بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی (۲)

پس از اینکه نخستین تجربه‌ی شخصی در خصوص روش آموزش و یادگیری زبان انگلیسی را منتشر کردم، کامنت‌ها و نظرات متعددی ارسال شد و تصمیم گرفتم در پاسخ به سوالات مطرح شده دومین نوشته در این خصوص را منتشر کنم.

این بار هم مانند قسمت اول این نوشته بیشتر به یادگیری کلمات و گسترش دامنه لغات توجه دارم.

لازم است تأکید کنم که من به طور خاص در مورد یادگیری زبان انگلیسی که آشنایی بیشتری با آن دارم صحبت می‌کنم.

اگر چه بر اساس شناخت جزئی با برخی زبان‌های دیگر، احساس می‌کنم اصول نباید چندان متفاوت باشند.

آن‌چه در ادامه می‌خوانید:

هنر ما در یادگیری زبان انگلیسی، یادگرفتن همه‌ی کلمات نیست. هنرمان، یاد نگرفتن کلمات غیرضروری است!

«وسواس» دشمن یادگیری زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری است.

اگر قرار باشد معنی تمام کلمات یک متن را بیاموزیم. انرژی و زمان زیادی صرف نخستین صفحه‌ها می‌شود. در این حالت اکثر ما، انرژی و انگیزه‌ی خود را برای ادامه مطالعه از دست خواهیم داد.

اجازه بدهید که با هم قسمتی از صحبت‌های رندی پاش از کتاب آخرین سخنرانی (که در سایت متمم معرفی کردیم) را مرور کنیم:

There’s something else.

As a high-tech guy, I never fully understood the artists and actors I’ve known and taught over the years.

They would sometimes talk about the things inside them that “needed to come out.

I thought that sounded self-indulgent.

I should have been more empathetic.

My hour on stage had taught me something.

(At least I was still learning!) I did have things inside me that desperately needed to come out.

I didn’t give the lecture just because I wanted to.

I gave the lecture because I had to.

I also knew why my closing lines would be so emotional for me.

It was because the end of the talk had to be a distillation of how I felt about the end of my life.

در متن بالا سه رنگ کلمات را می‌بینید:

کلمات سیاه رنگ عادی: این کلمات جمله‌ها را روان کرده‌اند و کمک کرده‌اند تجربه‌ی نویسنده بهتر منتقل شود. ولی واقعیت این است که اگر آنها را نخوانید هم اتفاق خیلی مهمی نخواهد افتاد.

کلمات قرمز رنگ: می‌توانید این کلمات را پشت سر هم بخوانید و تا حد خوبی پیام اصلی نویسنده را دریافت کنید.

کلمات آبی رنگ: اکثر این کلمات، کلماتی هستند که احتمالا خواننده‌ی کم آشنا به زبان انگلیسی، قبلاً با آن مواجه نشده یا معنای آن را در ذهن ندارد.

نمی‌خواهم بگویم که این کلمات اصلاً مهم نیستند؛ اما واقعیت این است که بدون دانستن معنای آنها هم پیام اصلی رندی پاش را در آخرین سخنرانی دریافت خواهید کرد.

دلیل ندارد در همین یک پاراگراف، ده‌ها لغت یاد بگیریم؛ همین که حس کنیم حرف نویسنده را فهمیده‌ایم کافی است.

همین که کلماتی که قبلاً می‌دانسته‌ایم را یادآوری کنیم کافی است. زمانی که وقت و انرژی و حوصله‌ای هم داشتیم، می‌توانیم سراغ کلمات آبی رنگ بروید.

بنابراین قبل از اینکه به سراغ یادگیری زبان انگلیسی برویم، باید تمرین کنیم که در جمله‌ها کلمات تاثیرگذار را تشخیص دهیم.

کلماتی که ندانستن معنی آنها ممکن است به نادرست یا نامفهوم منتقل شدن پیام متن منجر شود.

برای تقویت مهارت تشخیص اهمیت واژگان در متن، به کمی زمان نیاز داریم. اما مهم‌تر از زمان، تغییر نگرش به متون انگلیسی از یادگیری لغات به درک مفهوم است.

هدف اول مطالعه به زبان انگلیسی نباید «یادگیری لغت» باشد. هدف نخست از مطالعه هر متنی «درک مفهوم» است

بسیار می‌شنوید که میگویند در مطالعه زبان، حدس زدن معنا بر اساس متن مهم است. چیزی که آن را Context Guess می‌نامند.

این روش قطعاً می‌تواند بسیار مهم و کاربردی باشد و تا حدی با وسواس طبیعی ما مقابله کند.

تنها دو مورد را نباید فراموش کنیم:

  • نخست اینکه حتماً تلاش نکنیم که معنی کلمات را کامل حدس بزنیم. لازم نیست من در عبارت بالا حتماً بفهمم که Empathetic چه معنایی دارد. همین که بدانم «ظاهراً یک صفت مثبت است که نویسنده می‌گوید خوب است من آن صفت را داشتم» کافی است. در آینده باز هم با این لغت مواجه خواهم شد و یک بار برای من قرمز رنگ خواهد بود (مجبور خواهم شد معنای دقیق آن را نگاه کنم).
  • مورد دومی که می‌خواهم روی آن تاکید کنم این است که حدس زدن ممکن است به کلی من و شما را گمراه کند. از ابتدا معنای نادرستی را حدس بزنیم و آن معنای نادرست ماهها و سالها در ذهن ما بماند. برای کاهش این خطر، حتماً در ابتدا یک مرور کلی به کتاب (یا حداقل فصلی که می‌خواهید بخوانید) داشته باشید. شاید لذت و هیجان خواندن کتاب برای شما کاهش یابد اما به اینکه واژه‌ی «قاتل» را با واژه‌ی «مقتول» اشتباه نگیرید می‌ارزد!

یادگیری زبان انگلیسی با یادگیری ترجمه از زبان انگلیسی تفاوت دارد

تلاش نکنید که زبان های مختلفی را که می‌دانید با هم مرتبط کنید.

اگر شما فارسی می‌دانید و اکنون در حال آموختن انگلیسی هستید، دلیل ندارد معادل هر ضرب‌المثل انگلیسی یک ضرب‌المثل مشابه فارسی هم بدانید یا برعکس.

حتی دلیل ندارد برای هر کلمه‌ی انگلیسی یک معادل فارسی بدانید.

کلمات یک زبان منعکس کننده‌ی تاریخچه و فرهنگ و نگرش یک ملت در طول زمان هستند.

از آنجا که ملل مختلف شرایط تاریخی و اجتماعی و فرهنگی متفاوتی را تجربه کرده‌ و هر کدام مسیر توسعه را به شکلی طی کرده‌اند، بسیاری از اوقات نمی‌توان برای واژه‌ها ترجمه‌ی دقیقی پیدا کرد.

به واژه‌ی ساده‌ای مثل Fact نگاه کنید. ما در زبان فارسی ترجمه‌ی دقیقی برای این لغت نداریم. نمی‌توان آن را معادل واقعیت یا حقیقت دانست. واقعیت بیشتر به واژه‌ی Reality و حقیقت بیشتر به واژه‌ی Truth نزدیک است. یادم نمی‌رود که ۱۳ سال پیش در یک جلسه بین یک شرکت ایرانی و کارشناسان آلمانی من در نقش یک دانشجوی بدبخت در حال ترجمه همزمان گفتگو بودم.

مدیر ایرانی از صراحت شدید کارشناس آلمانی در گزارش دادن مشکلات آن شرکت به مدیران ارشد گله می‌کرد و بحث بالا گرفته بود و در نهایت، کارشناس آلمانی فریاد زد: Fact is Fact.

طرف ایرانی به من گفت: فکر کنم به من فحش بد داد. من توضیح دادم که نه! ایشان گفتند: «واقعیت را نمی‌شود انکار کرد».

دوست ایرانی ما گفت: نه! من فحش‌های انگلیسی را بلدم. او یک فحش رکیک داد. من تلاش کردم برای او جمله‌ی  Fact is Fact را توضیح دهم اما او می‌گفت با این دو کلمه که جمله ساخته نمی‌شود. او به ما توهین رکیک کرده است (فکر می‌کنم با F.U.C.K یا چیزی شبیه این اشتباه گرفته بود).

شاید این نخستین تجربه‌ی دردناک من از این Fact بود که ما در زبانمان، ترجمه‌ی دقیقی برای «چیزی که اتفاق افتاده و مشاهده شده و هر کسی از هر زاویه‌ای به آن نگاه کند باز هم همان را خواهد دید و اینکه بر خلاف دروغ که تنها از زوایای خاصی درست دیده می‌شود، Fact چیزی است که از همه‌ی زوایا یکسان دیده می‌شود و …» نداریم. شاید به دلیل اینکه کمتر پیش آمده که دولت‌ها و حکومت‌ها و خانواده‌ها و …، در تاریخ کشورمان به ما اجازه بدهند در مورد «Fact» صحبت کنیم. ما یا در مورد «واقعیت» صحبت کرده‌ایم (که این کلمه را معمولاً در دروغ‌های خود به کار می‌بریم: راستش… واقعیت اینه که …) و یا در مورد «حقیقت» صحبت کرده‌ایم. به معنای چیزی که «دوست داریم باشد و الان فعلاً نشانه‌ای از آن دیده نمی‌شود: درسته که من در این گفتگو به ظاهر باختم. اما برنده‌ی حقیقی من بودم!». برای ما کمتر مهم بوده که «Fact» این است که «باخته‌ایم».

بنابراین در یادگیری زبانهای دیگر، نمی‌شود معادل یابی کرد. این کار به همان اندازه مسخره خواهد بود که یک انگلیسی زبان بخواهد معادل انگلیسی کاربرد روزمره‌ی واژه‌ی فارسی«ساقی» را که در زبان روزمره‌ی ما به عنوان «توزیع کننده‌ی غیرقانونی نوشیدنی‌های الکلی با استفاده از یک خودرو پژو ۲۰۶ یا ۴۰۵ در ساعت‌های ۶ تا ۹ شب در کیسه‌های پلاستیک سیاه‌رنگ» استفاده می‌شود جستجو کند. چنین مفهومی از واژه‌ی «ساقی» در بستر فرهنگی و اجتماعی و حقوقی کشور ما شکل گرفته و در بستر فرهنگی دیگری قابل درک نخواهد بود. ساده‌تر از مفهوم «ساقی»، شاید مفهوم «دروغ مصلحتی» باشد. به سادگی نمی‌توان واژه‌ای پیدا کرد که معادل انگلیسی این عبارت باشد. شاید بگوییم Justifiable Lie این مفهوم را می‌رساند اما واقعیت این است که پشت مفهوم دروغ مصلحتی، چند قرن تاریخ قرار دارد. چیزی که شاید در فرهنگ‌های دیگر به این شکل وجود نداشته باشد.

بنابراین «زبان‌هایی را که می‌دانید به یکدیگر مرتبط نکنید».

با شنیدن واژه‌ی «Bread» نباید واژه‌ی «نان» به ذهن شما بیاید. بلکه باید «تصویر یک تکه نان» در ذهن شما تداعی شود.

با شنیدن واٰژه‌ی Redundancy نباید واژه‌ی «اضافی» در ذهن من و شما تداعی شود. بلکه باید «تصویر آن لپ‌تاپ اضافی در اتاق کارمان تداعی شود که لازمش نداریم اما نگهش داشته‌ایم که اگر در جلسات مهم به هر دلیل کامپیوتر اصلی کار نکرد، از آن استفاده کنیم».

با توجه به مورد قبلی، منطقی است که برای یادگیری زبان انگلیسی تا حد امکان از لغت‌نامه‌ی انگلیسی به انگلیسی استفاده کنیم.

لغت‌نامه‌های ساده‌ی دانشجویی یا Student Version تعاریف بسیار ساده‌ای دارند و اگر چه ممکن است برای درک معنی یک جمله، وادار شوید یکی دو کلمه‌ی دیگر را نیز جستجو کنید، اما پس از مدت کوتاهی به سرعت در آن راه خواهید افتاد.

دیکشنری کاغذی بهتر است یا کامپیوتری و موبایلی؟

اجازه بدهید در اینجا با شما صادق باشم و بگویم که مطالعات گسترده به من نشان داد که هنوز در میان انبوه تحقیقات انجام شده، قطعیت مشخصی وجود ندارد که از میان دیکشنری‌های کاغذی و دیجیتال، یکی را به دیگری ترجیح دهد.

تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده و نتیجه‌ی بسیاری از آنها با یکدیگر در تناقض است.

اگر کمی مانند من بدبین باشید نتیجه می‌گیرید که نتیجه‌ی این نوع تحقیقات، بیشتر تابع این است که چه سازمان یا شرکتی، هزینه‌ی تحقیق را پرداخته باشد!

خود من گاهی از این دیکشنری‌های دیجیتال استفاده می‌کنم. اما واقعیت این است که با وجود معرفی آنها، خیلی اعتقادی به این سیستم ندارم.

در روانشناسی شناختی بحث می‌شود که میزان به خاطر سپردن و سرعت به خاطر آوردن هر آموخته‌ای، تابع میزان سرمایه‌گذاری (مادی و معنوی و زمانی و انرژی) ماست.

پیدا کردن واژه‌ها از طریق دیکشنری‌های دیجیتال، سریع، کم هزینه، و با کمترین مصرف انرژی است؛ به همین علت شاید راحت‌تر هم فراموش می‌شوند.

ضمن اینکه جستجو در دیکشنری موبایل این امید را به من می‌دهد که دوباره هم با فراموش کردن معنای یک واژه، به سادگی آن را جستجو خواهم کرد.

بنابراین به نظر می‌رسد که دیکشنری کاغذی هنوز می‌تواند «سریع‌تر» از دیکشنری دیجیتال باشد.

دیکشنری دیجیتال معنای یک واژه را در ده ثانیه به شما نشان می‌دهد اما ممکن است مجبور شوید ۲۰ بار دیگر آن معنا را جستجو کنید. اما دیکشنری کاغذی یک بار از شما ۶۰ ثانیه وقت می‌گیرد و به خاطر زحمتی که کشیده‌اید احتمال فراموش کردن بسیار کاهش پیدا خواهد کرد.

دیکشنری کاغذی، یک وسیله‌ی شخصی است؛ چیزی شبیه حوله و مسواک!

برای خرید دیکشنری هزینه کنید.

حتی اگر قرار است از آب و غذای خودتان بزنید. در محیط کار یا خانواده هر کس یک دیکشنری شخصی لازم دارد (همین هزینه‌ کردن قبل از هر چیز بر اساس نکته‌ی قبلی دقت شما را در مطالعه افزایش می‌دهد).

دور واژه‌هایی که جستجو کرده‌اید با مداد خط بکشید.

این باعث می‌شود در آینده بدانید کدام واژه‌ها را دوباره می‌بینید. ضمن اینکه پس از مدتی دیدن تعداد زیادی از کلمات که دور آنها خط کشیده‌اید می‌تواند به شدت اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.

ممکن است بخواهید برخی صفحه‌ها را تا کنید یا به شکل دیگری نشانه‌گذاری کنید.

لغت‌نامه هم مثل هر کتاب دیگری نکات کمتر مهم و بیشتر مهم دارد. ماژیک‌های Highlighter می‌توانند مفید باشند.

من تا مدتها واژه‌های بسیار ضروری را با رنگ قرمز، واژه‌های زرد رنگ را که به درد نمی خورد اما می‌شد با آن در جمع دوستان پز داد با رنگ زرد و واژه‌هایی که مشکل دیکته‌ای با آنها داشتم را با رنگ سبز علامت‌گذاری می‌کردم. آن دیکشنری را هنوز نگه داشته‌ام!

یادگیری زبان انگلیسی با گوش دادن به موسیقی

نمی‌دانم اهل گوش دادن به موسیقی هستید یا نه. اما اگر اهل گوش دادن به آهنگ های انگلیسی هستید، فرصت خوبی است تا همین کار را به تمرینی برای تقویت زبان انگلیسی تبدیل کنید.

البته طبیعتاً لازم است متن شعرها را جستجو کنید و روی موبایل یا کاغذ داشته باشید.

نمی‌دانم بشود گفت کسی بهترین خواننده برای یادگیری زبان انگلیسی هست یا نه، اما من قدیم کریس دی برگ گوش می‌دادم و به نظرم هم کلماتش را شفاف ادا می‌کرد و هم گوش دادن مکرر به آهنگ‌هایش خسته کننده نبود. البته اینجا دیگر واقعاً سلیقه‌ای است و کسی نمی‌تواند چیزی را برای دیگران تجویز کند.

سایر مطالب مرتبط با یادگیری نوشتن و خواندن و مکالمه زبان انگلیسی

پادکستهایی برای یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی به روش جان برین

بهترین دیکشنری برای یادگیری زبان انگلیسی (آنلاین انگلیسی به انگلیسی)

صفتهای پرکاربرد انگلیسی در مکالمه های روزمره

صفتهای پرکاربرد انگلیسی در مکالمه ها و محیط کسب و کار

تقویت مهارت خواندن انگلیسی

+735
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


234 نظر بر روی پست “بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی (۲)

  • aida گفت:

    سلام
    خیلی خوشحالم که به طور اتفاقی با وبلاگ شما اشنا شدم… من خیلی کلاس زبان رفتم ولی هیچوقت زبان رو دوست نداشتم ..
    الان با اینکه ارشد هستم بنابه یک اتفاق باید زبان رو در مدت کمی یاد بگیرم .. اما بعد این همه مدت اعتماد به نفس صحبت کردن رو مثل سابق ندارم.. خوندن متن شما بهم امید داد… همیشه دوست داشتم از تجربه شخصی کسی که خودش زبان یاد گرفته بدونم و امشب اون لحظه بود.
    سپاس .. همیشه سالم باشید

  • تینا گفت:

    سلام جناب آقای مهندس . خداروشکر که هستین و تجربیاتتون رو در نهایت سخاوت در اختیار همه قرار میدین .راستش یه سوال دارم این شیوه ها برای کسی که میخواد زبان رو تو ارشد بالا بزنه میتونه کارساز بشه؟؟ من میخوام ارشد شرکت کنم رشتمم معماریه اما زبان انگلیسیم خیلی ضعیفه .میخواستم بدونم برای اینکه نتیجه خوب داشتم تو زیان ارشد باید کلاس برم؟؟ همه بهم کلاس و کتابای جورواجور معرفی کردن نمیدونم یه کم گیج شدم ممنون میشم در مورد این موضوع هم اشاراتی داشته باشین باسپاس فراوان

  • Samin گفت:

    عااااااالی..ممنونم..

  • الهه گفت:

    واقعا حرفاتون زیبا و امید دهنده بود.. خیلی خیلی ممنون

  • meri گفت:

    سلام
    استاد گرامی واقعا از شما ممنونم.یادگیری زبان یکی از دغدغه های بزرگ زندگی من شده بود چون اصلا وقت رفتن به کلاس های زبان را نداشتم و نمی دونستم از کجا شروع کنم.از این که با سخاوت تمام تجربیات خود را درسایت گذاشتید کمال تشکر را دارم .موفق و پیروز باشید.

  • شهره گفت:

    باورم نمیشه که بشه از یه مطلب این همه نکته مفید یادگرفت ممنون از شما..

  • طایفه گفت:

    ممنون از به اشتراک گذاری تجربه بسیار موثرتون.

  • zahra گفت:

    واقعا مفید بود.
    هزاران بار سپاس…

  • آرش گفت:

    بحث در خصوص معادل فارسی Fact من رو یاد قضیه Fast Sheet در زمان تفاهم نامه لوزان
    جالب بود و جالب تر معادل فارسی نا مرتبت ان که فرهنگستان انتخاب کرده ” گزارش برگ”

  • راحیل گفت:

    سلام وققتون بخیر من تازه شروع به یادگیری زبان کردم و خیلی استرس دارم لطفا منو راهنمایی کنید. متشکرم

  • مجید گفت:

    وای ، فوق العاده عالی و شیرین توضیح دادین و جزییات رو شرح دادین ، نمیدونم دیگر دوستان چه تاثیری از این دو مطلب جداگانه شما میگیرن، اما برای من این بیان تجربیاتتون حکم چراغ سبزی رو داشت که به یادگیری ها ادامه بدم مجددا
    سپاس از وقتی که گذاشتین و این انرژی که انتقال میدین
    شاد و برقرار باشین

  • مریم گفت:

    سلاام استاد گرامی ممنون ازمحبت بی دریغ شما که تجربیات مفید خودتون رو دراختیارماگذاشتید من هردومتنو مطالعه کردم باید بگم که بعدازخوندن تجربه شما متوجه شدم چه بلدم و آموخته ام و چه نیاموخته ام .باتمام نکاتی که ذکرکردید هم به شدت موافقم چون حقیقتا لمسشون کردم و برام اتفاق افتاده اند.بازهم سپاس که اعتماد به نفس رو مثل بذر دراندیشه ی من نهادینه کردید.سلامت و شادوپیروز باشید همیشه…

  • هلیا گفت:

    سلام میشه کمکم کنید من همیشه از زبان فراری بودم چون دوست داشتم همیشه مثه بلبل حرف بزنم و سرکلاس زبان توی دانشگاه هیچ وقت از بچه های دیگه عقب نمونم و چون خیلی سخته اینو واسه خودم مثه یه غول بزرگ میدونستم یعنی هم دوست داشتم یه راهی باشه که من بتونم یاد بگیرم وهم اینکه من هیچ وقت نتونستم خوب زبانو درک کنم و یادبگیرم راستش زبان من از دوم راهنمایی خیلی ضعیف بوده وتا الانم همینطوری هست شما فکر کنید من فقط همون حروف الفبایی زبان انگلیسی رو بلدم الان باید چیکار کنم از کجا شروع کنم که بتونم حداقل خوب معنی جملات انگلیسیو بفهمم میشه راهنماییم کنیم؟؟؟ لطفا

  • sahra گفت:

    salam man taze ba raveshe shoma ashna shodam ama be nazaram khayli jazabtar az raveshhaye mamol hast omidvaram ke natijei ke mikham ro az estefade az raveshe shoma begiram
    mamnon

  • علی جون گفت:

    محمد رضا سلام
    گویا از زمان دانشجویی تفکر سیستمی داشتی ؛ قضیه استفاده از ۳ ماژیک توی دیکشنری ات رو می گم. خلاصه که دمت گرم.
    یه چیز دیگه؛ شما نوشتنت رساتر از صحبت کردنت(صوتی) است. یعنی توی اغلب نوشته ها خواننده به یه جمعبندی می رسه اما توی بعضی رادیو مذاکره ها یا مثلا فایل تصویری معرفی نقطه شروع این اتفاق نمی افته.
    سپاس

  • رویا گفت:

    با سلام من انگلیسی را تا حد کتابهای دبیرستان خواندم خیلی دوست دارم متنهای انگلیسی را برای خودم ترجمه کنم لطفا منو راهنمایی کنید که باید از کجا شروع کنم وبا چه روشی با سپاس فراوان از شما عزیزان.

  • محمد گفت:

    Thanks to the experience and knowledge you can put at our disposal .
    Wish health and success

  • سیمین گفت:

    خیلی عالیه روشتون من الان شصت سالمه وفکر نمیکنم هیچوقت برای یاد گیری دیر باشه تازه تو سن ما زبان دوم از الزایمر جلوگیری میکنه اینو برای اونیکه گفته بود ۱۷سالمه نوشتم.

  • ruhola گفت:

    سلام ممنون از اینکه تجربتون و در اختیار میزارید .

  • محمدحسن بهرامی گفت:

    سلام محمدرصا، در مورد لیسنینگ زبان تجربه ات رو می گی ؟ مدتیه بدجوری درگیرش هستم و حس می کنم نتیجه لازم رو نمی گیرم ( این را هم بگویم که ریدینگ من در حد خوبی هست که مثل فازسی می خوانم البته نه به روانی فارسی،
    خیلی دوست دارم در مورد تجربیات لیسنینگ تو بشنوم!!!
    اگر جواب بدهی خیلی عالی می شه چون الان خیلی از زمان منو می گیره اما خیلی وقت ها می گم من که تا اینجا آمدم بگذار بیشتر جلو بروم اما از وفتی فایل بسیار مفید یادگیری را شنیدم که الحق شاهکار است!! جایی گفته بودید کند سازی که خیلی ایده به من داد در مورد زبان همان Keep the chsnge مثال فوق العاده ای بود
    امیدوارم از تجربه تان بیشتر بشنویم منتظریم یادگیری واقعا علم گسترده ای هست امیدوارم در مورد فرایند یادگیری بیشتر بخوانیم و بشنویم
    روش فاینمن در مورد یادگیری هم بسیار جالبه معروف به تکنیک فاینمن ، واقعاً قاینمن آدم خیلی جالبیه در موردش اگر ضحبت شود عالی است

  • Pedram گفت:

    سلام ممنون از اینکه تجربیاتتونرو صادقانه به ما انتقال دادید

  • حسین گفت:

    بهنظر شما راهی برای یاد گرفتن زبان آکادمیک هست؟بعضی وقتا تو کتابای انگلیسی مثلا استراتژی اقیانوس آبی یه سری کلمات هستن که تک تک مشخص هستن اما وقتی به جمله تبدیل میشن معنی قابل درکی نمیدن(برای من) ….راهی برای تقویت این مورد سراغ ندارین؟

  • علی گفت:

    با سلام
    بعد از مدت ها قصد داشتم با فراگیری زبان انگلیسی به خودم کمک کنم ، جستجو در اینترنت را آغاز کردم و سایت شما در بین کسانی که اطلاعات به کاربران می دهند جالب توجه بود . مطالب برام خیلی جدید نبود امیدوارم در ادامه راه کاری که بتوانم با تلاش مستمر به فراگیری ادامه دهم نصیبم شود.
    خداوند به شما قوت دهد.

  • محمد گفت:

    سلام
    من می خوام انگلیسسی صحبت کنم چیزی در این رابطه دارید دانلود کنم؟ انگلیسسسیم ۵۰ ۵۰است مثلا what not todo
    what todo? 😀 میزارین فیلم اموزشیتونو؟

  • reza گفت:

    بابا محشر بود. واقعا عالیه.

  • وحید گفت:

    محمد رضا
    خسته نباشی
    مرسی از مطالب بسیار خوبت.

  • میترا گفت:

    همیشه این مشکل رو داشتم که چه طوری زبان بخونم خوب بود مرسی

  • من...! گفت:

    با سلام و تشکر فراوان از اینکه اطلاعاتتون رو در اختیار ما گذاشتید… من ۱۷ سال دارم اما همش احساس می کنم برای یاد گیری خیلی دیره…. پون دوستام اکثرا به صورت حرفه ای زبان رو بلدن و همینطور پول کافی برای ثبت نام کلاس ها ندارم.اگه موفق بشم تو خونه زبان رو یاد بگیرم (یعنی میشه؟) میتونم به پای اونا که به کلاس های مختلفی رفتن و مدرک دارن برسم؟و بعدا میتونم حتی مدرک هم بگیرم؟

  • هاوین گفت:

    سلام
    مطلبتون در مورد زبان واقعا عالی هستش ممنون

  • مهناز گفت:

    سلام و خسته نباشد. من تقریبا سه سال پیش شروع کردم به یادگیری زبان (کتاب total english)اما بعد ۵ترم دیگه نتونستم هم پای کتاب پیش برم تا اینکه دوباره چند وقتی که کلاسارو شروع کردم (tochestunکتاب )و بعد از چندترم دوباره همون اتفاق افتاده . نمیتونم هم متمرکز لغات جدید و هم گرامر و اسپکینگ بشم و از طرفی باید یادبگیرم و زمان رو از دست ندم .اگه ممکنه یه راهی پیشنهاد کنید سریع تر مهارتهارو یادبگیرم.

  • آیه گفت:

    سپاس از لطفتون برای اولین بار با چنین دیدگاهی مواجه شدم شما خیلی خوب و متفاوت به جریان نگاه کردید ممنون که این زیبا دیدن رو با بقیه هم قسمت کردین فکر کنم حالا میدونم باید چه کار کنم

    • حامد گفت:

      آیه خانم چقدر زیبا و از ژرفای دل حق مطلب رو بیان کردین ((ممنون که این زیبا دیدن رو با بقیه هم قسمت کردین فکر کنم حالا میدونم باید چه کار کنم))
      خدایی حیفم اومد تقدیر نکنم…
      مرسی از آقای شعبانعلی عزیز و همه دوستان

  • فررانه جعفری گفت:

    استاد سپاسگزارم با بت توضیحات مفیدتان

  • زهرا گفت:

    با سلام وممنون از راهنمایی های عالیتون.من لیسانس مترجمی دارم ولی متاسفانه توی لیسنینگ خیلی خیلی ضعیفم .طوری که متوجه نمیشم .اگه بتونین منو تو این مورد کمک کنید واقعا ازتون ممنون میشم.باز هم میگم نوشته هاتون عالی بود

  • میثم گفت:

    سالهای مدرسه به ما آموخت که کلمات رو حفظ کن و گرامر رو حفظ کن و … کلا حفظ کن حتی تمارین آخر هر درس ولی افسوس که هیچوقت از ما مفهوم را نخواست
    حال آنکه تمام چیزی که می بایست یاد میگرفتیم مفاهیم بود
    ممنون استاد
    ((>>هدف اول مطالعه به زبان انگلیسی نباید «یادگیری لغت» باشد. هدف نخست از مطالعه هر متنی «درک مفهوم» است<<))

  • zohreh گفت:

    i decide to learn english languageباعث شدhello thank you very much for this text that

  • صحراییان گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    “نکته سوم: یادگیری زبان انگلیسی با یادگیری ترجمه از زبان انگلیسی تفاوت دارد” من را به یاد خاطره ای آورد که بر می گردد به زمانی که من در عسلویه مشغول به کار بودم. یکی از مشکلات عمده ما ترجمه عبارت “خسته نباشید” بود که نمی تونستیم اون رو درست ترجمه کنیم. ما با کلی مشقت و به دست آوردن دیکشنریهای مختلف و استفاده اساتید فن، ترجمه می کردیم Don’t be tired و خارجی ها هم هیچی نمی فهمیدند و جالب اینکه ما هم بیشتر تعجب می کردیم که چرا اونها نمی فهمند. در یه زمانی هم کار به جای باریک کشیده شد و وقتی ما این ترجمه به اصطلاح حرفه ای رو انجام دادیم اون طرف می خواست ما رو بزنه. به ما می گفتم برای چی من خسته نباشم. من این همه کار کردم. یعنی شما می گید که من کار نکردم و از زیر کار در رفتم.
    همیشه شاد باشید.

    • نازی گفت:

      فک کنم خسته نباشیدمیشه good jab!

      • شهرزاد گفت:

        سلام دوست عزیز
        ممنون از کامنتی که گذاشتید و باعث شد من هم یه بار دیگه بیام اینجا …:)
        نازی عزیز. با دانش مختصری که من دارم، فکر می کنم !Good job که شما فرمودید معادل همون !Well done هستش که برای تحسین کردن و آفرین گفتن به کسی یا چیزی به کار میره.
        در مورد “خسته نباشید” هم تا جایی که من می دونم، معادلش به این شکل، توی فرهنگ انگلیسی وجود نداره و اونها به این شکل و مثل ما، نمیگن “خسته نباشید “!
        من فکر می کنم میشه بجاش از “Cheers” استفاده کرد که مثلا میشه اینطوری ترجمه کرد: “ممنون و شاد باشید. ” یا “سلامت باشید”… ( ترجمه کردنش سخته.. مثل اینه که انگلیسی ها بگن: “خسته نباشید” یعنی اون طرف مگه کوه کنده که خسته شده؟ ..;) ولی توی فرهنگ خود ما خیلی ملموس و طبیعیه به کاربردنش)

  • امیر حسین گفت:

    استاد سلام من ۱۵ ترم زبان رفتم اما در گرامر و لغات و مخصوصا معنی جملات و لیسنین مشکل دارم به نظرتون همین کارای شما به من کمک میکند؟لطفا راهنماییم کنیم هر دفعه سر کلاس خجالت میکشم بعضی حرفای معلمو نمیفهمم
    ممنون

  • مهران گفت:

    سلام استاد من دارای مدرک تحصیلی بالا می باشم خیلی دوست دارم زبان یاد بگیرم تا حالا هم چندین ترم زبان را گذرانده ام اما متاسفانه پیشرفت آنچنانی نداشته ام مشکل اصلی من در لیستنینگ است زیاد متوجه نمی شوم خیلی هم گوش می دهم اما بیفایده است استاد شما چه راه حلی را پیشنهاد می کنید وبهتر متن ها وی فایلهایی صوتی برای این کار چیست متشکرم اگر راهنمایی بفرمایید

  • رضا گفت:

    با سلام

    عالیییییییییی بود مثل قبلی …

  • masiiii گفت:

    ممنون واقعا مفید بود و اینکه خیلی خودمانی مشکلات همه ما رو تو زبان مطرح کردید …..

  • پریا گفت:

    سلام
    میشه لطف کنید و یه دیکشنری جمع و جور خوب معرفی کنید .

  • مهسا گفت:

    mamnonam az in nokate amozande vali man chand ta soal daram mishe tozih bedid entekhabe ye moasseseye zabane khob ke daraye sharayete yadgirie behtare az che tarigh momkene tashkhise khob bodanesh va inke behtarin dectionery chi hastesh?

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *