون كه انقدر كاربردي و كامل اين موضوع رو باز كردي. سال نو مبارك اميد كه به هدفهات برسي از مدل مهارتي، فعاليتي، عددي يا كه مدل ذهنيش. مرسي كه هستي

  • حامد گفت:

    خیلی ممنون محمدرضا،
    یکی از مهم ترین انگیزه های من برای ایام نوروز امسال این بود که فرصت کافی داشته باشم که مطالب تو رو بخونم و مرور کنم. ماهیت نوشته هات مثل دفتر مثنوی روح بخشه.
    خدا حفظت کنه

  • محمد گفت:

    سلام محمدرضا
    برنامه ریزی برای دستاورد – برای فعالیت – برای مهارت ـ برای عادت و برای تغییر مدل ذهنی همه خوب و مفید هستند
    یک نکته مهم (البته به نظر شخصی من) اینه که هر کدوم از موارد بالا به یک دوره خاص از زندگی هر شخص تعلق داره
    فکر میکنم باید این روند از ابتدا تا انتها طی می شده که شما خیلی خوب اونو طی کردی . ولی نمیشه گفت لزوما” برنامه ریزی برای تغییر مدل ذهنی خوبه یا از قبلی بهتره به نظرم آدم باید همه اونا رو تجربه کنه و همزمان که رشد میکنه بسنجه ببینه الان تو کدام دوره از زندگیش قرار داره و چه نوع برنامه ریزی ای براش مفید تره
    مثلا” من خودم از قسمت برنامه ریزی برای مهارت خیلی خوشم اومد و برام تازگی داشت و دوس دارم امتحانش کنم
    احتمال میدم این از بقیه برام مفید تر باشه چون علی رغم مهارتهای متفاوتی که تو رزومه م دارم هنوز موقعیت شغلی تثبیت شده ای ندارم و هر ۶ ماه یکبار از این سازمان به اون سازمان شیفت می شم
    گمون میکنم برنامه ریزی هر کدوم از ما معجونی از تمامی موارد ذکر شده در متن هست و شاید چند مورد که شما اشاره نکردید ولی یکی از موارد از بقیه پررنگ تره و این پست به من کمک کرد که تصمیم بگیرم حتما یه برنامه ریزی جداگونه برای ارتقای مهارتهام داشته باشم. به همین خاطر از شما ممنونم

  • حسین گفت:

    سلام محمدرضای عزیز
    نوشته هات خیلی به دل میشینن
    آشنایی با شما قطه عطفی تو زندگی شخصی و کاری من بوده
    این نوشته ات هم خیلی از سؤالهای منو که جوابشونو نمیشد به این راحتی پیدا کرد، جواب داد
    خیلی ممنون از اینکه هستی و برامون وقت میذاری

  • amirhossein گفت:

    سلام محمد رضا جان عزیز
    تمام تجربهایت را با جان دل میپذیرم ولی هر دوره ای از زندگی مراحل خودشو داره
    به قول خودت شما ،برحه ای از زمان نیاز که برنامه ریزی عددی داشته باشیم دوره ای دیگه باید برنامه ریزی کیفی داشته باشیم و……… زندگی باس step by step باشه

  • امین گفت:

    سلام
    مدت هاست وقتی میخوام برای کسی آرزویی بکنم حتما ًحتماً و حتماً امید رو در اولین ها میارم…
    خیلی خوشحالم وقتی دیدم در این مورد و علت آرزو کردن امید برای دیگران مشترک هستیم.

  • الهام صفری گفت:

    بهار
    کاش
    چیزی بیشتر از رنگ باغچه ها را
    عوض می کرد،
    کاش
    یک بار هم
    ما شکوفه می دادیم،
    ما که اینهمه هرس شده ایم

    معین دهاز

    محمدرضا جان تو گاه با یک جمله یک روز خوب برای ما را می سازی، من هم برایت سال آرامی آرزو می کنم.

  • محسن گفت:

    با سلام.
    این که تجربه یکی دو دهه از زندگی تون رو به این زیبایی در اختیار ما قرار می دهید، خیلی ممنونم.
    یه مطلب قابل تامل که شباهتی با بخشی از فرمایشتون داشت رو قبلا جایی خونده بودم. خوشحال می شم نظرتون رو بدونم.

    http://zenhabits.net/no-goal/

  • sakineh گفت:

    سلام محمدرضای عزیز!
    همیشه حاضر بودم برای دریافت اطلاعات از افرادی که در زندگی به موفقیت هایی رسیده بودند، هر هزینه ای که باشه پرداخت کنم ،حتی شده یک ساعت زمانشون رو در اختیارم بگذارند و به سوالاتم در مورد اینکه چگونه هدف گذاری کرده اند ؟ چگونه برنامه ریزی کرده اند؟ چگونه برنامه هاشون رو عملی و اجرایی کرده اند و … پاسخ بدهند ، ولی اینکار خیلی امکان پذیر نبود . از اینکه عاشقانه تجربیات با ارزشش تون رو بدون هیچ چشمداتی و فرا تر از انتظار ،در اختیار ما قرار می دهید تا همگی زندگی بهتری برای خودمان بسازیم ازتون ممنونم .
    امیدوارم در این سال نو که البته تمام لحظات و ثانیه هایی که تا کنون در اختیارمون قرار داشته همیشه نو بوده ،علاوه بر آنچه که آرزو داشتید بتوانیم برداناییهامون وشناختمون هم بیافزاییم

  • یاسین اسفندیار گفت:

    سلام به محمدرضای عزیز و تمامی دوستان گرامی
    مقاله خیلی خوبی بود . از اینکه این تجربه چندین ساله ات را در اختیار ما می گذاری ممنونم.
    امسال پیام های تبریک زیادی بدستم رسید
    دیشب یکی از دوستان و یا به قول محمدرضا “واحه” پیامی برایم فرستاد که مرا به فکر فرو برد که آن را تقدیم شما می کنم.
    همه بشما میگویند:
    سال خوبی داشته باشید، ولی من به شما می گویم: “سال خوبی را برای خودتان خلق کنید.”
    به فکر آمدن روزهای خوب نباشید!
    به فکر ساختن باشید. روزهای خوب را باید ساخت
    آرزو میکنم بهترین معمار سال جدید باشید.

    پی نوشت: شاید کلمه “واحه” برای بعضی از دوستان ناآشنا باشد. لطفا به این مقاله رجوع کنید.
    http://www.shabanali.com/ms/?p=12

  • sareh گفت:

    سلام
    امروز دومین روز سال جدید محسوب میشه و من چند سالیه که هر با به لحظات تحویل نزدیک میشیم به خودم میگم این لحظات یک تقسیم بندی در تقویم محسوب میشه و ما صرفا نباید منتظر اعلام اون از طرف تقویم روزگار باشیم. تحویل شدن ها میتونه فصلی، ماهانه هفتگی و حتی روزانه باشه. زیاد به خودم وعده دادم که این بار و این سال فلان کار رو انجام میدم و لیستی از کارها در ذهنم ایجاد کردم. شاید جایی مکتوبشون نکرده باشم ولی براشون زحمت کشیدم اما متأسفانه خیلی از اونها نیمه کاره رها شدند. البته فکر میکنم که حتما اونقد با جدیت انجام ندادم که نیمه کاره موندن. خیلی وقتها هم برای مهارتها و عادتهام تصمیماتی گرفتم. بعضی هاشون نتیجه دادن اما خیلی هاشون هم بی نتیجه موندن یا دستاوردهایی که برام داشتن مطلوب نبودن. بعضی از دلایل باخت ها و عدم مطلوبیت اقداماتمو البته که بهشون آگاهم من جمله: خیلی رقابتی فکر میکنم، مرکز کنترلم بیش از اندازه درونی هست، همیشه زمان آینده رو بیش از اندازه دور دیدم و مرتباً زمان رسیدن به اهدافم رو به تعویق انداختم (در واقع بیش از اندازه خوشبین بودم)، برای برخی از اهدافم بیش از اندازه کمال طلب بودم و این موضوع زمان رسیدنم به نتایج رو سخت تر میکرد و …………
    در برنامه ریزی سال جدیدم باید کارهای نیمه تمامم رو به انجام برسونم چون هنوز هم برام مهم هستند و نه تنها از اهمیتشون کم نشده بلکه بیشتر هم شده و در این میان باید اصولی(این اصول خیلی زیادن و به قول محمد رضا یکجورایی باید سبک زندگیمو تغییر بدم) برای خودم قرار بدم و بهشون پایبندباشم چون صرف نوشتن و اعلام اون نمیتونه پشتوانه ای برای انجامشون باشه……..
    از گروه متمم و بویژه محمدرضای عزیز بخاطر هدیه بسیار گرانبهاشون(سایت متمم) بسیار سپاسگزارم.

  • میلاد گفت:

    محمد رضا عزیز خوشحالم که معلمی بخوبی شما دارم
    بهترینها رو برات تو سال جدید آرزومندم
    ممنون میشم اگه به ایمیلم پیام بفرستید چون واقعا به کمکتون نیازمندم
    با تشکر از زحمات شما

  • محسن اکبری گفت:

    محمدرضا نمیدانم چه حسی است هر گا اینجا می آیم بعد از خواندن مطالب حداقل پنج دقیق ای بایدر خلوت خودم گریه کنم
    چقدر این روزها حس میکنم تو مثل من زندگی کردی،کاش میشد جایی ملاقاتت کنم؟

  • امید گفت:

    محمدرضا جان سلام.
    امسال سومین سال است که از آشنایی ما میگذره و به جرات میگم آموخته هام در متمم، فایل ها، سمینارها و لابلای روزنوشته ها از تمام ۱۸،۱۹سالی که درس خواندم و کار کردم بیشتر بوده. مدل ذهنی رنگ و رو رفته قبلی را دور انداختم و نگاهم به خودم و دنیای اطرافم عوض شد . با این نوشته به یاد تمام آن لحظه هایی افتادم که قرار بود جاودانه بشوند ولی شادی آنها دمی بیش نبود. برای سال ۹۴ برنامه هایم را نوشتم ولی خودم را به آن محدود نمی کنم چون اگر قراره رشدی اتفاق بیافته قطعا” در برنامه هایم تاثیر خواهد داشت. از اینکه ما را در دانسته های خود شریک کردی و به زندگیمان محتوا بخشیدی از تو سپاسگذارم. برایت سلامتی، عشق و امید آرزو می کنم.

  • Pouya گفت:

    سلام معلم خوبم ، الان تو متمم آموزش که نه، به قول شما یاد دادن یه سری مهارت ها معرفی شده، میخوام بدونم مرحله بعدی این چرخه چیه که به ارزش آفرینی میرسه ؟ بنظرم اومد شاید نگرش و‌مدل ذهنی باشه ؟ اگه درسته چطور میشه بهش رسید ؟ اگه جوابتون نوشتن هست بیشتر توضیح بدبد لطفا ؟ چطور با نوشتن …؟ مثلا من الان میخوام تو یه حوزه مثل استراتژی فردی مهارت کسب کنم، چطور منابع ام رو مدیریت کنم و تخصیص بدم ؟ منابع اعم از دانش، آدمها، زمان، متخصصین این حوزه، کتب و مقالات و سایت ها و پول ؟ وافعا ورودی ها زیاده، شاید تا حدی دچار تناقض انتخاب شدم به دلیل انتخاب های متعدد و شروع سخت شده.

    ممنون و عرض تشکر !

  • حسین گفت:

    محمد رضای عزیز ,,
    خیلی از مسیرهای اشتباهی رو که میرفتم رو با خوندن این مطالب بهش پی بردم , خیلی مسیرهای جدیدی رو هم تونستم بهش برسم , به خاطر شکستهای کاری که قبلا داشتم راستش روحیه ام رو باخته بودم , این مطلب رو که خوندم پی به یک سری از اشتباهاتی که میکردم بردم .من تا زمانی که فایل عزت نفس رو نشنیده بودم نمیدونستم که واقعا عزت نفس چیه و فهمیدم که من هیچ وقت عزت نفس نداشتم ( البته الان هم فکر میکنم نیاز به کار بیشتر دارم ), من با شنیدن فایل اتیکت با این مفهوم تازه اشنا شدم و دارم توی زندگیم ازش استفاده میکنم , و خیلی مطالب دیگه که به خطرش ازت ممنونم .توی هدف گذاری های امسالم قبولی توی آزمون وکالت رو نوشته بودم الان اصلاحش کردم و نوشتم خوندن برای آزمون وکالت و خوندن برای یادگیری مهارت مذاکره و خوندن برای مهارت بازاریابی ( باتوجه به اینکه گفتی این ایتم برای کسی مهارت خاصی نداره این مرحله رو انتخاب کردم ) یا کسب مهارت برنامه ریزی مالی و یا اعتماد به نفس …
    امیدوارم که سال جدید برای تو سالی سرشار از آرزو و امید باشه
    البته من معتقدم که باید به تو هر روز تبریک گفت به خاطر اینکه یه دوست واقعی هستی /

  • سپیده ضمیر گفت:

    امیدوارم همگی در سال ۹۳ رو به جلو حرکت کرده باشین و در سال جدید هم آرزو می کنم بهترین نعمات خداوند بر شما نازل بشود و بهترین لحظات رو داشته باشین. از تمام کسانی که این فرصت رو به ما دادن تا رشد کنیم تشکر می کنم.
    سال نو همه مبارک

  • سمانه عبدلی گفت:

    سلام
    اتفاقی که داره در قسمت دسته بندی مطالب میفته ، خیلی خوبه .فقط یه پیشنهاد ( البته با در نظر گرفتن این موضوع که میدونم از دست خودم کاری ساخته نیست ، پیشنهاد دادن و نقد کردن اضافی موقوف!! 🙂 )
    در خصوص” این نوشته ها را دوست دارم ” .خیلی خوب میشه که دسترسی به آرشیو این مطالب هم داشته باشیم .چون فقط یه تعدادی از این مطالب روی سایت نمایش داده میشه

  • حسین گفت:

    سلام آقای شعبانعلی

    ممنون از مطلب خوبتون
    یه نکته ای که من از این نوشته آموختم این بود که من لزوما نباید مثل آقای شعبانعلی که شاید توی خیلی موارد ازش الگو برداری کنم و الان به قول خودش در جایگاهش تثبیت شده برنامه ریزی کنم بلکه باید سعی کنم با توجه به جایگاهم (و طبیعتا با توجه به اهدافم) برنامه ریزی کنم و خیلی هم طبیعیه که در شرایط فعلی خودم، مثلا روی مهارت تاکید بیش تری بکنم. در هر صورت از این دید بازتون که یه نسخه برای همه نپیچیده بود و همچنین از انتقال تجربیاتتون ممنونم.

  • مرتضی گفت:

    سلام
    سال ۹۳ برای من با دوست داشتن شما و هر جا و هر چیزی که ردپایی از شما داشت احساس خوبی رقم زد.

  • فاطمه گفت:

    واقعا ممنونم. هروقت مسیرم رو گم میکنم به سراغ شما میام و نتیجه میگیرم.

  • Nafis گفت:

    محمد رضاي عزيز
    خيلي عالي و بينظير بود اين نوشته درمورد هدف گذاري و برنامه ريزي هرچقدر كه در هنگام خوندن جلو ميرفتم بيشتر شگفت زده ميشدم كه نوع بيان شما چقدر عالي و اثربخش درمورد هدف گذاري هست در اين نوشته. و مثل هميشه از صميم قلب سپاسگزارم بابت اين متن.
    نكته اي كه تمايل دارم با خوندن اين متن ازش حرف بزنم اين هست كه خيلي از ما از جمله خود من كه در اوايل دهه سوم زندگي هستم درطول زندگي آدم پرتلاشي بودم نه راحت طلب و تن پرور، ولي به هزار و يك دليل محيطي ، از جمله رشته تحصيليم كه علوم پايه بوده و از نظر شغلي امكان كسب جايگاه مهارتي مناسبي رو در جامعه نداشتم، و نياز جامعه من به يك كارشناس ارشد فيزيك بجز تدريس چيز ديگه اي نيست متاسفانه!!!و ساير عوامل كه شايد بدليل هدف گذاري و برنامه ريزي نادرست بوده، به اندازه تلاشي كه كردم درطول سالها نتيجه مطلوب رو كسب نكردم. و شايد مشكلات جامعه ما رو هم بشه جزو عواملي كه دراختيار هدف گذاريهاي ما نيست بحساب آورد.
    باز هم بسيار ممنونم بابت اين نوشته عالي

  • علی سریزدی گفت:

    دوستت دارم محمد رضای عزیزم

  • مجید امیدالله گفت:

    سلام
    محمد جان شما یک انسان متفکر ، با انگیزه و هدفمند ، با اگاهی ، سخاوتمند ، خلاق ، دارای سبک خاص در نویسندگی و بیان اندیشه و من از خواندن روز نوشته های شما لذت میبرم و استفاده میکنم و آموزگاری فهیم و موفق در ترویج دانش در جامعه ایران هستی و خوشحالم از اینکه با شما آشنا شدم. مرسی که هستی.

  • خالد گفت:

    ممنون از نوشته ی زیباتون

  • مریم اکبری گفت:

    چقدر تحویلمون گرفتید آخر متن

  • محمدرضا دلداده گفت:

    سلام، و آرزوی شادی، سلامتی و بهروزی برای تمام بازیگران کائنات
    خوشحالم از اینکه سال گذشته با استاد گرانقدر آشنا شدم، و شکر می کنم که این اتفاق افتاد.
    امیدوارم و آرزو میکنم که روزگار این سرزمین با وجود چنین بازیگرانی بهتر شود.
    در پناه خدا

  • روح اله گفت:

    سلام آقای شعبانعلی،
    خواستم این عید را به همون سبک قدیمی تر ها بهتون تبرک بگم ،انشاءالله که سال بسیار خوبی داشته باشید. از اینکه با شما هستم واقعا حس خوبی دارم ، ممنون از شما و براتون دعا می کنم که خدا همواره به شما کمک کنه ،آمین.

  • عاطفه گفت:

    سلام، میدونستید خیلی دوست داشتنی هستید؟ ( این حرف یه آدم مغرور و مجافظه کار و بسیار مبادی آدابه، پس بدونید نوشته های شما خیلی شیرین، دلنشین و تاثیرگذاره که تونستم مرزهام رو به خاطرش جا به جا کنم.)
    برای اون که تبدیل بشم به اونی که میخوام، دست نوشته هاتون رو دنبال میکنم… ولی لازمه خیلی توصیه ها رو عملی کنم که صرفا خواننده و به ذهن سپارنده و نقال سخن نباشم!
    …..
    زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست/ هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود/ صحنه پیوسته به جاست…/ خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یااااااد.

  • مهرداد خوشبختی گفت:

    سلام

    به قول دارن هاردی “عادت ها هستند که زندگی ما رو می سازند . ایجاد عادتهای خوب ما رو به سمت اهداف و مسیر درست سوق می دهند و ترک عادتهای بد ما رو از منحرف شدن از مسیرمون باز می دارند .”

    عادت تو زندگی به نظرم همه چیزه … طبق کتاب فوق العاده ی «اثر مرکب» اثر همین دارن هاردی باید در مورد عادتهامون تجدید نظر کنیم . اعمال خوب رو انقدر تکرار کنیم تا عادت بشند و اعمال بد رو بالعکس .

    اما محمدرضای عزیز یک سوال : گفتید برنامه ریزی مهارتی برای دورانی مناسبه که هنوز جایگاه تثبیت شده ای پیدا نکردیم . سوال من اینه که به طور کلی برنامه ریزی عادت محور رو جایگزین کنیم یا برای من که الان تو همون برحه ی عدم ثبات جایگاه هستم برنامه ریزی مهرتی رو داشته باشم ؟

    و در آخر هم ممنونم ازت که ارزش قاول میشی و تجربیاتت رو برامون به اشتراک میذاری.
    پایدار باشی.

  • مجید حسینی گفت:

    محمدرضا جان با سلام و تبریک سال نو
    بسیار عالی و پر محتوا. باز هم ممنون

  • فریبا علوی گفت:

    سلام و عرض ادب
    چقدر این مطلب نکته داشت خیلی نکته های آموزنده . البته اگه حمل بر گستاخی نباشه بیشتر نکته ها در مورد خودم صدق می کرد ! سعی میکنم بیشتر این نکات رو توی زندگیم بکار بگیریم تا مثل جنابعالی بتونم به هم نوعان خودم خدمت کنم . آقای دکتر شعبانعلی بابت مطالب زیبا و پربارتون خیلی ممنونم . بیان دلنشین و خارق العاده ای دارید.
    ممنون و بزرگوارید

  • آواد گفت:

    عالی بود، پرینت گرفتم تا به چند نفری هدیه بدم (با ذکر منبع) و برای خودم خیلی مفید بود
    چند سالی میشه مینویسم (۴ سال) و آخر سال جمع بندی میکنم نقاط ضعفم رو پیدا و رفع اون میشه یکی از اهداف سال جدید
    مشتاقم سال آینده تجربه جدیدت رو بخونم و مثل الان ازش بهره ببرم
    سپاس فراوان

  • رسول ایرانشناس گفت:

    سلام و عرض تبریک برای همه دوستان قبیله و صاحبخونه دوست داشتنی
    یک هفته است که از هیاهوی اینترنت و وایبر و … دور بودم وداشتم در یکی ازبهترین وآرامش بخش ترین کویرهای ایران با خودم خلوت میکردم .ولی هرلحظه که به برنامه ریزی سال جدید فکر میکردم بدون استثنا به یاد این خونه و انرژی و آرامشی که ازش میگیرم ، میافتادم .راهنمای بزرگوار ما اگر مقدور بود یه مثال در مورد برنامه ریزی مدل ذهنی که دل مشغولی خیلی از دوستانه برای ما بنویس.
    ممنونم ممنونم و… باز ممنونم بابت راه اندازی این خونه و مهربونی کم نظیرت

  • محمد یوسفی گفت:

    سلام محمدرضا جان ،
    سال نوت مبارک ، امیدوارم امسال هم مثل تمامی سالهای زندگیت یک سال بی نظیر خلق کنی و به قول مرحوم امین پور ،امسال به دیدار خودت هم بروی .
    یه سوال ازت دارم ، اینکه اگه به ۱۸ سالگی برگردی ، کدوم مدل رو مجددا اجرا می کنی ؟ و یا به سبک زندگیت چه چیزی رو اضافه می کنی که فکر می کنی باید انجامش می دادی ؟ محمدرضا جان ، جواب شما به منزله یک پند برای من هم هست . چرا که در آستانه ۱۸ سالگی مدلم بیشتر شبیه مدل شما هست ، با این تفاوت که من با عدد ها زیاد کاری ندارم . بیشتر دارم روی مهارت های خودم کار می کنم. فکر می کنم بامبو مثال خوبی باشه . الان مثل یه بامبو هستم که رشدش کمه و داره ریشه هاش (مهارت هاش ) رو تثبیت می کنه و برای رویاهاش تمامی تلاشش رو می کنه.
    در کل می خوام ازت خواهش کنم یه متن با عنوان ” اگر به ۱۸ ساله قبل بر می گشتم ” برامون بنویسی. اگر هم نوشتی بچه ها لطف کنن لینکش رو برام بزارن .
    با نهایت احترام و تواضع
    شاگرد کوچک تو
    محمد

    • محمد یوسفی گفت:

      درضمن ،می دونم که ما آدمها مکوجوداتی بسیار پیچیده هستیم و پند و اندرز در زندگیمون جایگاهی نداره !چرا که همش به دنبال تجربه کردن هستیم ! با این حال مدتیه که دارم رو خودم کار می کنم و به پند و اندرز های اطرافیانم توجه می کنم و تو زندگیم به کارشون می گیرم.
      ممنونم.

  • nahid گفت:

    کاش در بین این مواردی که نوشتید ذکرمی کردید که روی خود کار کردن و داشتن ثروت اخلاق و انسانیت عناصرمهمتری هستند که تا مرگ فرانرسیده دست کم ,قدمهایی برای درک بهتر زندگی برداریم.
    البته شما کلا از نقد بیزارید.

  • سید اسماعیل ساداتی گفت:

    با سلام
    خیلی عالی بود. حرکتی از بیرون به درون که ناشی از تجربه است. من الان استفاده میکنم که ابتدا از درون شروع کنم و با پرورش عادات درست فرد بهتری شوم و دستاوردهای مناسب تری را کسب نماییم. به این اعتقاد دارم که مهم است فرد مناسبی باشم تا در موقعیت مناسبی هم قرار گیرم. ممنون از یادآوری نکات اساسی زندگی در آغاز سال نو

  • mofideal---مرتضی فلاحی گفت:

    درود به روی ماه همه ی پویندگان متممی

    متن بالا که سرشار بود از تجربه و تجربه و تجربه خوندم.
    محمدرضای عزیز؛زبان سپاس ندارم و از پسش بر نمیام اما فکرکنم بهترین سپاس اینه که همه ما سبکی در زندگی و شغل و شهروندی و… مون ایجاد کنیم تا ایران سرافراز،پرچمی برافراشته بر بلندای دنیا بشه

    سال نو رو در کنارت می مونم و باتو مثل این مدت که بودم، همراه و همکلام و هم اندیش خواهم بود.

  • سمیرا گفت:

    سلام سال نو بر شما و خانواده عزیزتان مبارک باشد بهترینها را برای شما و تمام عزیزانتان آرزومندم
    من از اینکه مطالب شما را میخوانم بسیار لذت میبرم و بسیار انرژی مثبت شما را دریافت میکنم ممنونم بابت تمام زحماتی که میکشید.
    بازهم برایمان بنویسید.

  • ابراهین گفت:

    این از تون مطالبیه که بهش میگن ناب…اینجور بنویس رفیق..

  • آرتین گفت:

    سلام
    با تبریک سال نو بسیار لذت می برم وقتی نقش گذر سالها را در تغییر اهداف زندگی می بینم .برای اولین بار در یچه ای در ذهن من د این موضوع گشوده شد و بابت باز شدن این دریچه بسیارمتشکرم.یاد گرفتم که آرامش و امید را برای همگی آرزو کنم.

  • مهدی گفت:

    جالبه.فهمیدید که غزل مذکور مال مولانا نیس ، یواشکی متن رو ادیت کردید

  • زهرا گفت:

    با سلام
    هیچ وقت اینقدر انرژی نمی گیرم که از خوندن مطالب شما.پاینده پر انرژی وشاد باشید

  • حسن گفت:

    سلام خوب بود خسته نباشید.

  • فاطمه گفت:

    سلام
    خیلی خوشحالم که عضوی از این قبیله هستم.

  • faeq گفت:

    من هر وقت میام اینجا انگار وارد ی دنیای دیگه ای میشم,اینجا چقد هواش خوبه.این سایت برای من خیلی ارزشمنده ممنونم از شما.

  • جعفر آگاه گفت:

    با سلام و احترام
    ضمن تبریک سال نو مطلب خیلی جذاب و کاربردی بود و جا دارد تشکر کنم از اینکه تجربه و دانش خود را در اختیار ما قرار می دهید .
    اما همانطور که نوشته ای به نظر من برنامه ریزی . هدفها بستگی به تجربه هر انسان دارد و درست است وقتی که دبیرستان هستیم قبولی در دانشگاه و رتبه در کنکور هدف زندگی است اما وقتی فارغ التحصیل می شویم پیدا کردن کار اما وقتی چند سال کار کردیم و تجربه بدست آوردیم آنگاه نگاهمان به زندگی تغییر پیدا میکنه و به عنوان مثال هدف از زندگی شاید تعادل بین کار و زندگی و تربیت فرزندان خوب و شاید وقت گذاشتن بیشتر در کنار خانواده هدفهای دیگر زندگی باشد که این هدفها کمی نیسنتند و کیفی هستند .
    مجددا تشکر می کنم و خیلی استفاده کردم

  • ساناز گفت:

    سلام
    جان کلام را دوست داشتم به خصوص جاهایی که بحث فلسفی میشه چرا که به قول بزرگی تخصص انسان را تک بعدی میکند
    عادت های درست
    مهارت های درست
    دستاورد های درست

    اما
    آموزشهای درستم آرزوست …
    چرا که عادت های درست از هنجارهای درست و آموزش های درست سر چشمه میگرند
    و اگر نه باید حد اقل ۴۰ دهه از زندگیت بگذره تا شاید اگه خیلی خوش شانس باشی گیچ و گم سر پیچ خظرناک سراشبپی عمرت بیاستی و یک مکث کوتاه کنی و با خودت بگی کجا رو اشتباه کردم ؟!!

    حالا یا میشی مولانا یا تا آخر عمر با یک حس نارضاتی درونی سوار لیموزینت هر روز بیشتر و بیشتر از خود واقعیت دور میشی ….

  • علی صلاحی نژاد گفت:

    سلام ضمن تبریک سال نو
    مطلب بسیار جالبی از تجربیات یک شخص موفق (اقای شعبانعلی ) است که درواقع می توان گفت روند تدریجی نحوه هدفگذاری در زندگی می باشد
    استاد گرامی بنظر این حقیر در تمام مراحل به اقتضاء دوران زندگی هدف گذاری شما درست بوده که حالا به این جایگاه رسیده اید من هم استفاده کردم و هم برای دوران زندگی که در ان هستم ایده گرفتم مشکرم

  • فهیمه گفت:

    یکی از اتفاقات خوبی که سال ۹۳ واسم افتاد، آشنا شدن با نوشته های شما و گروه متمم بود! امیدوارم امسال بیشتر ازتون یاد بگیرم. 🙂

  • محمد اسدي گفت:

    با درود و احترام به آقاي شعبانعلي
    جادارد با افتخار بگم ، در سال ۹۳ ما از مطالب مفيد شمابسيار لذت برديم و نوشته شما درمورد هدف و هدف گذاري بسيار متفاوت بود و باعث شد تا طور ديگر به آن بينديشيم.
    ايدوارم در سال ۹۴ و سالهاي آتي از مطالب زيباي شما بهره مند شويم و همه گونه در كنار شما باشيم

  • بهی گفت:

    مدل ذهنی بزرگان می‌تواند تا حد زیادی راهگشا باشد.
    و البته مدل ذهنی کوچکان!
    این رو امروز به تجربه فهمیدم…

  • فاطمه گفت:

    واقعا مطلب پر باری بود

  • سپیده گفت:

    اولین باره که مطلبی رو از سایتتون کامل و تا انتها میخونم،واقعا لذت بردم.اینم از تغییر عادات من به سمت عادات درست هست که از امسال قرارشو با خودم گذاشتم:پیگیری منظم!
    یکیشم پیگیری مطالب سایت شما و طرح متمم هست که از اولین ایمیل امسال شروع کردم.
    چند نکته وقتی میخوندم برای نوشتن داشتم که ترجیح میدم یه بار دیگه مطلب رو در سکوت بخونم و بعد تو کامنت بعدی بنویسم.بازم مرسی که مطلب لذت بخشی بود.

  • مجید گفت:

    سلام نوشته شما بسیار مفید بود .

    در رابطه با هدف گذاری و برنامه ریزی این نوشته مرا به فکر وادار ساخت و چقدر موارد تشابه بین آن و برنامه ریزی و هدفگذاری سازمانی پیدا کردم !
    شما در باره برنامه ریزی و هدفگذاری فردی نوشتی اما این مطلب در برنامه ریزی و هدفگذاری سازمانی هم کاربرد دارد .

  • محمدرضا باقری گفت:

    سلام
    بعد از خواندن متن ، به پایان که رسیدم، چشمم افتاد به عدد ۴۴۴ نفر که باصطلاح این مطلب رو لایک کرده اند! هرچند بسیار از خواندن این متن مشعوفم ، اما حیفم میاد که با یک کلیک ساده برروی یک شکلک حسم رو نشون بدم.

    با خودم گفتم یعنی این مطلب فقط همین قدر ارزش داشت ؟
    پس استاد شعبانعلی، ترجیح میدم لایک نکنم ولی عرض میکنم که نمیدونم چقدر این کار شما با ارزشه که یک جریان بسیار بسیار با ارزش زندگیتون رو به این سادگی در اختیار ما میگذارید.

    با کمی فکر کردن در مورد اینکه یافته های زندگی یک نفر یعنی خود اون فرد، میتونیم به ارزش این کار شما پی ببریم.

    پیروز باشید.

  • عرفان گفت:

    سلام .خسته نباشی استاد عزیز
    تو همین ده روز که از عید گذشته بیشتر ذهنم درگیر برنامه ریزی برای امسال بود و با خوندن این مطلب ساختار مناسب خودم رو پیدا کردم .برنامه ریزی مهارتی ….دستتون درد نکنه…

  • کیوان گفت:

    سلام . بعد مدتها اولین بار بود که از خوندن یه مطلب در اینترنت لذت بردم و بار جزو معدود دفعاتی بود که کسی تجربه های من رو قبلتر تجربه کرده و از همه مهمتر راه حل جالب و قابل قبول براش داشته . کلا با این مطلب نتیجه ای که شاید چند سال طول می کشید تا بهش برسم رو تو چند دقیقه بدست اوردم . استاد من شما رو نمی شناسم و اولیم بار بود که به این سایت اومدم ولی با همین یک مقاله می تونم بگم دمتون گرررررم و نفستون چاق باد ….

  • حجت راحمی گفت:

    سلام
    بیشتر از این لذت بردم که صادقانه ۱۵ سال تجربه مفید رو در اختیار ما قرار دادین
    جانا سخن اززبان ما میگویی
    کاش ۱۰ سال زودتر باشما آشنا میشدم
    هر چند که الآن هم خیلی خوشحالم
    استاد خوب و دوست داشتنی هستین
    ازاینکه ایرانی هستین خوشحالم
    به امید روزیکه در مورد حلقه گمشده ارتباطات از شما بشنویم
    سربلند باشید

  • جعفر گفت:

    با سلام خدمت استاد عزیز
    پیام تبریک من به دوستان در سال ۹۴این بود: سال نو مبارک سه ضلع موفقی شما۱-اهداف عالی۲-برنامه ریزی۳- عمل و انعطاف موفق و پیروز باشید… فقط یک نفر این پیام براش هدیه بود بقیه فقط پیام های کلیشه ای جواب دادند.خوشحال با سایت شما آشنا شدم ان شاالله استفاده میکنم.

  • سیمین گفت:

    سلام
    ببخشید که بدون ارتباط به موضوع مطرح می‌کنم
    شما کسی رو می‌شناسید که امتحان Medical college admission test(MCAT) شرکت کرده باشه؟؟
    ممنون می‌شم اگرکسی رو معرفی کنید به من

  • نرگس گفت:

    حیرت انگیز بود! ممنون که چکیده تجربیات شخصی ارزشمندتون رو با ما شریک میشید. لینک مطلب رو برای همه دوستانی که دغدغه هدف گذاری و برنامه ریزی دارند فرستادم.

  • نرگس گفت:

    حیرت انگیز بود! ممنون که چکیده تجربیات شخصی ارزشمندتون رو با ما شریک میشید. لینک مطلب رو برای همه دوستانی که دغدغه هدف گذاری و برنامه ریزی دارند فرستادم.

  • محمد گفت:

    با سلام و عرض ادب واحترام
    بنده برای امسال برنامه ریزی مهارتی کرده بودم اما با خواندن مطلب مفید شما ترغیب به اجرای برنامه هام شدم.
    موفق و سربلند باشید

  • مهنوش گفت:

    معلم عزیزم ، :
    خیلی خوشحالم که شما هستین ، که این خونه هست…

  • متین گفت:

    برایم جالب بود که در هر مقطع زندگی شخصی خودمان و متناسب با آن باید هدف گذاری کنیم. البته من در این مدت به بعضی از اهداف خود رسیده ام و بعضی دیگر که در حد آرزو است هنوز نرسیده ام.

  • sara گفت:

    با سلام و تبریک سال نو
    گرچه کمی دیر شده است !!!!!
    تو تمام سال های زندگی ام کمال گرایی بیش از حدم واقعم کار دستم داده و وسط تمام اهداف جور وا جوری که داشتم گم شده بودم، روش های مختلفی را برای برنامه ریزی و پیشبرد اهدافم انجام داده بودم ، بعضا به برخی از آنها میرسیدم و برخی دیگر هم نه ، دنبال یه روشی بودم که انگیزه بیشتری برای شروع کارهای نیمه تمام بهم بده، برنامه ریزی مهارتی واقعا خلاقانه است !!!! ازتون ممنونم ، این مقاله تون واقعا بمن کمک کرد.
    همیشه سربلند و پاینده باشید.

  • مرضيه گفت:

    چه خوشحالم كه اينجارو پيدا كردم

  • zoorba.booda گفت:

    سلام
    از سالهای اول دبیرستان به بعد،تقریبا همیشه برای زندگیم برنامه ریزی و هدفگذاری کردم و اطرافيانمم ترغیب (و گاهی وادار!) به این کار کردم.روشهای مختلف هم تست کردم،مدل در آوردم و …
    پارسال که فایل نقطه شروع رو برامون ضبط کردی،فارغ از اینکه برام مفید بود،بیشتر مطالبش برام تکراری بودن (نه الزاما تکراری از جنس عمل کردن!) ،ولی این مطلبت با تمام خلاصگيش برام خیلی مفید بود حتی مفیدتر از فایل تقریبا مفصل نقطه شروع.
    اینکه گفتی “نمیدونم میخوام چه کسی باشم،ولی میدونم میخوام چه کسی نباشم” و… برام خیلی ملموس بود،انگار با این جمله تونستی یه گره ي قدیمی رو توی ذهنم باز کنی،
    با اینکه میدونم باز شدن این گره ي ذهنيم تا حدی مثل یه مفر عمل میکنه برام ولی باز هم نکته مهمی رو بهم یادآوری کرد که کمی سبکتر و رهاترم میکنه….
    میخواهم ذهنم دیوارها و مرزها و دره ها بداند و در زمین بازی ،رها،به هر سوی دیگری که میخواهد برود…

  • سمیه گفت:

    درود برشما اقای شعبانعلی
    مدتیه که نمیدونم چرا از نوشتن هدف هام، طفره می رم!با خوندن این مطلب متوجه شدم که جنس هدفمو نمیشناسم و نمیدونم اولویت با کدوم باشه! گاهی اهدافم از جنس اعداده، گاهی از جنس عادت و گاهی فعالیت! برای همین ذهنم همیشه مشغوله و به نتیجه ای هم نمیرسید.
    ممنونم که با در اختیار قرار دادن تجربیات خودتون، من متوجه شدم که چکار باید کنم.چگونه اهدافمو بنویسم. بخصوص از ابتدای سال تا همین امروز، هر روز میگفتم امروز اهدافمو مینویسم، امروز می نویسم و تا همین امروز ننوشتم! ولی حتما امروز خواهم نوشت و روی کاغذ خواهم اورد.
    دو جمله زیبا توی نوشته هاتون بود که خیلی خوشم امد:
    “هرآن چیزی که ازجنس موفقیت است، نه عدد است نه عنوان! از جنس مهارت است”. چیزی که کمبودشو خیلی حس میکنم.
    عادت درست، مهارت درست پرورش میدهد و دستاورد درستی هم به همراه دارد.
    منم برای شما آرزوی آرامش و امید دارم
    پاینده باشید

  • حمید گفت:

    بسیار عالی بود و آموزنده.
    فقط نکته ای داشت که کمی برایم نا امید کننده بود، و آن اینکه بنده در ابتدای دهه چهارم زندگی فکر میکنم هنوز در اوایل راه مهارت اموزی هستم و در آغاز رزومه ساختن و با جایگاهی که شما فرمودید باید زرومه دیگران را بررسی کنم بسیار فاصله دارم! 🙁

  • سيد جواد گفت:

    سلام به محمد رضاي عزيز
    مثل اكثر روزنوشته هات كامل و جامع بود. اونقدر كامل كه اگه يك كتاب راجع به هدفگذاري ميخوندم شايد نميتونست تا اين اندازه ساده و روان مطالب رو توضيح بده. با خوندن اون ياد برنامه ريزيهاي خودم تو سالهاي قبل افتادم كه خيلي وقتها نفهميدم عيبش كجاست و براي رفعش چكار بايد بكنم. ممنونم كه تجربيات نابت رو سخاوتمندانه در اختيارمون قرار ميدي.

  • مريم گفت:

    عالي، عالي، عالي!
    خيلي سپاسگذارم…

  • سميرا گفت:

    بسيار سپاس ، اين جملات دقيقا همون چيزي بود كه من به اون نياز داشتم….

  • علی گفت:

    خیلی خوب بود.
    تقسیم بندی معناداری شده است. فقط باید به یک کته تاکید کرد که شرایط افراد با یکدیگر متفات است. پس لزومی ندارد که فاکتور سنی همانند موردی باشد که برای شما پیش آمده. یعنی ممکن است برای کسی سبک زندگی در سالهای زودتر و یا دیرتر از دهه چهارم اتفاق بیفتد. این رو برای کسانی گفتم که ممکن است خودشان را با شما مقایسه کنند و احیاناً نا امید بشوند.

  • st گفت:

    من جز دسته ی خر و خرما هستم. همواره می گم هیچ کس تو این مملکت تحقیق نمی کنه. چشامو می بندم و می گم من باید تحقیق کنم چشامو باز می کنم و می بینم نه کد نویس بلدم، نه فلوءنت نه هلپ فلوئنت. این دیدکاه آموزنده نیست صرفا یه مثال دیگه به مثال های خر و خرما اضافه می کنه.

  • سعید رمضانی گفت:

    آی محمدرضا،
    امسال تغییری کردی در این مورد؟ می‌نویسی برامون؟

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *