فایل صوتی آموزشی حرفه‌ای گری در محیط کار

در دورانی که انسانها روی کاغذ و بر اساس مجوزها و گواهینامه ها و تاییدیه ها، بیش از هر زمان دیگری شبیه یکدیگرند،
اثربخش ترین ابزار متمایز شدن و متمایز ماندن، حرفه ای گری است.

تصمیم یارانه‌ای من

عصرایران ؛ محمد رضا شعبانعلی – در همان سالها من و دیگران دولت آقای احمدی‌نژاد را نقد می‌کردیم، نوشتم و هنوز هم معتقدم که مهم‌ترین اقدام سازنده‌ی ایشان، «هدفمند سازی یارانه‌ها» بود.
مستقل از بحث‌های اقتصادی آن که پرداخت باید نقدی می‌بود یا به صورت کالا. به چه گروه‌هایی تعلق می‌گرفت یا … مهم این است که تن رنجور اقتصاد این کشور سالیانه چند‌ده‌هزار میلیارد تومان سوبسید می‌گرفت و دیده هم نمی‌شد. این سوبسید‌ها در لا‌به‌لای برچسب‌های قیمت فروشگاه‌ها و پمپ بنزین‌ها و قبض‌های آب و برق و … گم می‌شد.

تصمیم ارزشمند و قابل تحسین دولت احمدی نژاد (مستقل از نیت ایشان در این تصمیم‌گیری) باعث شد این مسئله شفاف شود. از زیر میز به روی میز بیاید و همه متوجه شویم که در چه اقتصاد بیماری زندگی می‌کنیم و به سهم خودمان برای بهبود فکر کنیم.

این روز‌ها بحث‌های مختلفی را درباره یارانه‌ها می‌خوانیم. شاید تصمیم در مورد یارانه‌ها چندان مهم نباشد. بعید هم می‌دانم انصراف از یارانه یا ثبت نام در آن (در مقطع حساس کنونی!)، تغییر سیستمی خیلی جدی در بلندمدت اقتصاد ایران ایجاد کند.

اما تا جایی که من آموخته‌ام، یکی از تفاوت‌های جامعه‌های توسعه یافته و جوامع توسعه نیافته، تفاوت نگرش مردم آنها در تصمیم‌گیری است.


در جوامع توسعه نیافته، همه در حد رییس جمهور و پارلمان فکر می‌کنند. در مورد هر تصمیمی می‌کوشند اثرات کلان آن را بسنجند و اگر احساس کنند دیگران در این زمینه تصمیم درست را نمی‌گیرند، می‌کوشند تا با خدای ناکرده «تصمیم‌گیری درست»، در «خسارت زدن و سو استفاده کردن» از دیگران عقب نیفتند!
در حالی که در جامعه‌های توسعه یافته، مردم معتقد هستند که تصمیمهای آنها، بیشتر از هر چیز، بر روی هویت و تصویر ذهنی خودشان تاثیر دارد.

مثال ساده – در جامعه توسعه یافته، اگر خیابانی ورود ممنوع باشد، و ده ماشین (به هر دلیل) در جهت نادرست وارد آن شوند، نفر یازدهم با خود نمی‌گوید که: حالا ده تا خلاف با یازده تا خلاف چه فرق می‌کند. می‌گوید: اینها به هر دلیل رفته‌اند، من نمی‌روم. چون می‌خواهم «خودم» احساس کنم که یک فرد «فرهیخته» هستم.
به روش مشابه، ما شبها ساعت ۱۲ برای تصمیم‌گیری در مورد عبور از چراغ قرمز به دنبال محل دوربین می‌گردیم و آنها به سادگی در انتظار چراغ سبز، به صندلی خود تکیه می‌دهند. عبور از چراغ قرمز به پلیس و دولت چیزی را نشان نمی‌دهد. به من نشان می‌دهد که فرهنگ ترافیک را نمی‌فهمم. وقتی در خانه خوابیدم ماشین و پلیس و خیابان و چراغ، خاطره‌ی امشب را فراموش کرده‌اند اما ناخودآگاه من همیشه به خاطر خواهد داشت که من قانون شکن هستم.

من به شخصه از یارانه انصراف دادم.
اگر بابک زنجانی به جای ۹ هزار میلیارد ۹۰ هزار میلیارد اختلاس می‌کرد.
اگر خاوری به جای ۳ هزار میلیارد ۳۰۰ هزار میلیارد می‌برد،
حتی اگر کسی بیاید و بگوید که انصراف بده و می‌خواهم با پول خودت همین الان طناب داری برای خودت بسازم، من باز هم انصراف می‌دهم.
آن کس که می‌دزدد خواهد دزدید و طنابی که قرار باشد بر گردنم آویخته شود، آویخته خواهد شد.
با احترام به تصمیم کسانی که می خواهند یارانه بگیرند، من با انصراف از یارانه می‌خواهم به خودم یادآوری کنم که با دسترنج خودم زندگی کردم نه با فروختن نفتی که زیر پایم بود و فرزندانم برایم در زیر این خاک آن را برای ساختن آینده‌ی این کشور به امانت سپرده بودند.

هدفمندی یارانه ها و بحث انصراف

+158
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


37 نظر بر روی پست “تصمیم یارانه‌ای من

  • سیمین-الف می‌گه:

    کاش صدا و سیما اون گزارشارو از مردم نمی گرفت و نشون نمی داد!!!
    خیلی افتضاح بود. انگار با بچه طرفند.
    به جای اینکه بیایند “آگاهی” بدهند تا اعتماد مردم “کمی” جلب شود، با این به به گفتن ها درست برعکس عمل کردن.
    واقعا قبل از این کار به تبعات آن فکر کرده بودن؟؟؟

  • دانشجو می‌گه:

    مشکل اعتماد هست که نیست

  • امید می‌گه:

    به تمامی آنهائی که یارانه را حق خود و سهم خود می دانند!
    آنهائی که با این حداقل ، حساب حقوق نوشته و نانوشتشان با دولت فخیمه صاف می شود!
    آنهائی که این را عین عدالت دانسته خود را وامدار بانیان این طرح دانسته در مقابل رنج و شکنج هموطنان خود سکوت میکنند!
    آنهائی که با این اندک قناعت کرده، به گوشه خانه های خود خزیده و با مفاهیمی چون رشد و توسعه انسانی، اجتماعی، اقتصادی برای همیشه خداحافظی می کنند!
    آنهائی که در برنامه بلندمدت خود، جهت افزایش درآمد و نقدینگی خود به فکر ازدیاد نسل می افتند!
    .
    .
    .
    من ریزه خوار سفره نااهلان نمی شوم…

  • بهنام می‌گه:

    ۴۵ تومن= ۱ کیلو گردوی معمولی
    قانون کار یه لیسانس که کارگری میکنه=۸ کیلو گردو

  • بهنام می‌گه:

    یعنی میگی اگه انصراف ندیم و ۴۵ تومن رو بگیریم با پول نفت ایران بزرگ شدم و پیشرفت کردم!!
    این یارانه شبیه به جوکه.باید واسش شیر یا خط بندازی که انصراف بدی یا نه.چیز مهمی نیست ینظرم

  • ياسين اسفنديار می‌گه:

    باسلام به محمدرضای عزیز
    وقتی شنیدم که دولتی ها می گویند از پول افرادی که انصراف دادند. فلان کار و چنین و چنان می کنیم.
    یاد پیامک تبلیغاتی همراه اول در خصوص حذف قبض های موبایل افتادم. یاد مقاله زیبای شما در این خصوص
    دولت می گوید ما پول یارانه را از قرض گرفتن از ….. تامین می کنیم .
    حال این سوال پیش می آید . به فرض برای پرداخت یارانه ۱۰۰میلیون نیاز باشد . حالا افرادی انصراف داده اند و این مبلغ به ۸۰ملیون میرسد . یعنی دولت باید بجای ۱۰۰میلیون، ۸۰ میلیون قرض کند . آیا دولت آن ۲۰میلیون دیگر را قرض میکند و در فلان جا و فلان جا سرمایه گذاری می کند؟
    به نظر من دولت هیچ برنامه ای برای این کار ندارد. فقط می خواهد مقداری از هزینه های خود را کاهش دهد.
    ای کاش این گونه نبود.

  • میثم می‌گه:

    تصمیم گیری بر اساس درست یا نادرست بودن “اخذ یارانه” در کشوری که نه ثبات اقتصادی و نه ثبات سیاسی دارد و بر اساس قوانینی که معلوم نیست مدت اعتبارشان چقدر است؛ کاری بس نابخردانه است!

  • میثم می‌گه:

    معتقدم تمام کسایی که یارانه گرفتن “گدا صفت” نیستن و تمام کسایی که یارانه نگرفتن و انصراف دادن “سخاوتمند و روشنفکر” نیستند
    من این پول رو میگیرم نه بخاطر احتیاج مبرم بلکه برای جبران پولهایی که به زور و با عناوین مختلف صرفا بخاطر بی پشت و پناهیم… به دولت داده و خواهم داد
    من این پول رو نمیگیرم چون در برابر پولی که با عناوین مختلف و با فرصت طلبی از شرایط بوجود آمده _بعلت وضع قانون و یا رویداد سیاسی_ از ملت میگیرم پشیزی هم نیست!

  • میثم می‌گه:

    چه بحث چالش انگیزی… به موضوع میشه از زوایای مختلف نگاه کرد و به طور یقین نمیشه گفت که کدام گزینه صحیحه…
    نظر کسی که جامعه براش بستر رشد فراهم کرده و فرد تونسته از این بستر استفاده کنه و خودشو به جایی برسونه
    با کسی که به دلایل مختلف از این بستر استفاده نکرده وضع اقتصادی و مهارتی زندگی و شغلیش جالب نیست
    با کسی که جامعه هیچ بستری که برای فرد فراهم نکرده هیچ بسترهای بلقوه فرد رو ازش گرفته
    با کسی که از این دنیا فقط بلا و از جامعه فقط عدم حمایت نصیبش شده
    با کسی که هیچ سعی و تلاشی نکرده و فقط نون بند پ اونو به جای قابل قبولی رسونده
    با کسی که در کنار اشتیاق و سعی وتلاشش اندکی بند پ شامل حالش شده و الان داره مسیر رشد ادامه میده و …

    اگر جامعه رو جنگل و آدمها رو انواع درخت ها و گیاه ها تصور کنیم شاید دید بهتری از پیچیدگی موضوع بهمون بده تا با دیده “سیاه” یا “سفید” به مسئله نگاه نکنیم

  • سعیده می‌گه:

    این جمله تون خیلی تاثیر گذار و جالب بود.
    “من با انصراف از یارانه می‌خواهم به خودم یادآوری کنم که با دسترنج خودم زندگی کردم نه با فروختن نفتی که زیر پایم بود”

  • کیانوش می‌گه:

    ” اعتماد امر مهمی است ” باید دل بزرگ داشت و درایت بسیار همه که تراست زون نمی گذارند
    دارم فکر میکنم آیا منم می تونم روزی مثل شما بشم

  • حسین می‌گه:

    محمد رضای عزیز ظاهرا همراهان شما در این خانه این بار با شما همراه نیستند! ایا این را به حساب تفکر عددی بیاوریم یا عوامل پر رنگ تری خود نمایی میکند؟ سپاس

  • حسین می‌گه:

    سلام
    مطمئنا تا به حال درآمدهایی از محل هدفمندی یارانه ها ذخیره شده است. خب اگر بجای این همه تبلیغ برای انصراف ملت از یارانه ، به وضوح میگفتند تا بحال این درامدها کجا هزینه شده و از این به بعد کجا هزینه خواهد شد و چه تاثیری در زندگی ما گذاشته و می گذارد، عایا تاثیر گذار تر نبود؟
    در مورد دزدی هایی که می شود ، به نظر من مردم حق دارند بی اعتماد باشند و من شخصا سعی نمیکنم هیچکس را از گرفتن یارانه منصرف کنم…. فکر میکنم این بی اعتمادی مردم ، هزینه سنگینی است که مسئولان حکومت می پردازند..
    هزینه محیط مساعدی که برای سو استفاده بابک ها و خاوری ها ساختند.(در صورتی که خوشبین باشیم و خودشان را شریک خاوری ها و بابک ها ندانیم).

  • sd می‌گه:

    بر اساس این جمله «… فرزندانم برایم در زیر این خاک آن را برای ساختن آینده‌ی این کشور به امانت سپرده بودند» شما پیش فرض‌تون این بوده که با انصراف از دریافت یارانه این پول که متعلق به همه نسل‌هاست حیف و میل نمی‌شه و شما به نوعی از بار مسئولیت نسل‌های آینده رها می‌شید در حالی که اتفاقاً این طور نیست؛ در اقتصاد، ناکارائی و ضعف در تصمیم‌گیری صحیح خیرخواه‌ترین دولت‌ها سال‌هاست که چه در نظریات علمی و چه در واقعیت ثابت شده و بنابراین در موقعیت کنونی رها کردن سهمی از ثروت یک ملت در دستان دولت یعنی ضایع کردن و اتلاف منابع کشور، فراموش نکنید نسل‌های آینده از ما جواب منطقی خواهند خواست که «چرا ثروت کشور را در راه‌های غلط هدر دادید؟» در حالی که ساده‌ترین راه ممکن که اتفاقاً در یکی از نظرات هم آورده شده بود دریافت یارانه و دادن آن به افراد مستحقی است که حتماً چندتایی‌شان را در اطرافمان سراغ داریم.

  • سینا می‌گه:

    من که از گرفتن یارانه صرفنظر نمی کنم چون معتقدم حق دادنی نیست بلکه گرفتنی ست من حقم رو می گیرم و چون بهش نیاز ندارم ، به کارگر فصلی ساده ای که ساعت ها کنار خیابون ایستاده به امید اینکه برای کارگری سر ساختمان برده بشه ولی مجبوره شب با دست خالی به خانه برگرده، تقدیم می کنم.فرزند من نیاز به پول نفت نداره من به فرزندم میاموزم که آینده ش رو فقط در گرو پول نفت نبینه و آستین غیرتش رو بالا بزنه و برای بازگرداندن کشورش به روزهای اوج و غرور گذشته تلاش کنه…

  • جام طلا می‌گه:

    واقعا جالبه که چه کامنتهایی اینقدر نظر منفی گرفتن. اولش فکر کردم این کامنتهایی که بخاطر نظر منفی “هاید” شده اند، فحشی چیزی داده اند!!!! واقعا جالبه.

    در جامعه ای که بسیاری از افراد، برای کار پیدا کردن منتظر این هستند که حقوق بگیر دولت شوند، بدون توجه به اینکه بزرگ بودن دولت در نهایت به ضرر مردم تمام می شود، نمیتوان انتظار داشت که اکثریت حتی با وجود در رفاه بودن، از یارانه انصراف دهند.
    و البته فکر میکنم، دلیل دیگری که مانع انصراف مردم از یارانه میشه اینه که این احساس وجود داره که در نهایت عدالت رعایت نمیشه و خیلی از افرادی که ثروتمند حساب میشن، این پول رو دریافت خواهند کرد. این امر خودبخود باعث میشه که دیگر افراد هم احساس بی عدالتی کنند و بگویند، خب پس اگر فلانی میگیرد، حق من هم هست.

    و البته در مورد مقایسه جوامع توسعه یافته با توسعه نیافته/در حال توسعه، بد نیست که به روشهای شناسایی افراد مستحق دریافت کمکهای دولتی در آن جوامع هم دقت کنیم و با روشهای خودمان مقایسه کنیم. مسلما این روشها روی اعتماد مردم و نیز فرهنگشان تاثیر میگذارد.

  • زهرا می‌گه:

    نفس بعضی ها از جای گرم در میاد و نمیدونن وقتی پول شیر خشک بچه رو نداشته باشی ۴۵تومن واست خزانه ی بانک مرکزی میشه
    وقتی مجبوری بچه رو با کفش پاره بفرستی مدرسه ۴۵تومن …
    ای بابا مرفهین بی غم چه میدونن چی میگم

  • zoorba.booda می‌گه:

    مسئله مهمتر از یارانه گرفتن یا نگرفتنه.
    مهمترین مسئله مردم و دولت سطح اعتماده، مردم ما از روی آگاهی یا بیشتر وقتها از روی ناآگاهی(و نداشتن حافظه تاریخی) به دولت اعتماد کردن (البته نه همیشه)ولی متاسفانه دولتمردان ما از این سرمایه اجتماعی به درستی استفاده نکردن.
    در حال حاضر تصمیم مهم مردم بر سر اعتماد کردن(یا نکردن) به دولت جدیده(البته درصدی از مردم که درآمد پایینی دارن رو از این تصمیم باید مستثنی کرد چرا که مسئله به حق مهم اونها گذران زندگیه تو این اوضاع نابسامان اقتصادی)
    امیدوارم روزی برسه که سطح اعتماد ایرانیان به هم و به دولتشون به سطوح بالای اعتماد برسه….

  • محمد می‌گه:

    سلام
    به نظر من استاد سعی کرده اند بررسی منطقی نسبت به احساسات شخصی خودشان داشته باشند و الا میگویند دوصد گفته چون نیم کردار نیست ، تاکنون کدامیک از طرح های ارائه شده در سطوح مختلف تا به اخر درست اجرا شده است ( همین طرح هدفمندی هم شامل میشود )و ایا مردم در عدم موفقیت طرحها مقصر بوده اند یا فساد سیستماتیکی که اقایان اذعان دارند وجود دارد ، مقصر بوده و یا حتی ایرادات خود طرح باعث عدم نتیجه گیری شده است .

    دولت و مجلس می توانند با درایت ، کمک گرفتن از علمای علم اقتصاد ، خرد جمعی ، ارزش گذاری واقعی ( واقعا واقعی ) به تولید و کشاورزی ( نظر بنده) و استفاده از تجارب دیگر کشورها نسبت به حل مسائل اقدام نمایند و این مردم را درگیر سوء مدیریت های خودشان نکنند .

  • سعیده (آذر) می‌گه:

    این مطلب از دکتر زیبا کلام درباره ی یارانه ها که امروز در سایت فرارو آمد خوندنی هست یه خلاصه ای ازش میذارم:

    «خشت اول گر نهاد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج، واقع مطلب این است که خشت اولی که در رابطه با اجرای فاز نخست هدفمندی یارانه ها در سال ۸۹ در دولت احمدی نژاد کج گذاشته شد،…
    از نظر اقتصادی و مدیریتی و مملکت داری پرداخت یارانه فله ای به ۷۵ میلیون جمعیت یعنی خودکشی اقتصادی.

    وی تاکید کرد: هیچ کشوری وجود ندارد که در مقطعی از تاریخ به جمعیت ۷۵ میلیون نفری اش به طور یکسان ماهی ۴۵ هزار و۵۰۰ تومان یارانه پرداخت کرده باشد. تنها دلیلی که دولتی چنین کاری را می کند فقط پوپولیست و تبلیغات است.
    طبقه ای که هنوز از احمدی نژاد حمایت می کند را طبقه ای تشکیل می دهد که متوجه نمی شود که یارانه ها چه تیشه ای به ریشه اقتصاد کشور زد و با دو دو تا چهار متوجه نمی شود که با این یارانه ها چه اقداماتی را می تواند برای پیشرفت در اقتصاد کرد…..»

  • طاهره جلیلی می‌گه:

    این روزا یکی از دغدغه های ذهنی من فکر کردن به این موضوع شده که چرا نمیتونیم مردم رو متقاعد کنیم که از طلسم زیرزمینی های نفرین شده خودشون رو رها کنن؟!!! چرا نمیتونن منطقی فکر کنن که این رقم بالایی که به حسابشون واریز میشه اگه وارد صنعت کشور بشه و چرخ صنعت رو بچرخونه دیگه دلار ۴۰۰۰ تومنی هم خم به ابروی هیچکس نمیاره…چرا افق زمانی فکر کردن مردم ما حتی یک سال هم نیست و فقط به یک ماهی فکر میکنن که این
    ون مبلغ یارانه ها به حسابشون واریز میشه!؟؟؟!!!
    یکی از فصل های کتاب جامعه شناسی خودمانی آقای نراقی خوب توضیح داده این موضوع رو….

    و حرف این روزای من فقط کاش و کاش و کاش هست….

    • ضیاء می‌گه:

      سرکار خانوم جلیلی،

      فردی که نمی تونه حقوق ِ ماهیانه ش رو به آخر ِ برج ِ بعد برسونه، نمی تونه افق زمانی یک ساله و یا چندین ساله داشته باشه. از طرف دیگه هر یک از ما وظیفه ای داریم؛ چیزی که بهش مطمئنم اینه که وظیفه ی ما متقاعد کردن مردم برای انصراف از یارانه نیست.
      ای کاش از کلمه ی “مردم” استفاده نمی کردین.

    • javad می‌گه:

      – تغییرات از خود شما آغاز می شود، نیاز نیست کسی را متقاعد کنید.

    • sd می‌گه:

      خانم خلیلی چه تضمینی وجود داره که دولت این پول رو درست خرج کنه مثلاً در همون صنعت که فرمودید؟ الان ۵۰ ساله هر دولتی میاد بخشی از این پول رو در صنعت خرج کرده ولی نتیجه‌اش چی شده؟ جز اینکه تعداد زیادی بنگاه فرسوده و زیان‌ده داریم که دولت هم به خاطر نرخ بیکاری حاضر به کوتاه آمدن از کمک به آنها نیست؟ شما هم مطمئن باشید که دولت این پول رو صرفاً در راههایی مثل تثبیت قیمت‌های کالاهای ضروری (مایحتاج کوتاه مدت) مردم خرج می‌کنه و بازهم آش همان آش و کاسه همان کاسه!

  • رها-اسفند می‌گه:

    من هم امیدوارم یک روزی بتوانیم نگرش توسعه یافته ای داشته باشیم نسبت به همه چیز و به نظر من همین نگرش ها باعث داشتن کشوری توسعه یافته می شود نه منابع طبیعی و نفت و غیره و غیره …
    ممنون از متنی که گذاشتید.

  • مرضیه می‌گه:

    دریافت یارانه نقدی چه ارتباط معناداری با رد شدن از چراغ قرمز داره
    من که مدرسه ام غیر انتفاعی بوده دانشگاهم رو شهریه دادم براش بعدشم رفتم توی یه شرکت خصوی استخدام شدم
    مجبورم ماهانه مبلغ رو واقعا الکی به زور تامین اجتماعی پرداخت کنم درصورتیکه خدماتش خیلی مزخرفه و تا حالا به دردم نخورده از حقوق چندر غازیم مالیات و… کسر میشه دو ساله به دلیلی وضعیت داغون اقتصادی شرکت افزایش حقوق نداشتیم ولی همه چیز ۳-۴ برابر گرانتر شده و درنتیجش قدرت خرید من یک چهارم سه سال پیشمه!
    به راحتی نمیتونم محل کارم رو عوض کنم چون محیط کاری که بتونم توش بدون دغدغه امنیت و سلامتش کار کنم به راحتی برای خانمی مثل من کمه
    چرا گرفتن یارانه رو به عنوان یه مسئله غیر اخلاقی مطرح میکنین استاد!
    اگر هیچ کس هم اختلاسی نمی کرد و همه چیز در صحت و سلامت بود و اعتماد کامل به دولت داشتم باز هم گرفتن یارانه رو برای خودم غیر اخلاقی نمیدونستم .

  • علیرضا داداشی می‌گه:

    سلام
    این نوشته تان را در عصر ایران خوانده بودم، می خواستم خواهش کنم در اینجا هم آن را بنویسید یا برای دوستانمان لینک بدهم تا بخوانند، که خوشحال شدم اول صبح دیدم آن را – با کمی تغییر – این جا هم منتشر کردید.
    من هم مثل شما استاد ارجمند، جزو کسانی نبودم که در زمان آقای احمدی نژاد یا هر رییس دیگری مجیزشان را
    می گویند و بعد از رفتنش به ایراد گیری می پردازند. من طرح های ایشان را در زمان خودشان در نشریات معتبر علمی نقد کردم. طرح هایی که شکست آنها یکی پس از دیگری، اشتباه بودنشان را اثبات کرد.من و دوستان همکارعلمی ام فقط – بر عکس ایشان -کارشناسانه دیده بودیم و طبیعی بود که نتیجه مورد پیش بینی اتفاق بیفتد. این هنر من نبود خاصیت نگاه علمی و تخصصی من و همکارانم بود.
    الان هم به آقای روحانی عزیز انتقاداتی دارم از جمله طرح سبد کالا که قبلا عرض کردم. ولی واقعاً تیم کاری ایشان کجا و تیم کاری دولت قبلی.
    ممنون از انتشار دیدگاه هایتان.
    سلامت باشید.

  • رهایی می‌گه:

    این متن رو دیشب از فیس بوکتون خوندم
    مرسی که آخرش یه کلمه رو حذف کردید :)

  • محمد می‌گه:

    جناب شعبانعلی عزیز
    دیدگاهتان قابل احترام است.
    ولی به نظر من اگر فردی می خواهد پول نفت را خودش استفاده نکند، لا اقل بگیرد به یک یتیمی بدهد.

  • javad می‌گه:

    استان‎دار فلان استان هم از یارانه انصراف داد !

    این روزها نمی‎دانم چرا وقتی این جمله و مشابه این جمله را می‎شنوم حالم بد می شود.

  • پیام می‌گه:

    سلام ، استاد
    جلال آل احمد در کتاب مدیر مدرسه عنوان می کند ، یکی از دلایلی که بعد از ده سال معلمی به سراغ مدیر شدن رفته ، نجات بالا و پایین کردن وجدانش از دادن یا ندادن نمره ۷ به یک دانش آموز درس نخوان بخاطر خراب نشدن تعطیلاتش بوده ، حالا به نظر شما این ماهی ۴۵۵۰۰ به نجات نوسان وجدان ما از اینکه به کارگر پمپ بنزین هزار تومان انعام بدیم یا بیشتر ، ماهیانه کارگر شهرداری که ۹ شب زنگ خونه رو می زنه ، بدیم یا نه ، و خیلی از این آره یا نه های دیگه ، نمی ارزه ؟

  • علیرضاخاکساران می‌گه:

    سلام
    چه خوب شد که این مطلب رو نوشتید. هر طور که سعی می کنم توضیح بدم تا مادرم رو قانع کنم که از دریافت رایانه انصراف بده متاسفانه راضی نمیشه و مثل اکثریت جامعه و افراد فامیل (حتی اونایی که دریافت این پول تاثیر زیادی نداره براشون) میگه که دولت برای ماها هیچ کاری نکرده، این همه دزدی شده و … فکر نکنم کسی با این نوع استدلال ها بیگانه باشه و به بعضی ها هم که توی دید و بازدید عید میگفتم باید انصراف بدیم مصرانه میگفتن چون حق هست باید گرفت و کلا هیچ کس برخورد خوبی باهام نکرد و جدا از این نظر برای خودم متاسفم چون این حرفا رو کسایی بهم زدن که اولا نیازی به یارانه ندارن و دوما از نظر سطح تحصیلی مثلا دانشگاه رفته (اونم از نوع قدیمش) محسوب میشن. نظر خودم اینه که این پول حق نیست چون پولیه که صرفا به عنوان شهروند یک کشور دارای نفت و بدون انجام هر گونه فعالیت یا کاری دریافت می کنیم و با این استدلال که نفت برای ماست پس باید از فروشش مستقیم بهمون پول بدن مخالم چیزی که توی بعضی کشورای عربی اتفاق میفته. (فرید زکریا توی این زمینه توی کتاب «آینده آزادی» در مورد عربستان صعودی و علت اون مثالی زده که می تونید مطالعه کنید) همچنین شخصا، قلبا و کاملا هم نظر با شما هستم. هم در مورد مثال ساده ای که گفته شد و هم در مورد اختلاس های صورت گرفته و برام مهم نیست این پولی که من یا هر کس دیگه بخواد انصراف بده کسی دیگه می دزده یا هر بلای دیگه سرش میاد چون کلا با این شیوه تقسیم پول که فکر می کنم نتیجه ای جز تن پروری، گداپروری، پر توقع کردن و …. نداره مخالف هستم ولی با نفس قانون هدفمندی و ارائه انرژی با قیمت واقعی موافقم. همچنین ای کاش صدا سیمای فخیمه بجای اینکه با شعارهای بی محتوا، تبلیغات بسیار سطحی و مصاحبه های (به نظرم فرمایشی و مضحک) مردم رو به انصراف دعوت می کرد (که به نظرم تا حدی نتیجه معکوس خواهد داشت و شاید بعضی ها لجبازی کنن و بیشتر ترغیب بشن به گرفتن یارانه)، توی این چند سال پس از اجرای این قانون، نحوه درست مصرف انرژی رو با الگوی مناسب برای مردم جا می انداخت فکر کنم شاید تاثیر خیلی بهتری داشت.
    چند مورد قابل بحث:
    ۱) در نظرسنجی سایت های خبری و همچنین ذیل اخبار مربوط به یارانه ، وجه مشترک افرادی که در مورد دلایل انصراف یا عدم انصراف بحث کرده بودن. دلیل عدم انصراف رو نداشتن اعتماد به دولت اعلام کرده بودن که خب با توجه به فساد بی سایقه تا حدی موضوع قابل درکی هست و نمیدونم شما یا کسی از دوستان راهکاری تدریجی برای برگشت این اعتماد وجود دارد یا نه؟
    ۲) همچنین بعضی گفته بودن که وضع خوبی داریم و کلی سخت کشیدیم و از جوونیمون گذشتیم و … این پول حق ماست و انصراف نمیدیم(البته نمیدونم منظورشون از سختی کشیدن چی بوده). چرا باید بین من و کسی که در سالهایی که من کار کردم و اون کاری نکرده و خورده و خوابیده فرق باشه و بخواد این پول رو بگیره. این دید بین بعضی از اساتید دانشگاه هم که باید مثلا قشر فرهیخته باشن دیده میشه و به شدت آزارم میده. چون در این صورت به نظرم دیگه از مابقی افراد نمیشه انتظار زیادی داشت.
    پ.ن: با توجه به اینکه متوجه شدم امکان انصراف شخصی وجود داره. در این مرحله ثبت نام نخواهم کرد. همچنین اگر متنم طولانی شد و مسائل شخصی توش بود عذر میخوام ولی توی گلوم گیر کرده بود و سر این مساله خیلی ناراحت هستم.
    پ.ن ۲: اگر این جمله « عبور از چراغ قرمز به پلیس و دولت چیزی را نشان نمی‌دهد. به من نشان می‌دهد که فرهنگ ترافیک را نمی‌فهمم» در اکثر مسائل فرهنگی برامون حل و فهمیده بشه شاید خیلی مشکلات حل بشه.

  • شهرزاد می‌گه:

    من نمیخوام در این مورد نظری بدم!… فقط احساسم اینه که فرزندان آینده ی سرزمین ما، مثلا در ۳۰ سال یا ۵۰ سال آینده!! اگه یه روز گذرشون به اینجا بیفته، چقدر به نگارنده ی این پست، به دیده ی احترام و عشق نگاه خواهند کرد…

    • آزاده م می‌گه:

      با دیدن نظر شهرزاد عزیزم به یاد فایل* راز گل آفتابگردان * افتادم.. امیدوارم اگه فرزندان آینده سرزمینمان روزی گذرشون به اینجا افتاد این فایل رو هم گوش کنند. همین.
      از صمیم قلب دلم میخواد که نسلهای آینده کشورم، در امنیت و شادی زندگی کنند.
      لینک فایل صوتی راز گل آفتابگردان
      http://www.shabanali.com/ms/?p=2340

      • شهرزاد می‌گه:

        آزاده عزیزم … خوشحالم که با دیدن نظر من، یاد این فایل صوتی زیبا افتادی و باز هم گوش دادنش رو یادآوری کردی… ممنون.
        راستی… خوش بحال نسلهای آینده که آزاده ی مهربون، چنین آرزوی قشنگی براشون داره …:)

  • كيان می‌گه:

    سلام
    من کلاً اعتقادی به یارانه نداشته و ندارم چرا که معتقدم این مبلغ ناچیز دردی از من
    دوا نخواهد کرد.
    در دولت آقای احمدی نژاد که سهم من از نفت کشورم در راه سازندگی هزینه نشد
    ولی امیدوارم دولت تدبیر و امید باعث شود که این بارقه امید که این روزها در مردم
    سرزمینم میبینم ،به بار بنشیند و همانطور که خاطرنشان کرده اند شاهد ارائه آمار
    ایشان در مورد محل هزینه یارانه انصراف دهندگان باشیم.
    و البته من علیرغم مخالفت اکثر اطرافیانم از اینکه هزینه ها بدون سوبسید و واقعی
    میشود خوشحالم ، خوشحالم که برای کنترل بازار حتی روی ارز هم سوبسید نمیدهیم
    چنانکه به محض برداشتن سوبسید قیمت ارز تقریباً چهار برابر شد.
    من هم بعنوان فردی از جامعه تورم را با تمام وجود احساس میکنم ولی معتقدم اجرای
    هدفمندی یارانه ها طرحی بود که ما را از فاجعه ای به مراتب وسیع تر ، نجات داد.
    حداقل امیدوارم فرهنگ مصرف گرای ما را در زمینه انرژی تعدیل کند که این به تنهایی
    برای مردم دستاورد بزرگی خواهد بود…