غم قفس…

چقدر عمیق گفته صادق هدایت:

غم قفس به کنار

آنچه عقاب را پیر میکند،

پرواز زاغ های بی سر و پاست…



33 نظر بر روی پست “غم قفس…

  • فاطمه گفت:

    این دقیقا همون چیزیه که این روزها داره قلب من رو آتش میزنه.
    من یه زمانی مثل عقاب درون قفس بودم، تصمیم گرفتم از قفس آزاد بشم، خیلی تلاش کردم و نهایتا آزاد شدم. اما آزادی هزینه داشت….بعضی لحظه ها اینقدر کامم رو تلخ میکنه که یک لحظه شک میکنم نکنه بودن در همون قفس بهتر بود.
    تنها چیزی که در من برای ماندن در کشورم تردید ایجاد میکنه، همین ناراحتی هست.

  • فاطمه معزی گفت:

    محمدرضای عزیز مثل همیشه فوق العاده بود

  • اکبر گفت:

    داداش
    نمیدونم برای ازادی عقاب و اوج گرفتنش چیکار کنم
    ………….

  • ماهتاب گفت:

    مختصر و مفید!
    بسیار زیبا وگویا….
    تشکر

  • ماهتاب گفت:

    مختصر و مفید!
    بسیار زیبا وگویا….

  • فایزه گفت:

    ببین(حافظه من بیشتر ویژواله)زاغهای بی سر و پا عقابو نمیتونن بندازن توی قفس!تا حالا به همچین عقابهایی فکرکرده ام اما میدانی چیست؟همانهاکه عقاب را زندانی کردند به زاغهای بیسروپا اجازه پرواز داده اند!میدونم چیزایی هست که برای ما مهمن دلمان برای مردممان میتپد اما مگر این زاغها پرنده نیستند؟خوب گفتی کاش روزی برسد که بجای بدوبیراه به دولت قبول کنیم ملت هم بیتقصیر نیست.پروازتان مستدام!
    محمدرضا دیگه مهارتهای فردی گوشه سایتتو آپ نمیکنی؟بیا و به جز این نوشته های بیمخاطبت! یه چیزاییم اونجا بنویس.

    • shabanali گفت:

      فائزه جان. لازمه باز تکرار کنم که حرف من خطاب به دولت نبوده. ضمناً من تفکر سیستمی درس میدم به همین دلیل همیشه در ذهنم هست که به جای Blamestorming برای رفع مشکلات باید Brainstorming انجام داد.

      • حامد احمدی گفت:

        محمد رضا جان، بعضی از اساتید معتقدند که Brain Storming قدیمی شده/ اون کارایی لازمه رو در همه ی مباحث و مسایل تصمیم گیری امروزی نداره و میگن تکنیک هایی مثل:

        تفحص(كندوكاو) دیالکتیکی Dialectical inquiry / مخالفت هوشیارانه-دفاع شیطانی Devil Advocacy/ اجماع Consensus Decision کارایی بیشتر و بهتری در قیاس با Brain Storming دارن.

        می خواستم نظر شما را هم بدونم؟؟؟

        با سپاس

      • فایزه گفت:

        بیخیال مهندس!میدونم نوشته هاتون اغلب بیمخاطبند دیگه!!!
        خب خطاب شما دولت نبوده باشه.تسلییییییییم.

  • مصطفی گفت:

    سلام دوست من
    چون مخاطب کامنت ها و ایمیل های دوستان شما هستید مطمئنا پاسخ نیز با شما است ، گفتوگویی است و دفاع از عقایدی !
    اما خواستم بگم شاید موافقان با دیدگاه های تو ایمیل های شگفت انگیز ارسال نکنند و شاید نه ایمیل ، بلکه کامنت هم نگذارند اما مطمئن باش ما پست هایت را میخوانیم،از این نزدیکی افکار لذت میبریم و حرف هایت را در ذهنمان مرور میکنیم
    خلاصه خواستم از این تریبون به نمایندگی از دوستان موافق اعلام حضور و البته قدردانی مفصل کرده باشم :))

  • دانش گفت:

    من نمیتونم بفهمم این پست محمدرضای عزیز چه ربطی به بعضی از کامنتای دوستان داره که حرف از عقاید افراطی و منفی گرایی می زنند؟ شاید “عمقی” که محمدرضا میگه اگه مثلاً ۱۰۰ متر باشه، بعضیا هنوز در ۳۰ متریش هستن که همچین حرفایی میزنن! من این جمله صادق هدایت رو بسیار شبیه به این شعر از حافظ میبینم که میگه:
    در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
    یا رب مباد آنکه گدا معتبر شود

  • ص.شویکلو گفت:

    یاد اون شعر معروف افتادم که عقاب می خواست مثله زاغه بخوره تا عمرش زیاد بشه. بعد دید ای داد زاغه لاشه می خوره! عقاب با خودش گفت نه من خاضر به لاشه خوری نیستم خودم شکار می کنمو بعدش من عقابم عقابها در اوج اسمان می میرند!
    امید ادمو سرپا نگه میداره. ولی پیر میکنه.

  • سارا.ر گفت:

    سلام به خاطر تشابه اسمی با سایر دوستان ترجیح دادم به جای سارا،سارا.ر نوشته بشه.
    چه بحث برانگیز شده کوتاه نوشته صادق هدایت، از نظر من هرکسی به نوشته داره شخصی نگاه میکنه و از زاویه دید خودش یکی سیاسی یکی امید وناامیدی و یکی دیگه…
    انقدر راحت راجع به آدما قضاوت نکنیم، اینجا نیومدیم کُری بخونیم کی باسوادتره اومدیم یاد بگیریم همین
    از نظر من نوشته پر محتوا و خوبی بود از این کوتاه نوشته ها استقبال میکنم چون با وجود کوتاه بودن بار معنایی سنگینیو به دوش میکشن، ممنون محمد رضای عزیز بابت انتخابت

  • سارا.ر گفت:

    سلام به خاطر تشابه اسمی با سایر دوستان ترجیح دادم به جای سارا،سارا.ر نوشته بشه
    چه بحث برانگیز شده کوتاه نوشته صادق هدایت، از نظر من هرکسی به نوشته داره شخصی نگاه میکنه و از زاویه دید خودش یکی سیاسی یکی امید وناامیدی و یکی دیگه…
    انقدر راحت راجع به آدما قضاوت نکنیم، اینجا نیومدیم کُری بخونیم کی باسوادتره اومدیم یاد بگیریم همین
    از نظر من نوشته پر محتوا و خوبی بود از این کوتاه نوشته ها استقبال میکنم چون با وجود کوتاه بودن بار معنایی سنگینیو به دوش میکشن، ممنون محمد رضای عزیز بابت انتخابت

  • سمیرا ابراهیمیان گفت:

    سلام
    من عاشق عقایدتم استاد.اگه من بخوام شمارو الگوی خودم توی زندگی قرار بدم و از شما بخوام که کمکم کنید تا ذهنم آماده ی پذیرش بشه چه توصیه هایی به من میکنید؟
    من آدم درونگرایی هستم.از پستی که خودتون گذاشتین تشخیص دادم.دانشجوی ترم ۳هستم ولی زیاد مطالعه میکنم. دلم میخاد ۱کتاب بهم معرفی کنید.اولین کتابی که باهاش استارت مثل شما شدن رو بزنم.چه کتابی مد نظرتون هست؟
    محمدرضا خان از بابت فایل های صوتی خیلی خیلی ممنونم.معرکه هستن.هرکدوم ررو ۴بار گوش میدم و خلاصه نویسی میکنم و توی زمان استراحت بهشون فکرمیکنم.تا الان که خیلی برام موثر بودن.خواهش میکنم سرعت قراردادن فایلارو بالا ببرین.با تشکر

  • محمد گفت:

    تقریبا تمام داستان های هدایت رو یک بار و بوف کور رو سه بار خوندم، حکایت خوندن کتابای صادق هدایت مثل دانشجو های سال اول پزشکیه، که با خوندن علایم بیماری و مطابقت با خودشون مریض می شن،(با این تفاوت که اونا بالاخره درمانو یاد می گیرن اما کتابای هدایت درد مطلقه و خبری از درمان نیست) هرکسی یه سری ضعف داره توی زندگیش، فقط کافیه یکی ازین ضعف های طبیعی انسانی با ضعف های شخصیت های داستان های هدایت هم پوشانی داشته باشه، چنان با داستان پردازی استادانه این ضعفو بزرگ می کنه که طرف تمام نقاط قوتشو فراموش می کنه و احساس بدبختی می کنه، علاوه بر این بی احترامی به مخاطب و هرکسی غیر خودش یکی دیگه از ویژگی های تنفرآور این آدمه، مثل جمله ای که شما نقل کردید، یا کتاب بوف کور که همه آدمای دور و برشو رجاله آدم نما می خونه، نقل قول از یه همچین آدمی که نهایت منفی گرایی و بدبختیه توسط فردی مثل شما، که نماد امید و مثبت گرایی اید، برای من خیلی عجیبه!

    • shabanali گفت:

      امید با ساده اندیشی فرق داره. در ساده اندیشی همه چیز مثبته و هر کسی که حرف منفی میزنه منفوره اما در امید، اصلاً محیط مهم نیست.
      زمانی که عقاب در آسمون پرواز میکنه و زاغها ته مانده لاشخورها را میخورند، «امید» داشتن هنر نیست.

      «امید» وقتی هنره که در قفس باشی و زاغ ها در پرواز.
      من این نوع امید رو ستایش میکنم…

      ضمناً به عنوان کسی که دستی به قلم دارم و ۱۷ – ۱۸ تا کتاب نوشتم، سبک نگارش هدایت رو تحسین میکنم.

  • النا گفت:

    چقدر تلخه بهت می گن زاغ و تو نمی تونی بگی که من زاغ نیستم فقط می خوام آرامش از رفته یا شایدم فراموش شده عقابو به یادش بیارم،اونوقت بهت میگن بی سر و پا ……خیلی درد داره… 🙁

  • ocean گفت:

    کاش راهی بود برای رها شدن از زاغهای بی سرو پا

  • سارا گفت:

    اقای شعبانعلی یه مقدار عقایدتون افراطیه . همه مسئولین این مملکت رو شما سیاه می بینید. دائما انتقاد میکنید وقتی کسی نوشته هاتون رو بخونه به طور کل از زندگی نامید میشه نمونه اش این نوشته تون از صادق هدایت .

    • shabanali گفت:

      نوشته ها، مثل آیینه میمونن و ما خودمون رو توش میبینیم. من اصلاً راجع به مسئولین مملکت حرف نزدم. بلکه خطاب به مخاطب خاصی نوشتم که خودش میدونه.
      اما ظاهراً شما مشکلات جدی با نظام و سیستم دارید که هر کلمه منفی رو به نظام منتسب میکنید.
      ضمناً من در کنار بخش خصوصی، سمتهای دولتی متعددی نیز دارم و دغدغه ای از این لحاظ ندارم.

      راستی اگر عقاید من اینقدر منفی و زیان باره، شما اینجا چکار میکنید؟

      • آرش گفت:

        هر کسی از ظن خود شد یار من …

      • بهنام گفت:

        دمکراسی میگوید: رفیق، حرفت رو خودت بزن نانت را من میخورم

        مارکسیسم میگوید: رفیق نانت رو خودت بخور حرفت را من میزنم.

        فاشیسم میگوید: رفیق نانت را من میخورم .حرفت را هم من میزنم و تو فقط برای من کف بزن

        اسلام حقیقی میگوید: نانت را خودت بخور حرفت را هم خودت بزن و فقط من برای اینم که تو به این حق برسی

        دکتر علی شریعتی

      • nazy گفت:

        سلام.حالا اون مخاطب خاص عقاب هستن یا زاغ؟

  • دوست محمدرضا گفت:

    محمدرضای عزیز من از تو که مدیریت خوندی تعجب می کنم ، شما می دونی در ارتباط با دیگران در دو حوزه دین و سیاست نباید وارد شد ولی نمی دونم چه اصراری داری به این کار ؟ این نوشته رو هرچی دلت می خواد براش اسم بذار ، نصحیت یا هرچی … عزیز من بدون داری تو کجا زندگی می کنی ، شما تو مملکتی زندگی می کنی که قهرمانی یک شخص در المپیک را به حساب امدادغیبی و یک کشور می گذارن ! شما در مملکتی زندگی می کنی که تفکرات مردمش فقر آفرینه (کجای دنیا سراغ داری طرف یک میلیون حقوق بگیره پنج میلیون بده ساید بای ساید ؟!) شما که دغدغه ارتقا سطح فکر و رفاه مردم رو داری چوب تو سوراخ مار کردنت چیه ؟ می خوای این سایت رو هم فیلتر کنن و همین ارتباطی رو که ما با شما داریم رو ازدست بدیم ؟ شما همتت رو بذار رو فایلهای صوتی مصاحبه ، ۴۰۰ ساعت هم نمی خواهیم (سنگ بزرگ علامت نزدنه ) ۴۰ ساعت هم بتونی ارائه بدی من به شخصه دستتو می بوسم . وقتی اینجوری مخاطبهای خودتو ارتقا بدی اتوماتیک افکار دینی و سیاسیشون هم ارتقا پیدا می کنه بدون اینکه اصطکاکی با عوامل قدرت پیدا کنی . به قول بزرگمهر حکیم : روزی به تقدیره ولی تو در تدبیر کوتاهی نکن . حق یارت

    • shabanali گفت:

      دوست عزیز من. صحبت امام حسین یادت نره. زندگی «عقیده است و جهاد در راه اون عقیده».
      کسانی که با من در ده سال گذشته همراه بوده اند میدونند که من در برابر شرایط محیطی سکوت نمیکنم.
      من نمیخوام به یک «تربچه علمی» تبدیل شم. مثل عمده اساتید دانشگاه که در گوشه کتابخونه ها خاک میخورن و پله های رشد رو از استادیار به دانشیار و از دانشیار به استاد طی میکنن و تنها تلاش عقیدتیشون اینه که ریششون رو یک روز در میون میزنن.
      یا اون روشنفکر نماهایی که هر روز اصلاح میکنند و قیافه مدرن میگیرند و حرفهای سنتی به خورد ما میدن (مناسب برای حضور در صدا و سیما قبل از رویدادهای ملی)
      من در این کشور ۱۰۰ هزار دانشجو داشته ام. البته اگر دوره های بلندمدت رو در نظر بگیری شاید بشه گفت ۱۰ هزار دانشجو.
      پس من حرفهام رو زده ام. توصیه هام مشخصه. دانشجوهام خودشون الان استاد شدن در موسسات و دانشگاهها و شهرهای مختلف.
      دغدغه من پروژه مذاکره نیست.
      یادت نره که من دانش آموخته «مدیریت» و «روانشناسی» هستم. نمیتونم در برابر سوء مدیریت سکوت کنم.
      اگر این سایت هم فیلتر شه، اتفاق بدی نمیفته. یادت نره که در زندگی محمدرضا، اتفاق بدی وجود نداره. وقتم چند ساعت آزاد میشه 🙂

      • عدالت گفت:

        این سخن (عقیده است و جهاد در راه اون عقیده ) از امام حسین (ع) نیست

        • ممنون که گفتید. بعد از اینکه گفتید من هم بررسی بیشتر کردم و دیدم که جمله از جملات منسوب به امام حسین است.
          البته به نظرم از فضای رفتاری که ما از امام حسین می‌شناسیم دور نیست.

          ضمنا من معمولاً حرف کسانی رو که از اعلام نام و آدرس و … می‌هراسند تایید نمی‌کنم – چون قطعا شجاعت از ویژگیهای امامان است و پنهانی حرف زدن راه شیطان رجیم است! – اما این بار چون حرف درست زدید به رغم رفتار شیطانی‌تان و حرکت بر خلاف سنت امامان بزرگمان، تاییدتان کردم.

  • مهین گفت:

    در این گرمای هرم انگیز و وانفسای تن سوزان که می میرد نفس , بی رحم و وهم آمیز , میان چله تب دار تابستان

    ” زمستان است ” …

  • مهین گفت:

    در این گرمای هرم انگیز و وانفسای تن سوزان که می میرد نفس , بی رحم و وهم آمیز , میان چله تب دار تابستان

    <> …