ره آورد اهواز…

برنامه اهواز به خوبی و خوشی برگزار شد و توضیحات مختصر و یکی از عکسها رو هم در این آدرس گذاشتم.

موضوعی که برای سخنرانی انتخاب کردم این بود:

دیوارهای سنگی و سقف های شیشه ای

راهکارهایی برای موفقیت در ایران امروز

به شدت معتقدم که برای رشد و پیشرفت در اطراف ما دیوارهای سنگی محکمی بنا شده است. تصمیمها و ترجیحات اطرافیان نخستین دیواری است که دور خود حس میکنیم. رشته تخصصی ما، دومین دیواری است که دور خود میسازیم. تجربه و سابقه کار دیوار سومی است که تغییر موقعیت را برای ما سخت تر و دشوارتر میکند. وضع بد اقتصادی ما را محافظه کارتر میکند تا شرایط حداقلی را بپذیریم و برای بهبود آن ریسک نکنیم.

شاید احساس کنیم حداقل در شغل خود میتوانیم رشد و پیشرفت کنیم. اما دیر یا زود، به دیوارهای شیشه ای برمیخوریم. قوانین نانوشته، ارتباط های غیر رسمی و ده ها سقف شیشه ای دیگر که اگر برای رشد و پیشرفت تلاش نکنی، هرگز آنها را نمی بینی اما وقتی برای پیشرفت تلاش میکنی، دیر یا زود سرت به آنها میخورد.

من در جمع داشجویان صنعت نفت اهواز، پیشنهادم این بود که برای خروج از این زندان آجری با سقف شیشه ای باید برای بهبود چند مهارت بکوشیم. فهرستی که من بر اساس تجربه و مطالعه آماده کرده بودم به شرح زیر است:

مهارت مذاکره، مهارت شخصیت شناسی، مهارت رهبری و متقاعد سازی، شناخت و تحلیل مدلهای ذهنی، زنان و مردان، مهارت ارائه و معرفی خودمان و محصولات و تواناییهایمان، مهارت تصمیم گیری، خلاقیت، هوش اجتماعی و انگیزش.

شاید روزی فرصتی شد و درباره این مهارتها بیشتر حرف زدیم. فعلاً که از مذاکره آغاز کرده ام…



36 نظر بر روی پست “ره آورد اهواز…

  • zahra_a گفت:

    سلام لطفا جواب سوالم رو بدید

    من می خواهم تو همایشتون شرکت کنم

  • zahra_a گفت:

    سلام
    من بوشهر هستم و خوشحالم که تشریف میارید بوشهر

    اگه امکان داره زمان همایش رو بگید

  • ehsan گفت:

    salam aghaye shabanali
    man az daneshjoo haye daneshghahe sanat naft ahvazam
    vaghan sokhanrani e jaleb va por energee bood

  • mohammad poraee گفت:

    با عرض خسته نباشید خدمتتون واقعا استاد اولین نفری بودید که حقایق جامعه رو بدون رودربایستی گفتین من که واقعا استفاده کردم از بیانات جناب عالی / امیدوارم دوباره تشریف بیارید

  • الف ه گفت:

    با سلام و خسته نباشید
    ایا سخنرانی با این مضمون در تهران هم خواهید داشت؟

  • zahra گفت:

    آرزوی موفقیت روز افزون استاد!

  • سمانه گفت:

    سلام
    فك كنم آنلايني محمدرضا جان
    واسه ديواراي سنگي هميشه يه راه حل ميشه پيدا كرد چون ميتونيم راحت ببينيمشون .
    اما سقفاي شيشه اي خودشونو نشون نميدن ويه دفعه محكم ميخورن به سر آدم
    اونوقت ………
    بنويسيد استاد
    هرروز بنويسيد ؛از دل نوشته هاتون خيلي چيزا ميتونم ياد بگيرم .

  • جواد گفت:

    سلام محمدرضا
    خداقوت

    • shabanali گفت:

      خوشحالم که سر زدی به سایت جواد جان.

      • جواد گفت:

        ممنون استاد جان از بذل توجه عالمانه ی شما.
        البته قبلا هم مرتب سر میزدما اما چون یه مقداری از بارگذاری پست میگذشت ترجیح میدادم از حرفای ناب شما و نظرات حکیمانه ی دوستان استفاده کنم و فقط خواننده باشم.
        ان شاء الله به مدد انرژی ای که از دقت نظرای شما میگیرم به زودی به صف اول کلاس ، زانو زده محضرتان حاضر خواهم بود

  • ندا گفت:

    عکس فانی بود 😉 همه دوستاشونو بغل کردن خیلی لاولی انگار نه انگار هدف عکس یادگاری با شما بوده
    دانشجوی خانم نداشتن آیا؟

    • پویا گفت:

      نه ندا خانوم
      ما اینجا تقریبا فقط پسریم
      اون بالام چون جا نبود دیگه همه چی قاطی شد
      در ضمن اگه دقت کنین همه دارن با استاد عکس میگیرن فقط تعداد دوربینا زیاده هر کی داره از یه
      طرف عکس میگیره.

  • شیوا گفت:

    سلام محمد رضا جان رسیدن بخیر… این روزا از همه جا خبرای نا امید کننده می‏شنوم چقدر خوبه که می تونم هر شب با دیدن و خوندن پستای اینجا انرژی بگیرم… راستی اگه امکانش هست توضیح مختصری راجع به سمینار ۳۰ام میدی؟ ممنون میشم

  • علیرضا کاشانی ثابت گفت:

    در این وضعیت نمی دانیم از گردی زمین باید گله مند بود یا نه! اگر محمد رضا را به شناوری بسان کشتی تشبیه کنیم که دکلش را می بینیم ، نمی دانم بگویم که می باید همیشه از دیدن این دکل ناراحت بود یا شادمان .
    این که اگر زمین گرد نبود، دکل آخرین پاره از کشتی نبود که از اسکله میتوانستیم دید و باز اگر زمین گرد نبود ،به هنگامه آمدنش نخستین پاره از کشتی نبود که پیدا می بود!
    یا می روید یا می آیید. در هر دو شکلش دکل پیداست و می بینیم .

  • صفورا گفت:

    سلام
    پر توان باشید
    خیلی خوب این محدودیت ها رو توضیح دادید گاهی این دیوارها این قدر تنگ دور ما چیده میشن که دیگه آدم یادش میره چی میخواست و چی شده
    منم در مورد تحلیل رفتار متقابل که اس ام اس ش اومد سوال داشتم چون توی سایت چیزی ننوشتی
    راستش یه کلک رشتی زدم این هفته نیومد ماموریت تهران گذاشتم برای هفته بعد که بتونم توی سمینار هم شرکت کنم

  • دانشجوی دانشگاه نفت اهواز گفت:

    خیلی از حضورتون استفاده کردیم استاد!ایشالا که بازم بتونیم در خدمتتون باشیم!خدا حفظتون کنه.

  • سارا.ر گفت:

    سلام، رسیدن به خیر گر چه باز هم سفر در پیش دارید
    موضوع جالبیه دوست دارم بیشتر راجع بهش بودنم البته هر وقت شما فرصت کنید و دربارش بیشتر برامون بگید.
    سفر سلامت

  • فاطمه گفت:

    سلام
    نمیدونید چقدر خوشحالم که بازتشریف میارید بوشهر.فقط لطف کنید تو سایتتون اعلام کنید که چطور میشه شما رو از نزدیک دید.مشتاقانه منتظرم استاد.

  • Setareh گفت:

    سلام استاد
    وقتتون بخیر.
    خوش به حال دانشجویان اهواز ، بوشهر ،تهران و همه جا که شما رو دارن.

    اگر از سمت دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس دعوت بشید،تشریف میارین؟

  • مجتبی گفت:

    موفق و سربلند باشی استاد.

  • سلام محمدرضا
    معلومه خیلی خوش گذشته از چهرت تو عکس معلومه خیلی بشاشی
    کاش یه همایشم اصفهان بود

  • مینا گفت:

    سلام محمدرضای پرتلاش، خسته نباشی .موضوع جالبی انتخاب کردی.امیدوارم فرصت بشه برای ما هم بیشتر توضیح بدی.

  • حمیده گفت:

    سلام مهندس
    جریان سمینار هفته دیگه چیه؟تحلیل متقابل؟

  • anahita گفت:

    ولی من در اطراف خودم همش دیوارهای آهنی میبینم و همه جا را تاریک… اصلا به شیشه نمیرسم که بتونم بشکونمش..

  • Samin گفت:

    پيامي واسه من ارسال شده تحت عنوان “سمينار تحليل رفتار متقابل”…
    توضيحات بيشتري ميخواستم…
    كجا برگزار ميشه و كي؟
    درمورد چه مطالبي صحبت ميشه؟
    هزينه وروديش؟
    و …

  • مهدی رجبی گفت:

    امیدوارم یه روز بشه بیای شیراز محمد رضا جان

  • داود گفت:

    محمد رضای عزیز من

    خوشحالم کردی که میخواهی بیایی به بوشهر…بی صبرانه منتظرت هستم…
    تلفنم را برایت میل میکنم حتما با من تماس بگیر

  • پگاه گفت:

    سلام صبح بخیر
    مرسی بابت این مهارتهایی که نوشتید و سرنخهایی که دادین یه چیز میشه اضافه کرد به اول همش اونم شناخت خودمونه نه شخصیت نه هیچی شناخت ذات منحصر بفرد خودمون…کاملا با اون جمله که بارها نوشتید با این معنی که آدم وقتی بتونه ساعتها با خودش خلوت کنه و حس خوبی داشته باشه یعنی به ورای خودش رسیده موافقم ….این شناخته خیل مهمه..

  • پرویز گفت:

    سلام محمدرضا باهات درمورد دیوارها خیلی موافقم اما امروز اصلاً قبل از مطلبت نیت کردم که بهت بگم انشاالله کی گوشهامون رو با برنامۀ جدید رادیو مذاکره کرم کنیم؟؟!!
    همین ….
    موفق و سرشار از امید و زندگی باشی.
    😀

  • فضاییلی.فریدون گفت:

    سلام
    باید نام شما را آقای انرژی می گذاشتند
    درصورت امکان در رادیو مذاکره راجع به دیوارهای سنگی وسقف شیشه ای برنامه داشته باشید.
    اینجانب ازعاشقان وهواداران شما هستم یکبار در تبریز باهم نهار خوردیم.نگاهتان به زندگی وانسان وگذشت سبب شد هر روز به شما سر بزنم ولی در نوشتن مهارت ندارم تا بتوانم با شما ارتباط برقرار نمایم لذا ارتباط یکطرفه است ومن فقط یاد میگیرم آرزوی سلامتی وشادکامی برای شما دارم

  • صونا گفت:

    سلام
    امیدارم حالتون خوب باشه!
    خسته ام نباشید!
    ببخشیدفضولی میکنم دررابطه باسخرانی کرج زیادتوضیح ندادین(حتما برای افراده خاصیه.درسته؟)

  • محمد گفت:

    آیا مهارت هایی که گفتین برای خروج از زندان آجری باید یه کار برد فقط برای تغییر شغل مفیده یا موفقیت در شغل فعلی؟؟

  • Neda.sh گفت:

    سلام محمد رضا جان رسيدن به خير اميدوارم حالتون خوب باشه
    اگر امكانش هست در راديو مذاكره درباره اين مهارتها و چگونگي كسب و تقويت اونها توضيحاتي هر چند كوتاه رو بيان بفرماييد آيا كتابهاي خاصي رو بايد براي كسب اين مهارتها مطالعه كنيم يا بيشترشون تجربي به دست ميان؟
    با تشكر

  • محمد جعفری گفت:

    مهندس شما خیلی لطف دارین .به ما هم خیلی خوش گذشت.ما خیلی بیشتر مشتاق دیدار دوباره ایم.