سرمایه‌ واقعی ما…

ماکسیما شعبانعلی

مقدمه:

روز چهارشنبه حدود نیم ساعت قبل از برنامه‌ رادیو اقتصاد، متوجه شدم که ماکسیمای من را دزدیده‌اند. با پلیس تماس گرفتم و آنها در محل حاضر شدند. به من گفتند که بلافاصله سرقت را ثبت کن. اما من برنامه‌ رادیویی داشتم و احترام به مخاطب ایجاب می‌کرد که برنامه زنده، دچار مشکل نشود. به رادیو رفتم و بعد به کمک علیرضا نخجوانی – که مانند برادر کارهای مرا پیگیری می‌کرد – به نیروی انتظامی مراجعه کردیم. خونسردی من برای پلیس هم جالب بود. پرسید: «شما روانشناس هستید؟ چون این عادی نیست که کسی ماشینش را از دست بدهد تا این حد خونسرد باشد». برایش توضیح دادم که «تازه نمی‌دانی که وضع از این بدتر است و ماشین دیگر متعلق به من نیست و پولش را هم مدتهاست هزینه کرده‌ام و اگر میدانستی در چه وضعیت مالی، این مشکل برایم پیش آمده، شما به جای من سکته می‌کردی!».

وقتی برگشتم دیدم شادی و سمیه و شیوا در دفترمان نشسته‌اند و شدیداً غمگین هستند. مجبور شدم آنها را دلداری دهم که اتفاقی نیفتاده و همه چیز خوب است و بالاخره بعدها دوباره ماشین ميخریم و …!

کم کم برای خودم هم عجیب شد که من چرا نگران یا حتی ناراحت نیستم؟ با وجودی که می‌دانم با در نظر گرفتن جریان درآمدها و هزینه‌هایی که دارم تا چند سال دیگر باید پیاده بروم.

نتیجه:

این چند روز اخیر که فرصت کرده‌ام بدون ماشین پیاده‌روی کنم و فرصت تلف شده برای رانندگی را به فکر کردن اختصاص دهم، کم کم مسئله برایم شفاف‌تر شد. میزان ناراحتی ما هنگام از دست دادن یک دارایی بستگی به این دارد که آن دارایی چه سهمی از سرمایه‌ی ما را به خود اختصاص می‌دهد. این روزها، سرمایه‌ی اصلی من تعداد زیادی دوستان و دانشجویانم هستند. همانهایی که کنارم ایستاده‌اند و با همه‌ی سختیها و ناملایمات، با ایمان به هدفی که داریم تلاش می‌کنند. همانهایی که بعد از شنیدن این مشکل، چنان جدی مسئله را پیگیری کردند و می‌کنند که مطمئنم برای دارایی خود چنین نمی‌کنند. همان صدها هزارنفری که فایلهای صوتی من را گوش می‌دهند و به سایت من سر می‌زنند. همان دویست نفری که در نخستین روز از طریق پیام و پیامک، گفتند ماشین‌های خود را به من قرض می‌دهند و آن چند ده نفری که گفتند به من ماشین هدیه می‌دهند (چنانکه ماکسیما نیز مشمول چنین شرایطی شده بود!).

وقتی سرمایه‌ات «محبت» انسانهاست، از دست دادن صد میلیون تومان عددی نیست که بتواند نگرانت کند. حتی اگر در همان زمان صد میلیون تومان دیگر هم بدهکار باشی!

بعد از تامین هزینه‌های اولیه‌ی زندگی، ما پول می‌خواهیم برای اینکه دوستی و محبت دیگران را جلب کنیم و اگر سرمایه‌ی دوستی و محبت موجود باشد، بودن یا نبودن پول، تاثیری بر روند زندگی ندارد.

خوشحالم که دوستان زیادی دارم که وقتی پیاده هم در کنار آنها قدم می‌زنم، آرامش، امنیت، امید و لذت را با تمام وجود تجربه می‌کنم.

این همان درسی بود که برای به خاطر سپردنش، باید صد میلیون تومان می‌دادم. فکر می‌کنم ارزان‌ترین درس زندگیم بود…

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار


98 نظر بر روی پست “سرمایه‌ واقعی ما…

  • […] در رابطه با حس و حالش در مورد دزدیده شدن ماشین با نام سرمایه‌ واقعی ما… نیز جالب بود. ( با اینکه جستجو کردم لینک آن مطلب را پیدا […]

  • پسرک خامه فروش گفت:

    سلام محمد رضا
    ماکسیما پیدا میشه؛ صحیح و سالم!!! و علاوه بر شاسی، همه قطعاتش هم سرجاشه! و می بریــــش کارواش..
    ماشینو تحویل کارگر کارواش میدی و میری انتهای سالن و لم میدی رو مبل انتظار .
    شروع میشه! فیش فیش آب.. شبنم هایی که رو صورتت میشینه و چشمی که شستشوی ماشینا رو دنبال میکنه…
    نوبت ماشین تو میشه…
    “چه خوب.. نوبت من شد بالاخره!”
    همون مراحل تکراری برای ماشین تو هم تکرار میشه.. اما با یه اختلاف…!
    در حین شستشو، کارگر کارواش از توو ماشینت یه چیزی رو برمیداره و توو چکمه اش قایم میکنه…
    و تو ، انتهای سالن، چشم بر روی ماشین…
    و نگران وسایل و هدایای داخل ماشین، که همین امروز با صرف زمان زیاد(و نه الزاما پول زیاد)، برا بچه های شرکت خریده بودیشون…
    میری داخل ماشین..
    همه رو تک تک بررسی میکنی…
    یه نفس راحت…
    “همه چی سرجای خودشه ظاهرا.”
    ولی
    باز نگران میشی! ” تو آمار دقیقی از تمام خرده ریزای توو ماشین نداری.. به هرحال یه چیزی از توو ماشین تو کم شده! از حق خودت کوتاه نیا!” (دیالوگ های درونیته اینا!! 🙂 )

    و حالا
    تویی و ایشون…
    چه میکنی ؟؟

  • مصطفی حیدری گفت:

    محمدرضا من دوستم صافکاره کار قبلیم مکانیکی بوده به من بگو چیکار کنم خواهش میکنم ماشین کجات

  • مصطفی حیدری گفت:

    سلام
    محمدرضا جان سرمایه من اندازه ماکسیما نیست اما ۲۰۶ دارم هرجا امر کنی به دستت میرسونم قبل آشنایی با تو فقط موتور داشتم مسیر زندگی من با وجود جواهری که شما باشی تغییر کرد جواهری از نوع نایاب
    برای شما و خانواده محترم آرزوی سلامتی مینم

  • shiva گفت:

    محمدرضای عزیز
    چندی پیش ماکسیمای دوست من رو بردند و درکمال ناباوری بعد از یک ماه پیدا شد البته با چندتا سوراخ که اثر گلوله بود و بعد متوجه شدند که در سرقت مسلحانه ازش استفاده شده بوده!!! جالب اینجاست که وقتی پلیس ماشین رو از بیابون های اطراف تهران پیدا کرده بلد نبودن بیارنش چون ظاهرا جای استارت رو دست کاری کرده بودن و مجبور شدن از خود دزدها کمک بگیرن !!
    این برای مزاح بود و اینکه بدونی همدرد زیاد داری! با امید پیدا شدن ماشینت هرچند سوراخ سوراخ 😉

  • علی گفت:

    این چقدر فشنگ بود 🙂

    «این همان درسی بود که برای به خاطر سپردنش، باید صد میلیون تومان می‌دادم. فکر می‌کنم ارزان‌ترین درس زندگیم بود…»

  • فائزه.م گفت:

    آرامش برگ یا آرامش سنگ…
    شما حتما به آرا مش برگ رسیده ای…
    برایت آرزوی آرامشی مستدام دارم

  • Mahnaz گفت:

    استاد گرامي سلام
    بسيار ناراااااااحت شدم به اميدخداااااااا پيدا ميشود.
    خواستم بگم خوبي از وجود شماست شمايي كه ميتونيد كلي درامد از همين فايل هاي و….. داشته باشيد ولي با سخاوتي و رقت قلبي كه داريد در جهت پيشرفت جامعه تلاش مي كنيد باوووور كنيد اين خوبي هااا ههميشه ديده ميشه
    هر وقت دوستام ازم ميپرسن موسيقي چي گوش ميدي ميخوام بلند بگم فايل هايي كه استااااااد جوانمرررررد كه نگران آينده جامعه هست به جاي اينكه فقط حرفهايي كه همه جا ميشنويم را بگويند قدم هاي بزرگ رو از خودشون شروع كرده قدم هايي در جهت پيشرفت هم وطنان ما برداشتند
    ممنونم استاد ممنون
    🙂

  • Amir Jam گفت:

    مگه چقدر می شه بزرگ شد؟
    چقدر می شه بزرگ بود و بزرگ موند
    واقعا خوشحالم که ادم هایی مثل شما وجو دارند
    این احساس قلبی و درونیم
    خدا به سرمایه هاتون اضافه کنه نه فقط بر گستره اش که بر عمقش
    منم کاش جزویی از اون سرمایه هاتون بشم
    یا حق

  • علی گفت:

    وای استاد محمد رضا واقعا نمیدونم بهت حسودیم میشه بطه می خورم یا هر چیز دیگه
    فقط می دونم همیشه برام یک بی نظیر هستی
    ممنون که همینجور می مونی
    امیدوارم بتونم ذره ای ازت الگو بگیرم
    بازم تشکر

  • علی گفت:

    وای استاد محمد رضا واقعا نمیدونم بهت حسودیم میشه بطه می خورم یا هر چیز دیگه
    فقط می دونم همیشه برام یک بی نظیر هستی
    ممنون که همینجور می مونی
    امیدوارم بتونم ذره ای ازت الگو بگیرم
    بازم تشکر

  • معین گفت:

    محمدرضا جان،
    اون قد ر پولدار نیستم که بتونم قول مادی بدم یا ماشین قرض یا هدیه بدم، ولی اون قدر بامرامم ک حاضرم جات راه برم یا بدوم.
    .
    و خوشحالم که ” سرمایه های اجتماعیت” خیلی زیاده، و به محض خوندن این مطلبت یاد حکایت زاهد کهنه پوشی افتادم ک کنار دریا درحال دوختن لباسش بود، فردی علت رو جویا شد؛ زاهد به جای جواب دادن، سوزنش رو به دریا انداخت و یک ندا داد و هزاران ماهی سوزن طلا به دهان از آب بیرون اومدن!

    • معین جان.

      یک اعتراف صادقانه اینه که
      من سالهاست در مورد ارزش دوستانم و اینکه چقدر برام مهم هستند حرف می‌زدم.
      اما واقعیت اینه که حرفهایی که میزدم باورم نبود.

      با خواندن و تجربه یادگرفته بودم که خوبه برای دوستانت از این حرف‌ها بزنی تا حس خوب داشته باشند.

      این اتفاق ساده، باعث شد با تمام وجود حس کنم حرف‌هایی که میزدم و فکر می‌کردم که فقط «میگویم» واقعا «مصداق» دارند.

      • مسعود گفت:

        محمد رضا خوشحالم که باورهات و ارزشهات بهم نریخت. این خودش خیلی ارزشمنده

      • معین گفت:

        استاد جون، مطمئن باش برات مصداق های خیلی بالاتر از این اتفاق ساده وجود داره، کسی که زندگی و زندگی کردن رو به دیگرون هدیه میده، ماکسیما و دویدن و همکلام شدن شراره ای بیش نیس!
        .
        توی این کامنت و پست قبلی تکیه به “دوست” داشتی، اگه صلاح میدونی یه مطلب درمورد دوست بنویس، در مورد ” ویژگی های دوست “—– یادمه پارسال با دوتا از دوستام در مورد ویژگی های دوست و رفیق بحث کردیم اما به نتیجه ای نرسیدیم!

  • مستانه گفت:

    two things difine you.your patience when you have nothing and your attitude when you have every thing

  • فرشيد گفت:

    سلام:
    درسته كه شما دل بزرگي داريد ولي به هر حال من بعنوان يك دوست و شاگرد شما نمي تونم بگم از شنيدن اين خبر فقط ناراحت شدم بلكه خيلي خيلي متاسفم.

  • آذر گفت:

    سلام استاد
    مگه ماشینتون بیمه بدنه نداره؟؟؟!!!!

  • پريسا گفت:

    راستي استاد ديروز تولد من بود، با پررويي تمام! ازتون هديه تولدم رو مي خوام آخه شايد سال بعد نباشم )-:
    مراقب باشيد يه وقت خودتون رو ندزدند چون براي ما خيلي عزيز هستيد و جزو سرمايه هاي واقعي ما به حساب ميايد

  • معصومه گفت:

    سلام
    برای من هم یه همچین تجربه ای پیشومد البته مال من مبلغ زیادی نبود دو میلیون و پانصد ولی برا من تقریبا پس انداز یکسالم بود منم خودم تعجب می کردم چرا اینقدر خونسردم و ناراحت نیستم البته در جریان از دست دادن این پول جریان جدیدتری در زندگی من پیشومد با اتفاقات جدیدتر هر چند گاهی گوشه دلم ناراحت میشم و به این فکر می کنم بعضی ها چطور حاضر میشن پس انداز یکسال یک کارمند رو آنهم در شرایط سخت زندگی و با کلی مشکلات و بیماری و … به سرمایه خود بدل کنند بیشتر ناراحت این رفتارم.
    خدا همه مارا به راه راست که نمی دانم چیست هدایت کند.

  • مرتضي گفت:

    سلام محمد رضا جان خوشحالم كه ميبينم استادي دارم كه به حرفهايي كه ميزنه قبل از همه خودش عمل ميكنه.
    درخواستي دارم اگر ممكنه فايل صوتي چهارشنبه هفته پيش راديو اقتصادو بزاري رو سايت. من نتونستم برنامتونو گوش بدم

  • فایزه گفت:

    سلام
    امیدوارم هرچه زودتر پیدا بشه!
    یعنی من متوجه شدم که تو هر شرایطی میشه جور دیگر دید و فهمید!یاد داستان اون دانشمندی(اگه اشتباه نکنم ادیسون؟) افتادم که موقع سوختن خونش به همسرش گفت ببین چه زیبا میسوزه!و میدانست دیگر چنین صحنه ای نخواهد دید!ماجرای تو فرق میکند محمدرضای عزیز!ما همه نگران شما هستیم و بهترینها را برایت ارزومندیم.

  • یاسر گفت:

    سلام. امیدوارم سالم و سرخال باشید .

    یه سوالی داشتم (البته شاید به این متن خیلی مربوط نباشه!) که بقیه دوستان هم می تونن در جواب دادن کمک کنن.
    اگه قسمت “پر بازدیدها…” از سایت رو چک کنید می بینید که “قوانین زندگی من (قسمت اول)” که مهر. ۱۰ نوشته شده و به جنبه شخصی زندگی می پردازه بیشتر از بقیه که شاید چندین ماه هست نوشته شده اند خوانده شده است !!!!مخصوصاً بیش از مطالب مهمی چون “چگونه کتابخوان شویم؟” “استراتژی ادامه تحصیل…”، “تکنیک های خلاصه نویسی و نت برداری” و … .

    با توجه به خوانندگان و سطح اگاهی افرادی که این سایت رو می خونن چه نتیجه مهمی میشه از این واقعیت گرفت؟
    ممنون!

  • آرام گفت:

    ایشالا سلامت خودتون باشه و امید که پیدا بشه.
    جبران مادیات گرچه سخته اما با همون سرمایه معنوی غنی که خدا رو شکر بیشتر از خیلیها دارین زودتر از انتظار براتون جبران خواهد شد. راستش آرامشتون از پشت این نوشته به آدم منتقل میشه.
    متاسفم که ماشین ندارم. دو سال پیش فروختم و خرج شد. گرچه مدلش هم در حدی نبود که قابل تقدیم باشه.

  • جواد گفت:

    سلام محمدرضا جان
    حقا که بودن این همه دوست در کنارت که مطمئنم شدیدا و قلبا در کنارت هستن مهمترین سرمایه ای هست که داری.
    البته حقیر که کوچیکتر ازاونی هستم که سرمایه ی شما باشم اما کلا باعثه افتخارمونی محمدرضا جان

  • آرزو گفت:

    سلام
    محمدرضای عزیز،
    تو برام الگویی.برات بهترین ها رو میخوام و مطمئنم پیدا میشه ماشینت.

  • مهران فرج زاده گفت:

    سلام محمدرضای عزیز
    ارادتمند
    ایشالا زودتر پیدا بشه ماقعا ناراحت شدم:(

  • پريسا گفت:

    ما رهبر ارکستر سمفونیک افکار و احساسات خویشیم.

    نباید گامهای خود را با صدای طبل و شیپور دیگران هماهنگ کنیم. گوش به نوای درون خود بسپاریم… نواهایی که از درونمان بر میخیزد را هدایت کنیم.

  • مهران.صمدی گفت:

    وااای محمدرضا….عکس ماشین رو توی فیس بوک دیدم … 🙁

  • تنهای تنها گفت:

    سلام
    امیدوارم خیلی زود بهتر و قشنگ ترش رو بخرید استاد .
    خدا کنه همیشه اون چیزی که آدمها از دست میدن مالی باشه .
    استاد عزیز درست دو روز قبل از این اتفاق برای شما خبری رو از کسی که از ته قلب دوستش داشتم و دارم ،شنیدم که هنوز هم در شوک به سر میبرم و هر لحظه اشکهایم جاری میشود .
    احساسی که باید تمام شود ،عاطفه ای که دیگر نباید صرف شود .

  • مهران.صمدی گفت:

    محمدرضا جان تا امروز از این موضوع بی خبر بودم وقتی اینجارو خوندم خیلی ناراحت شدم ، صبح به خانوم قلی پور زنگ زدم که پیگیر کار ماشین بشم گفتن پیدا شده… درسته ؟

  • مهدی گ گفت:

    محمد رضا جان سلام
    واقعا ناراحت شدم ان روز وقتی مجری در مورد ماشین شما حرف میزد من فقط فکر می کردم دارد با شما شوخی می کند و هیچ وقت حتی فکرش را هم نمی کردم که ماجرا اینگونه باشد زیرا شما انقدر طبیعی صحبت می کردید مثل همیشه خندان و با انرزی بودید که هیچ کس فکر نکم شک هم می کرد
    واقعا متاسفم برای اتفاق و خوشحالم که شما اینگونه روحیه محکم و با صفایی دارید
    همیشه موفق و مویید بمانید همچون حالا…
    همین بودن شماست که یک دنیا ارزش دارد
    همین بودن شماست که …………….

  • امیر پوراحمدیه گفت:

    سلام
    متاسفم دزدیده شدن چیزی که براش زحمت کشیدی سخته اما این نیز بگذرد… میتونم یه ایمیل برات بفرستم ؟ شاید حوصله نداشته باشی اما بخونش حداقل ذهنت چند دقیقه تغییر موقعیت می ده!

  • صفوراشویکلو گفت:

    وقتی داشتم برنامه تان را گوشم میدادم یک هو که بحث سرقت را مجری پیش کشید. شکه شدم.

  • سمانه عبدلی گفت:

    ,A friend in need , “my neighbor said to me”

    ;A friend indeed is what I mean to be”

    ,In time af trouble will com to you

    “.And in the hour af need youًll find me true

    : I thought a bit , and took him by the hand

    “my friend ,” said I, “you do not understand”

    ,The inner meaning of that simple rhyme

    “….A friend is what the heart needs all time”

  • روزبه گفت:

    محمدرضا جان خوشحالم که ناراحت نیستی… میدونم که چقدر ماکسیمای مشکی دوست داشتی و داری و امیدوارم در مسیر زندگیت همیشه سوار باشی و حس خوب داشته باشی… سوار بر مرکبی از آرامش، عشق و شادی

  • مریم گفت:

    !!!!!!!oh my god
    الهی بمیرم استاد. خیلی ناراحت شدم
    ایشااله بتونید بهترشو بخرین

  • محبوبه کریمیان گفت:

    سلام
    از بابت ماشینتون متاسفم.نوع واکنشتون برام ستودنیه من اگه بودم تا ماشینم پیدا نمی شد خوابم نمی برد.توی این دوره زمونه افرادی مثل شما نایابند.

  • setayesh گفت:

    سلام استاد بی تعارف میگم پرایدم تقدیم شما.البته اگه قابل بدونین و افتخار بدین.

  • محبوبه کریمیان گفت:

    سلام
    از بابت ماشینتون متاسفم.نوع واکنشتون برام ستودنیه من اگه بودم تا ماشینم پیدا نمی شد خوابم نمی برد.توی این دوره زمونه افرادی مثل شما نیابند .

  • صادق گفت:

    سلام استاد عزیزم
    وقتی مطلب رو خوندم و متوجه موضوع شدم خیلی ناراحت شدم و متاسفم .
    به راستی که بالاترین سرمایه محبت و دوستی آدم هایست که کنارشون به قول شما امنیت،آرامش و لذت را کنارشون تجریه می کنیم.
    امیدوارم همه این محبت ها و دوستی ها روزافزون باشه.
    و حتما خیلی زود هم ماشینتون پیدا میشه،قول می دم استاد;-)
    ماشینتونو [دوست] بهتون بر میگردونه 😉

  • مینو گفت:

    حقیقتا بعضی درسهای زندگی هزینه های سنگینی دارند هزینه مادی جبران شدنیه اما هزینه های روحی و احساسی بهای سنگینی محسوب میشوند
    حداقل در نظرم هزینه مادی خیلی سنگین نیست اما بهای روح تباه شده براش قیمتی نمیشه گذاشت یا حتی هزینه احساسی
    باید گفت پول میادومیره تنت سلامت باشه.

  • soheila گفت:

    سلام استاد
    بسیار متاسف شدم اینو فهمیدم و عکس العمل شما بسیار ستودنی شاید بشه گفت خیلی نایاب اونم تو این دوره زمونه!
    اما شرمنده که من ماشینی ندارم که بتونم پیشنهاد بدم ازش استفاده کنید، شدم حکایت اون پیرزن فقیری که پولی برای خریدن یوسف نداشت ولی فقط ایده اش این بود که میخواست اسمش جز خریداران یوسف باشه…

  • علی گفت:

    سلام استاد،
    برای اتفاقی که افتاده متاسفم و از اینکه میشنوم بهمتان نریخته خوشحالم!
    اجازه بدهید نظرم را درباره این قسمت از نوشته شما بگویم ” ما پول می‌خواهیم برای اینکه دوستی و محبت دیگران را جلب کنیم ” . یک جمله تکراری ولی واقعی تر از هر حقیقتی.هر چیزی در این دنیا قیمتی دارد ، وقتی بهایش را دادی میتوانی آن را داشته باشی ، البته تا وقتی حسابت صفر شود. اگر پول داشته باشی میتوانی هرچه میخواهی بخری، اعتبار ، آبرو و حتی آزادیت را!!!!!!!!
    جلب محبت و داشتن دوستان زیاد بسیار ساده تر است. به گذشته برگردید . سر کلاس درس، پای میز مذاکره و…
    تمام آنها که زمان، همدلی ،دارائی هاشان و… را نثارتان کردند، یک روزی از وجود شما بهره برده اند. از نزدیکترین دوست ، تا همه آن صدها هزار دانشجو.دنیا یک میز مذاکره است.سر این میز امتیازهاست که ردو بدل می شود و آنی که بازی را بهتر از همه بلد باشد برنده مذاکره است.
    استاد عزیز، شما خوب میدانید کجا سرمایه گذاری کنید و از طرف دیگر، مدیون کسی نشوید. من فقط یک دانشجوی سابقم و شما استاد مسلم مذاکره . در این شرایط یا دارید بی حساب میشوید ، یا یک سرمایه گذاری طرف مقابل است، برای آینده .
    مرا به ایمان ، ایمان نیست.
    اگر اندوهگینت می کند بگو اندوهگینم .
    حقیقت را بگو، نه لابه کن نه ستایش.
    توان تحملت اگرهست شکوه مکن .
    به پرسش اگر پاسخ می گویی پاسخی در خور بگوی.

  • زیبا گفت:

    سلام
    از دزدیدن ماشینتون تعجب نکردم. نمیدونم چرا این روزها دزدی ها بیشتر از گذشته شده. من کسی رو میشناسم که با دزدیدن ماشینش هر شب شرمنده زن و بچه هاش میشه. خیلی حس بدیه. خوبه که شما سرمایه اصلی تون رو از دست ندادید.

    • مصطفی حیدری گفت:

      سلام
      محمدرضا جان سرمایه من اندازه ماکسیما نیست اما ۲۰۶ دارم هرجا امر کنی به دستت میرسونم قبل آشنایی با تو فقط موتور داشتم مسیر زندگی من با وجود جواهری که شما باشی تغییر کرد جواهری از نوع نایاب
      برای شما و خانواده محترم آرزوی سلامتی مینم

  • علی اکبرسعادتی گفت:

    سعادتی نسب
    سلام و وقت بخیر به شما استاد محترم
    ابراز تاسف منو هم از این اتفاق پذیرا باش امیدوارم که به زودی پیدا بشه و شما رو هم خوشحال کنه.
    بعضی وقت ها تا چیزی رو از دست ندی قدر اونو نمیدونی . انسانها تا زمانی که در کنار هم هستند قدر هم رو نمی دونند مثل همین ماشینی که شما از دست دادید تا زمانی که زیر پای شما بود اصلا بهش فکرهم نمی کردید ولی وقتی اونو از دست دادی قدر اون براتون مشخص شد پس بیاید قدر هم رو بدونیم تا وقتی از هم فاصله گرفتیم افسوس اون رو نخوریم
    شاید بی ربط با موضوع دزدیده شدن ماشین شما باشه ولی می تونه یک نکته اخلاقی داشته باشه.

  • احمد احمدی گفت:

    سلام محمدرضا جان
    حامد ۲روز پیش خبر از این اتفاق بهم گفت و فرصت نکردم خبری ازت بگیرم چون راستش خودم ۳-۴ روزی بود که درگیر پیگیری کارهای مربوط به سرقت از منزل خودم بودم.
    ولی من فکر کنم این دزدی ماشینت، کار یکی از همین بچه ها و یا فردی ابوده که تو رو و برنامه هات رو میشناخته،
    خواسته امتحانت کنه؛ چون میخواسته هم شما به ارزش این دوستانت پی ببری، هم به بقیه نشون بده مادیات در کجای این دنیای زندگیت قرار داره و هم بهت کمک کنه کمی راه بری و پیاده روی کنی که برای سلامتیت لازم هست !
    کلا موضوع تو همین جماعت خودی ها اتفاق افتاده، چون اون کسی که ماشین رو میدزده نمیخواد به صاحب مال خیری برسونه ولی الان به تو کلی خیر رسیده و این اصلا منطقی نیست.

    راستی یک نکته، درسها و منش رفتاری که در برخوردها و دوستی هات به بقیه میآموزی، کاملا تاثیرگذار هست.
    چطور ؟
    بدون تعریف از خودم ولی وقتی من هفته پیش اومدم خونه و اون وضع و ضرری که بهم رسیده بود رو دیدم به اون اندازه طبیعی ناراحت نشدم و افسر تجسس هم اون رفتار من رو غیر طبیعی میدونست و وقتی ازم علتش رو پرسید گفتم بخاطر درسهای خوب استاد هست.
    نوشتهای تو، برای خیلی از این بچه ها، واقعا پرارزش ترین آموزه هایی هست که بدون تو، باید کلی تلاش و تحقیق و مطالعه کرد تا بهشون رسید.
    برای من که همیشه اینجوری بوده
    و نتیجه اش رو هم خیلی جاها دیدم که آخرینش همین اتفاق هفته پیش بود.

    راستی من ماشینم رو بهت نمیتونم قرض بدم، خودم لازمش دارم
    ولی تو کمی پیاده روی کنی، بد نیست
    مخلصم
    احمد

  • آرمان گفت:

    استاد عزیز کل سرمایه مادی زندگی ما ۲۷ میلیون که ۱۷ میلیونش قرض بود رو پنج شنبه دزدیدن الان من موندم و ۱۷ میلیون قرض که دارم کار میکنم که طلب مردم رو پس بدم .خیلی مغموم بودم اومدم وبلاگ شما که نوشته هاتون رو بخونم بلکه کمی آروم شم بر حسب اتفاق این نوشته شما دقیقا واسه من بود.راستش آروم نشدم بلکه بیشتر به هم ریختم …از این اتفاق درس گرفتم و گران ترین درس زندگی ام بود..

  • احمدرضا گفت:

    سلام
    مهندس يه پرايد درخدمت شما بدون راننده. (واقعا بيشتر ندارم خودتون ميدونيد)

  • abolfazl sardahneh گفت:

    سلام محمد رضا جان
    از اتفاقی که برات پیش امده متاثر شدم امیدوارم هر چه زود تر و صیحیح و سالم ماشیت رو پیدا کنی. دیدگاه که در این شرایط به مسئله داری برای من تحسین برانگیزه حالا که دارم فکر می کنم که اگر این اتفاق برای من پیش می امد چه عکس العملی داشتم اما با تو موافقم دارایی انسان فقط پول و مادیات نیست چیزی هایی وجود داره که نمی توان روش قیمت گذاشت.دوستان خوب یکی از اوناست
    محمد رضا جان خوشحالم ازین که با دوست خوبی مثل تو آشنا شدم.

  • حسین گفت:

    سلام آقای حس خوب
    امیدوارم که روز به روز سرمایه دارتر بشی،
    سرمایه ای که خرج کردنش بیشترش می کنه!

  • اشكان گفت:

    متاسفم محمدرضا
    اگه صلاح ميدوني شماره ي پلاك ماشين رو درج كن كه از طريق برخي از دوستان پيگيري كنم
    يا اصلا شايد يه نفر تصادفا پيداش كنه

  • طاهره جلیلی گفت:

    خیلی مهمه که آدم بفهمه که هر چی چقدر قدر و قیمت داره تو زندگیش… هر کسی نمیتونه فرق مادیات و داشته های ارزشی رو تفکیک کنه مگر صاحب یک روح بزرگ…

  • سید ناصر علویزاده گفت:

    آقای دکتر شعبان علی سلام من روز چهار شنبه برنامه شما را گوش می کردم و با اشاره مجری متوجه شدم این اتفاق افتاده ولی وقتی دیدم در صدای شما هم نشانی از اندوه نیست و سرزندگی شما تصنعی نیست .به برداشت خود شک کردم و به گونه ای دیگر تعبیر کردم . جناب دکتر امیدوارم مشکل حل شود ولی دیدگاه شما قابل احترام است ولی رسیدن به این تسلط بر خویشتن کار ساده ای نیست.

  • پرویز گفت:

    سلام محمدرضا
    بهت نمی گم متأسفم چون وقتی خودت متأسف نیستی! تأسف من احمقانه است. خوشحالم که چیز با ارزشی از زندگی‌ات کم نشده! و خوشحالم برای تمام چیزهایی که برایت ارزشند و راحت از آن‌ها می‌نویسی!
    من شاید هیچ وقت ماشین نگیرم چون حوصلۀ رانندگی ندارم؟! (مثلاً از ۱۲ سالگی رانندگی کردم!) اما یه روزی یه راننده استخدام می کنم تا لذت فکر کردن و قدم زدن از یاد نره! به همین دلیل بهت تبریک می‌گم به خاطر قدم زدن توی کوچه و خیابان‌هایی که بارها از توی ماشین ندیدیشون! به خصوص توی فصلی به زردی پاییز….

    شبت بخیز

  • ليلا گفت:

    خيلی از اين پيشآمد متاثر شدم، طی دو هفته اخير سه مورد از دوستان من مورد عنایت آقايان دزد واقع شدن و شما هم چهارمين خبر. ما از آمارها بی خبريم، ولی به نظر می آد هر روز داره به تعداد اين جرائم افزوده می شه متاسفانه .

  • hengameh گفت:

    ای وای من
    محمدرضا جان عجب دل بزرگی دارین
    من افتخار می کنم که یکی از دوستای شما باشم
    کاش کاری از دستم برمیومد…………. 🙁

  • nayyer گفت:

    استاد درسته خیلی از ما ها از همین جا کم کم شاگرد شما شدیدیم و هنوز حضوری ندیدیمتون ولی خیلی خیلی مدیون شما هستیم همیشه هر لحظه و تو هر شرایطی کنار شما هستیم
    استاد شما برای ما سرمایه بزرگی هستید که به داشتنتون به بودنتون افتخار می کنیم

  • البرت گفت:

    البته محبتی که خالصانه باشد این ارزش را دارد (میدانم در اطرافیانت زیادند این افراد ) اگر اینطور نبود نمیدانم چگونه فکر میکردی؟
    ان شاالله که زود پیدا شود
    درسی که در یادم میماند
    ممنون

  • سعیده (آذر) گفت:

    انشاءالله که پیدا میشه، اینجور که در متن نوشتید اصلا یک درصد هم احتمال نمیدین پیدا بشه؟؟؟

    آرزو میکنم هرچه سریعتر خبری ازش بشه، حالا عکسشم گذاشتین آدم بیشتر ناراحت میشه که….

  • مریم1992 گفت:

    محمدرضای عزیز، متاسفانه من ماشینی ندارم که پیشنهاد قرض ماشینمو بهت بدم!
    اما حداقل میتونم بگم که منم بخاطر اتفاقی که برات افتاده خیلیییییییی ناراحت هستم و امیدوارم به زودیه زود پیدا بشه……
    شاید یکی از سرمایه های من علاوه بر دوستانم ، احساساتمه …
    احساساتی که میتونم بی دریغ و از عمق وجودم به دوستام تقدیم کنم…..

  • azam گفت:

    سلام .
    محمدرضا سرمایه تو روح بزرگی که داری که هیچ کس نمی تونه بدزده.

  • رها_اسفند گفت:

    🙂 🙂

  • کاوه 21 گفت:

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.
    (حافظا)

  • هاشم گفت:

    نمى دونم ولى من فكر مى كردم شما با اين همه مشغوليت ماشين نياز ندارى ولى ناراحت نباش مطمءن باشيد پيدايش مى كنيد من چند وقت پيش لپ تاپ و تبلت و كيفم رو گم كردم موقعى كه رسيدم خونه يكدفه ديدم پيشم نيست خواستم داد بزنم ولى نمى دونم چه جورى ياد حرفاى شما و يه كتابى افتادم بعد نشستم و كفتم برم يه كارى دارم و خيلى با لبخند و خونسردى با اين اتفاق روبه رو شدم ، محمد رضا جان واقعا تو رو به خاطر اين رفتارت ستايش مى كنم مترو و اتوبوس واقعا چيزاى خوبى هستند با چاشنى پياده روى كه موجب مى شه دوباره به همون هيكلى كه تو عكس بغل رودخانه بودى برسى 🙂

  • فرشته گفت:

    محمد رضا جان یکی ازسرمایه های با ارزش ما نیزشما هستید که با همه وجودتان برای پیشرفت معنوی دوستانتان این همه تلاش میکنید.
    ازت ممنونم

  • مریمی گفت:

    سلام
    از این ااتفاق ناراحت شده ام ولی نگاه شما به این اتقاق بسیار برایم جالب است.
    سرمایه محبت…
    من مشکلی که با محبت کردن و حتی گرفتن دارم اینه که نکنه به خازر قصد و منظوری باشه و همیشه یه شکی اون حس خوبو خراب می کنه.
    آدم باید خیلی بزرگوار باشه که اون حس رو صادقانه داشته باشه و محبتش خالصانه باشه

  • milad گفت:

    امیدوارم ماشنیت زود تر پیدا بشه محمد رضا .البته با ترافیکی که من تو تهران دیدم، فکر کنم پیاده که می ری، زود تر می رسی!!!

  • احمد گفت:

    استاد . سلام
    خیلی متاسف شدم . کاری از دست من هم ساخته باشه دریغی نیست .
    برخورد شما؛ ناشی از تفاوت در ” داشتن یا بودن ” است . همیشه باشید . برقرار باشید .

  • حمید گفت:

    مهندس جان اگه ماشینت بیمه بدنه داشته خیلی جای نگرانی نیست، بهتره سریعا به بیمه مربوطه اطلاع بدی

  • رضا گفت:

    محمد رضای عزیز، متاسفم از اتفاقی که برای شما افتاده.
    از زاویه دید زیبایی به موضوع نگاه کردید. حظ کردم از این نوشته، خیلی.
    فقط یک نکته:
    برعکس آنچه نوشته اید، پول برای جلب دوستی و محبت بقیه نیست و یا برعکس، دوستی و محبت واقعی را با پول نمیشود جلب کرد. این صداقت شما و لطف و محبت تان که این همه را اطراف شما جمع کرده + خیلی چیزهای دیگر – پول

    راستی، نگران نباشید …. پیدا میشود.

    ضمنا در این هوای آلوده، پیاده روی نکنید. شوخی ندارد ابن آلودگی با ریه های ما.

  • محمد رضا گفت:

    محمد رضاي عزيز
    نميدانم آرزو ي پيدا شدن ماشينت تا چه اندازه رويا محسوب ميشود
    اما خوشحالم كه هر روز با صحبتهاي تو روزم را آغاز مي كنم
    فكر كنم بهترين اتفاق زندگي ام آشنايي با شما باشد و از اين بابت خداوند را شاكرم
    حقيقتا “” بعد از تامین هزینه‌های اولیه‌ی زندگی، ما پول می‌خواهیم برای اینکه دوستی و محبت دیگران را جلب کنیم و اگر سرمایه‌ی دوستی و محبت موجود باشد، بودن یا نبودن پول، تاثیری بر روند زندگی ندارد.””
    يا آوري لذت زمان دانشجويي ام كه چندين كيلومتر را براي صرفه جويي در هزينه رفت و آمد با دوستان پياده طي مي كرديم و در اين راهپيمايي در مورد مسائل مهم صحبت ميكرديم و مقايسه آن با بي لذتي لحظات الان زندگي ام
    مرا بيشتر به شما معتقد مي كند

  • افشینـ . فـ گفت:

    بسیار متعجب شدم !!!
    مجری رادیو هم گریزی زد اما شما پیچوندین …
    :: جدا از این مساله که خبر نداشتم و رادیو رو همین امروز صبح گوش دادم …
    طبق معمول کاغذ و قلم کنارم بود که از صحبت های شما یادداشت بردارم ، اما تقریبا هیچی ننوشتم ! چرا ؟
    حس خوبی نداشتم. کلاس درس ساعت ۸ هم نرفتم . مقداری مجله و کتاب خوندم تا دوباره انرژی بگیرم و کلاس بعدی رو شرکت کردم.
    الان فکر کنم جوابم رو گرفتم (!؟.).
    بی ماشین یا با ماشین ، در هر حال امیدوارم شاد و راضی باشین…

  • مونا گفت:

    این طرز برخورد(احترام به مخاطب-نوع واکنش و خونسرد بودن …..) نشون می ده افرادی مثل محمدرضا شعبانعلی هستند که بین حرف و عمل شون فاصله ای نیست …

    متاسفم امیدوارم دیگه از این اتفاق ها براتون نیافته .

  • مهیار گفت:

    «از بس که مهر دوست به دل جا گرفته است// جایی برای کینهٔ دشمن نمانده است»
    اظهری کرمانی

  • مرضیه گفت:

    به نظر من استاد باید یه جنبه دیگه رو هم در نظر گرفت اینکه شما در حق این ادم ها چیکار کردید با شناختی که توی این مدت از روی نوشته هاتون کسب کردم قطعا شما یه دوستی و محبت ناب رو بهشون تقدیم کردید . و الان دارید بازخورد رفتار خودتون رو دریافت میکنید .شما خوب هستید که ادم ها روی خوبشون رو بهت نشون میدن. ما ادما بدون دلیل که کسی رو دوست نداریم

  • گیتی گفت:

    گرچه این پست دیدگاه نداره یا حداقل من ندارم، اما جای یک تشکر بزرگ به خاطر احترام به مخاطب داره!

    ممنون…

  • سارا م گفت:

    آخیییی 🙁 استاد خیلی ناراحت شدم…. شماره پلاکشو اینجا بذارین شاید کسی پیدا کرد یا دیدش جایی….

  • الهام گفت:

    محمدرضا یه سوال دارم، البته ربطی به این پست نداره و اصلا نمی دونم درسته که این سوال رو اینجا بپرسم یا نه!!
    راستش من به زودی باید چند تا ارائه داشته باشم، می خواستم بدونم یه پاورپوینت استاندارد برای ارائه یه مقاله علمی چه ویژگیهایی باید داشته باشه؟ از نظر طراحی قالب و متن و…
    مثلا زمینه تیره باشه با نوشته های روشن یا برعکس؟ تو پاورپوینت باید جملات کامل نوشته بشه یا فقط تیتر باشه؟

  • نويد گفت:

    گاهي براي برادر كوچيكم ميرم روي منبر 🙂 همين هفته ي پيش بهش مي گفتم كه ساده ترين چيز كسب(بهتر بگم : خلق) ثروت و با ارزش ترين چيز دوستان و آدمهاي زندگي هستند.

  • نويد گفت:

    سلام …..
    نميشه مسير پياده روي و ساعتشم اعلام كني كه ما هم سعادت داشته باشيم در ركابتون باشيم
    اگرم شد بلند بلند فكر كني…… ماهم همقدم بيايم باهاتون ….. يا باهم به دزدش فش بديم 🙂
    اگه ميدونست داره از چه مرد نازنين و با مرامي ميدزده شايد نميدزديد!!!

  • الهام (خواننده معمولا خاموش...) گفت:

    بگذارید اسم من هم در لیست تمام کسانی که پیشنهاد قرض دادن ماشینشان به شما را کرده اند ، ثبت شود…احسنت به این بصیرت و روشن بینی اتان…آدمهایی مثل شما ، باعث میشن ماها ارزشهای زندگی امون رو بازنگری کنیم

  • محمود گفت:

    محمد رضا جان نميتوني تصور كني آنچنان جذاب هستي كه در خواب هم سايتت را مرور ميكنم.
    در مورد جمله اخر ياد داستاني افتادم كه چند سال پيش كارمند شركت اي بي ام مرتكب خطايي شد كه باعث ضرر يك ميليون دلاري شركت شد فوري استعفا داد ولي استعفايش رد شد، مدير عامل زير استعفايش نوشت من امروز يك ميليون دلار براي اموزش شما هزينه نمودم از اين اموزش در شركت اي بي ام استفاده كنيد.

  • M.H.B گفت:

    واقعا در این مدت که سعی دارم زندگیم رو عوض کنم شدیدا به حرف شما رسیدم! 🙂

  • سهیلا گفت:

    خوشحالم که هستی

  • شیما گفت:

    خیلی عزیزی محمدرضا
    دوست! و سرمایه! این دو واژه مدت هاست برای من مترادفن
    منم انگشت شمار دوستایی دارم که سرمایه زندگی منن، تو یکی از اونایی

    • مریم گفت:

      محمد رضا ی عزیزم متاسفم بابت این اتفاق.
      من با شیما کاملا موافقم تو هم برای ما دوستی هم سرمایه.
      ایشالا پیدا میشه.