دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

در سالهای گذشته، در بخشی از کلاسهای مذاکره و ارتباطات، از دروغ حرف می زدم و در مورد نحوه مواجهه با آن صحبت می کردم. دروغ ها را به دو گروه تقسیم میکنند: دروغ سیاه  و دروغ سفید. دروغ سیاه دروغی است که با گفتن آن به زندگی فرد دیگری آسیب می زنیم. مثلاً فردی که به همسر خود خیانت میکند اما به او میگوید که هنوز عاشقانه دوستش دارد. شرکتی که درآمد سرشار دارد اما در اظهارنامه های مالیاتی، خود را ضررده معرفی میکند. کسی که از شرکت خود دزدی میکند ولی کس دیگری را برای این دزدی متهم می کند.

دروغ سفید

دروغ سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند. در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی میکند اما در جمع دوستان میگوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمیرود. روزی یک صفحه کتاب میخواند اما در حضور دیگران میگوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمیخوابم! هر روز تا ساعت ۱۱ صبح خواب است اما میگوید: من از هفت بیدار هستم! و …

چند روز اخیر که کتابهای پل اکمن را بیشتر و دقیق تر میخواندم جمله ای نظرم را جلب کرد:

«من دروغهای سیاه را بخشودنی می دانم چون انسانها به دلیل حفظ منافع خود و در تلاش برای پیروزی در تنازع برای بقا، همنوعان خود را فریفته اند. این نوع دروغ حتی در رفتار حیوانها نسبت به همنوع خود نیز مشاهده میشود. اما دروغ سفید نابخشودنی است. این دروغ انسانها را به پرتگاه نابودی می برد».

بیشتر و بیشتر خواندم و دیدم راست میگوید. ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمیدهیم بلکه خود را فریب میدهیم. به اندازه ای که تصویر بیرونی ما با واقعیت درونی ما تفاوت دارد، دچار تعارض و استرس و تنش میشویم. به همان اندازه وادار میشویم در مواجهه با دیگران نقاب بر چهره بزنیم و به همان اندازه از تحقق برنامه های توسعه تواناییهای فردی خویش، جا می مانیم.

اگر من روزی یک صفحه کتاب میخوانم و خود را متعهد کنم که در حضور دیگران نیز همین حرف را بزنم، زودتر به افزایش میزان کتابخوانی خود تشویق میشوم. اگر روزها ساعت ۱۱ از خواب بیدار میشوم و این را به دیگران نیز بگویم، انرژی من برای بیدار شدن در ساعت ۹ افزایش می یابد و به دیگران هم میتوانم با افتخار بگویم: «اخیراً هر روز ۲ ساعت زودتر بیدار میشوم».

اما کسی که ساعت ۱۱ بیدار میشود و به همه میگوید ساعت ۷ بیدار است، حتی وفتی دو ساعت از خواب خود کم میکند (و ۹ صبح بیدار میشود) دو گزینه برای دروغ گویی سفید پیش رو دارد:

گزینه اول: همچنان به همه بگوید ساعت ۷ بیدار میشود (پس هیچ جایزه ی بیرونی برای این تلاش دریافت نمیکند و بی انگیزه میشود)

گزینه دوم: از این به بعد به همه بگوید: من ساعت ۵ از خواب بیدار میشوم (و به این صورت در باتلاق دروغ سفید بیش از قبل فرو میرود و عزت نفس او نیز خدشه دار میگردد)

بیایید با هم قرار بگذاریم هیچوقت دروغ سفید نگوییم. اثرات این دروغ از هر نوع دروغ سیاهی بدتر است.

اعتراف من: من مدتهاست در هفته یک یا دو صفحه کتاب مینویسم اما هنوز به عادت قدیم به همه میگویم شبی یک صفحه مینویسم (هفت برابر واقعیت!) تا به دروغ تصویر یک نویسنده حرفه ای را حفظ کنم. از این به بعد این دروغ سفید را نخواهم گفت.

شما هم اگر جرأت اعتراف داشتید، کامنتهای این پست میتواند یک نقطه شروع باشد… بنویسید…

———————————————————————————————

پی نوشت: با مراجعه به پست‌های قدیمی این سایت، احساس می‌کنم که برخی از آنها نیاز به ویرایش دارد. یا آن زمان به اندازه‌ی کافی روی آنها بحث نشده و یا نیاز روز هستند یا الان فرصت و دانش بیشتری دارم تا در کامنت‌ها به بحث در موردشان بپردازم. گهگاه، آنها را به قسمت بالای سایت منتقل می‌کنم تا فرصتی برای خواندن و بررسی و بحث بیشتر باشد.

+254
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


150 نظر بر روی پست “دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

  • ياسين اسفنديار گفت:

    با سلام و درود فراوان به محمدرضا جان و تیم قوی اش
    به نظر من …..
    قرار شد نظر ندهیم . قرار شد قول بدهیم.
    آره من مدتی صبح ها و بعداز آن عصر ها می رفتم نرمش و پیاده روی و توی این مدت (شش ماه اخیر ) هر کس سئوال می کرد میگفتم . هر روز نروم، هفته ای ۳ روز رو می رم . باید اعتراف کنم من حدود۶ماه است که هیچ فعالیت بدنی نداشته ام ودیگر این دروغ سفید را نمی گویم.
    با تشکر از شما

  • مجید گفت:

    سلام حالا اگه ما برای موفقیت خود سعی در بهبود شرایط بکنیم و بقول برایان ترسی خودمون رو در اون قالبی که دوستداریم بگداریم و بجای خواهم شد بگیم هستم و هی با خودمون تکرار و تمرین کنیم . شریاط نسبت به قبل یهتر شه ولی تا حد هدف ما فاصله زیاد باشه. ما بخودمون دروغ گفتیم. پس تکلیف بهبود اوضاع و … چی میشه؟

    • خودمون رو در قالب گذاشتن با دروغ گفتن به نظر من فرق داره.

      یک وقت من ساعتی ۱۰ هزار تومان درآمد دارم و میرم می‌گم ساعتی ۱۰۰ هزار تومان درآمد دارم، که به نظر من فاجعه است (= دروغ در حال)
      یا اینکه مدیر «شعبان سافت!» هستم و میگم قبلاً مدیر «گوگل» بودم! که خطرناکه (= دروغ در گذشته)

      یک وقت هم پولم رو جمع می‌کنم به جای یک ساعت ۱۰۰ هزار تومانی یک ساعت ۲ میلیون تومانی دستم می‌کنم و در جلسات هم شلوغ نمی‌کنم، اما امیدوار هستم که دیگران احساس کنند موقعیت اقتصادی بالاتری دارم (= امید به آینده)

      به نظرم این سومی نوع نگاهی است که تجویز می‌شود و مفید هم هست…

  • شاهرخ گفت:

    به نظر من اون کسی هم که با سرعت حداکثر ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کنه و به دیگران می گه کمتر از ۱۲۰ نمیره داره به دیگران آسیب میزنه. مگه نه اینه که با این حرفش ممکنه باعث تشویق فردی به رانندگی پر سرعت بشه صرفا برای اینکه به دیگران اثبات کنه که اون هم میتونه و کمتر از بقیه نیست؟

  • sunflower گفت:

    این مبحث به نظرم خیلی جالبه.با دروغ کلا مخالفم چه سیاه چه سفید.دروغ سیاه تا حالا نداشتم اگرم بوده یادم نمی آد.دروغ سفید در یه مقطعی داشتم اما یه روز علیه خودم طغیان کردم و واقعا خسته شدم از اینکه با چنین چیزی فشار مضاعفی رو به خودم تحمیل کنم و بعد با کنار گذاشتن دروغ سفید احساس راحتی کردم.به نظر می رسه ما دروغ سیاه نمی گیم چون اون رو بد می دونیم و نمی خواهیم به کسی آسیب بزنیم یا از فاش شدن واقعیت می ترسیم و … اما براحتی دروغ سفید می گیم چون تمام ضررش رو متوجه خودمون می دونیم!یعنی ما خودمون رو دوست نداریم؟یعنی از اینکه خودمون آسیب ببینیم ناراحت نیستیم؟از اینکه مشتمون از همون اول واسه خودمون باز شده ناراحت نیستیم؟به نظر می رسه گاهی وقتا کمترین توجه رو به خودمون می کنیم و حاضریم هر بلائی از جانب خودمون سر خودمون بیاد اما از طرف دیگران متهم به هیچ صفت بدی نشیم .زمانی که فرد از دروغ سفید اشباع شد و فشارهای درونیش مضاعف گشت بعید نیست برای رهائی خودش دروغ سیاه هم بگه.

  • افشين گفت:

    سلام محمدرضا
    برای من هم جای سوال بود که چرا افراد دروغ می گفتن.دلیلی برای گفتن دروغ نداشتند اما دروغ می گفتن .این عمل مخصوصا سالهای ابتدایی دانشگاه اذیتم می کرد برای آدم ساده ای مثل من که از شهری کوچک به شهر بزرگی برای درس خوندن مهاجرت کرده بودم.هنوز یکی از ضعف هام همینه که دروغهای اونها رو می پذیرم…با اینکه می دونم دارن دروغ می گن.انگار ذهن ساده و زودباور من دروغ رو باور نداره…مخصوصا دروغ سفید…

  • سارا گفت:

    سلام موضوع جالبی و مطرح کردید
    اهل دروغ گفتن نیستم نه از نوع سفید و نه از نوع سیاه اما وقتی فکر کردم به این موضوع این به ذهنم رسید که گاهی که حالم خوب نیست یا دلم گرفته پیش بقیه وانمود میکنم که خوبم تا اونا از ناراحتیم ناراحت نشن بذارید اسم دروغم و بذارم خاکستری اما نمیدونم اینم از اون دروغاست که باید پاک بشه یا نه ؟!

  • rasool گفت:

    اگه بگم تا خرخره زیر این دروغ سفید لعنتی گیر کردم شاید راست ترین حرفم باشه که بجای دروغ سفید من هیچوقت دروغ نمیگم باشه.

  • مجتبی گفت:

    بزرگترین تعلیمی که از معلم پنجم گرفتم این بود که به هیچ وجه دروغ نگم . زنده باشین

  • عليرضا داداشي گفت:

    سلام استاد
    سوال: آیا مخفی کاری هم سفید و سیاه دارد؟
    اینکه واقعیت را برای اینکه طرفت اذیت نشود از او پنهان کنی؟
    برقرار باشید.

  • هیوا گفت:

    فکر کنم دروغ سفید تاثیر خاصی روی مغز داشته باشه
    تحقیقاتی در مورد “تاثیر گفتن هدف های شخصی به دیگران” انجام شده بود. نتیجه ش این بود که کسایی که هدفهاشون رو به بقیه میگن (به دلیل شبیه سازی که از “رسیدن به اون هدف” در مغزشون اتفاق میفته و در نتیجه حس خوبی که موقع بیان هدفهاشون تجربه میکنن اشتیاقشون کمتر میشه و ) کمتر از دسته دیگر به هدفهاشون میرسن
    شاید در مورد دروغ سفید هم اتفاق مشابهی بیفته
    یک نمونه از دروغ سفید من: گاهی میگم فلان کتابو خوندم اما فقط بخشی از اون کتاب رو خوندم.

  • مسعود گفت:

    همه ی دروغ ها زشتند… چه سفید، چه سیاه! اصلاً مگر دروغ هم سفید می شود؟!
    سلام به دوست خوبم محمدرضا.
    ممنون بابت پاسخ گویی سریع شما.این هم نظر یکی از دوستام هست.که اگه وقت کردید جواب بدید.

  • اشكان گفت:

    به نظر میرسه که دروغ سفید از نوع “حق الله ” محسوب میشه ولی دروغ سیاه از نوع ” حق الناس” !
    اولی بخشودنی است و دومی نه!
    برعکس گفته ی اکمن

    • دوست من وقت کردی راجع به cognitive dissonance بخون تا ببینی کسانی که حق الناس می‌خورند اول از حق الله شروع کرده اند. چون ساده نیست که مستقیماً شروع به خوردن حق الناس کنی.

      بحث من شبیه این میمونه که بگم قلیون کشیدن می‌تونه خطرش جدیتر از مواد مخدر باشه. چون آدمهای کمی هستند که مواد مخدر رو مستقیماً از هروئین و … شروع کنند و اکثر کسانی که امروز معتادند روزی تصمیم گرفته‌اند که قلیون بکشند.

      تنها فرقش اینه که در مورد قلیون و مواد مخدر آمار دقیق وجود نداره اما در مورد قبلی مطالعه شده.
      پس نمی‌شه بگیم: نهههههههههههههه! قلیون خیلی کم‌ضرر تره.

      • اشكان گفت:

        من تا حدی با مباحث روانشناسی اجتماعی آشنام. با مطالب این پست هم مشکلی ندارم.
        شاید توضیحت برای متشرعین بیشتر مفید فایده بیفته 😉

        بازم مرسی

      • majid گفت:

        پس قضای نمازهای نخونده رم بخون چون ممکنه حق الله بجا نیاورده تبدیل به حق الناس شه
        چون به نقل از پست های قبلی میگفتی جوهر دین مهم تر از آداب دینه

        • من نماز قضا ندارم دوست من و همیشه منظم خونده‌ام. دلیلش رو هم برات می‌گم:
          برای آدمی که به نماز خوندن «ایمان» داره. نماز نخوندن ممکنه اون رو به یک قاتل تبدیل کنه.
          اما برای کسی که به نماز نخوندن اعتقاد نداره این اتفاق از نظر علمی شانس کمتری داره بیفته!!
          می‌دونی چرا؟

          چون وقتی به ایمانی که داری عمل نمی‌کنی و خط قرمز عقیده‌ات رو می‌شکنی یاد می‌گیری که مقدس ترین اصول قابل شکستن هستند…
          دوباره ارجاع می‌دم به تعارض ذهنی و Dissonance که هنوز نتونستم در علوم رفتاری مهمتر از اون پیدا کنم.

          • ملیحه گفت:

            ممنون جناب شعبانعلی….توضیحتون در عین سادگی و قابل فهم بودن ، بسیار عمیق و فکر برانگیز بود…من در این زمینه با نظر شما خیلی موافقم

  • مونا گفت:

    چقدر پست جالبی ممنونم.من قول می دم که دروغ های سفید رو به صفر برسونم.
    من اخیرا” پیش یک روانشناس بودم و تست شخصیتی ام مشخص کرد مقداری شخصیت نمایشی دارم و همیشه سعی دارم نقابهایی داشته باشم که اکثرا” نیستم الان که بررسی می کنم می بینم دروغ های سفید حتی خیلی جزئی شون برای من نقاب سنگین ایجاد کرده و یک نوازش موقتی داده بهم داده…
    هفته ای دوبار ورزش کردم ولی به وانمود کردم ورزش روزانه میکنم و همه جا خودم رو ورزشکار معرفی کردم.

  • عظیمه گفت:

    سلام
    هر زمان برنامه ام تغییر کرده یا در سطحی دیگر روشی یا فعالیتی برای من تغییر داشته؛ به جای اینکه دروغ گفته باشم، مثلاً من ۷ صبح بیدار میشوم؛ میگویم: من چند روزی‌ست که باید ۷ صبح بیدار میشدم ولی ۹ بیدار میشوم. البته بیان این موضوع به عنوان اعتراض به عملکردم هست که به خانواده و تقریباً دوست، همکار و حتی در شرایطی، به کسی که باید نسبت به ایشان جوابگو باشم… میگویم و مطمئناً بعد از دو سه روز، دوباره به برنامه قبلی بازمیگردم.
    البته خیلی مراقب باشیم که اطرافیانمان این رفتار ما را “غر زدن به خود”، تعریف نکنند…!!
    یا زمانی که برنامه ای بهتر یا روشی صحیح تر را پیش میگیرم، با بیان آن به اطرافیانم هم احساس رضایت را تقویت میکنم و هم نسبت به برنامه جدیدم مسئولیت پذیرتر میشوم.

    یعنی به جای اینکه تلاش کنم حقیقت را نگویم، واقعیت را بگویم بهتر است…
    برداشت من این هست که حقیقت، همه جوانب زندگی انسان را میتواند تحت شعاع قرار دهد؛ اما واقعیت برای زمان، مکان و در شرایط خاص خود است و تعمیم پذیری ندارد.

    پی نوشت: دروغ فوق العاده من رو به عذاب وجدان وا میداره و این جمله خیلی موثر بوده که “دروغ گویان، سخنان خویش را فراموش میکنند… خلاصه کنم، هنر دروغگویی ندارم!”

  • احمد احمدی گفت:

    سلام
    محمدرضا، اگه این غالب بحث رو بخواهیم در فضای مذاکره یا موضوعات تجاری و ارزیابی طرف مقابل یا … معنی کنیم، بازهم همین تعابیر در موردشون مصداق داره ؟
    اصلا درست هست این رو در این فضاها وارد بدونیم ؟
    اونجا بحثش با چه تعابیر دیگه ای آمیخته میشه ؟

    فریب، نیرنگ، امتیاز دهی و امتیاز خواهی، اخلاقیات … ؟

    نمیدونم شاید سوالم خیلی کلیشه ای یا بی مغز بود
    ولی تو که دیگه من رو میشناسی … !!!

  • فاطمه ندا گفت:

    ار اونجایی که اینجا هم ندا هست و هم فاطمه من اسم واقعیم رو میزارم… فاطمه ندا 🙂
    خوب دروغ سفید من اینه که من واقعا صبح ها دو ساعت تا محل کارم نمی رم. بین ۱٫۵ تا ۲ ساعته. روزای محدودی واقعا ۲ ساعت تو راهم. اما به همه میگم همیشه ۲ ساعت تو راهم.
    شاید دروغ سفید دیگم در مورد محل زندگیم باشه که همیشه حدودش رو به همه میگم چون واقعا حتی از اسم خیابونمون خوشم نمیاد و خیابونای نزدیکش رو میگم (خانه ی پدریه دیگه 🙁 )

  • ملیحه گفت:

    سلام . من یه نقاشم ( این جمله برام خیلی نا مأنوسه !! شاید اولین باره میگم من یه نقاشم ، بهتره بگم من نقاشی میکنم ) این روزها شاید برای حفظ روحیه ی خودم ، طوری رفتار می کنم و حرف می زنم که همه ی دوستانم فکر می کنن من به شدت مشغول نقاشی کردن حتی تدارک یک نمایشگاه درست و حسابی هستم و یا در حال تکمیل مقالاتم !!! ، اما واقعیت اینه که من این روزها حال خوشی ندارم( اصلا حال خوشی ندارم ) ، آنقدر اندوهگین و بی انرزی هستم که تختخوابم ، بهترین مأمن و پناهگاه من برای دلتنگی هایم است و دوش حمام که به راحتی و بی هیچ ترسی همراه با صدای بارش آب ! در زیر آن می گریم!! من همه ی این کارها را می کنم اما نقاشی نمیکنم …..

  • طاهره جلیلی گفت:

    بعد از یه مدت اتوماتیک دروغ سفید رو میگی، انگار یه جزیی از وجودته، اما همیشه یه جایی رو غلغلک میده و اذیتت میکنه! یه وقتایی انقدر زمان از روش میگذره که دیگه خودتم یادت نمیاد، اما به قول دبی فورد مثل یه گریپ فوروت که تو دستته و میخوای قایمش کنی تا خودت و بقیه نبیننش ازت انرژی میبره و آزارت میده… و تو در سایه چیزی که ازش فراری هستی کم کم گم میشی!

  • Mina گفت:

    من یک بار یه دروغ ( نمیدونم چه رنگی بود !!!!؟؟؟؟) برای بالا بردن اعتماد به نفسم گفتم،اعتماد به نفس مقطعی به من داد ولی در عوض اعتبارم رو پیش کسی که واسم خیلی عزیز بود ،گرفت.مجازاتی که شدم هیچ تناسبی با جرمم نداشت ، بعد از اون یاد گرفتم روزگار به کسی قول نداده تناسب جرم و مجازات رو رعا یت کنه .حالا چندین ساله به هیچ رنگی دروغ نمی گم.

  • راضیه گفت:

    سلام
    من همیشه سعی کردم دروغ نگم ولی مدتیه که فکر میکنم به خودم دروغ میگم.نمیدونم این اسمش دروغه یا نه.مدتیه که دارم روی یه ایده برای کار افرینی کار میکنم. چند نفر از نزدیکانم بهم میگن که اینکارو انجام نده چون ریسکش بالاست.اما من فکر میکنم که میتونم انجامش بدم.این درحالیه که من تاحالا کار اجرایی بزرگ نداشتم.و با این حرفها فکر میکنم که اونا غیر مستقیم دارن اینو بهم میگن که تو خیلی بلند پروازی و تو از پس اینکار بر نمیای.
    به نظرتون این دروغه؟
    مدتیه که میخوام در ارتباط با طرحم با شما صحبت کنم اما هر بار این مسئله عقب افتاد
    تا الان که احساس میکنم موضوع خوبیه که بفهمم مشکل کجاس؟من دارم به خودم دروغ میگم؟یا اجرای ایده سختتر از اونیه که فکر میکنم؟

  • مهدی گفت:

    دروغ، دروغه. سفید و سیاه نداره. اگه دقت کنید میبینید که دروغهای سفید هم، همنوع با دروغای سیاه هستن.

    در واقع دروغهایی که اسم سفید روشون گذاشته شده هم با همون هدف دروغهای (به قول شما) سیاه گفته میشن.

    کسی که خودشو سحرخیز یا اهل مطالعه نشون میده سعی میکنه بین گروه، جامعه و یا اطرافیان برای خودش

    موقعیت یا پرستیژی خلق کنه که این موقعیت ممکنه در رقابت با دیگران (به نوعی همون تنازع بقا) هر چند ناچیز منجر

    به بوجود اومدن موقعیتها یا شانسهای برتر دیگه ای بشه.(البته از نظر فرد دروغگو)

    دروغهایی که اسمشون سفید گذاشته شده تنها با اهدافی، کمی نا ملموس تر و پیچیده تر و گاهی دراز مدت تر گفته

    میشن اما تفاوتی با دروغ هایی که اسم سیاه روشون گذاشته شده ندارن.

    • من فکر می‌کنم تفاوت اصلی «علم» و «ادبیات» در این است که ادبیات، خیلی موضوعات را زیر یک چتر جمع می‌کند و یک عنوان روی آن می‌گذارد و علم، با تفکیک واقعیت‌ها و طبقه‌بندی آنها، تلاش می‌کند که درک بهتری از آنها و روش‌های بهتری برای مواجهه با آنها به دست بیاورد.

      اینکه حس من و شما به هر دو نوع دروغ بد است و … یک بحث قابل درک است.
      اما در نظر گرفتن این واقعیت که دروغ سیاه ریشه در منفعت طلبی و دروغ سفید ریشه در کمبود عزت نفس دارد، می‌تواند به مواجهه بهتر با آنها کمک کند.

      • مهدی گفت:

        ۱-کلاً عادت ندارم کامنت دونی رو به تالار چت تبدیل کنم هر چند که شاید کمک به باز شدن موضوع مثبت تلقی بشه.
        ۲-اگه منظور از علم معنای عام اون باشه ادبیات هم دقیقا زیر مجموعه علم قرار میگیره. اما اگه معنای خاص اون مورد نظر باشه (science) در این صورت روانشناسی سالهاست که در کنار جنبه توصیفی خودش از روشهای تجربی و آزمایشگاهی هم بهره میگیره و اون وقت برای بحث در مورد این موضوع هم شما و هم من لازمه فارغ از “ادبیات” به کتب مرجع و “علمی” رفرنس بدیم که من تخصصشو ندارم و شما هم به احتمال بسیار زیاد هدفتون از یه پست ۲۸ سطری اون نبوده.
        ۳-اتفاقاً دروغ های سیاه هم ریشه در کمبود عزت نفس دارن.کسی که عزت نفس داشته باشه و برای گوهر انسانی خودش ارزش قائل باشه هرگز به خاطر نفع شخصی و منفعت طلبی اونو آلوده نمیکنه.
        ۴-در ادامه بند شماره ۲ باید بگم که این روزا کمتر دیده میشه یک پست بیست و چند سطری متین و بدور از موضوعات زرد و جنجالی بتونه این طور فوق العاده حس همراهی خواننده رو جلب کنه و از این بابت باید به نویسنده تبریک گفت.

  • پدرام پاسالار گفت:

    سلام استاد!

    اسم این پاول اکمن که میاد من احساس میکنم باید پا برهنه بیام وسط!

    در کل میدونم هیچ وقت نظرات من توسط حضرت عالی تایید نمیشه اما باز احساس میکنم شاید سلام نقطه شروع یه آشنایی باشه!

  • 36 گفت:

    من خیلی وقت بود دنبال یکی میگشتم بهم راجع به این مسئله کمک کنه مرسی بابت نوشتتون.
    اما دروغام:یک ماه آخر تابستون فقط ۲۰۰ تومن فروختم و به همه گفتم ۲ میلیون کارمزدم بوده،خیلی از سهمامو دوستم بهم معرفی میکنه ولی به خیلیا میگم خودم تصمیم می گیرم چه سهمی بخرم،…

  • محمد گفت:

    سلام محمدرضا
    من قبلا اصطلاح گناه بدون لذت را شنیدم فکر می کنم معادل دروغ سفید باشد

  • حسین گفت:

    من اول حدس زدم که دروغ سیاه بدتره ولی الان علت کند شدن سرعتم توی کارامو متوجه شدم . راستش من دروغ سفید رو به ضرر خودم و کسی نمیدیدم . حدوده ۵ ماهه به دوستام میگم من روزی ۵ و ۶ ساعت برای آزمون ارشد میخونم ولی هفته ای هم این مقدار نمیخونم . شاید این عبارت که میگه کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودشو به خواب زده نمیشه بیدارش کرد . با این موضوع مرتبط باشه

  • سمانه گفت:

    تو بعضی از قسمت های زندگی من روشمو تغییر دادم، در حالی که بقیه فک میکنند من هنوز مث قبل زندگی میکنم. منم چیزی نگفتم، چ.ن میدونم اگه بگم طرز رفتار خوبی با من نخواهند داشت. ولی روش جدید به نظر من درست تر از روش قبلیه، گرجه اطرافیانم نمیپسندند. البته تغییر روش من رو زندگی اونا تاثیری نداره. من دلم میخواد الان اینجوری زندگی کنم و چون اونا نمیپسندند دلم نمیخواد بهشون بگم. نمیدونم واقعیت رو نگفتن با دروغ یکیه؟؟؟؟

  • دنیا گفت:

    دروغ سفید هم سیاهه ولی چون اولش نمیفهمی که داره باهات چیکار میکنه و چه بلایی سرت میاره میگن سفیده.

  • فاطمه گفت:

    دروغ سفید من : می خوام بگم که فیس بوک برام مهم نیست و وقت ندارم که هر روز چکش کنم و سرم شلوغه ..۴-۵ روز ۱ بار کامنت می ذارم و چراغ خاموش میرم در صورتی که هر ساعت تو فیس بوکم 😐 😐

  • zoorba.booda گفت:

    سلام.وقت بخیر
    ممنون از مطالب مفید و قابل تاملی که گاه و بیگاه می نویسی
    بعضی هاشون واقعا مفید و تاثیرگذارن.
    اعتراف: گاهی تو یه سری زمینه هایی که بهشون علاقه مندم و توی بعضی هاشونم تاحدی توانمندم، سعی میکنم که خودمو بالاتر از اون چیزی که هستم نشون بدم// گاهی هم کاملا برعکس یعنی سعی میکنم خودمو پایین تر از اونی که هستم نشون بدم
    میدونم که هر دوتاش غلطه// امروز که مطلبتو خوندم دیدم که واقعا دروغ های سفید میتونن تاثیر خیلی بدی روی زندگیم بذارن ولی معتقدم هر دوتا دروغ چه سفید و چه سیاه ،یه زندگی عاریتی و غیر اصیل (با الهام از درس گفتارهای استاد مصطفی ملکیان) برامون می سازن.
    امیدوارم خدا به هممون کمک کنه که بتونیم تلاش کنیم که اول به خودمون دروغ نگیم و بعد یاد بگیریم و تلاش کنیم که به دیگران هم دروغ نگیم (معتقدم که هر کی راحت به خودش دروغ بگه به دیگران راحتتر دروغ میگه)
    حالا یه چیز بی ربط به این موضوع:
    استاد شعبانعلی از اینکه با تو و وب سایتت آشنا شدم خوشحالم.امیدوارم یه روز این توفیق دست بده حضوری هم ببینمتون
    زوربا بودا(همراه شما در متمم)!!

  • شیوا گفت:

    من معمولا انقدر از دست خودم عصبانیم که وقت به دروغ سفید گفتن و به عبارت راحت ترش، قپی اومدن جلوی بقیه نمیرسه. اولی که کاری رو شروع میکنم سعی می کنم همه سعی ام رو بکنم که بهترین وجهی که از دستم برمیاد انجامش بدم، آخرش هر چه قدر هم بقیه بگن خوبه، من نمی تونم پیش خودم حرفشون رو باور کنم. کارم رو کمتر از اونی که هست جلوه ندم، بیشتر جلوه نمیدم. هر چی میگذره اشکالاتش بیشتر تو چشمم میزنه
    هر جور زندگی کنم، باز غصه این رو که بهتر از این هم میشد دارم. به عبارتی من اون دروغ سفیده رو نمیگم ولی باز هم هیچ پاداش درونی در کار نیست.حتی خیلی وقت ها احساس می کنم تعریف بقیه از من اون دروغ سفیده اس
    یه جاهایی هم احساس می کنم، این همه زور زدن برای انجام بهترین کاری که می تونم باعث شده توقع دیگران از من به حدی برسه که دیگه کمتر از اون نمی تونم کار کنم.حتی کارهای به ظاهر پیش پا افتاده که نباید قاعدتا زیاد وقت بگیره، وقت زیادی ازم می گیره. من اول به قصد دروغ سفید گفتن، انقدر وسواس به خرج ندادم ولی بعد از مدتی کار در اون سطح خسته شدم.حالا اگر به هر دلیلی نتونم در اون سطح ادامه بدم، شاید بقیه این طور فکر کنن که خالی بستم

  • علیرضا گفت:

    “پنهان کردن حقیقت هزار بار شرف دارد بر پنهان شدن پشت سر حقیقت. اولی دروغ است و دومی‌ فریب و خیانت!”

  • سید رضا گفت:

    سلامو درود
    جایی خواندم: پنهان کردن حقیقت هزار بار شرف دارد بر پنهان شدن پشت سر حقیقت. اولی دروغ است و دومی‌فریب و خیانت!

    شاید بتوان از این منظر هم به دروغ سفید نگاه کرد

  • کمال گفت:

    محمدرضا شاعران هم هی رنگ به رنگ می شوند فکر کنم سیاه و سفید. یا استثنا داره قانونت؟

    ***
    دوست خوبم
    همه خوبیم
    آب آبی است
    آسمان آبی است
    هوا صاف است
    نگران ما نباش
    فقط مشکل کوچکی داریم
    که چیز مهمی نیست
    گفتم که گفته باشم:
    ” آبی دیگر آبی نیست”

    نامه ای به دور دست ها، جایی که حتما دوستی پیدا می شود!

  • زهرا گفت:

    یه دروغ سفید من اینه که میگم خواستگار زیاد دارم در صورتی که عملا خواستگاری ندارم !

  • لیلا گفت:

    حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن !!

  • پریسا.پ گفت:

    شهامت می خواد آدم اعتراف کنه.
    منم سعی می کنم دروغ سفید نگم آدم راحت تره .تا حالا از این جهت بهش نگاه نکرده بودم هر چند دروغ در کل خوب نیست ادم به دردسر می اندازه
    اما این قدر می بینم آدم هایی که با گفتن این دروغ های سفید سعی می کنن خودشون بهتر از بقبه نشون بدن بعد اون وقت فکر می کنن بقیه هم عین خودشونن .بعد اونوقت ادم سختش می شه حداقل حقیقت بگه

  • M.H.B گفت:

    نمی دونم چرا اینقدر این موضوع ذهنم رو درگیر کرده(احتمالا به خاطر این هست که خودم درگیرش هستم و هزینه های زمانیش رو می دونم ) که زندگی زمان دانشجویی شما که همراه با کار در سطح بالا(از نظر زمانی) و درس خوندن خوب باشه( به اندازه ای که جزو رنک ها و نفرات اول دوره خود بشید) هم می تونه یه دروغ سفید باشه …

  • مریم1992 گفت:

    محمدرضا منم حسابی عذاب وجدان گرفتم، آخرین دروغه سفیدی که گفتم این بود که وقتی بابا و مامانم ازم پرسیدن که وضع درس خوندنم چطوره؟ گفتم که حسابی دارم درس میخونم ، در حالی که اصن اینطوری نبود!!!!!!
    البته این دروغ فقط واسه این بود که اونا ناراحت نشن ، نه بخاطر خودم………….آخه وقتی بقیه دقیقا همون سوالو ازم میپرسن ،خیلی راحت میگم که نخوندم..!!!!!
    حالا محمدرضا! این دو جبهه متفاوت من در برابر یه موضع مشترک ، یعنی اینکه دروغه من خاکستریه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!

  • rezaA گفت:

    اقا ی پیشنهاد..واسه شب یلدا ی ازون کافه هایی که شما هم میاید و میشه همه نظر بدن بزارید..یادمه تو اون وبلاگتون ی شب یلدایی چنین کاری کرده بودید..فکنم جالب باشه ها…

  • سارا نعمتی گفت:

    سلام. اقای شعبان علی ، مثلا اینکه من اصلا الان اوضاعام خوب نیست و از خودم راضی نیستم و اما یه چیزی ته دلم بهم میگه که اوضاعام بهتر میشه ، در صورتی که نمیدونم که چه طور وچه موقع؟ این حسم میتونه، یه دروغ سفید باشه که احساسم داره به من میده؟ اصلا احساسات ماهم میتونه به ما دروغ سفید بده ؟

  • آرام گفت:

    یادم نمیاد آگاهانه دروغ سیاه گفته باشم شاید سه چهار بار در کل… اما گاهی امکان اینکه از آدم برداشت دیگری صورت بگیره وجود داره.
    اما دروغ سفید خیلی گفتم
    بیشتر برای مخفی کردن ناراحتی خودم و ناراحت نشدن کسانی که برام مهم بودن یامثلا حفظ آبرو با نگاه بلندمدت که برام ضرر هم داشت.مثلا من با نیت مصلحت اندیشی جمعی یک سختی رو تحمل کردم ولی وقتی امکان ادامه نبود و مشکل خودش رو نشون داد باور سختیهایی که کشیده بودم برای کسانی که درجریان نبودند و با صحنه آخر مواجه میشدند خیلی مشکل بود.یک نوع قهرمان بازی داشتم که خیال میکردم من به تنهایی از پس مشکل برمیام و بهتره دامنه ش گسترده نشه.

  • محسن رضایی گفت:

    فکر میکنم دکارت باشه که میگه : ازین ناراحت نیستم که بهم دروغ گفتی.ازین ناراحتم که دیگه نمیتونم بهت اعتماد کنم…

  • عظیمه گفت:

    جالب شد!
    با اینکه در کلاس هم توضیح داده بودید اما خاطرم نمونده بود…
    باید بهش فکر کنم. 🙂

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *