تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی دغدغه‌ی بسیاری از ماست. بسیار پیش آمده که از من می‌پرسند زبان را چگونه بیاموزیم؟

قبل از اینکه توضیحات آموزشی بدهم چند نکته لازم است:

۱)  من تا کنون نتوانسته‌ام کلاس آموزش زبان انگیسی شرکت کنم. زمانی پولش نبود و این روزها وقتش. البته همیشه از همکارانم برای شرکت در این کلاسها حمایت کرده‌ام.

۲) مهارت من در زبان انگلیسی هنوز هم خوب نیست. بنابراین شاید توصیه‌های من بهترین نباشد. البته یک بار از هم از روی بیکاری تافل دادم که تا آنجا که به خاطر دارم از ۱۲۰ نمره حدود ده نمره کم آوردم که ظاهراً میگویند خیلی بد نیست. اما در حرف زدن لهجه‌ی مزخرف مخصوص خودم را دارم! (نه آمریکایی نه بریتیش) و در نوشتن گاهی خطاهای گرامری دارم. اگر چه واقعیت این است که در خواندن متون انگلیسی از فارسی سریع‌تر هستم.

۳)‌ روشی که من اینجا مطرح می‌کنم کاملاً شخصی است. نمی‌دانم برای دیگران هم مفید است یا نه. اما من از راهنمایی با این روش شروع کردم و از زمانی که در حدود ۲۰ سالگی با گروههای مختلف از کشورهای دیگر مواجه شدم تا امروز، همیشه جلساتم را خودم مدیریت کرده‌ام و بسیاری از اوقات نیز نقش مترجم همزمان را داشته ام. بنابراین گفتم در اینجا این روش را شرح دهم تا شاید برای دیگران هم مفید باشد:

گام صفر: در یادگیری زبان انگلیسی وسواس را کنار بگذارید.

افراد زیادی آماده‌اند تا برای شما در یادگیری زبان انگلیسی (آگاهانه یا ناخودآگاه)‌ مشکل ایجاد کنند!

سریع از شما می‌پرسند: از روی کدام کتاب می‌خوانی؟ کدام کلاس می‌روی؟

لهجه‌ی آمریکایی را ترجیح میدهی یا بریتیش را؟ وااااای! لهجه‌ات فاجعه است! لحنت خراب است. Big با Large فرق دارد! ‌کاربرد Between و Among متفاوت است و …

شاید حرفهای این دوستان درست باشد.

اما یک مشکل وجود دارد. ما در زبان خودمان هم هزار جور غلط و اشتباه داریم.

کلمات فارسی را با پسوند عربی جمع می‌بندیم. تلفظ‌های متفاوت داریم. کنایه‌ها و ضرب‌المثل‌هایی داریم که صد کیلومتر آن طرف تر کسی متوجه نمی‌شود. لهجه‌های اقوام دیگر را مورد شوخی قرار می‌دهیم! پس اینها نمی‌تواند مانع یادگیری باشد. دوستی داشتم که یک بار به من گفت: در تلفظ کلمات راحت باش. هر چقدر که پرت و پلا هم تلفظ کنی میتوانی روستایی را در آمریکا یا انگلیس بیابی که آن واژه را مثل تو تلفظ کنند!

ضمناً اگر مصاحبه‌های بی بی سی و سی ان ان و شبکه‌های بزرگ جهان را ببینید خواهید دید که بسیاری از افراد با اعتماد به نفس کامل و با نادرست ترین و غیر قابل فهم ترین لهجه صحبت می‌کنند. پس اعتماد به نفس داشته باشید! به من هر وقت می‌گویند آمریکن صحبت می‌کنی یا بریتیش؟ میگویم: ایرانیش!

اگر هنوز این مسئله به باور درونی شما تبدیل نشده، یک راهکار ساده اما اثربخش برای شما دارم.

نام نسیم طالب را در وب جستجو کنید.

نسیم طالب یکی از بزرگترین نویسندگان و نظریه پردازان معاصر در حوزه اقتصاد است که کتابهایش (از جمله قوی سیاه) شهرت جهانی دارند و در وال استریت و بسیاری از مراکز بزرگ اقتصادی جهان سخنرانی دارد و دستمزد سخنرانی او در هر ساعت چند ده‌هزار هزار دلار است.

حالا ده دقیقه وقت بگذارید و یک مصاحبه‌ به زبان انگلیسی از نسیم طالب را که برای شما انتخاب کرده‌ام گوش بدهید (مفهوم مهم نیست. فقط به تسلط کلامی او توجه کنید):


 دانلود نمونه مصاحبه نسیم طالب – تحلیل گر برجسته اقتصادی

سوال کننده انگلیسی زبان Native است و نسیم طالب هم طرف مقابل اوست.

این سطحی از سخنوری است که برای دنیا مطلوب است و پادکست آن هم عرضه می‌شود و شنیده می‌شود.

فکر نمی‌کنید بسیاری از ما انتظار بیشتری از خود داریم و واقعاً گرفتار کمال طلبی شده‌ایم؟

گام اول: نقش کلمات در مکالمه به زبان انگلیسی یا هر زبان دیگر

به هر حال بدون شناخت کلمات نمی‌توان به زبان دیگری حرف زد! اما اینجا آن قانون معروف ۸۰-۲۰ وجود دارد. با ۲۰٪ تلاش نسبت به حرفه‌ای ترین کسانی که به زبان خارجی مسلط هستند، می‌توانیم ۸۰٪ توانمندی آنها را کسب نماییم. پیشنهاد من قبل از هر کاری، مراجعه به لیست ۱۰۰۰ کلمه‌ی پرکاربرد زبان انگلیسی است.

فایل PDF هزار کلمه پرکاربرد در آموزش زبان انگلیسی را می‌توانید از طریق لینک زیر دانلود کنید:

هزار کلمه که در زبان انگلیسی بیش از سایر کلمات کاربرد دارند

یک سوم کل نوشته‌های انگلیسی جهان فقط با همان ۲۵ کلمه‌ی اول لیست اشغال شده است!

اگر ۱۰۰ کلمه‌ی اول را بدانید نیمی از کل متون انگلیسی جهان را می‌فهمید! و ۳۰۰ کلمه‌ی اول ۶۵٪ از کل نوشته‌های مکتوب زبان انگلیسی را به خود اختصاص می‌دهند.

پیشنهاد می‌کنم ترجمه‌ی تک تک این لغت‌ها را پیدا کنید و به تدریج آنها را حفظ کنید.

اگر لیست هزار کلمه‌ای فوق، به نظر شما ابتدایی و ساده‌ است و یک لیست حرفه‌ای تر را برای یادگیری زبان انگلیسی ترجیح می‌دهید، پیشنهاد می‌کنم لیست زیر را دانلود و مطالعه کنید:

سه هزار کلمه پرکاربرد انگلیسی (به تفکیک گفتاری – نوشتاری)

در این لیست، کنار هر کلمه، علامتهای S1 و S2 وS3 و W1 و W2 و W3 را مشاهده می‌کنید. S اول کلمه Spoken و مربوط به میزان استفاده در زبان انگلیسی شفاهی است و W مربوط به کلمه Written و مربوط به میزان استفاده در زبان انگلیسی مکتوب است. بنابراین مثلاً S1 در کنار یک کلمه، یعنی این کلمه در هزار کلمه پرکاربرد زبان انگلیسی است و W2 در کنار یک کلمه، یعنی آن کلمه از نظر کاربرد مکتوب در زبان انگلیسی، رتبه‌ای بین هزار و دو هزار دارد.

گام دوم: یادگیری زبان انگلیسی از طریق دفتر خاطرات روزانه 

یکی از مشکلاتی که در آموزش زبان انگلیسی و سایر زبانها به شکل رسمی وجود دارد این است که نخستین درسهای آموزش زبان انگلیسی در اکثر کتابها با مراجعه به فرودگاه و هتل و تاکسی و پاس کنترل و … آغاز می‌شود.

این درحالی است که ما به ندرت به این مکالمات نیاز داریم. به همین دلیل، این مکالمات خیلی زود به فراموشی سپرده می‌شوند.

اگر گام اول را انجام داده‌اید (حالا نمی‌گویم هر هزار کلمه اما لااقل ۳۰۰ کلمه‌ی اول را حفظ هستید) هر روز یک پاراگراف گزارش کار روزانه‌ی خودتان را به زبان انگلیسی بنویسید.

اینکه از صبح چه کار کرده‌اید. کجا رفته‌اید. چه اتفاق‌های خوب یا بدی افتاده و …

هر جا هم که لغت خاصی را نمی‌دانستید آن را فارسی بنویسید. مثلاً میخواهید بنویسید فکر می‌کنم خیلی بی‌ادب بودم… اما معادلی برای بی ادب نمی‌شناسید. بنویسید:

بی ادب I think I was so

شاید به نظرتان این کار مسخره باشد. اما اثر مهمی دارد:

شما به تدریج می‌فهمید که در زندگی روزانه‌ی خود به کدام واژه‌ها بیشتر نیاز دارید.

ضمن اینکه ممکن است فرصت کنید و از داخل دیکشنری‌های فارسی به انگلیسی واژه‌ی مناسب را پیدا کنید. اگر هم نشد مهم نیست. همیشه جایی در مغز شما باز می‌ماند که: «من معادل انگلیسی بی ادب را نمی‌دانم!».

اولین بار که یک جا در یک متن با این واژه برخورد کنید به دلیل اینکه مغز شما مدت طولانی در ناخودآگاه منتظر این واژه بوده، بلافاصله آن را میبیند و به خاطر می‌سپارد و بعید است به زودی آن واژه را فراموش کنید.

پیشنهاد جدی من این است که اگر در یادگیری زبان انگلیسی کمی پیشرفت کردید و احساس کردید که حتی می‌توانید در حد چند جمله هم بنویسید، یک وبلاگ انگلیسی کوچک راه اندازی کنید.

این کار چند خاصیت دارد.

مهم‌ترین آن این است که شما را وادار به نوشتن می‌کند. مطمئن باشید دیر یا زود گوگل در برخی جستجوها نوشته‌های شما را معرفی خواهد کرد و وبلاگ شما پس از ده یا بیست مطلب، بازدیدکنندگان غریبه هم خواهد داشت. دیدن تعداد بازدیدکننده‌های روزانه به یک بازی تبدیل می‌شود و احساس می‌کنید که باید بیشتر بنویسید.

اجازه بدهید که صادقانه بگویم که من هم چنین کاری کرده‌ام. چند وقت پیش وبلاگ Webmindset را راه اندازی کردم.

شاید برایتان جالب باشد که با وجودی که خواندن و درک مطلب من خوب بود، برای نوشتن اولین مطلب که بسیار ساده و کوتاه است، چند ساعت وقت گذاشتم. تازه می‌دیدم که چقدر به واژه‌ها بی‌تفاوت بوده‌ام. چقدر کلمه‌ها را همیشه خوانده‌ام اما برای به کار بردن آنها در جملات مشکل دارم. این روزها هنوز برای بهتر شدن زبانم هفته‌ای دو یا سه مطلب در آنجا می‌نویسم. هنوز هم می‌دانم که اشتباهات مختلف در انتخاب کلمات و گرامر دارم. اما برایم مهم نیست. اگر نتوانم بدون خجالت و با غلط در مقابل دیگرانی که نمی‌بینم حرف بزنم، چگونه می‌خواهم بعداً در مقابل کسانی که می‌بینم، حرف بزنم و صحبت کنم؟

گام سوم: نقش گرامر در یادگیری زبان انگلیسی

کمتر فارسی زبانی را می‌بینید که بتواند گرامر زبان خودش را توضیح دهد. هنوز هم تفاوت ماضی استمراری و حال ساده و ماضی بعید و … را خیلی‌ها نمی‌دانند.

به نظر می‌رسد یادگیری گرامر به صورت مجموعه‌ای از فرمول‌ها، کاری زمان‌بر و کم خاصیت باشد. ضمن اینکه به شدت فرّار محسوب می‌شود.

ما در زبان مادری خودمان، گرامر را از روی زشتی و زیبایی جملات می‌فهمیم: «دلم خواهد خواست برویم ساندویچ می‌خوردیم!» جمله‌ی نادرستی است. نه فقط به دلیل عدم تطبیق زمان افعال. بلکه به دلیل اینکه این جمله «زشت» است و ما تا کنون آن را ندیده‌ایم.

من برای یادگیری گرامر زبان انگلیسی از اول راهنمایی تا امروز، روزانه یک پاراگراف متن انگلیسی را از روی کتاب یا مجله یا اینترنت، بازنویسی می‌کنم. با این کار به تدریج ذهنم قضاوتی در مورد زشت و زیبا بودن جملات پیدا می‌کند که می‌تواند در درست‌تر حرف زدن کمکم کند.

اگر هم برای یادگیری زبان انگلیسی و گرامر آن حوصله‌ی بیشتری دارید، گزینه‌ی جالبی هم دارم:

در سایت BestAnwer فهرستی از سرویس های رایگان آنلاین اصلاح گرامر نوشته های زبان انگلیسی شما ارائه شده است:

فهرست بهترین نرم افزارهای اصلاح گرامر در زبان انگلیسی

هر کدام از آن پنج سرویس، ویژگی های خود را دارند. اما برای آموزش زبان انگلیسی به نظرم گزینه های اول و دوم (Paperrate و Grammarly) بهتر هستند.

گرامرلی، نسخه‌ی پولی هم دارد که می‌گوید نکات پیشرفته تری را به شما خواهد گفت. من دو سال است که نسخه پولی آن را هم امتحان کرده‌ام. در حدی نیست که بخواهید پولش را بدهید یا اگر از نسخه‌ی رایگان استفاده می‌کنید، احساس بدی داشته باشید. به نظرم نسخه‌ی رایگان کاملاً کافی است.

گام چهارم:  ایجاد انگیزه در یادگیری زبان انگلیسی

خواندن متن‌های طولانی خیلی انرژی و حوصله می‌خواهد.

به نظر من برای یادگیری زبان انگلیسی از متن‌های کوتاه شروع کنید. در آموزش زبان انگلیسی نقل قول‌ها عالی هستند. اگر موضوع خاصی مورد علاقه‌ی شماست یا فرد خاصی مورد علاقه‌تان است در سایت‌های نقل قول، جملاتی مربوط به آن فرد یا موضوع را پیدا کنید و یادداشت کنید. ممکن است بعضی جملات را متوجه نشوید. مهم نیست. بدون نگرانی به سراغ جملات دیگر بروید.

من برای نقل قول انگلیسی معمولاً سراغ یکی از این سایت‌ها می‌روم:

Brainy Quote     Good Reads    WikiQuote  Quote Garden

من مطلب دیگری رو هم در زمینه آموزش و یادگیری زبان انگلیسی نوشته‌ام که اگر دوست داشتید می‌توانید بخوانید:

بخش دوم این مطلب در مورد یادگیری و آموزش زبان انگلیسی

ما در متمم هم به تدریج یک سری آموزش زبان راه‌اندازی کرده‌ایم که به درد کسانی می‌خورد که در محیط کار دوست دارند تسلط بهتری بر زبان داشته باشند.

می‌توانید درس‌ها و خدمات مربوط به آموزش زبان انگلیسی در متمم را از طریق لینک زیر ببینید:

 معرفی خدمات آموزش زبان انگلیسی در متمم

یک سایت جالب در این زمینه هم Free Rice است که میتوانید از طریق این لینک با آن آشنا شوید: معرفی سایت Free Rice

توضیح تکمیلی: دوستان عزیز متممی، تجربه‌های خود را در آموزش زبان انگلیسی و یادگیری زبان انگلیسی در متمم بیان کرده‌اند که ممکن است برای شما هم مفید باشد (البته باید کاربر آزاد متمم باشید):

عادتها و تجربه‌های آموزش زبان انگلیسی و یادگیری آن

پی نوشت خیلی نامربوط: عذر می‌خوام که این مطلب رو اینجا می‌نویسم. اما چون خیلی از دوستان از طریق سرچ گوگل به این صفحه می‌رسند، لازمه توضیح بدم که فعالیت اصلی من، آموزش زبان نیست و در حوزه مذاکره تجاری فعالیت می‌کنم و طبیعتاً تجربه‌ی من در زبان، صرفاً‌ به مذاکره‌هایی که در نقاط مختلف دنیا انجام می‌دهم مربوطه. اگر با فضای اینجا آشنا نیستید، شاید براتون جالب باشه که بدونید من معمولاً فایل‌های صوتی زیادی رو به صورت رایگان در حوزه‌‌ی مهارت ارتباطی و مذاکره ضبط می‌کنم و روی سایت قرار می‌دم. شاید دوست داشته باشید بهشون سر بزنید.

طبیعیه که شکل فایل‌ها خیلی هم حرفه‌ای نیست و خیلی‌هاش با موبایل ضبط شده. چون یک کار تجاری نیست. ولی خودم دوستشون دارم و فکر می‌کنم گوش دادنشون بد نباشه. فایل‌های صوتی مذاکره رو به اسم رادیو مذاکره گذاشتم و فایل‌های صوتی توسعه مهارتهای فردی رو به اسم رادیو متمم.

+2223
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


810 نظر بر روی پست “تجربه‌ی من در آموزش و یادگیری زبان انگلیسی

  • سید عباس می‌گه:

    با سلام و احترام جناب شعبانعلی
    اینگونه نوشته هاتون که نشانگر هوش و توانییتون هست رو خیلی می پسندم…
    اما پاره ای اوقات نوشته هاتون بسیار خام جلوه می کنه…

  • آرام می‌گه:

    با تشکر و لایک برای مطالب عنوان شده استاد و دوستان بخصوص پگاه عزیز
    منم کمی تجربه کردم با اجازه تون در زیر یک گزارشی از خودم میارم شاید برای برخی دوستانم مفید باشه

    دیدم ایرانیها لهجه خیلی بهتری دارن و من هم اونو بدلیل بی لحن بودن زبان فارسی میدونم مثلا وقتی یک هندی انگلیسی حرف بزنه سخت میفهمی چی میگه و شرق اسیایی ها و گاهی یک اسپانیولی زبان…
    ولی خیلی ایرانی هستن که لهجه رو تا حد یک native حرف میزنن ولی یک مساله هم هست اونایی که این خاصیت رو دارن شاید فارسی رو دیگه ناشمرده صحبت کنن نمیدونم… من تجربه شخص خودمو میگم شاید من فارسی رو نمیتونم خیلی با طمانینه و شمرده حرف بزنم و باید مرتب به خودم یادآوری کنم که «آهای! شمرده تر حرف بزن.» ولی خیلی راحت روی انگلیسی سوئیچ میشم و این سرعت کلی در حرف زدن به بهتر انگلیسی صحبت کردنم کمک زیادی کرده.البته هنوز نفهمیدم اول مرغ بوده یا تخم مرغ !!

    دایره لغاتم هنوز برای سطح فول پرافیشنت کافی نیست مشکل هم پاره پاره شدن آموزش و بدتر از اون به کارنبردن هرروزه انگلیسی در محیطه.

    استفاده دائم از متون و دیدن گزارشهای خبری و…که جذابند به جهش در زبان خیلی کمکم کرده.

    حتی برای تخصصی خوندن هم به نظرم بعد از مدتی دیگه میشه توی اون رشته مورد نظرتون متن اصلی رو به دست بگیرین.چون یک الگوی عملی پیش روست که آدمو خیلی جلو میبره مثلا من برای زمینه موردعلاقه ام که کارآفرینی، تجارت خارجی، مدیریت کسب وکار و بازاریابیه در سایتهای معتبری عضو هستم که برام مرتبا مقاله و لینک وبینارهاشونو میفرستن. مدرسه کسب وکار هاروارد HBS قطعا یکی از بهترینهاست…مقالاتشونو مرتبا دریافت میکنم اما!!! بحث مهم درست به کاربردن ابزاری است که در دست داریم…مواظب باشیم تبدیل به مورچه های جمع کننده ای نشیم که هیچیشو خودشون نمیخورن. من یکی از اون گنده ترین مورچه هام. هرچه منابع در دست زیاد میشن و ما سراغشون نرفتیم و نخوندیم وبه کار نبردیم به جای اینکه خوشحال بشیم مرتبا حالمون بدتر میشه.« پس خوبه انتخابی و التزامی کار کنیم.»

    اما در زبان آموزی مشکل بزرگ حفظ این اطلاعاتی است که براش زحمت می کشین که خیلی فرّاره باید یه جوری حل و فصلش کنین شاید در مراحل اول چاره ش کاربری اجباری زبان در محیطه مثلا حتی با مادرتون انگلیسی حرف بزنین حتی اگه از خونه بیرونتون کنه (: ولی این خیلی ضروریه برای کسی که فعلا در محیطی نیست که کاربرد انگلیسی ضرورت محسوب بشه.

    • پگاه می‌گه:

      سلام آرام عزیز اول که ارادت :) دوم اینکه موضوع مورد علاقه منم کارآفرینی که الان حدود دو ساله دارم روش کار میکنم و خودم کشتم تا بتونم تغییر رشته بدم بهش…جالب بود که تو هم در همین زمینه فعالی…چطوری ایناش و دیگه نمی دونم

      • ناشناس می‌گه:

        پگاه و حمیده عزیزم
        سلام و ببخشین دیر جواب میدم آخه همین الان سر زدم به سایت

        در زمینه های مختلف مدیریتی (HBS (Harvard Business School قویترینه با همین عنوان جستجو کنین و مقالات رو میتونین در زمینه های فوق پیدا کنین هم خلاصه مقاله و هم معرفی کتاب اساتید خودشون…
        پگاه جان من عشق کارآفرینی ام و چندسال فکر و طراحی ایده روی کسب و کار کوچکتر در حد توان خودم انجام دادم ولی هنوز متاسفانه موفق نشدم اما ناامید نیستم. آقای دکتر علی اصغر جهانگیری هم در معرفی ایده های مناسب و آموزش و همکاری در زمینه های کارآفرینی به جوونترها کمک میکردن. پروژه ای با ایشون تعریف کردیم اما مشکلی برام پیش اومد و نرفتم برای انجام کار. البته افزایش سریع قیمت دلار در همون روزها هم مزید بر علت شد.شرکت رو هم فعلا معلق کردم.
        یک کتاب در زمینه ویژگیهای کارآفرینان موفق از دو کارآفرین مطرح دنیا ترجمه کردم ولی هنوز چاپ نشده ولی مجوزشو چندماهه گرفتم.البته تدریس کارآفرینی نیست بلکه بهتر از اون معرفی خصایل مثبتی برای کارآفرینان و بیان تجربه زندگی کارآفرینانه این دو کارآفرین هست.(این به هیچ وجه یک تبلیغ نیست D: ) در زمینه بازاریابی یک سایت که خوشم اومد Bright Talk بود. راستش الان سورس های مختلفی که طی زمان دیدم رو یادم نمیاد باید برم دنبالشون بگردم. به هر حال معلومه هاروارد دانشگاه رنک اوله و از همه معتبرتره. البته آدم بعضی وقتا بایک منبعی راحتتر ارتباط برقرار میکنه که شاید معتبرترین نباشه.
        ببخشید چقدر حرف زدم.
        موفق باشید هردوتون خیلی زیاد …

        • حمیده می‌گه:

          سلام ارام جان
          ازت ممنونم
          اگه اینقد فعالی و علاقه مند میتونی بیای تو گروههای که ما کارمیکنیم باهم باشیم
          من با استارتاپ های خوبی کارمیکنم
          با پروژه های کسب و کاراجتماعی
          اصلا شاید تونستیم پروژه مشترک تعریف کنیم
          به من ایمیل بزن
          habibi.hamide@yahoo.com

        • پگاه می‌گه:

          ممنون از توضیحت آرام عزیز…منم کار تحقیقی انجام میدم روی کارآفرینا از دیتاهای GEM هم استفاده میکنم اکثرا….با این توضیحات اگر درست گرقته باشم کار شما هم یه جور تحقیقه در رابطه با ویژگیهای افراد کارآفرین البته فک کنم کارآفرین هم باشی …کار آخرم روی کارآفرینی زنها در چین بود و تغییری که از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ بین اونهااتفاق افتاده ….امیدوارم زود زود کتابهات و چاپ کنی

          • آرام می‌گه:

            پگاه جان ممنونم ازت
            اونقدر عمیق روی کارآفرینی به عنوان رشته تحصیلی یا تحقیقات کار نکردم بیشتر برای کارآفرین شدن خودم این در و اون در زدم. شاید در مطالعاتم تجارت بین الملل و بازاریابی قویتر بوده ولی از اوایل دانشگاه رویای برپا کردن کارخانجات و ایجاد اشتغال برای حداقل ۵۰۰ کارمند داشنم. آرزو بر جوانان عیب نیست دیگه D: …اما این قصه هنور به هیچ جایی نرسیده. فقط زمان گذشته…سوادی هم هنوز کسب نشده…

            اولین بار GEM رو از رابرت کیوساکی که کتاباشو خوندم و ترجمه کردم شنیدم
            ایمیلم رو داشته باشی خوشحال میشم :
            aram.akhoondi@gmail.com

            • پگاه می‌گه:

              آرزو بر جوانان عیب نیست؟؟!!!!…به نظر من کسی که آرزو یا همون هدف نداشته باشه اصن آدم نیست ….هرچقدر آرزوهای آدمی بزرگتر باشه نشون از وسعت روح و ذهنت پس مطمین باش اون اندوخته علم و دانش یکجا به بار میشینه :) ایمیلت و برداشتم

    • حمیده می‌گه:

      سلام ارام جان
      اون سایتارو به ماهم معرفی کن چون زمینه کاریمون یکیه!

    • محمدحسن بهرامی می‌گه:

      با سلام، از این مورچه ها خیلی خوشم اومد اما من فکر کنم وضعیت آدمی از مورچه هم بدتر هست لااقل اگر مورچه خودش نخوره دیگران می خورند اما خوب وضعیت آدمی بدتر از این هاست غرق در قفس ذهنی که ناخودآگاهش دورش می پیچه ، بعضی وقت ها به خاطر فرار از فشار ذهنی و اینکه به خودمان فشار نیاوریم به مغزمان خداناکرده کار نیندازیم عجب کارهای عجیب و غریبی می کنیم.
      در مورد اینکه ایرانی ها لحن ندارند کمی خنده دار است چون شما زبان فارسی را بلدید فکر می کنید لهجه ندارد اما بقیه را که بلد نیستید لهجه دارند وقتی آدمی زبانی را یاد می گیرد لهجه فراموش می شود. بحث پیرامون لهجه و اصوات خیلی مبحث طولانی هست حالا اینکه ایرانی ها لهجه کمتر دارند شاید به این علت باشه شما اصوات و لهجه فارسی را آشنایی دارید و به همین خاطر تصور می کنید چون با لهجه فارسی حرف می زند یعنی انگلیسی اش لهجه خوبی دارد من یاد حرف های خوب معلم بزرگم محمدرضا می افتم که ذهن آدمی قضاوت براساس خودش می کند (همان مبحث تصمیم گیری و خرید موبایل و…)

  • نرگس ف می‌گه:

    مننون از راهنمایی هاتون من روزانه نویسی رو به همین روشی که گفتین وقتی تازه کلاس زبان می رفتم انجام می دادم و واقعا عالی بود. با اینکه افتخار ملاقات حضوری با شما رو نداشتم اما ارادتم هر روز به شما بیشتر میشه . همیشه سلامت و شاد و موفق باشید استاد نادیده :)

  • hengameh می‌گه:

    واقعا ممنونم
    گل کاشتین
    چند وقته با خودم کلنجار میرم از کجا و چه جوری شروع کنم
    راستش
    در فهمیدن لغات تخصصی رشته خودم مشکلی ندارم
    اما در مکالمه و گرامر به شدت مشکل دارم
    مرسی از راهنمایی خوب و بجا
    ممنون :)

  • مهدی می‌گه:

    مهارت زبانتون خوب نیست ۱۱۰ شدید؟؟؟ خوب بود جب می شدید؟؟؟ :دی

  • آمیتریس می‌گه:

    ممنونم استاد .

  • M.H.B می‌گه:

    به نظر من چیزی که باعث می شه حرفهای شما نسبت به برخی دوستان در رابطه با یادگیری های توانایی های جدید تاثیرگذارتر بشه این هست که شما خوب به یاد می آورید! گذشته خودتون رو خوب به یاد می آورید! :)
    گاهی بعضی ها وقتی مشاوره می دهند اونقدر با آب و تاب درباره توانایی های خودشون حرف می زنن انگار از مادر اینطوری متولد شده اند!!

  • علیرضا عبّاسی می‌گه:

    سپاس از لطف و بزرگواری شما.

  • ناشناس می‌گه:

    متشکر

  • azar می‌گه:

    بسیار هم عالی ، ممنون آقای محمدرضا … مرسی از اعتراف زیبا و مفید شما که باعث میشه با همزاد پنداری اعتماد به نفسمون بیشتر شه

  • محمدرضا می‌گه:

    سلام محمدرضای عزیز.من هم روشی متفاوت برای یادگیری را شروع کردم البته اول راهم که صحبت های توباعث کامل تر شدن برنامم شد.ممنونم.
    لطفن نام کتاب های خودت و هر کتاب خوبی که در زمینه ی مذاکره هست را برام بفرست ممنونم.
    یاعلی

  • هاشم می‌گه:

    اتفاقا من داشتم یک مطلب انگلیسى و با ترجمه عربیش رو مى خوندم یکى از انگیزه هام هم این بود که گفته بودید عربى وانگلیسى والمانى بلدید که شما این متن رو گذاشتید من این رو به فال نیک مى گیرم ضمنا فکر نکنم امریکایاش هم بالاى ١٠٠شن :)

  • montazeriani می‌گه:

    سلام مثل همه مطالب شما زیبا و کاربردی بود مشتری هر روز شما http://rezamontazer.blogfa.com ( حیات غرب)

  • ali می‌گه:

    سلام
    با گام دوم – سوم و چهارم موافقم .یادداشت به زبان انگلیسی و حتی فکر کردن به زبان انگلیسی بسیار مفید هست . گرامر رو هم من با خوندن متن های انگلیسی یاد گرفتم البته طول میکشه اما پایداره . بنظر من داستان های کوتاه یا اخبار کوتاه سایت های انگلیسی بخصوص سایت های معتبر خبری(بدلیل رسمی بودن واژه ها و جمله بندیشون) بهتر از خوندن quote و citation هست چون هم خواننده رو جذب می کنه و هم به افزایش درک مطلب کمک زیادی می کنه .
    نسبت به گام اول انتقاد دارم : فکر کنم نوشته شما یکم خوشبینانه هست . من یک نگاه سطحی به اون کلمات انداختم و بنظرم اونها پایه زبان هستند مثل جدول ضرب در ریاضی اما از یک جایی به بعد دیگه کاربرد ندارند (بنظرم تا سطح متوسط کار آدم رو راه می اندازند اما از اونجا به بعد نه مثلا برای موقعیت های تجاری یا آکادمیک بشدت کمبود دارند) روشی که من استفاده می کنم (البته تازه شروع به استفاده از این روش کردم) اینه که یک متن رسمی رو می خونم و تمام واژه های مفید و پرکاربردش رو یادداشت می کنم(هر کدوم در یک خط و حتی اونهایی که معنی اونها رو می دونم) بعد با استفاده از دیکشنری مترادف متضاد (مثل چمبرز) برای هر لغت حداقل سه – چهار مترادف می نویسم. این روش هم باعث میشه دایره لغاتم افزایش پیدا کنه و هم درک مطلبم قویتر بشه(بخاطر اینکه هر کلمه معمولا چند معنی داره و باید معنی مناسب با متن رو پیدا کرد).
    یک کمبود متن شما هم همونطور که یکی از دوستان گفتند مهارت شنوایی هست . اگه شخصی قواعد زبان رو بدونه و لغات زیادی هم بلد باشه اما تلفظ اون لغات رو ندونه نمی تونه یا خیلی به سختی می تونه صحبت کنه و اینکه حتما خیلی از کلمات رو اشتباه تلفظ می کنه که بعضی مواقع باعث ایجاد مشکل میشه . پیشنهاد من گوش دادن به خواندن یک متن هست مثل داستان های کوتاه انگلیسی که CD هم همراه خودشون دارند یا گوش دادن به پادکست هایی که متن هم داره مثل BBC 6 Minutes و Eslpod.com .
    موفق باشید

    • ممنونم از توضیحاتتون.
      آره کاملا موافقم.
      قطعا هر کسی باید واژه‌های تخصصی خودش رو بدونه. واژه‌هایی در اون حد عمومی صرفا کمک می‌کنه ساختار جمله قابل درک باشه.

      من در زمان نوشتن بیشتر به کسی فکر می‌کردم که هنوز یک متن انگلیسی که روبروش قرار می‌گیره به عنوان تصویری ناآشنا براش استرس ایجاد می‌کنه.
      وگرنه شاید در همون حوزه‌ی مذاکره‌ هم که من کار می‌کنم تعداد واژه های اختصاصی اولیه مورد استفاده بیشتر از ۱۰۰۰ تا باشه.

      در مورد گوش دادن هم ممنونم. من خودم هنوز با فیلم دیدن بدون زیرنویس خیلی حس خوبی پیدا می‌کنم و به نظرم می‌تونه روش خوبی باشه.

  • faeze می‌گه:

    سلام
    خیلی ممنون بابت توضیحاتت!راستشو بخوای منم یه سالی بود منتظر جوابت به این سوال بودم و البته خودمم بیکار نموندم!بنظرم واقعا واسه اموزش شنا یک راه عالی مواجه شدن با استخره! همینطور واسه یادگیری زبان یه راه عالی مطالعه متناییه که واقعا بهشون نیاز داریم!و یه جورایی نیاز خیلی مهمه برا هرکاری

  • مجيد می‌گه:

    بسیار عالی بود استاد. من همیشه در گیر این موضوع بوده ام که اگر اشتباه صحبت کنم یا لهجه درستی نداشته باشم مورد تمسخر واقع میشوم .امیدوارم با این روش شما شرایط بهتری برایم به وجود آید.ممنون

  • آساره می‌گه:

    ممنون از شما. نکات خوبی بود. به نظرم یکی دیگه از راه های شروع به یادگیری زبان دوم استفاده از تصویره. مثل یادگیری زبان فارسی در بچگی که با دیدن تصاویر کامل شد و شکل گرفت. دیکشنری تصویری که انواع مختلفش در بازار موجوده و هم چنین نرم افزار “پرآموزی” رو بهتون پیشنهاد میکنم

  • میثم می‌گه:

    با تشکر از مطاب مفیدی که می نویسید آقای شعبانعلی

    قبلا در وبلاگم مطلبی نوشتم در همین مورد

    بهترین روش ها برای یادگیری زبان انگلیسی در منزل – سری دوم

    http://goo.gl/ixbrzb

  • مهتاب می‌گه:

    محمدرضا تو یه گنجی!!!

  • وحید دامن‌افشان می‌گه:

    من همیشه به دانشجوهام و دوستام می‌گم که یادگیری مهارت‌های زبانی، یعنی گوش کردن، صحبت کردن، نوشتن و خواندن رو باید اولویت‌بندی کنن. یعنی اول باید ببینن هدف‌شون از یادگیری زبان چیه و بعد بیان بر حسب اهمیت، شروع به یادگیری این مهارت‌ها بکنن.
    تا به حال، دو پست توی وبلاگم در مورد تجربه خودم از یادگیری زبان نوشتم:

    http://panevis.ir/?p=495
    http://panevis.ir/?p=669

  • ص.شویکلو می‌گه:

    سلام. تقریبا من هم همین کار رو انجام می دهم البته با کمی تفاوت . من با این روش کمی روسی کمی آلمانی کمی هم فرانسوی یاد گرفتم . در مورد یادگیری زبان هم ۲ پست در وبلاگم نوشتم ایمدوارم دوستان ازین روش من هم استفاده کنند:
    http://radefekr.blogfa.com/post-186.aspx
    http://radefekr.blogfa.com/post-141.aspx

  • سمانه عبدلی می‌گه:

    ممنون ،پیشنهادهای خیلی خوبی بود .از سال گذشته که برای آموزش و یادگیری زبان از شما راهنمایی خواسته بودم تا امروز که این پست رو گذاشتین به یک سری از این مواردی که اشاره کردین رسیده بودم.که حالا کاملتر وجامع تر شد ،پیشنهاد پگاه جان هم خیلی خوبه و یکی از مواردی هست که «خیلی مهمه »،مابا قرار گرفتن در شرایط و محیط بهتر میتونیم خودمون رو آداپته کنیم.

  • مهدی می‌گه:

    آقای شعبانعلی یا محمد رضای عزیز با اینکه تفاوتی در بعضی از دیدگاهایمان وجود دارد که چه خوب هم هست ، به قول بچه های ایرانی باید بگم ( عاشقتم ) وجود شما باعث افتخاره . به امید دیدار

    مهدی ، آلمان

  • آرشام می‌گه:

    سلام
    برای چند زبانه شدن همزمان(مثلا انگلیسی و آلمانی) توصیه ای اضافه بر گام های بالا داری؟

  • علیرضا می‌گه:

    perfeeeeect

  • الناز می‌گه:

    سلام محمدرضا ،
    همیشه و هر روز می خوانمت ، متاسفانه بیشتر خواننده خاموشم و اینجا چیزی نمی نویسم اما همیشه دنبالت می کنم و به هر کسی هم که اهل فکر باشد و تغییر ، تو را و اینجا را معرفی می کنم…اتفاق جالبی که تازگی ها برایم یکی دو بار افتاده این است که میبینم سیکل معرفی تو در بین حلقه متفاوت دوستانم می چرخد و دوباره به خودم می رسد! 😉 یعنی میبینم خودم به یکی از دوستانم اینجا را معرفی کرده بودم و این نقل قول همین طور بین دوستان پخش شده و یک نفر دیگر حالا با ذوق به من می گوید ! و این چه شیرین و لذت بخش است برایم… احساس می کنم اینها همه، نتیجه تلاش تو برای بهره مندی همه از این مطالب است که این گونه آرام آرام به بار می نشیند! چه بسا آنچه بیشتر و پیشتر از عادات خودمان به یاد داریم همیشه این بوده که آنچه را خوب بوده نزد خود نگاه داریم و به دیگری چیزی نگوییم !

    اما با دیدن این پستت و این که مثل همیشه ناب ترین تجربیاتت که قطعا حاصل سالها تلاش است را در اختیارمان می گذاری دلم خواست در حد خودم تشکر کنم.
    من هم همیشه دغدغه خواندن و پیشرفت در زبان را داشتم و دارم و از تو ممنونم که امروزم را غنی کردی با کوله باری از تجربیات خودت که اینگونه شیوا و ساده و کامل در اختیار همگان گذاشتی.
    یک دنیا سپاس.

  • پویان می‌گه:

    ممنون خیلی خوب
    بازم ازین جور تجربها تون بگید برامون

  • عظیمه می‌گه:

    استاد عزیز، از راهنمایی های بسیار خوبتون ممنونیم

    هیچ وقت از خاطرم نمیرود که روز اول دانشگاه من حتی نام خودم را هم به انگلیسی نمیدانستم!!! :)
    و تا پایان تحصیلم با یک دیکشنری قطور در دست، سر کلاس زبان انگلیسی حاضر میشدم؛ با اینکه این کار موجب خنده همکلاسیهایم بود و موجب عزت نفس من…؛ اما نتیجه اعتماد به نفسم را در آخرین ترم تحصیلم به دست آوردم. :)
    “اولین فرد فارغ التحصیل با بالاترین نمره زبان انگلیسی و فرانسه نسبت به هم دوره ای هایم بودم”

  • مریم می‌گه:

    مرسی استاد خیلی به موقع بود

  • shirin می‌گه:

    سلام ممنوناز روشهای منحصر به فرد یادگیریت برامون بنویس بسیار مفید بود

  • maliheh khammar می‌گه:

    عالی بود…مرسی
    موفق باشی

  • ناشناس می‌گه:

    محمد رضا عالی بود عالی تو شاهکاری.

  • وحید جودی می‌گه:

    بسیار جالب بود و استفاده کردم از راهنمایی های شما و متشکر از به اشتراک گذاری آن …

  • پیام می‌گه:

    بینهایت ممنونم.

    میشه راهنمایی بفرماییید این ۱۰۰۰ لغت رو از کجا میشه پیدا کرد؟
    سپاسگزارم.

  • مريم .ر می‌گه:

    ممنون محمدرضا. من هم مشغول یادگیری زبان هستم اما اصلا اعتماد به نفس نوشتن نداشتم. باید از امروز شروع کنم. فکر کنم نوشتن خاطرات روزانه به صحبت کردن هم کمک زیادی بکنه.

  • ناشناس می‌گه:

    این که دانسته هاتون رو به اشتراک می گذارید و دیگران خیلی مواقع استفاده های موثری می کنند ، به طرز شگفت انگیزی نتایجش در زندگی خودتان بروز خواهد داشت. من بیشتر فایلهایی که بطور رایگان در سایتتون تحت عنوان رادیو مذاکره گذاشته بودین رو گوش کردم و از شما تشکر می کنم. این دیدگاه شما در اشاعه دانسته هاتون می باست یک فرهنگ بشه و باعث هم افزایی یکدیگر بشیم
    درود بر شما و دوستانی که مثل شما می اندیشند
    مهرتان افزون

  • پگاه می‌گه:

    منم یه چیز به این لیست اضافه کنم اونم تاثیر گوش دادنه ….همه انسانها حرف زدن رو با گوش دادن یاد میگیرن…برای همین گوش دادن تو یادگیری زبان انگلیسی خیلی مفید هست اینکه گوش ما به انواع لهجه ها و کلمات عادت کنه….من برای این از سایت ted.com استفاده میکنم که خوشبختانه زیر نویس هم داره هم موضوعاتی که در موردش صحبت میشه جالب و مفیده برای زندگیهامون.. هم آدمهای مختلف با ملیتهای مختلف توش شرکت میکنن و میشه توش انگلیسی رو با لهجه های مختلف شنید….مستندها یBBC هم که شاهکاره البته من که خودم اینقدر محو هنرنمایی خالق میشم که همیشه ترجیح میدم با زیر نویس فارسی ببینم :)….و به قول یکی از استادام برای اینکه خوب بتونید صحیت کنید باید بتونید مثل یه غربی هم فکر کنید…ولی به چیزی که من متوجه شدم ایرانیها تلفظهای خیلی خیلی خوبی دارن اونم بدلیل حروف فارسی و لهجه انگلیسی فارسی زبونها جز واضح ترین لهجه هاست…و زیباترین لهجه هم به تظرم مال آمریکاییهاست…انگلیسیها خیلی خشک حرف میزنن ….یک چیز دیگه که من متوجه شدم اینه که انگلیسی حرف زدن مثل restart می مونه برای مغز ما یعنی وقتی تو یه محیط هستی که مجبوری به زبانی غیر از زیان مادری حرف بزنی مثل این می مونه که مجبوری کل سیستم عامل مخت و restart کنی و با یه سیستم عامل دیگه بالا بیاریش مثلا ویندوز رو restart کنی با linux بیای بالا ….با این تفاوت که این restart شدنه برای کامپیوتر خیلی کوتاهه ولی برای آدمیزاد با مدت زمان مثلا دو هفته اتفاق میفته …مثلا خیلی وقتا میشه وسط انگلیسی حرف زدن یهو کلمات فارسی بکار ببری مخصوصا تو موقعیتهای احساسی مثل دیدن یه منظره قشنگ بلند بگی وای کاشکی مامانم اینجا بود :) …در کل که منظورم اینه از خودمون زیاد انتظار نداشته باشیم زمانی که ۲۴ ساعت شبانه روز فارسی صجبت میکنیم بتونیم خیلی راحت و سریع به انگلیسی سوییچ کنیم این کار زمان میبره مثله یه جور اداپته شدن مغزمون می مونه. و محیط تا حد زیادی در این اداپبه شدن تاثیر گذاره….در آخر که …Just try to talk
    راستی بخش آدرس وبلاگ انگاری حذف شده میتونم دلیلش رو بدونم؟

  • نازنین می‌گه:

    عالی بود من واقعا به این راهنمایی نیاز داشتم لطف کردید

  • mahdiyeh می‌گه:

    sepasgozaram. inmatne shoma javab soale in rozhaye man bood ke chegone behtar zabane espaniai biamozam.
    shoma bozog marde moasseri hastid. mana va sabz bashid.

  • حمیده می‌گه:

    سلام عالی بود بازهم از روشهای منحصر به فرد یادگیریت برامون بنویس

  • محمد می‌گه:

    بنظرم کاربردی و مناسب میاد. ممنون از وقت تون

  • پویا ودایع می‌گه:

    درود
    خوب بود محمد رضا سعی می کنم از این روش استفاده کنم تا زبانم بهتر بشه

  • anita می‌گه:

    its very useful.thanks

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *