فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند

خرید آنلاین

دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

در سالهای گذشته، در بخشی از کلاسهای مذاکره و ارتباطات، از دروغ حرف می زدم و در مورد نحوه مواجهه با آن صحبت می کردم. دروغ ها را به دو گروه تقسیم میکنند: دروغ سیاه  و دروغ سفید. دروغ سیاه دروغی است که با گفتن آن به زندگی فرد دیگری آسیب می زنیم. مثلاً فردی که به همسر خود خیانت میکند اما به او میگوید که هنوز عاشقانه دوستش دارد. شرکتی که درآمد سرشار دارد اما در اظهارنامه های مالیاتی، خود را ضررده معرفی میکند. کسی که از شرکت خود دزدی میکند ولی کس دیگری را برای این دزدی متهم می کند.

دروغ سفید

دروغ سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند. در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی میکند اما در جمع دوستان میگوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمیرود. روزی یک صفحه کتاب میخواند اما در حضور دیگران میگوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمیخوابم! هر روز تا ساعت ۱۱ صبح خواب است اما میگوید: من از هفت بیدار هستم! و …

چند روز اخیر که کتابهای پل اکمن را بیشتر و دقیق تر میخواندم جمله ای نظرم را جلب کرد:

«من دروغهای سیاه را بخشودنی می دانم چون انسانها به دلیل حفظ منافع خود و در تلاش برای پیروزی در تنازع برای بقا، همنوعان خود را فریفته اند. این نوع دروغ حتی در رفتار حیوانها نسبت به همنوع خود نیز مشاهده میشود. اما دروغ سفید نابخشودنی است. این دروغ انسانها را به پرتگاه نابودی می برد».

بیشتر و بیشتر خواندم و دیدم راست میگوید. ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمیدهیم بلکه خود را فریب میدهیم. به اندازه ای که تصویر بیرونی ما با واقعیت درونی ما تفاوت دارد، دچار تعارض و استرس و تنش میشویم. به همان اندازه وادار میشویم در مواجهه با دیگران نقاب بر چهره بزنیم و به همان اندازه از تحقق برنامه های توسعه تواناییهای فردی خویش، جا می مانیم.

اگر من روزی یک صفحه کتاب میخوانم و خود را متعهد کنم که در حضور دیگران نیز همین حرف را بزنم، زودتر به افزایش میزان کتابخوانی خود تشویق میشوم. اگر روزها ساعت ۱۱ از خواب بیدار میشوم و این را به دیگران نیز بگویم، انرژی من برای بیدار شدن در ساعت ۹ افزایش می یابد و به دیگران هم میتوانم با افتخار بگویم: «اخیراً هر روز ۲ ساعت زودتر بیدار میشوم».

اما کسی که ساعت ۱۱ بیدار میشود و به همه میگوید ساعت ۷ بیدار است، حتی وفتی دو ساعت از خواب خود کم میکند (و ۹ صبح بیدار میشود) دو گزینه برای دروغ گویی سفید پیش رو دارد:

گزینه اول: همچنان به همه بگوید ساعت ۷ بیدار میشود (پس هیچ جایزه ی بیرونی برای این تلاش دریافت نمیکند و بی انگیزه میشود)

گزینه دوم: از این به بعد به همه بگوید: من ساعت ۵ از خواب بیدار میشوم (و به این صورت در باتلاق دروغ سفید بیش از قبل فرو میرود و عزت نفس او نیز خدشه دار میگردد)

بیایید با هم قرار بگذاریم هیچوقت دروغ سفید نگوییم. اثرات این دروغ از هر نوع دروغ سیاهی بدتر است.

اعتراف من: من مدتهاست در هفته یک یا دو صفحه کتاب مینویسم اما هنوز به عادت قدیم به همه میگویم شبی یک صفحه مینویسم (هفت برابر واقعیت!) تا به دروغ تصویر یک نویسنده حرفه ای را حفظ کنم. از این به بعد این دروغ سفید را نخواهم گفت.

شما هم اگر جرأت اعتراف داشتید، کامنتهای این پست میتواند یک نقطه شروع باشد… بنویسید…

———————————————————————————————

پی نوشت: با مراجعه به پست‌های قدیمی این سایت، احساس می‌کنم که برخی از آنها نیاز به ویرایش دارد. یا آن زمان به اندازه‌ی کافی روی آنها بحث نشده و یا نیاز روز هستند یا الان فرصت و دانش بیشتری دارم تا در کامنت‌ها به بحث در موردشان بپردازم. گهگاه، آنها را به قسمت بالای سایت منتقل می‌کنم تا فرصتی برای خواندن و بررسی و بحث بیشتر باشد.

+252
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


149 نظر بر روی پست “دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…

  • مریم گفت:

    سلام استاد،
    دو نکته:
    اول اینکه، خیلی دیر برنامه سمینار مذاکره برای کارآفرینان رو اطلاع دادید. برنامه روز شنبه‌م رو زودتر از اون بسته بودم! حیف شد که از دستش دادم.
    دوم اینکه، چون نمی‌تونستم تو خبر اعلام این سمینار پست بزارم، اومدم زیر آخرین روزنوشته‌تون کامنت بزارم که متوجه شدم این آخرین روزنوشته‌تون هنوز تو لیست صفحه نخست سایت قابل دیدن نیست (شایدم اشکال از من باشه!)
    آرام و پیروز باشید

    • مریم گفت:

      و کاملا موافقم که دروغ سفید آدم رو از درون داغون میکنه، ظاهر موجه که بعد از مدتی خود آدم رو هم فریب میده! منم بهش مبتلا هستم…

  • ندا گفت:

    سلام
    آخ چقدر این پست ،حرف دل این روزهای منه
    حتی هفته پیش ،رفتم مشاوره،چون واقعا خسته شدم .اگه عادت شده باشه ترک کردنش خیلی سخته.
    چون کمال گرا هستم ، هر آنچه دوست دارم باشم رو بیان میکنم و کم (یا اصلا )دوستی ندارم که در مورد آنچه هستم بداند.
    راستش اینقدر واسه ثابت کردن دروغ هایی که گفتم دویدم که الان توان راه رفتن ساده رو هم ندارم.

  • خسرو گفت:

    سلام گل پسرا شاخ شمشاد باطن برف وجود طلا اعتراف : ۷ سال پیش یک دروغ سفید گفتم تا تابستون امسال مهمون دولت بودم دیگه هیچوقت دروغ نمی گم اصلا راسیتش می ترسم دیگه دروغ بگم وحشت دارم

  • مهسا گفت:

    من نامزدی دارم که دوستش دارم اما فقط باندازه ۵۰% ظرفیت قلبم برای دوست داشتن. ولی بهش میگم عشق من!
    دلم میخواد حقیقتو بهش میگم اما میترسم قلبش بشکنه، یا بامن نمونه
    دلم میخواست میتونستم عاشقش باشم اما نمیتونم
    حس میکنم دارم بخودم هم خیانت میکنم
    اما خودمو اینطوری راضی میکنم که حتی اگه عاشقش بودم بعد از مدتی این عشق کمرنگ میشد
    و اینکه اینطوری راحتترم و دلتنگیا و نوسانات عشقو تجربه نمیکنم
    و اینکه خیلی بعیده بتونم بعد از تجربیاتم!، دوباره عاشق بشم

  • رها معتمد گفت:

    منم دروغ سفید زیاد دارم و اتفاقا تو این چند سال اخیر فهمیدم که چقدر این دروغ‌ها آرامش حقیقی رو از آدم میگیره و کم کم خودم هم میمونم و شاید چند سال دیگه متوجه بشم که حتی خود واقعیم رو گم کردم!
    یک اعتراف: من اصلا با یک اسم جعلی کامنت میزارم. یعنی اصلا اسمم رها معتمد نیست!
    از یه طرف، حاضر نیستم سکوت کنم از طرف دیگه، جرات نوشتن با اسم خودم رو هم ندارم. جالبه که گاهی اوقات جرات نوشتن با این اسم مجازی رو هم ندارم و بدون نشون می‌نویسم! نمیدونم چرا اینقدر می‌ترسم.
    احساس میکنم اگر بشناسیم باهام راحت نیستی.
    اتفاقا موثرترین و حقیقی‌ترین نظراتم رو بدون نام می‌نویسم. باورتون نمیشه اگر بگم در مقابل بعضی‌هاشون عکس العمل‌های عالی و تا عمق وجود صمیمانه ازتون گرفتم…
    استاد عزیز شرمنده‌ام و متاسف و ناراحت ……..

  • آرزو گفت:

    سلام
    دروغ دروغه نگیم

    • وقتی می‌گیم همه‌ی دروغها بد هستند و نگوییم. معناش این نیست که جامعه بهتر می‌شه. معناش اینه که از فردا همه‌ی دروغ‌ها رو خواهیم گفت!
      همین اتفاقی که در جامعه افتاده.
      روش حل مشکلات اینه که اونها رو تفکیک و تجزیه کنیم آرزو.
      بگذار یک مثال بزنم: خیانت در رابطه‌ی عاطفی
      اینکه بگیم خیانت بده. بد. بد. بد. خیلی بد. شیطون از خیانت خوشش می‌آد. خاک بر سر خیانت کار. بد. حرام. بد!
      خوب میشه همین فرهنگ امروز ما که همه به هم خیانت می‌کنیم و …
      برای حلش باید طبقه‌بندی و تحلیل بشه:
      خیانت حداقل دو جوره: خیانت اقتصادی (مالی)‌و خیانت (عاطفی)
      خیانت عاطفی می‌تونه در روابط زن و مرد باشه یا در روابط دوستانه (مثلاً دو همکار)
      در روابط زن و مرد می‌تونه از نوع ذهنی باشه (مثلاً خیالپردازی و اسمتناء) و یا فیزیکی
      خیالپردازی می‌تونه تفننی و موردی باشه یا مکرر و دائمی
      و…
      حالا من می‌گم مراقب خیانت‌های خیالپردازانه‌ی مکرر با تصویرسازی شفاف باشید به این دلیل و آن دلیل و …
      یکی بیاد بگه: خیانت کلاً بده!
      خوب اگر این کلی گویی‌ها کاری می‌کرد که تا حالا کرده بود! ما به جزئی گویی نیاز داریم!

      • میلاد گفت:

        ۱) یک نظری به این ویدیو بندازید : http://www.ted.com/talks/pamela_meyer_how_to_spot_a_liar.html
        خوشبختانه زیر نویس فارسی هم داره برای دوستانی که متوجه کل مطلب نمی شوند.

        اما ۲) بر خلاف نظر شما محمدرضای عزیز متاسفانه جزئی گویی نیز مشکل اخلاق را حل نمی کند. آنچه مانع از گفتن دروغ می شود سطحی از تعهد است که می توان ایمان نامیدش. ایمان به اینکه جز راست نباید گفت و آنچه از سنن منسوخه تحت عنوان دروغ مصلحتی به ارث رسیده میراثی جز انحطاط اخلاقی جامعه ای که در تلاش برای گسستن از این سنن است نگذاشته است.
        هرچند گفتگو (discourse) می تواند منشا تغییر در امور اخلاقی شود (نه جزئی گویی). این گفتگو از سطح ساده و عام شروع شده و منوط به درک افرادی که در این گفتگو مشارکت می کنند می تواند عمق یابد تا آنجا که منجر به تغییر رفتار شود. اما این گفتگو تنها زمانی که منجر به تقلیب شرکت کنندگانش نگردد نفوذ و اثر نمی یابد و نفوذ و اثر جز به ندای حقیقی نیست که راست گو ولو کفر باشد.

        دروغ سفید به هر دلیلی که گفته شود، ما را آماده پنهان کردن حقیقت می کند و این پنهان سازی حقیقت ما را متوهم می کند. لازمه اهتراز از آن شجاعت، و تعهد (ایمان) به حقیقت است.
        ممنون از وبسایت

      • آرزو گفت:

        بله درسته.
        ممنون که همه چیو کامل یاز میکنین و توضیح میدین.

  • مسعود گفت:

    جالب و قابل تامل.. دروغ سفید
    برعکس اسمش که در لحظه حس می کنی خب این چندان آسیب زا نیست..
    دروغ سفید من: حالم خوبه بنابراین احتمالا امکانهایی که برای خوب شدنش هست رو از دست میدم!
    البته مطمئن نیستم این قبوله یا نه رئیس پست جواب بده؟

  • سمانه عبدلی گفت:

    بزرگترین دروغهای زندگی را نه به خانواده، نه به دوست، نه به عشق خود گفته ایم.

    بزرگترین دروغهای زندگی را به « خود »گفته ایم.

    اما زندگی گاه به جایی میرسد که باید به خودمان دروغ بگوییم. مصلحتی، شاید!

    گاه بهتر است به خود دروغهایی بگوییم که باورپذیرند تا راستهایی که نمیتوانیم باورشان کنیم.

    دلم میخواهد روبروی خودم بایستم در آینه.

    دروغ بگویم. بزرگ. بزرگ. بزرگ. آنقدر بزرگ که خودم هم به سختی باورش کنم.

    امروز میفهمم حرف آن معلمم را که میگفت:

    تو من را فریب دادی و من نفهمیدم،

    اما نمیدانم روزی برسد که بتوانی خودت را هم با تمام وجود فریب دهی یا نه.

    آخرین درس در تکامل انسانی، فریب دادن خویشتن است.

    ورنه، درک حقیقت فضیلت دشواری نیست.

    ***از وبلاگ فقید! « برای فراموش کردن ».در حال حاضر برای من همین اندازه اعتراف کردن کافیه.اما
    از یک « توهم وحشی » خواهم نوشت….

  • علی گفت:

    محمد رضای خوبم…
    من الان ۴ ساله دارم به عزیزترین کسانم دروغ می گویم. خیلی سخته که برای نشکستن دل دیگران، آنهائی که دوستشان داری و آرامش آنها برایت مهمه ، مجبور باشی دائماً داستان بسازی و دروغ بگی . نمی دانم این دروغ چه رنگیه، ولی گفتنش نه تنها عزت نفسم را کم نکرده بلکه احساس قدرت میکنم، چون غمهای بزرگ را با دروغ های کوچک به تنهایی تحمل کردم.

  • ﻣﺤﻤﻮﺩ گفت:

    ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﺳﻼﻡ
    ﭼﺮﺍ ﺳﻤﯿﻨﺎﺭ ﺭﻭ ﺷﻨﺒﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﺍﻭﻧﻢ ﺻﺒﺢ ؟!
    ﺍﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﯼ… ﻋﺼﺮﯼ …
    ﺩﺭ ﻫﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺵ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻡ

  • شاگرد کوچک تو گفت:

    باور کن چیزی یادم نمی آید! می دانی من بیشتر وقتها از راستگوئی و نگفتن دروغ های سفید آسیب دیدم!!!

  • امیر گفت:

    خیلی باحالی مهندس

  • شهرزاد گفت:

    میدونی… به نظر من وقتی بتونی عاشق هستی ،باشی و از خودت رها بشی اونوقت توی فرهنگ لغتت چیزی به اسم دروغ نمی شناسی، چه برسه به اینکه سفید باشه یا سیاه. تو کاری رو می کنی یا حرفی رو می زنی که دلت میگه و مطمئنی که او هیچ گاه اشتباه نمی کنه…

  • محمد گفت:

    استاد ،من همیشه به دوستام می گم محمدرضا شعبانعلی دوست صمیمی من ، این دروغ اصلا؟ اگه دروغ چه رنگیه؟

  • فائزه گفت:

    به به! خورشید دراومد 🙂

    با این اوصاف که شما نوشتید گاهی دروغ سفید میتونه مثبت و کارساز باشه
    مثلا اگر تلقین مثبت در دراز مدت در مورد صفتی که در ما نیست رو بشه دروغ سفید در نظر گرفت؛ به نظر من میتونه مفید باشه.

  • هادی گفت:

    منم خیلی وقته با این قضیه درگیرم
    بعضی وقتا که با دوستام حرف میزنم آنچنان میگم من این مطلبو از فلان سایت یا فلان کتاب خوندم که دوستام کلی مجذوب میشن غافل از اینکه نه سایتی وجود داره و نه کتابی . . .

  • سپید گفت:

    اعتراف صادقانه : دقیقا سه روز پشت سر هم به دلیل شب بیداری نتونستم به موقع بیدارشم و به باشگاهم برسم ولی به مربی نگفتم خواب موندم گفتم نرسیدم بیام !! در صورتی که قبلا پیش اومده که دیر برسم ولی صادقانه بگم خواب موندم!
    ولی انصافا خیلی به ندرت پیش میاد مثلا وقتی بهم میگن کوه کجاها رفتی میگم دماوندم رفتم ولی هنوز د دماوند تموم نشده میگم البته تا بارگاه سومش و موفق به صعود کامل نشدم!

    محمدرضا جان چیزی نگفتن اگر باعث ذهنیت اشتباه دیگران بشه جز رسته ای از دروغ محسوب میشه؟مثلا این که تو انقدر درباره یکی از اعضای خانوادت چیزی نگی که دیگران فک کنن تو اصلا پدر ،یا مادر نداری ؟! یا مثلا صرفا بخاطر حجابت فک کنن یه مذهبیه افراطی!! یا کلا رفتاری از ما که باعث ذهنیت اشتباه دیگران بشه!

  • عسل گفت:

    یادم نمیاد دروغ سیاه گفته باشم تا حالا
    دروغ سفید رو شاید ترس از مورد بازخواست قرار گرفتن ، مسخره شدن یا …. میگم و قبلا بیشتر و الان خیلی وقته سعی کردم کمش کنم ، چون فکر میکنم برای چی باید دروغ بگم؟ من همینی که هستم هستم ، برای چی باید خودمو پنهان کنم

    اولین و عمده ترین دروغ سفیدم در مورد مکان هاست! همه فکر میکنن من یه جام ( مثلا دانشگاه یا سرکلاس یا …) ولی در واقع یه جای دیگه ام
    یک موردش همین ساعت خواب! من ساعت ۶ صبح بیدارم ، ولی در واقعیت هر وقت خسته نباشم بیدار میشم ممکنه ۵ صبح باشه ممکنه ۲ بعد از ظهر!
    در مورد درس خوندن هم دروغ سفید خیلی میگن نمونه اش همین الان! همه فکر میکنن تو اتاق دارم با کامپیوتر درس میخونم ولی دارم با کامپیوتر وبلاگ میخونم!
    اهان یه سری دروغ سفید دیگه هم دارم که وقتی میگم که نمیخوام به کسی حقیقت رو بگم و اون طرف اصرار میکنه که چیزی که بهش ربط نداره رو بدونه! یه چیز الکی میگم که از شر خودم بازش کنم

  • الهام گفت:

    من چند سالی میشه که این دروغ سفید رو کنار گذاشتم و این باعث شده که خیلی راحت تر زندگی کنم. در واقع یه جوری با خودم، تواناییهام، وضعیت اقتصادیم، خانواده و… کنار اومدم، که در نتیجه الآن ارامش بیشتری دارم.
    پذیرفتم که انتخاب خیلی چیزها مثل خانواده و… در اختیار من نبوده و همین طور پذیرفتم که قرار نیست من الزاما بهترین باشم.

  • آوا گفت:

    به نظر من دروغ سفید هم به دیگران آسیب میرسونه آنهم از نوع روحی. هم اتاقی ای داشتم که مدام از خودش و تواناییهاش تعریف می کرد و کلا پرمدعا بود.آن موقع تجربه ام در حدی نبود که متوجه بشم او از کمبود اعتماد بنفس رنج میبرد و در واقع می خواست به خودش اینهارو بقبولونه.تاثیرات بدی روم گذاشت خیلی اعتماد بنفسمو پایین آورد فکر میکردم اون همه کاری از دستش برمیاد و من نه.کلا تواناییهای خودمو فراموش کرده بودم.از ترم بعد کمی خودمو ازش دور کردم و به خودم اومدم.دوباره خودمو باور کردم و همه چیزو جبران کردم.امروز دیگه ارتباطی با اون هم اتاقیم ندارم ولی خاطره بدش همیشه تو ذهنم هست و هنوز آزارم میده.

  • پویان گفت:

    یه زمانی به تقلید از آقای محمد صالح اعلا تصمیم گرفتم به هیچ وجه دروغ نگم. چه سفید چه سیاه
    و فقط ۶ ماه دووم اوردم…

  • آرشام گفت:

    باشه و ممنون / سعی می کنم عملیش کنم

  • ناصر گفت:

    من همیشه به دروغ به همه میگویم وضع مالیم خوب است

    ولی واقعیت این است که به سختی فقط میتوانم خرج زندگی

    خانواده دونفره مان رابدهم وچون تاآخرشهریورتوان پیداکردن

    خانه ای راندارم مجبوریم به منزل پدرخانم برویم .

    • دروغگو گفت:

      وقتی می گم خوبم …دروغ می گم …من هیج خوب نیستم …….من وقتی می گم خوشبختم …وقتی می گم همه چیز خوبه…وقتی می گم می گذره …..دروغ می گم ….من وقتی می گم هنوز زنده ام ….دروغ می گم من سالها پیش مرده ام

    • ژیلا گفت:

      من هنوز همون جوری خوبم ……واین خیلی بده…..

  • شیروان گفت:

    سلام جناب شعبانعلی، تو کدوم کتاب پاول اکمن در مورد دروغ سفید و سیاه توضیح داده؟ممنون میشم اسم کتاب رو بگید.

  • خسرو گفت:

    سلام. نوشته هاتون رو دوست دارم همیشه عطری از صداقت داره در مورد دروغهای رنگی چی صحبتی نمیکنید به نظر من همیشه غیر از سفید وسیاه رنگهای دیگر هم هستند

  • سارا گفت:

    دروغ سیاه: یادم نمیاد
    دروغ سفید: خیلی بوده همیشه سعی کردم ظاهرم رو طوری نشون بدم که هیچ وقت مشکل مالی نداشتیم و از خانواده مرفه بی درد هستیم شاید به خاطر دوستانی بوده که داشتم همیشه دوستام از طبقات خیلی بالاتری بودن
    نکته: ماه رمضان امسال تقریبا یک سال میشه که برای رفع بعضی از مشکلات رفتاری اوایل هر هفته اما الان هر ماه یکبار پیش مشاور می رم احساس می کنم خیلی عوض شدم حداقل راحت تر زندگی می کنم

  • فرشته گفت:

    من ضربه دروغ سیاه رو تازگی خوردم.خیانت منظورم.

  • البرت گفت:

    سلام من الان فقط میدونم از تمام اتفاقات زندگی ناراضیم و باید تغییر اساسی کنم ولی همش واسه این این تغییر امروز و فردا میکنم

  • دلا گفت:

    من متاسفانه مشکلی دارم که هر چه تلاش کردم نتونستم حل کنم. من نمی تونم دروغ بگم و واقعا به کسانی که دروغ می گن و به راحتی این کار رو می کنن غبطه می خورم!
    من فقط یک انسان بی سلاحم در برابر تمام دروغ ها!! از نظر من دروغ، دروغ است و سیاه و سفید ندارد. این ها همه توجیه هستند. حتی به دروغگو ترین انسان ها هم دروغ بگویی، وقتی بفهمد دروغ گفته اید. دیگر رایطه مثل سابق نخواهد بود… اثرات بعدی دروغ آن چنان مخرب است که هیچ چیز ارزش این همه تخریب را ندارد!

  • ندا گفت:

    حقیقتیست..
    من با دروغ های زیادی که به دوستم گفتم خودم رو نزدیک کردم به شخیتی که اون دوست داشت ….زمان زیادی گذاشتم تاخودم رو به چیزهایی که گفته بودم نزدیک کنم وهمه چیز رو به واقعیت تبدیل کنم و خدا رو شکر اینم شد .اما همونطور که گفتین با اینکه داشته های امروزم آرزوی دیروزم بوده اما هنوز خسته ام و از خودم ناراضی…

  • yalqizada گفت:

    چه مطلب جالبی…!!!!
    منم زیاد دروغ سفید میگم. دلیلمم همون ضرر نرسیدن به دیگران بود و هست. خب سخته که این عادتو ترک کنم ولی این مطلب باعث شد جدی روش فکرکنم. ممنون آقای شعبانعلی

  • آدمی که به حقیقت دست یافته چگونه می تواند دروغ بگوید؟

    برای چه باید دروغ بگوید؟

    او هیچ دروغی برای گفتن ندارد.

    «اوشو»

  • افسانه گفت:

    سلام.
    من هم تو زندگیم از این دروغ های سفید گفتم.
    مثلا بارها شده که رفتم تو اتاقمو مشغول نوشتن خاطره، شعر، خوندن کتاب های مورد علاقم، اس ام اس بازی و حتی چرت زدن بودم که مامانم اومده تو اتاق، بلافاصله خودمو جمع و جور کردمو گفتم دارم درس می خونم.
    یادش به خیر سال کنکور کارشناسی که خیلی خیلی زیاد این اتفاق تکرار می شد.
    ولی قبول دارم. واقعا آسیب می رسونه به آدم و در واقع می شه گفت از جمله مکانیسم های خیلی قویه که مانع از رشد (خود) میشه.

  • صبا گفت:

    سلام و درود خداوند بر شما ، از دلنوشته تان که آموزشگاهی پر بار است تشکر می کنم ، امیدوارم همه ما نیروهای خود را برای ساختن نقاب و حفظ آن در مقابل دیگران به باتلاق نریزیم و حفره های درونی خویش که نیازمند ارتزاق و تایید دیگران است را شناسایی و به چشمه جوشان تبدیل سازیم ، با حرکت کردن به سوی کامل تر شدن و بهتر شدن . امیدوارم روزی انسانها تنها در صورتی دروغ بگویند که بخواهند جان کسانی را نجات دهند که زنده بودنشان ارزشمند است .

  • صبا گفت:

    سلام و درود خداوند بر شما ، از دلنوشته تان که آموزشگاهی پر بار است تشکر می کنم ، امیدوارم همه ما نیروهای خود را برای ساختن نقاب و حفظ آن در مقابل دیگران به باتلاق نریزیم و حفره های درونی خویش که نیازمند ارتزاق و تایید دیگران است را شناسایی و به چشمه جوشان تبدیل سازیم با حرکت به سوی کامل تر شدن و بهتر شدن . امیدوارم روزی انسانها تنها در صورتی دروغ بگویند که بخواهند جان کسانی را نجات دهند که زندگیشان ارزشمند است .

  • ص.شویکلو گفت:

    اعترافات من:
    دروغ سیاه: واسه زود گرفتن ۱ گواهی مجبور شدم بگم من ۱ جای دیگه زندگی می کنم..
    دروغ سفید:یادمه اولین دروغ سفیدم دوران دبستان بود. به همکلاسیم گفتم ما ۱ طوطی داریم خونمون!:/
    اخریشم می رسه هوم..:به استاد ۳تارم گفتم من خیلی کارای استاد شعاریو گوش دادم در حالی که فقط ۲تا گوش داده بودم!
    نکته جالب اینکه وقتی در.غ سفید می گم سعی می کنم عملیش کنم! مثلا الان اکثر کارای استاد شعاریو گوش دادم.
    اما به مظر من دروغ سفید ناشی از ضعف در اعتماد به نفسه. شاید در دورانی خوب دیده نشدن باعث میشه دروغ سفید بگیم.

  • مينا گفت:

    سلام
    خیلی مطلب جالبی بود باید بگم من همیشه فکر میکردم دروغ سیاه نابخشودنی هست و نه سفید .منم دروغ سفید میگم چون فکر میکنم به کسی آسیب نمی رسونه البته بیشتر در مورد کسانی که دوسشون دارم اینکار میکنم تا تصویری که دیگران از اونها پیدا میکنند خوب باشه .خب باید رو خودم کار کنم .

  • خب شاید پس بشه گفت اون هایی که به نوعی حس کمبود دارند مخصوصن اعتماد به نفس، دروغ سفید می گویند؟ یا آدم های ترسو……یعنی بیشتر به ضعف شخصیت مربوطه استاد؟

  • کیا گفت:

    من که فقط جرات دارم دروغهای شما رو اعتراف کنم که از حوصله این سایت خارجه و مال خودمو نه (دوستت دارم دروغگو)

  • حسين گفت:

    دروغ سفید راهی شده برای فراموش کردن اشتباهات و شاید بهترباشه بگم فرار از اشتباهات
    امیدوارم بتونیم این سیاه به ظاهر سفید رو از زندگیم حذف کنیم

  • ف ف گفت:

    این ماه بدترین ماه مالی زندگی ام بوده اما جلوی همه حتی خانواده ام می گم هیج مشکلی ندارم و همه چیز روبه راه است اما تو تنهاییم خیلی کم اوردم خیلی ریسک کردم خیلی ……………

  • ف ف گفت:

    مهندس جان شما دروغ های سفیددیگری هم میگویید اما چون دوستتون داریم دروغ هاتون رو هم دوست داریم :))))))
    تازه از آنجائیکه استاد همیشه الگو در زندگی ، گاهی بنچ مارک هم می کتیم 🙂
    کارتون خیلی سخت شده باید خیلی مواظب اعمال و رفتار و گفتارتون باشید ……. عواقبش را چه باید کرد…

  • ظاهرالصلاح گفت:

    البته همونطور که میدونید تمام دروغها بیان نمی شن خیلی هاش رفتاری هست . مثلا خود من قیافه ام خیلی ظاهر الصلاحه ولی ببخشید که این حرف رو می زنم ، هر چی زن و دختر می بینم قشنگ با رزولوشن بالا اسکن ذهنی شون می کنم و آناتومی شون رو تحلیل می کنم . بندگان خدا همیشه به من میگن شما چقدر ماخوذ به حیا هستید !!!

    • حامد گفت:

      خدا شانس بده من برعکس شما ظاهرم غلط براندازه اگه توی جمعی برم همه از اونجا در میرند چون فکر می کنند من آخر خلافم. دوستام میگن تو وقتی به کسی نگاه میکنی فقط دید جنسی داری ولی اصلا این طوری نیست. همه فکر میکنندمن معتادم ولی سیگار هم نمیکشم . محال است توی ایست بازرسی ۱ ساعت تفتیش نشوم. خوستگاری هم که رفتم پدر دختره بهم گفت چند وقته که معتادم؟؟!!!!

      • عسل گفت:

        حامد جان
        ببخشید نظر میدم ولی به نظرم تیپ لباس پوشیدن ، نوع آرایش موها و .. رو عوض کن
        شاید درصد خوبی از مشکلت حل بشه

    • پگاه گفت:

      آقای ظاهر الصلاح مهمترین مسیله جدا از دروغ سیاه و سفید اینجا اینه که شما بیمارید و حتما باید به به پزشک مراجعه کنید…والبته که هوش زنانه هیچوقت به خانمهایی که شما اسکنشون میکنی دروغ نمیگه بیشتر به لحن گفتنشون نگاه کنید اگر اینطور گفتن یا دارن تیکه میندازن بهتون یا اینکه هوش زنانشون یه چی در حد زیر صفره و شاید هم از نظر فکری تو مایه های خودتون باشن که ازشون تایید میگیرید………در هر صورت که حتما به پزشک مراجعه کنید چون وقتی با همچین وقاحتی در قالب طنز این رفتارو اینجا می نویسید حتی با اسم مستعار نشون میده که در آینده حریمها رو بیشتر خواهید شکست..

    • عيلرضا گفت:

      ممکنه اینی که گفته باشید با درجه ۴ یا ۵ یا حتی ۱۰ از صدی که شما گفتی طبیعی باشه ولی کلا برداشتم اینه که بیشتر سعی داشتی که موضوعی رو مطرح کنی تا شاخه ای از موضوع بحث رو مطرح کرده باشی و شوخی بیش نیست.
      بنابراین پگاه خانوم . زیاد ناراحات نشو.

      • پريا گفت:

        یعنی داره خودمو، زندگیمو وجودم رو تغییر میده…همش صد بار با خودم میگم دیگه رفتیم تو جمع دردغ نگیا!!! اینقدر گدای توجه شدم دیگه برام فرقی نمیکنه دروغه طرز فکرارو نسبت به من عوض کنه فقط میخوام بگمو بگم که توجه جمع رو داشته باشم.

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *