رمز زنده ماندن…

+82
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


31 نظر بر روی پست “رمز زنده ماندن…

  • فواد انصاری می‌گه:

    این نجنگیدن رو که گفتید یاد یه پاراگراف از کتاب قدرت نوشته راسل افتادم:

    اگر جهان در آینده نزدیک میان کمونیستها و فاشیستها تقسیم شود پیروزی نهایی نصیب هیچ کدام نخواهد شد. بلکه نصیب کسانی خواهد شد که شانه را بالا می اندازند و مانند کاندید قهرمان ولتر می گویند ” این مطلب خوب بیان شده ولی ما باید باغچه مان را شخم بزنیم ” حد نهایی قدرت
    ایدولوژی را ملال و خستگی و راحت طلبی معین میکنند.

  • saeedeh می‌گه:

    انتظار داشتم وقتی به خط دوم میرسم نوشته باشه که بجنگی.
    این چند وقته دارم حسابی با خودم می جنگم. با اتفاقی که برام افتاده. هی دارم می جنگم. هی دارم فکر می کنم. هی دارم قضیه رو حلاجی می کنم. هی پنبه هاشو می ریزم بیرون دوباره می زارم داخلش. عجیب غریب شدم این روزا. جنگیدن برای فهمیدن علت برخی مسائل یعنی کار نادرستیه و باید صبر کنم شاید روزی دلیلشو فهمیدم؟ ندانستن دلیل برخی اتفاقات اذیت کننده است. می ترسم بمیرم و نفهمم.
    راستی چند روز هست که سایت شما برای من باز نمیشه. گهگاهی اتفاقی باز میشه ولی اکثر اوقات خیر. با فیلترشکن میام مشکلی نداره.

    • سعیده جان.
      اگر مشکلت با باز کردن سایت ادامه داره، بد نیست یه زنگی به شرکتی که ازش اینترنت می‌گیری بزنی.
      من خودم توی خونه با روزنوشته و متمم مشکل داشتم. زنگ زدم.
      بعد بهم گفتن که هر دو تا سایت، در فهرست Cache شرکت قرارگرفته بوده.
      (توضیحات فنی‌اش، خارج از حوصله‌ی اینجاست. اما ظاهراً بعضی از نرم افزارهای شرکتهای اینترنتی، در تشخیص اینکه کدوم سایت‌ها رو بهتره Cache کنند یا نکنند، نادرست عمل می‌کنند).

  • زهره می‌گه:

    سلام.
    من در زندگی بنا به شرایطی که داشتم خیلی وقتها در زندگیم جنگیدم حتی برای چیزهای خیلی کوچک . جنگیدم برای آرامش برای امنیت برای اینکه حتی … . برای خیلی چیزهای ظاهرا کوچک اما با ارزش ، ولی اینجا در همین سایت متمم از آقای شعبانعلی و دوستان باتجربه و آگاه شون یاد گرفتم برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی باید صبور باشی پشتکار داشته باشی و خسته نشی. تلاش کنی و بیشتر و بیشتر یاد بگیری …
    واله اینکه تو خیلی خودت را اذیت کنی و در این اجتماع برای هر چیزی هم بجنگی خوب نیست چون در پس این جنگیدن ها تو خیلی وقتها باید چیزهایی را هم از دست بدی . اشکال نداره بذار امروز کمی سخت بگذره ولی به این فکر کن که برای رسیدن آنچه داری را هم نباید از دست بدهی (به هر قیمتی ) که شاید آن خواسته را بدست بیاوری یا نه
    پس آرام باش و سعی کن راههای موثر تر و بهتری را یاد بگیری برای هموار کردن این مسیر . و فراموش نکنیدکه ریشه های نیلوفر آبی در یک تالاب رشد میکند…

  • محمد فرازي می‌گه:

    چه بی مزه میشه زندگی….

  • اشکان می‌گه:

    احتمالا منظور این نوشته اینه که به هر قیمتی زنده ماندن ارزشی نداره…
    مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت
    نوشه حالت کنایه ای داره به کسانی که دنبال آرامش و زندگی اند

  • مستانه می‌گه:

    تو مپندار که بالای سیه رنگی نیست!
    این دروغ است دروغ
    این فریب است فریب
    مگر اندر پس هر شام سیه ندمد صبح سپید ننماید روشن همه جا را خورشید؟

  • آرشام می‌گه:

    یعنی چی؟

  • فائزه.م می‌گه:

    زندگی مثه یه اسب سرکش و وحشی که باید رامش بکنی

  • علیرضا ا. می‌گه:

    همیشه(همیشه) راهی برای نجنگیدن هست. ولی لذت زندگی به جنگیدنه. خصوصا وقتی اونقدر انگیزه داشته باشی که به عاقبتش فکر نکنی. (یک اپیکوریست)

  • سارا.ر می‌گه:

    ولی گاهی واسه زنده بودن باید جنگید

  • فایزه می‌گه:

    جمعه شب تا حالا کجایی پس؟مهمونا خونتو ریخوپاش کردن؟البته با توجه به عکس میزت فکر نکنم نظم خونت خیلیم تغییر کرده باشه.راستی مهمونی جمعه خیلی خوش گذشت.یه چیز دیگه این که وقتی ته اس ام ابس دوره تحلیل رفتار متقابل واژه مهندس چسبیده بود قبل محمدرضا با خود اندیشیدم خوبه مهندسیا!!!تو باعث شدی فکرم از مهندس گرایی و مدرک گرایی خیلی فراتر بره.

  • بهرنگ می‌گه:

    آناهیتا میگه با دو حریف نمیشه جنگید..ولی این دو حریف دقیقا همونهایی هستند که من دائم باهاشون در جنگم. جنگ به معنی مخالفت نیست. یکجور اعتراض. بخصوص با خودم که تبدیل شده به یکجور انتقاد دائم از خود. جالب نیست. نجنگیدن آرامش بیشتری داره. ولی دست خودم نیست. من ذاتا جنگجو هستم. طبق تعالیم یونگ، یک هرمسی تمام عیار که نمیتونه چارچوب رو بدون اعتراض و جنگیدن قبول کنه. حتی علیرغم اعتقاد به جمله این پست.

    • anahita می‌گه:

      دوست عزیز انتقاد با جنگ فرق داره… منم معتقدم اگر انسان خودشو نقد کنه پذیرش نقد دیگران راحت تره…. منظورم از نجنگیدن با خود هم اینه با قلب و احساست نجنگی چون بیشتر ما افسار منطق را به گردن احساسات میندازیم و اونو از پاکی و زیباییش منحرف میکنیم..

  • anahita می‌گه:

    با چند حریف نمیتوان جنگید:
    ۱:خدا: جنگ با خدا یعنی شنا کردن خلاف جهت یک آبشار تند
    و اتلاف اعصاب و انرژی است.
    ۲:خودت: جنگ با خودت یعنی بخوای احساساتی که درونت وجود داره و به زلالی آب از رفتا و چشمانت روان است مخفی کنی… پس بهتره چشمانت را ببندی وبه آوای قلبت گوش بدی و ایمان داشته باشی که اون تورا به بهترین مسیر هدایت میکنه… چون آنچه از دل برآید بر دل نشیند….
    اما جنگ با یک حریف را فراموش نکنید: مشکلات.

  • مسعود نصیری می‌گه:

    بازم سلام و خسته نباشید خدمت آقای شعبانعلی…
    میخواستم یه سوال تخصصی بپرسم:
    آیا تولید محتوا در سایت(صوتی و تصویری و نگارشی)منوط بر قوانین خاصی هست؟یعنی باید دارای مکان یا شرکت و موسسه خاصی باشی تا بتوانی اینکار را انجام دهی؟باید مجوز خاصی از ارشاد بگیری یا اینکه زیر مجموعه اداره یا ارگان یا شرکتی باشی؟
    ممنون از لطفتون

    • shabanali می‌گه:

      ببین مسعود جان. تقریباً میتونم بگم بی قانونه. یک بار که وقت بود بیشتر توضیح میدم. اما تولید محتوای آنلاین چارچوب جدی قانونی و حقوقی در کشور نداره

  • مسعود خان به نظر محمدرضا این ساده بودن و سخت نبودن رو قبلا ثابت کرده و میشه ازش خواست که درموردش حرف بزنه میدونی من موضوعی که خود محمدرضا هم گفته دوستش دارم چون اکثر ما دچارش هستیم بنظرم موضوع شما برا یه قشر خاص و اقلیته اما دونستنش بد هم نیست ینی محمدرضا میتونه برامون بنویستش و ما تک تک نظر بدیم اما چیزی نیست که ما همگی کاملا درموردش بدونیم ینی منظورم اینه که همه درکش نکردیم شاید یه جاهایی حسش کرده باشیم اما کوتاه و مقطعی

  • بیتا می‌گه:

    احساسات بیان نشده هیچوقت فراموش نمیشن…………!!!

  • Marzie.D می‌گه:

    man hamin lahze dar jang ba khodam, hessam v shekastesh hastam. shayad be hamin khatere ke dige mordan ya zende boodan vasam farghi nadare.
    kheiliiiiiii sakhte be khoda, v badish ine ke joz jang, chareye digeie nist

  • بیتا می‌گه:

    تو زندگی همه ما یه لحظه هست که باید یه تصمیم بزرگ بگیریم.فقط نمی دونیم اون لحظه چه موقعی پیش میاد…اما هممون تجربه ش میکنیم…اما این لحظه فقط یه بار اتفاق میفته…گاهی آن تصمیم مانند معجزه است…!!!
    گاهی جنگیدن معنیهای مختلف پیدا میکنه ،صبر،تعلل،نادیده گرفتن….!!!
    گاهی آنجا که باید صبر می کردم…صبر نکردم…آنجا که نباید صبر می کردم…صبر کردم…حالا دیگر فقط باید در بی صبریهایم صبر کنم و در صبرهایم بی صبری…….!!!

  • فایزه می‌گه:

    جنگ با خودت یعنی یه جور خود ازاری که ادم باید خیلی قوی باشه که بتونه خودشو از چرخش خارج کنه و برای من که بیخیالی در این شرایط جواب داده اما در مورد اینکه هرگز با هیچی نجنگم مخالفم دیده ام و تجربه کرده ام که چیزایی بوده که تا براش نجنگیده باشم هرگز بدستش نیاورده ام و از جنگیدنم راضی بوده ام درضمن سکوت و صلح و اینکه خودتو اروم کنی همیشه هم خوب نیست حداقل که من گاهی جنگیدنم نجاتم داده

  • مسعود نصیری می‌گه:

    سلام دوباره و ظهر بخیر…
    دیشب سوالی در مورد سادگی و روراستی شما پرسیدم.میخواستم موضوع پیشنهاد برای امشب،همین عنوان رو اعلام کنم.

    سادگی و صداقت و معمولی و مردمی بودن و تافته جدا بافته نبودن، چه تاثیری در موفقیت انسان داره.؟

    نظرتون چیه؟

    دوستان عزیزم،خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم.

    • فایزه می‌گه:

      اتفاقا به نظرمن در این زمانه سادگی و رو راستی اتفاقا تافته جدا بافته ای است و باید خیلی مرد باشی(بقول استاد ادبیاتمون معنیش این نیست که خانوما مردانگی ندارنااا)تا بتونی در اکثر شرایط روراست و صادق باشی درضمن سادگیت به ساده لوحی تبدیل نشه

  • حامد می‌گه:

    جنگی که آدم با خودش میکنه واسه من مثل جنگ داخلی میمونه
    ویرانگر و دردناک و غمبار
    زخمهاشم فقط توسط خودت میتونن بهبود پیدا کنن
    فک کن خودت به خودت زخم می زنی و فقط خودت میتونی از خودت پرستاری کنی

  • رها می‌گه:

    خوب اگه نجنگیم حتی باخودمون فکر نمی کنید میشیم مصداق نقل خودتون:تلاش کردن، حتی اگر بیهوده باشه، مقدسه. من سکون و بیهودگی رو نجاست و ناپاکی میدونم…

  • معصومه می‌گه:

    احساس می کنم الان دارید با خودتون می جگنید ، حرفهایی که هرگز نه می شه گفت نه می شه نوشت رو چطوری بنویسید هم خودتون آروم بشید، هم مخاطب درکش کنه و اما نفهمه که محمدرضا شعبانعلی چش بوده

    • shabanali می‌گه:

      چقدر خوب این رو میفهمی

      • معصومه می‌گه:

        آقای شعبانعلی عزیز تو هم خوب صاف و زلالی ،آب صاف و زلال از هر جا رد بشه درونشو خوب می شه دید .

        توی FB یکی از دوستان عکس یک برگ کاغذ رو گذاشته ،روش پر رنگ نوشته شده : چطوری؟ خوبم مرسی-در پس زمینه مرسی کمرنگ نوشته شده، خسته ام -بی حوصله ام -اینجا بود دیگه نیست -کاش می دونستی دلم می خواد …

        من خواستم اگه آرومتون می کنه بگم اون قسمت هایی که کمرنگ نوشته بودی (حرفهایی که هرگز نه می شه گفت نه می شه نوشت) پشت خط پر رنگت فهمیدم(سعی کردم بفهمم)
        پ.ن :تعبیر صاف وزلال بر گرفته از نوشته دوستان

  • من به جرات اعتراف میکنم همیشه تو جنگ با خودم باختم

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *