متمم = محل توسعه مهارتهای فردی من

در اینجا می‌خواهم برای شما ریشه‌ی شکل‌گیری طرح متمم را بگویم.

برای اینکه علت شکل‌گیری متمم را – از نگاه من – بهتر درک کنید، مجبورم کمی حرف‌های شخصی بزنم.

برای کسانی که از گذشته‌ی من کمتر اطلاع دارند، باید بگویم که از حدود ۱۴ سالگی مطالعه بسیار جدی و منظم را شروع کردم (نخستین کتاب جدی که در دوم راهنمایی خواندم برنامه ریزی اسمبلی برای ریزپردازنده ۶۵۱۰ بود که برای من اولین کتاب علمی انگلیسی هم محسوب میشد).

در دوران دبیرستان و دانشگاه، به حوزه‌های مختلف سر می‌زدم و پراکنده مطالعه می‌کردم.

یادگیری چند زبان برنامه‌نویسی، مطالعه در زمینه هوش مصنوعی و الگوریتم ژنتیک، مطالعه تاریخ و فلسفه، خواندن تاریخ تمدن ویل دورانت، کار در حوزه هایی مثل اتوماسیون صنعتی، مطالعه در زمینه مدیریت صنعتی (برای اینکه در کمک به راه اندازی کارخانجات که شغل اصلی من بود توانمندتر شوم)، پیگیری مباحث مدیریت و مذاکره، همه و همه، مطالبی بود که به صورت کتاب و جزوه و پرس‌و‌جو از دیگران انجام شد.

این برنامه را می‌توانم چنین خلاصه کنم که طی حدود پانزده سال، کار می‌کردم و کم می‌خوابیدم و وقتم به مطالعه‌ی روزانه ده‌ها صفحه کتاب و مقاله می‌گذشت.

آنها که من را بهتر می‌شناسند میدانند که به علت وضعیت خانوادگی و نیز نوع صنایعی که در آنها کار کردم، و همین‌طور کار در ضمن تحصیل که فرصت حضور منظم در دانشگاه را از من گرفت، عملاً ناگزیر بوده‌ام که بسیاری از چیزها را به صورت خودآموز یاد بگیرم و امکان استفاده از «آموزش و یادگیری ساختاریافته» تا حد زیادی برایم فراهم نبوده است.

امروز وقتی به گذشته بر میگردم و به آن حجم از مطالعه و تلاش و کم‌خوابی و بی‌خوابی و آوارگی در این‌سو و آن‌سو فکر می‌کنم، می‌بینم که برای قرار گرفتن در این‌جایی که امروز هستم – مستقل از این‌که وضعیت فعلی را چقدر مطلوب بدانیم – می‌شد کمتر از این هم کار کرد.

می‌شد به جای هر ده کتابی که خواندم، تنها یکی را خواند؛ به شرطی که کسی بود که راهنمایی‌ام کند.

می‌شد بسیاری از تجربه‌ها را بدون «تلخی تجربه کردن» از «مدیران مجرب» شنید و به‌کار گرفت.

و خلاصه اینکه این مسیر پانزده تا بیست ساله را شاید می‌شد در چهار یا پنج سال طی کرد.

اخیراً که تصمیم گرفتم فعالیتهای آموزشی در فضای «حقیقی» را محدودتر کنم و به کارهای شخصی بپردازم، فرصتی دست داد تا آموزش در فضای مجازی را پر رنگ تر از قبل پیگیری کنم.

این بود که تصمیم گرفتم متمم را راه بیندازم. متمم به دو معنا:

  • متمم به معنای تمام کننده‌ی آموزش‌های دانشگاهی، برای ما که می‌دانیم آموزش‌های تخصصی دانشگاهی به تنهایی برای رشد و پیشرفت کافی نیست (به فرض که بپذیریم که در حوزه‌ی تخصصی، مفید است)
  • متمم به عنوان مخفف عبارت «محلی برای توسعه مهارتهای من».

امیدم این است که متمم به دیگران کمک کند تا بر خلاف آن‌چه بر من گذشت، مسیر رشد و یادگیری را با راندمان بیشتر و اثربخشی بالاتر طی کنند و با صرف منابع کمتر، به دستاوردهای بیشتری دست پیدا کنند.

من و همکارانم در متمم، ادعا نداریم که آنچه می‌گوییم و آن‌چه انجام می‌دهیم، بهترین روش یا تنها روش توسعه‌ی مهارتها است. اما به هر حال، گامی کوچک است که در حد درک و توان خود، برداشته‌ایم و تا جایی که بتوانیم، ادامه می‌دهیم.

پی نوشت اول: اگر می‌خواهید معرفی مختصری از متمم را بخوانید، فایل PDF زیر را دانلود کنید و بخوانید:

دانلود فایل PDF معرفی متمم

پی نوشت دوم: یک بار نوشته‌ام که چرا دوست ندارم اصطلاح سایت متمم و وب سایت متمم را به‌کار ببرم و متمم را ترجیح می‌دهم. اگر وقت و حوصله داشتید آن را بخوانید: این یک پست نیست؛ شما هم بازدیدکننده نیستید

پی‌نوشت سوم: برخی از درس‌های مطرح شده در متمم را در ادامه آورده‌ام.

آموزش زبان انگلیسی

آموزش ارتباطات و مذاکره

خودشناسی

دوره MBA

کارآفرینی

کسب و کار دیجیتال

فایل‌های صوتی آموزش مذاکره

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی

آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال

ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار



91 نظر بر روی پست “متمم = محل توسعه مهارتهای فردی من

  • منصوری گفت:

    سلام و عرض ادب استاد عزیز خدا قوت
    بخاطر ضعیف بودن اینترنت و وقت گیر بودن، اگه ترتیبی اتخاذ فرمائید یکجا
    به فایلهای صوتی دسترسی داشته باشیم بسیار لطف بزرگی می کنید چون بنده
    بخاطر شرایط و موقعیت نامساعد متاسفانه امکان دانلود همه فایلهای مورد
    نیاز رو ندارم و از محتوای بسیار غنی این فایل ها توسط استاد محروم میشم.
    امیدوارم راهنمائی فرمائید تا زودتر به فایلهای مورد نیازم دسترسی داشته
    باشم.
    هرچند این خواسته را به تیم متمم ارسال کردم و جوابشون متاسفانه منفی بود ولی امیدوارم خود استاد با درایت و لطف بی مثالشون این خواسته ما را محقق کنند.
    منتظر پاسخ استاد گرامی هستیم.
    سپاس بیکران.

  • Monir گفت:

    سلام
    آشنا شدن با شما و سایتتون از جمله اتفاقهای خوب زندگی من بود. از اون اتفاقها که نور میشه تو زندگیت و تا مدتها راه و مسیر رو برات روشن میکنه. به خاطر همه تلاشهاتون ممنون و سپاسگزارم.

  • سمیه گفت:

    سلام. با تشکر از احساس مسولیت شما. امیدوارم در دستیابی به هدفتان پیروز وسربلند باشید

  • لیلی گفت:

    با سلام و ادب خدمت محمدرضا استاد عزیزم

    استاد ازتون خواهشی دارم که کتابها یا سایتهایی که در زمینه هوش اجتماعی هستند بهم معرفی کنید.

    من تو این زمینه مشکل دارم که تو جمع نمیتونم فضا رو به نفع خودم عوض کنم.کسی حرفی میزنه که واقعا قصد ناراحت

    کردنموداره نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم بیشتر سکوت میکنم.لطفا پیشنهادتونو به ایمیلم بفرستید.

    پیشاپیش ازتون ممنونم.

  • moeen گفت:

    با سلام
    بنده هم حاضرم در این طرح خوب و ارزشمند شما مشارکت داشته باشم

  • علیرضا گفت:

    با سلام
    شاید یه نفری نتونید به همه چیز برسید ، کارها رو بین بچه ها تقیم کنید ، من از همین الان برای همکاری حاضرم

  • لیلی فراهانی گفت:

    دقیقا با حرف شما موافقم.
    من فرزند اول خونه بودم و توی خیلی از کارام یه بزرگتری که سنش از من دور نباشه نداشتم همه چیز و خودمم تجربه کردم و یاد گرفتم ولی برای خواهر و برادر کوچیکم راهنمای خیلی خوبی بودم خیلی راحتتر مسیرشون رو پیدا میکردند و خیلی به روز تر بودند. خیلی جاها اشتباه تصمیم گرفتم و راهمو دور کردم که اگه یه راهنمای خوب داشتم این اتفاق نمی افتاد.
    این طرحتون عالیه

  • شیلا گفت:

    روز وقتی به گذشته بر میگردم و به انبوه مطالعه ها و تلاشها و سالها کم خوابی و بیخوابی و آوارگی در فرودگاههای مختلف در نقاط مختلف جهان و هزاران کتابی که هنوز با من از محلی به محل دیگر جابجا میشود نگاه میکنم، میبینم که برای قرار گرفتن در اینجا که هم اکنون هستم، میشد کمتر از این هم کار کرد. میشد به جای هر ده کتابی که خوانده ام، تنها یکی را خواند به شرطی که کسی بود که راهنماییم کند. میشد بسیاری از تجربه ها را بدون «تلخی تجربه کردن» از «مدیران مجرب» شنید و خلاصه اینکه این مسیر ۲۰ ساله را میشد در سه یا چهار سال هم طی کرد.

    فقط میگم تمام حرف دل منو زدید و ایکاش کسی بود راهنمایی کنه حتی همین الان

  • فراز سیفی گفت:

    سلام آقای مهندس شعبانعلی
    چقدر نیاز داشتم تو این طرح قشنگت شرکت کنم ولی افسوس که بارها و بارها ثبت نام کردم ولی دریغ از یک خبر…

  • فراز سیفی گفت:

    محمد رضا شعبانعلی آشنایی با تو زندگی منو تغییر داد…
    ازت ممنونم و بهت افتخار میکنم.

  • ملیحه خمر گفت:

    سلام.من۲۲سالمه و دانشجوی سال آخر مهندسی مکانیک هستم
    آقای مهندس من به زمینه طراحی موتور خودرو خیلی علاقه دارم اما از طرفی بهpiping علاقه دارم(البته کمتر) و هم بازاز کار بهتری داره به نظر شما در کدوم زمینه به یادگیری بیشتر(و همچنین انجام پروژه)اقدام کنم؟
    باتشکر.

  • ندا گفت:

    خیلی ازتون ممنونم این همه توجه برای کسانی که حتی شاید یکبار هم آنها رانبینید بینظیره شما واقعا استاد فوق العاده و قابل تقدیری هستید امیدوارم با پیگیری مطالب شما گوشه ای از زحماتتان را جبران کنیم استاد عزیز منتظریم

  • مهسیما گفت:

    در کمال افتخار حاضر به همکاری با در اختیار گذاشتن تجارب شخصی و اطلاعات مرتب هستم .
    ارادتمند شما

  • عسگری-پوریا گفت:

    من همیشه نظرم می دم و همیشه نظرهایی برای گفتن دارم.
    اما این بار چنان در وجد به سر می برم و چنان مبهوتم که ترجیح می دهم چیزی نگم.
    فقط منتظرم.
    البته همراه خواهم شد.

  • ارش محبوبی گفت:

    واقعا ممنون محمدرضا جان ممنون از این همه روشن فکری ممنون از این همه تلاش ممنون از تمام کارهایی که میکنی ممنون از این که هستی . فقط همچین انسان سخت کوش و با ارزشی مثل تو میتونه به فکر باشه . ممنون محمد جان ……ممنون

  • ز.احمدی گفت:

    بی نهایت سپاس برای کمک های بزرگ و بی دریغتون.

  • azam گفت:

    سلام.مشتاقانه این طرح را دنبال میکنم.عالیه.
    فقط پیشنهادی که دارم علاوه بر طبقه بندی که انجام میدید به نام طرح متمم شماره گذاری هم انجام بشه که دنبال کردنش راحتتر باشه و هیچکدوم از قلم نیفته.
    بسیار سپاسگزارم.

  • محمدرضا گفت:

    سلام استاد
    منم یه محمدرضا هستم البته در آستانه ۲۷ سالگی، که ممکنه بتونید درکش کنید. با یه کوله بار تجربیات تلخ، با دنیایی امید و آرزو و خیرخواهی، با یه عالمه تلاشی که با دوستی و خوشی شروع میشه به پیش میره و نهایتن از دستش خارج میشه. چند ساله که در زمینه فروش و بازاریابی کار میکنم با یه عالمه دستاورد از صنفهای محتلف البته دستاوردهایی که قبل از رسوندنشون به اوج از دستم در میاد! مثل مادری شدم که یه بچه رو با همه سختی و شیرینیش به دنیا میاره اما موقعی که اون بچه میخواد زبون وا کنه و برای مادرش شیرین زبونی کنه با زور اونو ازش جدا میکنن! آقای دکتر اگر یه نفر از تجربه کردن خسته شده باشه و یاس و دلسردی کم کم شروع کنه به خوردن روحش باید چه کار کنه؟

  • شادی گفت:

    خیلی ممنون از وقت و انرژی که برای این کار میزارید…

  • حمید گفت:

    سلام. امروز اولین باره که اینجا اومدم (از راه سایت دکتر شیری) فکر کنم زمان خوبی رسیدم. از دیدن این طرح متمم انقدر خوشحال شدم که دیگه حسرت دیر اومدن به اینجا رو نخورم. میخوام همراهتون بشم البته تا جایی که مطالعات شخصیم اجازه بده.

  • آوا گفت:

    سلام جناب آقای شعبانعلی
    من دانشجوی رشته ی mba هستم و در مرحله شروع پایان نامه. به نظرتون با برنامه های توسعه مهارتهای فردی همراه بشم یا به اولویت پایان نامه برسم ؟ به نظر شما این فعالیت به جلو رفتن پایان نامه م لطمه نمیزنه؟ لطفا راهنماییم کنید.خیلی ممنون

    • من در ذهنم اینه که هر فرد، هفته ای ۳ تا ۴ ساعت رو به این برنامه اختصاص بده. احساس نمیکنم این چهار ساعت در هفته مانع جدی در مسیر کارهای دیگه باشه. ضمن اینکه – امیدوارم – احساس خوب و انرژی که بهمون میده بتونه اون زمان رو جبران بکنه

  • فاطمه گفت:

    نقشه‌های جهان به چه درد می‌خورند
    نقشه‌های تو را دوست دارم
    که برای من می‌کشی
    خطوط مرزی و رودخانه‌ها … متروها … خانه‌ها
    نقشه‌ی کوچک‌ات را دوست دارم
    که دیده‌بانان چهار سویش
    از برج مراقبه با صدای بلند با هم صحبت می‌کنند
    و من این‌سو تا آن‌سویش را
    با غلتی طی می‌کنم .

    “شمس لنگرودی”

  • محسن گفت:

    واقعا عالیه استاد . شما اولین کسی هستید که درد دل منرو گفت .
    یادمه وقتی سال اول دانشگاهم اینقدر شور شوق داشتم که هر کسی میدیدم که حتی یک ترم از خودم بالاتره ازش میپرسیدم . من چیکارکنم .شما چیکار میکنی. چیکارکنم موفق بشم ….
    البته . راهنمایی که نمیگرفتم .هیچ. حتی استادایی بودن که الان که نگاه میکنم. میبینم راهنمایی غلطشون زندگیمو تغییر داد. یا دست کم نزاشت جهش خواصی یکنه.

  • فاطمه گفت:

    واقعا ممنونم كه انقدر صادقانه تمام تجربياتتون رو در اختيارمون قرار ميديد
    من مهارت خاصي تو اين سن و سال ندارم 🙁 ولي اميدوارم همپاي طرح شما پيش برم باشد كه ما هم مهارتي در زندگي پيدا كنيم

  • آرشام گفت:

    امیدوارم کتابهایی برای خواندن، سایتهایی برای دیدن، تحقیقاتی برای انجام دادن، تمرینهایی برای افزایش توانمندیها به گونه ای همیشگی و کامل باشند طوری که مسیر رو نشون بدهند.آمین

  • فرامرز گفت:

    من کمی از این طرح خبر داشتم – اگر اشتباه نکرده باشم-امیدوارم هدفمند باشه و از الان نقشه راه در نظرت باشه .

    • این طرح در واقع قراره که سر و سامانی بده به حرکت های موردی من:
      رادیو مذاکره، نقشه راه موفقیت، نقل قول ها، معرفی کتاب ها و … همگی تا به حال به صورت پراکنده جلو رفته اند. حالا که احساس میکنم مخاطب ها مشخص شده اند و میشود سازمان یافته تر جلو رفت، در واقع دارم چارچوبی تعریف میکنم که فعالیتها به تدریج همه در آن بگنجند.
      اما بدیهی است که چارچوبی که من و چند تن از دوستانم طراحی کرده ایم، کامل نیست. بازخوردها باعث خواهد شد که این چارچوب بهتر و کاملتر شود…

  • پرویز گفت:

    سلام،
    این جا خیلی تغییر کرده به خصوص برای من که بیشتر از طریق فید ریدر می‌خونم یه جورایی گیج کننده بود.
    خیلی ممنون بابت این دوره‌ و تمام فایلهای رادیو مذاکره، خیلی از آدم‌ها شاید این قدر متواضع نباشن که راه خوبی رو که می شناسن به سادگی در اختیار افراد قرار بدهند، از این به بعد منتظر این هستم که هر هفته یه راه از پیشنهادات رو بخونم.

    روز خوبی داشته باشی

  • NAJMEH گفت:

    ممنون از لطف شما
    میخواستم اگر کتاب ” موج سوم ” الوین تافلر را مطالعه نموده اید نظرتان را در موردش بدانم .

  • آزاد گفت:

    چند سطری رو نوشتین که هزاران سطر رو به خودش چذب میکنه. چند سالی بود که به دنبال سوالاتم ده‌ها کتاب خوندم و از ده‌ها نفر مشورت گرفتم و اونچه نصیبم شد، چیزی جز تردید بیشتر نبود.
    در اوایل امسال شروع به نوشتن کتابی کردم به نام “there is no secret in the darkness” و در اون توضیح دادم که تا چه حد افرادی در سنین من، درگیر تجربیات دیگران میشوند و مزه ی بعضی میوه ها را قبل از چشیدنشان درک میکنند… در واقع چیزی که نتیجه گرفتم آن بود که تجربه کردن جزو لاینفک زندگانی ماست. ممکنه من در اثر مشورت از مراحلی از زندگیم باسرعت بیشتری عبور کنم، اما قطعن مراحلی مراحلی خواهد بود که هیچ کس در موردش چیزی به من نگفته.

  • mina گفت:

    ممنونم استاد
    لطفا مهارت های زندگی را به ما آموزش بدین من که خودم هیج راهنمایی نداشتم و بابت اشتباهام تاوان سنگینی دادم .

  • azimeh گفت:

    با سلام خدمت استاد گرامی.
    از نظر من نیز “کلیات طرح متمم” بسیار خوبه و حتی عالیه؛ درباره این روش آموزش نیز، من بیش از دو ساله فکر کردم؛ و اثرات و نتایج کار کاملاً برام روشنه.
    پیشنهادی که در بهبود روش انجام این طرح دارم: اینکه در این مورد نیز “روش انجام” خیلی مهم هست.
    – “تصویرسازی ذهنی” که تاکنون در روزنوشته ها دارید بسیار در افزایش حافظه موثر هست که میتونم بگم حدالمقدور باز هم این روش در آموزش ها ادامه داشته باشه
    – بحث درباره موضوعات و روش های تمرینی برای افزایش مهارت ها بسیار عالی هست
    – همچنین در حین اجرای طرح بهتر میشود متوجه اشکالات در فرایند انجام طرح شد. بنابراین اجازه میخوام که نظرات دقیقتری را در فرایند اجرای طرح متمم ارائه کنیم.
    در پایان، همانطور که در طول تجربیات پیشین نیز به تدریج با افزایش حجم کار، محدودیت زمان، هماهنگی امکانات وب سایت با نیازهای طرح و… مواجه شده اید؛ حتماً برای “هر کمک مستمر از جانب ما کاربران در پیشبرد این هدف بزرگ ” حساب کنید.
    با تشکر و احترام

  • امیر گفت:

    محمدرضای عزیز
    صمیمانه از محبتت و این که برای آدامای دور و برت (و گاهی فرسنگها دورتر) اهمیت قائلی سپاسگزارم. بی صبرانه منتظر میمونم تا بیشتر و بیشتر ازت یاد بگیرم.

  • کوروش گفت:

    سلام
    این کار شما جای تحسین فراوان و تشکر بسیار دارد مخصوصن تو این اوضاع و احوال و با این شرایط
    امیدوارم خداوند بهترین ها را نصیب شما کند و ب تمام خواسته ها و آرزوهای خوبی که دارید برسید برسید
    شاید خیلی بی ربط باشه اما من ی سوال دارم که اگر جواب بدید خیلی ممنون میشم
    میخواسم بدونم که IQ را چطور میشه اندازه گیری کرد اما مرکزی درایران وجود دارد که بتواند سنجش دقیقی از آی کی یو فرد ارائه بده؟ میشه کلا در مورد ایم مبحث توضیحاتی را بفرمایید؟ استادی داشتیم که میگفت آی کیو پروفسور حسابی ۱۶۰ بوده آیا درسته؟ شما اطلاع دارید؟ و گه فضولی نباشه آی کی یو خود شما چند هست؟
    ممنون 🙂

    • shabanali گفت:

      مراکز متعددی در ایران IQ رو محاسبه میکنند. مدلهای مختلفی مثل استنفورد بینه و … هم وجود داره. اما چند نکته مهم وجود داره:
      ۱) هر چه سن بالاتر برود دقت در تخمین IQ کاهش پیدا میکند. به همین دلیل آزمونهایی که در سنین پایین تر برگزار میشوند از روایی بیشتری برخوردار هستند.
      ۲) اساساً امروزه IQ به دلیل اینکه صرفاً توانایی تحلیلی و محاسباتی رو می سنجد، معیار خوبی برای ارزیابی توانمندی انسانها نیست. حتی EQ هم که هوش هیجانی است، به عنوان تنها معیار نمیتواند تعیین کننده باشد. در کنار هوش ریاضی، هوش اجتماعی، هوش احساسی و هیجانی، هوش سیاسی، هوش سازمانی و هوش سیستمی و ده ها نوع دیگر از هوش هستند که میتوانند موفقیت یا شکست یک فرد در زندگی را تعیین کنند.
      ۳) اکثر اطلاعاتی که در مورد هوش بزرگان ارائه میشود، تخمین و برآورد است و سندیت ندارد.
      ۴) شاید مطالعه «هوش های چندگانه» کار «هوارد گاردنر» برای شما جذاب باشد.

      • کوروش گفت:

        سلام مجدد

        از اینکه وقت گذاشتید و به سوالم پاسخ دادید خیلی خیلی ممنونم.
        من مشتاق ارائه هر زودتر طرح جذاب شما هستم و کلی هم سوال و پیشنهاد و طرح دارم!
        راستی یک عذر خواهی هم بابت اشتباهات تایپی کامنت قبلی ام به شما بدهکارم چون خیلی عجله ای نوشتم . امیدوارم به حساب بی سوادیم نگذارید
        بازم ممنون

  • عاطفه گفت:

    سلام منم زمان سوخته تو زندگیم زیاد دارم وهنوز که هنوزه بعد۵سال داغدارشونم !!!!!!!!! فقط یه چیزی اگه به جای دیر رسیدن بعد۵سال و اون همه تلاش به این نتیجه میرسیدی که همیشه به چیزی پایینتر از اونی که میخوای میرسی چیکارمیکردی بازم ادامه میدادی یابی خیال میشدی ؟یه آدم به کجامیرسه که زمانای سوخته زندگیشو فرصت رشد دیگران میکنه نمیدونم انشاالله اول آخرتت وبعدم دنیات بهشت بشه

  • shirin گفت:

    ممنون استاد خیلی خوب میشه اگر این بخش فعالیتش زیاد باشه 🙂

  • M.H.B گفت:

    من با این کارتون به مصداق دقیق “زکات علم یاد دادن آن است” پی بردم!
    ممنون از لطفتون

  • حسین گفت:

    سلام جناب شعبانعلی
    پروژه خوبی در پیش گرفتید.
    ولی اینکه با این کار می تونید در بهبود روش زندگی و بهره وری دیگران تاثیر بگذارید منم باهاش مخالفم.اگه میگید میتونستید در گذشته با بهره وری بهره زندگی کنید مختص خود شماست.انسان ها شبیه هم افریده نشدند.درست مثل اثر انگشت انسان ها که با هم فرق داره.انسان ها در مختصات نسبیت زندگی می کنند.
    شخصا معتقدم این کارتون بار اموزشی داره صرفا.

  • مهناز گفت:

    سلام.
    محمدرضای عزیز اول: لازم میدونم این شروع تازه رو به شما و دیگر خوانندگان تبریک بگم
    دوم: “تقویت مهارت های تندخوانی من” شاید بتونه موضوعی برای شروع این بحث باشه

  • علیرضا گفت:

    پیشنهادتون فوق العاده خوبه . ممنونیم بابت انجام این کار

    محمدرضا میخواستم بدونم میشه با توجه به پربیننده بودن سایت شما و همچنین کیفیت بالای این بینندگان موضوعات تحقیقاتی از جانب دیگران هم ارائه بشه؟

  • ابوالفضل سردهنه گفت:

    سلام محمد رضا جان
    امیدوارم همیشه درسلامت کامل و توام با موفقیت روز افزور باشی
    این رو به تمامی دوستانی که از سایت شعبانعلی دیدن می کنند و یا آشنایی کمی با اقای شعبانعلی دارند عرض می کنم من در طول بیست و اندی سال که از خداوند توفیق زندگی رو داشتم و در کلاس ها و سمینارها و افراد مختلفی در حوزه های مختلف ارتباط داشتم محمد رضا شعبانعلی اولین کسی بود که تاثیر به سزایی در من گذاشت

    باعث شد دیدم نسبت به زندگی و کسب و کار وسیع تر و انسانی تر بشه از حرف زدن محمد رضا تا شیوه تدریس تا ارائه مطالب وووو و و های دیگر که نمی تونم در قالب کلمات بیاورم و این روحیه واقعا پیامبر گونه محمد رضا در سهیم کردن دیگران در اطلاعات و تجربیات خود بدون هیچ چشم داشت مادی از نظر من در حد ستایش پیامبر و معصومین ارزشش رو دارد از این جا از تبریز از پشت میز کارم که دارم این متن رو می نویسم از محمدرضا تشکر می کنم و امیدوارم که این راه رو ادامه بدن و از خداوند متعال سلامتی و موفقیت روز افزون در درجات بالاتر را خواستارم و از خدا هم می خوام که توفیقی عطا کنه که من هم بتونم ادامه دهنده را محمد رضا و شعبانعلی های دیگر باشم .

  • مجتبی گفت:

    درود بر محمدرضای عزیز
    یکی از مواردی که در مصاحبه های شغلی مهم است اینست که مصاحبه شونده آیا یک کار را تا آخر ادامه می دهد یا مرد کارهای نیمه تمام است. مواظب باش فعالیتهای که در وضعیت باز است مانند رادیو مذاکره- درباره Mba – و … و حالا یک مورد جدید نیمه کاره نماند تا استخدام بشی!!!

  • علیرضا گفت:

    سلام
    فکر می کنم این راهنما هیچوقت پیدا نمیشه ،خودم اسمبلی رو ترم ۴ خوندم چون جز سیلابس کامپیوتر بود و الان ۴ ترم باقی مونده در دانشگاه دارم که هر چقدر تلاش میکنم مهارتی مرتبط با رشته ام رو یاد بگیرم نمیشه ، مثلا از اساتیدم می پرسم برم چی یاد بگیرم میگن برو برنامه نویسی یا شبکه یاد بگیر ، بهشون میگم کجا این آموزشها رو میدن ؟ سکوت میکنند یا اسم جای رو میگن که اصلا اون دوره ایی رو که میخوای اونجا آموزش نمیدن . این تابستون گفتم برم طراحی صفحات وب یاد بگیرم این بار خودم سرچ کردم چند تا آموزشگاه پیدا کردم اما موندم کدومشون خوبه ، حالا خود خوان دارم میرم جلو اما مطالب خیلی گسترده است و راهنما وجود نداره . به نظرم چون این درد رو کشیدم راه طو لانی شما رو عبث نمیدونم بلکه بهش حسرت هم میخورم چون لااقل به جایگاه خوبی رسیده اید

  • le petit prince گفت:

    من دوست دارم راهكارها و كتابهايي رو معرفي كنين كه بتونيم با خودمون و توانايي هامون درست كنار بيايم.
    بتونيم تصميم درستي براي زندگيمون بگيريم.
    و بتونيم مسيرهاي درستي انتخاب كنيم.

  • پیام گفت:

    استاد عزیز ، از آن سرود بی ساز ای خاک مهر آیین بگیر تا همین مطلب جدیدتون در مورد هافتسد ، تماما چیزهایی بود که باید به گوشمان می رسید و به ذهن مان راه می یافت ، اما کم گشتن و مشغله های دیگر ما را از آنها محروم کرده بود ، مدتها بود که دنبال چنین حرکتی از انسانی نازنین مثل خودتون بودم . بازم این جمله تکراری اما دلنشین دوستان شما را تکرار می کنم : محمد رضا جان ، ممنون که هستی !

  • محمد جواد مقومی گفت:

    بی صبرانه منتظریم استاد عزیز ما

  • hedieh گفت:

    شما واقعا مطمئنید مسیر ۲۰ ساله را میشه در سه یا چهار سال هم طی کرد!!! اگه خود شما با اطلاعات امروزتون برگردین عقب توی مدت کمتری به اینجایی که الان هستید میرسید اما کسی که ی راهی رو نرفته توی ۳-۴ سال واقعا چیکار میخواد بکنه !!!!!!اخرش اینه که دانشگاشو تموم کنه و با مطالعه بیشتر از همکلاسیهاش بلد باشه

  • محبوبه گفت:

    در واقع نمی دونم چطور تشکر کنم. خیلی ممنون

  • ناشناس گفت:

    شما و تواضع و روح بلندتون واقعا قابل ستایشه.براتون بهترین ها رو از خدا براتون آرزو میکنم
    من خودم به شخصه پول و امکان رفتن به کلاس های مختلف رو ندارم ولی به لطف خدا و شما انگار قراره دریچه بزرگی به روم باز بشه برای یادگیری و اوج گرفتن….
    من عاشق یادگیریم!خیلی خیلی ازتون ممنونم استاد
    خدا هرچی میخوای بهت بده و تنت همیشه از گزند زمونه دور باشه

  • مینا گفت:

    من هر روز نوشته های شما رو دنبال می کنم و منتظر بقیشیم:)

  • mana گفت:

    بسیار کار بجا ونیکویی است اتفاقا یک دلیل عمده بازدید روزانه من از سایت شما همین کسب اگاهی در اموری است که من هیچ زمینه اشنایی ندارم یقین دارم که سایت پربار تر خواهد شد

  • علی گفت:

    این یعنی فراشناخت. یعنی مدیریت اجرایی. چیزی که من خیلی جای کمبودش را احساس میکنم تو زندگی شخصی و به جز یک دوست کسی دیگر درکم نمی کند. خبر این اتفاق را به دوستم میدهم. بی صبرانه منتظرم.

  • شاهان گفت:

    استاد اينقدر مى گى ميل بزنيد ، جواب بده ، من منتظرتم

  • میثم گفت:

    سلام
    من سپاس گذار معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را (دکتر شریعتی)

    الان که که این پیام دارم بهتون میدم حدود ۵ ساعت چشم از روی سایتتون بر نداشتم.فکر میکنم معدود کسانی هستید که عاشقانه می اموزید.بدون اینکه مثل اکثر سایت ها که تا یه مطلب بدرد بخوری دیدی باید به درگاه بانک بری.واقعا نوشته هاتون یه حالو هوای دیگه به خواننده میده.لازم دیدم تشکر کنم و آرزوی سلامثی دارم واستون و همیشه پایدار باشید.
    و روز به روز بهتر و قویتر شید.

  • سپید گفت:

    سلام
    این روندی که دارین شروع می کنید عالیه و این که با روش های مطالعه و یادداشت برداری باشه عالی تر،اینکه چیکار کنیم که کتابهایی که الان میخونیم و شاید ۳ سال بعد به ندرت چیزی ازش به یادمون باشه رو بشه به این روش باز خوانی کرد،من خودم با مقوله خلاصه برداری مشکل دارم چون با توجه به اسمش که باید حجمش از مطلب اصلی کمتر باشه ولی خیلی تغییری نمیکنه! اگرراهنماییمون کنید که چطور عمقی تر میشه خوند و رو مطالعه تمرکز بیشتری داشت ممنون میشم.
    خسته نباشید واقعا.

  • حمیده گفت:

    محمدرضا دوستت داریم!
    خیلی ازت ممنونم به خاطر این کاربزرگ
    تازه خواننده هاهم میتونن هرچی که در زمینه ای که شما معرفی میکنی از کتاب و سایت تو کامنت بگن و شما مهرتایید یا تکذیب بهش بزنی(درجهت افزایش بهره وری)

  • میترا گفت:

    ایده خیلی خوبیه. چند وقت پیش داشتم با خودم میگفتم عمر من تا حالا همش به تجربه کردن گذشت، در مورد همه چیز! اگه راهنمایی داشتم خیلی مسیرها رو کوتاهتر، تو زمان کمتر، با هزینه کمتر طی میکردم. الان دیگه این سیستم راهنما رو کاملتر از قبل روی کامپیوتر ذهن خودم نصب کردم. یکی از شکایتهام همیشه این بود که الگو درست حسابی ندارم . . .

  • هیوا گفت:

    “..خلاصه اینکه این مسیر ۲۰ ساله را میشد در سه یا چهار سال هم طی کرد…”
    اینو جدی گفتید ؟؟ باورش یه کم سخته .
    اگه اینطوری باشه خیلی آزمون و خطا کردید .
    البته در بقیه زمینه ها کاملاً برعکسه . در این سن کم ، دهها هزار دانشجو ، صدها میلیون دلار قرارداد..
    آدم افسرده و دلسرد میشه وقتی میزان فاصله ش رو با آدمی مثل شما اندازه میگیره .
    در این جور مواقع والدم به کودکم میگه :”جمع کن بساط بلندپروازی و فکرهای بزرگ رو با این کارنامه ت، خاک بر سرت …بییپ” ، بالغم کمی مودب تره .
    به هرحال
    برنامه فوق العاده ایه. امیدوارم (لطفاً)فرصت کافی برای این متمم داشته باشید .
    یه نکته بی ربط: کاش چندتا عکس از کتابخونه تون میذاشتید تو سایت . طوریکه عنوان کتابها قابل خوندن باشه.

  • Neda.sh گفت:

    هر چی خوبی تو دنیاست مال تو ….
    بهترینی به خدا 🙂
    محمد رضا یه چیزی میگم نگو نه که دلخور میشم 🙂
    ((موفقیتهای شما به خاطر همین متفاوت بودنتونه))

  • نوید گفت:

    اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست ////رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی

    پیر……مرشد…راهنما ……چیزایی هستن که گاه فراموش و گاهی زیادی بزرگ میشن.
    شما هم پیر راه ما باش 🙂

  • سمانه گفت:

    ?How can I ever repay you

    Iَve said it , and so have you

    How can I ever in all this world

    ?Repay the things you do

    Perhaps I never can repay

    ,To you….or you to me

    But we can pass that kindness on

    .To others we may see

    …And though you never need my help

    I pray you never do

    By helping other, Iَ ll repay

    .My heartfell dept to you

  • مهدی رجبی گفت:

    درود

  • مرتضی گفت:

    کمی هم در مورد Information Overload و مصیبتی که واسه فرد درست میکنه بنویسی خوبه ها.

  • پیام گفت:

    درود بر شما، درود…

  • رادین گفت:

    با سلام و احترام
    تمام ایده های شما احساس شعف در مخاطبین را بر می انگیزاند، امیدوارم زمینه های ذیل نیز در برنامه تان باشد:
    ۱- بهبود وضعیت تندخوانی با توجه به اینکه بطور متوسط تعداد کلمات در دقیقه در کشور ۱۵۰ الی ۲۰۰ کلمه است ولی در کشورهای اروپایی و ژاپن بین ۹۰۰ الی ۱۲۰۰ کلمه است .(اگر میانگین زمان مطالعه را نیز محاسبه کنیم تفاوت فاحشی وجود خواهد داشت )
    ۲- معرفی کتاب توسط جنابعالی و مطالعه همزمان مخاطبین و ارائه نظر توسط آنها .
    ۳- درصورت امکان رسالت تراست زون ( حداقل نیمه دوم کتاب رقابت ارائه گردد) نیز دنبال گردد.
    ۴- رادیو مذاکره که از بهترین های سایت جنابعالی می باشد فراموش نگردد .
    به هر حال تمام مطالب فوق خواسته زیاد ما مخاطبین می باشد که به دلیل وابستگی به جنابعالی و مطالب سایت می باشد زیرا اثر بخشی آنها در زندگی کاری و اجتماعی به وضوخ لمس می گردد.

  • vahidarj گفت:

    خيلي خيلي خوبه . من كه به شدت موافقم . . .

  • Setareh گفت:

    یاد هدیه شب یلداتون افتادم
    تو اون مصاحبه ازتون پرسیدن: افضل اعمال چیه؟
    و شما گفتید:خوشحال کردن دیگران
    این حس چیزی فراتر از خوشحال کردنه
    خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی ممنون

  • مرتضی گفت:

    منم میتونم نظر بدم؟ 😀

  • رها(اسفند) گفت:

    درودی بر شما ….

  • مسعود گفت:

    با سپاس قراوان
    محمد رضای عزیز ،کار گرانقدرت رو اگر امکان داشته باشه که با یکی از نوشته های تحلیلی ات در زمینه “مهارت های مطالعه” و یادداشت بردای شروع کنی ، عالی میشه
    ممنون که هستی و مینویسی …

    • shabanali گفت:

      مسعود جان.
      پیشنهادت خیلی منطقیه و به نظرم میتونه بهترین شروع باشه.
      چشم.
      این کار رو انجام میدم و با توجه به اینکه این نوع کار رو فرد دیگری هم تا حالا به این شکل انجام نداده، از تو، و از بقیه دوستانی که این کامنت رو میخونند، خواهش میکنم راجع به بقیه مسیر هم، هر جا نظری به ذهنشون رسید حتماً بنویسند.
      اولین نوشته در مورد مطالعه خواهد بود…

      • حميد گفت:

        سلام محمدرضای عزیز.
        خیلی ممنون از این کارِت. واقعاً عالیه.
        من همونطور که قبلاً هم گفته بودم تو بحث “رویدادهای جدید برای روزنوشته ها” به نظرم این کار باید تو یه طبقه بندی خیلی خیلی خوب صورت بگیره (مثلاً زمینه های اصلی و زیر شاخه ها، مدیریت > مدیریت استراتژيک > [کتاب ها و سایت ها و مقالات بنیادین]) که مطمئناً شما بهتر از ما میدونی این موضوع رو و سازماندهیش رو و واقعاً این خدمتت روزها و کاهش هزینه ها و آرامش زیادی به ماها می بخشه. ممنوم ازت

      • مسعود گفت:

        آقا محمد رضا
        با توجه به فرهنگ “شفاهی” غلیظ ما در اقشار مختلف جامعه و در سنین متفاوت ،خوب میشه برای متمم توصیه های “مطالعه بهتر و بیشتر” که مرقوم میکنی ، راهکارهایت را در زمینه رقیق سازی این رویه و تقویت فرهنگ” مکتوب و الکترونیک” در مطالعات و گزارشات شخصی و شغلی خود ، ارائه دهی.

        از مکمل ” رادیو مذاکره + آرشیو مقاله” هایت به توصیه هایت اعتقاد دارم و اعتماد…
        چونکه میدانم قلمت هم جزئی از بدنت شده ، خوشحال میشم که در به کار گیری هر چه “موثرتر” آن پیشنهادهایت را بنویسی ، کاری که برای خانم/ آقا رها می کنی…

        ممنون که هستی و ممنون که مینویسی .

  • نیلماه گفت:

    منم ممنونم از این همه وقت و انرژی که بی چشمداشت میذاری برای دیگران
    اما موضوعاتشو نگفتین که تو چه حوزه های قراره این مسائل رو مطرح کنین. یعنی برای کسایی هست که تو رشته و تخصص شما فعالیت میکنن یا نه همه میتونن استفاده کنن ؟

  • امین گفت:

    سلام استاد
    حدود دو هفته پیش میلی داده بودم که متاسفانه به دلیل مشغله فراوان شما پاسخی دریافت نکردم…ولی همچنان بسیار مشتاقم در دریافت راهنمایی های شما…
    الان نزدیک به ۴ ساعته که مطالبی زیادی در سایت شما دارم میخونم و با خوندن این مطلب(طرح متمم) خیلی خوشحال شدم که میتونم از تجربییات کسی که سالها در مجامع علمی و عملی فعالییت مستمر داشته٬ بهره مند بشم
    یکی از دلنوشته های من در این طرح شما محقق شده٬ البته به صورت عمومی که این خیلی بهتره
    خواستم تشکر کنم بابت این لطف…
    بی صبرانه منتظر ادامه این راه زیبا هستم
    موفق باشید

  • rezaA گفت:

    ازونجایی که حرفات همش به حقیقت میپیونده بیصبرانه منتظریم..فقط ی جیزی ما اون سری سایتتونو ب یکی معرفی کردیم و طرف وقتی چندتا مطلبتونو خوند گفت خوشم نیومد..گفتم چرا؟.گفت مطالبش خوبه ولی با یکی از کسایی که کامنت گداشته بود بد رفتار کرده..منم چون همه کامنتایی که به اسم خودتون رو هم حتی میخونم دیدم این قضیه رو..نمیشه بعضی وقتا اینطوری فک طرفو نیاری پایین..؟.

  • شیوا گفت:

    سلام محمدرضا جان! من فکر می کنم همان طور که هزینه های مسیر ۲۰ ساله و مسیر ۳یا ۴ساله با هم اختلاف زیادی دارند،ثمره و ماحصل هر دو راه هم می تونه خیلی متفاوت باشه… اما می دونم من به عنوان یه مخاطب کم تجربه در این مورد بیشتر از این نباید قضاوت کنم 🙂
    چیزی که برای من قابل ستایش هست پویایی ذهن تو ست و در آخر محمدرضا ازت ممنونم به خاطر همه برنامه ها و ایده های خوبت…

  • سعیده ( ) گفت:

    سلام و خسته نباشید….

    وافعا طرح بی نظیریه برای ما خواننده های سایت، عالی و باور نکردنی…به هر حال یه طرف این جریان که ما هستیم خیـــــلی سود می بریم ولی نمی دونم چه جوری میتونیم به شما هم سود برسونیم، جز تشکر و سپاس و طلب بهترین و کامل ترین خیرها برای شما کاری از دستمون بر نمیاد….من این رو از صمیم قلبم می گم که براتون همین الان دعا کردم و همیشه دعا می کنم که شاد و سلامت و رضایتمند باشید که تا این اندازه خیرخواه دیگران هستید، شما مصداق واقعی مفهوم معلم بودن، هستید.

    انشاءالله از افراد ثابت طرح متمم باشم.

    **پی نوشت: طرح متمم؛ یاد طرح آقای ولایتی افتادم، تشابه اسمی 🙂

  • سارا گفت:

    واااااااااااااای استاد لطف بزرگی می کنید …. من یکی که بسیاااااااار سپاس گذار میشم … همینجوری کلی چیز ازین جا یاد میگرفتیم

    شما واقعا اینجایی فکر نمیکنید
    گاهی ادم دلش از بعضی ها میگیره حاضرن دانششون گوشه قفسه های کتاباشون خاک بخوره ولی به من دانشجو ندن
    من واسه پایان نامه ارشدم به چند تا پایان نامه احتیاج داشتم که مجبور نشم برم تهران اما متاسفانه دریغ کردند
    یا حتی بعضی جاها رفتم که من حتی حاضر بودم هزینه کنم واسه یادگیری یه نرم افزار خاص فقط بخاطر اینکه دست زیاد نشه براش تو بازار کار کمکم نکرد
    البته شاید اینها حق دارند و من هیچ حرفی نمی تونم بزنم
    اما میتونم که از کار شما یه عالمه تشکر کنم

  • حسن گفت:

    میخامت بدجور D: (خیلی عامیانه شد)

  • ش گفت:

    حقایق شگفت انگیزهستی:
    آیا میدانستید خیلیها هستند که در این کره خاکی دوستتان میدارند؟! 🙂 😉 😉

  • زهرا گفت:

    کارتون خیلی قابل تقدیره.. ممنون از وقت و انرژی ای که میذارید.. امیدوارم لیاقت حداکثر بهره وری رو داشته باشیم:)

  • معین گفت:

    ارزشمند است.

    اینم یه ایده است:

    “کتابهایی برای خواندن، سایتهایی برای دیدن، تحقیقاتی برای انجام دادن” و امثال این ها رو اگر بشه یه کم اختصاصی تر کرد بهتره، مثلا جداسازی کتابها سایتها و مخصوصا “تحقیقات” برای علوم فنی مهندسی، علوم انسانی و …

    اینجوری برنامه برای افراد مختلف نتیجه بهتری داره. البته این ایده رو شاید به دلیل مشغله فراوونتون به تنهایی نشه انجامش داد و نیاز به چند نفر دیگه هم باشه…