رویایت را چند می فروشی؟

یکی از نخستین بارهایی که به خارج از کشور رفته بودم، در وین، پیرمردی از من پرسید:

بزرگترین رویای تو چیست؟ گفتم: «معلمی و نویسندگی». اما به دلیل شرایط اقتصادی حاکم بر کشورم، شغل بازرگانی را برگزیده ام.

پرسید: رویاهایت را چند فروختی؟

گفتم: مگر رویا فروختنی است؟

گفت: تو رویاهایت را به سازمانی که تو را استخدام کرده فروخته ای. اگر ماهی ٣٠٠ دلار حقوق بگیری یعنی سالی ٣۶٠٠ دلار و طی ٣٠ سال حدود ١١٠ هزار دلار.

تو بزرگترین رویای زندگیت را ١١٠ هزار دلار فروختی!

و من شرمسار از خودم، ساعت ها به آن حرف می اندیشیدم.

————————————-

پی نوشت: تصویری که می بینید مربوط به همان روزهاست – کنار دانوب – پشت عکس نوشته ام: «قیمت رویاهایم چقدر است؟ ۲۰۰۱ – لینز»

محمدرضا شعبانعلی

محمدرضا شعبانعلی در ۲۲ سالگی!

+271
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


74 نظر بر روی پست “رویایت را چند می فروشی؟

  • علیرضا داداشی گفت:

    سلام.
    این روزها، حال سازمان ِ ما و حال ِ من خیلی خراب است.
    همه ی دیروز عصر و همه ی امروز صبح را مرتب دارم در راهروی اداره قدم می زنم و به سوال پشت این عکس فکر می کنم.
    یک شغل استخدامی ِ بلند مدت با ساعت کاری صبح زود تا تاریکی شبانگاهی، احتمالاً برای بعضی ها رویایی شیرین است.
    این شغل، خوب است، ولی تمامِ وقت که نه، تمام ِ انرژی مرا به خودش اختصاص داده.
    برای پرداختن به رویاهایم دشواری های زیادی را تحمل کرده ام ولی فعلاً فقط تلاش می کنم از لابه لای ساعت های شبانه روزم، حداقل ها را از دست ندهم.
    یا صبح زود یا نیمه ی شب بیدار می شوم که کتاب بخوانم یا اگر هوش و حواسی بود چند صدکلمه ای مطلب بنویسم ، چند ساعت در هفته را مرخصی ساعتی می گیرم که به بعضی جلسات تخصصی از حوزه ی مورد علاقه ام برسم و …
    نوشته ی پشت این عکس و داستان مربوط به آن شیرین ترین، مهم ترین و در عین حال عذاب آورترین دغدغه ی ذهنی من شده.
    تقریبا از روزی که اولین بار در جریان این داستان قرار گرفتم، با من همراه است و رهایم نمی کند؛ گاهی روزها بیشتر و گاهی روزها کمی کمتر.
    ببخشید.

  • آرامه گفت:

    سلام محمدرضا
    دردناکه وقتی میبینی رویاهاتو فروختی…. اما میدونی دردناکتر وقتی هست که ندونی رویای تو چی هست… الان خیلی وقته این سوالو از خودم میپرسم . ۲۶ سالم هست و هنوز در مورد خیلی چیزا تردید دارم و احساس میکنم الان به نقطه ای رسیدم که نمیدونم کی هستم. همه چیز جای سوال هست برام ….. آدما ججوری میفهمن رویاهاشون چی هست؟فکر کنم سوال احمقانه ای پرسیدم ولی اشکال نداره این روزا همه چیز برام سواله.

  • ياسين اسفنديار گفت:

    سلام محمدرضا
    این نوشته ات را خیلی دوست دارم
    هرازچند گاهی یک سری بهش میزنم و میخونمش
    رویایت را چند میفروشی؟
    زمانی رویای من فروشندگی بود. درمقابل مخالفت خانواده از شغل کارمندی بیرون آمدم و وارد بازار شدم .
    الان رویای دیگری دارم .که فروشندگی جزئی از آن است.

  • زهرا گفت:

    لذت می برم خیییلی زیاد وقتی می بینم شما از همه می آموزید..

  • Pouya گفت:

    انتخاب مسیر شغلی مهمه محمدرضای عزیز، من دقیقا تو بیست و پنج‌سالگی تو این دوراهی موندم، معلمی یا مهندسی و مدیرت ؟ البته نه معلم کنکور و المپیاد، معلم خاطرات….
    ولی بنظر میاد تو رویاتو داری پس میگیری و تونستی که اینکارو بکنی….
    شرایط اقتصادی حاکم بر کشورم که بیش از پیش با رکود و تورم همراهه….
    من پی موفقیت نیستم، میترسم که رضایتمو از دست بره…
    به شرایط اقتصادی کشورت، عقلانیت و توسعه یافتگی و حرف مردم و آپورچونیستی هم اضافه کن

  • نرمین گفت:

    سلام
    چه تلنگری!
    من رویاهام رو دارم مفت می قروشم! چقدر تلخ! خدایا!

  • فاطمه گفت:

    واقعا دیدن یه ادم ۲۲ ساله که اینقدر موفقه خیلی لذت بخشه .من تو این سن میخواستم نوبل اقتصاد بگیرم .
    ولی هیچ وقت هیچ کاری براش انجام ندادم.والان تو ۳۱ سالگی به ادمی مثل محمدرضا تبریک میگم و امیدوارم مثل همیشه موفق باشند.

  • سجاد گفت:

    ممدرضا در ۲۲سالگی کنار دانوب غرق تفکر در هدف خویش
    و من در ۲۲سالگی پر از چند راهی و سردرگمی!

  • پاسخ دادن به فاطمه لغو پاسخ(مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    پاسخ دادن به فاطمه لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *