خواب این روزهای من…

این روزها خواب نمی‌بینم. هر شب، ساکت و آرام می خوابم تا صبح.

یک رویای خیلی بزرگ دارم. آنقدر بزرگ که در خواب هم نمی‌گنجد.

و دهها رویای کوچک دارم. آنقدر کوچک که به خوابم هم نمی‌آیند.

این روزها خواب نمی‌بینم. ساکت و آرام می‌خوابم تا صبح…

sleeping

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی

آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار



21 نظر بر روی پست “خواب این روزهای من…

  • آرین( csc antegral) گفت:

    سلام استاد لطفا درباره چند موضوع زیر اطلاعات دهید یا کاری انجام دهید
    ۱-اگه من ساعت ۱۰ بخوابم ساعت ۴:۳۰ دقیقه یا ۴ بیدار شم برام خوبه
    ۲-برای سوال های بچه ها لطفا جایی را بگذارید

  • اکبری گفت:

    ببند پنجره‌ها را که شب هوا سرد است
    نگو که باد پیام تو را نیاوردست
    بنا نبود خبر بی گدار گفته شود
    خبر نباید از این رهگذار گفته شود
    خبر تو را، نه تو آن را به یاد آوردست
    به باد می رود آن را که بادآوردست
    ببند پنجره‌ها را برو بگیر بخواب
    نخواستی شب دیگر دوباره دیر بخواب
    تمام این همه شب را نخفته ای تا صبح
    تمام روزنه‌ها را ببند و سیر بخواب
    چگونه نام مرا سربلند می کردی
    شبانه ای هم از این دست سر به زیر بخواب
    چه قدر چشم به راهی، چه قدر بیداری
    تو را به پیغمبر-هان- تو را به پیر بخواب
    بخواب پوپک من دست از خیال بکش
    برو به بستر و در ذهن خود دو بال بکش
    یکی برای من این جا که زودتر برسم
    یکی برای خود آن جا به شکل دال بکش
    به روی شانه من کوزه ای بزرگ بذار
    به پای چشم خودت چشمه ای زلال بکش
    ورق بزن به غزل‌های دفتر حافظ
    و روح خسته خود را به سمت فال بکش
    «زگریه مردم چشمم نشسته در خونست
    ببین که در طلبت حال…» هوم … حال بکش
    بخواب حوصله‌ها وقت خواب تنگ ترند
    میان خواب ولی قصه‌ها قشنگ ترند

    سعید بیابانکی

  • محرم اسرار گفت:

    تعبیر رویا ها و تاویل خوابها
    قدرت و نعمتی است برازنده ی شایستگان
    شایسته بمانید.

  • بهاره گفت:

    مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست از همین خاک جهان دگری ساختن است.

  • علیرضا داداشی گفت:

    سلام
    نمی دانم چرا برای شما دلتنگ شدم و برای خودم نگران.
    من با خواب رابطه ای عجیب دارم. خیلی نمی خوابم ولی تقریباً تا ساعت ها بعد از بیداری ، خوابم همراه من است.
    نمی دانم چرا دوست دارم بیشتر خواب ببینم. شاید چون نگرانم. نگران عمر گذشته و کارهای نکرده و بیخبری از میزان باقی مانده عمر که نمی دانم چقدر است.
    هر روز دغدغه هایم بیشتر می شود. خصوصا از وقتی شما را شناخته ام. و این نگرانی از کوتاهی مبادای باقیمانده عمر هر روز بیشتر و بیشتر می شود.
    دوست دارم در خواب دنیایی را ببینم که می خواهیم بسازیم . ببینم که ساخته شده و ببینم که سهم مهمی در ساخته شدنش داشته ام گرچه مهم نیست دیگران میزان این سهم مهم من را بدانند.
    برقرار باشید

  • سمی گفت:

    همیشه خوابتون آرام، تنتون سالم، وجودتون لبریز از آرامش و آرزوهاتون دست یافتنی استاد.

  • شهرزاد گفت:

    … چقدر توی این چهار جمله ی کوتاه، دنیایی از ظرافت و لطافت پیدا کردم …
    و با خوندن «رویای خیلی بزرگ» ِشما، که مطمئنم قطعا رویای به غایت ارزشمندی خواهد بود، به یاد “من امروز رویایی دارم” از موریس مترلینگ افتادم :
    ” … من امروز رویایی دارم! … رویای من اینست که سرانجام روزی دره‌ها بالا خواهند آمد و تپه‌ها و کوه‌ها پایین خواهند رفت، ناهمواری‌ها هموار خواهند شد و ناراستی‌ها راست؛ جلال خداوند آشکار خواهد شد و همه ابنای بشر با هم به تماشای آن خواهند نشست…”

    • علیرضا داداشی گفت:

      سلام خواهرم
      سرکار خانم، با کمال شرمندگی به نظرم منظورتون مارتین لوترکینگ جونیور باشه که اشتباه تایپی رخ داده.
      چون مطالب این خانه را جاهای دیگر نقل می کنیم گفتم جلوی این اشتباه تایپی را بگیرم.
      ببخشید.
      زنده باشید

      • شهرزاد گفت:

        ممنون آقای داداشی.. بله، همینطوره که شما فرمودید. ممنونم که این اشتباه تایپی رو تصحیح فرمودین. (راستی چرا گفتم مترلینگ؟؟!!:) )

  • سپید گفت:

    باور دارم که رویاهایت زیباست،
    کاش آسمان تصویر رویای بزرگت را نشانمان دهد،
    تا بزرگیش را در خواب و بیداریمان تقسیم کنیم،
    آن زمان که رویاهای کوچکت در کوچه ها به تحقق کنارمان قدم می زنند،
    و تو هر شب “آسوده”بخوابی تا صبح.

  • طاهره جلیلی گفت:

    خوابی که تجسم دنیای بیداریه… رویایی که تو بیداری کشته شده و الآن من موندم و یه دنیای سفید…انقدر سفید که چشم رو میزنه…. پر از خالی و پر از آرامش ساکن….آره… این تجسم بیداریه بی رویاست….

  • نیما گفت:

    به نظرم موضوع اصلا در مورد خواب نیست
    یا اینکه من بد متوجه شدم باید عمیق تر بشم روی مطلب این پست . . .

    • m گفت:

      بله موضوع خواب نیست… ماهاییم که از خواب نوشتیم شوخی کردیم..(البته اگه جسارت نبوده باشه) (من یکی که زندگیم خیلی وفته رو هواس… فقط به رو خودم نمیارم…)

      • نیما گفت:

        دوست و هم قبیله ای عزیزم . خطاب نوشته من به کامنت شما یا سایر دوستان نبود شاید یه جور بلند فکر کرد بود بشتر (یهتره بگم خطاب به متن بود آخه نمیتونستم بفهمم استاد دقیقا چی می خوان بگن ، هنگ کرده بودم!!!)
        ولی درمورد خواب ،پدر معنوی من معتقد هستند که احساس و اندیشه آخرین لحظه ، آخرین لحظه که مرز بین بیداری و خواب شماست کیفیت خواب رفتن sleep،خواب دیدن و رویا هاdream و از همه مهمممممممتر وقایع فردا-روز شما Future رو می سازه. به این شکل که ، شما که برای وقایع فردا و فردا ها تون نیاز به انرژِی فعال و پیش برنده دارید ، حس و اندیشه شما در لحظات پایانی بیداری و آغازین خواب بعد از شناسایی سبک فعل فردای شما و شناسایی کیفیت انرژی مورد نیازفعل فردای شما ، انرژی مورد نیاز شما رو از تمام اجداد و نیاکان شما هزاران سال قبل شما که از طریق DNA به شما مننقل شده به شما عطا خواهد شد (این شناسایی رو ضمیر نا خودآگاه به عهده دارد).

  • حسین گفت:

    سلام
    دیدم فضا شاعرانه اس منم یک شعر از شاعر فقد قیصر امین پور بگم

    نه چندان بزرگم

    که کوچک بیابم خودم را

    نه آنقدر کوچک

    …که خود را بزرگ

    گریز از میانمایگی

    آرزویی بزرگ است؟

  • هاشم گفت:

    من كه خواب نمى ببينم انقدر خستم كه هيچ خواي نمى بينم يا اين كه نمى خوابم كه خوابى هم نمى بينم مثل خيلى از ادما كه انقدر كار مى كنن و نمى دونن چه مى خوان يا اينقدر بيكارند كه هيچ ارمانى تو ذهنشون نيست

  • سمانه گفت:

    ایمان دارم که برای داشتن یک شب “خواب آرام”، یک روز پرتلاش و سالم و نا آرام لازم است….
    وقتی در طول روز تلاش کرده باشی و برای رسیدن به رویاهایت دویده باشی.
    شب هنگام ،ساکت و آرام به خواب میروی،تا صبحی و تلاشی دوباره برای رسیدن به رویاهای بزرگ…
    فردا دوباره صبح می آید از این مسیر،و ما چشم انتظار لحظه ی دیدار میشویم…

  • ياسين اسفنديار گفت:

    به اميد روزي كه آن روياي بزرگ، نه در خواب بلكه در واقعيت صورت عيني به خود بگيرد
    و اين تلاش هاي امروز شما من را ياد جمله اي زيبا مي اندازد.

    امروز با تلاش فراوان پيمان ببند و نگران فرداهاي خود مباش.
    چراكه با تلاش امروز تو، فرداها نيز
    از تو و سرمايه ات مراقبت خواهند كرد.

  • m گفت:

    خوش به حالتون که خواب نمی بینید،من از وقتی که سرمو میزارم رو بالش تا صبح میرم سفر دور دنیا ،دیگه چیزی نیست که خوابشو ندیده باشم ،جایی نیس که توخواب نرفته باشم… به امید روزای خوب …

  • كيان گفت:

    “اين روزها اميدوارم و اميدم را مقدس ميدانم ، و عاشقانه ايمان دارم كه اميد مقدس تر است.”
    اين جمله هاي شما رو بايد با طلا نوشت ، تحقق روياهايتان را آرزو ميكنم در خواب و بيداري .
    و اطمينان دارم با محقق شدن روياهاي شما آرمانشهر را به تماشا خواهيم نشست. باميد آنروز…

  • امید گفت:

    یک فکری تو سرته! دوست داری انجام بشود، خیلی خوبه ولی کمی دور از دسترس! برایت می شود یک رویا!
    نه تو خواب ، حتی تو بیداری هم تو فکرشی….و تصور واقعی شدن آن ، زندگیت را معنا میده، بهت انرژِی میده .
    بعضی وقتها در خیالت آنقدر واقعی است که خودت را در آن موقعیت فرض می کنی و اطرافیانت می بینند چشمهایت داره برق می زنه ، می خنده …
    آن دیگر تو خوابت نیست، تو داری با آن زندگی می کنی .