درباره فقر…

میخواهم بگویم ……

فقر همه جا سر میكشد …….

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ……

فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است ، ولی ، آن چیز پول نیست ….. طلا و غذا نیست …….

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ……

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ……

فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند …..

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود …..

فقر ، همه جا سر میكشد ……..

فقر ، شب را ” بی غذا ” سر كردن نیست ..

فقر ، روز را ” بی اندیشه” سر كردن است

———————————————————————————————————

این حرفهای زیبای شریعتی را، میتوان مثل نیایش هر روز صبح خواند و خواند و خواند…



14 نظر بر روی پست “درباره فقر…

  • اسما گفت:

    فقر پیدا نکردن حقیقت است

  • fahimeh گفت:

    ممنون از یادآوریتون

  • محسن رضایی گفت:

    یکی از دوستان تعریف می کرد که تو اصفهان یکی از هموطنان آب دهنشو می ندازه تو خیابون و بعد یه پیرزن خارجی خم می شه با یه دستمال آب دهن اون بنده خدارو تمیز می کنه و می گفت بدون هیچ نگاهی و…این قافله از قافله سالار خراب است…

  • پرویز گفت:

    فقر به نسبت دستان کوتاه ما و آرزوهای بلند ما، بزرگ نیست؟

  • هلن گفت:

    هر روز و هر روز این جملات رو میخونم…
    و می دونم تو جامعه ای زندگی میکنیم که بیشتر مردمانش فقیرن و بزرگترین آرزوم اینه که دنیامون یکم عوض بشه و حداقل بتونیم فقر فرهنگی رو کمتر کنیم
    من تغییر رو از خودم شروع کردم……..

  • امیر گفت:

    فقر پرتاب نارنجک به سمت ارامگاه کوروش است !!

  • سارا.ر گفت:

    سلام،
    …و ما این روزها چقدر فقیریم

  • محمدرضا گفت:

    ای بابا محمدرضا من که امیدوارم بالاخره یه روز خوب میاد اما با تلاش بیشتر فقط کمی زمان نیاز داریم

  • رها(اسفند) گفت:

    تنها جمله ای که به ذهنم رسید برای این روز نوشته و چه جالب که باز هم دکتر شریعتی خوب بیان میکند:
    امروز گرسنگی فکر از گرسنگی نان فاجعه انگیزتراست…

  • جواد گفت:

    سلام محمدرضا جان
    فقر درجا زدن و پرواز نکردنم مرا مستاصل خود کرده .

  • آرزو گفت:

    فقر همون چیزی که بیشتر خانواده های یه جامعه کم یا زیاد دارن طعمش رو میچشن
    فقر همون چیزی که یه دانشجو فقط درس رو برای مدرک میخونه بدون اینکه فهم کاملی از مطالب داشته باشه
    فقر این که دل ببندی بدون شناخت
    فقر این که همچنان و همچنان بدون تغییر زندگی کنی
    فقر نگاه خالی و روزمرگی زندگی
    فقر خیلی ابعاد داره….
    فقر چکش زدن به یه استاد جامعه هست
    فقر حرکت نکردن و مرداب بودن
    فقر عاطفی,خانوادگی….

    لطفا چند تا از کتابای دکتر شریعتی رو برای مطالعه بهم معرفی کنید,تشکر

  • سمانه گفت:

    اولین صفحه ی سررسید سال ۹۱ با همین جمله ها پر شده بود که تمام سال همراه من بود
    سال ۹۲دوباره مینویسم وهر روز تکرارش میکنم