فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

خواب این روزهای من…

این روزها خواب نمی‌بینم. هر شب، ساکت و آرام می خوابم تا صبح.

یک رویای خیلی بزرگ دارم. آنقدر بزرگ که در خواب هم نمی‌گنجد.

و دهها رویای کوچک دارم. آنقدر کوچک که به خوابم هم نمی‌آیند.

این روزها خواب نمی‌بینم. ساکت و آرام می‌خوابم تا صبح…

sleeping

+138
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


21 نظر بر روی پست “خواب این روزهای من…

  • آرین( csc antegral) می‌گه:

    سلام استاد لطفا درباره چند موضوع زیر اطلاعات دهید یا کاری انجام دهید
    ۱-اگه من ساعت ۱۰ بخوابم ساعت ۴:۳۰ دقیقه یا ۴ بیدار شم برام خوبه
    ۲-برای سوال های بچه ها لطفا جایی را بگذارید

  • اکبری می‌گه:

    ببند پنجره‌ها را که شب هوا سرد است
    نگو که باد پیام تو را نیاوردست
    بنا نبود خبر بی گدار گفته شود
    خبر نباید از این رهگذار گفته شود
    خبر تو را، نه تو آن را به یاد آوردست
    به باد می رود آن را که بادآوردست
    ببند پنجره‌ها را برو بگیر بخواب
    نخواستی شب دیگر دوباره دیر بخواب
    تمام این همه شب را نخفته ای تا صبح
    تمام روزنه‌ها را ببند و سیر بخواب
    چگونه نام مرا سربلند می کردی
    شبانه ای هم از این دست سر به زیر بخواب
    چه قدر چشم به راهی، چه قدر بیداری
    تو را به پیغمبر-هان- تو را به پیر بخواب
    بخواب پوپک من دست از خیال بکش
    برو به بستر و در ذهن خود دو بال بکش
    یکی برای من این جا که زودتر برسم
    یکی برای خود آن جا به شکل دال بکش
    به روی شانه من کوزه ای بزرگ بذار
    به پای چشم خودت چشمه ای زلال بکش
    ورق بزن به غزل‌های دفتر حافظ
    و روح خسته خود را به سمت فال بکش
    «زگریه مردم چشمم نشسته در خونست
    ببین که در طلبت حال…» هوم … حال بکش
    بخواب حوصله‌ها وقت خواب تنگ ترند
    میان خواب ولی قصه‌ها قشنگ ترند

    سعید بیابانکی

  • محرم اسرار می‌گه:

    تعبیر رویا ها و تاویل خوابها
    قدرت و نعمتی است برازنده ی شایستگان
    شایسته بمانید.

  • بهاره می‌گه:

    مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست از همین خاک جهان دگری ساختن است.

  • علیرضا داداشی می‌گه:

    سلام
    نمی دانم چرا برای شما دلتنگ شدم و برای خودم نگران.
    من با خواب رابطه ای عجیب دارم. خیلی نمی خوابم ولی تقریباً تا ساعت ها بعد از بیداری ، خوابم همراه من است.
    نمی دانم چرا دوست دارم بیشتر خواب ببینم. شاید چون نگرانم. نگران عمر گذشته و کارهای نکرده و بیخبری از میزان باقی مانده عمر که نمی دانم چقدر است.
    هر روز دغدغه هایم بیشتر می شود. خصوصا از وقتی شما را شناخته ام. و این نگرانی از کوتاهی مبادای باقیمانده عمر هر روز بیشتر و بیشتر می شود.
    دوست دارم در خواب دنیایی را ببینم که می خواهیم بسازیم . ببینم که ساخته شده و ببینم که سهم مهمی در ساخته شدنش داشته ام گرچه مهم نیست دیگران میزان این سهم مهم من را بدانند.
    برقرار باشید

  • سمی می‌گه:

    همیشه خوابتون آرام، تنتون سالم، وجودتون لبریز از آرامش و آرزوهاتون دست یافتنی استاد.

  • شهرزاد می‌گه:

    … چقدر توی این چهار جمله ی کوتاه، دنیایی از ظرافت و لطافت پیدا کردم …
    و با خوندن «رویای خیلی بزرگ» ِشما، که مطمئنم قطعا رویای به غایت ارزشمندی خواهد بود، به یاد “من امروز رویایی دارم” از موریس مترلینگ افتادم :
    ” … من امروز رویایی دارم! … رویای من اینست که سرانجام روزی دره‌ها بالا خواهند آمد و تپه‌ها و کوه‌ها پایین خواهند رفت، ناهمواری‌ها هموار خواهند شد و ناراستی‌ها راست؛ جلال خداوند آشکار خواهد شد و همه ابنای بشر با هم به تماشای آن خواهند نشست…”

    • علیرضا داداشی می‌گه:

      سلام خواهرم
      سرکار خانم، با کمال شرمندگی به نظرم منظورتون مارتین لوترکینگ جونیور باشه که اشتباه تایپی رخ داده.
      چون مطالب این خانه را جاهای دیگر نقل می کنیم گفتم جلوی این اشتباه تایپی را بگیرم.
      ببخشید.
      زنده باشید

      • شهرزاد می‌گه:

        ممنون آقای داداشی.. بله، همینطوره که شما فرمودید. ممنونم که این اشتباه تایپی رو تصحیح فرمودین. (راستی چرا گفتم مترلینگ؟؟!!:) )

  • سپید می‌گه:

    باور دارم که رویاهایت زیباست،
    کاش آسمان تصویر رویای بزرگت را نشانمان دهد،
    تا بزرگیش را در خواب و بیداریمان تقسیم کنیم،
    آن زمان که رویاهای کوچکت در کوچه ها به تحقق کنارمان قدم می زنند،
    و تو هر شب “آسوده”بخوابی تا صبح.

  • طاهره جلیلی می‌گه:

    خوابی که تجسم دنیای بیداریه… رویایی که تو بیداری کشته شده و الآن من موندم و یه دنیای سفید…انقدر سفید که چشم رو میزنه…. پر از خالی و پر از آرامش ساکن….آره… این تجسم بیداریه بی رویاست….

  • نیما می‌گه:

    به نظرم موضوع اصلا در مورد خواب نیست
    یا اینکه من بد متوجه شدم باید عمیق تر بشم روی مطلب این پست . . .

    • m می‌گه:

      بله موضوع خواب نیست… ماهاییم که از خواب نوشتیم شوخی کردیم..(البته اگه جسارت نبوده باشه) (من یکی که زندگیم خیلی وفته رو هواس… فقط به رو خودم نمیارم…)

      • نیما می‌گه:

        دوست و هم قبیله ای عزیزم . خطاب نوشته من به کامنت شما یا سایر دوستان نبود شاید یه جور بلند فکر کرد بود بشتر (یهتره بگم خطاب به متن بود آخه نمیتونستم بفهمم استاد دقیقا چی می خوان بگن ، هنگ کرده بودم!!!)
        ولی درمورد خواب ،پدر معنوی من معتقد هستند که احساس و اندیشه آخرین لحظه ، آخرین لحظه که مرز بین بیداری و خواب شماست کیفیت خواب رفتن sleep،خواب دیدن و رویا هاdream و از همه مهمممممممتر وقایع فردا-روز شما Future رو می سازه. به این شکل که ، شما که برای وقایع فردا و فردا ها تون نیاز به انرژِی فعال و پیش برنده دارید ، حس و اندیشه شما در لحظات پایانی بیداری و آغازین خواب بعد از شناسایی سبک فعل فردای شما و شناسایی کیفیت انرژی مورد نیازفعل فردای شما ، انرژی مورد نیاز شما رو از تمام اجداد و نیاکان شما هزاران سال قبل شما که از طریق DNA به شما مننقل شده به شما عطا خواهد شد (این شناسایی رو ضمیر نا خودآگاه به عهده دارد).

  • حسین می‌گه:

    سلام
    دیدم فضا شاعرانه اس منم یک شعر از شاعر فقد قیصر امین پور بگم

    نه چندان بزرگم

    که کوچک بیابم خودم را

    نه آنقدر کوچک

    …که خود را بزرگ

    گریز از میانمایگی

    آرزویی بزرگ است؟

  • هاشم می‌گه:

    من که خواب نمى ببینم انقدر خستم که هیچ خوای نمى بینم یا این که نمى خوابم که خوابى هم نمى بینم مثل خیلى از ادما که انقدر کار مى کنن و نمى دونن چه مى خوان یا اینقدر بیکارند که هیچ ارمانى تو ذهنشون نیست

  • سمانه می‌گه:

    ایمان دارم که برای داشتن یک شب “خواب آرام”، یک روز پرتلاش و سالم و نا آرام لازم است….
    وقتی در طول روز تلاش کرده باشی و برای رسیدن به رویاهایت دویده باشی.
    شب هنگام ،ساکت و آرام به خواب میروی،تا صبحی و تلاشی دوباره برای رسیدن به رویاهای بزرگ…
    فردا دوباره صبح می آید از این مسیر،و ما چشم انتظار لحظه ی دیدار میشویم…

  • ياسين اسفنديار می‌گه:

    به امید روزی که آن رویای بزرگ، نه در خواب بلکه در واقعیت صورت عینی به خود بگیرد
    و این تلاش های امروز شما من را یاد جمله ای زیبا می اندازد.

    امروز با تلاش فراوان پیمان ببند و نگران فرداهای خود مباش.
    چراکه با تلاش امروز تو، فرداها نیز
    از تو و سرمایه ات مراقبت خواهند کرد.

  • m می‌گه:

    خوش به حالتون که خواب نمی بینید،من از وقتی که سرمو میزارم رو بالش تا صبح میرم سفر دور دنیا ،دیگه چیزی نیست که خوابشو ندیده باشم ،جایی نیس که توخواب نرفته باشم… به امید روزای خوب …

  • كيان می‌گه:

    “این روزها امیدوارم و امیدم را مقدس میدانم ، و عاشقانه ایمان دارم که امید مقدس تر است.”
    این جمله های شما رو باید با طلا نوشت ، تحقق رویاهایتان را آرزو میکنم در خواب و بیداری .
    و اطمینان دارم با محقق شدن رویاهای شما آرمانشهر را به تماشا خواهیم نشست. بامید آنروز…

  • امید می‌گه:

    یک فکری تو سرته! دوست داری انجام بشود، خیلی خوبه ولی کمی دور از دسترس! برایت می شود یک رویا!
    نه تو خواب ، حتی تو بیداری هم تو فکرشی….و تصور واقعی شدن آن ، زندگیت را معنا میده، بهت انرژِی میده .
    بعضی وقتها در خیالت آنقدر واقعی است که خودت را در آن موقعیت فرض می کنی و اطرافیانت می بینند چشمهایت داره برق می زنه ، می خنده …
    آن دیگر تو خوابت نیست، تو داری با آن زندگی می کنی .

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *