دچار چشم تو دگر دچار خود نمی‌شود

چند روزی است که ترانه‌ی حوالی تو با صدای هوتن هنرمند را خریده‌ام و گوش می‌دهم و بارها و بارها در گوشم تکرار می‌شود.

به قصد رعایت حقوق صاحب اثر، صرفاً بخشی از این ترانه را برای شما در اینجا می‌گذارم. این اثر، مجاز است و مانند بسیاری از آثار موسیقی از طریق فروشگاه بیپ تیونز عرضه می‌شود.

یک بار دیگر هم باید به جان بچه‌های بیپ تیونز دعا کرد. چون بخشی از مشکل رعایت نکردن کپی رایت، به دشوار بودن یا طولانی بودن مسیر پرداخت حقوق صاحب اثر بازمی‌گردد. شاید اگر بیپ تیونز نبود، ما وقتی آهنگی را می‌شنیدیم، تا بعداً که به فروشگاهی برسیم و یادمان باشد و آن آلبوم وجود داشته باشد، خریدنش را فراموش می‌کردیم.

توضیح اینکه عنوان این نوشته (دچار چشم تو دگر دچار خود نمی‌شود) بازنویسی مفهومی یکی از بیت‌های ترانه است:

گمان نمی‌کنم شود دوباره با خود آشنا

دچار گشته هر که بر جنون چشم‌های تو

نخستین بار که این موسیقی را گوش می‌دادم، صدای زیبای همسایه‌ی مهربانم هم با آن مخلوط شده بود. گفتم عکس او را هم برایتان بگذارم:

عکس گنجشک - محمدرضا شعبانعلی

+247
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


6 نظر بر روی پست “دچار چشم تو دگر دچار خود نمی‌شود

  • معصومه خزاعی می‌گه:

    ممنونم از به اشتراک گذاری این آهنگ زیبا، خاطره ای دیگر بر ذهنم نقش زدی. بسیار لذت بردم.
    “به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند
    حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است”
    “ببر مرا به عالمت به عالم جنون خود”

  • مژگان پیوندی می‌گه:

    بسیار زیبا و دلنشین .
    و دلنشین تر اینکه همراه با نوشتن صبحگاهی موزیک رو بشنوی و بنویسی تا لذت نوشتنت صدها برابر بشه . ممنونم محمدرضای عزیز . البومش رو خریدم و تمام اهنگ هاشو گوش دادم و از شنیدن هر کدوم از اهنگ ها غرق در لذت شدم .
    ““به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند”
    راستی خوشا به حال همسایه مهربون .

  • نگاه احمدی می‌گه:

    هر دفعه تو این مقولات من یاد شهرهای دیگه هم می افتم و اینبار یاد شعر سهراب که گفت: “و فکر کن که چه تنهاست
    اگر ماهی کوچک،
    دچار آبی دریای بیکران باشد”
    فکر کنم همسایه مهربون شما، یکی از همدل ترین افراد برای درک مفهوم شعر بوده. همراهی زیبایی هم به وجود آورده احتمالا. البته شما شنیدی بهتر می تونی بگی.

  • علی طاعتی مرفه می‌گه:

    سلیقه استاد ستودنی است.
    بسیار لذت بخش هست.
    لذت بخش تر این بود که احترام به حقوق صاحب اثر را در اینجا یاد گرفتم. جای دیگر که آموزش ندیدیم!

  • آرام می‌گه:

    بسی زیبا و دلنواز هستند… هم موسیقی، هم همسایه تون.

  • شهرزاد می‌گه:

    چه آهنگ قشنگی بود. ممنون محمدرضا که با ما هم به اشتراک گذاشتی.
    من هم خریدمش، تمامش رو گوش کردم و لذت بردم.
    آخر ترانه هم چقدر زیبا تموم میشه (با ترانه سراییِ «حمزه کریم تباح فر») :
    “به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند
    حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است”
    راستی. چقدر از خوندن این جمله هم – به همراه دیدن عکس زیبای اون پرنده ی ناز و شنیدن اون موسیقی لطیف و زیبا – لذت بردم:
    “نخستین بار که این موسیقی را گوش می‌دادم، صدای زیبای همسایه‌ی مهربانم هم با آن مخلوط شده بود.”