مرگ خاموش دوستی

مرگ خاموش دوستی

+204
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


29 نظر بر روی پست “مرگ خاموش دوستی

  • ناشناس می‌گه:

    چطور میشه جلوی رفتن کسی که ازش دلگیری ازت دلگیره و رو گرفت؟

  • علی می‌گه:

    موافقم. و برای من یادآور این گفته ی نیچه است که:
    ” آنچه انسانی را والا می سازد، نه شدت احساسهای والا، که مدت آنهاست.”

  • مینا می‌گه:

    اگر عشق واقعی و عمیق باشد با هیچی از بین نمی رود و درد عاشق بسیار شیرین است .رابطه ای که با بغضی، حرفی و نگاه سردی خدشه دار بشود ، اسمش عشق و دوستی نیست.خودت گفتی او من دیگر تو است.

  • سارا.. می‌گه:

    اون دلگیری بزرگه باعث میشه یک رابطه موقتا قطع بشود موقتا از هم دور شویم و دلگیری های کوچک تداوم می بخشند به ان دوری هرچه بیشتر دورتر هر چه بیشتر راه برگشت بهانه برگشت کمتر

  • بهنام می‌گه:

    محمد جان دقیقا اینطوره.
    من دوستی داشتم که مثه داداش بودیم.شایدم فراتر از داداش.اونم چندین سال.
    ولی یه سال پیش بخاطر همین هزاران دلگیری های کوچک رابطه مان قطع شد.یه سال افسرده بودم.
    واقعا پشیمانم از اون زمان و عشق………
    ولی تجربه خوبی بود

  • ثنا می‌گه:

    واقعا درست میگی محمدرضا.
    من این جملتو خیلی خوب درک میکنم، این روزها رابطه ام با دوست خوب و قدیمی ام سر همین هزار تا دل گیری های بسیار کوچک سرد شده!
    نمیدانم بعدها از سردی این رابطه پشیمان میشوم یا نه؟

    انتظاری از روزگار نیست. گذر زمان، کاری به کار کسی ندارد. صبر نمی‌کند تا به امید گرم شدن رابطه‌ی بین دو دوست. آدم‌هایند که صاحب اختیار آفریده شده‌اند. اگر بخواهند دمای رابطه‌ای را تغییر دهند، می‌توانند و اگر نخواهند، نمی‌توانند.

  • اشرف می‌گه:

    هزار تا؟
    حتی ده تا دل گیریه کوچیک هم می تونه کاری تر از یک دل گیریه بزرگ باشه در کمرنگ کردن دوستی… :(

  • آذر می‌گه:

    این دلگیری های بسیار کوچک همون بهونه هاست برای رفتن!

  • نرگس آزادي می‌گه:

    آره محمد رضا جان
    میشه گفت دلگیری بزرگ ضربه نهاییه که به رابطه وارد میشه

  • مینا می‌گه:

    واقعا”!

  • مرضیه می‌گه:

    یه متن از بارابارا دی آنجلس خوندم با این مضمون که دوستی یا عشق تو قلب آدم مث یه حساب بانکی عاطفیه. هروقت محبت میکنیم یا محبت میبینیم، این حساب شارژ میشه. وقتی یه داخوری پیش میاد، با استفاده از این حساب و درواقع انرژی همون محبتا، گذشت میکنیم. اما اگه برای مدت طولانی، دلخوریهائی که پیش میاد از محبتا بیشتر باشه، حساب بمرور خالی میشه و اونجاست که حس میکنیم دوستی یا عشقمون کمرنگ شده.
    بعضیا میگن دوستی یا عشقی که کمرنگ بشه واقعی نیست اما به نظر من تو دنیای واقعی، حداقل واسه ما آدمای معمولی، دوستی و عشق نیاز به توجه و مراقبت داره. نمیشه بعد از اینکه رابطه ای رو شروع کردیم و به جای خوبی رسوندیمش، ولش کنیم و فکر کنیم میتونیم بدون صرف انرژی نگهش داریم.
    خیلی دوست دارم نظر بقیه رو هم بدونم…

  • آرش پازوکی می‌گه:

    دلم گرفت داداش
    فکر کنم خیلی کارا هست که باید انجام بدم خدا کنه انقدر زنده باشم که بتونم همشو جبران کنم

  • بندر ، دریا ، شرجی می‌گه:

    با سلام و “هزاران لبحند” و محبت ظاهرا کوچک، اما مداوم در طول سال، بیش از یک جشن و پارتی بزرگ عشق و دوستی را بارور می کند.
    … هزاران قدم کوچک، انسان را بهتر به هدف می رساند تا یک قدم بزرگ (تازه اگر این قدم بزرگ ممکن باشد!)

  • سمانه عبدلی می‌گه:

    چقدر من این کامنتی رو که سال گذشته برای پست« دوست خوب » ، نوشتم ،دوست دارم.
    شاید من دوست خوبی برای تو نباشم.اما تو تا همیشه یه دوست خوب میمونی :)
    سمانه
    آذر ۵, ۱۳۹۱ در ۶:۲۰ ب.ظ
    “بارانی ات را بپوش ”
    من چتر نمیشوم برای تو !
    “من ابر ابر گریه دارم …”
    روزهای بارانی آرزوهامان از آسمان چتر بالاتر نمیرود
    بگذاز چتر آسمان شاهد رویاها باشد
    قول میدهم آنقدر باشم که گرم شوی به بودنم
    “چتر “حس خوبی به من نمیدهد
    بگذار نوازش باران غم را ازمیان بردارد
    و”ما “من وتو بایستیم ؛آنقدر باییستیم
    که باران وغم هردو
    از رو بروند!!!

  • میثم می‌گه:

    ۱۰۰% موافقم

  • شیلا می‌گه:

    به نظرمن مشکل بزرگ نیست همین کوچیکای حل نشده بزرگ میشن حکایت همون اندک اندک ولی با این تفاوت اینا میشن سونامی

    اقا رضا تردید از کجا میاد ؟
    میشه این سوال منو جواب بدید
    ممنون بابت قلم همدلتون

  • عباس عسگری می‌گه:

    درود به محمدرضای عزیز
    به این جمله ایمان دارم………….

  • سربدار می‌گه:

    وقت بخیر
    یاد اون آزمایش پختن قورباغه توی آب افتادم

  • آرام می‌گه:

    خیلی درسته.

  • محسن رضایی می‌گه:

    زنجیره که دست و پای آدمو می بنده…تو انگار کن که دانه های زنجیرهمان دلگیری هایند…

  • محسن فلاح می‌گه:

    سلام محمدرضای عزیز
    درنگاه اول حرفت خیلی بدیهی به نظررسیدواسم…اماوقتی روش قشنگ فک کردم منظورتوتاحدودی متوجه شدم.این جمله ی تومنوبردبه خاطراتم.خاطراتی که مثه یه لیوان معجون میمونه واسم.گاهی خیلی شیرین، گاهی خیلی ترش وتلخ.
    این اولین کامنتیه که من توسایتت میذارم و لازم میدونم ازت تشکرکنم.بابت همه چیزهمه چیز همه چیز.
    درپناه خدای بزرگ موفق باشی

  • مریم .ر می‌گه:

    دقیقا همینطوره محمدرضا. دلگیریهای کوچیک همه روی هم جمع میشه وآدم یه روز به خودش میاد و میبینه دیگه هیچ عشقی نسبت به دوستش تو دلش باقی نمونده و دلیل مشخصی هم براش پیدا نمیکنه. بهتره هروقت دلخور شدیم از دست یه دوست بهش بگیم ، اینجوری حس بد و منفی تو وجودمون باقی نمیمونه.
    من بیشتر وقتا اینکارو میکنم هرچند که گاهی غرغرو به نظر میرسم :)

  • مرتضی می‌گه:

    سلام؛
    محمدرضا جان؛
    آره اینطوریه واقعاً. ولی خب چرا اینطوریه؟
    سوادم که نمیرسه که زیاد از واژه های علمی استفاده کنی، به زبان زیر اکابر بخوای دلیلشو بهم بگی، اینه که انسانها Conflict ها رو به صورت فراوانی تجمعی در ذهنشون انباشت میکنن؟

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *