سیاست‌های کامنت‌گذاری در روزنوشته‌ها

اخیراً فضای کامنت‌گذاری در قسمت روزنوشته‌های سایت، مطلوب و رضایت بخش نیست و رفتارهایی مشاهده می‌شود که در شان مخاطبان این سایت نبوده و نیست. در حدی که چند هفته اخیر عملاً تصمیم گرفته شده که به هیچ کامنتی از طرف نویسنده‌ی سایت پاسخ داده نشود. اما با توجه به اینکه پاسخ‌گویی به سوالات معقول و نقدهای منطقی، وظیفه‌ی نگارنده‌ی سایت محسوب می‌شود، تصمیم گرفتیم به جای رفتار انفعالی و ترک گفتگو در قالب کامنت‌ها، خط مشی مشخص برای تایید کامنت‌ها در نظر بگیریم:

۱) جملات و عباراتی که فقط بر «تایید مقالات محمدرضا شعبانعلی» یا «تکذیب مقالات محمدرضا شعبانعلی» متمرکز شده‌اند تایید نخواهند شد. اگر با نوشته هم‌نظر هستید به جای ابراز لطف‌های مختلف (که فضای سایت را به فضای تملق نزدیک کرده و می‌کند) کافی است زیر پست، از آیکون «لایک» استفاده نمایید. ما عمداً زیر پست علامت «دیسلایک» را نگذاشته‌ایم. از آنجا که برای نویسنده‌ی روزنوشته‌ها، این نوشته‌ها «سلیقه‌ی شخصی» هستند، صرف«مخالفت یک مخاطب با سلیقه‌ی نویسنده» بازخورد ارزشمند و با اهمیتی محسوب نمی‌شود و کمکی به ارتقاء دانش یا نگرش نویسنده و بهبود جهتگیری مطالب نخواهد کرد. اگر کسی مخالفتی با «سلیقه یا تحلیل مطرح شده در مقاله‌‌های روزنوشته» دارد، این مخالفت زمانی ارزش‌آفرین خواهد بود که «تحلیل» یا «توضیح» کامل‌تری به دور از حرف‌های کلی در قالب کامنت مطرح شود. بنابراین از این به بعد کامنت‌هایی از این نوع تایید نخواهند شد:

«من خیلی ممنونم از حرفی که مطرح کردید»

«موافقم»

«حرف دل ما را زدید»

«شما چقدر می‌فهمید و باسوادید»

«من عاشق شما و نوشته‌های شما هستم!»

«این نوشته را قبول ندارم»

«فکر می‌کنم خیلی کلی بود باید دقیق‌تر تحلیل کنید»

«به نظرم در این نوشته جهت گیری وجود دارد»

«این حرف احمقانه است»

«مخالفم»

۲) استفاده از هویت‌های مختلف توسط یک فرد واحد، از جمله نگرانی‌های ماست. ما با استفاده از سه تکنولوژی مختلف، کاربران را ردیابی می‌کنیم و متوجه شده‌ایم که برخی رفتارهای بیمارگونه در سایت دیده می‌شود. به عنوان مثال فردی با نام الف کامنت می‌گذارد و با نام ب از خودش تعریف می‌کند. یا با نام الف کامنت می‌گذارد و با نام ج به آقا یا خانم ب که او را نقد کرده‌اند حمله و توهین می‌کند. عجیب‌تر دوستانی هستند که با نام الف از ما تعریف و با نام ب به ما توهین می‌کنند که این روزها شدیداً در حال مطالعه برای بررسی ریشه‌های این بیماری شگفت روانی داریم. از این به بعد اگر کاربری با نامهای متفاوت در تایید یا تکذیب کامنت خودش یا دیگران مطلبی بنویسد، این کامنت‌ها تایید نخواهند شد و ما در مورد اینکه در آینده به آن دوستان اجازه دهیم که در سایت ما کامنتی داشته باشند، بسته به مورد در گروه سیاست‌گذاری سایت تصمیم خواهیم گرفت. استفاده از هویت های مختلف برای ابراز نظر، چیزی شبیه جعل اسناد و استفاده از هویت‌های متعدد در جامعه است که از مصادیق «فساد و کلاه‌برداری» محسوب می‌شود.

۳) اینکه کاربران با یکدیگر صحبت و احوال‌پرسی کنند، حق طبیعی کاربران سایت است و ما هم علاقمندیم که این فضا بماند. اما رفتارهای تهاجمی کاربران نسبت به یکدیگر قابل تحمل نیست و تمام کامنت‌های از این نوع تایید نخواهند شد.

۴) اگر با نظرات کاربران دیگر موافق یا مخالف هستید، می‌توانید از مکانیزم رای دادن مثبت و منفی زیر هر کامنت استفاده نمایید. تنها در صورتی در پاسخ به کامنت دیگران، متن بنویسید که «حرف جدید و ارزشمندی چه از نوع موافق و چه مخالف» برای اضافه کردن به حرف کاربر دیگر دارید. در غیر این صورت کامنت‌ها تایید نخواهند شد.
۵) از این به بعد تمام کامنت‌های سایت، توسط گروه سیاست‌گذاری سایت مشاهده و تایید می‌شوند و محمدرضا شعبانعلی هم تنها کامنت‌های تایید شده را خواهد خواند. بنابراین لطفاً از ارسال کامنت‌های «اختصاصی» خودداری نمایید. هر کامنت قبل از اینکه به رویت نویسنده‌ی سایت برسد حداقل توسط ۵ نفر دیگر خوانده خواهد شد!

۶) در متن کامنت‌ها، تا حد امکان از ادبیات «انعطاف‌پذیر» استفاده نمایید. واژه هایی نظیر «من فکر می‌کنم» یا «به نظر می‌رسد» یا «شاید» یا «ممکن است» می‌تواند موجب تلطیف فضای گفتگو در کامنت‌ها شود.

۷) با توجه به اینکه مطرح کردن پرسش‌ها در قالب کامنت، یکی از سریع‌ترین روش‌های دسترسی به ماست، هیچ ایرادی ندارد که در زیر هر پست (مستقل از موضوع پست) خوانندگان گرامی سوالات یا نظرات خود را توضیح دهند. اینکه کسی سوال شخصی خود را در زیر کامنت‌ها بنویسد منطقی است و اگر کسی از ما بخواهد که فلان پست را ادامه دهیم یا فلان موضوعی که وعده داده بودیم را مطرح کنیم، ممنون خواهیم شد.

مدیران این سایت در تایید یا عدم تایید کامنت‌ها مختار بوده و به هیچ وجه تعهدی نسبت به تایید کامنت‌ها ندارند. بقای سایت و حفظ فضای سالم و سازنده‌ی گفتگو، نخستین اولویت ما خواهد بود. کامنت های قبلی نیز با توجه به همین سیاست ها بازنگری و حذف خواهند شد.

+279
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


168 نظر بر روی پست “سیاست‌های کامنت‌گذاری در روزنوشته‌ها

  • محمد تقی امینی گفت:

    با سلام ، خواهشمند است
    با توجه به تغییرات جدید نسبت به بازنگری خط ومشی کامنت گذاری تجدید نظر شود مثلا” :

    ۴) اگر با نظرات کاربران دیگر موافق یا مخالف هستید، می‌توانید از مکانیزم رای دادن مثبت و منفی زیر هر کامنت استفاده نمایید.

    • علی گفت:

      من هم به تازگی این بخش سیاست‌های کامنت‌گذاری رو دیدم و به نظرم خیلی با فضای فعلی سایت فاصله داره از جمله این که سیستم عوض شده و دیگه کامنت‌گذاری با کد فعال متمم هست.

      لطفا به‌روزرسانی کنید.

  • گيتي گفت:

    من کتاب بیشعوری را خیلی وقت قبل خواندم و شاید جزییات آن دقیقا در خاطرم نباشد ولی یادم هست که این کتاب حدود ٢٠ سال پیش نوشته شده ،بنابراین در بررسی آن باید به این موضوع توجه شود. به نظرم اینکه کتابی بعد از ٢٠ سال هنوز میتواند خواننده داشته باشد قطعا قابل تعمل است ولی اینکه انتظار داشته باشیم که کتاب ٢٠ سال پیش چه در آن زمان که البته ما آنوقت آن را نخواندیم پس نمیتوانیم قضاوت کنیم و چه در حال حاضر درد های بشریت را درمان کند به نظرم خیلی آرمانی است. آنوقت که آن را خواندم و به دیگران پیشنهاد کردم برایم جالب بود که واکنش آدمهایی که به نظر من هم مشکلاتی داشتند با این کتاب تند بود و آنها که ذهن بازتری داشتند و شاید دنیا را برای زندگی زیباتر و آرامش بخش تری میخواستند با این کتاب راحت تر بودند. اینکه آیا نام کتاب لفظ صحیحی است چه به لحاظ ترجمه و یا چه به لحاظ ماهوی ،روی آن بحثی نمیکنم ولی واقعا مگر تاریخ ثابت نکرده که انسانها چقدر میتوانند برای خود و محیط اطرافشان غیر قابل تحمل باشند؟ زمین ما چقدربدون ما و چقدر با ما راحت تر و زیباتر است؟ بنابراین به نظرم این بشر غره به خود بد نیست کمی از نگاه کردن به افتخاراتش دست بردارد و از سوی دیگری به رفتارهایش نگاه کند شاید آنوقت بسیاری از ما نتایج کاملا معکوسی برداشت نماییم. به نظر من این کتاب قابل تاملی است و خواندن آن را توصیه میکنم و اگر آنکه تمام پرسشهای مرا جواب ندهد و یا راه حلی ارایه ندهد که البته صد در صد با این نظریه موافق نیستم ولی میتواند زنگ خطری را به صدا درآورد که مشوق من در یافتن راه حل و چاره کار باشد و این دقیقا یعنی روش درست زندگی یعنی آموختن ،آشنا شدن با نظریه های گوناگون ،تفکر ،شکوفایی خلاقیت و پیچیدن نسخه شخصی برای خود. در آنصورت به تعداد نفراتی که کتاب را خوانده اند راه حل مشکل یافت میشود که در ذهنها میماند و تاریخ مصرف آن منقضی نمیگردد.

  • مینا گفت:

    سلام ایا رابطه ی بین رشته ی مهندسی و مدیریت هست ؟ یعنی میشه کسی لیسانس مهندسی شیمی داره ارشد رو مدیریت بخونه ؟

  • پیمان گفت:

    باید بگم که شما یک اعجوبه دیوانه هستید شاید روزی کتابی در مورد شما نوشته بشه
    میشه لطفا به من بگید که کی زندگی می کنید
    بااحترام فراوان ازطرف یک بیکار عاشق کار

  • میکائیل گفت:

    مقالات ارئه شده بسیار راضی بودم و فکر میکنم برای تحقیقات علمی بسیار کاربردی و مختصر است. از شما متشکرم

  • محیا گفت:

    من یه نظری درباره ی اونایی که به قول شما “از هویت‌های مختلف توسط یک فرد واحد” استفاده میکنند دارم.
    البته من اطلاعات دقیقی ندارم که سه تکنولوژی ردیابی شما چه جوریه و چه چیزی رو ردیابی میکنه، اما معمولاً بیشتر از دستگاه مورد استفاده رو نمیشه ردیابی کرد. خب من به ذهنم رسید که شاید چند نفر از یک کامپیوتر عمومی استفاده میکنند! مثلاً کافی نت یا یک کامپیوتر توی دانشگاه!
    یا حتی ممکنه اینترنتی که به اشتراک گذاشته میشه توسط چند نفر یکسان باشه.
    البته این اصلاً نقض اینکه ممکنه افرادی باشن که از چند هویت برای کامنت گذاشتن استفاده کنند نیست، فقط این هم ممکنه باشه. به ذهنم رسید گفتم درمیون بذارم.

  • بابک گفت:

    سلام
    من متن شما در مورد آموزش زبان را مطالعه کردم که به نظرم خوب و مفید بود اما به نظر من مشکل عمده ما اشکال در شنیدن یا listening و یا بعبارت دیگر فهم جملات و کلمات طرف مقابل است به قسمی که وقتی کسی مثلا می گوید book با وجود دانستن معنی کلمه ابتدا باید آن را در ذهن خود ترجمه و تفسیر کنیم بعد جمله سازی کنیم و سپس پاسخ دهیم که این امر در جملات طولانی مشکل و گیج کننده می شود در حالیکه در زبان مادری به دلیل ملکه ذهن شدن کلمات نیازی به این امر نداریم. شما چه راهکاری را برای این مساله پیشنهاد می کنید؟

    • مریم گفت:

      سلام.من هم همین سوال آقای بابک را دارم لطفا در این مورد هم به من پیشنهاد راهکار بدهید ممنونم.خودم فکر میکنم شنیدار مستمر میتونه کمک کننده باشه ولی خوشحال میشم به من هم اگه راهکار دیگری هست ارائه دهید.ممنون

  • نسرین گفت:

    با عرض سلام خدمت شما مطب بسیار اموزنده ای بود از اینکه تجربیاتتون رو در اختیار ما قرار دادید بی نهایت سپاس گذارم.

  • ساناز جهانگیری گفت:

    ترجمه کتاب درد جاودانگی موجود هست آیا برای خرید؟

  • علی حسینی گفت:

    من از اون قسمت تکنیک برای استخدام خیلی خوشم اومد و کاملا با نوشته شما موافق هستم.

  • سارا گفت:

    این که افراد با هویت های مختلف می آیند و کامنت می گذارند،خواستم به این دوستان چند هویتی بگم بد نیست کتاب بیشعوری نوشته خاویر کرمنت را مطالعه کنند.
    ممنون بابت مطالب خوبتون.

  • فاطمه گفت:

    سلامعلیکم,لطف میکنیدپاسخ صریحی بپرسشم دهیدزیراازدوستان دیگرپاسخ دقیقی دریافت نکردم
    باتوجه بنزدیک شدن بزمان انتخاب رشته,میتوانیدتفاوت ورودی مهربابهمن دانشکده هاپزشکی راشرح دهید؟پذیرش ورودی بهمن مشمول تمامی دانشکده هاپزشکی میشود؟باسپاس فراوان

  • راضیه گفت:

    سلام
    اینکه به حرف مردم نباید توجه کرد حرف خیلی خوبیه موافقم باهاش چون هیچ کس مثل خودت ارزوهاتو نمیشناسه اما یه جور در مورد عروس بودن و داماد بودن حرف میزنید که انگار کار اسونیه متاسفانه امار بالای طلاق داره نشون میده که ما بلد نیستیم حداقل و فقط یه عروس یا داماد خوب باشیم …….نسل ما گیر کرده بین هزار راه فرعی زندگی کردن یادمون رفته

  • جابری گفت:

    با سلام
    چند روزی است به شدت پیگیر سایت ارزشمند متمم هستم و بسیار سپاسگزارم از زحماتتون
    یه سوال داشتم : فایل های صوتی رادیو متمم آیا پس از دانلود قابل سیو کردن هستن ؟ اطلاعات من تو این زمینه کافی نیست ، خوشحال میشم راهنمایی بفرمایین

  • محمدرضا گفت:

    سلامی راکه باید بعد از آشنائی باشما و درس گرفتن ازسرکلاسهایتان به هرنحوی ادامه می دادم و ندادم، حالا به روح نظاره گرت می فرستم و امیدوارم ازاینکه نتوانستم حق شاگردی را بجا آورم مراببخشی. روحت شاد.

  • امید گفت:

    سلام
    چیزی که از مطالعه بخشهای مختلف سایت متوجه شده ام این است که در روشهای کسب و کار، مذاکره و .. واقعیتها مورد توجه قرار می گیرد و مهم است نه حقیقتها. یعنی در این روشها دنبال ناآگاهیهای مردم، نقطه ضعفهای مردم، خصوصیات روانی مردم و یا برعکس، دنبال نقاط قوت مردم، آگاهیهای مردم و … می گردیم تا بتوانیم به کمک مدیریت هوشمندانه این اطلاعات کسب شده از افراد به کار و کاسبی خود رونق دهیم، در مذاکرات موفق شویم. یعنی سیاست کار اینست که با پذیرش این واقعیتها در مورد مردم، با آنها کار می کنیم. و دنبال تغییر مردم نیستیم. یعنی موجودیت افراد را می پذیریم. حال سوالی که پیش می آید اینست که چرا مدیریت سایت در بخش نظرات نمی خواهد موجودیت افراد را بپذیرد؟ آیا نمی توان در این بخش نیز با مدیریت رفتار مردم بدون تغییر آنها به خواسته مطلوب رسید؟

  • Hassan-3-ensani گفت:

    با سلام

    با اجازتون از قوانین شما در وبلاگ خودم هم استفاده میکنم ….

  • محمد گفت:

    راستی یه سوال دیگم برام بوجود اومد.
    فرض کن شما مطلبی میزاری و فرض کن کلید دیسلایک وجود داشته باشه.و باز هم فرض کن همه مردم دنیا بیان دیسلایک کنن…
    بدون اینکه کسی نقدی منصفانه کرده باشه یا بهتر بگم کلا نقدی نباشه فقد ابراز احساس منفی کنند.با این همه فرضیات حکم چی میشه؟
    آیا شما با اینکه به مطلبت ایمان داری عقب نشینی میکنی و خلاف چیزی که فکر میکردی فکر میکنی تا دیگران دیسلایک نکنن یا نگاهتو پنهان میکنی تا مورد دیسلایک قرار نگیری یا به نظرت ایمان داری و خلاف نظر جمع به راهت ادامه میدی؟
    چرا ما باید از ابراز احساسات (درست یا غلط)منفی دیگران نسبت به سلیقه های خودمون فرار کنیم؟

  • محمد گفت:

    اول از همه اگه در مورد بند دوم نوشته( کامنت گذاری با چند اسم مختلف با حالات متفاوت )به نتیجه رسیدی حتما دلایلشو بنویس برام خیلی جالبه. دوم اینکه علامت دیسلایک برای نوشته نویسنده وجود نداره چون سلیقه شخصیشه ولی علامت منفی برای کامنت خواننده ها وجود داره چون سلیقه شخصیشون نیست!!! یکم هضمش برام سنگینه یا بهتر بگم اصلا هضم نشد.

  • دانا قاسم پور گفت:

    سلام
    چند روز پیش مطلبی در همین مورد نوشته بودم تا برای دوستانم در شبکه‌های اجتماعی نشر کنم.
    مطلبی که متاثر از فعالیت‌های اخیر خودم و همچنین مطالعه‌ی کتاب قورباغه را غورت بده آقای برایان تریسی بود.
    حالا با خواندن نوشته‌ی شما و تطبیق آن با اهداف سالانه‌ی خودم، نقشه‌ی ذهنی ام در اینباره کامل‌تر شد.
    ضمن تشکر از شما بنده هم منبعی را به شما معرفی می کنم که ان شاء الله باعث کامل شدن نقشه‌ی شما بشود.
    توجه شما را به کتاب “هفت عادت مردمان موثر” نوشته استفان کاوی فصل دوم”ذهناً از آخر شروع کنید” که احتمالاً هم مطالعه کردید جلب می کنم.

  • مسعود راسخ گفت:

    سلام محمدرضای عزیز.
    بیش از یک سال که از مخاطبان خاموش رسانه شما هستم.
    تازه امروز فهمیدم که این سابقه مخاطب بودن به کتاب انسیس برمیگرده.
    سپاس فراوان بابت هر آنچه که از شما آموختم.

  • sarah گفت:

    سلام.زندگی توی خارج و نبود کتابهای فارسی مورد علاقه و پیدا کردنشون خیلی سخته.مطالبتون خیلی ارزشمند بود.
    بنده کتاب دانلود میکنم میخونم اما بازم مهارت کافی رو ندارم که از داخل گوشی هم کتاب رو کامل بخونم.لطفا بیشتر راهنمایی کنید در این زمینه ممنونم.

  • زهره گفت:

    سلام
    بررسی ادبیات آقای ظریف برایم خیلی جالب بود وجدید

  • مرضيه گفت:

    به نظر میرسه همون کامنتهایی که گفتید تأیید نمیشه (مثل تعریف و تمجید)، پای همین مطلب تأیید شده!!!

    معلومه که خیلی عصبانی هستید از دست یه سری مخاطباتون، ولی من انتظار ادبیات لطیف‌تری رو داشتم. بعنی الان من حرف سلیقه‌ای زدم و نباید میزدم؟

    یعنی الان پنج نفر دارن کامنت منو میخونن؟ خب بهتر نیست اسم سایت رو عوض کنید بذارید روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی با همکاری دوستان؟ 😀

    حالا که اینقدر فیلتر گذاشتید واسه نظرات، شاید بهتره من اینجا رو مثل یه کتاب چاپ شده بخونم، که هیچ دسترسی به نویسنده‌ش وجود نداره و هر کامنتی که دارم بمونه تو ذهن خودم… هوم؟

  • مهتاب یزدانی گفت:

    با سلام وعرض ادب:
    فقط میتوانم از صمیم قلب از شما و دوستانتان نهایت قدر دانی و سپاسگزاری را داشته باشم.

  • مینا گفت:

    سلام،
    ببخشید من تا حالا دو یا سه تا کامنت گذاشتم و تشکر کردم ولی یه جمله هایی نوشتم که اون بالا ذکر شده تملقه! من خودم شخصا اهل تملق نیستم، ولی نوشته های شما رو می پسندم؛ ولی ادبیاتم اونقدری نیستش که ی جور دیگه ابرازش کنم… تشکر

  • avazpour گفت:

    راست میگه احسان من که دانشجو هستم کارم میکنم تو صنعت ماهی ۸۰۰ت به زور در میارم..بد دوستم با دیپلم معدل ۱۲ الان داره شبکه کار میکنه ….راحت ماهی ۱۰ ملیون در میاره آلانم bmw سوار میشه…ما با هم میرفتیم مدرسه با اتوبوس اما من هنوز مترو سوارم و اون……تازه وقتی میمرم با هم جای به اون میگن جناب آقای محمد و دخترا بش میگن عشقم به من که مهندسم میگن خر خون اومد باز تازه اگه جواب سلام بدن…

  • داود گفت:

    عاقا خسته نباشید من همه ی نکاتی که گفتید رو رعایت کردم ولی جوابی داده نشد و این در حالیه که به شدت به راهنمایی نیاز دارم ممنون میشم اگه کامنتهای اخرتونو بررسی کنید ممنون

  • آنت گفت:

    سلام محمدرضا
    خوبی خوشی داداش؟
    یه پیشنهاد دارم برای قوانین کامنت:
    تااینجایی که من خوندم و توی کامنتها دیدم،بنظر من شاید یه مشکل عمده ای ک هست حضور تازه واردایی مثل من هست که گاهی بدون مطالعه کافی و شناخت نسبت ب نویسنده، یا نظرات نامربوطی میدیم یا سوالات تکراری میپرسیم.
    پیشنهادم اینه توی سیاستها اشاره کنید افراد تازه وارد حتما مختصری تو سایت جستجو کنن و مطالب مختلفیو بخونن.و مثلا بعد حدود یکماه و آشنایی نسبی، کامنت بذارن. اینطوری هم کامنتهای تکراری کم میشه هم وقت شما کمتر گرفته میشه و هم قضاوتهای عجولانه صورت نمیگیره.
    آقا خیلی دوست داریم خدا حفظت کنه و عمر باعزت بهت بده. الهی پیر شی جوون:)
    قربان شما
    آبجی کوچیکه
    (ببخش تو اولین کامنت اینقد صمیمی حرف زدم. افرادی مثل شما رو آدم انگار سالهاست میشناسه)

  • سجاد گفت:

    محمد رضای عزیز سلام
    من تقریبا تمام فایل های صوتی شما رو گوش کردم.( نه شنیدم). در فایل منابع خیلی اصرار داری که نباید در همه زمینه ها وارد شد و نیمه کاره رها کرد. منم قبول دارم ولی فکر میکنم در فایل top dog باشه که گفتی اگر دو مذاکره کننده در شرایط مساوی باشند، اونی بهتره که گیتار بلده یا اون داستان دانشگاه هاروارد رو گفتی. میشه در این باره بیشتر توضیح بدید. ممنون

  • الهام گفت:

    سلام
    اولین بار ک کامنت میزارم و میخواستم تاکید کنم ک این خیلی خوب ک ذهن خواننده و نویسنده در مبادله فعال باشند … وقتی کامنتها صرفا تایید و تملق باشه بنظرم یک جای کار نویسنده یا مخاطب میلنگه … همینطور انتقاد صرف هم ک البته کمتر تو فضای مجازی دیده میشه …

  • آرش ایرانی گفت:

    بسیار مفید بود، ممنونم

  • ریحانه گفت:

    وقتی به قدری داغونم که قصد کات کردن زندگیمو دارم هیچی مث یه سخنرانی یه دل نوشته حالمو عوض نمیکنه دل نوشته هاتون بهم انرژی داد
    حاجی دست درست

  • سارا گفت:

    سلام، روز پاییزیتان بخیر‍! از اینکه این حقیقتها دارد با این بیان خوب و کلام رسا گفته میشوند، خوشحالم و امیدوارم این جریان سازنده ادامه داشته باشد و همه ماهایی که ناخواسته به شکلهای گوناگون درگیر این روشهای تربیتی نادرست بوده ایم (به عقیده بنده هیچ کس نمیتواند ادعا کند با این حقایق تلخ کاملا بیگانه است) با گوش جان بشنویم و تصمیم بگیریم که این رویه نادرست را از همین لحظه در زندگی خود، فرزندان و شاگردان خود و … کمرنگتر کنیم. چراکه فقط خواندن و نقل قول کردن این مطالب نه کافی است و نه آنطور که باید موثر. اینها باید درون ما بشینند و درونی شوند تا بتوانند در دنیای بیرون اثرگذار باشند. کاش با تلنگرهای اینچنینی من و هموطنان عزیزم به خود بیاییم، ماهایی که درست فکر کردن و در اصل فکر کردن را یاد نگرفته و بلد نیستیم… بجای همه چیزهای خوب ما یاد گرفته ایم که همه را قضاوت کنیم جز خودمان، انگشت اشاره مان به سمت همه باشد جز خودمان، و خب نتیجه اش همینی میشود که همه شاهد آن هستیم…
    آقای شعبانعلی از شما بابت نوشته های آگاه کننده تان متشکرم. انشاالله جوهر قلمتان همواره روان بماند…

  • آرش ایرانی گفت:

    درود بر محمدرضای عزیز
    نوشته زیبایی بود. مرا به فکر واداشت. ممنونم

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *