بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی (۲)

پس از اینکه نخستین تجربه‌ی شخصی در خصوص روش آموزش و یادگیری زبان انگلیسی را منتشر کردم، کامنت‌ها و نظرات متعددی ارسال شد و تصمیم گرفتم در پاسخ به سوالات مطرح شده دومین نوشته در این خصوص را منتشر کنم.

این بار هم مانند قسمت اول این نوشته بیشتر به یادگیری کلمات و گسترش دامنه لغات توجه دارم.

لازم است تأکید کنم که من به طور خاص در مورد یادگیری زبان انگلیسی که آشنایی بیشتری با آن دارم صحبت می‌کنم.

اگر چه بر اساس شناخت جزئی با برخی زبان‌های دیگر، احساس می‌کنم اصول نباید چندان متفاوت باشند.

نکته اول: هنر ما در یادگیری زبان انگلیسی، یادگرفتن همه‌ی کلمات نیست. هنرمان، یاد نگرفتن کلمات غیرضروری است!

«وسواس» دشمن یادگیری زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری است.

اگر قرار باشد معنی تمام کلمات یک متن را بیاموزیم. انرژی و زمان زیادی صرف نخستین صفحه‌ها می‌شود. در این حالت اکثر ما، انرژی و انگیزه‌ی خود را برای ادامه مطالعه از دست خواهیم داد.

اجازه بدهید که با هم قسمتی از صحبت‌های رندی پاش از کتاب آخرین سخنرانی (که در سایت متمم معرفی کردیم) را مرور کنیم:

There’s something else.

As a high-tech guy, I never fully understood the artists and actors I’ve known and taught over the years.

They would sometimes talk about the things inside them that “needed to come out.

I thought that sounded self-indulgent.

I should have been more empathetic.

My hour on stage had taught me something.

(At least I was still learning!) I did have things inside me that desperately needed to come out.

I didn’t give the lecture just because I wanted to.

I gave the lecture because I had to.

I also knew why my closing lines would be so emotional for me.

It was because the end of the talk had to be a distillation of how I felt about the end of my life.

در متن بالا سه رنگ کلمات را می‌بینید:

کلمات سیاه رنگ عادی: این کلمات جمله‌ها را روان کرده‌اند و کمک کرده‌اند تجربه‌ی نویسنده بهتر منتقل شود. ولی واقعیت این است که اگر آنها را نخوانید هم اتفاق خیلی مهمی نخواهد افتاد.

کلمات قرمز رنگ: می‌توانید این کلمات را پشت سر هم بخوانید و تا حد خوبی پیام اصلی نویسنده را دریافت کنید.

کلمات آبی رنگ: اکثر این کلمات، کلماتی هستند که احتمالا خواننده‌ی کم آشنا به زبان انگلیسی، قبلاً با آن مواجه نشده یا معنای آن را در ذهن ندارد.

نمی‌خواهم بگویم که این کلمات اصلاً مهم نیستند؛ اما واقعیت این است که بدون دانستن معنای آنها هم پیام اصلی رندی پاش را در آخرین سخنرانی دریافت خواهید کرد.

دلیل ندارد در همین یک پاراگراف، ده‌ها لغت یاد بگیریم؛ همین که حس کنیم حرف نویسنده را فهمیده‌ایم کافی است.

همین که کلماتی که قبلاً می‌دانسته‌ایم را یادآوری کنیم کافی است. زمانی که وقت و انرژی و حوصله‌ای هم داشتیم، می‌توانیم سراغ کلمات آبی رنگ بروید.

بنابراین قبل از اینکه به سراغ یادگیری زبان انگلیسی برویم، باید تمرین کنیم که در جمله‌ها کلمات تاثیرگذار را تشخیص دهیم.

کلماتی که ندانستن معنی آنها ممکن است به نادرست یا نامفهوم منتقل شدن پیام متن منجر شود.

برای تقویت مهارت تشخیص اهمیت واژگان در متن، به کمی زمان نیاز داریم. اما مهم‌تر از زمان، تغییر نگرش به متون انگلیسی از یادگیری لغات به درک مفهوم است.

نکته دوم: هدف اول مطالعه به زبان انگلیسی نباید «یادگیری لغت» باشد. هدف نخست از مطالعه هر متنی «درک مفهوم» است

بسیار می‌شنوید که میگویند در مطالعه زبان، حدس زدن معنا بر اساس متن مهم است. چیزی که آن را Context Guess می‌نامند.

این روش قطعاً می‌تواند بسیار مهم و کاربردی باشد و تا حدی با وسواس طبیعی ما مقابله کند.

تنها دو مورد را نباید فراموش کنیم:

  • نخست اینکه حتماً تلاش نکنیم که معنی کلمات را کامل حدس بزنیم. لازم نیست من در عبارت بالا حتماً بفهمم که Empathetic چه معنایی دارد. همین که بدانم «ظاهراً یک صفت مثبت است که نویسنده می‌گوید خوب است من آن صفت را داشتم» کافی است. در آینده باز هم با این لغت مواجه خواهم شد و یک بار برای من قرمز رنگ خواهد بود (مجبور خواهم شد معنای دقیق آن را نگاه کنم).
  • مورد دومی که می‌خواهم روی آن تاکید کنم این است که حدس زدن ممکن است به کلی من و شما را گمراه کند. از ابتدا معنای نادرستی را حدس بزنیم و آن معنای نادرست ماهها و سالها در ذهن ما بماند. برای کاهش این خطر، حتماً در ابتدا یک مرور کلی به کتاب (یا حداقل فصلی که می‌خواهید بخوانید) داشته باشید. شاید لذت و هیجان خواندن کتاب برای شما کاهش یابد اما به اینکه واژه‌ی «قاتل» را با واژه‌ی «مقتول» اشتباه نگیرید می‌ارزد!

نکته سوم: یادگیری زبان انگلیسی با یادگیری ترجمه از زبان انگلیسی تفاوت دارد

تلاش نکنید که زبان های مختلفی را که می‌دانید با هم مرتبط کنید.

اگر شما فارسی می‌دانید و اکنون در حال آموختن انگلیسی هستید، دلیل ندارد معادل هر ضرب‌المثل انگلیسی یک ضرب‌المثل مشابه فارسی هم بدانید یا برعکس.

حتی دلیل ندارد برای هر کلمه‌ی انگلیسی یک معادل فارسی بدانید.

کلمات یک زبان منعکس کننده‌ی تاریخچه و فرهنگ و نگرش یک ملت در طول زمان هستند.

از آنجا که ملل مختلف شرایط تاریخی و اجتماعی و فرهنگی متفاوتی را تجربه کرده‌ و هر کدام مسیر توسعه را به شکلی طی کرده‌اند، بسیاری از اوقات نمی‌توان برای واژه‌ها ترجمه‌ی دقیقی پیدا کرد.

به واژه‌ی ساده‌ای مثل Fact نگاه کنید. ما در زبان فارسی ترجمه‌ی دقیقی برای این لغت نداریم. نمی‌توان آن را معادل واقعیت یا حقیقت دانست. واقعیت بیشتر به واژه‌ی Reality و حقیقت بیشتر به واژه‌ی Truth نزدیک است. یادم نمی‌رود که ۱۳ سال پیش در یک جلسه بین یک شرکت ایرانی و کارشناسان آلمانی من در نقش یک دانشجوی بدبخت در حال ترجمه همزمان گفتگو بودم.

مدیر ایرانی از صراحت شدید کارشناس آلمانی در گزارش دادن مشکلات آن شرکت به مدیران ارشد گله می‌کرد و بحث بالا گرفته بود و در نهایت، کارشناس آلمانی فریاد زد: Fact is Fact.

طرف ایرانی به من گفت: فکر کنم به من فحش بد داد. من توضیح دادم که نه! ایشان گفتند: «واقعیت را نمی‌شود انکار کرد».

دوست ایرانی ما گفت: نه! من فحش‌های انگلیسی را بلدم. او یک فحش رکیک داد. من تلاش کردم برای او جمله‌ی  Fact is Fact را توضیح دهم اما او می‌گفت با این دو کلمه که جمله ساخته نمی‌شود. او به ما توهین رکیک کرده است (فکر می‌کنم با F.U.C.K یا چیزی شبیه این اشتباه گرفته بود).

شاید این نخستین تجربه‌ی دردناک من از این Fact بود که ما در زبانمان، ترجمه‌ی دقیقی برای «چیزی که اتفاق افتاده و مشاهده شده و هر کسی از هر زاویه‌ای به آن نگاه کند باز هم همان را خواهد دید و اینکه بر خلاف دروغ که تنها از زوایای خاصی درست دیده می‌شود، Fact چیزی است که از همه‌ی زوایا یکسان دیده می‌شود و …» نداریم. شاید به دلیل اینکه کمتر پیش آمده که دولت‌ها و حکومت‌ها و خانواده‌ها و …، در تاریخ کشورمان به ما اجازه بدهند در مورد «Fact» صحبت کنیم. ما یا در مورد «واقعیت» صحبت کرده‌ایم (که این کلمه را معمولاً در دروغ‌های خود به کار می‌بریم: راستش… واقعیت اینه که …) و یا در مورد «حقیقت» صحبت کرده‌ایم. به معنای چیزی که «دوست داریم باشد و الان فعلاً نشانه‌ای از آن دیده نمی‌شود: درسته که من در این گفتگو به ظاهر باختم. اما برنده‌ی حقیقی من بودم!». برای ما کمتر مهم بوده که «Fact» این است که «باخته‌ایم».

بنابراین در یادگیری زبانهای دیگر، نمی‌شود معادل یابی کرد. این کار به همان اندازه مسخره خواهد بود که یک انگلیسی زبان بخواهد معادل انگلیسی کاربرد روزمره‌ی واژه‌ی فارسی«ساقی» را که در زبان روزمره‌ی ما به عنوان «توزیع کننده‌ی غیرقانونی نوشیدنی‌های الکلی با استفاده از یک خودرو پژو ۲۰۶ یا ۴۰۵ در ساعت‌های ۶ تا ۹ شب در کیسه‌های پلاستیک سیاه‌رنگ» استفاده می‌شود جستجو کند. چنین مفهومی از واژه‌ی «ساقی» در بستر فرهنگی و اجتماعی و حقوقی کشور ما شکل گرفته و در بستر فرهنگی دیگری قابل درک نخواهد بود. ساده‌تر از مفهوم «ساقی»، شاید مفهوم «دروغ مصلحتی» باشد. به سادگی نمی‌توان واژه‌ای پیدا کرد که معادل انگلیسی این عبارت باشد. شاید بگوییم Justifiable Lie این مفهوم را می‌رساند اما واقعیت این است که پشت مفهوم دروغ مصلحتی، چند قرن تاریخ قرار دارد. چیزی که شاید در فرهنگ‌های دیگر به این شکل وجود نداشته باشد.

بنابراین «زبان‌هایی را که می‌دانید به یکدیگر مرتبط نکنید».

با شنیدن واژه‌ی «Bread» نباید واژه‌ی «نان» به ذهن شما بیاید. بلکه باید «تصویر یک تکه نان» در ذهن شما تداعی شود.

با شنیدن واٰژه‌ی Redundancy نباید واژه‌ی «اضافی» در ذهن من و شما تداعی شود. بلکه باید «تصویر آن لپ‌تاپ اضافی در اتاق کارمان تداعی شود که لازمش نداریم اما نگهش داشته‌ایم که اگر در جلسات مهم به هر دلیل کامپیوتر اصلی کار نکرد، از آن استفاده کنیم».

نکته چهارم: با توجه به مورد قبلی، منطقی است که برای یادگیری زبان انگلیسی تا حد امکان از لغت‌نامه‌ی انگلیسی به انگلیسی استفاده کنیم.

لغت‌نامه‌های ساده‌ی دانشجویی یا Student Version تعاریف بسیار ساده‌ای دارند و اگر چه ممکن است برای درک معنی یک جمله، وادار شوید یکی دو کلمه‌ی دیگر را نیز جستجو کنید، اما پس از مدت کوتاهی به سرعت در آن راه خواهید افتاد.

نکته پنجم: دیکشنری کاغذی بهتر است یا کامپیوتری و موبایلی؟

اجازه بدهید در اینجا با شما صادق باشم و بگویم که مطالعات گسترده به من نشان داد که هنوز در میان انبوه تحقیقات انجام شده، قطعیت مشخصی وجود ندارد که از میان دیکشنری‌های کاغذی و دیجیتال، یکی را به دیگری ترجیح دهد.

تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده و نتیجه‌ی بسیاری از آنها با یکدیگر در تناقض است.

اگر کمی مانند من بدبین باشید نتیجه می‌گیرید که نتیجه‌ی این نوع تحقیقات، بیشتر تابع این است که چه سازمان یا شرکتی، هزینه‌ی تحقیق را پرداخته باشد!

خود من گاهی از این دیکشنری‌های دیجیتال استفاده می‌کنم. اما واقعیت این است که با وجود معرفی آنها، خیلی اعتقادی به این سیستم ندارم.

در روانشناسی شناختی بحث می‌شود که میزان به خاطر سپردن و سرعت به خاطر آوردن هر آموخته‌ای، تابع میزان سرمایه‌گذاری (مادی و معنوی و زمانی و انرژی) ماست.

پیدا کردن واژه‌ها از طریق دیکشنری‌های دیجیتال، سریع، کم هزینه، و با کمترین مصرف انرژی است؛ به همین علت شاید راحت‌تر هم فراموش می‌شوند.

ضمن اینکه جستجو در دیکشنری موبایل این امید را به من می‌دهد که دوباره هم با فراموش کردن معنای یک واژه، به سادگی آن را جستجو خواهم کرد.

بنابراین به نظر می‌رسد که دیکشنری کاغذی هنوز می‌تواند «سریع‌تر» از دیکشنری دیجیتال باشد.

دیکشنری دیجیتال معنای یک واژه را در ده ثانیه به شما نشان می‌دهد اما ممکن است مجبور شوید ۲۰ بار دیگر آن معنا را جستجو کنید. اما دیکشنری کاغذی یک بار از شما ۶۰ ثانیه وقت می‌گیرد و به خاطر زحمتی که کشیده‌اید احتمال فراموش کردن بسیار کاهش پیدا خواهد کرد.

نکته‌ی ششم: دیکشنری کاغذی، یک وسیله‌ی شخصی است؛ چیزی شبیه حوله و مسواک!

برای خرید دیکشنری هزینه کنید.

حتی اگر قرار است از آب و غذای خودتان بزنید. در محیط کار یا خانواده هر کس یک دیکشنری شخصی لازم دارد (همین هزینه‌ کردن قبل از هر چیز بر اساس نکته‌ی قبلی دقت شما را در مطالعه افزایش می‌دهد).

دور واژه‌هایی که جستجو کرده‌اید با مداد خط بکشید.

این باعث می‌شود در آینده بدانید کدام واژه‌ها را دوباره می‌بینید. ضمن اینکه پس از مدتی دیدن تعداد زیادی از کلمات که دور آنها خط کشیده‌اید می‌تواند به شدت اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.

ممکن است بخواهید برخی صفحه‌ها را تا کنید یا به شکل دیگری نشانه‌گذاری کنید.

لغت‌نامه هم مثل هر کتاب دیگری نکات کمتر مهم و بیشتر مهم دارد. ماژیک‌های Highlighter می‌توانند مفید باشند.

من تا مدتها واژه‌های بسیار ضروری را با رنگ قرمز، واژه‌های زرد رنگ را که به درد نمی خورد اما می‌شد با آن در جمع دوستان پز داد با رنگ زرد و واژه‌هایی که مشکل دیکته‌ای با آنها داشتم را با رنگ سبز علامت‌گذاری می‌کردم. آن دیکشنری را هنوز نگه داشته‌ام!

سایر مطالب مرتبط با یادگیری نوشتن و خواندن و مکالمه زبان انگلیسی

پادکستهایی برای یادگیری زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی به روش جان برین

فهرست بهترین دیکشنریهای آنلاین انگلیسی به انگلیسی

صفتهای پرکاربرد انگلیسی در مکالمه های روزمره

صفتهای پرکاربرد انگلیسی در مکالمه ها و محیط کسب و کار

تقویت مهارت خواندن انگلیسی

+717
  
رادیو مذاکره • کارگاه افزایش عزت نفس • آموزش کارآفرینی • مذاکره تجاری • یادگیری زبان انگلیسی • دوره MBA آنلاین متمم • تصمیم گیری • تفکر سیستمی • روانشناسی پول • آموزش مهارت کار تیمی • مدل ذهنی • استراتژی محتوا • افعال پرکاربرد انگلیسی • زبان بدن • رادیو متمم • حرفه‌ای گری در محیط کار • اتیکت • استعدادیابی • معرفی کتابهای روانشناسی • معرفی کتابهای مدیریتی • مهارت فروش


234 نظر بر روی پست “بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی (۲)

  • sahar می‌گه:

    باسلام
    درقسمت قبل چندتاسوال داشتم اماباخواندن مطالب قسمت دومتان تاحدی به جواب سوالاتم رسیدم خیلی ازشماممنونم واقعاازوقتی سخنان شماراخواندم اعتمادبه نفس پیداکردم تاحدی وچندوقتیه برای یادگیری زبان تلاش میکنم ونتیجه گرفتم ای کاش زودترحرفهای شمارامطالعه میکردم واین چندسالوبیهوده ازدست نمیدادم امیدوارم دیرنشده باشه برایادگیری زبان.تنهامشکلی که دارم تلفظ هستش اگه امکان داره راهنمای کنیدممنون میشم

    • ﺣﻴﺪﺭﻱ می‌گه:

      ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﺗﻮ اﺳﺘﺮاﻟﻴﺎ ﻫﺴﺘﻢ .اﻳﻨﺠﺎ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻳﺎﺩ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﻫﻤﺶ ﺑﻪ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ اﺻﻼ ﻣﻌﻨﻲ ﻛﻠﻤﺎﺕ ﺭﻭ ﻧﻤﻴﮕﻦ. و ﻣﻦ ﺑﻌﺪاﺯ ﻳﻜﺴﺎﻝ ﻫﻨﻮﺯ ﻳﺎد ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮔﻨﮓ ﺷﺪﻡ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﻓﺮاﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻡ. ﻧﻤﻴﺪاﻧﻢ ﭼﺮا? ﻟﻂﻔﺎ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﺮاﻱ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺘﻮاﻧﻢ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺭا ﺑﻴﺎﻣﻮﺯﻡ. ﻧﻮﺷﺘﻦ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺧﻮﺏ ﻫﺴﺖ اﺳﭙﻞ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻣﻴﺘﻮﻧﻢ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﻮﻧﻢ ﻭﻟﻲ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺮاﻡ ﺳﺨﺘﻪ.

  • erami می‌گه:

    خیلی ممنون از انتقال تجربیات خودتان اما برای تلفظ صحیح چه کار باید کرد؟

    • Mr.moon می‌گه:

      سلام
      به نظر من برای یادگیری تلفظ دو راه هست
      ۱:یادگیری گرامر که معلومه خب سختتره ولی اساسی تره چون موقع نوشتن میتونه بیشتر کمک کنه
      ۲:اصلا لازم به یاد گیری گرامر و اینجور چیزها ندارین فقط کافیه مثله زبان مادریتون یادش بگیرین،چطوری؟مثلا
      وقتی به دنیا میاین والدینتون بهتون چی یاد میدن؟بهتون قواعد زبان فارسی یاد میدن یا بهتون یه دیکشنری میدن میگن حفظ کن،نه معلومه که نه اونا اون لغتو انفدر واست زمزمه میکنن تا یاد بگیری مثله ماما یا بابا و…
      الانم همینجوریه تو هرچه قدر که سن داشته باشی باید واسه یاد گیری انگلیسی بشی مثله یه بچه کوچولو و تلفظ لغات رو به صورته ناخوداگاه یاد بگیری مثلا ما تووی زبان فارسی یه کلمه مثل “عوض”داریم،این کلمه رو به چند صورت میشه خوند؟ هان؟عُوضی،عِوضی،عُوضُی،عِوضُیو…ولی ما هر جا به این کلمه برخورد میکنیم ناخوداگاه “عَوضی”میخونیمش خب انگلیسیم همینطوریه دیگه مثلا “hand”به معنای دست،تلفظ میشه هَند،ولی میشه چند جور تلفظ کرد;هِند،هاند… دیدین ولی ما به محض برخورد با این کلمه هَند میخونیمش چون این لغتو قبلا از یجایی شنیده یا دیده ایم مثلا توو کتابای درسی یا مجله یا تلویزیون یا از زبان معلم .
      نتیجه:زبان انگلیسی رو باید تو زندگیتون جاری کنین یعنی باید انگلیسی هر لحظه توو طندگیتون جریان داشته باشه مثلا وقتی تویه خونتون نشستین به اطراف نگاه کنین چندتا لغت میتونین پیدا کنین؟معلومه خیلی زیاد مثلا فرش(carpet)،دیوار(wall)،یخچال(ice-house)،قاشق(spoon)و هرچیزی که اطرافتون هست،با این کار لغات فراوانی یاد میگیرید وبرای تلفظشون از یک دیککشنری انلاین که تلظو واستون هجی کنه لازم دارین من با این روش هم به انگلیسی خودم میرسم هم خواهره کوچکترم.در مورد دیکشنریم من از سه چهار تایی استفاده میکنم(fastdic,50language)من از اینا بیشتر استفاده میکنم(فقط اینا واسه اندرویده ها)درضمن سعی کنین به کسایی که دوست دارن انگلیسی یاد بگیرن مثله خواهر یا برادر مثله یه معلم اموزش بدین با این کار انگلیسیتون بهتر میشه و سعی کنین همیشه انگلیسی گوش کنین یعنی با گوش یاد بگیرین نه چشم این کار باعث میشه صحبت کردنتون(به انگلیسی) بهتر شه.اینم تجربه هایی بود که من داشتمو خواستم شما ببینین[Mr.moon]

  • ياسر باقري می‌گه:

    سلام.واقعا تجربیاتتون جالب و مفید بود.ممنون استاد.

  • هادی می‌گه:

    بینهایت ممنونم از راهنمایتون استاد

  • سعید می‌گه:

    سلام من به شخصه با تمام وجود به شما درود میفرستم آقا زبانم توانایی تشکر رو نداره ولی بازم ممنونم از خدا هرچی میخوای بهت بده هرچی ها …. دمت گرم لیسانس حسابداری دارم ولی انگلسیم ضعیف بود ، خداییش لغتها کاربرد داره و ملموس میشه حسش کرد ووووو…. درود بر شما

  • امین از تبریز می‌گه:

    سلام
    بنده چند هفته ای است شروع به یادگیری زبان انگلیسی نموده ام توضیحات ارزشمند و قلم روان شما راهنمای بسیار خوبی شد.

  • ali می‌گه:

    سلام
    استاد پس مابقی تجربیات مفیدتتان چی شد ؟
    مطالبتان خیلی خیلی خیلی عالی بود اما کافی نیست . با تقدیم احترام

  • saed می‌گه:

    thank u so much for your cooperation

  • کاظمی از ارومیه می‌گه:

    به خودتان کم لطفی می کنین
    شما یه پارچه استادین گرانقدر
    ممنون از تجربیاتی که گذاشتین
    Thank you

  • حمید می‌گه:

    از حوصله شما به واسطه انتقال تجارب زبان انگلیسی برای زبان اموزان سیار قدردانی میکنم
    مطالب را با شیوایی و زبان سلیس و مهم تر از همه دلسوزانه مطرح کردید ممنونم.
    خداوند خیرت بده

  • دنیا می‌گه:

    همه حرف های شما درست و دقیق اما ما در یادگیری زبان نیاز به یک استراتژی خاص و برنامه ریزی ویژه داریم . شما استراتژی ها را توضیح داده اید اما شاید برای ادمی مثل من که در قدم اول قرار گرفته و هنوز مواجه نیست با کلمات داشتن یه مسیر هدفهمند بتونه موثر باشه اگه در کنارش به نکاتی که شما گفتید عمل کنم. برنامه ریزی که من دنبالش هستم نظر به این موضوع داره که روزی چقدر و با چه مهارتی شروع کنم و از کجا ؟ اگه قرار باشه برای یه ازمون اماده بشم در طی شش ماه برنامه ام باید چه جوری طراحی بشه و………….

  • حسن می‌گه:

    آنقدر این صفحه ها را دوست دارم که دارم برایش در وبلاگم می نویسم
    http://www.en4.blogfa.com
    تک به تک در مورد نکات محمدرضا بحث خواهم کرد و البته در مورد کارها و تجربیات خودم در اجرا به توصیه های ایشان خواهم نوشت.
    البته ممدرضا هم بنویسد ومن هم بنویسم !!! واقعاً جسارت می خواهد
    ممنون از شما

  • طراوت می‌گه:

    سپاسگزارم بسیار شیوا و مفید توضیح دادید
    ممنون

  • رها می‌گه:

    سلام خیلی عالی بود ولی من شخصا علاقه زیادی به یادگیری تصویری دارم مثل کارتنهای ساده

  • ّFatemeh می‌گه:

    سلام ممنون از زمانی که برامون گذاشتین
    خیلی مفید بود

  • mahmood می‌گه:

    سلام همین که شما وقت گذاشتید و تجربیات خودتونو انتقال میدید جای قدردانی داره لطفا راجب مکالمه روزمره ویادگیری اونم توضیحاتی بفرمایید ممنونم

  • حسن می‌گه:

    من کلمات زیادی یاد داشتم و حالا به کمک تجربیات شما میخوام از اونا استفاده کنم
    دوباره از این انتقال تجربیات شما خیلی خیلی تشکر میکنم

  • mahshid می‌گه:

    Besiar alllii o mofid

  • hamid می‌گه:

    ممنونم از زرحمات شما

  • آرش می‌گه:

    سلام از اینکه تجربه تون رو در اختیار دیران می گذارید سپاسگذارم.من با کلاس رفتن و کتاب خوندن چیزی یاد نگرفتم.رفتم هندوستان و در محیط انگلیسی زبان ترسم ریخت و از روشی مشابه روش شما استفاده کردم و یاد گرفتم.یادمون باشه فارسی صحبت کردن و نوشتن دشمن اصلی یادیری زبان دیگر هست.پایدار باشید

  • U3f می‌گه:

    سلام من همیشه دوست داشتم زبان انگلیسی رو یاد بگیریم خیلی سعی میکردم اما متاسفانه بی میل مشدم.با خوندن این متن ها دوباره امید گرفتم

  • حسن می‌گه:

    واقعاً خوبه این متن عالیه
    باور می کنید من پرینت گرفته ام و در محلی نصب کرده ام که چارچوب یادگیری من معلوم شود.
    اگر سوال مرا جواب بدهید خیلی خیلی ممنون می شوم.
    اهمیت مهارت ها به چه ترتیبی است ؟
    آیا این درست است که بایستی مرحله ای از ریدینگ را متوجه بشوی تا لیسنینگ همان موضوع را متوجه بشوی و وقت خود را با گوش دادن به انگلیسی هدر نکنیم منظور بدون اینکه تا مرحله ای رسیده باشیم که ریدینگ را در آن موضوع بتوانیم با سرعت بالا بخوانیم سپس به این مرحله رسیده ایم که لیسنینگ را تمرین کنیم؟
    نمی دانم توانستم خوب منظورم را بگویم یا نه ؟
    البته این را هم بگویم که خیلی هم انگلیسی ام بد نیست اما به قول آقای پیرهانی هر چه پیشرفت می کنی روند پیشروی مشکل تر و مشکل تر می شود !!

    چند وقتی است که لیسنینگ تمرین می نمایم مثلاً از روی اخبار یا فیلم اما مثل اینکه خیلی پیشرفتی نداشته ام آیا این به همان علت است که وقتی من به ساختار آنقدر مسلط نیستم چطور می توانم انتظار داشته باشم که در لیسنینگ درک مطلب کنم؟
    “ریدینگ سریع مقدمه لیسنینگ است؟”
    اگر جواب بدهید ممنون می شوم؟

  • سالومه می‌گه:

    سلام ممنونم از اینکه تجربیات خوبتون رو در اختیار همه میذارید ، امیدوارم هر جه سریعتر منم راه بیفتم ….

  • نگار می‌گه:

    ممنون تمام توضیحاتتون خیلی مناسب و کاربردی بودن،
    من دقیقا وقتی ازم میپرسیدن چطوری زبانت خوبه وقتی کلاس نرفتی و چطوری کار میکنی هنگ میکردم چطوری براشون توضیح بدم که از لای کتاب و مقاله و جوک و آهنگ و دیالوگ فیلم و اینا، اماالان هم میتونم لینک مطلبتونو براشون بفرستم هم خودم اطمینانم بیشتر شد که تو مسیر درستم!

  • natali می‌گه:

    this text is very usefull even for me live in abroad
    your approach is very applicable
    there is one point to learn language : you must love English to learn it
    thanks

  • رسام می‌گه:

    سلام خیلی ممنون از اطلاعاتتون امید گرفتم

  • سمیه می‌گه:

    سلام
    میشه منم ۱۰۰۰لغت رو داشته باشم؟
    مرسی!

  • Ali می‌گه:

    سلام و تشکر
    مطلب خوبی بود.
    برای منی که مدتها از دیکشنری دیجیتال استفاده میکردم ولی همچنان دلم با دیکشنری کاغذی کوچکم بود، بهانه‌ای شد تا مجددا برم سراغش … .

  • zeynab می‌گه:

    سلام عالی بود واقعا مرسی من تونستم کمک زیادی ازش بگیرم

  • مهسا می‌گه:

    سلام ممنون از تمام راهنماییهاتون خیلی بهم کمک کردید که زبان رو شروع کنم اگه لطف کنید اون هزار کلمه رو برای منم ایمیل کنید ممنون میشم!با سپاس

  • شیدا می‌گه:

    سلام
    مرسی . خیلی عالی بود.

  • mohammad می‌گه:

    ممنونم ازت محمد رضای عزیز
    خیلی مفید بود برام

  • مجتبی می‌گه:

    مقاله ی روون و مفیدی بود.
    همچنین بسیار آموزنده.
    ممنونم از نویسنده ی محترم.

  • شیوا می‌گه:

    سلام
    کاملا موافقم منم همین روشو از بچگی پیش می بردم
    لطفا برای منم اون هزار کلمه رو ایمیل کنید
    با سپاس فراوان از شما بخاطر قرار دادن تجربیات مفیدتون

  • ldkh می‌گه:

    چگونه می شود املای کلمات را به خاطر سپرد؟

  • n می‌گه:

    thanks it was really good suggestions , I try practice like you

  • ali می‌گه:

    سلام
    در مورد اون ۱۰۰۰ شاید حدود ۸۰۰ -۹۰۰ را بلد باشم ولی مشکل اینجاست که اون کلمه وقتی تو جمله میاد معانی مختلفی میده که اگه این مشکل حل بشه عالیه .
    راستی من فعلا فلش کارت اینترچنچ دارم استفاده میکنم و سطح اخرشه داره تموم میشه و میخوام برم سراغ ۵۰۴ تا کلمه اضطراری .
    کتاب های تاپ ناچ هم دارم میخونم.
    فیلم هم می بینم.
    به نظرتون خوبه ؟

    مرسی

  • زهره می‌گه:

    سلام
    خیلی ساده او روان نوشته بودید، لذت بردم
    امیدوارم که بتونم به کار بکیرم و استفاده کنم
    خیلییی خیلیییی ممنون

  • حامد می‌گه:

    با درود
    صمیمی نوشته بودید و دلنشین.
    از اینکه هستید و آرامش را هدیه ی دل ها می کنید ، ممنونم.
    راستی…
    مصاحبه هایتان را در دو شماره ی واپسین مجله ی موفقیت خواندم ، عالی بود.
    سلامت ، خندان و پایدار باشید

  • بهزاد می‌گه:

    بسیار عالی و مفید بود من استفاده کردم ممنونم جناب شعبانعلی

  • رویا می‌گه:

    عالی بود…مصداق سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند، تجربیاتی که نگارنده با همه وجود تجربه نموده و پاسخی راهگشا و راهنمای برای تمامی زبان آموزان… سپاس بسیار از شما جناب شعبانعلی و خوشحالم که امروز اتفاقی با این سایت آشنا شدم

  • آرش می‌گه:

    واقعا عالی بود دستت درد نکنه . این ]موزش از صد تا کلاس بهتره . ماهیگری رو باد میده!

  • masih می‌گه:

    سلام اگه ممکنه اون هزار کلمه رو برام ایمیل کنین یا بزارین تو سایت

  • پاسخ دهید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *