فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده

مسیرِ تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته چیست و در این راه، باید به چه نکاتی دقت کنیم؟


انسان : تصور آینده،مرور گذشته

انسان، در تصور آینده، رنج لحظات تلخ را بسیار جدی تر و واقعی تر از لذت لحظات شیرین میتواند در ذهن خود شبیه سازی کند.

ضمن اینکه در مرور گذشته هم، لذت دستاوردهای خود را بسیار سریع تر از رنج شکستها و از دست دادن هایش به فراموشی می سپارد.

انسانهای متمایز دنیا، معدود کسانی هستند که بر ضد این روند تکامل عمومی، عصیان کرده اند.

داروین – کتاب نمایش احساسات در انسان و سایر جانداران

dream-conceptual

پی نوشت : این متن را شنبه  پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ به عنوان مقدمه خبرنامه هفتگی برای دوستانمان ارسال کردیم.

فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده آموزش حرفه‌ای‌گری در محیط کار


16 نظر بر روی پست “انسان : تصور آینده،مرور گذشته

  • احسان بیرانوند گفت:

    چه جمله و عکس جالبی که بخاطرش ممنون محمدرضای عزیز
    و اینکه نمیدونم چرا با خواندن کامنتها دوتا حس متفاوت به سراغم اومد
    اولی با خواندن کامنتهای zoorba.booda (که فکر میکنم ایشون سامان عزیزی باشه) و هیوا حس کردم چقدر وجود چنین افرادی برای درک بیشتر و بهتر من از موضوع مفید بودن چه در روزنوشته ها چه متمم که ازشون سپاسگزارم واقعا

    دوم:حس کردم که چقدر فضای کامنتهای فعلی،نسبت به زمان این کامنت،پخته تر شده در مورد بعضی کامنتها(البته حس من اینه)

    حالا چطور گذارم به این مطلب افتاد؟
    دنبال یک کتاب خوب برای مطالعه با موضوع روانشناسی با رویکرد فرگشتی بودم
    که اگه محمدرضای عزیز موردی معرفی کرده در این باره، خوشحال میشم دوستان معرفی کنند

  • ستار گفت:

    شخصیت و نگرش انسان بر اساس روانشناسی تصویر ذهنی محصول تجارب گذشته است. به نظر من کسانی که به هر طریقی از ناکامی ها و شکستها در گذشته دستاوردهای هوشمندانه هر چند ناچیز اما دقیق و روشن دارند لذتی از پس شکستها تجربه می کنند و این تجربه در روند شکل گیری شخصیت و در جهت آگاهی و خودشناسی یک مسیر تکاملی است. گذشته را نمیشه تغییر داد و نمیشه فراموش کرد ولی میشه جور دیگه ای تفسیرش کرد و به نظرم این تنها راهه هوشمندانه اس. و در مورد آینده، من این جمله ای که استیو جابز زیاد نقل می کرد رو خیلی دوس دارم “برای پیش بینی آینده بهترین راه اینه که اونو اختراع کنیم”
    ویلیام گلاسر میگه عامل بدبختی انسان روانشناسی کنترل بیرونیه (به نظر من=پیروی از روند تکامل عمومی=عدم اختراع آینده) و روانشناسی نظریه انتخاب (به نظر من=عصیان بر ضد روند تکامل عمومی=اختراع آینده) عامل خوشبختی انسان است.
    هر چند هیچ انسانی وجود ندارد که به دلیل عصیان کامل بر ضد فرهنگ تکامل عمومی وارد بهشت شود

  • مسعود گفت:

    با سلام به دوستان
    من فکر میکنم این دو جمله داروین دقیقا یک جمله است و هر دو مفهوم کاملا یکسانی دارن! در حقیقت وقتی ما به مکانیزم تداعی در ذهن نگاه مکنیم بیبینیم که وقتیکه ذهن ما در به یاد آوری لذت ها ضعیفتر از رنجها عمل میکنه درنتیجه قدرت کمتری در شبیه سازی لذت ها در آینده داره و این موضوع همون قانون پایدارتر شدن باورها در ذهن آدمی است و اینکه هستی به سمت تحکیم باورهای ما حرکت میکنه!
    نکات تایید کننده این موضوع در. بحث تغییر و ناحیه امن محمد رضا هم وجود داره !
    شاد و خوشحال باشین!

  • رامین گفت:

    محمد رضای عزیز سلام. یک درخواست. لطفا لیستی رو معرفی کن چیزی مثل صد کتابی که باید خواند. خیلی ها مثل من تازه کتاب خوان شده اند! بعد از ۲۵ سال زندگی. و یک لطف…این لیست رو صعودی تنظیم کنید. از پایه تا بالا. دوست دارم بدونم ۱۰۰ کتابی که شاید خوندنش دو سه سال زمان ببره و قطعا سبک زندگی خیلی ها رو با این شیوه کمی جا به جا می کنه چیا هستن. اگر هم وقتی برای تنظیمش نیست. ۵ تا ۵ تا توی اینستاگرام هم معرفی کنید شاید جالب باشه.

  • فهیمه گفت:

    میدونم ربطی نداره… اما چیزی که توجه منو جلب کرد این بود که توی عکس نور از جلو میتابه٬ سایه ش هم جلوشه!

  • رضا گفت:

    سلام
    به نظرم اين رنج ها هستند که موجب شدند تا افراد ساخته بشن در واقع نقاط عطف زندگي هستن که باعث تغيير مسير تابع زندگي شدند. هنگام مرور خاطرات گذشته درسته که بيشتر به ياد ميان ولي يه شيريني خاصي دارن که با هيچ چيز ديگه اي قابل مقايسه نيست همين مورد زمينه نگاه به آينده را هم فراهم ميکنه.

  • محمد یوسفی گفت:

    داروین رو دوست دارم ،
    فقط بخاطر اینکه خیلی وقت ها نوشته ها و نظراتش منو به فکر فرو می بره. شاید گاهی اوقات ما آدم ها تو بعضی فکر ها به بن بست برسیم،اما همین که تلاشمون رو کردیم از نظر من خیلی ارزشمنده .
    ذهن ما آدمها پادشاه واقعی زندگی ماست . برام جالبه و همیشه دوست داشتم جواب بعضی از کنش ها و فکر های انسان رو بدونم.اینکه چرا واقعا به این شکل ذهن ما عمل می کنه ؟ هنوز هم گاهی اوقات برای پیدا کردن این سوال ، دست به فعالیت هایی می زنم. فعالیت هایی که در پایان نتیجه هاش فوق العاده برام لذت بخش هستن.
    وقتی نوشته بالا رو خوندم سعی کردم شیوه تفکر خودم رو هم در این باره ببینم. برام جالب بود که در طی سالهای گذشته موفق شدم با درس هایی که از معلم عزیزم دکتر پیمان ازاد گرفتم نگرش خودم و همینطور کنترل ذهنم رو بهتر یاد بگیرم. در میانه ی اونچه که داروین گفت و در تکمیلش باید بگم. انسانهای متمایز اونهایی هستن که زندگی در لحظه حال رو یاد بگیرن. خوشحالم که به موقع این حقیقت رو درباره زندگی خودم درک کردم و می تونم لذت لحظه حال رو احساس کنم. تو زندگی شخصی من و تجربه زندگی من ، در نگاه به آینده دیدن موفقیت ها غالب بوده بر دیدن شکست ها ، و در نگاه به گذشته باید بگم ، همیشه سعی کردم تا دستاورد هام رو ببینم ، چرا که معتقدم برای اینکه بتونی خودت رو بیشتر دوست داشته باشی و به خودت نشون بدی که انسان مفیدی هستی و برای اینکه عزت نفست رو بالا ببری واقعا نمی تونی چشم هات رو به روی دستاورد های گذشته ات ببندی .
    درباره خاطرات بد و شکست های زندگیم هم من از یه راه حل ساده استفاده می کنم !راه حلی که به شدت نگرش من رو به مسائل پیشین زندگیم تغییر داده . و اون اینه که :
    – رویداد رو می بینم و خوب دربارش فکر می کنم.
    – رویداد رو آنالیز می کن و اشکالات و اشتباهاتم رو می گیرم.
    – رویداد رو به راحتی می پذیرم.
    – و در پایان به اون معنای جدیدتری می دم.
    این کار تو زندگی من باعث شده نگاهم به گذشته خیلی راحت تر بشه .
    می دونی محمد رضا ، فکر می کنم بزرگترین مشکل ما آدمها اینه که به خودشناسی نرسیدیم ، و وقتی حرف از خودشناسی می آد می ترسیم ! می گیم وااای چه واژه ترسناکی !چه قدر سخته ! در حالی که خودشناسی یعنی شناخت بازی ها و فریب های ذهنمون ! وقتتی یه نفر بتونه بازی های ذهنش رو بشناسه . وقتی بتونه دلیل کنش های انسانی خودش رو درک کنه یعنی اینکه به خودشناسی رسیده ، البته نمی گم که اونقدر ها هم راحته ، چرا که ما آدمها موجوداتی پیچیده هستیم. اما می خوام بگم اونقدر ها هم سخت نیست. فکر می کنم رسیدن به خودشناسی می تونه به ما ادمها کمک کنه تا جز انسانهای متفاوتی باشیم که داروین گفته ….
    با نهایت احترام و تواضع
    شاگرد کوچک تو
    محمد

    • Sakineh گفت:

      سلام محمد عزيز
      چقدر با اون قسمت از حرفهات كه گفتي “خیلی وقت ها نوشته ها و نظرات داروين منو به فکر فرو می بره ” ، موافقم . ديروز يه كاري داشتم گفتم يه چند دقيقه اي كه فرصت دارم بيام به روز نوشته ها يه سري بزنم و بعد برم دنبال كارم , ولي وقتي مطلب رو خوندم ديدم من بيشتر از نيم ساعته كه دارم به چرايي و چگونه عصيان نمودن اين موضوع فكر مي كنم و تا يك ساعت بعد هم نتونستم از فكرش بيرون بيام .
      بعضي مطالب هستند كه واقعا إنسان رو به تفكر وا مي دارند ونمي شود به راحتي از آن رد شد.
      البته بيشتر مطالب روز نوشته ها همين خاصيت رو دارن و واقعا نمي شه از اون سرسري رد شد.

      • محمد یوسفی گفت:

        دوست عزیزم. ممنونم از نظرت . امیدوارم در تمامی مراحل زندگیت موفق باشی .
        در تمامی این مدتی که با محمدرضا آشنا شدم ، به شدت بهش احساس نزدیکی می کنم و احساس می کنم که ما با هم یک سری تجربیات و درد های مشترکی رو داریم. این صفحه برای من مثل قرص ارام بخش هست . بی نظیره . امیدوارم شما دوست عزیزم در تمامی مراحل زندگیت پیروز و سر بلند باشی .
        با هم ،برای هم
        با نهایت احترام و تواضع
        ☼ محمد یوسفی ☼

  • معصومه گفت:

    به هر حال از رنجهاشون عبور کردن؟؟؟؟

  • zoorba.booda گفت:

    هر چند جمله زيباييه ولي من خيلي باهاش موافق نيستم
    شايد خيلي از اوقات “عصيان” انسان سنگ بناي خودش رو بر رنج هاي ما بنا ميكنه
    و بيشتر انسانهاي متمايزي كه من ميشناسم عصيانشون روي رنج هاشون بنا شده

    • بهنام گفت:

      انسان هر رنجی رو یک بار نجربه میکنه ولی دو تا انتخاب در قبالش داره . یا اینکه یک بار ازش درسی یاد بگیره یا اینکه هر روز اون رنج رو توی ذهنش تکرار کنه و چیزی یاد نگیره ! این دو تا خیلی با هم فرق دارن . متن بالا هم دقیقا همین منظور رو داشت که فکر کردن به خود “رنج” و نه “دستاورد رنج” مشکل اصلیه .

      • zoorba.booda گفت:

        سلام بهنام عزیز . ممنون از وقتی که گذاشتی و توضيحي که دادی
        نقل قول بالا از سه خط تشکیل شده. دو خط اولش داره یک واقعیت علمی روانشناختی رو بیان میکنه که منم در مورد خودم احساسش میکنم و دانشم هم در حدی نیست که بخوام نقد یا تحليلش کنم.
        ولی خط سوم یک نتیجه گيريه که آقای داروین انجام داده و چیزی هم که من گفتم مربوط به این نتیجه گيريه.
        احتمالا داروین منظورش این بوده که به جای تمرکز بر رنج‌ها (که دست طبیعت هم داره کمکشون میکنه) ما باید روی دستاورد های خوب و لذت هامون متمرکز بشیم تا این قضیه ” انگیزه” لازم برای تبدیل شدن ما به یک انسان متمایز رو فراهم کنه (که منم با بیشترش موافقم).
        اما حرف من از به کار بردن واژه “عصيان” در این جمله است.به نظرم ميرسه که عصیان در مقابل رنجه که معنا پیدا میکنه نه در برابر دستاورد های خوب یا لذت ها. درسته که عصیان هم از جنس انگیزه ست ولی عاملشون از بیخ با هم متفاوته.
        شاید هم داروین منظورش این بوده که با اون دست طبیعت همراهی نکنیم و برعکسش عمل کنیم.نمیدونم!
        راستی در مورد تعابیری که در مورد واژه رنج بکار بردی به نظرم بیشتر در مورد “درد” صادقه تا” رنج” (البته فقط شاید)

        • هیوا گفت:

          سامان به نظرم دقیقاً منظورش برداشت دومته.
          عصیان یعنی بر خلاف طبیعت عمل کردن. بر خلاف وضعیت پذیرفته شده کنونی.

          اینکه وقتی میدونی در درونت کلی باگ و ایراد داری(مثلاً خطاهای شناحتی یا همین loss aversion که داروین در موردش گفته) با آگاهی از این نقص طبیعی مون که در برای تکامل ضروری بوده، طور دیگری رفتار کنیم.
          اینکه وقتی قدرت داری، ازش کمتر استفاده کنی
          اینکه به استقبال ابهام بریم
          اینکه هدف اصلیمون فقط بقا و تولید مثل نباشه!
          و…
          قسمتی از ساختار مغز ما با مغز خر و گرگ و موش مشترکه. ماها خیلی وقتها از هر خری(به معنای استعاریش)، احمقانه تر رفتار میکنیم و از هر گرکی ظالمانه تر و از هر موشی بزدلانه تر . میتوانیم آگاهانه از این لجن و گِل حیوانیت تا حدی خودمون رو بکشیم بیرون و به قول نیچه سر بر آسمان بساییم(دقیقاً اینو نمیگه، مضمونش اینه). البته ظاهرا ما همیشه بین زمین و آسمان خواهیم ماند…

          به هر حال به نظر میرسه آدم خودبخود انسان نمیشه و این مسیر رو باید آگاهانه و به سختی طی کنه. عصیان اولین کاریه که برای انسان شدن باید انجام داد.

          • zoorba.booda گفت:

            هيوا چندبار کامنتت رو خوندم .با حرفات موافقم.اگه به حرفای منم دقت کنی در تایید همین مسائله.
            شاید من ناقص منظورمو رسوندم.دوباره ميگمش:
            داروین میگه بیایید برخلاف روند تکامليمون بیشتر روی دستاوردهای خوب و لذتبخشمون متمرکز بشیم .معنی دیگه ي این حرف اينه که بیایید کمتر به رنجهامون فکر کنیم.
            خب حالا وقتی من دارم فکر میکنم که به به چه دستاوردهایی داشتم و به به چه دستاوردهایی خواهم داشت (به تعبیری :همه چی آرومه و من چقدر خوشحالم) دیگه میخوام علیه چی عصیان کنم؟
            زمانی که من از مسئله‌ای رنج می کشم و این رنج رو با همه وجودم حس میکنم ،اون وقته که میتونم عصیان کنم (تازه اگه وجودشو داشته باشم)

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *