لحظه نگار: خودم – بدون هر گونه انگیزه‌ی مشخص

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی

به نتیجه رسیده‌ام که بهترین شکل عکس گذاشتن اینه که فاصله‌ی زمانی قابل توجهی با زمان حال داشته باشه.

اینطوری احتمالاً سوال در مورد اینکه چرا چاق یا لاغر هستی یا چرا بلوزت این رنگیه یا چرا موهات اون‌رنگیه یا چرا موهات ریخته یا چرا موهات نریخته به حداقل ممکن کاهش پیدا می‌کنه. 😉

+280
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


11 نظر بر روی پست “لحظه نگار: خودم – بدون هر گونه انگیزه‌ی مشخص

  • علیرضا حق گو گفت:

    قربان سلام . وظیفه دونستم سال نو رو بهتون شادباش بگم . جور دیگه ای دسترسی نداشتم . شما خیلی خیلی برای ما زحمت میکشید . من از نوشته های شما اینجا و در متمم استفاده زیادی میبرم . روشی هم نمیشناسم براتون جبران کنم . بهتون مدیونم . بینهایت و بینهایت از شما سپاسگزارم و از ته دل برای وجود ارزنده تون آرزوی تندرستی و آرامش دارم . من کما فی سابق در خدمت تون هستم . ارادتمند شما

  • مینا گفت:

    برای ما که خیلی وقته ندیدیمت، هر عکسی تازه است. سوالی هم نداریم .همین که سلامتی و میخندی برامان یک دنیا ارزش داره.

  • محمد یاسمی گفت:

    سلام؛
    خودتون با نوشتن این کپشن سرِ شوخی رو باز کردید وگرنه جسارت نمی کردم:
    ” عجب پس معلوم شد این اضافه وزن خیلی وقته که …”
    انشاالله که سلامت باشید؛ منم ۵ کیلو اضافه دارم.

  • علی طاعتی مرفه گفت:

    گاهی اوقات حیفم میاد از کد فعالم استفاده نکنم!
    اولین سوالی که به ذهنم اومد:
    آقای شعبانعلی سردشون نیست تو این هوا با تی شرت؟!

  • سامان گفت:

    ممنون که عکستو برامون گذاشتی.خیلی قشنگه
    راستی اگه لحظه نگار بدون انگیزه و دلیل مشخص هم باشه، ما خودمون بلدیم براش انگیزه و دلیل بسازیم 🙂
    میدونی که.

  • محسن سعیدی پور گفت:

    محمدرضا چرا جیبات باد کرده؟(عمرا این رو نمیتونی به گذشته وحال وآینده ربطش بدی ،در لحظه ای که جیب هات باد کردن ،ازت عکس گرفته شده فاصله ی زمانی چاقی و لاغری ،و ریختن مو و یا کاشتنش ،یا حتی رنگ بلوز ،فاصله ی طولانی تری از الانه ، اما هر لحظه ممکنه جیبت باد کرده باشه یا نکرده باشه،حالا برای سری بعد یه عکس تمام قد بذار ،اون عکس دونفره منم فراموش نشه.لطفا.)

  • فواد انصاری گفت:

    دلمون برات تنگ شده بود آقای شعبانعلی
    به نظرم برای شعر ونوشته های شخصی همینطوره آقای شعبانعلی . بعضی وقتها که همچین چیزی مینویسم الکی اون بالش مینویسم سال ۱۳۹۱- یا ۵ سال قبل:)
    هر کی هم بگه که آیا واقعا حالت اینطوریه و… میگم ای بابا این نوشته مال ۵ سال پیشه مگه بالاشو نخوندی.
    حالا جدی نکنه جریان این عکس هم اینطوریه:)

  • سمانه گفت:

    گذاشتن عکس با فاصله زمانی فقط نوع سوالات رو عوض می کنه روی اصل موضوع تاثیری نداره 😉

  • محمد معارفی گفت:

    محمدرضا جان،سلام
    هرکی ازت عکس گرفته آدم با ذوق و خوش سلیقه ای بوده.:پی. حالا چرا موهات اون رنگیه؟:دی

  • معصومه شیخ مرادی گفت:

    احتمالا فهمیدی ما خیلی دلمون برات تنگ شده. محمدرضا تو خیلی خوبی به هزار و یک دلیلی که میدانم و نمیدانم. وبه مرورزمان دارن برام مشخص میشن.دور از جونت ولی فک کنم باقیات و صالحاتت خیلی زیاد باشه نبیره ها و ندیده های ما هم از حضور موثر تو در زندگیشون سود ببرن

  • مرتضی گفت:

    به نظرم اینجا شادتر از بقیه عکساتون هستین. و شاید به همین خاطر به نظر من عکس بسیار دوست داشتنی تریه.
    ضمنا خیلی خوبه که بیشتر عکساتون با فاصله گرفته شده. من بیشتر عکسام سلفی و از ۵۰ سانتیه. با این قیافه هم کل عکسا رو فقط باید خودم ببینم. نمیتونم به کس دیگه ای نشون بدم:)

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *