فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

همهمه ی سرد تنهایی…

لمس تن زندگی - قهرمان دنیای کلمات

دیشب نشستم و این حرف‌ها را خواندم و ضبط کردم. گفتم شاید شما هم دوست داشته باشید آنها را بشنوید:

قهرمان دنیای کلمات – محمدرضا شعبانعلی

+311
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


115 نظر بر روی پست “همهمه ی سرد تنهایی…

  • یونس می‌گه:

    استاد امشب دلم گرفته بود.خواستم یه چیزی بخونم یا گوش بدم که با حال و هوام ساز باشه.سرچ کردم “تنهایی شعبانعلی” به امید اینکه چیزی پیدا کنم که ندیده باشمش.
    اما ظاهرا احساس تنهایی نکردید جدیدا :) (دوربیتون خیلی چیزا از ما گرفت :))).
    ما استادمون رو قبل از هر چیزی بخاطر دل و احساسش دوسش داریم.به خاطر همین تو غم و شادیهامون اول نگاه میکنیم به استادمون ببینیم حرفی داره واسمون یا نه.شما که احساستونو خوب به کلمه تبدیل میکنید خواهش میکنم از ما دریغش نکنید.گاهی دلتنگی میاد سراغمون و رو سینه مون سنگینی میکنه.چه خوبه که همدم اون لحظاتمون شما باشین.
    #درخواستهای_نامتعارفه_خارج_از_گلیم
    #ترجیحا_فایل_صوتی

    • نبینم دلت گرفته باشه پسر.
      من نشستم دارم کارهام رو می‌کنم.
      شب جمعه‌ها به ندرت پیش میاد بخوابم. نمی‌دونم چرا.
      شنیده بودم میگن ارواح، سرگردان هستن یا آزاد هستن یا این جور چیزها. نمی‌دونستم امثال من (و احتمالاً تو) رو می‌گن.
      منم این روزا گاهی خیلی دلم می‌گیره.
      و بیشتر دلم از این می‌گیره که حتی نمی‌تونم بگم دلم از چی می‌گیره.
      این روزها دستم برای نوشتن، به کاغذ بیشتر میره تا صفحه کلید.
      حالا خودت حساب “گفتن” و “فایل صوتی” رو بکن.

      شعر بخون.
      مثلاً از مولوی بخون. اونجا که می‌گه:
      خواب نخواهد. بگریزد ز خواب
      آنکه بدیده است تماشای شب

      برای دل گرفته‌تر، عطار هم جواب می‌ده:
      یاران که شبی فرقتِ یاران نکشیدند
      اندوه شبانِ من بی‌یار ندانند

      اگر هم هیچ کدوم آرومت نکرد، مثل من در این شب جمعه، لعنتی نثار دکارت کن و رحمتی نثار ویتگنشتاین.

      و بگو: چه دنیای تلخیه که هزاران کلمه در زبان داریم برای توصیف و نامیدن چیزهایی که ما به ازاء بیرونی نداره و هزار تجربه‌ی واقعی داریم که زبان، کلمه‌ای برای بیانش نداره.

    • سمانه.ع می‌گه:

      من هم شب بیداری‌هام رو با اینجا میگذرونم …
      پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من
      غمگسار و همنشین و مونس شب‌های من
      ای شنیده وقت و بی‌وقت از وجودم ناله‌ها
      ای فکنده آتشی در جمله اجزای من
      در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی
      جفت گردد بانگ که با نعره و هیهای من
      ای ز هر نقشی تو پاک و ای ز جان‌ها پاکتر
      صورتت نی لیک مغناطیس صورت‌های من
      چون ز بی‌ذوقی دل من طالب کاری بود
      بسته باشم گر چه باشد دلگشا صحرای من
      بی تو باشد جیش و عیش و باغ و راغ و نقل و عقل
      هر یکی رنج دماغ و کنده‌ای بر پای من
      تا ز خود افزون گریزم در خودم محبوستر
      تا گشایم بند از پا بسته بینم پای من
      ناگهان در ناامیدی یا شبی یا بامداد
      گوییم اینک برآ بر طارم بالای من
      آن زمان از شکر و حلوا چنان گردم که من
      گم کنم کاین خود منم یا شکر و حلوای من
      امشب از شب‌های تنهایی است رحمی کن بیا
      تا بخوانم بر تو امشب دفتر سودای من
      همچو نای انبان در این شب من از آن خالی شدم
      تا خوش و صافی برآید ناله‌ها و وای من
      زین سپس انبان بادم نیستم انبان نان
      زانک از این ناله است روشن این دل بینای من
      درد و رنجوری ما را داروی غیر تو نیست
      ای تو جالینوس جان و بوعلی سینای من

  • علی جنیدی می‌گه:

    فوق العاده بود محمدرضا

    اسم آهنگ این هست (برای دوستانی که دنبالش بودن) Mikis Theodorakis ♫ Omorfi poli _ BeautIful city

    https://www.youtube.com/watch?v=VwY-qpeP0bw

  • بهار می‌گه:

    سلام محمدرضا
    خیلی وقته به خونه شما سر نزدم دلم تنگ شده بود.
    (شما همسن برادر قهرمان من هستی . )
    الان که اومدم با خوش سلیقگی تمام از دلم پذیرایی کردی.
    با تمام وجود دوستت دارم برادرم.

  • حمید رسولی می‌گه:

    قهرمان دنیای کلمات…
    نه،
    تو قهرمان دنیای کلمات نبودی. تو برنده بازی کلمات بودی.
    نه قهرمان و نه پهلوان با عشق چنین نمی کند که تو می کنی.
    و نه حتی من که باورم به عشق نیست. اما آن را در باورهای دیگران حرمت داشتم.
    علیرضا آذر را بخوان که روزی از پنجره ای خواهد پرید، و داغ عشق را سیاوشانه بر دل همه خواهد گذاشت.

  • نوه‌ی حاج فتاح می‌گه:

    آقا بی زحمت اون سه دقیقه رو بگذار شاید ما هم توانستیم در سکوت، حرف‌مای یک عمر نزده‌مان را مکتوب کنیم.

  • مدیا می‌گه:

    امروز با گوش کردن به این فایل فهمیدم :

    “قهرمان دنیای کلمات” راز عشق را نمی داند
    فهمیدم
    پیروز میدان عاشقی، من بودم نه “قهرمان دنیای کلمات”
    فهمیدم
    باید ببالم به آن سادگی که “قهرمان دنیای کلمات” به آن می خندید !

    واقعا ممنونم، بعد ۵ سال حالم بهتر شد . . .

  • salam می‌گه:

    آهنگی رو که گفتی میشه برای دانلود بذاری

  • فاطمه.د می‌گه:

    حرمت اعتبار خود را
    هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن
    که ما هر یک یگانه ایم
    موجودی بی نظیر و بی تشابه
    و آرمانهای خویش را
    به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن
    تنها تو می دانی که «بهترین» در زندگانیت
    چگونه معنا می شود

    از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر
    بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که در زندگی خویش
    که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را از دست می دهد

    با دم زدن در هوای گذشته
    و نگرانی فرداهای نیامده
    انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود

    هر روز، همان روز را زندگی کن
    و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای

    و هر گز امید از کف مده
    آنگاه که چیز دیگری
    برای دادن در کف داری

    همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد
    که قدمهای تو باز می ایستد
    و هراسی به خود راه مده
    از پذیرفتن این حقیقت که
    هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد
    تنها پیوند میان ما
    خط نازک همین فاصله است

    برخیز و بی هراس خطر کن
    در هر فرصتی بیاویز
    و هم بدینسان است که به مفهوم شجاعت
    دست خواهی یافت

    آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
    عشق را از زندگی خویش رانده ای
    عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری، سرشارتر شود
    و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری، آسان تر از کف رود
    پروازش ده تا که پایدار بماند

    رؤیاهایت را فرو مگذار
    که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
    و بی امید، زندگی را آهنگی نباشد

    از روزهایت شتابان گذر مکن
    که در التهاب این شتاب
    نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش
    که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی

    زندگی مسابقه نیست
    زندگی یک سفر است
    و تو آن مسافری باش
    که در هر گامش
    ترنم خوش لحظه ها جاریست.

    کتاب” بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید”

  • mahsa می‌گه:

    محشر بودن…فقط همینو میتونم بگم.

  • نازيلا می‌گه:

    عاااالی بودند
    اجازه بدید نظرم را صادقانه بگم، گرچه کاملا مودبانه نیست
    بیشتر از صدا و لحن، متن آقای شعبانعلی را پسندیدم، بخاطر شروع یکباره ی با لحن تند، لطافت آهنگ در ذهنم از دست رفت، اما متن را مدتها در ذهن داشتم و دارم، البته شاید هم بخاطر مفهوم نامهربان، چنین حسی به کل کار دارم و به گردن شروع یکهویی آقای مهندس میندازم
    اما لحن آقای جباری فوق العاده بود، باید حرفه ای این کار باشند، (متاسفانه من تازه واردم) متن شون هم برام دلنشین بود، چندین بار گوش دادم
    متشکرم که هستین، اینجا محل آرامش و تجدید قوای منه، با انبوهی از کار و استرس و نگرانی هر روز دست و پنجه نرم میکنیم، و چشممون به دستهای کریم اون خدای مهربون بالای سرمونه که گفته از تو حرکت از من برکت
    یا علی

  • مریم می‌گه:

    بارها و بارها گوش کردم لمس تن زندگی
    چقدر همه چیز زنده بود جلوی چشمام، چه ساده در شلوغی‌های زندگی آرام و آهسته از هم دور شدیم….
    ممنون بابت این حس زیبا که بهم دادید.

  • پريسا می‌گه:

    ای قهرمان دنیای کلمات گنجینه کلماتت رو به ما هم یاد بده

  • amir می‌گه:

    ba salam
    ostad in ahang bedoone matn ke chandbar gholesho dadin chi shod?!pisha pish az hamkari shoma sepas gozarim

  • rezaA می‌گه:

    اقا این بحث projection تو کامنتاتونو پی گرفتم جالب بود..ی پست بنویسین در موردش مطمعنا قشنگه(ننوشته میدونم جالبه)..

  • farzaneh.p می‌گه:

    من قهرمان دنیای کلماتم،
    اگر چه آنچه روزی حماسه زندگی ام بود، امروز مرثیه ای بیش نیست…

  • rasool می‌گه:

    استاد این ۳ دقیقه موسیقی اسمش چی بوده که منو فرا میخواند

  • shirin می‌گه:

    بی نظیر بود .. منتظر اون آهنگ زیبا هم هستیم :)

  • ramin می‌گه:

    سلام متشکرم خیلی قشنگ بود یه خواهش گنده دارم لطفا رادیو مذاکره رو ادامه بدین چون واقعا افرادی
    مثل من که توان مالی مناسب برای ثبت نام کلاسهای شما رو ندارن ویا دوستان شهرستانی به فایلهای
    که شما روی سایت میزارین امید بستن لطفا قطعش نکنید.

  • وحید می‌گه:

    محمد رضا قطعا تو بی نظیرترین دانشجوی مکانیکی بودی که شریف به خودش دیده
    خوش به حال تو که توانایی به قلم دراوردن احساسات رو به این زیبایی داری

  • انصار می‌گه:

    آنچه روزی حماسه ی زندگی ام بود، امروز مرثیه ای بیش نیست… :(

  • مرجان می‌گه:

    استاد

    متن آقای جباری رو خیلی دوست داشتم
    قدر ایشون رو بدونید
    حس میکنم از اون دسته اشخاصی باشن که رفاقت باهاشون لذت بخشه و ساعات همصحبتی باهاشون جزو ساعتهای عمر آدم حساب نمیشه.
    خیلی لذت بردم
    ممنون

  • محمد علی می‌گه:

    http://kolie.loxblog.com/
    محمد رضا تو با اهنگ احساس گرفتی من با صدای غمگین ملتم احساس گرفتم
    دوست داشتی با هاشون تماس بگیر واقعی واقعی بود

    محمد رضا کاش من جای تو بودم به تک تک مردمم یاد می دادم که چه طوری ثروت مندی و رفاه رو تمرین کنن
    محمد رضا من غمگینم
    غم یه ملت بزرگ شاید هم کوچک اما محمد رضا نمیشه همه دست تو دست هم بذاریم مملکتمون رو اباد کنیم
    محمد رضا ……………

  • عطیه می‌گه:

    حرفهای تو را به مانند قطره های پاک باران در وجودم حس میکنم.
    لمس موسیقی کلماتت جه سه دقیقه باشد، جه سی سال، فرقی نمیکند،
    پاها ی من سال ها ست برای لمس این قطره ها دویده اند…

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *